از کرامات شیخنا

به نقل از خبرگزاریها در مورد از کرامات شیخنا : دوستان مذهبی سوالی از محسن کدیور شده در خصوص چاه جمکران؟ با هم جواب رو ببینیم کرامات مسجد جمکران؟ پرسش: اخیرا یکی از مراجع عظام تقلید درباره این مسجد جمکران فرموده اند: اما کرامتهایی نقل شده که به خاطر تواتر قضایا نمی شود آن را انکار کرد و افراد زیادی از آن مسجد حاجت گرفته اند . ما می دانیم برخی از افراد مشکل لاینحل داشته اند و در این. معجزه در اصطلاح این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجز هستند، در اصطلاح قرآن این فرآیند «بیّنه» و «آیه» نامیده مى شود، خداوند متعال مى فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ ل.
بسم الله الرحمن الرحیم

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را
در این مطلب سعی داریم قطره ای کوچک از اقیانوس کرامات بنده ی مطیع خداوند حضرت المومنین سیدالوصیین اسد الله علی ابن طالب علیه السلام را ذکر کنیم برای مطالعه کرامات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


فارس: عنایات ویژه هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و ت، زمان و مکان نمی شناسد؛ می خواهد ی، یهودی یا مسلمان باشی فرقی نمی کند، چرا که او چراغ هدایت است و فطرت های پاک را به خوبی راهنمایی می کند، کافی است که از با عمق وجود او را صدا بزنید و او را بخوانید.

آنچه که در ادامه می آید شرح حال یکی از این جوانان پاک ضمیر است که با اعجاز رضوی ا. همه ی این دو هفته به کنار ... ضربه اصلی رو صبح خوردم که وقتی یکی از بچه ها ع کشور رو فرستاد ؛ پر سر و صدا ترین دانشجوی حامی پرسید این کیه بچه ها ؟؟؟
. . .
تلگرام دیواری نداشت که سرم را به آن بکوبانم ! آنچه که در شواهد نشان می دهد و در کتاب گوهر گمشده (کت راجع به این زاده است) آمده است این حضرت کرامات بسیاری داشته آنچه مشهور است و در زمان حیات حضرت ابراهیم و بعد از شهادتش این کرامات را داشته است. از این معجزات می توان به : ( شفا دادن دیوانه) ، ( شفای بیماران) ، ( کور شدن ان ) ، ( در امان ماندن خمس و زکات ) ، ( نبا باران در سالی که بارندگی به ق. شفا یافته نام: رضا نریمانی
نام پدر: علی، تولد: 1345
تاریخ شفا: شب عید قربان سال 1372
شغل قبلی: درب و پنجره ساز
شغل فعلی: کارمند استانداری اصفهان
نوع بیماری: ش تگی ساعد دست چپ و قطع عصب و سیاه شدن استخوان.
علت: ضربه ی ناگهانی منبع : کرامات ائمه از کرامات شرکت اینترنت شیخ ما این که،با گوشی و مرورگر ا پلورر و فایر فا و گوگل و اپرا و یاهو و ... چیزی را از ب باز نمی کند ولی با وب فری چرا!لامصب سایتها رو با یه سرعت باور ن ی هم باز می کند! در ضمن نوشت: البته که شیخ در این یک مورد تاثیر مستقیم نداشت و غیر مستقیم بر مدخل اعصاب ما یورش برد. چرا جامی «شواهد النبوه» را این گونه نوشت؟ «نورالدین عبدالرحمان جامی» را بسیاری با دو کتاب معروفش یعنی «بهارستان» و «نفحات الانس» می شناسند. اما این عالم بزرگ عصر تیموریان کتاب ارزشمند دیگری دارد به نام «شواهدُ النبوه لتقویه الیقین اهل الفتوه» یعنی شواهدی بر نبوت حضرت رسول-صلی الله علیه و آله- برای تقویت یقین جوانمردان. جامی که اص. در فلان مسئله به فلانی گفتم که حنای این دست حرکات دیگر برای ما رنگی ندارد،اتفاقا ایشان هم مثل همه ی فلانی ها پاسخ داد ما از آن فلانی ها نیستیم که فلانمان شبیه آنها باشد لیکن بنده معتقدم در همچین مشکلی حق همواره با من است. یامن له الدنیاوالأ ه
شمّه ای از اخلاق، صفات و کرامات حضرت فاطمه
در وصف فاطمه علیهاالسلام
درکتاب "کشفُ الغُمَّةِ فی مَعرفةِ الائمَّة، از قول امّ المؤمنین نقل شده است که فرمود: فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیما و شمایل به رسول خدا صلی الله علیه و آله از همه شبیه تر بود.(1)
از عایشه نقل شده که می گوید: من ی را در سخن گفتن شبیه تر از فاطمه علیهاالسلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله ندیدم. چون بر صلی الله علیه و آله وارد می شد، آن حضرت دستش را می گرفت، می بوسید و در کنار خود می نشاند و چون صلی الله علیه و آله بر فاطمه علیهاالسلام وارد می شد فاطمه از جا بلند می شد و به استقبال آن حضرت می رفت و پدر را می بوسید و دستش را می گرفت و در جای خود می نشاند.(2)
و از عایشه نقل شده است که از فاطمه یاد کرد و گفت: من جز پدرش ( صلی الله علیه و آله) ی را راستگوتر از او ندیدم. (3) ادامه مطلب آیت الله میرزای در سفر زیارتی به کربلا با قبیله ای روبرو می شوند که یکی از مردان آن قبیله با توسل به حضرت ابوالفضل (ع) شفا گرفته است. موقت آستارا گفت: در وصف علی (ع) طول عمر انسان برای شناخت فضایل این همام کافی نیست. به گزارش خبرگزاری فارس از آستارا، حجت ال ناصر صالحی عصر امروز در مراسم شهادت المومنین(ع) در شناخت این همام، اظهار کرد: در وصف علی (ع) همین بس که طول عمر انسان برای شناخت فضایل این کافی نیست. وی، کرامات علی (ع) از دیدگاه (ص) را تمام نشدنی و پایان ناپذیر خوان. بسم الله الرحمن الرحیم

کرامات حضرت رقیه سلام الله علیها

حاج میرزا علی محدث زاده (وفات: محرم 1396 ه.ق) فرزند حاج شیخ عباس قمی رحمهم الله می فرمود: «به بیماری حنجره مبتلا شدم تا جایی که سخنرانی برایم ممکن نبود. پس از معاینه پزشک، مشخص شد که بعضی از تارهای صوتی ام از کار افتاده و بیماری لاعلاجی است. پزشک دستور استراحت داد و گفت باید. گوشه ای از فضایل و کرامات زمان عج زمان«عج» فرزند حسن عسکری علیه السلام است که اکنون در غیبت کبری به سر می برد وحجت خدا بر بندگان در زمین می باشد که در ذیل به برخی از فضائل و کرامات ایشان اشاره میشود: الف: فضایل: آن حضرت دارای بهترین و شریفترین نسبهاست .از طرف مادر به وصی حضرت عیسی علیه السلام شمعون و از طرف پدر به خاتم حضرت محمد صلّی الله علیه و آله منسوب می باشد. ادامه مطلب آن بازیگر آینده دار، آن هنرش را کرده احتکار، آن خوش تیپ خوش پوش، آن با اراده و سخت کوش، آن بازیگر نقش غزل در «رخ دیوانه»، آن کشف پرویز شهبازی، آنکه اگر بازیگر نبود شاید می کرد خیاطی، شیختنا و مولاتنا نازنین بیاتی (کثرا... سیمرغها) از شباب سینما بود و کرامات و اشارات از سر و رویش می بارید و هیچ بیات نبود. رحمه ا... علیها.
معجزات و کرامات موسی کاظم علیه السلام


اعجاز کاظم علیه السلام در وج از زندان (1)
مسیب، زندانبان موسی کاظم علیه السلام می گوید: سه روز قبل از شهادت مرا طلبید و فرمود:
" امشب عازم مدینه هستم تا عهد ت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم."
گفتم:" آیا توقع دارید با وجود این همه و قفل و زنجیر، امکان وج شما را فراهم کنم؟!"
فرمود: " ای مسیب، تو گمان می کنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ "
گفتم:" نه، ای مولای من. " فرمود: " پس چه؟ "
گفتم:" دعا کنید ایمانم قوی تر شود "
چنین دعا کرد: " خدایا او را ثابت قدم بدار. "


سپس فرمود:" من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را می خوانم و به مدینه می روم."
ناگهان دیدم دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست. سپس فرمود: " من پس از سه روز از دنیا می روم. "
من به گریه افتادم. فرمود: " گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، توست. "

ادامه مطلب یت الله آقای حاج سید محمود مجتهد سیستانی (ره) نقل کرده‏اند: آقای مجتهد سیستانی در مراسم شیعه شدن راننده‏ی ی، که در محضر مبارک مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج سید یونس اردبیلی صورت گرفت، حضور داشتند و قضیه در آن زمان از مشهورات بوده است. این شخص سعادتمند که ی مذهب بوده است با کامیون خود در گردنه‏های.. رانندگی می‏کرده است، گردنه‏های مزبور خیلی خطرناک است: ماشین کیلومترها از دامنه‏ی کوهها بالا می‏رود، به طوری که سطح زمین معلوم نمی‏شود و از آن مکان غیر از غبار چیزی پیدا نیست و کأنه مثل آب دریا است و اگر ی از بالا به پائین بیفتد هیچ اثری از او باقی نمی‏ماند. خلاصه، در حین رانندگی، ماشین مرد ی از جاده خارج شده و به طرف پائین سرازیر می‏شود، حین سقوط، در حالی که راننده و کامیون بین زمین و آسمان قرار داشته‏اند از ته دل صدا زد: یا اباالفضل! 71.jpg یک مرتبه به طرز اعجاب انگیزی یک دست بزرگ ظاهر می‏شود، کامیون را می‏گیرد و روی جاده اصلی می‏گذارد، ی خوشبخت که این کرامت بسیار عجیب را از آن حضرت مشاهده می‏کند مستبصر شده، به مشهد مقدس می‏آید و در خدمت آیت الله العظمی حاج سید یونس اردبیلی شیعه می‏شود. منبع:کرامات باب الحوایج (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس و سی و چهار کرامت و عنایت آن حضرت) ؛ سید بشیر حسینی ؛ نسیم حیات صفحات72 و 73 معجزات، از نظر عقلی، اموری ممکن، غیر متعارف و خارج از حوزه ی عادات جاری جهان اند و با ادعا و مبارزه طلبی از جانب رسول، همراهند. اما خوارق عادات دیگری هست که با تحدی و ادعای نبوت همراه نمیباشد و خداوند به خاطر احترام و بزرگداشت مقام دوستان خود و پیروان نیکوکار و عارف ان، کراماتی بر دست آنها جاری میسازد که میتواند، شاهد و گواهی همیشگی بر صدور معجزات الهی از جانب ان و هم تأکید و تأییدی بر رس آنان باشد. به این اعتبار که خداوند آنها را بر دست یکی از پاکان و پیروان نیکوکار ، جاری میسازد و همین نوع امور خارق العاده را «کرامت» مینامند.
در ظاهر حال، کرامات، غالباً در سطحی پایین تر از معجزات قرار دارند. و غالباً جنبه ی عمومی و همگانی ندارند و بین مردم انتشار پیدا نمیکنند. با این توضیحات، تفاوت بین معجزه و کرامت به خوبی آشکار شد و دیگر با هم تشابه و باس پیدا نمیکند؛ زیرا هر امر خارق العاده ای موجب اثبات نبوت و رس از جانب خدا نمیگردد؛ مگر اینکه با ادعای نبوت و مبارزه خواهی همراه باشد.

وقتی که به معنی کرامت و حقیقت آن پی بردیم، حال میپرسیم، آیا مانعی برای وقوع کرامات اولیاء و صالحین وجود دارد؟ اگر چنین مانعی موجود نیست، آیا کرامات اتفاق افتاده یا نه؟ از دو جهت میتوان به این سؤالات پاسخ داد: اول: دانستیم، کرامات عقلاً از امور ممکنات میباشد؛ یعنی ممکن عقلی است، خلقت و ایجاد آن ذاتاً بستگی به قدرت پروردگار بزرگ و با شکوه دارد. آن هم به خاطر حکمتی است که خود مصلحت میداند. میدانیم که خداوند، فعال ما یشاء است و هیچ مانعی وجود ندارد، هر کدام از بندگان را که خود میخواهد و به هر شیوه ی ممکن که خود صلاح میداند، کرامت و عظمت میبخشد. چنانچه میبینیم، خداوند از مجرای عادی با نعمت علم و دانش، نیروی جسمانی، ریاست و آقایی، مال و ثروت و فرزندان و .... برخی از مردم را بهره مند میسازد و به آنان کرامت میبخشد. همانطور هم مانعی وجود ندارد، که از طریق غیر عادی و خارق العادت، برخی بندگان نیکوکارش را کرامت بخشد و آنها را مورد مرحمت و بزرگداشت خود قرار دهد. شکلک های محدثه کتاب داستانهایی از انوار آسمانی 2 شامل مختصر زندگانی اهل بیت رسول الله صل الله علیه و آله و چندی از بی شمار کرامات این انوار آسمانی است .هم اکنون میتوانید این کتاب را از قسمت های زیر برای جاوا و اندروید کنید .(پشتیبانی از تمام نسخه های جاوا و اندروید) برای فایل جاوا با حجم 529کیلو بیت کلیک کنید. برای فایل اندروید با حجم 5مگ ت کلیک کنید. جابربن عبدالله گوید: چند روزی بود که رسول خدا(ص) غذایی نخورده بود به گونه‏ای که به سختی افتاد و چون در خانه همسران خود چیزی نیافت، پیش فاطمه(س) آمد و فرمود: «دخترم آیا در نزد تو طعامی هست که آن را تناول کنم، زیرا که من گرسنه‏ام!» شلمچه نیوز جنگ و زن :شهید کاظم نصرالله پور نیازی در ۲۲ دیماه سال ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه آسمانی شد او جوانی پاک و رزمنده ای دلاور بود که در عملیات کربلای ۵ فرماندهی یکی از گروهان های گردان مسلم ابن عقیل از لشگر ویژه ۲۵ کربلای مازندران را بر عهده داشت. دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

سوی من وحشی صفت عقل رمیده

آهوروشی کبک امی نفرستاد

دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست

و از آن خط چون سلسله دامی نفرستاد

فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست

دانست که مخم. آن عضو باشگاه اسپیلت، آن عاشق کت و شلوار پَرمیلت، آن صعود کننده به اورست، آن رونده به لوتسه آن داننده ی هندسه، شیخنا پروانه کاظمی از جبال نوردان به نام بود. گویند شبی به منزل آرامیده بود و فکرش مشغول، به ناگاه شوی را بگفت: بروم قدمی بزنم وبیایم. پس ساعتی بعد تماس بگرفت و گفت: راه را گم کرده ام! شوی گفت: تابلوی خیابانی بخوان تا بدانم کجایی تا هدایتت کنم، گفت: اینجا تابلوییست نبشته است قله ی دماوند 5670 متر. شوی بگفت: ایوالله... دماوند را فتح کردی؛ و این بشد باب الصعودهای شیخه و قله ها همی در نوردید به غایت. نقلست روزی شوی را گفت: هوس اورست کرده ام. شوی گفت: چند تا برایت می م کجا دارند! شیخه بگفتا: که ای شوی! اورست کوهیست عظیم در سرحدات خاج پرستان و دلار همی خواهد؛ پس کنون پول ساز کن تا اورست راست کنم. شوی گفت: یا خدا مان زایید! ای خاتون ندارم، گفت پس مهریه ام عندالمطالبه است یا حبس یا ارز ... شوی فی الفور بگفت: بفرما این ارز. نقلست شیخه را دیدند از چها الان عزم توچال کرده، گفتند: ای شیخنا از چه رو چهار پالان؟ فرمود: پالان کج به منزل نمی رسد اما اگر چهارتا باشد حتما می رسد! چرا که یکیش بیفتد آن یکی را می گذاریم و پس مریدان از این نکته دانی به غایت شعف حاصل آمدی و کرامات شیخه به تحسین آمدی. گویند شیخه اورست و لوتسه در بنوردیدندی به بازگشت گفتند: ای شیخنا کنون تبریک؛ اورست و لوتسه توامان فتح بنمودی. بفرمود: کی من؟! مگر آن ور مسیر فرود نبودندی؟! گفتند لا، یا شیخنا آن لوتسه بود پس بادی به غبغب بینداخت و بگفت: می دانستیم گفتیم شما را امتحان همی کنیم. حکایت است شبی زمستان فصلی بر فراز توچال اتراق همی کرده بود و چادر زده بود و سوز سرما تاب می آورد و دیگ بار گذاشته، آش همی هم می زد مریدان گفتند یا شیخنا سبب چیست جای اورست، توچال هستی؟ گفت: توچال حج فقراست پس همه اش از بی پولیست! لیک آش نذر بکردیم و ده آجیل مشگل گشایی تا گره بسته باز شود و پول صعود ساز شود. کنون کاسه بیاورید که آش نذریست پس مریدان از سرو کول هم بالا برفتی و آش به غایت بخوردی در حد ترکیدنی. روزی با مریدان به جبال شد میان طوفان تا به قله همی شدند. مریدان را گفت که ای!... نام این قله چیست؟ گفتند: شیخنا، قراقروم...لیک کنون طوفان دارد ما را با خود می برد رجعت به تسریع جایزباشد. گفت: گفتید قراقروم!... هوس قره قوروت کردیم! پس بنشست کوله بگشود و قره قروت لیس همی زد و مریدان انگشت به دهان خائیدن گرفتندی! نقلست عزم جبال بلاد کفر کرد پس اسپانسر همی طلب کرد و به نمایندگی لوازم جبال می شد و برنامه را می گفت پس شرکت ها می خندید و می گفتند: چه جالب... بیشتر برامون تعریف کن.... اون بالا.... تو برفا... اوه اوه.... پس شیخه ناامید شد پس دست سوی پتزل خاج پرست یازید و لوازم ابتیاع نمودی و دهان سمت شرکت های داخلی کج نمودی بگفتا: ای یه یه یه یه یه... و شکلک ها ساز کرد یاهو مسنجر گونه ای. گویند روزی نزد رییس فدارسیون اسبق شد و گفت مرا مجوز صعود دهید اورست جبالی را، پس رییس اسبق بگفتا: چگونه زن تنها در این بر بیابان مجوز دهیم که این از عقل سلیم!! دور است و با تقوای الهی ما ناسازگار! که زن باید کنج آشپزخانه منزلت گزیند به امر مقدس خانه داری و رفت و روب و شوی داری بپردازد. پس شیخه را این همه تقوا به تحسین آمدی و مدیر سابق را با احسنت های! خود بنواختی نقلست شیخه عزم دائولاگیری کرد و به مریدان ز پی وی روان... پس به کمپ سه شدند عظیم مِهی همه جا را در بر گرفته بود مریدان گفتند: ای شیخه کنون تدبیر چیست؟ فرمود: کو هنورد ایرانی به هر قیمت صعود می کند و مگر نشنیده اید که میرزا حامد خان کرامت ال ه از جبال نوردان به نام، قله ای هزار تومان فتح نمودی... پس در مه به راه افتادند ناگاه مسیر سرازیر شد پس شیخه بگفت: عجب این همه می گفتند صعود این قله سخت است این بودی؟ این که همه اش سرازیریه! مریدان گفتند: ای شیخه نکناد در مه گم شده ایم و سوی کمپ های پایین تر می شویم؟! گفت: خموش که پروانه مسیر اشتباه نرود، پس روان شوید. آمدند تارسیدند به پناهگاهی که شیخه بفرمود: تبریک دالائوگیر ی هم صعود شد!! و چه جالب در فراز آن پناهگاه هم ساختند! و از برای ساخت هم چقدر نبشی ریخته اند چند تایش را بیاورید ع ی بگیریم سرتیفیکت صعودش کنیم و باز گردیم! گفتند: ای شیخنا گویی این بیس کمپ است که پناهگاه دارد ؟ گفت یعنی پروانه اشتباه می کند؟! مریدان گفتند خیر غلط کردیم خدایش نگاهدارش باد به نام خدا در نشست مطالعاتی مورخ ۵/۸/۱۳۹۳، خانم دوست در رابطه با فلسفه آتش در کیش زرتشت، برگرفته از کتاب " انسانم آرزوست، ایران بهانه بود" اثر آقای علی سربندی صحبت نمودند. مطابق با گفته های ایشان مردم ایران در دوره های باستان در کیش و آیین زرتشت، آتش پرست نبوده اند، بلکه از آتش به عنوان یک نماد مقدس برای نشان پاکی و خلوص و دور پلیدی، ز. خانم ! شما که مانده دلم مات "چشم" تانیعنی شدم مزاحم اوقات چشم تانامروز درس مان غزلی تازه از شماستفصلی جدید از ادبیات چشم تانفصلی که با رسیدنش انگار می رسنددستان من به دامن "سادات" چشم تانفصلی که فرصت سفری عاشقانه استاز اصفهانِ دل به محلات چشم تانخانم ! اجازه هست بمیرم ، که بعد از آنجانم جوان شود به کرامات چشم تان؟با چند ".
نویسنده ی کتاب «حسین در شه یت» که تاکنون هفت مرتبه به کربلای معلی مشرف شده است، می گوید: در خانه یان عرب شمایل حسین(ع) آویخته شده است چرا که شمایل ایشان را شبیه حضرت (ع) می دانند.به گزارش جهان به نقل از فارس، نویسنده ی سوری الاصل و ن کویت، کتاب «حسین در شه یت» را نوشته است، پس از انتشار این کتاب در بین مسلمانان معرفی شد و خودش می گوید که تحت کرامات حسین (ع) این کتاب را نگاشته است و کرامات بسیاری نیز از در خواب و بیداری دیده است.کتاب «حسین در شه یت» تاکنون به هفده زبان ترجمه و در پنج و برای دوره های تکمیلی مورد تأیید قرار گرفته است، آنتوان بارا می گوید که علاقه به اهل بیت (ع) را از مقاتل حسین (ع) آغاز کرده و همیشه دور و برش پر از کتاب های شیعی بوده است و خانواده اش نه تنها با این امر مشکلی نداشتند بلکه تشویقش می د و شمایل حسین (ع) را به دلیل شباهت به (ع) بر دیوار خانه شان آویختند.بارا، نویسنده، رو مه نگاری پیش وت و نویسنده ای است که ۱۵ کتاب به رشته تحریر درآورده و آثارش ابتدا در حوزه ادبیات، رمان و داستان بوده است، وی می گوید چهار فرزند و چهار نوه است و همه خانواده اش به اهل بیت (ع) علاقه مندند مخصوصاً پسر کوچکش کارشناس موسیقی است و در مدح ائمه (ع) مدیحه سرایی کرده است.آنتوان بارا که تاکنون ۲۵ بار نهج البلاغه را کامل خوانده می گوید که تاکنون هفت بار به کربلا رفته و هشت بار به ایران سفر کرده و همینطور پیاده روی نجف تا کربلا رفته و حس و حالش دراین ایام وصف نشدنی است.با این نویسنده ی در حاشیه اجلاس پیرغلامان حسینی(ع) گفت و گو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانیم: یکی از کارشناسان شبکه جهانی حسین علیه السلام چندی پیش در یکی از برنامه ها به بیان کرامت حضرت رقیه سلام الله علیها پرداخت که بسیار شنیدنی است. مادری فرزند فلج خود را که توسط پزشکان جواب شده بود به حرم حضرت رضا علیه السلام برد تا به عنایت ایشان شفا بگیرد. در حرم بسیار گریه و تضرع نمود تا اینکه در عالم رویا رضا علیه السلام به این مادر فرمودند: شفای کودک شما نزد ی ما رقیه در دمشق است. مادر بلافاصله فرزند خود را مهیای سفر به کرد و با او به بارگاه حضرت رقیه خاتون رفت. این کودک فلج بعد از دقایقی که در گوشه ای از حرم نشسته بود ناگهان روی پاهای خود ایستاد و به سمت ضریح نازدانه ی حسین علیه السلام قدم برداشت! با این کرامتی که رخ داد صدای تکبیر و صلوات زائرین طنین انداز شد و حال و هوای عجیبی به وجود آمد... پایان این رویداد را از زبان خود کودک بشنوید: در حرم حضرت رقیه نشسته بودم که ناگهان دیدم دست کوچکی از درون ضریح بیرون آمد و به من اشاره کرد که سمت ضریح حرکت کنم. وقتی تلاش متوجه شدم که میتوانم راه بروم و دیگر فلج نیستم. اما از یک چیز خیلی تعجب زیرا روی آن دست کوچک، آثار کبودی بسیاری وجود داشت! کرامات حضرت رقیه
(همانطور که شما هم میدانید حضرت رضا علیه السلام قطعا قادر بودند که این بیمار را به راحتی شفا دهند اما به این جهت که مقام حضرت رقیه صلوات الله علیها برای دیگران بیشتر از پیش مشخص شود، وی را به ی خود ارجاع دادند)

حُبابه والبیّه یکى از زن هاى مؤ منه اى بود، که در زمان حضرت رسول صلى الله علیه و آله همیشه به حضور آن حضرت شرفیاب مى شد و ب فیض مى نمود. همچنین در زمان محمّد باقر علیه السلام نیز چند مرتبه به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب گردیده است . من و شهید ابوالفضل شفیعی با هم دوست بودیم. شب عملیات خیبر در کنار هم حرکت می کردیم که به ما حمله شد و عده ای از بچّه ها زخمی شدند. چون ما فرصت توقف نداشتیم، به پیشروی ادامه دادیم. صبح، وقتی به عقب برگشتیم باپیکر غرقه به خون ابوالفضل مواجه شدیم که دو دستش قطع شده بود و جاهای مختلف بدنش تیر و ترکش خورده بود. یکی از بچه ها کاغذی را که وصیت نامه اش بود از جیب او بیرون کشیده و خواند. در آن نوشته بود: خدایا! دوست دارم همان گونه که اسمم را ابوالفضل گذاشته اند مثل حضرت ابوالفضل شهید شوم. منبع:وب کرامات رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا فیض روح القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب ف النجبا کرد مرا در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا و او مهر و وفا کرد مرا دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا زین دعاهاست که با این همه بى برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا شمار زادگانى که در استان قم مدفون هستند بالغ بر 444 تن مى باشند و هر یک از آنان خود سند زرّینى بر تارک و پیشینه این خطّه که همواره مأمن و پناهگاه خاندان نبوّت و ت و فرزندان و ذرّیه هاى علی(ع) بوده و مى باشد. برخى از بقاع این علویان در محدوده شهر و برخى دیگر در اطراف و یا ا و روستاهاى مجاور استان، از این تعداد 99 زاده داراى بقعه و بارگاه اس. رخت کوچه ما با همه زیبایی ها، کرامات، قابلیت ها و مزیت هایی که در وجود خودش داشت و دیگران را از همه ی آن ها مستفیض می ساخت، یک عیب کوچک هم داشت؛ بعضی از شاخه های درخت کمی بیشتر از حد لازم رشد کرده بود و همین مسئله باعث می شد تا بعضی وقت ها در عبور و مرور افراد و یا خودروها اختلال ایجاد کند...
با امدنت کمی به روزم کردی ت دی و ماه شب فروزم کردی هم سوخت دلم ز رفتنت هم پدرم با رفتن خود دو گانه سوزم کردی شکر ایزد فناوری داریم صنعت ذره پروری داریم از کرامات تیم ملی مان افتخارات کشوری داریم با نود حال میکنیم فقط بس که ایراد داوری داریم میتوانیم صادرات کنیم بس که جک های اذری داریم گشت ارشاد اگر افاقه نکرد 110 تا کلانتری داریم خواهران از چه زود میرنجید ما که قصد برادری داریم ما برای ثبات اصل حجاب خط تولید روسری داریم ان طرف رو مه های زیاد این طرف دادگستری داریم جای شعر درست و درمان هم تا بخواهی دری وری داریم حرفهامان طلاست 30 سال است قصد احداث زر گری داریم تا بدانند با بهانه طنز از همه قصد دلبری داریم هم کمال تشکر از ت هم ترابری داریم

کاش می شد بنویسند مرا زنت کاش می شد بنویسند به نام حسنت کاش در اول پرونده ی دنیائیمان
بنویسند غلام پسر بی کفنت کاش می شد که مرا دست کرامات شما
بنویسد اسیر غم و در د و محنت غزل مرثیه ی روضه ی ما هستی تو
من همان شمع برافروخته ی انجمنت
**
راستی مادر مظلومه ی غربت زده ام
در سوالم . جرم تو چیست ؟ چرا هی زدنت ؟از هجوم د. این جور نقل کرده اند که از جناب شیخ باقر مذکور از سید جعفر پسر سید جلیل،نبیل،سید باقر قزوینی صاحب کرامات ظاهره -قدس الله روحه-گفت:با والدم می رفتیم به مسجد سهله،چون نزدیک مسجد رسیدیم،گفتم به او:این سخنان که از مردم می شنوم که هر چهل شب چهارشنبه بیاید به مسجد سهله،لابد می بیند حضرت مهدی-صلوات الله علیه-را،می بینم که اصلی ندارد. نرم افزار حسین (ع) قابل استفاده در اندروید و جاوا شناسنامه، زندگینامه، مدایح، زیارت نامه، فضائل، مرثیه و کرامات حضرت حسین (ع)  نرم افزار حسین (ع) برای اندروید و جاوا نرم افزار حسین برنامه موبایل حسین (ع) شامل شناسنامه، زندگی نامه، مدایح، زیارت نامه، فضائل و کرامات حضرت حسین (ع) است که بسیاری از اعمال را در خود جای داده است.
.
با مطالعه این کتاب الکترونیکی می توانید نگاهی کامل به زندگانی حسین و سیره ی آن داشته باشید، کتاب شامل بخش های مختلفی از جمله بیعت مردم با یزید تا شهادت حسین، شهادت طفلان مسلم، گریه آسمان و زمین براى حسین (ع)، مرثیه و اشعارى که براى حسین علیه السلام سروده‏ اند و … می شود. ( نرم افزار در ادامه مطلب) مرحوم شیخ محمّد سعید آل آقا می‏گفت: انگشتری داشتم که بر روی آن نام مبارک آقا علی(ع)نقش بود و همیشه آن انگشتر را در انگشت داشتم. شبی فراموش که آن را به دست کنم و خو دم. در عالم خواب دیدم آقا المؤمنین علی(ع)تشریف آورده و فرمود: مگر از غلامی ما دست کشیده‏ای که انگشترت را به دست نکرده‏ای؟ از خواب بیدار شدم و آن را بدست .

علی(ع) باشد شه . حضرت آیت الله العظمی بهجت قدس سره در یکی از سفرهای خود به مشهد مقدس در بین جمعی از ارادتمندان، بیاناتی درباره زیارت حرم شریف رضا علیه السلام و کرامات آن حضرت ایراد فرمودند، خلاصه ای از این بیانات در ادامه آمده است: حکایت شنیدنی از زبان حجت ال انجوی نژاد در مورد کرامات باورن ی ولی واقعی شهید حاج یونس زنگی آبادی حتما بهره ببرید دریافت
حجم: 5.97 مگابایت
سلامتی و تعجیل در فرج زمان (عج) صلوات آن شیمیدانِ کاربلدِ قهار، آن دارای آزمایشگاهِ سیار، آن سلطان پخت شیشه، آن بیگانه با کلیشه، آن مرد باهوش لج درآر، آن عمدتا در حال فرار، آن کچل خوش تیپ، آن صاحب پرنسیپ، آن در فصل آ داده رد، آن قهرمان بریکینگ بد، آن از اول تا آ .... السلام ماه دل و ماه صفا السلام ماه ملاقات خدا السلام یا علی و یا عظیم السلام یا غفور و یا رحیم السلام ای سفره پیغمبری السلام ای گریه های حیدری السلام ای لیلت القدر و دعا السلام ماه کرامات خدا موقع سحر و زمان افطار برای من هم یک جای کوچک تو دعاهاتون باز کنید. ممنون یا حسین درخشندگی ویژه حسین (ع) فاطمه (س) می فرماید: درخشش نور حسین (ع) به گونه ای بود که درهنگام حمل وی (ص) به من فرمود: «..فَاِنّی اَ ری فی مُقدّمِ وَجْهِکِ ضَوءاً و نُوراً وَ ذلِکَ اِنَّکِ سَتَلِدینَ حُجَّتهً لِهذا الْخَلْق [بحار الانوار، ج43، ص272] دخترم! من در پیشانی تو درخشندگی و نورانیت ویژه ای می بینم و این نور نشانگر آن است که به زودی حجت خدا بر این مردم را به دنیا خواهی آورد.» پرتو نور حسین (ع) به صورتی بود که مادرش می گفت: «در تار به چراغ نیاز نداشتم.» [بحارالانوار، ج43، ص273؛ عوالم، ج17، ص11] پود پیراهن از پر جبرییل در جلاءالعیون آمده است: ام سلمه گفت: دیدم روزی حضرت رس (ص) حله ای به فرزند خود حسین (ع) می پوشانید که به جامه های دنیا شباهت نداشت. گفتم: یا رسول الله! این چه جامه ای است که به جامه های دنیا نمی ماند؟ حضرت (ص) فرمود: « این هدیه ای است که پروردگار من برای حسین (ع) فرستاده است و پودش از پرهای بال جبرییل است؛ چون امروز روز عید است این جامه را بر او می پوشاند.» [معجزات و کرامات حسین(ع)، ص36] بوی سیب سرخ یکی از دوستان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند که: همراه ایشان به کاشان رفتیم. عادت شیخ این بود که هر جا وارد می شد به زیارت اهل قبور می رفت. هنگامی که وارد قبرستان کاشان شدیم شیخ گفت: «السلام علیک یا اباعبدالله (ع)». چند قدم جلوتر رفتیم فرمود: بویی به مشامتان نمی رسد؟ گفتیم: نه! چه بویی؟ فرمود: بوی سیب سرخ استشمام نمی کنید؟ گفتیم: نه! قدری جلوتر آمدیم به مسئول قبرستان رسیدیم، جناب شیخ از او پرسید: امروز ی را اینجا دفن کرده اند؟ او پاسخ داد: پیش پای شما فردی را دفن کرده اند و ما را سر قبر تازه ای برد در آنجا همه ما بوی سیب سرخ را استشمام کردیم. پرسیدیم: این چه بویی است؟ شیخ فرمود: وقتی که این بنده خدا را در اینجا دفن د وجود مقدس سیدال (ع) تشریف آوردند اینجا و به واسطه این شخص عذاب از اهل قبرستان برداشته شد. [معجزات وکرامات حسین(ع)، ص294] آن پیرمرد باصفا، آن بی ریا، آن دشمن بمب های همه کَس کُش، آن درمان اقتصاد ناخوش، آن بچه اصفهان، آن برنی سندرز ایران، آن آ ین بازمانده از دوران دلار هفت تومانی، آن فرشته آسمانی، آن عاشق ت ضد تورم، آن مخالف با هر.... ع و پوسترهای زیبا به مناسبت میلاد زمان (ع) سلام بر شما حضرت آقا و ای مأمن و ملجأ منتظران. به امید عرض صمیمانه ترین تبریکات به پیشگاه والایتان به انتظار نشسته ایم. سالروز ولادت سعید شماست. سالروزی که منت نهادید و قدوم مبارکتان را بر چشم جان شیفتگانتان نهادید. هر سال نوید ولادتان را به دیگران می دهیم و ایشان را در شادی خویش سهیم می داریم. مگر از گدایان آستان شریفتان جز این نحو عرض ادب انتظار دیگری می رود؟ و مگر در معدن کرامات شما جز گوهر کرم شما چیز دیگری می توان یافت. ای والا حضرت کاش می شد عید ولادتتان را با حضور شما جشن بگیریم!! ع و پوسترهای زیبا به مناسبت میلاد زمان (ع) سلام بر شما حضرت آقا و ای مأمن و ملجأ منتظران. به امید عرض صمیمانه ترین تبریکات به پیشگاه والایتان به انتظار نشسته ایم. سالروز ولادت سعید شماست. سالروزی که منت نهادید و قدوم مبارکتان را بر چشم جان شیفتگانتان نهادید. هر سال نوید ولادتان را به دیگران می دهیم و ایشان را در شادی خویش سهیم می داریم. مگر از گدایان آستان شریفتان جز این نحو عرض ادب انتظار دیگری می رود؟ و مگر در معدن کرامات شما جز گوهر کرم شما چیز دیگری می توان یافت. ای والا حضرت کاش می شد عید ولادتتان را با حضور شما جشن بگیریم!! رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش پله از سلسله دیو دعا کرد مرا فیض روح القدسم کرد رها از ظلمات همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى لایق مکتب ف النجبا کرد مرا در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او من خطا و او مهر و وفا کرد مرا دست از دامن این پیک مبارک نکشم که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا زین دعاهاست که با این همه بى برگى و ضعف در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا با سلام و قبولی طاعات به استحضار می رساند به دلیل مشکلات بوجود آمده در سایت بلاکفا امکان بروزسانی وبلاگ وجود نداشته است. یکی از کرامات حضرت معصومه سلام الله علیها ماجرایی بود که در هنگام دفن پیکر مطهرۀ آن بانوی کرامت اتفاق افتاد... ادامه مطلب شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب که به امید تو خوش آب روانی دارد
گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا نه سواریست که در دست عنانی دارد
دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی آری آری سخن عشق نشانی دارد
خم. آن پیرمرد ت کم حرف، آن ریش و سبیلش چون برف، آن مجری عد ، آن مظهر شجاعت، آن شیفته خدمت، آن بلند همت، آن ابرو قشنگ مهربان، آن مسئول مبارزه با فسادهای نجومی آن زمان، آن مراد تسوکه و کایکو و «اون دختره» که اسم نداشت، آنکه هر...