آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

به نقل از خبرگزاریها در مورد آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست : بهشتم ... آرزوست ...رنجورم از خود و همرهان رنجورم ... پروازم آرزوست ... از تنگ و بی قواره قفس زندگی ! بال نگشوده ... اوج پروازم آرزوست !! منبع   از دیو و دد ملول بود و با چراغ گرد شهری می گشت. در جست و جوی انسان بود. قلیلی گفتند "نگرد که ما گشته ایم و آنچه می جویی یافت نمی شود". گفت: می گردم زیرا گشتن از یافتن زیباتر است و گفت: قحطی است نه قحطی آب و نان که قحطی انسان.   کثیری بر آشفتند و به کینه بر خاستند و هزار تیر ملامت روانه اش د که ما را مگر نمی بیینی که منکر انسانی. چشم باز کن تا انکارت از میانه بر خیزد. خنده ن گفت: پیشتر که چشم هایم بسته بود هیاهو می شنیدم. گمانم این بود که صدای انسان است چشم که باز اما همه چیز دیدم جز انسان!! خنجر کشیدند و کمر به قتلش بستند و گفتند: حال که ما نه انسانیم تو بگو که این انسان کیست که ما نمیشناسیمش. گفت:آنکه دریا دریا می نوشد و هنوز تشنه است. آنکه کوه را بر دوشش می گذارد و خم به ابرو نمی آورد. آنکه نه او از غم که غم از او می گریزد. آنکه در رزمگاه دنیا جز با خود نمی جنگد و از هر طرف که می رود جز او را نمی بیند. آنکه با قلبی شرحه شرحه تا بهشت می د. آنکه خونش عشق است و قولش عشق. آنکه سرمایه اش حیرت است و ثروتش بی نیازی. آنکه سرش را می دهد اش را اما نه. آنکه در زمین نمی گنجد. در آسمان نیز. آن که خدا را به اختیار بنده است و لا غیر و فقط برای او سر به تعظیم خم میکند. او هنوز می گفت که چراغش را ش تند و با هزار دشنه پهلویش را د د... فردا اما باز ی خواهد آمد. ی که از دیو و دد ملول است و انسانش آرزوست. غزل شمارهٔ ۴۴۱   مولوی مولوی » دیوان شمس » غزلیات   بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست هر چند مفلسم نپذیرم عقیق د کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست گوشم شنید قصه ایمان و مست شد کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست یک دست جام باده و یک دست جعد یار ی چنین میانه میدانم آرزوست می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست من هم رباب عشقم و عشقم رب ‌ست وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست باقی این غزل را ای مطرب ظریف زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست بنمای شمس مف تبریز رو ز شرق من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست خوشا به حال آنکه در خیال خود مرفه است به جان مادرم چنین تصوراتم آرزوست! یکی به یک اشاره می شود چو شهریار و من فرار از این دو خط و نیم ، خزعبلاتم آرزوست کرم قلی که می دود ،طلا و سکه میچکد چنین دویدن و چنان ترشحاتم آرزوست! یکی به فکر لیــــموُزین ، یکی به فکر نانِ شب! مرا به راحتی و آبرو ،ممـاتم آرزوست!! دلیل اقتصاد این چنیـــــن : چیــن و . دلم قرص نیستتوش ماشین لباسشویی روشنه!همش این جمله تو کله ام ه که خوبهایی که دل آدم را قرص میکنند بهتر از قرصهایی که حال آدم را خوب میکنند هستند.امشب دقیقا جای خالی اون خوب رو احساس میکنم.خوبی که نمیدونم کی هست!از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست! بر تو از نزدیک آقاجان سلامم آرزوست
با شما عمریست این چندین کلامم آرزوست دوست دارم دوستت باشم به هر قیمت شده
دشمنی با دشمنانت صبح و شامم آرزوست چون شهیدانی که گمنامند اما با توأند
ترک جان و ترک نان و ترک نامم آرزوست هر چه عنوان است در دنیای ما بی ارزش است
گفتن یک مرتبه ؛ آقا غلامم آرزوست معنی رزق فراوان چیست با تو بودنست
در صر. این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] به نام خدای حسین(ع)؛ به تبرک ثانیه های میلادت فطرس ملک بخشیده شد و من بهانه ای بهتر از عشق در دستم نیست، وقتی از همه جا رانده و مانده ام تا پیشاپیش به پیشکش ساحت مقدس روز سوم بیاوردم و برای ش ته بالی ام طالب فرجی باشم و خدا دست رد به اش نمی زند هر ی را که تو را دارد، ای حسین(ع)... تولد حسین جنت که بود رایحه اش رایحه ی عشـق الحق که معطر شده از بوی حسین است جبریل امین فـ کنان از ازل الدهر در کنگره ی عرش ثناگوی حسین است دلتنگ نوشت: پیشاپیش آمده ام برای تولدت ارباب تا فریادم زودتر برسد برای عیدی گرفتنم که حسین جانم: باز هوای حرمت آرزوست... نمی دانم خود را چه بنامم؟! دیگران می گویند ما انسانیم و تو نیستی! اما به نظرم همینکه خود را انسان می دانند و مرا از دایره انسانها خارج می کنند خود به درک درستی از واقعیت انسان بودن نرسیده اند!! زن و بچه خود را رها می کنند و به دنبال هوسی که عشقش می خوانند و فقط برایشان حکم ترفندی را دارد دربدر در غربت آواره می شوند و آنگاه که دل زنی را که.
به من بگو، بگو؛چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟به من بگو، بگو؛چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟من از درخت زاده امتو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختهابه من بگو، بگو؛درخت را که زاده است؟مرا ستاره زاده استتو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سردبه من بگو، بگو؛ستاره را که زاده است؟ستاره را، درخت را تو زاده ایتو ای که گفتنت پ پرنده هاستبه من بگو، بگو؛تو را که زاده است؟
"رضا براهنی"
بشنوید:http://opload.ir/ f-a34ca573c4471-mp3 when i need you، با صدای celine dion؛ اصل ترانه از leo sayer.تصویر:پروانه معصومی و  پرویز فنی زاده، در "رگبار" بهرام بیضایی.

جان بر کف و اشاره ی جانانم آرزوست جانان هرآنچه می طلبد، آنم آرزوست
صدبار اگر نثار رهش جان و سر کنم تا باز جان دهم به رهش، جانم آرزوست
ع ماه رمضان با جملات زیبا
بـاز هـوای سحرم آرزوست / خلوت و مـژگان تـرم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمـان / دست تو و روی تو ام آرزوست …




بر هر نفست اشاره دارد رمـــضان

بر عشق و عطــش نظاره دارد رمضان

در ظلمت بیکرانه ی شبهامان / دریا دریا ستاره دارد رمضان



ماه ضیافت الهی مبارک



برای دیدن بقیع ع ها وجملات ادامه مطلب گاهی انسان قبل از اینکه با خودش خلوت کرده باشه، که بعد بتونه به خلوت و سکوت بین خود و خدای خود برسه و این سکوت رو تحمل کنه، با دیکته ها و قوانین و اجبارها و الگوها و دست ساخته های بشری شتابزده شروع به ساختن می کنه ... و غافل از اینکه زمان محدود ... و هر چه ساخته در نهایت امر متوجه می شه ساخته هایی بوده!!! کاش نبود همه چی ... این روزها احساس ها. با این ش ته بال ، دلدارم آرزوست با این ش ته دل ، دیدارم آرزوست حرفی ندارم از ، دلتنگی خودم بی تاب رفتنم ، پروازم آرزوست ** ما را به سلام غیر چه حاجت است ؟ وقتی حسین (ع) به ما سلام می کند ** خواب از سرم پریده است عشقت به جان رسیده است یادت همیشه با من است نقش جنون کشیده است ** چه بگویم ؟ چه بنویسم ؟ چه بنالم ؟ همه ی شهر پر از سیاهی است ... و دل من . واکنش برخی از هنرمندان نسبت به مرگ دردناک کودک دسال، آتنا اصلانی. تیم جوانان ایران کار خود را در جام جهانی زیر ۲۰ سال کره جنوبی از فردا آغاز خواهد کرد، تیمی که سراسر امید و آرزوست. هوای اتاق من امشب میل به بارش دارد خودش نه ن پر ش ته ی آن ... در فراقت مثل باران می شود من و نگاه من یک نگاه به قاب ع تو و باران شدم ... لبخندت هنوز تازه است صدای سیب گفتنت هوش می برد از سر تو جای من باش و گریه نکن ! وقتی هجمه ی خاطراتت خنجر می کشند می توانی !؟؟ انسان نباید در برابر شرایط متغیر زندگی اش ش ت بخورد و باید مقاومت کند، در غیر این صورت موجودی منفعل است. کارشناسان می گویند گله مندی مردم از عدم اجرایی شدن کاهش تعرفه های مردمی تنها با راه اندازی صحیح شبکه ملی اطلاعات برطرف خواهد شد. کارشناس روابط بین الملل گفت: سخنان مسؤولان رژیم صهیونیستی در رابطه با وج ایران از رؤیاپردازی و شبیه آرزوست. چقدر دلم میخواد برم شمال...هوای بارونی تو جاده های سرسبز اونجا ریه جسم و روح رو سرحال می کنه...اگه پسر بودم می تونستم برم.اگه نمی ترسیدم همین امشب می رفتم.اگه ... آدمکی بودم؛از قعر دوران؛از کوی مستان؛باد آرزوها مرا با خود برد؛و مثل شاخۀ خشکی ش ت و خُرد کرد؛خُرد شدنم را آدم ها دیدند؛و بُ د از هر چه آرزوست. می خواهم بمیرم ! این خواستن توانستن نیست ، آرزوست شاید تکرار حرفهایی که برای همگان آشناست نمی توان برای رهایی این چنین جنگید نمی توان آه پر هیاهوی ماندگان را نشنید این از حرف های ک نه هم ساده تر است با ترس نمی گویم من به تو مدیونم من الفبای دوست داشتن را درست نمی دانستم من بهانه ی تو را در تنهایی ها به خاطره های باد سپردم این ندای بی مهری را ی برایت معنی نکرد می دانم که آفات عشق سکوت در واژه گانی است که به دستم رقم می خورد ای کاش می گفتی : که الفبای دوست داشتن تنها حضور توست می خواهم بمیرم ! نگو که نمی توانی این خواستن توانستن نیست ، آرزوست . بزرگترین آرزوی عمرم این بوده ذاتا و با یه روند پیوسته آدم سخت کوش و با انگیزه ای باشم ولی متاسفانه در برخورد با این چنین افراد چند روزی جوگیر شده و باز همان آش و همان کاسه :/
من جوان ایرانیم آرزویم مرگ زندگیم زجر تحصیلاتم بی اجر ازدواجم آرزوست ادامه مطلب رحمت الله حافظی امروز آ ین سخنرانی خود را صحن شورای شهر انجام داد. می گویند هنوز بسیاری از مردم س ل ذهاب در چادر زندگی می کنند. برخی مردم در به در رسیدن به یک کان هستند. کان ی که الان برای مردم ز له زده یک آرزوست. لورنزو اینسینیه، ستاره ناپولی که شایعاتی درباره حضورش در بارسا مطرح شده، مدعی شد که پیوستن به بارسا برای هر بازیکنی یک آرزوست. بچه که بودم همیشه از خیانت ها بهت زده می شدم می گفتم مگر می شود که دنیا چشم آدم را کور کند ؟ بزرگتر که شدم ، درک میکنم که انسان به گفته دورکیم جامعه شناس فرانسوی، سیری ناپذیر است و به قول جان لاک ......است که پیش بینی ناپذیر است. حال این انسان می تواند پدرت، مادرت، برادرت یا خواهرت یا غریبه باشد!!!!!!!!! مسوول نمایندگی ولی فقیه در بسیج گفت: همانطور که امور خارجه بیان کرده اظهارات امریکایی ها برای بازدید از مراکز نظامی آرزوست؛ یی ها این آرزو را به گور خواهند برد. «ولتر»(1778-1694) حکیم و شمند فرانسوی، گفت و گویی خیالی، سامان داده است میان

یک فیلسوف با طبیعت که از راه پرسش و پاسخ، فرایند سخن را پیش می‌برند.

آنگاه که فیلسوف از برخی از کار و گفتار طبیعت به شگفتی در می افتد، طبیعت در واکنش به او

سخن نغز و پرمغزی می‌گوید:


«فرزند، این تعجّب به تو از این راه، دست داده که نا. من نمیدونم تا کی قراره بیام اینجا بنویسم...ولی اینو میدونم که اینجا نوشتن حس خوب تخلیه شدن ف بهم میده.... حس میکنم یکم توعالم بچگیم موندم.. اطرافیان میگن که از هم صحبتی بامن لذت میبرن...از اطلاعات و از طرز فکرو. از نوع نگاهم به مسایل و از فعالیتامو از همه چیم...منو یه آدم پخته میدونن...گرچه که من خودمو مثه هم سنو سالام نمیدونم...فک میکنم بچ. نمیدانم به این اتفاق چه میتوان گفت....ولیکن پست قبلی راکه مینوشتم صدای آشنایی به گوشم رسیدوبعدفهمیدم که صدای مردی است که عاشقش هستم....وهنوزهم باورم نمیشودکه دران زمان ودران کافی نت ونفرجلوی من ی باشدکه دیدنش برایم آرزوست.... این هم وضعیت شهر قشنگ ما تمام جاهایی که دستشون میرسیده شا ار !!!! تمام زیباسازی ها تمام تابلو ها تمام ایستگاه ها تمام ج ها تمام زمین و آسمان ادامه مطلب کم کم اون دیدگاه خوبی که نسبت به پزشکا داشتم رو دارم از دست میدم، واقعا اونا تحصیل که به مردم خدمت کنن یا عیاشی کنن؟ اکثرشون هم هنوز مساله ی محرم بودن واسشون درست و حس تعریف نشده! طرف دندانپزشکه که توی تهران درس خونده، درخواست دوستی میده به خیال اینکه چون الان دندانپزشکه هر دختری حاضره براش هرکاری انجام بده، بعد درخواست آشنایی میده و انتظار داره طرف خودشو با اون محرم بدونه! واقعا چرا؟ جدیدا یا رشته ی تحصیلی عوض اینکه سواد آدم ها رو زیاد کنه اونا رو احمق تر میکنه یا شهری که توش درس میخونن ( یعنی تهران!) واقعا این رفتار ها شده معضل! وقتی تحصیل کرده ش آدم احمقی هست چه انتظاری هست از سایرین؟ بعد از اینکه کارشناسیمو گرفتم و تصمیم گرفتم دوباره کنکور شرکت کنم برا رشته ی مورد علاقه م، از خدا خواستم اگه اون رشته قراره منو عوض ( !) کنه تا آ عمرم هم اگه حتی سالها تلاش هیچوقت موفق نشم، آدم بودن خیلی مهمتر از و بودنه! واقعا راست گفتن که "انسانم آرزوست".. . دلم حسن عباسی می خواد. یه ذره صدا بلند کنه قلبمون بریزه، قبلِ اینکه قسی القلب بشیم...
تمت. تلخ و شیرین تلخ مثل چای شیرین مثل قند چای قند پهلویم آرزوست تلخ اما شیرین شیرین و دلچسب گوارا که به در بیاورد تمام خستگی ها را که به در آورده است تمام خستگی ها را روزهایم شده چای قند پهلو شاعر شده ام بی انکه بخواهم بی آنکه بدانم پسر خوشکله مامان 70ماهه شدی مردی شیرین و مهربان از خدا می خواهم اینگونه نگاه های معصومانه ات تکرار شود اینگونه زیبا خندیدنت تکرار شود اینگونه شیرین سخن گفتنت تکرار شود اینگونه واژه ها را بیاموز و با زبان ک نه ات برایم جمله های شیرین بساز فــردا ؛ تنها در قاب خاطراتمان خواهیم توانست این روزها را به تماشا بنشینیم تمام لحظه ها دلتنگ ت. اینقده دوس دارم به خودم زنگ بزنم بگم الوووووووووو؟
بعد خودم بگم قربوووون الو گفتنت برم مممممممممممممن !!!!
بعدم خج بکشم قط کنم گوشیو....:
چند دفم امتحان اااا ولی همش بوده!!
نگرانم نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ........:
روانیم خودتی وقتی از چیزی حرف میزنی یا دفاع می کنی یا با عنوانی شناخته میشی تو میشی اون فکر، نظر، قومیت ملیت و یا هرچیز دیگه ایو حواست رو جمع کن حواست رو خوب جمع کن. که کج رفتنت که کج گفتنت که کج بودنت به اسم اون چیزی نوشته میشه که ش شناخته شدی. حواست باشه. شکر خ ت یاعلی بعد نوشت: برای اولین همکلاسی خوبم، آقای توی وبسایتتون جایی برای نظر دادن پیدا ن . حس شباى تابستونو دارم که فرداش باید برم کلاس تابستونى :)

حس خونه ى مامان جون اینا که زیر کولر با این پتو و بالسا میخو دیم میدیدیم و وسطش چشامون میرفت و میومد
ولى یه چیزى فرق داره.... قبلا ف میزدیم با هم الان سرمون تو گوشیانونه
حس کلاس زورى ها رو دارم که مجبورم برم فردا :) فکر به آینده برای برخی از مردم چیزی شبیه یک آرزوست. برای بخشی از مردم آینده همان نان شبی است که می خورند این روز ها رود آرام درونم چموشی میکند. بی هوا می کوبد بر سیل بند خیال آشفته ام ! این روز ها آنقدر گرفتار طغیان تکراری ام که دگر چند خط گاه نوشت شعری از شمس یا مرور ع هایش اعجاز اندکی آرامش ندارد. یا حبیب صبر ایوبم آرزوست !! ((مسعود)) صحبت همچون صحبت خار و گل است ، بی تو من را خوش نباشد ، گر تو را بی من خوش است .

همین که یاد من کردی تشکر / همین که مرهم دردی تشکر / در این دنیا که مردم بی وفایند / همین که باوفا هستی تشکر .

اگر یک آسمان دل را به قصد عشق بردارم / میان عشق و زیبایی تو را من دوست می دارم .

عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم ؟ / مهرت به سرای من بخوابد چه . دلم بهار و تابستون طولانی می خواد، طولانی تر از شبای سنگین زمستون. از روزی که فتحعلی شاه به سن بلوغ رسید و تونست زن بستونه و بچه دار بشه تاااااااااوقتی که مرد 47 سال طول کشید! توی این چهل و هفت سال اوشون صاحب دوهزار بچه و بچه زاده شد که پنجاه تن از بچه هاش تنها توی یک سال به دنیا اومدن! یه روز به آقامحمدخان خبر دادن که ب چهارتا از ن باباخان چهارتا پسر زاییدن! آقامحمدخان گفته بود: کاش یکی بزاد,اما لطفعلی. وقتی بهت میگه موهاتو نریز بیرون
اخم نکن خانوم جان
چادر سرت
بگو چشم
این چشم گفتنت باعث میشه
تا نجابتتو با دنیا عوض نکنه
پدرم می گوید: کتاب!
و مادرم می گوید: دعا!
و من خوب می دانم
که زیباترین تعریف خدا را فقط می توان از زبان گل ها شنید...
«حسین پناهی» **************************************************************************** +بیداری شبانه با همه ی خوب بودنش و آن لذتی که همیشه برایم به همراه داشته گاهی اوقات تنفر بر انگیز میشود آن هم به خاطر هجوم هزاران هزار افکار و امراض لعنت. اینقده دوس دارم به خودم زنگ بزنم بگم الوووووووووو؟
بعد خودم بگم قربوووون الو گفتنت برم مممممممممممممن !!!!
بعدم خج بکشم قط کنم گوشیو....:
چند دفم امتحان اااا ولی همش بوده!!
نگرانم نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ........:
روانیم خودتی یادته اولین قرار لعنتی یادته اولین دوستت دارم گفتنت لعنتی یادته به اغوش کشیدن هم لعنتی هه حالا چی لعنتی؟ منو تنها گذاشتی رفتی حالا من تنها موندمو این همه خاطره ساده دل کندیو رفتی با غریبه ای ول بامرام حالا من شدم ادم بده این داستان ولی اینو بدون خیلی به پات موندم انقدر مردم که گربه صفت نبودم هنوزم دوست دارم به اندازه خ که میپرستی عشقم از روی هوس نبود..... برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید