ابروت سقف خونمه این سقف باید خم نشه

به نقل از خبرگزاریها در مورد ابروت سقف خونمه این سقف باید خم نشه : نمیدونی چقد سخته بخوای به همه نشون بدی مردی, محکمی, مشکلات خم به ابروت نمیاره ولی.....
پشت این نقاب, یه آدم خسته نشسته, که تشنه ی محبته...
تشنه نوازشه... همونقدر که یه بچه کوچیک تو آغوشه مادرش تمام درداش از یادش میره, آروم میگیره..... مرد یه آغوش مهربون میخواد,
اونوقته که دیگه بزرگترین مشکلات واسش تفریحو سرگرمی میشه, چون خیالش راحت, . هادی دلاور مهدی بیا که بی تو عالم صفا ندارد هادی دلاور یاحسین هجرونده دائم دیده گریان آغلارام هادی دلاور یاعلی حیدر(زمینه) هادی دلاور علینون عشقین دنیایه ورمرم(شور) هادی دلاور اربابم باز سلام(واحد) هادی دلاور ای که جنس اعلا داری کربلا(واحد) هادی دلاور کم کم دارم واسه تو یه دیونه میشم(شور) هادی دلاور کربلا خونمه...ترکی(شور) هادی دلاور . امروز تولد سهیلاس همین الان مینویسم یکم ناراحتم که نتونست یکم صبر کنه تا ببینه ایز براش چی دارم نتونست تحمل کنه و مثل زن های دیگه زود طاقتش تموم شد همونایی که تا یه مراسمی میشد میگفتن کادو ن یدی این کارو نکردی اونو نکردی فکر می مثل اون زنها نباشه اما بود دیگه کاملا همه چیو میبینم حس میکنم میشناسم. ولی بیخیال ناراحت دیگه نیستم هرچی باشه خانوم خونمه دیگه دوسش دارم واسش میمیرم. الان میدونم هر دختری بیاد بخونه ناراحت میشه چون یه چیزهایی گفتم که ناراحت میشن مربوط به خانوم ها بود اما ببخشید واقیت بود باید بدون تعصب و واقع بینانه ببینن شرمنده. خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان ی باش که خواهان تو باشد





خب اینم از دستور پیراشکی...خطم زیباستمیدونم......اگه بگم نزدیک 4 یا 5 سال در بچگی کلاس خط به صورت خصوصی پیش یکی از بهترین خوشنویسهای اینجا میرفتم ی باورش میشه...آقا ارثیه دست من نیست تو پوست و خونمه بدخطی...الان این نهایت خوشنویسیه منه..بترسید از روزی که بخام چیزیو سریع بنویسم وبراتون بذارم..



کفاره شعرى که نخو م و قضا شد
با رکعتى از وصف دو ابروت ادا شد

حالم چو جوانى است که یک موى سپیدش
در چهره فرسوده آیینه دو تا شد

تا بابل آغوش تو باز است نپرسى
نمرود چرا در دل تورات خدا شد

صدها گره در کار من و شعر من افتاد
وقتى گره موى غزلپیچ تو وا شد

یک روز به بام آمدى و رخت تکاندى
این کوچه پر از رهگذر. امروز که در باغ دلت می گشتم
وقتی آن آلوچه شیرین را چیدم
تازه خوب تو را فهمیدم
که اگرچه ترشی اما آلوچه ات شیرین است
که اگر خط میان ابروت پر رنگ تر,
خط خنده ات شده کم رنگ تر
هنوز لبخند تو دلنشین است
تو اگر با همه تلخ با من تلخ
صیاد عشق من همیشه در کمین است
تو صاحب خوشحال ترین قلب جهانی
قلب تو که نه, چهره ات غمین است
تنها من سایه ای دارم به کنج دلت
اگرچه درونت برای همه آتشین است
ی باغ پشت یخبندان دلت را ندید
آنجا کلبه ای دارم که سرسبزترین است
در کنارت باشم لحظه ای قدر یک نفس
حس من همواره این است
با تو قلب من خوشبخت ترین است سلامممم امروز که از خواب پاشدم سر درد خیلی عجیبی کل وجودمو گرفته بود اما با بی محلی و پررو بازی خودمو بلند و پاشدم برم پیش بسوی عکاسی چشم که وا دنیام دوباره ساخته شد وقتی فسقلی و خانومیه آقاییرو شنیدم دلممم روشن شد سر درد فراموش شد همش هیچ دردی و تو خودم حس ن خلاصه حاضر شدم که برم برای عکاسی امروز اصلا پیش آقایی نبودم ببخشید خودمم از . اگر با خود جفا کردیم چه باید کرد

اگر قدر ناشناس هستیم چه باید کرد

اگر ما خود خطا کردیم چه باید کرد

اگر گولِ همه ناب دان خوردیم چه باید کرد

اگر شاهنشهِ خود را رها کردیم چه باید کرد

اگر در حقِ خود ظلم وُ خطا کردیم چه باید کرد

اگر دیروزِ خود را ما فدا کردیم چه باید کرد

اگر امروزِ خود را ما. اینکه هیچی نمیگم وقتی میزنی یهو میری معنیش این نیست که خیالم نیست ، ظاهر آروم و مهربونمو نبین با رفتنت فقط تا مرز گور میرم این خداست که نمیذاره بمیرم لبخند میزنم که متوجه دردم نشی شب و روز بیادتم زندگی برام بی تو مفهومی نداره ترجیح میدم بمیرم تا خم به ابروت بیاد اگه اینجوری خوشحالی باشه حرفی ندارم فقط عزیز دلم یادت باشه هیشکی قدر من دوست نداره هیشکی نمیتونه برات مثل من باشه ... واقعا از دوریت دارم دیوونه میشم برگرد ... چرا رابطه رو نگه میداریم؟ باید شماره شو یادم بره،باید پیاماشو پاک کنم،باید دلتنگ نباشم،باید عزادار نباشم،باید برگردم. باید؟ نمیشه که. هیچى تو این دنیا فراموش نمیشه،باید گم بشم. باید یه روز راه بیفتم سوار اولین اتوبوسى که دیدم بشم و برم تا ایستگاه آ . بعد باز سوار اولین اتوبوس شم و برم تا دور. حتما یجایى هست که دور باشه.انقد سوار اول. مثل "ما ه" ی که شب از حوضچه جان می گیرد قلب من لحظه ای از تو ضربان می گیرد پیش تو دفترم از حس تغزل پر شد طبع شعرم که تو باشی جریان می گیرد از تب عشق گریزان شدم اما باتو کوه خاموش که باشد فوران می گرد سبک نقاشی چشمان سیاهت سخت است چند سالی ست دل "فرشچیان " می گیرد آرش از پلک تو سرنیزه و انگار هنوز دارد از ح ابروت کمان می گیرد ... تا شکارم ی آه . باید بدجنس باشی..!! تا عاشقت باشن......!! باید خیانت کنی.........!! .......... تا دیوونه ات باشن...!! باید دروغ بگی...............!!........تا همیشه تو فکرت باشن...!! باید هی رنگ عوض کنی......!!..............تا دوسِت داشته باشن...!! اگه ساده ای ...!!...اگه باوفایی...!!....اگه یک رنگی...!!.........همیشه تنهایی از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم
بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم
بی خود از حادثه ی عشق تو دیوانه و مست
عاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم
تا که وصفی ز کمان و خم ابروی تو رفت...
در پی دیدن رویت همگی تیر شدیم
از کمان خانه ی زلفت همه بالا رفتیم
در سراشیبی ابروت سرازیر شدیم گو گدایان در این خانه بیایند که ما
از گ به در تو همگی میر شدیم
عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...
جمله در حلقه ی تو در غل و زنجیر شدیم آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟ شبهای شهر مکه چرا بی ستاره ماند؟ بار سفر مبند، دلم شور می زند گویا قیامت است،مَلک صور می زند من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند گرگان تشنه، زوزه کشان لب به مِی زدند دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند دیدم تو را به نیزه شه میگسارها هو می کشند دوروبرت نی سوارها آقای من،شم. دیدم چروک صورت و گفتم که لازم است
آیینۀ برابر خود را عوض کنم
بازی روزگار به میلم نبوده است
باید زمین و داور خود را عوض کنم
ضمناً مراد من از بیخ شـَل شده
یاری کنید تا خود را عوض کنم
لبریز گشته کاسه ی صبرم ،بنابراین
باید شبی شناور خود را عوض کنم
چربیده ج بنده به دخلم ،از این لحاظ
باید حساب و دفتر خود را عوض . زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ی ساده و ی ان نفس هاست هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت ؟ من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد. چشم ه. سلام
دوستان من سی سالمه و دیپلمه اهل و روزه خدا پیغمبر هم هستم . مجردم مشکل خیلی بزرگی دارم که ناخواسته با حرفام باعث شر و دعوای شدید در زندگی دیگران میشم . مثلا اولیش راجب خواهر شوهر عمم بود که دختر بدحج بود عمم کلی پشت سرش حرف میزد یه روز بهش گفتم فلانی مواظب ابروت باش حجابتو درست کن میگن و ... وای چشمتون روز بد نبینه چه قشقرقی به پا. آنچه بهترین انتخاب اکنون من است…

از دید دیگری میتواند بدترین نادانی باشد!!

درس سختی است، اما کم کم باید یاد بگیرم…

گاهی مسیر رشد من همسو با مسیر رشد اطرافیانم نیست…

درقدم های بعدی باید…

پوست بیاندازم و دنیایم متحول شود!!

باید تغییر را بپذیرم…

فقط مرداب تا ابد به دنیایش می چسبد و آ هم می . هر کارى را باید با اهلش انجام داد...
با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجیب زندگى لذت دارد...
با ان که همه زندگیش را به گذرانده باید از دیالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...
با بچه ها باید بچه شد و پا به پایشان غرق در افکار و بازى هاى ک نه شان شد..
دعوت یک ویلونیست به کنسرتش را نباید از دست داد..!
خوردن چ. باید لطیف بود

باید صدای تشنگی گلهای دورو برت را بشنوی

باید بتوانی محو یک قاصدک شوی

باید چنان غرق حرکت ابرها شوی که کلاه از سرت بیافتد

باید با همه وجود برای نجات یک زنبور افتاده در آب مایه بگذاری

باید نرم نرمک زبان بریزی

باید آنقدر لطیف باشی که از کنار خوب و بد روزگار

مثل نسیم بگذری و

مثل باران بر پستی و بلندی زندگی نم نمک بباری

باید لطیف بود...

به قول جناب فاطمی نیا تا لطیف نباشی چیزی گیرت نمی آید

وگرنه با سر در موبایل و کانال به کانال تلوزیون

و غلط زدن در رختخواب

چیزی دستگیرت نمیشود که نمیشود! اشعاری که جد بزرگم که عارفی صاحب کرامات بوده قرن ها قبل از تولدم در وصف بنده سروده اند. که به گمان بنده مانند قرآ ن الهامی بوده به خصوص که ایشان کرد و در یک شهر کرد نشین می زیسته اند. گرچه انی ممکن است آن را اساطیرالولین بدانند. فردوس نسیمی ز گلستان تو باشد دوزخ شرری از تف هجران تو باشد روحی که درون تتق غیب نهان بود امروز عیان از لب خند. باید .... باید ... باید ... باید ... باید ... + آره خب ... قبول دارم که خیلی ضایعس که دو ماهه باهمیم و هنوز هیچ اتفاقی بینمون نیفتاده .. ( وقتی به دوستام میگم هیچی نشده باور نمیکنن ... امروز نون میگفت چطور تو سر و صورتت کبود نمیشه ؟! مگه جنگه ؟!؟! :) باید . سلام و صد درود. امروز هم با یه آهنگ دیگه خدمتتون رسیدم. اسم این آهنگ که ایران هست. خواننده این آهنگ هم علی اصح هست. لینک : آهنگ ایران با صدای علی اصح با و حجم 3.19 مگابایت زمان: 3 دقیقه و 29 ثانیه. فرمت: mp3. راستی یه آهنگ شبیه این هم هست که در واقع نسخه دیگه ای از این آهنگه. این هم لینک ش. حجم این یکی 4.22 مگابایته و زمانش هم 3 دقیقه و 4 ثانیه هست. فر. 297.jpg من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ ی کر نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.

چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید با زن خو د.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باید باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی در حوضچه "اکنون"است.

رخت ها را :
آب در یک قدمی است.

روشنی را بچشیم.
شب یک د ده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذایقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.

و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ ، این همه سبز.

صبح ها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت http://mj6.persianfun.info/img/92/6/namayesh16/29.jpg روی زخم را که بگشایی عفونت ها دیده خواهد شد و آنگاه این تو هستی و چهره ی کریه زخم ها در برابر چشمانت تو باید یامشان بخشی نه تو باید مداوایشان کنی مداوایشان کنی گاه مداوا با درد دیگری همراه است درد بدتری که توان ادامه را از تو می گیرد اما باید درد مداوا را تحمل کنی باید محکم باشی باید ایمان داشته باشی که ی هست ی که همواره می بیند ی که بی. فکر کنین ما داریم دقیقا چه کار میکنم باید از بقیه بهتر باشیم باید تحصیلات عالیه داشته باشیم باید مو داشته باشیم :)) باید کار داشته باشیم باید .... که بریم زندگی تشکیل بدیم که بعد باز زندگی داشته باشیم بچه داشته باشیم .... یه سری چیزا رو نگفتم تازه :)))) این زندگی که میگن دقیقا کجاست اگر به یاری خدا همه مراحل رو رفتیم عجب ذهن منو مغشول کرده ت. باید یه روزی صداشو ضبط کنم ... واسه شبای مز ف از جمله ب که از نشنیدن صداش میخواستم بمیرم ... باید بهش بفهمونم دوسش دارم ... باید .... باید ... باید ... باید ... باید ... + .... :* ++ تو این وبای دونفره که میرم همه ماهگرد دوستیاشونو میدونن ... من اولین بار تو شهرانیه دیدمت و اولین قرارمونم روز امتحان هندسه ام بود ... +++ آره خب ... قبول دارم که خیلی ضایعس که دو ماهه باهمیم و هنوز هیچ اتفاقی بینمون نیفتاده .. ( وقتی به دوستام میگم هیچی نشده باور نمیکنن ... امروز نون میگفت چطور تو سر و صورتت کبود نمیشه ؟! مگه جنگه ؟!؟! :) ) باید ... به بعضیا باید گفت:
این مشکل از تو نیست که نمی فهمی!!
از منه که توقع دارم تو بفهمی!!
*********************************
به بعضیا باید گفت:
تو حرف زدن بلد نیستی....
حرف نزدن که بلدی!!!
*********************************
به بعضیا باید گفت:
شما که فک میکنی خیلییییییییی شاخی......
خب چه ربطی به ما داره؟؟
شما جات رو سر ه!
نه کنار ما!!!!
**********************************
به بع. ازهمان دم که تورا دیده بدید دل طلبید دگرم دل دمی جز با غم عشقت نتپید دمی از یاد تو فارغ نتوانم که شدن گرچه عمرم بگذشت بی تو وصالم نرسید هرگزم جز که به سودای وصال تو دمی روزمن شب نشد و یا که به روز شب نکشید بر در میکده ی جام لبت عمری لبم معتکف گشته ولی جرعه ای زآن می نچشید از نسیم نفست داده شکوفه گل باغ عطر جانبخشی که آن از دم عیسی بدمید سوزم از آتش غیرت که به تن پیرهنت جای من بوسه دهد چون که برآن گوی سپید تا نپنداری در این وادی به دورازتو خوشم رفته در کوی غم عشق تو دل خانه گزید همچو فرهاد زغمت دل شده فریاد و ولی یک کلام از لب شیرین تو پاسخ نشنید بس کشم بار ملامت ز رقیبان غمت تا شده قامت و پشتم که چو ابروت خمید شده سینا چو که مجنون غم لیلی عشق گشته سر گشته به هرسوی که لیلی طلبید 18/8/95 بیگی ( سینا ) لنگرودی زیبائی و زیبائی تو ورد زبان است موهات سیاه است و دو ابروت کمان است
چشمان تو گیرنده تر از قهوه ی قاجار خون قجری در رگ تو در جریان است
اینجا سر زیبائی تو کنگره ب است زیبائی تو سوژه ی اجلاس سران است
آنقدر مهمی که به یک خنده و اشکت بازارچه ی ارز و طلا در نوسان است
در شهر قدم می زنی و پشت سر تو یک مجمع دیوانه و سرگشته روان است
بانو! سر تسخیر تو جنگی شده آغاز این جاذبه آغازگر جنگ جهان است
بیخود پی توصیف تو در شعر گرفتم "چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است" ای در وجودت چشم عالم مات و مبهوت دنیا فدای غمزه های چشم و ابروت!آمیزه ای از انبه و موز و انار است طعم لبان تو که دارد طعم شاتوت!بر گیسوی کشمیری ات پیچیده ای باز شال کرشمه از حریرستان لاهوت!بگذار تا آ دنیا بخوابم در سایه سار پربهار باغ لیموت!گشتم ولی مثل تو را پیدا ن در هندوچین و قندهار وبلخ و بیروت!! یدالله گودرزی درست همون روزی که یه جوش گنده رو پیشونیت یا وسط دوتا ابروت یا رو چونت میزنه یکی میاد میگه سلام خانوم خوبی من ازت خوشم میاد. ایندفه دیگه درخواست دوستی نبود. البته مرده گنده بایدم خج بکشه حرف از دوستی بزنه. فک کنم 30 سالش میشد یا شایدم بیشتر. بقول خاهرم قیافش مردونه بود پسرونه نبود. و من مردونه دوس ندارم. سنشو یادم رفت بپرسم. یسری سوال پر. برای دیدن کانال هیئت حضرت اباالفضل[تصویر: doa%286%29.png]
درسایت آپارات برروی ع زیر کلیک کنید مدح حسین(ع)-کربلائی مرتضی ثامن آی اهل عالم شب ح -کربلائی مرتضی ثامن مدح حسین(ع)-کربلائی کاظم اکبری شب شبِ شوره و شینِ-کربلائی کاظم اکبری کربلا خونمه از چی دل م-کربلائی کاظم اکبری قلب من داره میزنه باتو-کربلائی کاظم اکبری شعرخوانی میلاد حسین(ع)-کربلائی قاسم اسدی کیارو باید کتک زد؟ اونایی که به همه گیر میدن کیارو باید کتک زد؟ اونایی که مدام پیامک تبلیغاتی میفرستن کیارو باید کتک زد؟ اونایی که مسواک نمیزنن میان بیرون کیارو باید کتک زد؟ اونایی که میگن درس نخوندم ولی خوندن کیارو باید کتک زد؟ اونایی که پرنده هارو شکار میکنن کربلایی امین اموری - روضه حضرت رقیه سلام الله علیها کربلایی امین اموری (ای عشق من به فاطمه تو نور عینی) زمینه کربلایی امین اموری (به دلم غم دارم) شور کربلایی امین اموری (من کبوتر جلد روضه هام) شور کربلایی امین اموری (شبای هیئتم مهتابه) شور کربلایی امین اموری (هرکی حاجتی داره بیاد در خونه ی دختر شاه) شور کربلایی امین اموری (اعلی رقیست، بیقرارم، سربازان حیدر، پای زینب سرمم میدم) شور کربلایی امین اموری (چو شیرم داد مادر یا علی ع گفت) دوبیتی و ذکر کربلایی امین اموری (دل ابم یه عمره دیوونه و مست رقیست) شور کربلایی مهدی بیک مولایی (همه ی زندگیم ی ساداته) شور کربلایی مهدی بیک مولایی (بین الحرمین) شور کربلایی مهدی بیک مولایی (همه ی عالم بدونید) شور و ذکر کربلایی امین اموری (کربلا خونمه، خوشبخت ترین آدما مائیم، آقای من) شور کربلایی امین اموری (منی که اومدم تا کربلا نکن فراموش) روضه ی پایانی امین اموری مهدی بیک مولایی گاه انسان باید در سختی ها باشد، تا به دیگری دست یاری بدهد گاه انسان باید با بخت بد روبه رو شود، تاهدفش را بهتر بشناسد گاه به طوفان نیاز است،تا او قدر ارامش را بداند گاه باید به او اسیب رسد، تا با احساس تر شود گاه باید در شک و تردید باشد ، تا به دیگری اطمینان کند کاه باید در گوشه ای تنها بماند،تا واقعیت وجود خود را بشناسد گاه باید از شی. چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
هر کجا هستم٬باشم
آسمان مال من است
پنجره٬ فکر٬ هوا ٬عشق
زمین مال من است
چشمها را باید شست
جور دیگر ب.
نه که نَقل چشم و ابروت باشد یا قد و قامتت، یا آن شمایل اصل لبنانی؛ ما از آن هاش نیستیم حاجی! نقل اصل و رگ و ریشه ات هم نیست؛ چون همه ما از یک نَفَس برآمده ایم. حتی این صحبت های قرتی بازی نیست که از بی ام وه(!) و امتیاز آقازادگی گذشتی و رد شدی و رفتی! چون اولا بی ام وه(!) ته ش یکی دو مدل به قاطر شرف دارد، دوما شما از آن آقازاده ها نبودی، از آ. اصولا مخالفم. با این برخوردهای عجیب و غریب! چندی پیش، درست شب قبل آ ین امتحان نهایی، برام مسیجی اومد از این قرار که فردا جلوی در اداره آموزش و پرورش کل ساعت فلان برای اعتراض به کیفیت امتحانات. من که اعتراضی نداشتم ولی از اونجایی که اعتراض تو خونمه! با دوستان رفتیم. قلمم قوی نیست فقط شرح واقعه میکنم. قضاوت با شما... جلوی در اداره تا جای کفش فروشی ها یعنی چندین متر اونطرف تر، چندنفر از آقایون حراست ایستاده بودن واسه پراکنده یا بقولی سرکوب ماجرا (ماجرااااااااایی نبود آخه!). تا منو دوستامو دیدن گفتن برا اعتراض اومدین؟؟؟؟؟ دوستم که یکمی ترسیده بود سریع گفت اعتراض؟؟؟؟؟ نه بابا منتظر ی هستیم!! خلاصه که تا ساعتی بعد از چندتا مدرسه دیگه هم اومدن. یه عده رو بردن داخل اداره برای توجیه شون یه عده هم مثل ما از دور ماجرا رو کنترل می و رسانه ها رو پوشش میدادن!! آخه از یه خبرگزاری نه چندان معروف اومده بودن واسه گزارش گرفتن. حرف اول و آ شون این بود که کاری از دست ما برنمیاد( محترمانه اینکه الکی خودتونو علاف نکنید) من خودم دلیل این همه جبهه گیری رو نمی فهمم. ما خیلی دل داشته باشیم بریم برگه فتو بزنیم بنویسیم امتحانات نهایی اصلاح باید گردد مثلا، واسه نبرد مسلحانه که نرفته بودیم!! بخدا یه لحظه حس تروریست بودن بهم دست داد!! والا... پی نوشت: - تازگی هام که از یه منبع تقریبا موسق(موثق، موسغ، موثغ) شنیدم اونایی که تو این جریان شرکت داشتن تو کارنامه انضباطی شون ثبت شده که توی این جریان شرکت داشتن!! البته شما زیاد جدی نگیرید... - هرع ی میذارم مشکل اخلاقی داره! خو میگه! واسه همین متوسل شدم به این شکلکا! - حرف آ : سال دیگه اگه مشکل دهان و دندانی داشتین بیاین پیش خودم...بعله قراره دندان پزشک شم دیگه! خیلی دعام کنید امشب از کیش برگشتیم، امسال یه تجربه ی متفاوت داشتم، یه سال تحویلِ عجیب غریب! ساعت 1 و 50 دقیقه ما تازه داشتیم تو رستوران ناهار میخوردیم، تو خونه نبودیم، مامان و پدر نبودن، دو سه دقیقه مونده به تحویل سال من اومدم بیرون رستوران تنها نشستم، خواستم فکر کنم، خواستم آرزوهامو پیدا کنم، ولی هر چی فکر چیزی پیدا ن ، آرزویی هم ن ، فقط مغزم خالی . آهنگ روبه رومی زول زدی تو چشم نورا در حده نور شمع تو واسه من می ی منم محو توئم از بی نقصیت خیلی لوند و عشقی تو دوست دارم چشای مشکی تو واسم این چیزا ملاک نمیشه که چقدر خوشگل یا زشتی تو با تو زندگیم پُر از آرامشه نمیخوام ی قاطی ماها بشه من شدم شیفته ی اون تیپ ِ سادت با صورت ِ کم آرایشت نه تابستون ، نه پاییز هیچی جلوداره ما نیست زیر بارونبا تو قدم میزنم تا بشه موهای ما خیس.. من اینو می دونم پیشت می مونم و یه دیوونم بدون ِ تو نمی تونم … من همیشه هستم پیشت بگو ببینم مگه اصلا میشه تورو ول کردو رفت از تو دل کندو رفت خوشم میاد هول نیستی با تو میچسبه فقط ویس.کی من دوست دارم فقط باتو باشم چون توش نمیبینم اصن ریسکی من ، دیگه زومم روت دست میکشم رو ابروت امشب ، همه چی در حده عالیه فقط کاشکی بوی عودم بود بعد ، با یه نوشیدنی با لباسای شیک ِ پوشیدنی میریم با هم پارتی دوتایی با توی خوشگل ِ بوسیدنی من اینو می دونم پیشت می مونم و یه دیوونم بدون ِ تو نمی تونم … راستی ، تو یه ادمِ خاصی که هیچ ی عینه تو آس نی منو با همه بدیام خواستی دوست دارم پشتم وایسی آخه با تو آدمه آرومیم بازی نکن با روحیه ام من عاشق ِ قدم زدن با تو تو هوای بارونیم باتو دارم یه حس ِ راحت نیازی نیست به استراحت میریم باهم سفر دوتایی آ هفتمون طبق عادت من حتی یه تاره موتو اون عطرو بوتو با دنیا خوب عوض نمیکنم چون تعصب دارم رو تو من اینو می دونم پیشت می مونم و یه دیوونم بدون ِ تو نمی تونم … با تو ، همیشه میشه عالی تو یه آدمه ایده عالی که وقتی خوب پیشم هستی حس نمیشه جای دیگه خالی باید گذشت .. از عشقی که عاشقش فقط تویی... باید گذشت ... از ی که فکرش کیف پول توست... باید گذشت... از انی که وجودی ندارد در قلبشان وا ژه ی عشق باید گذشت .... از ی که تو را فقط برای زیبایی ات میخواهد ... باید گذشت.... از ی که تو را میخواهد تا خودش بماند ..... باید گذشت از عشقی که پایه اش هوس است ..... ودر نهایت ... باید صبورانه و با ایمان گذراند لحظه های تنهایی را تا .... با هم بگذریم از پل عشق معمولاً ساعت از دوازده شب که می گذرد،
پیغامى دریافت می کنید با این تیتر:
بیدارى...؟

این یعنى یک نفر روى شما حساب کرده!
خوب فکرهایتان را ید...
باز این پیغام عواقب دارد!
باید سنگِ صبور باشید
باید حوصله داشته باشید
باید خودتان را بگذارید جاى ارسال کننده ى پیغام!
یک نفر آنطرفِ خط دارد جان می کَند!

#علی_قاضی_. داشتن و خواستن بعضی از آدمها توی زندگی تاوان داره
تاوانشم حسرت و تنهاییه
اما من هنوزم میگم تاوانشم قشنگه
ب که داشتم توی خیابون قدم میزدم
دو نفر رو دیدم که چقدر شبیه ما بودن
نگاه اشون خندیدناشون راه رفتنشون یه دفعه
یه دفعه یاد روزی افتادم که توی خیابون آروم دم گوشت گفتم
دوسِت دارم تو بلند خندیدی ولی من ترسیدم
نه واسه خنده ی تو واسه نگاه مردم شهر
آخه اینقدر خندت قشنگ بود که ترسیدم همه عاشقت بشن
واسه همینم تو دلم صد بار به خودم لعنت فرستادم
وای حالا امروز من اینجا تنها
با خودم تنها نشستم و آرزو دارم یه بار دیگه بگم دوست دارمو تو بلند بخندی
حالا من اینجا رو نیمکت تنهاییام نشستمو به ماه نگاه میکنم
اینگاراینگار اونم داره بهم میخنده هه
میدونم داره به چی فکر میکنه داره میگه
بازم شب شد و باید برگردی به خونتو اتاقتو تختخواب مثلا دو نفرتو هر وقت
هروقت هوا تاریک میشه چشمای منم از گریه خیس میشه
وقتی به این فکر میکنم که باید برگردم به خونه ای که یه دیگه جز تو در رو برام باز میکنه گریم میگیره
دوباره یه شب دیگه باید به ی که دوسش ندارم بگم سلام عزیرم
یا باید لبخند بزنمو بگم خوبم ویا
حتی به دروغ بگم دوست دارم
اما بعدش یواشکی تو دلم بگم دروغ گفتم
من هموزم اونو دوسش دارم
باز یه شب دیگه اومد و تو نیومدی؟
میدونی اینجا یکی آرزوشه جای تو باشه
همونی که تو خونمه و منو خیلی دوست داره
اما من دوسش ندارم راستی
میخوام رو تخت خو که جای توئه یه عروسک بزارم
ترجیح میدم جای تو رو به یه عروسک ت و بی صدا بدم تا یه آدمی که نمیتونم دوسش داشته باشم
آره جرات اینو دارم که هنوزم بگم با تموم بی رحمی و بی معرفتیت از همه بیشتر دوست دارم
یادته یادته یه روز بهم گفتی این آدما یه روز تو رو از من میگیرن
منم بهت خندیدمو گفتم اونا فقط یه آدمن برا من
اما تو تو که میدونستی برام با همه فرق داری
تو که میدونستی کارایی که واسه تو واسه هیچ انجام ندادم
تو که میدونستی حاضرم به خاطر تو از
همه ی اون آدمایی که به قول تو
منو از تو میگیرن بگذرم حالا بهم بگو
حالا بهم بگو تویی که همه ی اینا رو میدونستی چرا
حالا جات کنار من تو این اتاق رو این تخت خالیه
نمیدونی چقدر سخته از آدمی که دوسش نداری
یه تصویر مجازی بسازی شبیه عشقت
و مجبور بشی از لبخند ماه تا سلام خورشید کنارش بخو و
میفهمی چی میگم؟ راستی
یادته یه بار داشتم به ماه نگاه می سرمو چرخوندی طرف خودتو
گفتی من ماه تو ام پس آسمونو نگاه نکن از اون روز تا ب
به خاطر تو هیچ وقت به آسمون و ماهش نگاه ن ا
اما امشب نگاهش میکنم از لج تو
شاید مث قدیمت حسادت کنی و بر گردی وای
داره امشب تموم میشه
باز منم و یه تخت خوابو یه عروسکی که
لا اقل مث مردم این شهر وقتی از تو میگم منو سرزنش نمیکنه
هیچ وقت این عروسک رو از روی تختم بر نمیدارم
تا ی به جای تو اینجانخوابه
داره امشب تموم میشه
خدا کنه فردا شب مث امشب نباشه
خدا کنه برگردی
قول میدم دیگه به ماه نگاه نکنم
قول میدم
برگرد تصاویر زیباسازی نایت اسکین بدان که اصل همه بت ها ، بتی است که در درون توست،بترس از این که نفس تو،بت تو شود ،تو تا خودت را نشکنی نمی توانی به سوی من بیایی.تو باید دل خودرا از عشق به خود خالی کنی،در دل تو باید فقط محبت من باشد،مبادا خود پرست باشی،تو باید از هرچیزی که بخواهد جای مرا در قلب تو بگیرد ،فاصله بگیری،دل تو حرم من است،در این حرم باید یاد و محبت من باشد،چر. یروزی دشمن رو پشت شهر متوقف کرده بودن تعدادشون کم بود ولی یه بزرگ از دشمن رو متوقف کرده بودن خب جنگ جنگ باور ها بود فرمانده میگفت : بچه ها اگه شهر سقوط کرد ایمانتون سقوط نکنه !

فرمانده کجایی ببینی چطور ایمان ها سقوط کرده ...! نیستی ببینی چطور یورتمه رفتن رو خون یی که برای عفت و حیا جوانان رفتند به بعضیا لذت میده ...، فرمانده نبودی ببینی چطور دل زمان(عج) رو خون میکنند ...!

نیستی ببینی چطور اشک های تنهایی سید علی داره وجود ما رو به آتیش میکشه ...! جنگ هنوزم جنگ باورهاست،خیلی ها پای خون شما وایسادن و خیلی ها هم سرشونو بالا گرفتن و پای و رد شدن !

اسم خودشون رو مرد گذاشتن ، ولی باور کن من حیفم میاد بهشون بگم مرد...،!بیشتر شبیه نامردن تا مرد ...!
بهش میگم اقا پسر گل اون چیزی که تو برداشتی ابرو نبود آبرو بود بهش بر میخوره میگه من روشنفکرم ، من متمدنم ! من آریاییم... http://www.up-cnc88.ir/uploads/1415777975521.jpg

دیگه ماجرا داره به جاهای جالبش میرسه کم کم داریم به طرفی پیش میریم که خواهر برادر سر لوازم آرایشی دعواشون بشه ، یا نه تو تعیین هویتشون دچار دوگانگی بشن ... اینا کلا از اصول این ح است لطفا به تمس نگیرید اینا از پسر بودنشون راضی نیستن درک کنید ... ! مرد بودن به نر بودن نیست سعی کنید مرد بودنتون رو طور دیگه ای ثابت کنید ! دردهایی ه می خواند مرا نغمه ای از دور می آید به گوش ماه پاییز عزیزم، راه خود گیر و برو... آسمانت تیره و تار است دگر شام پنهانت که شد هم آشکار شاید آن روزی رسد تا سر نهی بر نگارین دامن افسانه ها پر کشی تا عمق جاویدان عشق تا دیار پر فراز بی فرود تا دیار عشق و تا صد ها درود باید از مسلخ گذشت باید از قربانگه عشاق گذشت باید از این منجلاب پر ز ک. متن اهنگ نه تابستون نه پاییز از آرمین: روبرومی زل زدی تو چشمم نورا در حد نور شمع تو واسه من می ی منم محو توام پس بی نقصی خیلی لوندو عشقی تو دوس دارم چشای مشکیتو واسم این چیزا ملاک نمیشه که چقد خوشگل یا زشتی تو با تو زندگیم پر از آرامشه نمیخوام ی قاطی ماها بشه من شدم شیفته ی اون تیپ سادت با صورت کم آرایشت نه تابستون نه پاییز هیچی جلودار . خیلی وقته ننوشتم نه اینکه نخام بنویسم سرم گرم همه چی بود به غیر از نوشتن یا شایدم فارسی نوشتن. تو یه کافی شاپ خیلی خوشگل و گرم و نرم نشستم و دارم کار میکنم ُ کافی شاپ نزدیک خونمه و حالا دیگه شده منطقه ی امن من! حالا من هرچندوقت یه بار میام اینجا میشینم و کارامو میکنم. امروز اولین روزیه که رسما زمستون شروع شده و هوا سرد شده و داره برف . -253-.jpg می دونی ...

باید بفهمی وقتی دلت می گیره ،

تنهایی …

باید یاد بگیری از هیچ توقع نداشته باشی ،

باید عادت کنی که با ی درد دل نکنی ،

باید درک کنی که هر مشکلات خودش و داره ،

باید بفهمی وقتی ناراحتی …

دلتنگی …

یا بی حوصله ای …

هیچ حوصله تو رو نداره ،

دیگه باید فهمیده باشی ،

همه رفیقِ وقتای خوشی اند ...!!!!