آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

به نقل از خبرگزاریها در مورد آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست : چون که نیم در این عالم ,آنم آرزوست بالی مدهوشم و پروازم آرزوست رفته از جانم آسودگی آهی بی پایان تندی بر قلب من ,سکوتش آرزوست من دور و شمع به خا تر شدن خا ترم رو به سویت ,بادش آرزوست کهنه سواریم و بر موج دریا آشفته ایم آب هست و حوایم آرزوست در شت بی زمان بر اشکم سوار گویم دورم از خلق جهان ,فریادم آرزوست سرمه ای بر چشم دل بینان تاریکی کشیده ای آن دل که با ماه خویش گفتم ,آنم آرزوست اوجی به دل گرم گرفته ام با رب دل اندک زمان اشکی بر حال دل ,خوابم آرزوست با امتدادی از لحظه ها ش ته است قلب ها تا لب به سخن نیامده آرامم آرزوست با سکوتی بر حال تو ,من دلم پا بند تو لبریز نفسم از قلبم ,بارانم آرزوست بر پهنه ی گیتی بلند به که گویم حال دل گر روزی لب سخن گویم آسمانی آرزوست خوشا به حال آنکه در خیال خود مرفه است به جان مادرم چنین تصوراتم آرزوست! یکی به یک اشاره می شود چو شهریار و من فرار از این دو خط و نیم ، خزعبلاتم آرزوست کرم قلی که می دود ،طلا و سکه میچکد چنین دویدن و چنان ترشحاتم آرزوست! یکی به فکر لیــــموُزین ، یکی به فکر نانِ شب! مرا به راحتی و آبرو ،ممـاتم آرزوست!! دلیل اقتصاد این چنیـــــن : چیــن و . دلم قرص نیستتوش ماشین لباسشویی روشنه!همش این جمله تو کله ام ه که خوبهایی که دل آدم را قرص میکنند بهتر از قرصهایی که حال آدم را خوب میکنند هستند.امشب دقیقا جای خالی اون خوب رو احساس میکنم.خوبی که نمیدونم کی هست!از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست! بر تو از نزدیک آقاجان سلامم آرزوست
با شما عمریست این چندین کلامم آرزوست دوست دارم دوستت باشم به هر قیمت شده
دشمنی با دشمنانت صبح و شامم آرزوست چون شهیدانی که گمنامند اما با توأند
ترک جان و ترک نان و ترک نامم آرزوست هر چه عنوان است در دنیای ما بی ارزش است
گفتن یک مرتبه ؛ آقا غلامم آرزوست معنی رزق فراوان چیست با تو بودنست
در صر. دلم برای توکه نه..
ولی برای روزهای باهم بودنمان تنگ شده
دلم برای توکه نه..
ولی برای مواظب خودت باش گفتنت تنگ شده
دلم برای توکه نه..
ولی برای دوستت دارم گفتنت تنگ شده
دلم برای توکه نه..
ولی برای دلی که نگرانم میشد تنگ شده
دلم برای توکه نه..
ولی راستش برای آنها که نه..
دلم برای خودت تنگ شده….



بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فرآوانم آرزوست
ای آفتاب حسن ٬ برون آ ٬ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا
من ماهیم ٬ نهنگم ٫ عمانم آرزوست
یعقوب وار وا اسف ها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوراگی کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و ٫ نعره مستانم آرزوست
گویا ترم ز بلبل ٫ اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و ٫ افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و ٫ انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود ٫ جسته ایم ما
گفت آن که یافت می نشود ٫ آنم آرزوست
پنهان ز دیده ها و ٫ همه دیده ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود ٫ کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کا و از مکان ٫ پی ارکانم آرزوست
پ.ن: گاهی وقتا همه ما یه روزایی حس مولانا داریم اما زبان گفتنش نداریم شاید اگه ما هم طبع روانی داشتیم با یه لحن و وزن شعری دیگه و با دلی پردرد تر می خوندیم از دیو و دد ملولم انسانم آرزوست
-نمیدونم اطراف من نسل انسان در حال انقراض هست یا چشمای من نمی بینتشون
- خدا شکر میکنم برای حداقل آدم های نزدیک دور و ورم و دوستشون دارم ...

به من بگو، بگو؛چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟به من بگو، بگو؛چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟من از درخت زاده امتو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختهابه من بگو، بگو؛درخت را که زاده است؟مرا ستاره زاده استتو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سردبه من بگو، بگو؛ستاره را که زاده است؟ستاره را، درخت را تو زاده ایتو ای که گفتنت پ پرنده هاستبه من بگو، بگو؛تو را که زاده است؟
"رضا براهنی"
بشنوید:http://opload.ir/ f-a34ca573c4471-mp3 when i need you، با صدای celine dion؛ اصل ترانه از leo sayer.تصویر:پروانه معصومی و  پرویز فنی زاده، در "رگبار" بهرام بیضایی.
انسانم آرزوست

ع ماه رمضان با جملات زیبا
بـاز هـوای سحرم آرزوست / خلوت و مـژگان تـرم آرزوست

شکوه ی غربت نبرم این زمـان / دست تو و روی تو ام آرزوست …




بر هر نفست اشاره دارد رمـــضان

بر عشق و عطــش نظاره دارد رمضان

در ظلمت بیکرانه ی شبهامان / دریا دریا ستاره دارد رمضان



ماه ضیافت الهی مبارک



برای دیدن بقیع ع ها وجملات ادامه مطلب اینقده دوس دارم به خودم زنگ بزنم بگم الوووووووووو؟
بعد خودم بگم قربوووون الو گفتنت برم مممممممممممممن !!!!
بعدم خج بکشم قط کنم گوشیو....:
چند دفم امتحان اااا ولی همش بوده!!
نگرانم نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ........:
روانیم خودتی : عشق جان ما می فرماید (حضرت عشق): بهشان بگو که وجود داشتم و داشتم و دو کلمه که سانسور میشود :))) و میگوید احمقی که فکر میکنی احمق گفتنت را قربان همیشه آرامش زندگی من. زندگیش از 2 بخش تقسیم شده بود؛
زمانی که اون بود و کتک میخورد.
زمانی که اون رفت و قرص می خورد.
پ.ن: ...homayoun shajarian / gharibane is playing هوای اتاق من امشب میل به بارش دارد خودش نه ن پر ش ته ی آن ... در فراقت مثل باران می شود من و نگاه من یک نگاه به قاب ع تو و باران شدم ... لبخندت هنوز تازه است صدای سیب گفتنت هوش می برد از سر تو جای من باش و گریه نکن ! وقتی هجمه ی خاطراتت خنجر می کشند می توانی !؟؟ انسان نباید در برابر شرایط متغیر زندگی اش ش ت بخورد و باید مقاومت کند، در غیر این صورت موجودی منفعل است. همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست
چون باده ی لب تو می نابم آرزوست
ای ی چشم توام باغ های سبز
در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست
دور از نگاه گرم تو ، بی تاب گشته ام
بر من نگاه کن ، که شب و تابم آرزوست
تا گردن سپید تو گرداب رازهاست
سر گشتگی به ی گردابم آرزوست
تا وارهم ز وحشت انتظار
چون خنده ی تو مهر جهانتابم آرزوستفریدون مشیری


شب آرزوهاست ... قاصدکی به دست باد دادم

و عهد بسته ام تا رسیدنش به مقصد

برایت دعا بخوانم

نگاهت به آسمان باشد چرا که من

بهترین آرزوها را برایت به قاصدک سپردم تا به خدا برساند
آدمکی بودم؛از قعر دوران؛از کوی مستان؛باد آرزوها مرا با خود برد؛و مثل شاخۀ خشکی ش ت و خُرد کرد؛خُرد شدنم را آدم ها دیدند؛و بُ د از هر چه آرزوست. می خواهم بمیرم ! این خواستن توانستن نیست ، آرزوست شاید تکرار حرفهایی که برای همگان آشناست نمی توان برای رهایی این چنین جنگید نمی توان آه پر هیاهوی ماندگان را نشنید این از حرف های ک نه هم ساده تر است با ترس نمی گویم من به تو مدیونم من الفبای دوست داشتن را درست نمی دانستم من بهانه ی تو را در تنهایی ها به خاطره های باد سپردم این ندای بی مهری را ی برایت معنی نکرد می دانم که آفات عشق سکوت در واژه گانی است که به دستم رقم می خورد ای کاش می گفتی : که الفبای دوست داشتن تنها حضور توست می خواهم بمیرم ! نگو که نمی توانی این خواستن توانستن نیست ، آرزوست . این روزها وقتی از رسانه صدای زجه های مردم مظلوم غزه میشنوم دیگه با تمام وجودم برای آمدن دادرس مظلومان دعا میکنم آقا جونم ما که عرضه رسیدن به داد مظلومان را نداریم شما خودتون به داد این بیچارگان برس بیاید با تمام وجود فریاد بزنیم و دست به دعا برداریم و بگوییم ... اللهم عجل لولیک الفرج انسانم آرزوست... (رمضان خونین غزه) در قند پهلو مطرح شد :) بین ما ها کم کاربرد ترین جمله سال هم تعلق میگیرد به ؛
من در این مورد نظری ندارم سلام امروز محرمیتمون تموم شد و یه دنیا غم روی دلم هست با شرطی که گذاشتی تصمیمی به تمدید ندارم خیلی داغونم از ظهر هر چی یادم می افته اشکم سرازیر میشه خسته شدم و گیر بین خانواده ام و حرفای بقیه اینقدر خسته که آرزوی مرگ امروز سر افطار خیلی خسته ام حال خودمم ندارم کاش ی بود باهاش حرف میزدم تنهاتر از اون چیزی هستم که فکر می واسه این روزام همدم ندارم ی که سرمو بزارم روی شونه هاش و حرف بزنم براش و گریه کنم آره تنهایی دردش از همه چی بدتر هست حتی از سرد بودن آدما خسته ام پایان زندگیم آرزوست ... یه عده هستن که فقط شماره تلفن تو برای این تو گوشیشون سیو شده که هر وقت براشون مشکلی پیش اومد تو مشکلشون رو رفع کنی براشون.اونوقت درست همین آدما وقتی زنگ تلفنشون به صدا در می آد به هوایِ اینکه نکنه ی باهاشون کاری داشته باشه و تو دردسرشون بندازه می رن رو سایلنت یا خاموش می شن.دارم یاد می گیرم خاموش بشم منم از این به بعد.
آدمای این مدلی زیاد دیدم من.
یه تعدادی هستن که درست تو لحظه های بحرانی زندگیشون یاد آدم می افتن و هر چند وقت یه بار به ناگاه سرو کله شون پیدا می شه.و جالبه که تو تمام اون مدتی هم که نبودن هر لحظه به یاد تو بودند البته . جالبترم اینجاست که اصلا"ازت توقع ندارن دست رد به شون بزنی و باید هر جور شده رفاقتت رو ثابت کنی بهشون .
رفاقتی که در طول سال شاید فقط محدود به چند تا اس ام اس کلیشه ای و زنگ های این مدلی.این مدل دوستی ها رو من نمی دونم چجوری طبقه بن ون کنم.
بعله از اینجور دوستی های هر از گاهی، ملولم من و دوستی های واقعی ام آرزوست البته من تورا می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
از تو گفتن کار هر نیست ای زیبا غزل
از برای گفتنت باید که مولانا شوم
تا کی به خلاف قلب خود کار کنم
عاشق شوم و دوباره انکار کنم
این بار به جای نان و ما بگذار
با بو. باید عاشق باشی تا بفهمی ،
نگاه سرد یعنی چی ...
دست سرد یعنی چی ،
حرف سرد یعنی چی ؛
در مقابل دوستت دارم گفتنت ؛
سکوت سرد یعنی چی ...!!! امروز روضه ماهانمونه، بعد خانواده دو طرف رو گفتیم برای افطار. موندم چه جوری میخوایم جاشون بدیم! میخوایم تخت شاهزاده رو برداریم آقایون تو اتاق باشن. باید چند تا قریش به خونمون بخونم جامون برکت پیدا کنه! سال ها بود که بسیاری منتظر بازگشت ناطق نوری به عرصه سیاست بودند و با خود می گفتند «بازگشت ناطق نوری به میانه میدانم آرزوست.» مسوول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج گفت: همان طور که امور خارجه بیان کرده این اظهارات امریکایی ها برای بازدید از مراکز نظامی آرزوست؛ یی ها این آرزو را به گور خواهند برد. به یک نقطه ی عطف در زندگی نیازمندم
نقطه ای عطفی که دستم را بگیرد و از مینیمم نسبی یا چه بسا مطلق زندگی ام بالا بکشد
اکیدا صعودی بودنم را آرزوست... تحصیل در های برتر جهان در آموزش رشته علوم رایانه ای برای عده ای یک آرزوست، آرزویی که برای آنها آینده شغلی مناسبی را رقم خواهد زد. یک چیزهایی در زندگی بیمارم میکند... شنیدن یک شعرهایی مریضم میکند... آنموقع آنوقت پریشانم که دنیا و تیله هایم را فراموش کرده باشم... مثلا امروز صبح این مصرع مولوی هی سر زبانم بود و مدام دیوانگی ها داشت... و هی تکرار میشد و هی تمام نمیشد... والله که شهر بی تو مرا حبس می شود تلخ و شیرین تلخ مثل چای شیرین مثل قند چای قند پهلویم آرزوست تلخ اما شیرین شیرین و دلچسب گوارا که به در بیاورد تمام خستگی ها را که به در آورده است تمام خستگی ها را روزهایم شده چای قند پهلو شاعر شده ام بی انکه بخواهم بی آنکه بدانم پسر خوشکله مامان 70ماهه شدی مردی شیرین و مهربان از خدا می خواهم اینگونه نگاه های معصومانه ات تکرار شود اینگونه زیبا خندیدنت تکرار شود اینگونه شیرین سخن گفتنت تکرار شود اینگونه واژه ها را بیاموز و با زبان ک نه ات برایم جمله های شیرین بساز فــردا ؛ تنها در قاب خاطراتمان خواهیم توانست این روزها را به تماشا بنشینیم تمام لحظه ها دلتنگ ت. اینقده دوس دارم به خودم زنگ بزنم بگم الوووووووووو؟
بعد خودم بگم قربوووون الو گفتنت برم مممممممممممممن !!!!
بعدم خج بکشم قط کنم گوشیو....:
چند دفم امتحان اااا ولی همش بوده!!
نگرانم نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ........:
روانیم خودتی وقتی از چیزی حرف میزنی یا دفاع می کنی یا با عنوانی شناخته میشی تو میشی اون فکر، نظر، قومیت ملیت و یا هرچیز دیگه ایو حواست رو جمع کن حواست رو خوب جمع کن. که کج رفتنت که کج گفتنت که کج بودنت به اسم اون چیزی نوشته میشه که ش شناخته شدی. حواست باشه. شکر خ ت یاعلی بعد نوشت: برای اولین همکلاسی خوبم، آقای توی وبسایتتون جایی برای نظر دادن پیدا ن . عطر گل پیراهنت را دوست دارم چینهای رند دامنت را دوست دارم ای عشق می دانی؟ بقدر سالهایم این یک دقیقه دیدنت را دوست دارم حتی اگر یک لکنت سنگین بگیرم ناگفته آن پرسیدنت را دوست دارم شبهای این خانه چه رویایی است با تو ای ماه سایه روشنت را دوست دارم ای کاش در چشمت مریض احوال باشم دمکرده ی آویشنت را دوست دارم با خشم یا با مهر اگر گویی سیاوش . در این ویدیو مشخصات و قیمت 12 خودروی رویایی (بدون احتساب قیمت آنها) که بالاترین امتیازات را گرفته اند و داشتن آنها برای اکثر آدم ها آرزوست، آورده شده است.اگر به خودرو و مسائل پیرامون آن علاقه مند هستید این ویدیوی دیدنی و کوتاه را از دست ندهید. این بهار برای من مثل یک پاییز غم انگیز شده
اصلا انگار روح پاییز حل شده تو بهار
اما نه،پاییز دوست داشتنی کجا و بهار غم انگیز من کجا :(
اینجا بهار شده است اما در دل من خبری از بهار نیست

این روز ها رود آرام درونم چموشی میکند. بی هوا می کوبد بر سیل بند خیال آشفته ام ! این روز ها آنقدر گرفتار طغیان تکراری ام که دگر چند خط گاه نوشت شعری از شمس یا مرور ع هایش اعجاز اندکی آرامش ندارد. یا حبیب صبر ایوبم آرزوست !! ((مسعود)) باد ، هم ترانه ی یأس در گوشم می کند زیر این آسمان بهاری که بوی غمگین پاییز می دهد ! و بیماری غم بیش از پیش زیر پوست روحم جولان می دهد و ریشه می دواند. این روزها چقدر ، کور سوی امیدم آرزوست ! ((مسعود-اردیبهشت 94)) من مطمئنم. یعنی شک ندارم! وقتی چندین سال پیش، عرفان جانِ نظرآهاری نوشت در ات نهنگی می تپد، داشته یه نامه به یکی که نمی شناستش (من مثلاً!) در آینده می نوشته و حالا بگذریم که نظرش لابد عوض شده و رفته اون کتابِ قشنگشو نوشته...!و وصف حال من در این روزها چیزی جز این نیست:در ام نهنگی می تپد...(من حس می کنم می تپد خوب حق مطلبو ادا نمی کنه! ولی خب فا. وقتی حضرت ابراهیم عرض کرد: أرنی کیف تحی الموتی به من نشان بده که ببینم مرده ها را چگونه زنده می کنی، خداوند فرمود: أولم تؤمن؟ مگر ایمان نداری؟ گفت بلی ولکن لیطمئن قلبی ایمان دارم اما دنبال اطمینانم. گوشم شنید نغمه ی ایمان و مست شد/ کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
سروش، دین شناسی مولانا، جلسه پنجم، دقیقه40، برداشت آزاد حاج حسین سلطانی
جای بسی تعجب است که بعضی از نمایندگان فعلی مجلس شورای ی برخی از انتقادها در گذشته به بیت روح الله را بر نمی تافتند و رگ گردن برای دیگران کلفت می د امروز در کمال ناباوری سخنان تمس آمیز رئیس جمهور را به ساحت مسلمین( و نه بیت ایشان) می شنوند اما دریغ از یک ذره غیرت انقل ! مگر سوال از رئیس جمهور حق مجلس نیست؟! اگر نمایندگ. خیلی به خدا خدا گفتنت نناز و از کافر شدنت هم نا امید مباش با یه نقطه پایین اومدن از خدا ،جدا میشی با یه نقطه بالا رفتن، وصل میشی به همین سادگی با یک نقطه می تونی بزرگ بشی می تونی کوچیک بشوی. این دیگه به خودت مربوط که این نقطه را کجای زندگیت قرار بدی انتخاب با توست با "تو" برگرفته از وب دوست گرامی :http://thepurge. / به سکوت گفتنت
به نگاه عاشقت
به پاکی صداقتت
به وداع آ ت
به سکوت گفتنم
به نگاه عاشقم
به وداع آ م
به چشمای بارونیمون
به بدرقه رفتنمون
به انتظاربرگشتنمون
به خ که عاشقشیم
به ماه ودریا وخورشیدوآسمون
به لحظه دیدارمون
به لحظه ساده زندگی وعاشق موندن
قسم که
تنهایت نمیگذارم ودوستت دارم عشقم
دوستداران محیط زیست برای کمک به پرندگان مهاجر در دریاچه بختگان دانه ریختند. این دوستت دارم گفتنت مثل موفق باشید آ امتحان دیفرانسیل و انتگرال است یا مثل حرف ها که می گویند چیزی نیست خوب می شوی "علیرضا بهرامی" + ای حرمت... ملجا درماندگان... " کریمخانی" + اینکه یهو بگن: شب میلاد جواد(ع) مشهدی... یِ جواریی بی نظیرِ... بی نظیر...
میخوام هشت برسم بیمارستان...پنج دیقه به هفت راه میفتم هفت و بیست دیقه میرسم...هفت و پنج دیقه راه میفتم هشت و ربع میرسم...خسته م کرده از بس چغر بد بدنه:/
نکن این کارو با من... تازه داشتم عادت می !! خانووم گفتنت چی بود این وسط؟؟؟ چقدر اون روزا حسرت کشیدم که یه بار بم بگی خانوم... مثل همونی که پارسال به اون نازنین کذایی میگفتی وقتی مثلا میخواستی مخشو بزنی! داغونم کردی خب... وای که چقدر سخت بود بت گفتم نه... وقتی اونجوری سه بار اسممو با خواهش نوشتی میخواستم بگم جااااان دلم؟؟؟ ولی نگفتم... وقتی . خدا توی این چند وقت اخیر حس غریبی ک پشتش اینهمه ترس و اضطراب باشه ندیدم تو مسائل مهمتر از این،مسائل خیلی مهمتر از این قضیه خیلی راحت،توکلمو ب خودت میکنم خیلی هم خوب اونچه را ک میخوام میگیرم ازت، اما الان بسی نگرانم خدایا علتش را هم خیلی خوب میدونم... خدایا توکل و بعد از اون آرامشم آرزوست... خدایا کمک...! خدایا مثل همیشه کمک...!
شهید ی است که در راه عشق بمیرد. پایبند به عهود و عقود خود بماند و آنگونه باشد که هست. حال این عشق می تواند یک سرزمین ، مذهب و یا شخص باشد. شخص! بله ، معشوق ... مگر نمی گویند شهیدان زنده اند؟ آیا ی همچون قیس مجنون لیلی مرده است؟ آیا انی همچون رامئو ژولیت مرده اند؟ چند عاشق و داستانشان را می شناسید که با گذشت نسل ها همچنان قبل از خواب قصه. حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای ندارد. درین چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان. به آنچه مى گذرد دل منه که دجله بسى
.