استوره

به نقل از خبرگزاریها در مورد استوره : آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی با و کیفیت بالا موزیک ندیم بنام فدا کردی ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ فدا کردی و پخش آنلاین new nadim – fada kardi
آهنگ غمگین شنیدنی فدا کردی با صدای ندیم از شتاب موزیک ترانه : مریم زاهدی / آهنگ ، تنظیم ، می و مسترینگ : فتاح فتحی  آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی در ادامه مطلب آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی تو که هر لحظه ی عمرت به پای مردمت سر شد
برای تو چه پایانی بغیر از عشق مقدر شد
همه مردمو این غصه به یک باره سیاه پوش کرد
مگه میشه اشکامونو یک روزی فراموش کرد
دل داغ دیده ی مادر چه فریادی به اوج میزد
مگه میشه ندید خون عزیزایی که موج میزد
جوونیتو فدا کردی واسه دلهایی که خونه متن آهنگ ندیم به نام فدا کردی واسه مردونگیت امروز همه ایران مدیونه
تو که قلبت جنسش از عشقه بدون حد و اندازه
آخه عشقه که توو سختی ازت استوره میسازه
جوونیتو فدا کردی واسه دلهایی که خونه
واسه مردونگیت امروز همه ایران مدیونه
تو که قلبت جنسش از عشقه بدون حد و اندازه
آخه عشقه که توو سختی ازت استوره میسازه آهنگ های ندیم رایگان دوبله , ان دریایی کاراییب 5 زبان اصلی , ان دریایی کاراییب 5 , ان دریایی کاراییب 5 دوبله , زمان : ؟ دقیقه کیفیت: بلوری کارگردان: joachim rønning, espen sandberg ستارگان: johnny depp, geoffrey rush, javier bardem خلاصه داستان ان دریایی کاراییب 5: کاپیتان سالازار دشمن قدیمی جک اسپارو، به همراه خدمه اشباحش توانسته از مثلث برمودا فرار کند و حالا دارد ان دریایی را به قتل می رساند. جک اسپارو هم برای غلبه بر سالازار دنبال نیزه استوره ای خدایان دریا است تا کنترل دریا را بر دست گیرد و بر علیه سالازار از آن استفاده کند و …  ان دریایی کاراییب 5 2017 ادامه مطلب
جشن اسپندگان(سپندارمزد)
شاد باد
موبد کامران جمشیدی
گفته شده است : برای اینکه ملتی توانایی درست شیدن را نداشته باشد ، باید شناسۀ (هویت) فرهنگی و تاریخی را از او گرفت . فرهنگ بالاترین کنشگر و انگیزه در زندگی ،رشد ، بالندگی و یا نابودی ملت ها است .شناسۀ هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است . آنهایی که ، در تاریخ از جایگاه والایی برخوردارند ، انی هستند که توانسته اند به شیوه ی کارسازتری خود ، فرهنگ و افسانه(استوره)های باستانیِ خود را ، بشناسند و زندگیِ خود را تا بلندای یک افسانه بالا برند . استوره ها، تنها افسانه نیستند بلکه نمادی از انسان آرمانی و ارزش های اخلاقی یک گروه مردمی هستند.

یکی از این استوره ها و نمادها، (سپنتا) آرمیتی یا آرامتی می باشد که هم یکی از زنخدایان فرهنگ باستانی ایرانی است و هم یکی از امشاسپندان یا فروزه های مز در فرهنگ زرتشتی. در هر دو ح ، آرمیتی ایزدبانو بوده و ویژگی نه- مادرانه داشته است. آن در فرهنگ باستانی، نماد زمین و زایندگی و افزایندگی بوده و در فرزان زرتشت آرامش افزاینده و مهر و فروتنی و عشق، که البته همۀ اینها نیز بیشتر در زن نمایان است تا مرد. به هر روی این ایزدبانو و ویژگی های او برای ایرانی همواره نشانگر و آرمان او از زن و زندگی بر روی زمین بوده است. زمینی که او را مهربانانه، مادرانه، عاشقانه در بر گرفته، از هر چه دارد بدون چشمداشت به او می دهد و سفره و دامن خود بر همه می گستراند. بگذریم که این فرزند ناخلف زمین چگونه پاسخ مادر را با نابودی او می خواهد بدهد که نمی داند نابودی او نابودی خود است.

نامواژۀ سپنتا آرمیتی که شکل اوستایی آن است با گذشت زمان به سِپنَدارمَت در پهلوی و سِپنَدارمَز، و پستر اِسپَند و اسفند در فارسی دگرگون شد. روز پنجم از هر ماه ایرانی نیز به این نام بوده است که در گاهنماهای زرتشتی بازمانده است. پس بنا بر روش ایرانیِ جشن گرفتنِ برابری نام روز و ماه، روز اسپند از ماه اسپند جشن اسپندگان یا سپندارمزگان نامیده می شود.


در گذشته چگونه جشن می گرفته اند

از آنچه در تاریخ نشان مانده درمی ی م که پدران و مادرانمان این روز و یا روزها را که برخی ۵ روز و برخی هم تمامی ماه اسفند دانسته اند، به این مناسبت گرامی داشته و آیین هایی را نیز اجرا می کرده اند.

بنیاد این جشن بر گرامیداشت ن نیک و پارسا بوده است. گویند که در این روزها مردان کارهای روزمرۀ ن را به دوش گرفته و با این شیوه کارکرد آنان را تجربه می کرده اند و همزمان به آنان پیشکش هایی می داده اند که از این رو به آن جشن مزدگیران نیز می گفته اند.

همچنین گفته شده که بویژه در این روزها ن می توانسته اند با و اختیار خویش مرد زندگی خود را برگزینند که از این دیدگاه به آن جشن مردگیران نیز گفته اند. که البته این گفته جای سخن دارد زیرا که هر چند هم که جامعه ایرانی از آموزش های بنیادین زرتشت شاید که دور شده بوده است اما در فرهنگ ایران ن همواره جایگاه خود را داشته اند و بویژه در مورد گزینش همسر که ما از زمان و زبان خود اشو زرتشت داریم که به جوانترین دخترش پورچیستا می گوید که برود و همسر خویش را با د خویش برگزیند.
ببینیم که فرهنگ بنیادین ایرانی چگونه به مقام زن می نگرد:

در مورد بانوان و مقام و ارزش آنان در فرهنگ بنیادین ایرانی بسیار گفته و نوشته شده است که ما هم در این پیوند چند نکته را یادآور می شویم.

در برخی از فرهنگ های دیگر در جهان که بسیاری از مردم را نیز امروزه در بر می گیرد، نامواژه هایی که برای ندا دادن به زن و نام بردن از او بکار برده می شود گویای نگرش آن فرهنگ به اوست. یکی زن را woman و women (در پیوند با مرد) می گوید دیگری نسا ء و ضعیفه دارد. در یکی مرد و زن را با heوshe گفتن از هم جدا می کند و در دیگری با هذا و هذه. اما فرهنگ بنیادین ایرانی چون زن را همانند مردان دارای تخمه وفره ایزدی میداند و زاینده می شناسد ، او را « زن »یعنی زاینده می نامد و چون به یگانگی هستی باور دارد ، به زن و مرد هر دو « او» می گوید.

پسر را پشت سر خانواده میداند و دختر را دوخت دهنده و پیوند دهنده خانواده ها . زن یا شوی خود را همسر می نامد زیرا با او خود را هم اندازه و همسنگ میداند و زن را کدبانو ( همه کاره و مدیر خانه ) میداند و از همه بالاتر براساس باور اوستایی ، زن «نمو پئیتی» یعنی نور خانه شناخته می شود.


اهانت به شخصیتی که از بدو تولد تا بعثت در دنیای جه و شرک سرزمین مکه به محمد (ص) امین شهرت داشت و از بعثت تا شهادت با تمام برخوردهای ناب دانه مشرکین ، با محبت و مهربانی پاسخ می گفت کمال بی شرمی است. رسول خدا (ص) می فرماید: آن است که قلبت را {به حق} واگذاری و مسلمانان از دست و زبانت در امان باشند و همچنین فرمود: از مانیست ی که به مسلمانی خیانت کند ، یا به او زیان برساند ، یا با او مکر کند. و نیز فرمود : هر بخوابد در حالی که بدخواه برادر مسلمانش باشد ، خواب و بیداری او مورد خشم خداست، تا توبه کند. ( مفاتیح الحیات ،ص 276) ما از ت مردان توقع داشتیم که این حرکت نشریه شارلی فرانسوی را به شدت محکوم می د. نه اینکه بروند و با هم .... بخورند. مردم ما بار ها در ات مختلف و بخصوص پس های این حرکت زشت و پلید را محکوم د. نکند عوام ما از خواص پیشی بگیرند. تقریبا 15 روزه پیش بود
گفتن هر پولی واسه درمان بیماریه "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" نمیده یه سطل آب سرد رو سرش خالی کنه که اصطلاحا از خواب بیدارشه
اما بیشتر موجبات تفریح و سرگرمیه مردم رو فراهم کرد و اصل قضیه فراموش شد
...
اما یه نفر این تفریح رو ش ت و جلوی دوربین بجای اینکه مث بچه ها آب روی سر خودش بریزه ، مث یه مرد بخشی از هزینه درمان رو پرداخت کرد
یه ایرانی...
* همون که میخوند هیچکی مث ایرونی نمیشه *
سیاوش قمیشی
تنها استوره پاپ ایران که اسمش همیشه موندگاره
این ویدئو رو کنید  اهنگ نوازش سیاوش قمیشی یه گربه ی نر یه گربه ی نر.....من یه جاییم که خوبیامون تو کتابه.....همیشه ا ین موقرمونم خوبه حالش....من یه جاییم همه میخان سواری بگیرن ....سر عقیدشون حاظرن از نداری بمیرن....من یه جاییم استوره ها ارزوشه....ع قهرمانا تو اتاقا اویزون میشه.....من یه جاییم وطن میشه ارث پدری...که به بهونه ازدی به هر جا بپری....اینجا تابشون با حقیقتا بریده میشه...تو اوج ن. آپلود ع فوتبالیست خوب کرمانی ,استوره فوتبال سالهای 1390و 91 87و88,فوتبالیست جوان شهرستانی که توانست با وجود تمامی باند بازیهای فوتبال کشور جایی برای خود و نام کرمان در فوتبال کشور باز کند .فردی که در سن هفده سالگی دو سال پیاپی توانست آقای گل لیگ آزادگان شود فوتبالیستی که شاید بتوان گفت کم هاشیه ترین فوتبالیست ,(از گذشته تا کنون بوده است)و اگر مورد کم لطفی قلعه نوعی (مربی تیم فوتبال استقلال تهران) در فصل 92-93 قرار نمی گرفت این دوره هم مانند دوره گذشته در جام جهانی تیم ملی را همراهی میکرد. وی تا کنون عنوان نموده که فوتبال را در شهر کرمان آغاز کرده ,اما تا بحال جایی عنوان نشده که ایشان فوتبال را با پست دروازبانی و از شهرستان بافت آغاز کرده است.ایشان دوران نونهالی و دوره ای از نوجوانی را زیر دست آقای ناصر مفلحی مربی و از بزرگان ورزش استان کرمان و شهر بافت در مدرسه فوتبال شهرستان بافت گذرانده است.وی در رشته تنیس روی میز هم فعالیت داشته است .بجز فوتبال و تنیس در ورزش تکواندو و کیوکوشین هم دوره دیده است و هم چنین در مسابقات فوتسال مختلفی هم شرکت داشته است .وی در خانواده ای هنرمند و هنر دوست بزرگ شده است و در محضر مشرف زاده ساز ضرب و دف آموخته است. به نظر من آرش برهانی فراتر از یک فوتبالیست بوده و برای رسیدن به موقعیت فعلی که داره خیلی زحمت کشیده و حقش نیست که با وی چنین رفتار شود که فرد به این فعالی چنین منزوی شود. در ضمن آرش برهانی در گذشته یک پرسپولیسی دو آتیشه بوده .آما در حال حاضر و پس از حوضورش در تیم استقلال یک استقلالی سفت و سخت شده است. یلدا هزاران ساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پر فروغ و گرم و زیبا
در آ ین شام بلند و سرد پاییز
یادآور استوره های مانده برجا
یلدا نماد زایش مهر ایزد نور
«میترا» خجسته ایزد نور سحرگاه
آیین او مهر و داد و عهد و پیمان
تابان فروغ مینوی روشنگر راه
درشام یلدا سفره ای می گسترانم
از دانه ها و میوه های سرخ و رنگین
چو. یکی از پاسداران و بزرگمردان شمند فرهنگ راستین زبان پارسی که آهنگ سخنانش مرزهای فرهنگ را در نوردید و دیوارهای فرهنگی ما را برای همیشه با گوهر سخنانش آذین بست " شیخ مصلح الدین سعدی " است که در مکتب خانه شه اش فصاحت و سخنوری و بلاغت و رسایی سخن ، روانی ، زیبایی و دلربایی و حکمت و معرفت را پیشه خود ساخت تا هر اهل دلی در گلستان کلامش روح و ر. به نوروز این جشن شادی و مهر
می عشق در جام دل ریخته است
چو باشد در استوره آغاز آن
زمین و زمان را ز نو جان دهد
هم آن را به جمشید منسوب کرد
گهی بوده در شیب و گه در فراز
فراروی بیگانه سر خم نکرد
سرافراز بر پای خود ایستاد
بود جشنی از دوره باستان
درودی به گرمی مهر سپهر
که در ها شوری انگیخته است
گشوده نشد بر ی راز آن
غرور و . کامل   انیمیشن مبارک محمدرضا , کامل رایگان جدید مبارک,   کامل انیمیشن سینمایی «مبارک» با کم حجم و کیفیت بالا عالی بدون تگ یا آرم تبلیغاتی و بدون نیاز به ید اشتراک ویژه vipfree, full & direct mobarak new iranian animation by mohammadreza najafiانیمیشن مبارک - mobarak filmسال ساخت: 1393  پخش: 96 پخش کننده: کول تهیه کننده: عبدالله اسفندیاری  نویسنده: ؟  کارگردان: محمدرضا ی    لیست بازیگران   مبارک:الناز شاکردوست، ی، تورج نصر، منوچهر آذر، حسن کریم خان زند، مرجان سپهری.خلاصه داستان مبارک:داستان پیرمرد نقالی است که با عروسک هایی که در اقتباس از شخصیت های شاهنامه فردوسی ساخته شده اند، به ب و کار مشغول است. پیرمرد بخش فراوانی از زندگی اش را در جهان استوره ها گذرانده و نگران روزی است که شخصیت های سیاه افسانه ای، دنیا را به سوی تاریکی و تباهی کشانند. نگرانی او، عروسک هایش را وادار می کند که وارد عمل شوند و برای کمک رساندن به پیرمرد نقال، با نوه جوان او همراه می شوند و داستان پرفراز و نشیب و ماجراجویانه ای را آغاز می کنند.خبرهای جدید از مبارک ...جوایز و افتخارات مبارک ...تاریخ اکران مبارک 23 بهمن 95.زمان پخش در شبکه نمایش خانگی 20 تیر 96. مبارک 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] اختصاصی از فایلکو تحقیق درمورد شنودی اهورامزدا با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 14 شنودی اهورامزدا« سیمای آموزگار راستی » کنکاشی در سیمای وخشور ایران آنگونه که از متون دینی برمی تابداشو زرتشت اسپیتمان ، هر گاه این نام را بر زبان جاری میکنم غرور و افتخار سراسر وجودم را می گیرد انگار که گم گشته خود را می یابم و تو گویی آتشی در رگهایم بجای خون جاریست و با بردن این نام در درون وجودم زبانه می کشد و نام او را فریاد میزند... چه بسیار افرادی که در درازای تاریخ در عشق این نام سوختند و چه بسیار مردمانی که با تحمل هزاران رنج کوشیدند این نام عزیز را زنده نگه دارند ، آتش ورهرام زبانه بکش زیرا که ما زنده ایم ، شه مزدیسنی زنده است ، این سرزمین اهورایی زنده است و من زنده ام و می شم...نخواهی که باشد دلت دردمند دل درد مندان بر آور زبندره نیک زرتشت آزاده گیر چه ایستاده ای دست افتاده گیرسیمای آن وخشور همواره در هاله ای راز آمیز در پس تاریخ ایران و جهان پنهان مانده است، فرزانه ای که از یک سو فرهنگ و و اوستایی را فراز بخشید و از سوی دیگر ، دانشمندان یونانی در پیشگاهش شاگرد وار ، زانو زدند. دامنه دیدگاه های او در درازای تاریخ ، فرهیختگانی چون فردوسی ، حافظ و سهروردی را در بر گرفت و فروزه هایش به گونه ای بس شگفت انگیز در تند باد زمانه همچنان روشنی بخش شمندان ماند. آن نابغه بی همتا که بی شک باید وی را بنیانگزار اخلاقیات، فلسفه، عرفان، و حتی شعر بشمار آورد. وی از دانش و بینش چنان ژرفی برخوردار بود که جهان شرق تا غرب همه جا او را حکیم خوانده اند. از فیساغورس تا افلاتون تا هگل و نیچه ، ستایشگر وی بودند. اما براستی او کیست؟ آیا همان انسان سخت کوشی است که گاتها بما نشان می دهد؟ مردی که با تحمل سختی ها و مرارتهای فراوان در راه بیدار وجدان ه مردمان جهان قدم بر می دارد، همان پولاد مردی که یک تنه با سیاهی جهل و پندارهای اهریمنی به پیکار بر میخیزد و آتش د گرائی را در شه انسانها فروزان میکند.زندگی راستین ان را همیشه هاله ای از استوره فرا می گیرد هر چند در خلال استوره ها ،حقیقت های فراوانی نهفته است. افسانه ها به تدریج برگرد زندگی نامه واقعی حلقه می زنند و کم کم زندگی اساطیری را می سازد.این شکل گیری ممکن است در همان دوران زندگی و یا در سالهائی نه چندان دور از زمان او یا در سده های بعدتر انجام گرفته باشد زندگی نامه اشو زرتشت نیز چنین مراحلی را گذرانده است.استوره داستانی است سرشار از نمادهای آیینی و رمزی ، بویژه نمایه های کیهانی. برای نمونه ماه و خورشید و ستارگان و دیگر چهره های جهان هستی ،به سان انسان در می آیند و در پهنه پندارها ، به نقش آفرینی می پردازند. گاهی هم به گونه ای وارونه، این انسانهای زمینی هستند که به سیمای نیروهای آسمانی نمودار میشوند. تا کنون هیچ چهره ای مانند اشو زرتشت اینچنین سرشار از استوره پردازی نبوده است.سیمای اشو زرتشت در بخشهای گوناگون اوستا و نامه های پهلوی :زرتشت پاک دیو ستیز... نیرومند ترین، دلیرترین،تخشاترین،چالاکترین و پیروزترین آفریدگار [یسنای 9 بند 15 و 13] که در جهان خواستار راستی شد [ یسنای 24 بند 5] رد (راهبر) جهان استومند (مادی) [آبان یشت 89] نگاهبان مردمان [تیر یشت 44].نخستین ی که نیک شید ، نیک سخن گفت ،نیک رفتار کرد . نخستین آتوربان ، تار،برزیگر ستو رور، نخستین ی که بیاموخت و بیاموزاند.نخستین ی که ستور (جانداران) را، اشه را، مانترای ورجاوند را و فرمانبرداری از آن را،شهریاری مینوی را ،و همه نهاد های نیک مزدا آفریده را که از آن اشه است،برای خود پذیرفت و دریافت... نخستین ی که از دیو روی گردانید و مردمان را بالانید. نخستین ی که در جهان استومند (اشم وهو..) را خواند دیوان را نفرین کرد و خستو (معترف) شد که مزداپرست،زرتشتی،دیو ستیز و اهورائی کیش است.اوست نخستین ی که در جهان استومند ،سخنی را که در دین اهورا به زیان دیوان است، برخواند. اوست پهلوان سراسر زندگی خوش و نخستین آموزگار سرزمین ها، به دستیاری او ، همه مانترای ورجاوند که در سرود (اشم وهو) ست آشکار شد. اوست رد جهانی و مینوی گیتی. اوست ستایشگر اشه که بزرگترین و بهترین و نیکوترین نهاد است .اوست پیام آور دینی که بهترین همه دینهاست... نیک خواهترین ، شکوهمند ترین،فرهمندترین،برازنده ترین ستودنی، به نیایش:سزاوارترین،بهترین شهریارآفریدگان،شایسته ترین آفریده ای که خشنودی وی خواسته شود [فروردین یشت 88 تا 91 و 152] .که دینی شید ،دینی سخن گفت و دینی رفتار کرد...پیش از او آشکارا دیوان در این زمین در گردش بودند. آشکارا کامروا می شدند، آشکارا ن را از مردان می ربودند و زاری کنندگان را می آزردند [ اشتاد یشت 79 و 80].زرتشت درویشان را پرستاری کرد... هرگز دیوها در گفتار زرتشت ستوده نشدند[گزیده های زاتسپرم 31].همانگونه که او رد برگزیده و آرمانی جهان (اهو)است ، رد مینوی (رتو) و بنیادگزار کردار ها و شه های نیک زندگانی در راه مزداست.اهوراست که او را به نگاهبانی درویشان برگماشت [ سرآغاز یسنا بند 3]. دین مزداپرستی و داد (قانون) زرتشت از همه نهاد های نیک و عاشقانه (اشه نژاد) پزیرفتنی تر است.[سروش یشت هادخت ، 3]. شه اش فراختر از همه جهان بود. بر تر از هر چیز گیتی، هوش داشت که بانیروی آن ، همه چیز را باز می شناخت.یادی که با نیروی آن، همه چیز را در می یافت. دی که میتوانست با آن همه چیز را تشخیص دهد. جانی که از بسیاری چیزها پاسداری می کرد.فره کیانی و فره هیربدان و میل فراوان به پارسایی داشت.در دلاوری برتر بود و تنی زیبا و نیرومند داشت...پر ارج ترین و مقدس ترین و آگاه ترین. تن را از نشانه بد ، آرزو و ،آز و نیار ،خواب زیاد، خود خواهی و فریفتاری، کین ورزی و غیبت، به دور می داشت.آفریدگار اورمزد را می شناخت. شه نیک را پیراسته می کرد و از آنچه به او می رسید سند بود. از گذرا بودن مال گیتی آگاه بود و فرجام تن را خوب به یاد داشت و در هر زمان و به هر گونه ای در نیایش آفریدگار مهربان ، کوشاتر بود. وظیفه خود را در دادو دهش به درویشان و ارزانیان (مستحقان) انجام می داد.(استوره زندگی زرتشت.83،120،164)فرهنگ فرهنگ ها که سرچشمه دانائی و گزینش (تشخیص) از آن است...معجزه معجزات، منزه از گمان ، بی مانند...[ مینوی د،2]زرتشت در ادب پارسی، به سیمای پیر مغان در آمد ی که بقول حافظ : به تائید نظر حل معما می کرد ومی گفت که از مصاحب ناجنس احتزاز کنید. ی که ستائیده سهروردی بود و از سوی گزارشگر آثار سهروردی ، یعنی قطب الدین : حکیم فاضل و کامل ، لقب گرفت، ی که دقیقی توسی جان خود را فدایش کرد.روانشاد محمد معین در کتاب مزدیسنا و ادب پارسی با اشاره به اینکه شالوده تصوف ایران ی را ابویزیدبسطامی ریخته یادآور می شود که سروشان جد بسطامی زرتشتی بود. همچنین عارفانی چون منصور حلاج و شیخ ابوسعید کازرونی نیز در اپتدا زرتشتی بوده اند.در لغت نامه دهخدا از قول ناظم الاطبا در باره زرتشت آمده:شیخ مقتول و فاضل سهروردی و علامه و علامه دوانی و میر صدرالدین و غیاث الدین منصور ، او را نبی فاضل و حکیم کامل دانند.سیمای آن وخشور در گاتها :بهترین راه شناخت اشو زرتشت، این بزرگترین بینشمند جهان سروده های آسمانی گاتها است، سروده هایی که مردمی ترین سخنان جهان است.زگفتار پیغمبر راستگوی دل از تیرگی ها بدین آب شویاشو زرتشت در این سروده ها از ،والایی،راستی،درستی،پاکی،دوری از کژی و فریب، سخن می گوید. در این سروده ها هیچ گاه انسان را از پروردگار خود نمی ترساند، بلکه همه جا سخن از خدای بزرگ دانا٬ پروردگار هستی بخش٬ اهورامزدا است. خ که باید با دیدی عاشقانه و عارفانه بدو نگریست.بیاموز آن را که آگاه نیست دلش را بدین بارگه راه نیستپروردگار اهورامزدا نه قومی برگزیده دارد و نه زبان و سرزمین و خانه ای خاص،زرتشت بما می آموزد او کوهی به نام کائنات را برای ذره ای به نام زمین ما نیافریده بلکه او جوهر راستی و سرمنشاء حقیقت و نیکی است. سروده های گاتها بما می آموزد که خداود مبداء نور و آغاز و پایان این نظام هدفمند اشایی است. اشو زرتشت او را برتر و پاک تر از آن می داند که درگیر مسائل فرومایه زندگی چند انسان گمراه شود . اشو زرتشت بما می آموزد که او اهوراست و حقیقت راستی.پیام زرتشت چیزی بجز آوای برادری و برابری و انسان مداری و نیست. او یک آموزگار ارزنده است که جز به آموزش مردم و رهنمود آنها بسوی خوشبختی به چیز دیگری نمی شید. این فرزانگی و د گرائی آشکارا در سروده های گاتها به چشم می خورد.من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خد دانی اگر عاقل و زیرک باشی
با
تحقیق درمورد شنودی اهورامزدا
مادر ، ای زیباترین واژه هامادر، ای همرهترین سایه هامادر، ای یار همیشه مهربانمادر، ای آغوش گرمت خانه امجای دستت هر زمان بر شانه اممادر، ای دامان پاکت بسترمای زهر چه نیک و نیکان برترمای که جنت ،جای گام پاک توستای که خوبی در دل گرم تو رستای کلامت معنی لطف و صفاای تو ، تندیسی ز پاکی و وفاای الهه ای خدای خاکهاای فدای تو تمام پاکهازینتی ده ، با دعایت ، راه منگرمی دل هر زما همراه من***************** مادر ،ای تندیس مهر و محبت و ای دل پر مهرت بی ریا و ای عاشق بی انتها و ای استوانه ی ایثارو مقاومت در تربیت فرزندان با همه ی سختیهایش ،مادر ای زیباترین و قشنگترین خلایق،که خدای سبحان در آفرینش آن به خودش آفرین گفت.مادر ،ای همه ی دنیای من،مادر ای استوره ی صفای ناب انسانی،مادر ای همه ی زندگیم ،مادر ای که دستم بگرفت و پا بپا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت. مادر ،ای رب النوع هستی من،مهرت برون نمی رود از ام که هست ،این خانه ی تو و این دل سرای توست .در مقابل عظمت و بزرگیت ،سر تعظیم فرود می آورم،و برایت سلامتی و تندرستی وعاقبت بخیری و به اندازه ی همه ی شادیهای دنیا ،نشاط و شادی و شادمانی و بهترین ها را که روزت ،قرین روز تولد پاکترین مادر گیتی ،حضرت فاطمه (س)است ،را از در گاه یگانه ی هستی بخش آرزومندم.روزت مبارک. تقدیم به همه ی مادران گرانقدر ایران زمین و بخصوص مادران زحمتکش و رنجدیده ،اما با صفاوپر مهر حوزه ی پاراسس وحوزه های همجوار اختصاصی از فایل هلپ تحقیق نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات با و پر سرعت .
 تحقیق نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات
 تحقیق نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات لینک پرداخت و *پایین مطلب*فرمت فایل:word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحه30  نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات بدون شک ادبیات کهن و غنی مابا قصه های دلکش و نظم و نثر دل پذیر و داستان های پر از طنز و زیبا و کنایه های دل نشین در میان ادبیات جهان مقامی شامخ و جایی ممتاز و برجسته دارد.  در بین داستا ن ها و استوره ها، شا ارهایی وجود دارد که از ویژگی های آثار مذکور، حماسه های ملی و شورانگیزی است که نتایجی مفید و شادی بخش و امیدوارکننده دارد که داستان های و قصه ها به آنها ختم می شود و خواننده را به زندگی امیدوارتر و در مواجه با مشکلات و ناملایمات استوارتر می نماید.  این از خصوصیات ادبیات کهن ما است که چون میراثی گران بها به دست مردم بافضل و دانش ما رسیده و حفظ و حراست از آن وظیفه ی هر فردی فرهنگ خواه و ادب دوست است. در این داستان ها که بیش از هزار هاسال دارند از پرندگان و مرغانی نام برده شده که یا در اصول چنین پرنده گانی وجود نداشته اند و یا چیزی بوده اند که در طول زمان به خاطر به نقل آنها چهره عوض کرده و تغییر ماهیت داده اند و یا به طور کلی ساخته و پرداخته ی فکر نویسنده و حماسه سرا بوده است گل : در ادبیات ایرانی همواره گل مظهر حیات و طراوت بوده است و نقشی کلیدی در ادبیات ایفا می کرده است هر جا که سخن از لطافت و زیبایی است ل از گل نیز سخن می رود.گل در معنای کنایی خود شاهد و آرزو است که زیبایی و دلربایی معشوق را یادآوری می کندگل سرخ، با پلک های بسیارش، یعنی با گل برگ های بسیار زیبا، لطیف و معطرش آدم را به خواب، آرامش و رهایی می خواند. از این نظر گل سرخ، نماد ِ اشتیاق به صلح و رهایی است. اما شکوه اش، نماد ِ نیرو و زندگی نیز هست، آن چنان که "شوق" اوست تا "خواب ِ هیچ " نباشد. به این ترتیب در گل سرخ تنشی بین لطافت و نیرو جریان دارد و به این معنا "تضاد ناب" محسوب می شود. شاید بشود گفت در ترکیب ِ زیبای ب
با
تحقیق نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات

دو ع را پیشکش می کنم به دوست ارجمند آقای عباس مخبر عکاس ، استوره شناس و مترجم !
نخستین ع ساعت ده و نیم شب چهارم جون دوهزار هفده اپسالاست
دویمین ع ساعت ده و نیم شب پنجم جون دوهزار هفده اپسالاستimage may contain: sky, tree, cloud, house, plant and outdoorimage may contain: cloud, sky and outdoor پیشاپیش جـــشـن ســپــنــدارمـــزگـــان روز شی و دلداگی روز عشق و دلباختگی بر بانوان نیک سرزمینم ایران کهن خجسته و شادباش

سپندارمزگان روز عشق چیست؟
روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال اسپند یا «سپندارمزد» نام دارد. سپندارمزگان روز و هفته زن و زمین است.
مردم نیک ایران زمین از میان مردمانی هستند که زندگی یشان با جشن و شادمانی پیوند فراوان داشته است. آنها برای هر رخداد تازه و گوناگونی جشن میگر...فتند و با سرور و شادمانی روزگار میگزراندند. این جشنها نشان دهنده ی فرهنگ نیک، شیوه و روش زندگی ، رفتار و خو ، فلسفه زندگی و رویهمرفته، جهان بینی ایرانیان باستان است. یکی از از جشنهای برجسته و فرخنده که نیاکان ما ایرانیان با عشق و شوری ویژه آنرا ب ا میداشتند "جشن سپندارمز" یا جشن "اسپندگان" است. جشن اسفندگان برای گرامیداشت فروزه پاک و ارزشمند سپنته آرمئی تی یا سپندارمز است. سپنته آرمئی تی که از دو واژه سپنته (پاک و سپنتا) و آرمئی تی (آرمان و عشق) تشکیل شده است که جلوهگاه باورمندی و پایبندی ، فداکاری و فروتنی ، بردباری و وفاداری ، مهر و مهرورزی و عشق پاک است.

یکی از این استوره ها و نمادها، (سپنتا) آرمیتی یا آرامتی میباشد که هم یکی از زنخدایان فرهنگ باستانی ایرانی است و هم یکی از امشاسپندان یا فروزه های مز در فرهنگ زرتشتی. در هر دو گونه، آرمیتی ایزدبانو بوده و ویژگی نه- مادرانه داشته است. آن در فرهنگ باستانی، نماد زمین و زایندگی و افزایندگی بوده و در فرزان زرتشت آرامش افزاینده و مهر و فروتنی و عشق، که همانا همه ی اینها نیز بیشتر در زن نمایان است تا مرد. به هرروی این ایزدبانو و ویژگیهای او برای ایرانی همواره نشانگر و آرمان او از زن و زندگی بر روی زمین بوده است. زمینی که او را مهربانانه، مادرانه، عاشقانه در برگرفته است. از هر چه دارد بدون چشمداشت به او میدهد و سفره و دامن خود بر همه میگستراند. بگزریم که این فرزند نادرست زمین چگونه پاسخ مادر را با نابودی او میخواهد بدهد که نمیداند نابودی او نابودی خودش است.

در ایران باستان هر ماه را ٣٠ روز شمارش می د و افزون بر اینکه ماهها هر کدام نام داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان میشده است برای همین جشنی ترتیب میدادند که درخور با نام آن روز و ماه بوده است برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه "مهر" نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» فرنام میگرفت.
همینگونه روز پنجم هر ماه سپندارمز یا اسفندارمز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمز نام داشت، جشنی با همین نام میگرفتند. "سپندارمزگان" جشن زمین و گرامی داشت شی و دلداگی است که هر دو در کنار هم چم (معنا) پیدا می د. در این روز ن به شوهران خود با مهر و عشق ارمغان پیشکش می د. مردان نیز ن و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغانی پیشکش نموده و از آنها پیروی می د.

ما خواستاریم از زمره انی باشیم که جهان را به سوی پیشرفت و آبادانی و مردم را به سوی راستی و پارسایی رهنمایند. بشود که مزدا ما را یاری فرماید تا با نیروی شه و دل ( د و مهرورزی) به سرچشمه دانایی پی بریم. (یسنا- هات ٣٠ بند ٩). آهنگ جدید مهران فهیمی به نام مثبت منفی با و کیفیت بالا موزیک مهران فهیمی بنام مثبت منفی ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ مثبت منفی و پخش آنلاین new mehran fahimi – mosbat manfi
آهنگ مثبت منفی از مهران فهیمی
 آهنگ جدید مهران فهیمی به نام مثبت منفی ترانه : محمد ن / آهنگ : مهران فهیمی تیتراژ سینمایی مثبت منفی با بازی : بهنوش بختیاری ، لعیا زنکنه و کامران تفتی و… در ادامه مطلب آهنگ جدید مهران فهیمی به نام مثبت منفی نمیبینی غمت داره یه مردو از پا میندازه
یه عاشقو که عمریه دوست داره بی اندازه
ی که از همه دنیا دلش تنها تو رو میخواست
تورو داره ولی بازم نمیفهمه چرا تنهاست
با اینکه خاطرات خوب همه دنیاشو پر کرده
از این ناراحته هیچ وقت گذشته برنمیگرده متن آهنگ مهران فهیمی به نام مثبت منفی امید داره خوشبختی نزاره لحظه ای تنهات
بجای اشک آرامش بباره از سر چشمات
یه مردی که پیش هیچکی دلشو مفت نمیبازه
با عشقی که بهت داره ازت استوره میسازه
به اسم تو وفاداره واست همیشه دلتنگه
واسه دیدن لبخندت داره با گیره میجنگه
با اینکه خاطرات خوب همه دنیاشو پر کرده
از این ناراحته هیچ وقت گذشته برنمیگرده
امید داره خوشبختی نزاره لحظه ای تنهات
بجای اشک آرامش بباره از سر چشمات
آهنگ با کیفیت 320 آهنگ با کیفیت 128 مرورگر شما از پخش آهنگ آنلاین پشتیبانی نمی کند , ahang jadid mehran fahimi, full album mehran fahimi, new mehran fahimi, mehran fahimi, mehran fahimi – mosbat manfi, آهنگ های مهران فهیمی, پاپ موزیک - سایت پاپ موزیک pop .ir, آهنگ جدید مثبت منفی از مهران فهیمی, آهنگ جدید مهران فهیمی, آهنگ مثبت منفی, آهنگ مهران فهیمی, فول آلبوم مهران فهیمی, فول آلبوم مهران فهیمی تکی یکجا 320 و 128, رادیو جوان, فول آلبوم مهران فهیمی, مهران فهیمی, مهران فهیمی به نام مثبت منفی, مهران فهیمی مثبت منفی اخبار جدید:کپی از مطالب فقط با ذکر نام و ادرس سایت و اینستگرام مجاز است. ↙↙↙↙↙↙↙↙↙↙↙↙↙ نوال ا غبی ستاره طلایی عالم هنر در حرکتی به منظور مبارزه با بیماری سرطان موهای خود را کوتاه کرد . نوال بعد از انجام این عمل ع ی با موهای کوتاه و تکه ی کوتاه شده موهای خود در صفحه شخصی اش در اینستگرام منتشر کرد و در ذیل آن نوشت : آنچه تو را زیبا جلوه میدهد جسم تو نیست بلکه قلب توست همگی بر علیه این بیماری مبارزه کنیم ما میتوانیم با کمک هم آن را ش ت دهیم. تصویری که نوال هفته گذشته در توییتر خودش با مدیر شرکت رسانه ای روتانا سالم الهندی منتشر کرد جنجال زیادی رو به پا کرد خصوصا اینکه چند وقت قبل نوال با شرکت عالم الفن برای انتشار یه آلبوم و دوتا ویدیو کلیپ به توافق رسیده بود و قرارداد امضا کرده بود جز کلیپ هایی که خود نوال اونا رو تهیه کنندگی کرده بود میتونه هر جایی که بخواد منتشر کنه اما این قرار که بین نوال و مدیر برنامه هاش و سالم الهندی برگزار شد برای همکاری با مجله و گرفتن مصاحبه از نوال بوده و اینکه در جشن سال نو میلادی رو در هتل رویال بیروت و در کنار فارس کرم کنسرتی داشته باشه و این یعنی این مساله هیچ ارتباطی به قرار داد نوال با شرکت عالم الفن نداره چرا که تو قرار ذکر نشده کنسرت های و اجراها در انحصار این شرکت باشه اما در مورد ترانه ولابحبک که تا 15 روز دیگه منتشر میشه و کلیپ اونم که در لبنان برداری شده و این اولین تجربه همکاری نوال با کارگردان این کلیپ جاد الهبر میباشد تا پایان ماه جاری منتشر خواهد شد تصاویر کلیپ ولابحبک همچنین نوال و میریام فارس در دبی در یک عروسی شرکت د. همچنین پریشب نوال ع ی از خودش با زیبایی و استایل زیبا منتشر کرد که برای خوردن شام با دوستانش به رستوران میره. که در این جمع مجریان و ادیتور برنامه المتهم و جو رعد ارایشگر مو معروف نیز حضور داشت. و همه اون ها نوال را دراینستگرامشون دیوا و استوره طلایی و زیبا لقب دادند. ع جدید و بسیار زیبای دو ستاره زیبای فشن .نوال و دخترش تیا. با تشکر از مهسای عزیز بابت ترجمه اخبار. یه پسر بچه 18 ساله توی کوچه ها
با خودش پرسه میزد ، هوار میزد که: ای خدا!
این چه قانونیه که برای ما شده بلا
که تو تنها باشی و یکی باشه وبال ما
پر شده واژه زن توی کتاب و دفترا
امون از ذات و حقه های دخترا
صد دفعه شنفتم اینو که: بابا زن نگیری!!
که اگه زن بگیری تا آ عمر اسیری!
اگه گوش ندی، ذلیلِ زنی تا دم پیری
اینقده میزنی. هیجدهم اردیبهشت ماه سالمرگ استوره تاریخ معاصر ایل آسترکی آفاضل خان بهرامی آسترکی اسوه اخلاق و مردم داری است . به همین مناسبت امروز اعضای خانواده ، خویشاوندان و دوستان با حضور بر سر تربت پاک ایشان واقع در گورستان خانوادگی تیره بهرامسری در روستای باخدا (بُنه مرحوم آفاضل)یاد و خاطره پایداری ها و ازخودگذشتگی های این بزرگ مرد بختیاری . بسمه تعالی به نام خداوند زیبای صبر و استواری. خالق مهربانی که هنرت برای دیدن او به قدر دریچه ای است که سهم چشم های دلت باشد. و چه سخت است اگر خدای عزیز، بنده ای را به بوته آزمونی بزرگ بکشد؛ آن وقت است که باید لذت ببری از رنج های فراوان و گل از گلت بشکفد در اوج پاییز! سعید عزیزم ی ال از ندیدنت گذشت، انگار همین دیروز بود؛ مثل همیشه می آمدی. اختصاصی از یاری فایل تحقیق رستم و سهراب 18ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 17 موضوع: دبیر گرامی:؟؟؟؟؟؟؟؟محقق:؟؟؟؟؟؟ریشه واژه اسطوره:این واژه که جمع ش ته عربی آن به گونه اساطیر بیشتر بکار می رود، منشاء هند و اروپایی دارد و به نظر می رسد از زبان روستایی وارد عربی شده باشد. به همین جهت برخی آنرا استوره می نویسند. در زبانهای هند و اروپایی نیز مشقاتی دارد. در سنسکریت sutra به معنی داستان است که بیشتر در نوشته های بو بکار رفته است. در یونانی history به معنی تاریخ، گزارش و روایت بکار می رود.تعریف اسطوره : آن دسته از انیکه چه در گذشته و چه امروزه به پژوهش و شناخت اسطوره اشتغال دارند تا کنون برای اسطوره تعریف مشخص، دقیق و پذیرفتنی برای همگان نیافته اند، بلکه هر یک به میل و اشتیاق و وابستگی ها اجتماعی خویش آن را تعریف کرده اند. میرچالیاده دین شناس رومانیایی اسطوره را چنین تعریف می کند: اسطوره نقل کننده سرگذشت قدمی و ؟؟؟ است، ؟؟؟ واقعیت که در زمان نخستین ، زمان شگرف برایت همه چیز داده است. اسطوره حکایت می کند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجسته موجودات ؟؟ طبیعی واقعیتی ، چه کل واقعیت ، یاتنها جزئی از آن پا به عرصه وجود نهاده است بنابر این اسطوره همیشه متضمن روایت یک خلقت است.اسطوره قصه ایست با خصلتی خاص یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند.اسطوره تلاشی برای بیان واقعیت های پیرامونی با امور فرا طبیعی است. اما در مقابل هستند عده دیگری که به اسطوره صرفا از سر انکار می نگرند . این گروه اسطوره را یکی از الگوهای تاریخی یا ساز واره ای کهنه و از کلر افتاده می بینند که پیشرفت بشر آن را از رده خارج کرده است.از فریبنده ترین چیزهای مربوط به اسطوره ها، تصویر دائمی بودن آنها است. بی نام و بی زمان . پیام آنها به اندازه فضای لایتناهی ابدهی است. این جا تنها یک حقیقت وجود دارد و آن این است که اسطوره ها متعلق به همه ی انسان ها هستند همیشه وجود داشته و هم اکنون نیز وجود دارند.بسیاری که این قصه های حماسی را به نقل کرده اند احتمالا از درک آن ها عاجز بوده اند . برای آنها این قصه ها فقط با پایان رساندن سیاه و پر آسمان ها و زمین از خدایان و قهرمان ها بوده است مردم به افسانه های باستان را برای نسل های بعد حفظ کرده اند اگر اسطوره ها تنها گزارشی از حوادث معمولی ، واقعی یا خیالی بودند فراموش می شوند. ماندگاری آنها باید به دلیل ثبات ساختاری که در زیر لایه ی حقیقت پنهان شده مربوط باشد. این از ویژیگی های آب و هوایی و منطقه ای مستقل است ویژیگی هایی که رنگ خود را به قصه ها وام داده است بیشتر مردم با مجموعه ای ا زقصه های کلاسیک، حماسی و اسطوره های گروه های متعدد آشنا هستند. ما آن را در مقام کودک و یا والد یاد گرفته و بدون سوال انتقال می دهیم و به این شکل آنها باقی می مانند به سادگی تنها به این دلیل که جالب هستند . و ما از آن ها لذت می بریم . با این حال در زبان ما کلمه ی « اسطوره » به معنای چیزی جعلی و بدون هیچ پایه ای می شود. که دوره به دوره با کلام انتقال یافته و توسط عوام تکرار می شوند.اما اگر به دنبال پیام درونی اسطوره ها باشیم خواهیم دید که این پوشش ها بسیار با ارزش هستند واز فردی آکنده اند. که در قالب داستان ها میراثی کهن را دست نخورده
با
تحقیق رستم و سهراب 18ص
من با یک نفر به اسم محمد حسین که اصفهانی بود دوست بودم بهم گفت دوسم داره بهش عادت کرده بود من عاشقش شده بودم تا اینکه یه روز بهم زنگ زد گفت عاشق یه دختر دیگه شده من خیلی گریه درحد مرگ بهم گفت کمکم کن من قبول بهش کمک به عشقش نزدیک شه اما دل خودم ش ته بود تا اینکه یه روز زنگ زد و گفت عشقش سر کارش گذاشته و دوسش نداره و با ی دیگه دوسته من بازم.
سه زن حماسه ساز در شاهنامه ی فردوسی
نویسنده: افسانه جمشیدیان برگرفته از: نشریه دنیای ن، شماره 70 http://www.rasekhoon.net/article/show/209353/سه-زن-حماسه-ساز-در-شاهنامه-فردوسی/ **** بازنویسی شده به پارسی سره (تا آنجا که به روایی سخن آسیب نرسد) از سوی: امید م. ***
حماسه، واژه ای است به معنای دلاوری و دلیری، و در بیان، سروده ای است داستانی با زمینه ی قه. ب و احترام محضر مبارک شما عزیزان روزه دار که با شرکت نمودن خود در همایش بزرگ روز قدس اقتدار دینتان را به رخ جهانیان کشیدید . و اعلام نمودید که بنی ادم اعضای یکدیگرند دیروز روز اقتدار دینمان بود حضور پر رنگ مردم در جای جای کشور ی و ای کوچک و بزرگ نشان داد که ما ایستاده ایم . دیروز گفتیم که امریکا هیچ غلطی نمی تواند د . یادم هست که یک شب ب. داستان رستم به زبان سغدی که ریشه ی استوره ای دارد و به گمان بسیار مربوط به اساتیر اقوام ایرانی خاوری است، اگرچه جزء مجموعه ی متون سغدی بو که در چین پیدا شده می باشد، از دید محتوا پیوندی با متون بو ندارد. داستانی کاملا مستقل است و از هیچیک از دیدگاه های فلسفی بودا متاثر نیست.
برای پیش درآمد بد نیست گفته شود که به طور کلی مدارک زبان . touradj parsi19 hrs · uppsala · گل میاد خونه شما ، گل را نگهداری کنین !
پیشکش به آقای عباس مخبر ! دوست ارجمندمانتورج پارسییاداشت یکم نوامبر سرد دوهزارهفدهامروز شال و کلاه کردیم به سوی مغازه ا ی که از اهالی محترم خاورمیانه است ! یک بار قسبک / مای خشک / در آن دیده بودیم ، سفر امروزهم به همین سبب بود ، قسبک را دیدیم ، پسندیدیم آمدیم به طرف صندوق حساب ، چشمتان بد نبیند و هرگز هم نبینید در حدود سی نفری نه بیش نه کم در صف ایستاده و صندوق دار هم بانویی با مقنعه و چشم ابروی سرخاب ماتیک کرده و خمارتر از خمار بی بوی خلر !! آدامسی هم وس نشان یا مرغ نشان / به گردن نمی گیریم مرغ یا وس بودنش را / جویدن می فرمودند ! 
دیدیم سی نفر و یک صندوق حساب در حوصله ما نیست ! قسبک را با پوزش کنار قسبک ها گذاشته و راه را به سوی خانه هموار ساختیم ! موک چند تا دشنام دست چندوم هم نثار روزگاربشکن و بالوبنداز کردیم و.....قسبک نخورده چشممان به گل سرخی خورد ، قسبک را فراموش کرده و به تماشای عشوه گری این همه اروس پرداختیم ! جونی جونی ، یار جونی خوندن اروس را ثبت کردیم ! 
ع گل سرخ را پیشکش می کنیم به آقوی عباس مخبر استوره شناس و عکاس آکبند !***در ترانه های محلی فارس گل = گل سرخ به معنای اروس هم هست ، چنانچه
گاه آوردن اروس این واسونک را می خوانند :یک اتاق خالی کنین ، فرش گل کاری کنین
گل میاد خونه شما ، گل را نگهداری کنیندوستان اروس پاسخ می دهند :گل نمی دیم ببرید ، سمبل نمی دیم ببرید
جون زلفای شازده دوماد ، زود نمی دیم ببرید!با مهر همیشگی باشد که روزی هم به قسبک برسیم !image may contain: flower, plant, text, nature and outdoor آیا بخش فهلیان در نور آباد ممسنی پایتخت کیانیان بوده است؟ گستره گیتانگاری(جغرافیایی) که کیانیان بر آن فرمانروایی می کرده اند و بویژه پایتخت آنها با نگرش به نمارِش هایی که در شاهنامه در زمینه بازگشت پادشاهان کیانی از جنگها یا برگزاری آیین های آنها نمارِش می کند می توان به داده هایی در این باره رسید همچنین در داستان به تخت نشستن کیخ. بیوگرافی هوگ 25336614075622092887.jpg نام: هوگ
لقب: تتسوجین(مردآهنی به زبان ژاپنی)
سبک: کیوکوشین کاراته
وزن: ۱۰۸کیلوگرم
قد: ۱۸۰سانتیمتر
تاریخ تولد: ۷سپتامبر ۱۹۶۴
محل تولد: وهلن سوئیس
ملیت: سوئیسی
تاریخ فوت: ۲۴ آگوست ۲۰۰۰
محل فوت: توکیو ژاپن
پیروزی: ۳۷
تساوی: پیروزی با ناک اوت: ۲۲ عناوین:
* فینالیست مسابقات k-1 g.p 1998
* فینالیست مسابقات k-1 g.p 1997
* قهرمان مسابقات k-1 1996 ژاپن
* قهرمان مسابقات کیک بو ینگ w.k.a
* قهرمان مسابقات موی تای سنگین وزن اروپا
* فینالیست کیوکوشین قهرمانی جهان 1993
* قهرمان کیوکوشین جهان 1992
* قهرمان مسابقات کیک بو ینگ w.m.t.c
زندگی نامه هوگ:
مرحوم شیهان هوگ در سال 1964 میلادی در د ده کوچکی واقع در کشور سوئیس بدنیا آمد او به خاطر بضاعت اندک مالی خانواده خود دوران کودکی خود را در یتیمی گذراند و مادر بزرگش مسئولیت س رستی او را بعهده گرفت . با توجه به شرایط ضعیف جسمانی اغلب مورد تمس و حتی آزار و اذیت همکلاسی­های خود قرار میگرفت . شاید در همان دوران بود که برای قوی شدن آماده و مهیا گردید و این آغاز رشد و پیشرفت قهرمان آینده جهان بود. خیلی زود در کاراته رشد کرد بطوریکه در سنین نوجوانی در مسابقات بزرگسالان به راحتی برتری خود را با پیروزی بر حریفان به اثبات رساند زمانی که یک پسر جوان بود از راکی در جهت قهرمان شدن الهام گرفت و همت و اراده او باعث شد تا در آینده بتواند بارها قهرمان جهان شود . شیهان با 19 سال سن در سومین دوره مسابقات جهانی کیوکوشین کاراته برای اولین بار شرکت کرد . این تازه وارد با اجرای مبارزات تکنیکی و مهارتهای منحصر بفرد خود جهان کیو کوشین را تحت تاثیر قرار داد . چهار سال بعد یعنی در چهارمین دوره مسابقات جهانی کیوکوشین در سال 1987 با مبارزان بزرگی چون ماسودا و ادمیردا تا که هر دوی آنها از سد مبارزات 100 نفره گذشته بودند دست و پنجه نرم کرد و آنها را براحتی ش ت داد. فینال این مسابقات مبارزه دو نفر از بهترین مبارزان تکنیکی تاریخ کیوکوشین بود ( شوکی ماتسویی و هوگ) و این اولین باری بود که یک مبارز غیر ژاپنی به فینال مسابقات جهانی کیوکوشین راه پیدا کرده بود . هم اکنون نیز پس از گذشت سالها کاراته کارها و دوستداران مبارزه درباره فینال بزرگ شوکی ماتسویی با هوگ و نتیجه آن صحبت می کنند مبارزه تحولی بزرگ برای دنیای غرب بود و فضای جدیدی را برای مبارزان اروپائی باز کرد و به دنیا نشان داد که با اراده شجاعت و مهارت هر ی میتواند یک قهرمان شود.در هر حال بسیاری از مردم را برنده واقعی فینال میدانستند . او می­بایست قهرمان چهارمین تورنمنت کیوکوشین می­شد . در سال 1988 اولین کاپ بین المللی اروپا در سوئیس سازماندهی گردید و رقبایی از ژاپن - انگلیس - هلند - مجارستان - آلمان و اسپانیا در این دوره حضور داشتند . شیهان هوگ برنده مطلق این مسابقات بودو مهیج ترین مبارزه بدون انکار فینال بین هوگ و کنجی میدوری ( قهرمان جهان در سال 1991 ) بود با پیروزی در راند دوم به اتمام رسید. در سال 1989 برای دومین بار قهرمان سنگین وزن اروپا شد او برترین قهرمان اروپا بوده و از محبوبیت خاصی برخوردار بود . در سال 1992 به منظور ب تجربیات در سایر سبکهای آزاد، کیـوکـوشین را ترک کرد و این در حالی بود که او با بزرگترین مبارزان تاریخ کیوکوشین مبارزه کرد. در همان سالی که سازمان جهانی کیوکوشین را ترک نمود در سبک سِیدوکان کاراته با غلبه بر قهرمان نامی این سبک ( تائی کین ) عنوان جهانی سِیدو را از آن خود کرد ی ال بعد در سال 1993 با غلبه بر رقبای سرسختی همانند کاکودا به فینال مسابقات سیدوکان رسید فینال این مسابقات را با قهرمان نامی ژاپن ساتاکه برگزار کرد در کلیه راندها برتری با بود . حتی در یک راند با ضربه کاکاتو ساتاکه را نقش بر زمین کرد ولی در پایان رای با تساوی داوران و پس از انجام تامشی واری (ش تن اجسام ) فینال را از دست داد . او در این مسابقه با قهرمان ملی ژاپن نمی جنگید بلکه بر علیه نابرابریها و .... مبارزه میکرد . شیهان هوگ توانست قلوب مردم ژاپن را فتح کند و از آن پس لقب سامورائی چشم آبی را بدست آورد . هوگ در مسابقات k1 در سال 1993 اولین مسابقه در 5 نوامبر در مقابل موراکامی آغازگردید و این شروع مسابقات وی در این سیستم مبارزاتی ( کیک بو ) بود . او در اولین راند مبارزه پس از گذشت 50 ثانیه 3 مرتبه موراکامی را ش ت داد . لگدهای م ب وی باعث شد از شمال ژاپن ( هوکایدو ) تا جنوب ژاپن ( اوکیناوا ) را بعنوان یک ستاره بزرگ بشناسند .علاوه بر ضربات پای قدرت مافوق و تکنیک برتر او باعث شد که مردم او را بعنوان سلطان رینگ انتخاب کنند . شیهان دارای روحیه خونگرمی بود که موجب میشد احترام عمیقی در مقابل رقبایش داشته باشد و عشق عمیقی را در طرفدارانش بوجود آورد کانچو ایشی رئیس سبک سیدوکان و کارگردان مسابقات k-1 میگوید : عمده­ترین دلیلی که مردم ژاپن را بسیار زیاد دوست دارند این است که او چیزی دارد که ژاپنی ها به آن احترام میگذارند و آن خونگرمی قدرت و تواضع است . در سال 1996 هوگ به لقب بهترین مبارز هنرهای رزمی مفت شد او در بزرگترین همایش هنرهای رزمی در آلمان نمایش واقعی کاراته را به همه دوستداران این رشته عرضه کرد و در پایان شمشیر زرین سامورائی را از دستان ژان کلود ون دام (فرانکی) دریافت نمود . او در سال 1996 قهرمان مسابقات k-1 شد و در سالهای 97 و 98 فینالیست این مسابقات بود. شیهان در سن 35 سالگی به بیماری سرطان خون مبتلا گردید و در بیمارستان نیپتون ژاپن تحت درمان شمیائی قرار گرفت . او فقط در اولین هفته های کوتاه سی و ششمین سال زندگیش بود که ناگهان چشم از جهان فرو بست. قلب 3 بار از حرکت باز ایستاد و پزشکان سعی د که حیات او را برگردانند اما برای چهارمین مرتبه که قلب قهرمان از حرکت باز ایستاد پزشکان معالج او بیشتر سعی ن د که او را به زندگی برگردانند و او در کمال آرامش و صلح با مرگ پیوند خورد . از دست دادن هوگ ضایعه بزرگی برای دنیای هنرهای رزمی بود زیرا در این دنیا قهرمانان گرانبهائی همانند او زیاد نیستند. اوس نیوفول کنتاکت کاراته (شین جیسن کاراته) : نیوفول کنتاکت کاراته که در اصطلاح ژاپنی شین جیسن کاراته گفته میشود یک سبک مدرن و پیشرفته بوده که در آن تکنیکهای سنتی کاراته را که از کارآیی کمی برخوردار بودند به دور انداخته و تکنیکهایی را با کارآیی زیاد چه در دفاع و چه در حمله جایگزین آن کرده اند و هرتکنیک دفاعی و حمله ای دارای مسیر هندسی مشخصی میباشد تا در کوتاهترین زمان ممکن پرقدرترین و سریعترین تکنیک حمله و یا دفاع را بتوان انجام داد . بنیانگدار این سبک کانچو میا ا خود انسانی خدادوست وخدا پرست می باشد وهمیشه مدد خواهی از خداوند را به شا گردانش می آموزد .
] ین وصیت آیت الله رفسنجانی من از سال ۱۳۳۶ – یعنی ۵۲ سال قبل – ایشان را از نزدیک میشناسم. نقس ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامهی عشق است نشان منو توست نقس ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامهی عشق است نشان منو توستآقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای در کنار بود؛ بعد از رحلت هم در کنار ی تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت. هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته ای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای من از سال ۱۳۳۶ – یعنی ۵۲ سال قبل – ایشان را از نزدیک میشناسم.دیدگاهی بنویسید ویرایش توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی با انقلاب که شعر ضمیمه آن، یکی از معروفترین غزل های “سایه” بوده که در سال ۱۳۲۸۸۸ به “شهریار” تقدیم شده است، را سایت فردا نیوز منتشر کرده است. توییت هاشمی درباره رابطه خود با شعر کامل سایه که به شهریار تقدیم شده، به شرح ذیل است: نشود فاش ی آنچه میان ست
تا اشارات نظر نامه رسان ست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان ست روزگاری شد و مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران ست گرچه در خلوت راز دل ما نرسید همه جا ی عشق نهان ست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران که خزان ست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان ست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان ست سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه ازین آتش روشن که به جان ست ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدگاهی بنویسیدویرایش آ ین جلسه آیت الله هاشمی رفسنجانی سید مصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام طی یادداشتی خدا حافظ یار دیرینه ی خدا حافظ یار دیرینه ی خدا حافظ ای یار دیرین ی مای وفادار به (ره) وای استوره ی تاریخ وای رنج کشیده ی انقلابدر آ ین روز حیات آن فقید مرحوم را روایت کرد. آیت الله هاشمی - هاشمی رفسنجانی - جماران - وصیت نامه هاشمی متن این یادداشت به شرح زیر است: «بسم الله الرحمن الرحیم یکشنبه ساعت ده و نیم صبح ١٩ دی ماه ١٣٩۵ جلسه کمیسیون امور زیربنایی مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شد. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی با اعتقادی که به پیشرفت همه جانبه داشت از ابتدا خود ریاست و مسئولیت این کمیسیون را به عهده گرفته بود و نسبت به برگزاری آن اهتمام و جدیت می ورزید، لذا اولین جمله ای که دیروز با رسمیت یافتن جلسه گفت گلایه ای بود محترمانه از اعضا که چرا با نیم ساعت تأخیر حاضر شده اند. موضوع جلسه بازنگری در سیاست های کلی انرژی بود. حسب دستور ی با توجه به اینکه بیش از بیست سال از مصوبه قبلی گذشته بود و با توجه به تحولاتی که در کشور ما و در جهان در این سالها رخ داده است، مقرر شده بود در این جلسه در باره پیشنهادهای جدید و نظریات کارشناسی، آ ین بررسی ها را انجام دهیم و اصلاحیه سیاست های کلی بخش انرژی را برای تصویب در صحن مجمع تشخیص مصلحت آماده کنیم. بعد از گزارش های وزارت نیرو و اظهار نظر اعضا و روشن شدن کلیات و اهمیت موضوع و ضرورت جدی گرفتن راه حل ها بر مبنای همکاری ت و مردم، جناب آقای هاشمی رفسنجانی با قدری تأمل اظهار فرمود که چاره جویی چنین مشکلات اساسی نیازمند یکپارچگی در کشور است و سپس اشاره کرد به همدلی مبارکی که در دوران ریاست جمهوری ایشان با ی وجود داشت و همکاری منسجمی که دیگر نهادها همچون و سازمان صدا و سیما با ت داشتند که منجر شد به دستی به نتایج مثبت در امر خطیر سازندگی کشور پس از خاتمه جنگ. این را می توان آ ین وصیت ایشان برای نجات کشور از مشکلاتی که بدان مبتلا شده است دانست؛ «یکپارچگی قوای سه گانه و مردم در حول محور ی» باشد که این وصیت ملاک عمل مسئولان کنونی و آینده کشور قرار گیرد. منبع: پارس نیوز ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای آ ین جلسه آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدگاهی بنویسید ویرایش فرازهایی از وصیتنامه شهید 12ساله، شهید رضا پناهی فرازهایی از وصیتنامه شهید 12ساله، شهید رضا پناهی
بسم الله الرحمن الرحیم 3 مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه هر من را طلب می کند می یابد مرا، و یکه مرا یافت می شناسد مرا، و یکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و یکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و یکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و یکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم. هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای هل من ناصر ینصرنی لبیک گفته باشم و عزیز و را یاری کنم و آن وظیفه ای را که عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هر که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم. + نوشته شده در بیست و یکم دی ۱۳۹۵ساعت 11:24 توسط مسئول هیئت نظر بدهید حدیث 6uvk_a-(2).jpg + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 16:45 توسط مسئول هیئت نظر بدهید داستان طنز در طنز پیش نویس       گاهی اوقات طنز واقعی،  ماجرای همایش طنز می شود،  همایش طنز پردازی،  که در آن کمتر از ده نفر شرکت کرده اند،  و این خبر از چند موضوع می دهد،  یا طنز پرداز و مجریان مشکل دارند،  یا مردم طنز زده شده اند.  البته ممکن است،  هر دو این ها هم دست در دست هم داده باشند،  مردم بقدر زیادی مشکل دارند،  و نیز طنز در رادیو و تلویزیون می بیند،  که از هر چه طنز و طنز پردازه خسته شده اند،  ولی همچنان طنزپردازان دانا و فعالی حضور دارند. لوگو عقلانیت و انسانیت پیشه کنید،  ع شماره 1622. برگه پیوست مدنی و اجتماعی ایران است. دگر خند گریه دار دگرخند 53؛ نقد «طنز داستانی موسیقایی» نوشته جهانگیر دانای علمی ع شماره 4731       دگرخند پنجاه و سوم دوشنبه، 28 فروردین ساعت 17 در سالن شماره 2 تالار شه، به نقد و بررسی «طنز داستانی موسیقایی» نوشته جهانگیر دانای علمی پرداخت.   منبع وبسایت دفتر طنز حوزه هنری،  ع :  مرضیه پروانه. تصویر از سالن کوچک و کمتر از ده نفر علاقمند،  ع شماره 4732. طنز تاریخ طنز شکل های مختلف دارد،  گاهی طنز در طنز است،  و گاهی طنز تلخ تاریخ است.  تصویر آقای جهانگیر یا عباس داناعلمی،  ع شماره 4733.روشنگری کوتاه      درمورد خ سالن آقای جهانگیر دانای علمی توضیح دادند:     جهانگیر داناعلمی:  همین که اشاره ای هرچند خلاصه انجام دادید باز خوب بود،  به  قول حلاج که مضمونش تقریباً چنین است:  "حتا ازگر نظرت افتد باز خوب است".       این کتاب اولین کتاب در مورد طنز داستانی موسیقی است،  که چاپ شد،  و نقد و بررسی های آن در مجلات و اینترنت نوشته شد.  از موضوع تاریخ و ادبیات و استوره ها،  و تاریخ موسیقی استفاده شده،  که در رادیو فرهنگ به خاطر نو بودن سوژه،  در شبکه دو چند بار درباره آن صحبت شد.  آ ین بار چند ماه قبل نقد و بررسی آن در ره آورد گیل همراه با یک داستانش آورده شد.      از وسط سالن شماره دو ع گرفته شده است،  و عکاس یکی از عزیزان خبری حوزه است.  شخص عینکی تک و تنها،  یکی از ان طنز نویس است،  در کنارش آقای اسماعیل امینی طنز نویس و شاعر همراه شاگردانش نشسته بودند.       شخصی که به عنوان نقد و بررسی آمده،  علیرضا میر علی نقی است،  که حتماً اسمش را شنیده اید،  این آثار فراوان در مورد موسیقی و ادبیات دارد.  محمد رضا لطفی می گفت:  همانند او از لحاظ نقد و بررسی موسیقی در ایران،  به تعداد انگشت یک دست نمی رسند،  علت حضور این بزرگ،   که برای پرسش و پاسخ آمده بود،  چون کتاب در مقام موسیقی در مورد تاریخ و فرهنگ موسیقی همراه با طنز است،  وی نسبت به کار آگاهی خوب دارد،  کارها و نظراتش بسیار جالب و نسب شناس بسیار آگاه و بسیار رک گو است.  در این جلسه گفتند:  با اشاره به این که از کتاب طنز داستانی موسیقایی توقع قصه نویسی نداریم،  این کتاب با حجم کمش بیشتر شبیه یک رساله علمی ی است،  مولف برای مقدمه کتاب که در 16 صفحه نوشته شده است،  8 عنوان کتاب معتبر را به عنوان منبع ذکر کرده است،  و این نشان از کار پژوهشی عمیق نویسنده دارد.  وی ادامه داد:  این کتاب به جز طنز زبانی که مخاطب عام را بهره مند می کند،  سندی برای آیندگان ما می باشد،  تا دریابند در این سالها به سر موسیقی کشور چه گذشته است.      آن پیرمردی که در ع مشاهد می کنید فردی است،  که از تاریخ گیلان و مازندران به اندازه کافی اطلاع داشت،  و چه زیبا از قابوس نامه ای که من در کتاب نام برده بودم،  صحبت می کرد.  به هر روی اگر در نشستی دو نفر آدم باسواد باشند کافی است،  به قولی  "که یک مرد جنگی به از صدهزار"      نظر انوش راوید:  عالی است،  ولی ایکاش جوانان نیز در این جلسه و یا اینقبیل همایش ها شرکت می د،  البته درست می فرمایید:  "یک مرد جنگی به از صدهزار"،  اما اگر این مرد جنگی ابزار لازم را نداشته باشد،  یا در واقع ابزار مورد نیاز این قرن را نداشته باشد چه فایده.  بنظرم هر یک از این اساتید عالی رتبه،  بهتر است،  با قدرت در اینترنت وجود داشته باشند،  و با پخش یک آگهی در اینترنت بتوانند،  بسیاری از جوانان باهوش و علاقمند را گرد آوری کنند،  یا حداقل بتواند سازماندهی لازم در مورد یک موضوع انجام دهند.  در واقع با اینکار آموزش های لازم برای رشد و تکامل علم داده می شود،  تا بلکه بتوانیم از این سیستم آموزشی عجیب خلاص شویم.  درباره نمونه این جلسه بدون حضور جوانان باهوش علاقمند قبلاً در لینک زیر نوشته ام. کلیک کنید:  همایش برد حضور ایرانیان در جهان فرهنگ واژگان تبری    تصویر آقای ابوالحسن واعظی حدود 1390،  سال 1337خورشیدی در روستای کشکوی تنکابن متولد شد.  این پژوهشگر در تصحیح و لهجه نگاری برخی واژگان تنکابن کوشش نمود،  ع شماره 4714.  منبع:  فرهنگ واژگان تبری. غارهای کافرکلی یا تبر تصویر غار های کافرکلی در جاده هراز،  ع شماره 4713.       غار های دست کن کافر کلی در روستای آب اسک جاده هراز،  از جمله دیدنی های بی نظیر این جاده زیبا هستند،  که در کنار جاده قرار گرفته اند.  گویا این دست کن ها در دل کوه،  خانه های دوران تاریخی است.  با پیگیری در نوشته های تاریخی متوجه می شویم،  تبر teber به کندوان و یا دست کن می گفتند،  که در جنوب بوده است،  و سپس طی هزارها این نام به شمال تا جاده هراز کشیده شده،  و با تغییر آوا تبر tabar شده،  و سپس به کل مازندران گفته شد.   شاید از تب به معنی بالا و بالا رفتن و بر نیز باریکه و شکاف و غار باشد.    ــ  تبرستان = تب بر استان = سرزمین باریکه بالای کوه.    ــ  تبر = تی بر =  بر تی شکل = باریکه تی شکل.    جهت اطلاع بیشتر به لینک زیر مراجعه شود: کلیک کنید:  حروف هیروکلیف جی       مردمانی با دست و ابزار های اولیه خانه هایی بسیار دیدنی و مجهز در دل کوه کندند،  که امروزه مأمن گردشگران و کوه نوردان کنجکاو شده است.  این کنده ها که ارتفاعشان دستکمی از برج های مدرن امروزی ندارد،  خانه هایی در سه طبقه،  شامل اتاق خواب، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و کانال هدایت آب می باشند.  مستند های مربوطمستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناریhttp://arqir.com   کلیک کنید:  جلسه ساختارهای تاریخی اجتماع کلیک کنید:  سازمان های تاریخ سازی استعماری کلیک کنید:  بزرگان و سپهبدان نامدار تاریخ ایران آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= د و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا     توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و ع ها و مطالب را بی د.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اه ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.    توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.    توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com. ارگ ایران   http://arqir.com   کلیک کنید:  تماس و پرسش و نظر http://arqir.com/101-2 اختصاصی از سورنا فایل تحقیق وبررسی در مورد تحولات اجتماعی سلجوقیان با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 18 تحولات تجتماعی سده های دوم تا ششم هجری و نقش ت سلجوقی در نیمه ی دوم سده ی اول هجری، به تدریج ولی پیوسته و بی وقفه در سرتاسر فلات ایران گسترش یافت. این رویداد نه تنها به لحاظ دینی، بلکه از نظر فرهنگی و زبانی نیز در زندگی ایرانیان نقطه ی عطف بی نظیری است. زبان فارسی ملموس ترین حلقه ی اتصال میان فرهنگ های پیش و پس از است. درست است که فرو گذاشتن خط پهلوی ـ و گزیدن خط عربی به جای آن ـ به تغییرهای مهم زبان شناختی انجامید، خط جدید بسیار ساده تر و پیش رفته تر بود. افزون بر آن، هر جا خط عربی دارای حرف های بی صدای فارسی نبود، نشانه هایی برای آن ها به خط عربی افزوده شد. خلاصه، گزینش خط عربی برای فارسی، آن گونه که برخی اصلاح طلبان نوگرا گمان کرده اند، باعث گسستگی های قابل ملاحظه ای نشد.طی دو سده بعد، گروهی از ایرانیان فرهیخته تلاش هایی را در حوزه ترجمه ی د که هدفش حفظ متن های ایرانی پیش از بود. آنان مهم ترین سندهای پهلوی ـ ادبی، دینی و جز آن ـ را به عربی برگرداندند به امید آن که مندرجات آن سندها را در تنها شکلی که احتمال باقی ماندنش وجود داشت، محفوظ نگه دارند. روزوه یا روزبه، که به نام ی اش عبدالله بن مقفّع (کشته شده در حدود ۱۴۲ ق) بیش تر شهرت دارد، پنجه تنتره و خوتای نامک (مجموعه ای از داستان های استوره ای از شاهان و قهرمانان ایرانی) را به عربی ترجمه کرد. به احتمال زیاد، او مسؤول ترجمه ی گزارش های مربوط به مزدک، اصلاحگرای سده ی ششم، و گزارش های مربوط به پی روانش، به عربی نیز هست.چنین متن هایی، که بعدها باز از عربی به فارسی نوین ترجمه شد، پایه ی شمار زیادی اطلاعات ِ مربوط به فرهنگ پیش از ، به ویژه متن های آن، گردید. در میان متن های فارسی باقی مانده، سیاست نامه از سده ی پنجم هجری، و فارس نامه، از سده ی ششم هجری، به روشنی نشان می دهند که ترجمه هایی از آثار کهن تری به فارسی، یا عربی بوده اند. آن متن های قدیم تر، که اکنون بیش ترشان مفقوداند، احتمالن خودْ برگردان هایی از فارسی میانه بوده اند. بنابراین، در طول سده های دوم و سوم هجری، که دوران سیطره ی عرب بر حیات فرهنگی و در فلات ایران بود، انگیزه ی فعالیت ها در حوزه ی ترجمه شوق به حفظ تمدن کهن بود؛ می توان آگاهی هایی را که درباره ی فرهنگ ایرانی پیش از حاصل کرده ایم مرهون همین فعالیت ها دانست.فارسی، که افزون بر هزار سال در پهنه ی فلات ایران به آن سخن گفته شده، تغییرهای کمی پذیرفته و اساسن در مرحله ی واج شناختی ثابتی باقی مانده است. زبان های همسایه که متعلق به خانواده های زبانی متفاوتی هستند (تأثیر قوی تر عربی در غرب ایران، و ازبکی و دیگر زبان های ترکی در شرق ایران)، کشمکش های ملی گرایانه، و ۵۰ سال تجربه ی الفبای سریلی در تاجی تان شوروی (۱۹۴۰ـ ۱۹۹۰) اثر ِ ناچیزی بر پیوستگی های ساختاری در میان گونه های گوناگون این زبان داشته است. البته، از لحاظ معناشناسی، این گونه های گوناگون بازتاب دهنده ی فرایندهای پیچیده ای از جذب و دخل و تصرف های زبان شناختی هستند. با وجود این، هیچ کدام از این فرایندها چندان قابل ملاحظه نبوده که زبان جدیدی خلق کنند.هر بحثی از سنت ترجمه در زبان فارسی باید با رابطه بسیار پر پیچ و خم و چند جانبه ی عربی و فارسی در سده های دوم و سوم هجری آغاز شود. در این بحث باید دو فعالیت موازی را در نظر داشت. نخست، همان گونه که پیش تر ذکر شد، شامل یک رشته ترجمه هایی است که از متن های بر جای مانده به عربی ترجمه، و چندی بعد باز به فارسی برگردانده شد. دومین فعالیت که تازه مسلمان های ایرانی آن را بر عهده گرفتند، به طور عمده به صورت نگارش شرح هایی بر قرآن ظاهر شد. قرآن، به عنوان کلام خداوند، غیر قابل ترجمه به شمار می رفت. پس، مسلمانان فارسی زبان متن های مهمی عرضه د تا پیام الاهی را به مؤمنانی که عربی نمی دانستند ابلاغ کنند. این متن ها، گرچه از لحاظ فنی تفسیر به شمار می آمد، دارای شمار زیادی ترجمه های لفظ به لفظ بود. شارحان مسلمان ساختار جمله ها و نحو آیه های قرآنی را کما بیش دست نخورده نگه می داشتند و آن ها را با تفسیرها و توضیح های زیادی تکمیل می د. این گونه ترجمه ها اغلب احساس بیگانگی در خوانندگان می آفرید، و خصلت ناآشنای زبانی را که خداوند پیام خود را به آن نازل کرده بود، نشان می داد.کهن ترین متن های باقی مانده به زبان فارسی، افزون بر نخستین نمونه های سنت نوشکفته ی شعری، شامل شماری ترجمه است. از جمله ی این ها می توان دو سند مهم را برشمرد که با خط هایی جز از خط عربی ِ اصلاح شده و برای نگارش فارسی نوشته شده است. یعنی: شرحی بر کتاب حزقیال نبی به خط عبری و ترجمه ای از مز داوود به خط سریانی.افزون بر این ها، ترجمه ی کتاب های غیردینی از عربی بود که از همه ی نمونه های قدیم اهمیت بیش تری داشت. مثلن، حدود العالم، کتاب کهن بسیار مهمی از مؤلفی ناشناس، ترجمه ای است از برخی بخش های تاریخ طبری. این گونه آثار، از لحاظ لغوی مرز مجاز برای کاربرد واژگان عربی را در فارسی تعیین د، و به عنوان متن های ترجمه شده الگویی از نثرنویسی به دست دادند که سده ها بعد مورد استفاده بود.در سده های چهارم تا ششم، ترجمه به فارسی شتاب زیادی گرفت، و از این رهگذر مجموعه ی بسیار بزرگی از رشته های گوناگون دانش، از پزشکی، نجوم، جغرافیا گرفته تا تاریخ و فلسفه دراختیار خوانندگان فارسی زبان قرار گرفت. فضای تحمل دینی و بحث و جدال های نظری که به همت خلیفه های عباسی در بغداد ایجاد شد، الگویی به دست حکم رانان محلی در بخش های گوناگون ایران، به ویژه در منطقه های شمال شرقی یعنی اسان و ماوراءالنهر، داد. در سایه ی پشتیبانی دربارهای سلطنتی، آثاری از یونانی، لاتین، سریانی، آرامی، حتا چینی و سانسکریت ـ اغلب از راه منابعی که قبلن به عربی ترجمه شده بود ـ رفته رفته به فارسی درآمد.در همه ی این فعالیت ها، کتاب ها را با توجه به سودی که داشتند، با دیدی مصلحت گرایانه ترجمه می د. مترجمان به ترجمه ی آثاری که لازم، مهم یا سودمند می دیدند می پرداختند؛ این کار را هم بی جار و جنجال و بدون خودنمایی انجام می دادند. متن ها دستخوش تغییرهایی قرار می گرفتند: به بیانی ساده تر بازنویسی می شدند، افزوده هایی بر آن ها نوشته می شد، کوتاه می شدند، به کمک تکمله هایی اصلاح هایی در آن ها صورت می گرفت، یا به گونه ای جرح و تعدیل می شدند که مناسب نیازهای ویژه ی خوانندگان جدید بشوند. مترجمان متن های غیردینی بیش از مترجمان قرآن و دیگر متن های ی، به ویژگی های دستوری فارسی توجه نشان می دادند. در نتیجه، دو رویکرد نسبتن متفاوت به ترجمه رونق گرفت، یکی مناسب ِ گفتارهای دینی و فلسفی و دیگری، که رویکردی آزادتر بود، مناسب ترجمه های علمی.نمونه های نوع اخیر به اندازه ای زیاد است که نمی توان آن ها را شمارش کرد، ولی دو مورد از آن ها در این جا شایان ذکر است. در میان سال های ۴۷۲ـ۴۸۲ هجری، محمد بن منصور گرگانی، معروف به زرّین دست، ب ایه ی کتاب عربی ِ تذکره الکحّالین از دانشمندی مشهور به علی بن عیسی، کت راهنما در چشم پزشکی با عنوان نورالعیون نوشت. مترجم برای آن که این اثر را برای خوانندگان فارسی زبان سودمندتر سازد، اصل عربی کتاب را در قالب جدیدی از پرسش و پاسخ ریخت. وی همچنین اطلاعات زیادی که بر اثر تجربه ی عملی در رشته ی جراحی های چشم پیدا کرده بود به این کتاب افزود. همین طور، هنگامی که پژوهشگر سده ی ششمی ابونصر احمد قُبادی سرگرم ِ ترجمه ی تاریخ بخارا، تألیف نَرشَخی (سده ی چهارم هجری) به فارسی بود، این اثر را با افزودن ضمیمه ای روزآمد کرد. این هر دو کتاب بعدها از میان رفت و فقط گریده هایی از اثر دوم (ترجمه فارسی) که پس از مرگ مؤلف به کتاب دیگری پیوست شده، بر جای مانده است.این رویکرد به ترجمه، اطلاعات علمی فراوانی برای ایرانیان سده های میانی فراهم آورد. شاید به ترین نمونه دانش نامه ی علایی، اثر دایره المعارف گونه است که به دست پزشک نام دار، پور سینا، آغاز و به کوشش شاگردش، جوزجانی، کامل شد. این کتاب دانش نامه ای است کوتاه از رشته های گوناگون که به علوم متمایل تر است تا به ادبیات و هنر. دانش نامه ی علایی، به شیوه ای کم و بیش نظام مند، به هر حوزه ی قابل ِ تصور از فعالیت های بشری می پردازد، از نجوم و شاخه های گوناگون آن گرفته تا فلسفه، الاهیات، علم الاخلاق و عرفان؛ و نیز دارای اطلاعاتی است درباره خاصیت های اجسام انسانی و حیوانی، گیاهان و اشیاء، سم ها، پادزهرها و پیش گویی ها و نوادر و غرایب بی شمار. به لحاظ تاریخی، دانش نامه ی علایی، نخستین نمونه از آثار دایره المعارف گونه ی متعدد فارسی است که کوشش می کنند ترکیب یا سنتزی از دانش های موجود، چه نظری چه عملی، به دست دهند. پدید آمدن چنین آثاری بدون وجود سنت ترجمه، آزاد از محدودیت های مربوط به انتساب[آثار به مؤلفان آن ها] و عرف و آداب اجتماعی، احتمالن ناشدنی بوده است.عربی، در ایران سده های میانی، همچون در دیگر نقاط جهان ، زبان مشترک بود. تقریبن همه ی نویسندگان و دانشمندان ایرانی دو زبانه بودند، و شمار بسیار زیادی از اهل دانش و فیلسوفان، همگی یا عمدتن همچنان به عربی می نوشتند. به جز طبری ِ مورخ و پور سینای پزشک و فیلسوف، سه تن از بزرگ ترین دانشمندان دینی ـ فقیه شیعی، محمد توسی (د. ۴٦۸ق)، اصلاحگر سنّی، غزالی (د. ۵۰۵ ق) و زمخشری ِ معتزلی مشرب (د. ۵۳۹ ق) که نحوی و لغوی بزرگی نیز بود ـ همچنین فقیه و فیلسوف معروف ف الدین رازی (د. ٦۰٦ ق) را می توان در زمره ی این گروه شمرد. این افراد برخی اوقات از آثاری که اصلن به عربی نوشته بودند خود ترجمه گونه های فارسی فراهم می د، یا شاگردان خویش را در انجام چنین کاری هدایت می د؛ این دلیلی است بر این که چرا مرزِ میان ترجمه و اصل، به شکلی که در آن فرهنگ تصور می شده، به نظر ما مبهم و نامشخص می رسد.این انعطاف پذیری به دانشمندان و فیلسوفان ایرانی امکان داد تا هم زمان هم نویسندگانی مبتکر باشند هم مترجم. نبود نگرانی بابت حق مالکیت ِ اثر در آن روزگاران پایه ی تلاش هایی را که امروزه برای متمایز تألیف از ترجمه می شود سست می کند. اعمال اقتباس، جرح و تعدیل و انتحال به شیوه هایی صورت می گرفت که در مقوله بندی های امروزی نمی گنجند. مجموعه ی آثار فلسفی و علمی فارسی پر است از متن های دو زبانه یا ترکیب های عربی ـ فارسی، و متن هایی که در آن ها نوشته ی اصلی و تفسیر آن به دو زبان گوناگون است. متن های فراوان دیگری هم هست که خصلتی بین ن دارند؛ این گونه آثار را هم می شود و هم نمی شود کتاب هایی اصیل به شمار آورد زیرا بعدها تفسیرها یا ترجمه هایی با حاشیه و افزوده به آن ها الحاق شده است. منشأ چنین آثاری را با توجه به اوضاع ایران سده های میانی، باید عربی دانست، مگر آن که ع آن ثابت شود. این کتاب ها معمولن در زمان های بعد، از فارسی به ترکی، اردو یا هندی ترجمه می شد.شاید بتوان به گرایشی در این جا اشاره کرد: پیش از یورش مغول در سده ی  هفتم هجری، فارسی اساسن زبان ادبیات و عربی عمدتن زبان دانش بود. ایرانیان سده های میانی را، که عمومن به عربی می نوشتند، می توان متولیان و وارثان سه سنت پیش از در نگارش های علمی شمرد: ایرانی باستانی، یونانی هلنیستی، و هندی. آنان آثار علمی را از عربی ترجمه می د و آراء خود را به آن
با
تحقیق وبررسی در مورد تحولات اجتماعی سلجوقیان