آغوش تنهایی من

به نقل از خبرگزاریها در مورد آغوش تنهایی من : در تصویر زیر گریه های دختر یک آتش نشان در آغوش پدر قهرمانش را می بینید. آغوش وا کن مى توانم سرد تر باشم
آغوش وا کن تا جهان را آرزو مانده
آغوش تو حیثیت هر چه ندارم بود
بگذار خوش باشم برایم ابرو مانده

چندین غزل در من ش تى ...آه چندین بار
زاییده ام شعرى که اسمش را نمى دانم
با هر غزل ت ترم د آدم ها
با بغض هاى کوچک توى گلو مانده...

از هر جهت مى بینم این خانه پر از مرگ است
از بین برد. دستام و تو دستات بگیر آغوش ِ تو باز کن برام
بیا و با نواشات
دنیارو آغاز کن برام
منو بگیر از این شبا که بی تو دلگیر ِ برام
بیا نشون بده که یکی
مونده که میمیره برام
.
آغوش ی تو ازم نگیر بهونه ی ِ روز و شبام
اگه بگی مسافری
میباره روز و شب چشام
آغوش ِ تو ازم نمگیر بیا تا آ پا به پام
اگه بگی مسافری
میباره. رئیس فیفا توصیه کرد سرمربی تیم ملی اسپانیا هر چه زودتر به خاطر شجاعتش در آغوش گرفته شود!. دوباره اومدی سراغم چند وقتی بود نبودی تنهایی مو میگم دوباره باهم شدیم میخوام دوباره کنارت باشم خسته شدم از این روزگار میون این همه آدم تنهایی خیلی سخته یکی هست که حرفامو بهش میزنم ولی گناهی نداره بخواد ناراحتی بکشه  به خاطر من . . . . دلم گرفته آرامش میخوام  آرامش یه نوزاد که خیلی آروم فارغ از غم دنیا تو آغوش مادرش خو ده یه آغوش گ.
اینجا ز له نیست. اما من پسرم را همانطور که خواب است تنگ در آغوش مى گیرم. چرا که باور دارم مهر… شاید در نگاه اول اینگونه به نظر بیاید که هیچگونه خطری جان بچه را تهدید نمی کند اما مادر یا هر دیگری که کودک را در آغوش گرفته، او را در فاصله اندکی از "مرگ" به آغوش کشیده است. نیست کلمه ایی که از من بزاید و در تو سرازیر شود مثل کودکی از تو در من، که در آغوش تو سرریز می شود. سریز می شود تا بیایی بیایی و کلمات جان بگیرند و با ایمانِ تو، فاتحِ ش ت ناپذیرِ دنیا شوند. بیایی و با هم به ایمان ایمانی دوباره آوریم و همه پیمان ها را به مُهر احساسمان جاودانه کنیم، بیایی و دستانم را به دستانِ راه گره بزنی تا همراه همیشگی . اعتراضات ضد ترامپ همچنان در ادامه دارد؛ برخی ن در این اعتراضات تصویری از یک زن مسلمان در آغوش مجسمه را در دست دارند. سرمربی پیشین تیم ملی گفت که شکایت رئیس فدراسیون فوتبال را با آغوش باز می پذیرد. کودکی خانوم بازیگر در آغوش پدرش

کودکی خانوم بازیگر در آغوش پدرش ، لیلا اوتادی را در آغوش پدرش می بینید. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] "parihug”، عروسک پولیش پر شده با شتاب سنج و موتور می باشد که از راه دور برای کودک دلبندتان آغوش می فرستد. تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ..

.تنهایی را دوست دام زیرا تجربه ...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و

انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد اسیرم.............................................. سالهای متوالی........................................... پی در پی یکدیگر نفس هایم می آید و میرود من مانده ام بین ثانیه ها،بین ساعت ها،بین قضاوت ها،بین سنجش ها... بین جسمم................... سخت است اثبات اصل وجود ب مردم.... سالهاست اسیر انتخ هستم ک ب من تحمیل شد... اسیر انتخ که انتخاب من نبود.... تنهایی ب من تحمیل شد........... از زمان تولد . هنگام پخش آهنگی از حامد همایون در برنامه جشن دعوت که ب به صورت زنده از شبکه یک سیما پخش می شد دو مجری آقا و خانم برنامه یکدیگر را در آغوش گرفتند. چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم.... خی گر چه عمری یار من بود
امیدت گر چه در پندار من بود بیا امشب ی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساقرم ده چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم احساس می کنم یک خنگِ به دردنخورم؛ هیچ نمی تواند آرامم کند.
این درد ماست که اشتباهی زیادی فهمیدیم و دل را نتوانستیم به چیزهای کوچکِ مضحک ببندیم. اینکه تمام چیزهایی را که در این دنیا، ی را آرام می کند می دانیم؛ به جز آغوش.
بغلم کن. با من از معادله زمان حرف نزن. با من از روزهای رفته، از آیه دردآمیزِ «و لیس للانسان الا ما سعی»، از علم. به آغوش گرم و کوچک من بیا به آغوش گرم و کوچک من بیا

وقتی تنهائیت از افق نگاه مبهوتت

تا آسمان بیکران خدا پر می کشد

و ی نیست که برایت زنده بماند و زندگی کند به آغوش گرم و کوچک من بیا به آغوش گرم و کوچک من بیا

وقتی ثانیه های حیات چون سال برتو میگذرند

و دیگر در دیار تو گلی نمی روید که جان تو را معطر کند

وقتی مرگ در دو قدمی تو نفس می کشد و جوان می شود

وقتی دار و ندار جهان به پای اسلحه هایی می ریزد که فقط بلدند آدم بکشند به آغوش گرم و کوچک من بیا به آغوش گرم و کوچک من بیا

وقتی صدای مسلسل هایی که تمام هنرشان نابود است

نازک گوش تو را نشانه میروند

وقتی که دد منشان عمق ترس و تنهایی تورا نمی فهمند

و با نگاه های هیز شان پلیدانه قهقهه می زنند

تا دندان های کرم خورده شان را به چشمان آسمانی وحشت زده تو نشان دهند به آغوش گرم و کوچک من بیا به آغوش گرم و کوچک من بیا

وقتی تمام سرگرمی دنیای کوچک تو

سرگشتگی در میان ویرانه های تنهائیست

و مبهوت ماندن از آنچه بر سر رویاهای ک نه ات آمده

و ی نیست که تو را ازمیان آوارهای غم برهاند

و به مهمانی شاد گلها و شاپرکهای مهربان ببرد عزیز دلم!
به آغوش گرم و کوچک من بیا... منبع: آیه های انتظار انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهایی اش را می برد با خود به هر شهری
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر ت. در جدیدترین دستاورد خود موفق به تسلط بر درعا شد و منطقه ای راهبردی را به آغوش این کشور بازگرداند. شب گذشته ان انتظامی استان اصفهان در عملیاتی ضربتی، یک خودروی سرقت شده را کشف و 'مبینا'کودک هفت ساله را به آغوش خانواده باز گرداندند. در سال گذشته ۱۶۰ زندانی جرایم غیر عمد در استان چهارمحال و بختیاری به آغوش خانوده بازگشتند. در حیاط شمعدانی ها ط ی کرم های فاسد تنهائی می شوند و بند رخت خشکیده در خاطرات بند غمگین تو خواب بارش عشق می بیند خواب یک مرد خیس از ابرهایی که قطرات آغوش را با خود حمل می کنند .... رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: هرجایی که ت اعلام کند ما با آغوش باز به ت کمک می کنیم. شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل می سراید
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور ن
ندیدم ک. چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم … . .
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم خی گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب ی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم چرا رف. از کتاب "68 ثانیه به اجرای این اُپرا مانده است":
آغوش وا کرده بودی، با دست هایی مردّد
جمعیّت و خنده: گاهی، تنهایی و گریه: ممتد

از شاه راهت گذشتند، هرگز ولی برنگشتند
تشویش و شرم و شکایت، بی وقفه در رفت و آمد

چیزی نمی آید از خوب، خوب آرزویی محال است
از خود نپرسیده بودی جز بد چه می آید از بد؟

با خنده هایت نپوشان، نقصانِ ا. رمان امن ترین آغوش دنیا خلاصه : رمان عاشقانه امن ترین آغوش دنیا به درخواست شما کابران عزیز به آرشیو رمان تک سایت اضافه شد. رمان امن ترین آغوش دنیا داستان سعید است که برادرش رو از دست داده و سعید قصد ابراز علاقه به همسر برادرش رو داره و داستان از اینجا شروع میشه. رمان با فرمت pdf ادامه مطلب به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، همراه با قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا، کارلو آنچ و کارل هاینس رومنیگه با در آغوش گرفتن یکدیگر، اینگونه به شادمانی پرداختند. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] انگار یه روزى،یه جایى توى خلاء،توى فضا رهاش کرده م و همینطور که چشم دوخته م به رفتنش،آرزو کرده م برگرده و ته دلم امید داشته م به برگشتن و از نو سلام . مثل اینکه یه روز از خونه رفته،من درو بسته م،بى خ ظى. و بعد با آغوش باز توى خونه ایستاده م. مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان گفت: پیکر مطهر یکی از ی ۸ سال دفاع مقدس بعد از ۳۵ سال به آغوش خانواده بازمی گردد. منابع سوری از پیوستن مناطق جدید در حومه درعا به آغوش پس از توافق انجام شده میان گروههای مسلح و دمشق خبر دادند. امشب دلم یه آغوش امن و گرم میخوات . امشب دلم تنگه.امشب حس تنهایی دارم و دلم میخوات الان تو اتاق خودم تنها بودم.دلم بارون میخوات . متاسفانه امسال نه سرمای آنچنانی داشتیم و نه حتی بارون. کل پاییز و زمستان فقط دو روز بارون داشتیم.کادوی زن داداشم رو دادم .البته جلوم باز نکرد و نمیدونم خوشش اومده یا نه. حقوق گرفتم . حقوق مهر تا دی.شیرینی نار. قدم می زنیکوچه پس کوچه های شهر رااز عشق با طعم قهوه و سیگارتا تنگ در آغوش غریبه های متروقدم می زنی با سکوت چشمانتاز شک تا یقین خاطرات فراموش شده ی دلاینگونه می نشینمبه شب مرثیه و آهنگدر حجم خالی آغوشآغوشی که اینبار تهی را بغل گرفته بود. مهر نوشت: رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: هرجایی که ت اعلام کند ما با آغوش باز به ت کمک می کنیم. نیکا فرقانی، بازیگر سریال پایتخت ع ی از کودکی خود و خواهرش در آغوش ثریا قاسمی منتشر کرد. یک بهله عقاب جوان که بر اثر اصابت تیر شکارچیان غیرمجاز به بال راست مصدوم شده بود بعد از 45 روز به آغوش طبیعت بازگشت.
ღ♥ღای کاش میشد
سفر ی دوباره کرد
به کوچه های خلوت عاشقانه
به بوسه های محرمانه
ღ♥ღای کاش می شد
پیدامی بهونه ای برای
تمامی این بهونه ها
ღ♥ღای کاش میشد
بوسه دریا و آسمان را
در نقطه ای کور
تعریف کرد
ای کاش میشد
عطر آغوش را به آیینه ها سپرد
ای کاش میشد
این خاطره ها رو قبل از ش تن
بند زد
ღ♥ღای کاش میشد
برگشت به ماههای قبل
زیاد دور نه...!!!
زمانیکه عطر رویا را
در آغوش تو یافتم
ღ♥ღای کاش میشد
پاک کرد این روزهای خوب را
عادت بخوبی ندارم
دل ش ته همیشه
دست تمنا دارد
بی نیازی بامن سر ناسازگاری دارد
تنهایی , تنها هم آغوش بی همتاست
ღ♥ღای کاش میشد
امشب
در کنار نمیکتِ
تنهایی ام
هزاران بار خیال ِ
تو را در آغوش
گرفتم

و هزاران
بار دیگر در خیال ِ
با تو بودن
بلند بلند فریاد زدم
دوستت دارم

تا تو با
یک شب خیر ساده
من را در تمام
خی به آغوشت
مهمان کنی
تا طلوع چشمان ِ
خورشیدی ات..✏️

#امید_آذر

دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچ او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچ او را نمیخواهد ب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آ او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم دوراز این هیاهو
دلم باز کویر می خواهد و
تنهایی و سکوت و
آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرونشاند.
نه دیوار،
نه در،...
نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم،
نه پایی که در نوردد مرزهایم،
نه قلبی که بشکندسکوتم،
نه ذهنی که سنگینم کند از حرف،
نه روحی که آویزانم شود.
من باشم و
تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش م. یک آغوش دِبش می خواهم..
با بوسه ها ی لب سوزِ لب دوز...
کمی هم باران...
تو را هم می خواهم...
و موسیقی ملایم چشم های تو را
که در هوای دوستت دارم...
خیسِ خیس است...


# _درفش  شهید ابوذر داوودی که 3سال از ازدواج با دختر اش گذشته بود یک روز از جبهه مقاومت تماس می گیرد و به همسرش وعده دیدار و بازگشت خود در هفته آینده را می دهد. او می آید اما بی جان، پیکر مطهر دیده بان مشهور جبهه های مقاومت به خاک س می شود ولی دختر سه ساله اش همچنان عاشقانه در آغوش پدر می رود. 
دختر است دیگر، و هیچ نمی تواند درک کند که این کودک در خلوت خود راز های خود را به که می گوید.  شهیدی که دختر سه ساله خود را در آغوش گرفت +تصاویر آیت الله سبحانی تاکید کرد: ما معتقد هستیم که ان شاءالله فلسطین به آغوش مسلمانان بازخواهد گشت. ماجرای شهادت پدرو پسری در آغوش هم سر انجام این پدر و پسر همانند مولای خود ابا عبدالله الحسین(ع)، در عملیات "والفجر ۶ "در قلّه های سر به فلک کشیده "چیلات"، ابتدا پسر در آغوش پدر شهید شده و سپس پدر نیز همان جا در حالی که سر فرزندش را بر آغوش گرفته بود، در اثر اصابت گلوله ای به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
شهیدان اسماعیل زاده ۲۵ سال مفقود الجسد بودند تا اینکه گروهی از اعضای تفحص، پیکرهای مطهر این دو شهید بزرگوار را در تاریخ دادماه ۸۸ در منطقه چیلات کشف کرده و به آغوش خانواده شان باز می گردانند. امروز فهمیدم تنهایی یعنی ..
همه ی روز با خودت بگویی
"فراموش کرده ام"
بگویی
"دیگر نیست .. دیگر دوستش ندارم"
اما ..
شب که می شود
زانوهایت را در آغوش بگیری
دیوار بشود تکیه گاه ِ سر پر ز خی ..
و در دل بگویی
"راستی .. ! چقدر دلم برایش تنگ بود ، تمـــام ِ روز .. ! " در این خبر تصاویری از فرزندان ی م ع حرم در آغوش انقلاب را مشاهده می کنید، این تصاویر در حاشیه دیدار جمعی از خانواده های ی مرزبانی با انقلاب گرفته شده است. مهدی طارمی، که در اواسط نیمه دوم و بعد از عملکردی ضعیف، جای خود را به منشا داده بود، بعد از گل مهاجم سیاه پوست سرخپوشان، به درون زمین دوید و اولین نفری بود که به منشا رسید و با واکنشی جالب او را در آغوش کشیدتا حاشیه ها بین این دو کاملا تمام شود.
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
خی گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب ی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو . ایسنا نوشت: پیکر مطهر شهید عبدالرضا خوشرو، بعد از 34 سال فراغ، در میان استقبال باشکوه مردم شهیدپرور جهرم، به آغوش مام وطن بازگشت.