استوره

به نقل از خبرگزاریها در مورد استوره : آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی با و کیفیت بالا موزیک ندیم بنام فدا کردی ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ فدا کردی و پخش آنلاین new nadim – fada kardi
آهنگ غمگین شنیدنی فدا کردی با صدای ندیم از شتاب موزیک ترانه : مریم زاهدی / آهنگ ، تنظیم ، می و مسترینگ : فتاح فتحی  آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی در ادامه مطلب آهنگ جدید ندیم به نام فدا کردی تو که هر لحظه ی عمرت به پای مردمت سر شد
برای تو چه پایانی بغیر از عشق مقدر شد
همه مردمو این غصه به یک باره سیاه پوش کرد
مگه میشه اشکامونو یک روزی فراموش کرد
دل داغ دیده ی مادر چه فریادی به اوج میزد
مگه میشه ندید خون عزیزایی که موج میزد
جوونیتو فدا کردی واسه دلهایی که خونه متن آهنگ ندیم به نام فدا کردی واسه مردونگیت امروز همه ایران مدیونه
تو که قلبت جنسش از عشقه بدون حد و اندازه
آخه عشقه که توو سختی ازت استوره میسازه
جوونیتو فدا کردی واسه دلهایی که خونه
واسه مردونگیت امروز همه ایران مدیونه
تو که قلبت جنسش از عشقه بدون حد و اندازه
آخه عشقه که توو سختی ازت استوره میسازه آهنگ های ندیم رایگان دوبله , ان دریایی کاراییب 5 زبان اصلی , ان دریایی کاراییب 5 , ان دریایی کاراییب 5 دوبله , زمان : ؟ دقیقه کیفیت: بلوری کارگردان: joachim rønning, espen sandberg ستارگان: johnny depp, geoffrey rush, javier bardem خلاصه داستان ان دریایی کاراییب 5: کاپیتان سالازار دشمن قدیمی جک اسپارو، به همراه خدمه اشباحش توانسته از مثلث برمودا فرار کند و حالا دارد ان دریایی را به قتل می رساند. جک اسپارو هم برای غلبه بر سالازار دنبال نیزه استوره ای خدایان دریا است تا کنترل دریا را بر دست گیرد و بر علیه سالازار از آن استفاده کند و …  ان دریایی کاراییب 5 2017 ادامه مطلب
جشن اسپندگان(سپندارمزد)
شاد باد
موبد کامران جمشیدی
گفته شده است : برای اینکه ملتی توانایی درست شیدن را نداشته باشد ، باید شناسۀ (هویت) فرهنگی و تاریخی را از او گرفت . فرهنگ بالاترین کنشگر و انگیزه در زندگی ،رشد ، بالندگی و یا نابودی ملت ها است .شناسۀ هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است . آنهایی که ، در تاریخ از جایگاه والایی برخوردارند ، انی هستند که توانسته اند به شیوه ی کارسازتری خود ، فرهنگ و افسانه(استوره)های باستانیِ خود را ، بشناسند و زندگیِ خود را تا بلندای یک افسانه بالا برند . استوره ها، تنها افسانه نیستند بلکه نمادی از انسان آرمانی و ارزش های اخلاقی یک گروه مردمی هستند.

یکی از این استوره ها و نمادها، (سپنتا) آرمیتی یا آرامتی می باشد که هم یکی از زنخدایان فرهنگ باستانی ایرانی است و هم یکی از امشاسپندان یا فروزه های مز در فرهنگ زرتشتی. در هر دو ح ، آرمیتی ایزدبانو بوده و ویژگی نه- مادرانه داشته است. آن در فرهنگ باستانی، نماد زمین و زایندگی و افزایندگی بوده و در فرزان زرتشت آرامش افزاینده و مهر و فروتنی و عشق، که البته همۀ اینها نیز بیشتر در زن نمایان است تا مرد. به هر روی این ایزدبانو و ویژگی های او برای ایرانی همواره نشانگر و آرمان او از زن و زندگی بر روی زمین بوده است. زمینی که او را مهربانانه، مادرانه، عاشقانه در بر گرفته، از هر چه دارد بدون چشمداشت به او می دهد و سفره و دامن خود بر همه می گستراند. بگذریم که این فرزند ناخلف زمین چگونه پاسخ مادر را با نابودی او می خواهد بدهد که نمی داند نابودی او نابودی خود است.

نامواژۀ سپنتا آرمیتی که شکل اوستایی آن است با گذشت زمان به سِپنَدارمَت در پهلوی و سِپنَدارمَز، و پستر اِسپَند و اسفند در فارسی دگرگون شد. روز پنجم از هر ماه ایرانی نیز به این نام بوده است که در گاهنماهای زرتشتی بازمانده است. پس بنا بر روش ایرانیِ جشن گرفتنِ برابری نام روز و ماه، روز اسپند از ماه اسپند جشن اسپندگان یا سپندارمزگان نامیده می شود.


در گذشته چگونه جشن می گرفته اند

از آنچه در تاریخ نشان مانده درمی ی م که پدران و مادرانمان این روز و یا روزها را که برخی ۵ روز و برخی هم تمامی ماه اسفند دانسته اند، به این مناسبت گرامی داشته و آیین هایی را نیز اجرا می کرده اند.

بنیاد این جشن بر گرامیداشت ن نیک و پارسا بوده است. گویند که در این روزها مردان کارهای روزمرۀ ن را به دوش گرفته و با این شیوه کارکرد آنان را تجربه می کرده اند و همزمان به آنان پیشکش هایی می داده اند که از این رو به آن جشن مزدگیران نیز می گفته اند.

همچنین گفته شده که بویژه در این روزها ن می توانسته اند با و اختیار خویش مرد زندگی خود را برگزینند که از این دیدگاه به آن جشن مردگیران نیز گفته اند. که البته این گفته جای سخن دارد زیرا که هر چند هم که جامعه ایرانی از آموزش های بنیادین زرتشت شاید که دور شده بوده است اما در فرهنگ ایران ن همواره جایگاه خود را داشته اند و بویژه در مورد گزینش همسر که ما از زمان و زبان خود اشو زرتشت داریم که به جوانترین دخترش پورچیستا می گوید که برود و همسر خویش را با د خویش برگزیند.
ببینیم که فرهنگ بنیادین ایرانی چگونه به مقام زن می نگرد:

در مورد بانوان و مقام و ارزش آنان در فرهنگ بنیادین ایرانی بسیار گفته و نوشته شده است که ما هم در این پیوند چند نکته را یادآور می شویم.

در برخی از فرهنگ های دیگر در جهان که بسیاری از مردم را نیز امروزه در بر می گیرد، نامواژه هایی که برای ندا دادن به زن و نام بردن از او بکار برده می شود گویای نگرش آن فرهنگ به اوست. یکی زن را woman و women (در پیوند با مرد) می گوید دیگری نسا ء و ضعیفه دارد. در یکی مرد و زن را با heوshe گفتن از هم جدا می کند و در دیگری با هذا و هذه. اما فرهنگ بنیادین ایرانی چون زن را همانند مردان دارای تخمه وفره ایزدی میداند و زاینده می شناسد ، او را « زن »یعنی زاینده می نامد و چون به یگانگی هستی باور دارد ، به زن و مرد هر دو « او» می گوید.

پسر را پشت سر خانواده میداند و دختر را دوخت دهنده و پیوند دهنده خانواده ها . زن یا شوی خود را همسر می نامد زیرا با او خود را هم اندازه و همسنگ میداند و زن را کدبانو ( همه کاره و مدیر خانه ) میداند و از همه بالاتر براساس باور اوستایی ، زن «نمو پئیتی» یعنی نور خانه شناخته می شود.


اهانت به شخصیتی که از بدو تولد تا بعثت در دنیای جه و شرک سرزمین مکه به محمد (ص) امین شهرت داشت و از بعثت تا شهادت با تمام برخوردهای ناب دانه مشرکین ، با محبت و مهربانی پاسخ می گفت کمال بی شرمی است. رسول خدا (ص) می فرماید: آن است که قلبت را {به حق} واگذاری و مسلمانان از دست و زبانت در امان باشند و همچنین فرمود: از مانیست ی که به مسلمانی خیانت کند ، یا به او زیان برساند ، یا با او مکر کند. و نیز فرمود : هر بخوابد در حالی که بدخواه برادر مسلمانش باشد ، خواب و بیداری او مورد خشم خداست، تا توبه کند. ( مفاتیح الحیات ،ص 276) ما از ت مردان توقع داشتیم که این حرکت نشریه شارلی فرانسوی را به شدت محکوم می د. نه اینکه بروند و با هم .... بخورند. مردم ما بار ها در ات مختلف و بخصوص پس های این حرکت زشت و پلید را محکوم د. نکند عوام ما از خواص پیشی بگیرند. تقریبا 15 روزه پیش بود
گفتن هر پولی واسه درمان بیماریه "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" نمیده یه سطل آب سرد رو سرش خالی کنه که اصطلاحا از خواب بیدارشه
اما بیشتر موجبات تفریح و سرگرمیه مردم رو فراهم کرد و اصل قضیه فراموش شد
...
اما یه نفر این تفریح رو ش ت و جلوی دوربین بجای اینکه مث بچه ها آب روی سر خودش بریزه ، مث یه مرد بخشی از هزینه درمان رو پرداخت کرد
یه ایرانی...
* همون که میخوند هیچکی مث ایرونی نمیشه *
سیاوش قمیشی
تنها استوره پاپ ایران که اسمش همیشه موندگاره
این ویدئو رو کنید  اهنگ نوازش سیاوش قمیشی دیروز به یکی از دوستان برخوردم که طی هفته قبل در عظیم اربعین در کربلای معلی شرکت کرده بود و داشت با اشتیاق تمام خاطراتی از سفرش را برای دوستانش تعریف می کرد . از هر طرف گفت . ولی یک خاطره برایم جالب بود . می گفت : چند روز قبل از اربعین در بین زوار شایع شده بود که نیروهای عراقی متوجه شدند که یها می خواهند با چهارصد نفر نیرو به کاروانهای عزادار اربعین حمله کرده و مردان آنها را کشته و ن آنها را نیز به اسیری ببرند . همه می گفتند یکی از کاروان ایرانی ها بوده !؟ . عراقیها موضوع را به اطلاع حاج قاسم رساندند و وی نیز با تعداد اندکی از نیروهای داوطلب شیعه عازم منطقه عبور یها شد و در یک کمین ، همه آنها به جز یک نفر را به هلاکت رساند . به آن یک نفر گفت : من را ببین ، لباس نظامی هم برتن ندارم ! برو و به همدستانت بگو از روزی بترسید که قاسم سلیمانی لباس رزم برتن کند ! اینکه این داستان واقعیت داشته باشد یا نه ، خیلی مهم نیست . مهم این است گه مدتها است نام حاج قاسم سلیمانی لرزه برتن تروریستهای تکفیری و حامیان آنها انداخته و خواب را از چشمانشان گرفته و نام وی تبدیل شده به استوره ای شگست ناپذیر و مادران عراقی و سوری در شبهای بلند سال داستان حاج قاسم را برای فرزندانشان تعریف می کنند تا آنها آرام بخوابند . رضا اصلاحی عشق من! من ترسو شده ام! ترس من خنده ندارد، جای فکر دارد!... وقتی از دور عشق ها را میبینم از عاشقی میترسم! وقتی عاقبت عشق ها را میبینم از زندگی با عشق میترسم! وقتی میبینم آنهاییکه عاشقانه هم را می پرستیدند و عشقشان گوش فلک را کر کرده بود بهم رسیده اند و بعد از چند سال دخترک با دیدن مردی دیگر عاشق شده است یا پسرک فیلش یاد هندوستان کرده است به عشق شک میکنم! من ترسو شده ام! به ترسم احترام میگذارم! سکوت میکنم و فکر! یکی آمد گفت باید همیشه دست نیافتنی بمانی تا برای بدست آوردنت همیشه در تلاش باشند و تکراری نشوی!... دیگری میگوید دوره عوض شده است! دیگر ی حاضر نیست پای بدست آوردنت صبر کند! دیگر ی فرهاد نمیشود، کوه نمیکند! دیگر ی حس دخترانه را باور نمیکند پابه پای تو احساسش را تا قلب تو تغییر نمیدهد! دیگر عشق استوره ای پیدا نمیکنی! عشق پدربزرگ مادربزرگ ها همراه خودشان خاک شده است!... آن یکی میگوید دوره، دورۀ های هالیوودی و عشق های مثلثی است! زیادی ناز کنی میرود عاشق دوستت میشود! (به آن یکی برمیخورد که با دوستش قرار ازدواج گذاشته اند!)... یکی از آن طرف برای اینکه بحث را عوض کند میگوید یکی بالا ه پیدا میشود بیاید بگوید اگر یکی را دوست داری هرچند به آینده اعتماد نداری تجربه ها را، شناخت ها را، لذت ها را باید گذاشت برای آنطرف مرز زندگی مشترک!... من از همه این حرف ها ترس گرفته ام! سرم در حال انفجار است! تکیه گاه این وقت هایم تو هستی که نبودی برای حرف زدن و آرام ترس هایم! به ترسم احترام میگذارم! فکر میکنم و سکوت! اما تو بیا چراغ ها را روشن کن و سایه ای که از آن میترسم را نشانم بده و بگو دیدی چیزی نیست! دیدی همه چیز فقط عشق است و بس! تو بیا به قلب من جرات بده! سلام امروز دومین پست در این وبلاگ رو میذارم و امروزهم والیبال کشورمون تیم مالدیو رو در بازی های آسیایی اینچئون با نتیجه سه بر هیچ ش ت بدند واما حالا خبـــــــــــــــــــرمهم ﻏﻔﻮﺭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﺁﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺎﻟﺪﯾﻮ
ﺷﺪ
ﺍﻣﯿﺮ ﻏﻔﻮﺭ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺗﯿﻢ ﻣﻠﯽ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﺁﻭﺭﺗﺮﯾﻦ
ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎﻟﺪﯾﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ.
ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻓﺪﺭﺍﺳﯿﻮﻥ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ، ﺗﯿﻢ
ﻣﻠﯽ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ
ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﻫﻔﺪﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ
ﺷﮑﺴﺖ ﺳﻪ ﺑﺮ ﺻﻔﺮ ﻣﺎﻟﺪﯾﻮ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍن ﺻﺪﺭﻧﺸﯿﻦ ﮔﺮﻭﻩ c ﺭﺍﻫﯽ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺷد. اینم یه ع ازسه استوره ی والیبال کاپی شهرام samin سلام مهـــربـــووونا.... امیـــدوارم حال دلـــتون خـــوب باشـــه.... امیـــدوارم سال 93 سال خوبی بوده باشـــه براتون... یا حـــداقـــل اگه خیلی خوب نبـــود این یکی دو هفــته ی مونده روزای خوبی رو تجـــربه کنیــد... طبـــق هفتـــه های قبـــل اومـــدم بگم کـــ قـــرارمون یادتووون باشه.... نوروز 94 جای خیلیا خالیه: مرتضی پاشایی که همیشه استوره بود و هست ، دوستم عسل که خیلی ناراحتم بابت نبودنش ، دوست عزیزم بهـــار که 4 سالـــه نـــدارمش و.............. و یادمـــون باشـــه که امســـال خیلیا هســـتن که اگه ما نوروزمونو با لبخــند شروع میکنـــیم ، اونا با درد شروعش میکـــنن... خیلیا هســـتن که اگه ما نوروزمونو با لباسای نو و عیـــدی شروع میکنیــم ، اونا با یه حســـرت شروعش میکنن.... پس بیـــاین امشـــب از ته دلموووون واسشون دعا کنیــم... کاش تو سال 94 به این مســـائل بیشـــتر دقت کنیــم... کاش حواسمون بیشتــر بهشون باشه... به هر حال 5 تا صلوات یادتون باشه مواظب خودتون و آرزو های قشنـــگتون باشین (این سفره ی هفت سینو بچه های صداوسیما واسه مرتضی دوس داشتی درست ) http://s4.picofile.com/file/8175088018/11023264_1605703076308829_555411399_n.jpg سلللللللللاااااااممممم! از قدیم گفتن موسیقی غذای روحه ادمه! منم میتونم تو مدرسه این غذا رو داشته باشم طرز تهیه اش خیلی راحته مواد لازمش یه کتاب درسی که توش چرت و پرت نوشته باشه یک عدد مداد یا اتود و یک گوش ظاهرن ناشنوا!
خوب...!راستشو بخواین من از این کارا زیاد میکنم...حالا امروز ع اشو گذاشتم که ببینید من ی استوره میشمممممممممم! اینم چند تا ع از الیسا اجیم که تو عید گرفتم! اینجا داشت می ید زود ازش ع گرفتم انیمیشن مبارک رایگان انیمیشن ایرانی مبارک با کیفیت عالی 720 تیر 1396 در اس استاروی نام : انیمیشن مبارک – mobarak film
سال ساخت: 1393
تهیه کننده: عبدالله اسفندیاری
کارگردان: محمدرضا ی
لیست بازیگران مبارک:
استوره فرا می گیرد هر چند در خلال استوره ها ،حقیقت های فراوانی نهفته است. افسانه ها به تدریج برگرد زندگی نامه واقعی حلقه می زنند و کم کم زندگی اساطیری را می سازد.این شکل گیری ممکن است در همان دوران زندگی و یا در سالهائی نه چندان دور از زمان او یا در سده های بعدتر انجام گرفته باشد زندگی نامه اشو زرتشت نیز چنین مراحلی را گذرانده است.استوره داستانی است سرشار از نمادهای آیینی و رمزی ، بویژه نمایه های کیهانی. برای نمونه ماه و خورشید و ستارگان و دیگر چهره های جهان هستی ،به سان انسان در می آیند و در پهنه پندارها ، به نقش آفرینی می پردازند. گاهی هم به گونه ای وارونه، این انسانهای زمینی هستند که به سیمای نیروهای آسمانی نمودار میشوند. تا کنون هیچ چهره ای مانند اشو زرتشت اینچنین سرشار از استوره پردازی نبوده است.سیمای اشو زرتشت در بخشهای گوناگون اوستا و نامه های پهلوی :زرتشت پاک دیو ستیز... نیرومند ترین، دلیرترین،تخشاترین،چالاکترین و پیروزترین آفریدگار [یسنای 9 بند 15 و 13] که در جهان خواستار راستی شد [ یسنای 24 بند 5] رد (راهبر) جهان استومند (مادی) [آبان یشت 89] نگاهبان مردمان [تیر یشت 44].نخستین ی که نیک شید ، نیک سخن گفت ،نیک رفتار کرد . نخستین آتوربان ، تار،برزیگر ستو رور، نخستین ی که بیاموخت و بیاموزاند.نخستین ی که ستور (جانداران) را، اشه را، مانترای ورجاوند را و فرمانبرداری از آن را،شهریاری مینوی را ،و همه نهاد های نیک مزدا آفریده را که از آن اشه است،برای خود پذیرفت و دریافت... نخستین ی که از دیو روی گردانید و مردمان را بالانید. نخستین ی که در جهان استومند (اشم وهو..) را خواند دیوان را نفرین کرد و خستو (معترف) شد که مزداپرست،زرتشتی،دیو ستیز و اهورائی کیش است.اوست نخستین ی که در جهان استومند ،سخنی را که در دین اهورا به زیان دیوان است، برخواند. اوست پهلوان سراسر زندگی خوش و نخستین آموزگار سرزمین ها، به دستیاری او ، همه مانترای ورجاوند که در سرود (اشم وهو) ست آشکار شد. اوست رد جهانی و مینوی گیتی. اوست ستایشگر اشه که بزرگترین و بهترین و نیکوترین نهاد است .اوست پیام آور دینی که بهترین همه دینهاست... نیک خواهترین ، شکوهمند ترین،فرهمندترین،برازنده ترین ستودنی، به نیایش:سزاوارترین،بهترین شهریارآفریدگان،شایسته ترین آفریده ای که خشنودی وی خواسته شود [فروردین یشت 88 تا 91 و 152] .که دینی شید ،دینی سخن گفت و دینی رفتار کرد...پیش از او آشکارا دیوان در این زمین در گردش بودند. آشکارا کامروا می شدند، آشکارا ن را از مردان می ربودند و زاری کنندگان را می آزردند [ اشتاد یشت 79 و 80].زرتشت درویشان را پرستاری کرد... هرگز دیوها در گفتار زرتشت ستوده نشدند[گزیده های زاتسپرم 31].همانگونه که او رد برگزیده و آرمانی جهان (اهو)است ، رد مینوی (رتو) و بنیادگزار کردار ها و شه های نیک زندگانی در راه مزداست.اهوراست که او را به نگاهبانی درویشان برگماشت [ سرآغاز یسنا بند 3]. دین مزداپرستی و داد (قانون) زرتشت از همه نهاد های نیک و عاشقانه (اشه نژاد) پزیرفتنی تر است.[سروش یشت هادخت ، 3]. شه اش فراختر از همه جهان بود. بر تر از هر چیز گیتی، هوش داشت که بانیروی آن ، همه چیز را باز می شناخت.یادی که با نیروی آن، همه چیز را در می یافت. دی که میتوانست با آن همه چیز را تشخیص دهد. جانی که از بسیاری چیزها پاسداری می کرد.فره کیانی و فره هیربدان و میل فراوان به پارسایی داشت.در دلاوری برتر بود و تنی زیبا و نیرومند داشت...پر ارج ترین و مقدس ترین و آگاه ترین. تن را از نشانه بد ، آرزو و ،آز و نیار ،خواب زیاد، خود خواهی و فریفتاری، کین ورزی و غیبت، به دور می داشت.آفریدگار اورمزد را می شناخت. شه نیک را پیراسته می کرد و از آنچه به او می رسید سند بود. از گذرا بودن مال گیتی آگاه بود و فرجام تن را خوب به یاد داشت و در هر زمان و به هر گونه ای در نیایش آفریدگار مهربان ، کوشاتر بود. وظیفه خود را در دادو دهش به درویشان و ارزانیان (مستحقان) انجام می داد.(استوره زندگی زرتشت.83،120،164)فرهنگ فرهنگ ها که سرچشمه دانائی و گزینش (تشخیص) از آن است...معجزه معجزات، منزه از گمان ، بی مانند...[ مینوی د،2]زرتشت در ادب پارسی، به سیمای پیر مغان در آمد ی که بقول حافظ : به تائید نظر حل معما می کرد ومی گفت که از مصاحب ناجنس احتزاز کنید. ی که ستائیده سهروردی بود و از سوی گزارشگر آثار سهروردی ، یعنی قطب الدین : حکیم فاضل و کامل ، لقب گرفت، ی که دقیقی توسی جان خود را فدایش کرد.روانشاد محمد معین در کتاب مزدیسنا و ادب پارسی با اشاره به اینکه شالوده تصوف ایران ی را ابویزیدبسطامی ریخته یادآور می شود که سروشان جد بسطامی زرتشتی بود. همچنین عارفانی چون منصور حلاج و شیخ ابوسعید کازرونی نیز در اپتدا زرتشتی بوده اند.در لغت نامه دهخدا از قول ناظم الاطبا در باره زرتشت آمده:شیخ مقتول و فاضل سهروردی و علامه و علامه دوانی و میر صدرالدین و غیاث الدین منصور ، او را نبی فاضل و حکیم کامل دانند.سیمای آن وخشور در گاتها :بهترین راه شناخت اشو زرتشت، این بزرگترین بینشمند جهان سروده های آسمانی گاتها است، سروده هایی که مردمی ترین سخنان جهان است.زگفتار پیغمبر راستگوی دل از تیرگی ها بدین آب شویاشو زرتشت در این سروده ها از ،والایی،راستی،درستی،پاکی،دوری از کژی و فریب، سخن می گوید. در این سروده ها هیچ گاه انسان را از پروردگار خود نمی ترساند، بلکه همه جا سخن از خدای بزرگ دانا٬ پروردگار هستی بخش٬ اهورامزدا است. خ که باید با دیدی عاشقانه و عارفانه بدو نگریست.بیاموز آن را که آگاه نیست دلش را بدین بارگه راه نیستپروردگار اهورامزدا نه قومی برگزیده دارد و نه زبان و سرزمین و خانه ای خاص،زرتشت بما می آموزد او کوهی به نام کائنات را برای ذره ای به نام زمین ما نیافریده بلکه او جوهر راستی و سرمنشاء حقیقت و نیکی است. سروده های گاتها بما می آموزد که خداود مبداء نور و آغاز و پایان این نظام هدفمند اشایی است. اشو زرتشت او را برتر و پاک تر از آن می داند که درگیر مسائل فرومایه زندگی چند انسان گمراه شود . اشو زرتشت بما می آموزد که او اهوراست و حقیقت راستی.پیام زرتشت چیزی بجز آوای برادری و برابری و انسان مداری و نیست. او یک آموزگار ارزنده است که جز به آموزش مردم و رهنمود آنها بسوی خوشبختی به چیز دیگری نمی شید. این فرزانگی و د گرائی آشکارا در سروده های گاتها به چشم می خورد.من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خد دانی اگر عاقل و زیرک باشی
با
تحقیق درمورد شنودی اهورامزدا
اختصاصی از ژیکو مقاله درمورد شنودی اهورامزدا با و پر سرعت .
مقاله درمورد شنودی اهورامزدا
مقاله درمورد شنودی اهورامزدا دسته بندی : معارف ی _ دینی  ،
فرمت فایل:  image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ ) فروشگاه کتاب : مرجع فایل   قسمتی از محتوای متن ...
تعداد صفحات : 14 صفحهشنودی اهورامزدا « سیمای آموزگار راستی » کنکاشی در سیمای وخشور ایران آنگونه که از متون دینی برمی تابد اشو زرتشت اسپیتمان ، هر گاه این نام را بر زبان جاری میکنم غرور و افتخار سراسر وجودم را می گیرد انگار که گم گشته خود را می یابم و تو گویی آتشی در رگهایم بجای خون جاریست و با بردن این نام در درون وجودم زبانه می کشد و نام او را فریاد میزند.
.
.
چه بسیار افرادی که در درازای تاریخ در عشق این نام سوختند و چه بسیار مردمانی که با تحمل هزاران رنج کوشیدند این نام عزیز را زنده نگه دارند ، آتش ورهرام زبانه بکش زیرا که ما زنده ایم ، شه مزدیسنی زنده است ، این سرزمین اهورایی زنده است و من زنده ام و می شم.
.
.
نخواهی که باشد دلت دردمند دل درد مندان بر آور زبند ره نیک زرتشت آزاده گیر چه ایستاده ای دست افتاده گیر سیمای آن وخشور همواره در هاله ای راز آمیز در پس تاریخ ایران و جهان پنهان مانده است، فرزانه ای که از یک سو فرهنگ و و اوستایی را فراز بخشید و از سوی دیگر ، دانشمندان یونانی در پیشگاهش شاگرد وار ، زانو زدند.
دامنه دیدگاه های او در درازای تاریخ ، فرهیختگانی چون فردوسی ، حافظ و سهروردی را در بر گرفت و فروزه هایش به گونه ای بس شگفت انگیز در تند باد زمانه همچنان روشنی بخش شمندان ماند.
آن نابغه بی همتا که بی شک باید وی را بنیانگزار اخلاقیات، فلسفه، عرفان، و حتی شعر بشمار آورد.
وی از دانش و بینش چنان ژرفی برخوردار بود که جهان شرق تا غرب همه جا او را حکیم خوانده اند.
از فیساغورس تا افلاتون تا هگل و نیچه ، ستایشگر وی بودند.
اما براستی او کیست؟
آیا همان انسان سخت کوشی است که گاتها بما نشان می دهد؟
مردی که با تحمل سختی ها و مرارتهای فراوان در راه بیدار وجدان ه مردمان جهان قدم بر می دارد، همان پولاد مردی که یک تنه با سیاهی جهل و پندارهای اهریمنی به پیکار بر میخیزد و آتش د گرائی را در شه انسانها فروزان میکند.
زندگی راستین ان را همیشه هاله ای از استوره فرا می گیرد هر چند در خلال استوره ها ،حقیقت های فراوانی نهفته است.
افسانه ها به تدریج برگرد زندگی نامه واقعی حلقه می زنند و کم کم زندگی اساطیری را می سازد.
این شکل گیری ممکن است در همان دوران زن  متن بالا فقط تکه هایی از محتوی متن مقاله میباشد که به صورت نمونه در این صفحه درج شدهاست.شما بعد از پرداخت آنلاین ،فایل را فورا نمایید    لطفا به نکات زیر در هنگام ید  مقاله :  توجه فرمایید.در این مطلب،محتوی متن اولیه قرار داده شده است.به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در ورد وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از ید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید.پس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی مقاله یا تحقیق مورد نظر ید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک فایل برای شما نمایش داده خواهد شد.در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی این مطالب از داخل متن میباشد ودر فایل اصلی این ورد،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد.در صورتی که محتوی متن ورد داری ج و یا ع باشند در متون ورد قرار نخواهند گرفت.هدف اصلی فروشگاه ، کمک به سیستم آموزشی میباشد.بانک ها از جمله بانک ملی اجازه ید اینترنتی با مبلغ کمتر از 5000 تومان را نمی دهند، پس تحقیق ها و مقاله ها و ...  قیمت 5000 تومان به بالا میباشد.درصورتی که نیاز به تخفیف داشتید با پشتیبانی فروشگاه درارتباط باشید. فایل   پرداخت آنلاین 
با
مقاله درمورد شنودی اهورامزدا
آهنگ جدید انوش به نام خودت باش با و کیفیت بالا موزیک انوش بنام خودت باش ، با دو کیفیت متفاوت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ خودت باش و پخش آنلاین new anoosh – khoodet bash
آهنگ خودت باش از انوش
 آهنگ جدید انوش به نام خودت باش ترانه : علی آریا / آهنگ : انوش / تنظیم ، می و مسترینگ : مهران خالصی در ادامه مطلب آهنگ جدید انوش به نام خودت باش نمیبینی غمت داره یه مردو از پا میندازه
یه عاشقو که عمریه دوست داره بی اندازه
ی که از همه دنیا دلش تنها تو رو میخواست
تورو داره ولی بازم نمیفهمه چرا تنهاست
با اینکه خاطرات خوب همه دنیاشو پر کرده
از این ناراحته هیچ وقت گذشته برنمیگرده متن آهنگ انوش به نام خودت باش امید داره خوشبختی نزاره لحظه ای تنهات
بجای اشک آرامش بباره از سر چشمات
یه مردی که پیش هیچکی دلشو مفت نمیبازه
با عشقی که بهت داره ازت استوره میسازه
به اسم تو وفاداره واست همیشه دلتنگه
واسه دیدن لبخندت داره با گیره میجنگه
با اینکه خاطرات خوب همه دنیاشو پر کرده
از این ناراحته هیچ وقت گذشته برنمیگرده
امید داره خوشبختی نزاره لحظه ای تنهات
بجای اشک آرامش بباره از سر چشمات
آهنگ با کیفیت 320 آهنگ با کیفیت 128 مرورگر شما از پخش آهنگ آنلاین پشتیبانی نمی کند ,anoosh, anoosh – khoodet bash, ahang jadid anoosh, full album anoosh, new anoosh, آهنگ های انوش, انوش, انوش به نام خودت باش, انوش خودت باش, پاپ موزیک - سایت پاپ موزیک pop .ir, آهنگ انوش, آهنگ جدید انوش, آهنگ جدید خودت باش از انوش, آهنگ خودت باش, فول آلبوم انوش, فول آلبوم انوش تکی یکجا 320 و 128, رادیو جوان, فول آلبوم انوش وصیتنامه شهید محمود کاوه دشمن باید بداند و این تجربه را ب کرده باشد که هر توطئه ای را که علیه انقلاب طرح ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. قسمتی از وصیتنامه شهید محمود کاوه

بسم رب ال ء و الصدیقین

دشمن باید بداند و این تجربه را ب کرده باشد که هر توطئه ای را که علیه انقلاب طرح ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود. اگر امروز به انقلاب ما خدشه وارد شود بدانید که به مسلمانهای جهان خدشه وارد شده است و اگر به انقلاب ما رونق داده شود آنها پیروز شده اند.



********

شهادت شهادت پیامی ز قرآن براه خـدا و ز بهر ضعــیفان

ز بهـر مسلمـان چنین گفته یزدان شهادت شهادت بود خط پایان

شهادت شهادت سـرود خــدائی شهـادت سعادت شهادت رهائی

ای خدا امشب راه تو را می پویم مهر تـو را می جویم شادان روم

۱- خدمت پدر و مادر خواهر و برادر و همه اقوام دوستان و خواهران و برادارن دینی سلام عرض میکنم وامیدوارم را ببخشید .

۲- بعد از کشته شدنم اگر جدی از من جسدی باقی ماند آنرا پیش پدر و مادرم ببرید تا در هر جا که خواستند دفن نمایند .

۳- ای پدر و مادر گرامی اصلا ناراحت نباشید از اینکه من کشته شدم چون من در راه هدفم که رسیدن به واقعی میباشد کشته شده و کشته شدن در راه و قرآن نیز همان شهادت است و شهادت آرزوی هر مسلمان واقعی میباشد که را درک کرده باشد مسلمانی که میخواهد خدا گونه بشود و خدا گونه باشد .

به مادرم دلداری بدهید و به او بگوئید که ناراحت نباشد و به مادران دیگر بیاموزد که فرزندانی داشته باشند که در راه قدم برمی دارند و در راه کشته شوند مادرم این را نیز بداند که او در فردای در پیش فاطمه رو سپید است چون او نیز شهید داده است .

۴- از همه برادران و خواهران دینی میخواهم که راه مرا که راهی جز راه و نمیباشد ادامه دهند و تا پیروزی کامل مبارزه نمایند .

۵- همیشه با یکدیگر با ملاطفت و مهربانی رفتار نمائید . با دشمنان و منافقین سرسختانه بجنگید و جهاد نمائید .

الله اکبر رهبــر . مبارزه و جهاد تا پیـروزی کامل و برقراری . برای شادی روح این استوره مقاومت 5 صلوات بفرستید. بررسی نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات بخشهایی از متن:
بدون شک ادبیات کهن و غنی مابا قصه های دلکش و نظم و نثر دل پذیر و داستان های پر از طنز و زیبا و کنایه های دل نشین در میان ادبیات جهان مقامی شامخ و جایی ممتاز و برجسته دارد. در بین داستا ن ها و استوره ها، شا ارهایی وجود دارد که از ویژگی های آثار مذکور، حماسه های ملی و شورانگیزی است که . اختصاصی از فایلکو مقاله نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات با و پر سرعت .
مقاله نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات
مقاله نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات لینک پرداخت و در "پایین مطلب" فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحات 30
دون شک ادبیات کهن و غنی مابا قصه های دلکش و نظم و نثر دل پذیر و داستان های پر از طنز و زیبا و کنایه های دل نشین در میان ادبیات جهان مقامی شامخ و جایی ممتاز و برجسته دارد. در بین داستا ن ها و استوره ها، شا ارهایی وجود دارد که از ویژگی های آثار مذکور، حماسه های ملی و شورانگیزی است که نتایجی مفید و شادی بخش و امیدوارکننده دارد که داستان های و قصه ها به آنها ختم می شود و خواننده را به زندگی امیدوارتر و در مواجه با مشکلات و ناملایمات استوارتر می نماید. این از خصوصیات ادبیات کهن ما است که چون میراثی گران بها به دست مردم بافضل و دانش ما رسیده و حفظ و حراست از آن وظیفه ی هر فردی فرهنگ خواه و ادب دوست است. در این داستان ها که بیش از هزار هاسال دارند از پرندگان و مرغانی نام برده شده که یا در اصول چنین پرنده گانی وجود نداشته اند و یا چیزی بوده اند که در طول زمان به خاطر به نقل آنها چهره عوض کرده و تغییر ماهیت داده اند و یا به طور کلی ساخته و پرداخته ی فکر نویسنده و حماسه سرا بوده استگل : در ادبیات ایرانی همواره گل مظهر حیات و طراوت بوده است و نقشی کلیدی در ادبیات ایفا می کرده است هر جا که سخن از لطافت و زیبایی است ل از گل نیز سخن می رود.گل در معنای کنایی خود شاهد و آرزو است که زیبایی و دلربایی معشوق را یادآوری می کندگل سرخ، با پلک های بسیارش، یعنی با گل برگ های بسیار زیبا، لطیف و معطرش آدم را به خواب، آرامش و رهایی می خواند. از این نظر گل سرخ، نماد ِ اشتیاق به صلح و رهایی است. اما شکوه اش، نماد ِ نیرو و زندگی نیز هست، آن چنان که "شوق" اوست تا "خواب ِ هیچ " نباشد. به این ترتیب در گل سرخ تنشی بین لطافت و نیرو جریان دارد و به این معنا "تضاد ناب" محسوب می شود. شاید بشود گفت در ترکیب ِ زیبای "گل سرخ"، تنش ِ زندگی ِ ما انسان ها میان اشتیاق به آرامش و غریزه برای غنای زندگی، بطور نمادین ممزوج شده و حضور می یابد.جانوران :جانوران به سبب کاربرد تخیلی و تمثیلی که دارند همواره در ادبیات فارسی نقش زیادی داشته اند. یکی از قدیمی ترین و کهن ترین روش های ادبیات فارسی استفاده تمثیلی از حیوانات است. داستان درخت آسوریک یکی از کهن ترین نمونه ها است که حکایت نبرد کلامی میان یک بز و درخت نخل است که پژوهشگران معتقدند در دوره اشکانی نوشته شده است.  
با
مقاله نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات
یه پسر بچه 18 ساله توی کوچه ها
با خودش پرسه میزد ، هوار میزد که: ای خدا!
این چه قانونیه که برای ما شده بلا
که تو تنها باشی و یکی باشه وبال ما
پر شده واژه زن توی کتاب و دفترا
امون از ذات و حقه های دخترا
صد دفعه شنفتم اینو که: بابا زن نگیری!!
که اگه زن بگیری تا آ عمر اسیری!
اگه گوش ندی، ذلیلِ زنی تا دم پیری
اینقده میزنی. به نام یزدان پاک درود و سپاس بخش دیده ور سازه های کهن میراث فرهنگی "بابـل" نمناک است .... برج آرامگاهی درویش علم بازی- دوره تیموری - بازگیرکلا، بابل بابل شهری است با پیشینه بسیار طولانی، آثار زندگی و شهرنشینی در آن به هزاره های پیش از زایش برمیگردد، با توجه به تپه های تاریخی این شهرستان حوزه تمدنی و شهرنشینی آن را میتوان به هزاره سوم پیش از زایش و غنای فرهنگی آن را با گوهر تپه بهشهر و یا چشمه علی دامغان همراستا دانست، وجود سفالینه های خا تری، ظرافت هنر سفال سازی، نوع خا پاری و تدفین، وجود زه کشی های آبی و تندیسک های باستانی گواه این مدعاست، اوج شکوه فرهنگی و شهرنشینی بابل به دوران اشکانی یا پارتی برمیگردد، و پیوند ناگسستنی و مستقیمی با آیین مه رستی و میتراییسم دارد، تا جایی که نام کهن این شهر "مه میترا" (میترای بزرگ) بوده است، نام بابل در سده های گوناگون تاریخی به مامطیر(معرب شده مه میترا) ، بارفروش ده، بارفروش و بابــُل دگرگون میگردد، که با نگاهی سطحی به وجه تسمیه آن میتوان به اهمیت این خطه فرهنگی و تاریخی تبرستان و ایران کهن پی برد، بابل همیشه نقشی موثر در بزنگاه های تاریخی، استوره ای و فرهنگی ایران داشته است، در این منطقه آثار بسیاری وجود دارد که از هزاره های دور تا دوره پهلوی نخست گوناگونی دارد و بیش از سد و بیست و اثر ملی را در خود جای داده است، مازندران با توجه به اینکه منطقه ای نمناک و مرطوب است نیازمند پایش و نگاهداری دقیق تری نسبت به حفاظت آثار تاریخی دارد، و بیشینه آثار موجود این منطقه یا بگونه تپه های تاریخی باقی مانده اند و یا مربوط به دوران متا تر و با مهرازی خشتی و آجری میباشند، و بناهای سنگی بیشتر دچار ویرانی گشته اند، بی گمان بابل نیز از این مورد مستثنا نبوده و نگاهداری آثار موجود در آن نیازمند دقت و دلسوزی و آگاهی بیشتری می باشد، متاسفانه اینروزا مانند همیشه باید گفت وضعیت اثار تاریخی در این استان و بویژه بابل ناگوار است، و گویی میراث بابل نم دار و نمناک شده است، در بازدید های میدانی ماهانه بخش دیده ور سازه های کهن انجمن جوانان سپید پارس از آثار تاریخی کشور، ماه گذشته از آثار تاریخی بابل بازدید گردید که باید گفت نم و رطوبت گربانگیر بیشینه آثار این شهرستان گردیده است، در بازدید از برج آرامگاهی درویش علم بازی (بازگیرکلا) (شماره ثبت ۳۳۲۸ بتاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۲۵ سده نهم ) متاسفانه تعرض و دست اندازی هیات امنا و پایگاه بسیج به بدنه و الحاق ساختمان با نمای سنگ کاری، اصل بنا را مخدوش نموده است، و چهره ناهمگونی بدان داده است، از سویی نیز نم و رخنه شدید رطوبت به بدنه باعث ت یب و ریزش کاشی ها و حتا آجر های بنا گردیده است، بگونه ای که ادامه این روند وضعیت استواری بنا را تهدید خواهد کرد. برج آرامگاهی درویش علم بازی- دوره تیموری - بازگیرکلا، بابل نفوذ شدید رطوبت به بدنه و همچنین دست اندازی های عامدانه استواری و ارزش بنا را دچار مشکل و خطر نموده است برج آرامگاهی درویش بایی کلا روستای شهید آباد (بایی کلا) که مربوط به دوره تیموری می باشد نیز بشدت وضعیتی اسفناک دارد و نفوذ نم و همچنین ت یب انسانی وضعیت آن را بحرانی نموده است، در سال های نخستین انقلاب پس از سرقت هیجدهم اردیبهشت ماه سالمرگ استوره تاریخ معاصر ایل آسترکی آفاضل خان بهرامی آسترکی اسوه اخلاق و مردم داری است . به همین مناسبت امروز اعضای خانواده ، خویشاوندان و دوستان با حضور بر سر تربت پاک ایشان واقع در گورستان خانوادگی تیره بهرامسری در روستای باخدا (بُنه مرحوم آفاضل)یاد و خاطره پایداری ها و ازخودگذشتگی های این بزرگ مرد بختیاری . باورهای ایرانیان باستان: نخست هیچ نبود. تنها زمان بیکرانه بود.زمان یا زروان که درنگ خدای نیز نامیده می­شد، بی­کران و جاودانی بود.به نوشته­ دهخدا: در زمان هخا ان ، عقاید مختلفی در باب ماهیت این پروردگار وجود داشته است . بعضی او را با مکان و برخی دیگر با زمان یکی میدانستند عقیده اخیر فایق آمد. در آیین مه رستی ، عقیده مربوط به زروان را پ. به گزارش خبرگزاری هنرآرتنا ،«ایران تئاتر» و باشگاه خبرنگاران جوان، هومن بنائی کارگردان نمایش های «مسافر اتاق شماره37 » و «تکرار» که طی سالهای 90 تا 92به صحنه رفت و در اجرای عموم با استقبال مخاطبین مواجه شدند؛ از مراحل نگارش نمایشنامه جدیدش با نام «ابراهام» خبر داد.

هومن بنائی گفت: «در طول سال های فعالیتم در عرصه هنر تلاش تا به فرهنگ ایران و ملیت خود وفا دار باشم و از استوره های سرزمینم به عنوان سوژه در اشعار،داستان ها و نمایشنامه هایم استفاده کنم. باید عرض کنم که جرقه خلق نمایشنامه "ابراهام" از سالها قبل در ذهنم خورده بود و دفعات زیادی در پارت های جداگانه اپیزود های از این نمایشنامه را با ادبیاتی فا نگاشته ام و بسیار بازنویسی کرده ام! چون در مورد نمایشنامه "ابراهام" معتقدم اگر به صحنه برود اثری فراموش نشدنی خواهد شد. زیرا سعی در طول این اثر کولاژی از تاریخ ادبیات کشور را جانی تازه ببخشم.»

اگر بگوییم "ابراهام"، شیوه نگریستن مخاطب را به اساطیر ایران زمین دگرگون خواهد کرد، سخنی گزاف نگفته باشم! این اثر درک و شناخت ما از واقعیت داستان های تاریخی را متحول کرده و در طول نمایشنامه بر اثر همین تحول شخصیت های نمایش را نیز دچار دگرگونی می کند، به شکلی که کاراکتر های تازه ای در دل نمایشنامه جان می گیرد و قطعا مخاطب آنها را نمی شناسد! اپیزود های این اثر، تنها واسطه های بی آلایش تلقی نخواهند شد؛ که صرفا فقط پیش برنده باشند! بلکه لحظه های ن از تاریخ ادبیات ایران را برای ما منع خواهند کرد. در واقع شخصیت ها، تصویری جدیدی از دنیایی که ما از آنها سراغ داشتیم برای ما می سازند و به ما کمک می کنند تا از دریچه نگاه و منطق خود در فضای آرامش بخش، آنها را کاوش کنیم.

کارگردان نمایش "اتاق شماره 37" اینگونه ادامه داد: در این نمایشنامه از شخصیت های همچون (ابراهام، شیرین، فرهاد، لیلی مجنون، بیژن،منیژه، پیترکشیش، سارای راهبه، محسن فرمانده، ماهور، آدم خوارها و...) استفاده کرده ام و این اثر به 8 اپیزود تقسیم می شود، در هر اپیزود نگاهی متفاوت به مقوله های همچون عشق، خیانت، فرجام و نا فرجامی و... داشته ام و دیالوگ هایی شاعرانه و فلسفی را برگزیده ام. امیدوارم کارگردانی خوش فکر و صاحب سبک در آینده ای نچندان دور بعد از به چاپ رسیدن این نمایشنامه این اثر را هدایت کند.

بنائی اینگونه ادامه داد که: به شعار جهاد فرهنگی امسال دلخوش و نمایشنامه را برای تائید نهایی به وزارت فرهنگ و ارشاد ی ارسال کرده ام وامیدوارم که این اثر زیر تیغ ممیزی جان نسپارد چون آن وقت ثمره تحقیق، مطالعه و تلاش 5 ساله ام از بین خواهد رفت.

کارگردان نمایش "تکرار" در آ گفت: با توجه به شیفتگی نسل امروز برای حضوری پررنگ در عرصه فرهنگ و هنر باید وزارت خانه ها و مرکز هنرهای نمایشی تدبیری جدید بی شد تا این انرژی به نفع حوزه فرهنگی مملک صرف شود تا جوانان و فعالان هنر از نامه بازی ها و پاس دادن ها خسته نشوند و این گونه رفتارهای خشک سازمانی به عنوان نشانه های ضد فرهنگی در ذهن آنها ننشیند و ن یتی روزافزون از مدیران و کرسی داران هنر فا ی چون تئاتر در افکارشن نهادینه نشود. اگر می خواهند نویسنده، کارگردان، بازیگر، شاعر و فعال فرهنگی در قرن پیش رو نیز به حیات خود ادامه دهد، باید بسیار آگاهانه تر از دیروز مدیرت کنند و فراتر از تقلید عمل. در این صورت است که هنرمند سایه امنیت را بر سرخود حس می کند و خلاقانه در راستای پیشرفت فرهنگ و هنر مملکت خویش گام بر می دارد. وبلاگ هنرمندان جوان به نقل از: خبرگزاری های فارس، آرتنا، ایران تئاتر، باشگاه خبرنگاران جوان و... اختصاصی از هایدی تحقیق در مورد نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات با و پر سرعت .
تحقیق در مورد نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات
تحقیق در مورد نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات مقاله کامل بعد از پرداخت وجهلینک پرداخت و در "پایین مطلب"فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)تعداد صفحات: 30 بدون شک ادبیات کهن و غنی مابا قصه های دلکش و نظم و نثر دل پذیر و داستان های پر از طنز و زیبا و کنایه های دل نشین در میان ادبیات جهان مقامی شامخ و جایی ممتاز و برجسته دارد. در بین داستا ن ها و استوره ها، شا ارهایی وجود دارد که از ویژگی های آثار مذکور، حماسه های ملی و شورانگیزی است که نتایجی مفید و شادی بخش و امیدوارکننده دارد که داستان های و قصه ها به آنها ختم می شود و خواننده را به زندگی امیدوارتر و در مواجه با مشکلات و ناملایمات استوارتر می نماید. این از خصوصیات ادبیات کهن ما است که چون میراثی گران بها به دست مردم بافضل و دانش ما رسیده و حفظ و حراست از آن وظیفه ی هر فردی فرهنگ خواه و ادب دوست است. در این داستان ها که بیش از هزار هاسال دارند از پرندگان و مرغانی نام برده شده که یا در اصول چنین پرنده گانی وجود نداشته اند و یا چیزی بوده اند که در طول زمان به خاطر به نقل آنها چهره عوض کرده و تغییر ماهیت داده اند و یا به طور کلی ساخته و پرداخته ی فکر نویسنده و حماسه سرا بوده استگل : در ادبیات ایرانی همواره گل مظهر حیات و طراوت بوده است و نقشی کلیدی در ادبیات ایفا می کرده است هر جا که سخن از لطافت و زیبایی است ل از گل نیز سخن می رود.گل در معنای کنایی خود شاهد و آرزو است که زیبایی و دلربایی معشوق را یادآوری می کندگل سرخ، با پلک های بسیارش، یعنی با گل برگ های بسیار زیبا، لطیف و معطرش آدم را به خواب، آرامش و رهایی می خواند. از این نظر گل سرخ، نماد ِ اشتیاق به صلح و رهایی است. اما شکوه اش، نماد ِ نیرو و زندگی نیز هست، آن چنان که "شوق" اوست تا "خواب ِ هیچ " نباشد. به این ترتیب در گل سرخ تنشی بین لطافت و نیرو جریان دارد و به این معنا "تضاد ناب" محسوب می شود. شاید بشود گفت در ترکیب ِ زیبای "گل سرخ"، تنش ِ زندگی ِ ما انسان ها میان اشتیاق به آرامش و غریزه برای غنای زندگی، بطور نمادین ممزوج شده و حضور می یابد.جانوران :جانوران به سبب کاربرد تخیلی و تمثیلی که دارند همواره در ادبیات فارسی نقش زیادی داشته اند. یکی از قدیمی ترین و کهن ترین روش های ادبیات فارسی استفاده تمثیلی از حیوانات است. داستان درخت آسوریک یکی از کهن ترین نمونه ها است که حکایت نبرد کلامی میان یک بز و درخت نخل است که پژوهشگران معتقدند در دوره اشکانی نوشته شده است. «منیژه عبداللهی»، ادبیات فارسی شیراز و نویسنده و گردآورنده فرهنگ جانوران در ادب فارسی در خصوص سابقه ورود جانوران به ادبیات فارسی معتقد است: «ورود جانوران به ادبیات به زمانی باز می گردد که تخیل وارد ادبیات شد. یعنی دورانی که انسان برای بیان آنچه که درک درستی نسبت به آن نداشت از تخیل خود استفاده کرد و جانوران را با همان هیات اما با زبان انسانی به ادبیات آورد.»این مرحله همزمان است با مرحله فتیشیسم (جانو رستی) دورانی که انسان از حیوانات به عنوان مظاهر پرستش استفاده می کند: «فتیشیسم بر ورود حیوانات تاثیر داشته است. در این دوران برای جانوران نقش های تثبیت شده خلق می شود.»در واقع شاعران و ادیبان حیوانات را نماد و نشانه یک شخصیت می دانستند و آن را تعریف می د: «جانوران همین که وارد حوزه انسانی می شدند از درون جهان تازه ایجاد می د به طور مثال عنکبوت را به دلیل مرموزی قیافه داننده رازهای علم غیب می دانستند و حکم ساحر یا پیش گو داشتند. استفاده از حیوانات برای ایجاد جهان از درون به بیرون است و بازگشت از عمق رویا به واقعیت. به همین علت است که شما می بینید که در برخی متون نقش این جانوران دگرگون می شود و موجودی مانند عنکبوت تبدیل به موجودی می شود که علیرغم نظم هندسی تارهایش به دلیل سستی که بر بی اعتباری جهان صحه می گذارد و خانه عنکبوت خانه سست و بی بنیان یا همان جهان فانی می شود.»
با
تحقیق در مورد نقش اسب و پرنده و گل در ادبیات

سه زن حماسه ساز در شاهنامه ی فردوسی
نویسنده: افسانه جمشیدیان برگرفته از: نشریه دنیای ن، شماره 70 http://www.rasekhoon.net/article/show/209353/سه-زن-حماسه-ساز-در-شاهنامه-فردوسی/ **** بازنویسی شده به پارسی سره (تا آنجا که به روایی سخن آسیب نرسد) از سوی: امید م. ***
حماسه، واژه ای است به معنای دلاوری و دلیری، و در بیان، سروده ای است داستانی با زمینه ی قه. داستان رستم به زبان سغدی که ریشه ی استوره ای دارد و به گمان بسیار مربوط به اساتیر اقوام ایرانی خاوری است، اگرچه جزء مجموعه ی متون سغدی بو که در چین پیدا شده می باشد، از دید محتوا پیوندی با متون بو ندارد. داستانی کاملا مستقل است و از هیچیک از دیدگاه های فلسفی بودا متاثر نیست.
برای پیش درآمد بد نیست گفته شود که به طور کلی مدارک زبان . معبد گارنی ارمنستان معبد گارنی یکی از جاهای دیدنی ارمنستان است که گردشگران عزیز در تور ارمنستان میتوانند در کنار دیگر جاذبه ها نظیر معبد گغارتت یا کلیسای گغارت،مراکز ید ارمنستان،پارک آبی ارمنستان وو همچنین شهر ایروان ارمنستان از آن دیدن کنند. جغرافیای و تاریخچه معبد گارنی ارمنستان معبد گارنی (به ارمنی: գառնիի հեթանոսական տաճար - به انگلیسی temple of garni)، نام یکی از آثار باستانی با معماری هلنی در «قلعه گارنی»؛ که در ۲۷ کیلومتری شرق ایروان، در بین کوه های گغاما، در کنار روستای گارنی، قرار گرفته است. معبد گارنی گارنی نام یکی از آثار باستانی در استان کوتایک( kotayk ) ارمنستان ، و همچنین نام روستای نزدیک این اثر است.ساختمان گارنی را بازمانده دوران مه رستی دانسته اند که برای نیایش خورشید و به عنوان مهرابه ساخته شده بود. مهرابه ها یعنی همان پرستشگاه های مه رستان، در سراسر غرب آسیا و همچنین قاره اروپا پراکنده اند. مه رستی یک دین باستانی ایرانی بود که از ایران به سوی غرب تا انگلستان نفوذ کرد. اکثر کلیساها و صومعه های ارمنستان بر روی بازمانده نیایشگاه های پیش از یت بنا شده است. تنها نیایشگاه غیر ی بازمانده در ارمنستان نیایشگاه گارنی است. مهرابه گارنی در سال ۷۷ پس از زایش یعنی در دوره یونانی مآبی ساخته شده و تنها نیایشگاه یونانی مآب در ارمنستان امروزی است. نیایشگاه گارنی در سال ۱۶۷۹ بر اثر زمین لرزه ویران گشت و در دهه ۷۰ بازسازی شد. دژ یا قلعه گارنی دژ (قلعه) گارنی به احتمال زیاد جایگاه اصلی حکومت تیرداد(دومین شاه اشکانی) در ارمنستان بوده است. این دژ بر روی یک سطح مثلثی شکل قرار گرفته است و به وسیله دو دره تنگ عمیق در دو سو، محافظت می شود. بخش شمالی قلعه به وسیله دیواری که از قطعه های بزرگ سنگ باز ساخته شده است، احاطه می شود. در داخل قلعه ابه هایی از نیایشگاه میتراییسم، کاخ سلطنتی و یک کلیسا مانده است. سنگ نبشته ی یونانی در داخل دیوار قلعه نشان می دهد که این قلعه به دست تیرداد یکم در سال ۷۷ میلادی ساخته شده است. به نظر می رسد که طرح اصلی نیایشگاه از روی نیایشگاه های یونانی-رومی ساخته شده باشد. تزیینات و تندیس های یونانی هم در نیایشگاه دیده می شود که شما می توانید با ید تور ارزان ارمنستان از آن دیدنن کنید. قلعه گارنی در سال ۱۶۷۹ میلادی نیایشگاه بر اثر ز له ی وحشتناکی ویران شد. ها برای نخستین بار بین سال های ۱۹۱۱ تا ۱۹۰۹ میلادی بازسازی شد. در سال ۱۹۳۰ میلادی، توجه ویژه ای به بازسازی آنجا شد. «معبد گارنی» برای نزدیک به ۳۰۰ سال اب بود تا اینکه بین سال های ۱۹۷۴ تا ۱۹۶۸ میلادی بازسازی شد. در آن منطقه شمار زیادی چارچوب در و پنجره، سنگ نبشته یا گچ بری بالای دیوار پیدا شد که آنها بی گمان مربوط به بناهای تاریخی گوناگونی هستند. معبد گارنی مربوط به زرتشتی ها نیست! مردم ارمنستان به اشتباه می شند که نیایشگاه گارنی مربوط به زرتشتی ها است ولی به دلایل زیر این دیدگاه درست نیست: ۱- هیچ اثری از آتش، خا تر و دو گی (سیاهی) دیوارها که نشانگر روشن شدن آتش در داخل معبد باشد پیدا نشده است. ۲ – فرم ساختمانی د یوند با نیایشگاه های یونانی – رومی است و در درون آن جایگاه قرار گرفتن مجسمه (بت) وجود دارد. گارنی گارنی یک نمونه از معماری های شهرنشینی روزگار باستان است. آنجا شامل پنج بخش است: سالن ورودی ، اتاق رختکن، دو و یک بخش گرم خانه یا کوره است. ارزش آنجا به ویژه به شوند(:به دلیل) سنگ فرش موزاییک های سالن ورودی است که تاثیر گرفته از نقش های استوره ای یونان است.دیدن این معبد در تور زمینی ارمنستان خالی از لطف نیست. نمایی دیگر از معبد گارنی ارمنستان پیرامون ناحیه گارنی یک مجموعه عالی از بناهای یادبود است که شامل کلیسا و «جنگل خسرو» است، که پس از معبد گارنی ساخته شدند. «جنگل خسرو» در سده ی چهارم میلادی (سال ۳۳۸ تا ۳۳۲ میلادی) به وسیله خسرو برای ایجاد یک جای مناسب برای شکار، گردش و مانور نظامی ساخته شد. touradj parsi19 hrs · uppsala · گل میاد خونه شما ، گل را نگهداری کنین !
پیشکش به آقای عباس مخبر ! دوست ارجمندمانتورج پارسییاداشت یکم نوامبر سرد دوهزارهفدهامروز شال و کلاه کردیم به سوی مغازه ا ی که از اهالی محترم خاورمیانه است ! یک بار قسبک / مای خشک / در آن دیده بودیم ، سفر امروزهم به همین سبب بود ، قسبک را دیدیم ، پسندیدیم آمدیم به طرف صندوق حساب ، چشمتان بد نبیند و هرگز هم نبینید در حدود سی نفری نه بیش نه کم در صف ایستاده و صندوق دار هم بانویی با مقنعه و چشم ابروی سرخاب ماتیک کرده و خمارتر از خمار بی بوی خلر !! آدامسی هم وس نشان یا مرغ نشان / به گردن نمی گیریم مرغ یا وس بودنش را / جویدن می فرمودند ! 
دیدیم سی نفر و یک صندوق حساب در حوصله ما نیست ! قسبک را با پوزش کنار قسبک ها گذاشته و راه را به سوی خانه هموار ساختیم ! موک چند تا دشنام دست چندوم هم نثار روزگاربشکن و بالوبنداز کردیم و.....قسبک نخورده چشممان به گل سرخی خورد ، قسبک را فراموش کرده و به تماشای عشوه گری این همه اروس پرداختیم ! جونی جونی ، یار جونی خوندن اروس را ثبت کردیم ! 
ع گل سرخ را پیشکش می کنیم به آقوی عباس مخبر استوره شناس و عکاس آکبند !***در ترانه های محلی فارس گل = گل سرخ به معنای اروس هم هست ، چنانچه
گاه آوردن اروس این واسونک را می خوانند :یک اتاق خالی کنین ، فرش گل کاری کنین
گل میاد خونه شما ، گل را نگهداری کنیندوستان اروس پاسخ می دهند :گل نمی دیم ببرید ، سمبل نمی دیم ببرید
جون زلفای شازده دوماد ، زود نمی دیم ببرید!با مهر همیشگی باشد که روزی هم به قسبک برسیم !image may contain: flower, plant, text, nature and outdoor آیا بخش فهلیان در نور آباد ممسنی پایتخت کیانیان بوده است؟ گستره گیتانگاری(جغرافیایی) که کیانیان بر آن فرمانروایی می کرده اند و بویژه پایتخت آنها با نگرش به نمارِش هایی که در شاهنامه در زمینه بازگشت پادشاهان کیانی از جنگها یا برگزاری آیین های آنها نمارِش می کند می توان به داده هایی در این باره رسید همچنین در داستان به تخت نشستن کیخ. بیوگرافی هوگ 25336614075622092887.jpg نام: هوگ
لقب: تتسوجین(مردآهنی به زبان ژاپنی)
سبک: کیوکوشین کاراته
وزن: ۱۰۸کیلوگرم
قد: ۱۸۰سانتیمتر
تاریخ تولد: ۷سپتامبر ۱۹۶۴
محل تولد: وهلن سوئیس
ملیت: سوئیسی
تاریخ فوت: ۲۴ آگوست ۲۰۰۰
محل فوت: توکیو ژاپن
پیروزی: ۳۷
تساوی: پیروزی با ناک اوت: ۲۲ عناوین:
* فینالیست مسابقات k-1 g.p 1998
* فینالیست مسابقات k-1 g.p 1997
* قهرمان مسابقات k-1 1996 ژاپن
* قهرمان مسابقات کیک بو ینگ w.k.a
* قهرمان مسابقات موی تای سنگین وزن اروپا
* فینالیست کیوکوشین قهرمانی جهان 1993
* قهرمان کیوکوشین جهان 1992
* قهرمان مسابقات کیک بو ینگ w.m.t.c
زندگی نامه هوگ:
مرحوم شیهان هوگ در سال 1964 میلادی در د ده کوچکی واقع در کشور سوئیس بدنیا آمد او به خاطر بضاعت اندک مالی خانواده خود دوران کودکی خود را در یتیمی گذراند و مادر بزرگش مسئولیت س رستی او را بعهده گرفت . با توجه به شرایط ضعیف جسمانی اغلب مورد تمس و حتی آزار و اذیت همکلاسی­های خود قرار میگرفت . شاید در همان دوران بود که برای قوی شدن آماده و مهیا گردید و این آغاز رشد و پیشرفت قهرمان آینده جهان بود. خیلی زود در کاراته رشد کرد بطوریکه در سنین نوجوانی در مسابقات بزرگسالان به راحتی برتری خود را با پیروزی بر حریفان به اثبات رساند زمانی که یک پسر جوان بود از راکی در جهت قهرمان شدن الهام گرفت و همت و اراده او باعث شد تا در آینده بتواند بارها قهرمان جهان شود . شیهان با 19 سال سن در سومین دوره مسابقات جهانی کیوکوشین کاراته برای اولین بار شرکت کرد . این تازه وارد با اجرای مبارزات تکنیکی و مهارتهای منحصر بفرد خود جهان کیو کوشین را تحت تاثیر قرار داد . چهار سال بعد یعنی در چهارمین دوره مسابقات جهانی کیوکوشین در سال 1987 با مبارزان بزرگی چون ماسودا و ادمیردا تا که هر دوی آنها از سد مبارزات 100 نفره گذشته بودند دست و پنجه نرم کرد و آنها را براحتی ش ت داد. فینال این مسابقات مبارزه دو نفر از بهترین مبارزان تکنیکی تاریخ کیوکوشین بود ( شوکی ماتسویی و هوگ) و این اولین باری بود که یک مبارز غیر ژاپنی به فینال مسابقات جهانی کیوکوشین راه پیدا کرده بود . هم اکنون نیز پس از گذشت سالها کاراته کارها و دوستداران مبارزه درباره فینال بزرگ شوکی ماتسویی با هوگ و نتیجه آن صحبت می کنند مبارزه تحولی بزرگ برای دنیای غرب بود و فضای جدیدی را برای مبارزان اروپائی باز کرد و به دنیا نشان داد که با اراده شجاعت و مهارت هر ی میتواند یک قهرمان شود.در هر حال بسیاری از مردم را برنده واقعی فینال میدانستند . او می­بایست قهرمان چهارمین تورنمنت کیوکوشین می­شد . در سال 1988 اولین کاپ بین المللی اروپا در سوئیس سازماندهی گردید و رقبایی از ژاپن - انگلیس - هلند - مجارستان - آلمان و اسپانیا در این دوره حضور داشتند . شیهان هوگ برنده مطلق این مسابقات بودو مهیج ترین مبارزه بدون انکار فینال بین هوگ و کنجی میدوری ( قهرمان جهان در سال 1991 ) بود با پیروزی در راند دوم به اتمام رسید. در سال 1989 برای دومین بار قهرمان سنگین وزن اروپا شد او برترین قهرمان اروپا بوده و از محبوبیت خاصی برخوردار بود . در سال 1992 به منظور ب تجربیات در سایر سبکهای آزاد، کیـوکـوشین را ترک کرد و این در حالی بود که او با بزرگترین مبارزان تاریخ کیوکوشین مبارزه کرد. در همان سالی که سازمان جهانی کیوکوشین را ترک نمود در سبک سِیدوکان کاراته با غلبه بر قهرمان نامی این سبک ( تائی کین ) عنوان جهانی سِیدو را از آن خود کرد ی ال بعد در سال 1993 با غلبه بر رقبای سرسختی همانند کاکودا به فینال مسابقات سیدوکان رسید فینال این مسابقات را با قهرمان نامی ژاپن ساتاکه برگزار کرد در کلیه راندها برتری با بود . حتی در یک راند با ضربه کاکاتو ساتاکه را نقش بر زمین کرد ولی در پایان رای با تساوی داوران و پس از انجام تامشی واری (ش تن اجسام ) فینال را از دست داد . او در این مسابقه با قهرمان ملی ژاپن نمی جنگید بلکه بر علیه نابرابریها و .... مبارزه میکرد . شیهان هوگ توانست قلوب مردم ژاپن را فتح کند و از آن پس لقب سامورائی چشم آبی را بدست آورد . هوگ در مسابقات k1 در سال 1993 اولین مسابقه در 5 نوامبر در مقابل موراکامی آغازگردید و این شروع مسابقات وی در این سیستم مبارزاتی ( کیک بو ) بود . او در اولین راند مبارزه پس از گذشت 50 ثانیه 3 مرتبه موراکامی را ش ت داد . لگدهای م ب وی باعث شد از شمال ژاپن ( هوکایدو ) تا جنوب ژاپن ( اوکیناوا ) را بعنوان یک ستاره بزرگ بشناسند .علاوه بر ضربات پای قدرت مافوق و تکنیک برتر او باعث شد که مردم او را بعنوان سلطان رینگ انتخاب کنند . شیهان دارای روحیه خونگرمی بود که موجب میشد احترام عمیقی در مقابل رقبایش داشته باشد و عشق عمیقی را در طرفدارانش بوجود آورد کانچو ایشی رئیس سبک سیدوکان و کارگردان مسابقات k-1 میگوید : عمده­ترین دلیلی که مردم ژاپن را بسیار زیاد دوست دارند این است که او چیزی دارد که ژاپنی ها به آن احترام میگذارند و آن خونگرمی قدرت و تواضع است . در سال 1996 هوگ به لقب بهترین مبارز هنرهای رزمی مفت شد او در بزرگترین همایش هنرهای رزمی در آلمان نمایش واقعی کاراته را به همه دوستداران این رشته عرضه کرد و در پایان شمشیر زرین سامورائی را از دستان ژان کلود ون دام (فرانکی) دریافت نمود . او در سال 1996 قهرمان مسابقات k-1 شد و در سالهای 97 و 98 فینالیست این مسابقات بود. شیهان در سن 35 سالگی به بیماری سرطان خون مبتلا گردید و در بیمارستان نیپتون ژاپن تحت درمان شمیائی قرار گرفت . او فقط در اولین هفته های کوتاه سی و ششمین سال زندگیش بود که ناگهان چشم از جهان فرو بست. قلب 3 بار از حرکت باز ایستاد و پزشکان سعی د که حیات او را برگردانند اما برای چهارمین مرتبه که قلب قهرمان از حرکت باز ایستاد پزشکان معالج او بیشتر سعی ن د که او را به زندگی برگردانند و او در کمال آرامش و صلح با مرگ پیوند خورد . از دست دادن هوگ ضایعه بزرگی برای دنیای هنرهای رزمی بود زیرا در این دنیا قهرمانان گرانبهائی همانند او زیاد نیستند. اوس نیوفول کنتاکت کاراته (شین جیسن کاراته) : نیوفول کنتاکت کاراته که در اصطلاح ژاپنی شین جیسن کاراته گفته میشود یک سبک مدرن و پیشرفته بوده که در آن تکنیکهای سنتی کاراته را که از کارآیی کمی برخوردار بودند به دور انداخته و تکنیکهایی را با کارآیی زیاد چه در دفاع و چه در حمله جایگزین آن کرده اند و هرتکنیک دفاعی و حمله ای دارای مسیر هندسی مشخصی میباشد تا در کوتاهترین زمان ممکن پرقدرترین و سریعترین تکنیک حمله و یا دفاع را بتوان انجام داد . بنیانگدار این سبک کانچو میا ا خود انسانی خدادوست وخدا پرست می باشد وهمیشه مدد خواهی از خداوند را به شا گردانش می آموزد . بررسی معبد آناهیتا تیشتر فرشته ی پرشکوه باران آور گرافیک محیطی تاریخ ایجاد 26/10/2013 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 108 قیمت: 8000 تومان حجم فایل: 11 kb تعدادمشاهده 10

بررسی معبد آناهیتا تیشتر فرشته ی پرشکوه باران آور گرافیک محیطی
فهرست مطالب
عنوان..................................................شماره صفحه
فصل اول: بررسی معبد آناهیتا 5
واژه آناهیتا : 6
نظر بارتولمه : 7
خاستگاه آناهیتا : 11
آناهیتا در یشت : 18
آناهیتا در زمان مادها : 23
آناهیتا در زمان هخا ان : 24
آناهیتا در زمان اشکانیان : 28
آناهیتا در زمان ساسانیان : 33
نمادهای آناهیتا 38
نیلوفر، امشاسپند آبان را خویش است 38
آبانگان جشن آب و باران 39
نماد حیوانی : 45
نماد گیاهی : 46
نماد انسانی : 46
نماد غیرانسانی و هندی : 47
نتیجه گیری : 48
فصل دوم: تیشتر فرشته ی پرشکوه باران آور 53
استوره ایزد باران 55
تیشتر فرشته ی پرشکوه باران آور : 75
داستان تیشتر : 76
نقشمایه ی تشتر در ظروف ف ی ساسانی : 77
نتیجه گیری : 83
فصل سوم: گرافیک محیطی 85
تعریف گرافیک محیطی : 86
تعادل : 88
تناسب : 89
تداوم در محیط : 89
تأکید در محیط : 89
ایجاد وحدت در محیط : 90
تنوع در محیط : 90
بافت : 91
نور : 91
عوامل اصلی بیان در گرافیک محیطی : 92
گرافیک محیطی و تأثیر آن بر جامعه : 93
پارک : 95
آب نما : 96
طراحی فضایی آب نما : 99
منظم ( forma ) : 99
غیرمنظم ( informal ) : 99
آب نما انواع متفاوتی دارد : 100
مصالح ساختمانی آب نماها : 100
عناصر جانبی آب نما : 101
گیاهان آبزی : 101
فواره ها : 102
نتیجه گیری : 102
منابع : 104
نشریات ، مجلات ، سایت ها : 107
مقالات : 108

فصل اول: بررسی معبد آناهیتا

واژه آناهیتا :
در ایران باستان ، به سبب ارجمندی آب ، چندین ایزد ، مانند ابم نبات و تشتو و داد که وظیفه پاسبانی از آب را به عهده داشتند و آناهیتا ، ایزد ب آب در ایران باستان یکی از بزرگترین و محبوب ترین ایزدان آیین زرتشت است که در یونان : آنائیتیس ، ارمنی : آناهیت فارس : ناهید نامیده می شود. نام کامل این فرشته ، اردوی سوَره آناهیتا ، از ترکیب سه صفت اردوی/ به معنی فزودن و بالاندن که نام یکی از رودهای افسانه ای است و غالباً با سورَه بـه مـعنی زور می آید و بالا ه آناهیتا از ترکیب حرف نفی اَ ( برابر قائده : اَنه ) و آهیَته / به معنی چرک ، پلید و ناپاک درست شده است.
پس آناهیتا یعنی نیالوده ، پاک و بی آلایش. آناهیتا با گذشت زمان به صورت آناهیتا آناهید و ناهید درآمده است.
اردوی سورآناهیتا ایزد بانوی همه ی آب های روی زمین و سرچشمه ی اقیانوس کیهانی است. او برگردونه ای سوار است که چهار اسب آن را می کشند : باد ، باران ابر و تـگرگ. وی سرچشمه ی زنـدگی ، پـاک کننده ی تـخمه ی همه ی نرها و زهدان همه ی ماده ها و تصفیه کننده شیر در همه مادران است. به دلیل ارتباطی که با زندگی دارد جنگویان در نبرد ، زنده ماندن و پیروزی را از او طلب می کنند.2
اما واژه ی آناهیتا در سر زمینهایی که در هزاره ی دوم اول پ. م. ورود اقوام آریایی را تحمل می د پند همین الهه به صورتی تازه و با نامهایی هندو و اروپایی ظاهر می شود. سَرَسوَتی در هند ، آناهیتا در ایران و آفرودیت در یوانا معرف این قول نام ها است. هر چند در ادواری که پدر سالاری در آسیای غربی برقرار می شود ، دیگر این الهه ی بزرگ در رأس خدایان قرار ندارد و مقامی فروتر و درجه ی دوم پیدا می کند اما خویشکاری او همچنان بر جای می ماند. سَرَسوَتی در دره ی سندوا آناهیتا در ایران الهه گانی بس قدرتمندند. جن ری ازدواج و باروری خویشکاری بزرگ ایشان است.
آناهیتا بارور کننده ی زهد نما است. او دشمن پیروزمند یوان ، جادوان و پریها است. او شهریاری می بخشد. او یـاور انـسانها است. او بـخشنده ی فره1 است. او بـه اهورامزدا یـاری می رساند تا زرتشت مقدس ابراه دین بکشاند. او حامی مؤمنان و دشمن دیوپرستان است.
درباره ی وجه تسمیه ی آناهیتا عقاید صاحب نظران تا حد زیادی با هم متفاوت است :
نظر بارتولمه :
( arddri ـ ) اسم مؤنث ، نام روخانه ای اساطیری غالباً با sure و anah ita توأماً می آید. در یشت 5 اوستا نام رودخانه ای است که از کوه هوکریه به دریای و روکشه می ریزد.
arddri در اصل به معنای رطوبت / نمناکی است.
sure به معنای / نیرومند است.
ahita صفت مفعولی به معنای آلوده است.
an-ahita به معنی ( بی آلایش / پاک ) است.
براندن اشتاین اعتقاد دارد این اسم صورت متغیر شکل یافته ی نام مهمترین ایزد بانوی ایلامی یعنی nanhunte است که بعداً nahiti تبدیل شده است ). نظر رایشت و مای هوفی هم همین تعاریف بسنده شده است.
هرمان ولر در اثر خود به نام آناهیتا در این باره چنین می گوید :
ardri : با واژه ی هندی باستان ( شیرین ، ندم ) و مشتق از ریشه rd است که به گونه ی تحول یافته ی ریشه ی r در اصل در جریان یافتن و جاری شدن است. همچنان که rd+nis بـه مـعنای جریان یافتن است و می توان آن را با واژه های هـندی باستان ar-na ( باران ) یا ar-nara ( اقیانوس ) و ardra ( نمناک و ملایم و نرم ) سنجید. اما از آنجا که در این مورد به ویژگی آب به عنوان عنصر باروری توجه می شود ، ولو این واژه را جریان مقدس نمناک مشتق می داند.
به نظر لومل اردوی سور آناهیتا سه نام دارد و این واقعیتی است نسبتاً غیرعادی و همه ی این سه نام را می توان ترجمه کرد : رطوبت ، قهرمان ، پاک.
آناهیتا در یشت 8 ، بند 2 به صورت صفتی برای روشنایی ستاره ی تـیشتر نیز آمده است.1 تیشتر ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم که منزل آرام و منزل خویش بخشد. آن فروغ سفید افشاننده ی درخشنده ی درمان دهنده ی تن پرنده ی بلند از دور درخشنده را که روشنایی بی آلایش( پاک ) افسانه ... )2
در یشت 10، بند 88 آناهیتا به صورت صفتی برای میترا ، هوم ، برسم ، زوهـر وگفتار می آید :
مهر را می ستاییم ی که دارای دشت های پهن است که از کلام راستین آگاه است زبان آوری که دارای هزار گوش تست ، خوش اندامی که دارای هزار چشم است. بلند بالایی که در بالای برج پهن ایستاده ، زورمندی که بی خواب پاسبان است.
هوم مقوی درمان بخش و فرمانده ی زیبا با چشم های زردرنگ در بلندترین قله کوه هوئیتی کـه مـوسوم است به هـوکریه از بـرای آن ( مـهر ) بی آلایش آن ( هوم ) بی آلایش از برسم بی آلایش ها و از زوهربی آلایش و از کلام بی آلایش.3
با همه ی این نظریه ها حالا نظریه ی کوروش محسنی را می خوانیم :
واژه ی نـاهید کـوتاه گـشته ی واژه ی « آنـاهیتا = آنـاهیـت است. واژه آنـاهیتـا در اوسـتـا مـرکب از دو بـخش آن / پـا در ، ضد + اهیته / کوده و در یـک جــا بـه چـشم نـاآلوده / پــاک می باشد. نـام ایـن ایـزد ـ پـس از روی کـار آمـدن آیــین و دیــن زرتـشت ـ اوستا بــیشتـر بــه ریـخـت « اردویـسور آنـاهیتـا آمـده کـه بـه چـشم « رود نـیرومند پـاک » می باشد.
ناهید نیز به مانند مهر ، از خدایان باستانی ایران بوده و به وارونه ی باور ریچاردفرای که این خـدا را هم پیوند با تیره های بومی ایرانی. بیش از درونشد ( ورود ) آریایی ها بـه ایـران می داند. این الهه و نشانه های پیرامون آن ، بیشتر آریایی بودن آن را آشکار می سازد.1
ناهید ـ چنان که گذشت ـ هم ایزد آب و باران است و هم نمادی از رسایی و کمال زن فریادرس پشتیبان ن و نیز بخشنده ی فراوانی ـ کامی و پیروزی ت به شمار می آمد و به همین انگیزه ها ، در و ید ( ذهن ) باورمندانش جایگاهی بس ارجمند در میان ایرانیان و کـشورهای پـیرامون ایران داشته و پـرستشگاه های ویـژه ی فـراوانی داشت کـه از آن مـیان می توان از نیایشگاه های است و تخت سلیمان در زمان اشکانیان و سامانیان یاد نمود.
از دیگر برتوی های الهه ناهید ، تاج بخشی به شاهان بوده در نقش رستم و نیز در طاق بستان ، ناهید حلقه ی پادشاهی را به نرسید و پیروز ، شاهان می بخشد. بر پایه ی آیین کهن پادشاهان هخامنش و اشکانی و ساسانی بیشتر در پرستشگاه ناهید است و چندی پس از آن شیوه تاج گذاری می د.2
از مجموع منبع های در پیوند با آیین زرتشت چنین بر می آید که باور به این ایزد را باید یکی از کهن ترین و پراهمیت ترین باورهای ایرانیان باستان به شمار آورد. هیچ ایزدی در اوستا و آیـیـن زرتـشت تـا انـدازه ی آنـاهیتا با گرمی و دلبستگی یاد نمی شود. از این روی غیر ایرانی بودن این ایزد ؛ که گاهی چنین پنداشته شده ، غیرممکن است.
تاریخ هم گواه است که ایرانیان هرگز به پدیده ای غیر --- مهر چندانی نداشته و هرگز از آن پاسداری نکرده اند.
در حالی که همزاد آناهیتا ، اپم نپات در مقام نوه ی آب ها ، در دریاها می زید ، آناهیتا دوشیزه ی رودها ، تبسم رودی توانگر و افسانه ای ، بیرون از اندازه ی طبیعی و تبلور آب مقدس و همه ی رودها است. او سرچشمه ی همه ی آب های روی زمین است. با اندامی بلندبالا و درونی بی نظیر.
کلمات کلیدی مرتبط:
بررسی معبد آناهیتا تیشتر فرشته ی پرشکوه باران آور گرافیک محیطی ,فصل اول: بررسی معبد آناهیتا 5 ,واژه آناهیتا : 6 ,نظر بارتولمه : 7 ,خاستگاه آناهیتا : 11 ,آناهیتا در یشت : 18 ,آناهیتا در زمان مادها : 23 ,آناهیتا در زمان هخا ان : 24 ,آناهیتا در زمان اشکانیان : 28 ,آناهیتا در زمان ساسانیان : 33 ,نماد, مقالات مرتبط در این دسته پاو وینت تخت جمشید مقدس
] ین وصیت آیت الله رفسنجانی من از سال ۱۳۳۶ – یعنی ۵۲ سال قبل – ایشان را از نزدیک میشناسم. نقس ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامهی عشق است نشان منو توست نقس ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامهی عشق است نشان منو توستآقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای در کنار بود؛ بعد از رحلت هم در کنار ی تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت. هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته ای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای من از سال ۱۳۳۶ – یعنی ۵۲ سال قبل – ایشان را از نزدیک میشناسم.دیدگاهی بنویسید ویرایش توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی با انقلاب که شعر ضمیمه آن، یکی از معروفترین غزل های “سایه” بوده که در سال ۱۳۲۸۸۸ به “شهریار” تقدیم شده است، را سایت فردا نیوز منتشر کرده است. توییت هاشمی درباره رابطه خود با شعر کامل سایه که به شهریار تقدیم شده، به شرح ذیل است: نشود فاش ی آنچه میان ست
تا اشارات نظر نامه رسان ست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان ست روزگاری شد و مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران ست گرچه در خلوت راز دل ما نرسید همه جا ی عشق نهان ست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران که خزان ست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان ست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان ست سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه ازین آتش روشن که به جان ست ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای توییت زیر در خصوص رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدگاهی بنویسیدویرایش آ ین جلسه آیت الله هاشمی رفسنجانی سید مصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام طی یادداشتی خدا حافظ یار دیرینه ی خدا حافظ یار دیرینه ی خدا حافظ ای یار دیرین ی مای وفادار به (ره) وای استوره ی تاریخ وای رنج کشیده ی انقلابدر آ ین روز حیات آن فقید مرحوم را روایت کرد. آیت الله هاشمی - هاشمی رفسنجانی - جماران - وصیت نامه هاشمی متن این یادداشت به شرح زیر است: «بسم الله الرحمن الرحیم یکشنبه ساعت ده و نیم صبح ١٩ دی ماه ١٣٩۵ جلسه کمیسیون امور زیربنایی مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شد. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی با اعتقادی که به پیشرفت همه جانبه داشت از ابتدا خود ریاست و مسئولیت این کمیسیون را به عهده گرفته بود و نسبت به برگزاری آن اهتمام و جدیت می ورزید، لذا اولین جمله ای که دیروز با رسمیت یافتن جلسه گفت گلایه ای بود محترمانه از اعضا که چرا با نیم ساعت تأخیر حاضر شده اند. موضوع جلسه بازنگری در سیاست های کلی انرژی بود. حسب دستور ی با توجه به اینکه بیش از بیست سال از مصوبه قبلی گذشته بود و با توجه به تحولاتی که در کشور ما و در جهان در این سالها رخ داده است، مقرر شده بود در این جلسه در باره پیشنهادهای جدید و نظریات کارشناسی، آ ین بررسی ها را انجام دهیم و اصلاحیه سیاست های کلی بخش انرژی را برای تصویب در صحن مجمع تشخیص مصلحت آماده کنیم. بعد از گزارش های وزارت نیرو و اظهار نظر اعضا و روشن شدن کلیات و اهمیت موضوع و ضرورت جدی گرفتن راه حل ها بر مبنای همکاری ت و مردم، جناب آقای هاشمی رفسنجانی با قدری تأمل اظهار فرمود که چاره جویی چنین مشکلات اساسی نیازمند یکپارچگی در کشور است و سپس اشاره کرد به همدلی مبارکی که در دوران ریاست جمهوری ایشان با ی وجود داشت و همکاری منسجمی که دیگر نهادها همچون و سازمان صدا و سیما با ت داشتند که منجر شد به دستی به نتایج مثبت در امر خطیر سازندگی کشور پس از خاتمه جنگ. این را می توان آ ین وصیت ایشان برای نجات کشور از مشکلاتی که بدان مبتلا شده است دانست؛ «یکپارچگی قوای سه گانه و مردم در حول محور ی» باشد که این وصیت ملاک عمل مسئولان کنونی و آینده کشور قرار گیرد. منبع: پارس نیوز ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۵ برای آ ین جلسه آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدگاهی بنویسید ویرایش فرازهایی از وصیتنامه شهید 12ساله، شهید رضا پناهی فرازهایی از وصیتنامه شهید 12ساله، شهید رضا پناهی
بسم الله الرحمن الرحیم 3 مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه هر من را طلب می کند می یابد مرا، و یکه مرا یافت می شناسد مرا، و یکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و یکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و یکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و یکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم. هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای هل من ناصر ینصرنی لبیک گفته باشم و عزیز و را یاری کنم و آن وظیفه ای را که عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هر که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم. + نوشته شده در بیست و یکم دی ۱۳۹۵ساعت 11:24 توسط مسئول هیئت نظر بدهید حدیث 6uvk_a-(2).jpg + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 16:45 توسط مسئول هیئت نظر بدهید موبد کوروش نیکنام : بینش و شه اشوزرتشت ، کهن ترین یادگار اخلاقی و انسان محور بشری است. از یک سو نخستین دین و فلسفه یکتاپرستی در جهان است که با آموزه های خود، هر مرد و زن از هر باور و فرهنگی را در جهان به رستگاری سفارش می کند و از سوی دیگر با انگیزه تازه زندگی و هماهنگ شدن با دانش زمان در جهان امروز ، با نیاز های مردم در هر مکانی سازگار ش. اختصاصی از سورنا فایل تحقیق وبررسی در مورد تحولات اجتماعی سلجوقیان با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 18 تحولات تجتماعی سده های دوم تا ششم هجری و نقش ت سلجوقی در نیمه ی دوم سده ی اول هجری، به تدریج ولی پیوسته و بی وقفه در سرتاسر فلات ایران گسترش یافت. این رویداد نه تنها به لحاظ دینی، بلکه از نظر فرهنگی و زبانی نیز در زندگی ایرانیان نقطه ی عطف بی نظیری است. زبان فارسی ملموس ترین حلقه ی اتصال میان فرهنگ های پیش و پس از است. درست است که فرو گذاشتن خط پهلوی ـ و گزیدن خط عربی به جای آن ـ به تغییرهای مهم زبان شناختی انجامید، خط جدید بسیار ساده تر و پیش رفته تر بود. افزون بر آن، هر جا خط عربی دارای حرف های بی صدای فارسی نبود، نشانه هایی برای آن ها به خط عربی افزوده شد. خلاصه، گزینش خط عربی برای فارسی، آن گونه که برخی اصلاح طلبان نوگرا گمان کرده اند، باعث گسستگی های قابل ملاحظه ای نشد.طی دو سده بعد، گروهی از ایرانیان فرهیخته تلاش هایی را در حوزه ترجمه ی د که هدفش حفظ متن های ایرانی پیش از بود. آنان مهم ترین سندهای پهلوی ـ ادبی، دینی و جز آن ـ را به عربی برگرداندند به امید آن که مندرجات آن سندها را در تنها شکلی که احتمال باقی ماندنش وجود داشت، محفوظ نگه دارند. روزوه یا روزبه، که به نام ی اش عبدالله بن مقفّع (کشته شده در حدود ۱۴۲ ق) بیش تر شهرت دارد، پنجه تنتره و خوتای نامک (مجموعه ای از داستان های استوره ای از شاهان و قهرمانان ایرانی) را به عربی ترجمه کرد. به احتمال زیاد، او مسؤول ترجمه ی گزارش های مربوط به مزدک، اصلاحگرای سده ی ششم، و گزارش های مربوط به پی روانش، به عربی نیز هست.چنین متن هایی، که بعدها باز از عربی به فارسی نوین ترجمه شد، پایه ی شمار زیادی اطلاعات ِ مربوط به فرهنگ پیش از ، به ویژه متن های آن، گردید. در میان متن های فارسی باقی مانده، سیاست نامه از سده ی پنجم هجری، و فارس نامه، از سده ی ششم هجری، به روشنی نشان می دهند که ترجمه هایی از آثار کهن تری به فارسی، یا عربی بوده اند. آن متن های قدیم تر، که اکنون بیش ترشان مفقوداند، احتمالن خودْ برگردان هایی از فارسی میانه بوده اند. بنابراین، در طول سده های دوم و سوم هجری، که دوران سیطره ی عرب بر حیات فرهنگی و در فلات ایران بود، انگیزه ی فعالیت ها در حوزه ی ترجمه شوق به حفظ تمدن کهن بود؛ می توان آگاهی هایی را که درباره ی فرهنگ ایرانی پیش از حاصل کرده ایم مرهون همین فعالیت ها دانست.فارسی، که افزون بر هزار سال در پهنه ی فلات ایران به آن سخن گفته شده، تغییرهای کمی پذیرفته و اساسن در مرحله ی واج شناختی ثابتی باقی مانده است. زبان های همسایه که متعلق به خانواده های زبانی متفاوتی هستند (تأثیر قوی تر عربی در غرب ایران، و ازبکی و دیگر زبان های ترکی در شرق ایران)، کشمکش های ملی گرایانه، و ۵۰ سال تجربه ی الفبای سریلی در تاجی تان شوروی (۱۹۴۰ـ ۱۹۹۰) اثر ِ ناچیزی بر پیوستگی های ساختاری در میان گونه های گوناگون این زبان داشته است. البته، از لحاظ معناشناسی، این گونه های گوناگون بازتاب دهنده ی فرایندهای پیچیده ای از جذب و دخل و تصرف های زبان شناختی هستند. با وجود این، هیچ کدام از این فرایندها چندان قابل ملاحظه نبوده که زبان جدیدی خلق کنند.هر بحثی از سنت ترجمه در زبان فارسی باید با رابطه بسیار پر پیچ و خم و چند جانبه ی عربی و فارسی در سده های دوم و سوم هجری آغاز شود. در این بحث باید دو فعالیت موازی را در نظر داشت. نخست، همان گونه که پیش تر ذکر شد، شامل یک رشته ترجمه هایی است که از متن های بر جای مانده به عربی ترجمه، و چندی بعد باز به فارسی برگردانده شد. دومین فعالیت که تازه مسلمان های ایرانی آن را بر عهده گرفتند، به طور عمده به صورت نگارش شرح هایی بر قرآن ظاهر شد. قرآن، به عنوان کلام خداوند، غیر قابل ترجمه به شمار می رفت. پس، مسلمانان فارسی زبان متن های مهمی عرضه د تا پیام الاهی را به مؤمنانی که عربی نمی دانستند ابلاغ کنند. این متن ها، گرچه از لحاظ فنی تفسیر به شمار می آمد، دارای شمار زیادی ترجمه های لفظ به لفظ بود. شارحان مسلمان ساختار جمله ها و نحو آیه های قرآنی را کما بیش دست نخورده نگه می داشتند و آن ها را با تفسیرها و توضیح های زیادی تکمیل می د. این گونه ترجمه ها اغلب احساس بیگانگی در خوانندگان می آفرید، و خصلت ناآشنای زبانی را که خداوند پیام خود را به آن نازل کرده بود، نشان می داد.کهن ترین متن های باقی مانده به زبان فارسی، افزون بر نخستین نمونه های سنت نوشکفته ی شعری، شامل شماری ترجمه است. از جمله ی این ها می توان دو سند مهم را برشمرد که با خط هایی جز از خط عربی ِ اصلاح شده و برای نگارش فارسی نوشته شده است. یعنی: شرحی بر کتاب حزقیال نبی به خط عبری و ترجمه ای از مز داوود به خط سریانی.افزون بر این ها، ترجمه ی کتاب های غیردینی از عربی بود که از همه ی نمونه های قدیم اهمیت بیش تری داشت. مثلن، حدود العالم، کتاب کهن بسیار مهمی از مؤلفی ناشناس، ترجمه ای است از برخی بخش های تاریخ طبری. این گونه آثار، از لحاظ لغوی مرز مجاز برای کاربرد واژگان عربی را در فارسی تعیین د، و به عنوان متن های ترجمه شده الگویی از نثرنویسی به دست دادند که سده ها بعد مورد استفاده بود.در سده های چهارم تا ششم، ترجمه به فارسی شتاب زیادی گرفت، و از این رهگذر مجموعه ی بسیار بزرگی از رشته های گوناگون دانش، از پزشکی، نجوم، جغرافیا گرفته تا تاریخ و فلسفه دراختیار خوانندگان فارسی زبان قرار گرفت. فضای تحمل دینی و بحث و جدال های نظری که به همت خلیفه های عباسی در بغداد ایجاد شد، الگویی به دست حکم رانان محلی در بخش های گوناگون ایران، به ویژه در منطقه های شمال شرقی یعنی اسان و ماوراءالنهر، داد. در سایه ی پشتیبانی دربارهای سلطنتی، آثاری از یونانی، لاتین، سریانی، آرامی، حتا چینی و سانسکریت ـ اغلب از راه منابعی که قبلن به عربی ترجمه شده بود ـ رفته رفته به فارسی درآمد.در همه ی این فعالیت ها، کتاب ها را با توجه به سودی که داشتند، با دیدی مصلحت گرایانه ترجمه می د. مترجمان به ترجمه ی آثاری که لازم، مهم یا سودمند می دیدند می پرداختند؛ این کار را هم بی جار و جنجال و بدون خودنمایی انجام می دادند. متن ها دستخوش تغییرهایی قرار می گرفتند: به بیانی ساده تر بازنویسی می شدند، افزوده هایی بر آن ها نوشته می شد، کوتاه می شدند، به کمک تکمله هایی اصلاح هایی در آن ها صورت می گرفت، یا به گونه ای جرح و تعدیل می شدند که مناسب نیازهای ویژه ی خوانندگان جدید بشوند. مترجمان متن های غیردینی بیش از مترجمان قرآن و دیگر متن های ی، به ویژگی های دستوری فارسی توجه نشان می دادند. در نتیجه، دو رویکرد نسبتن متفاوت به ترجمه رونق گرفت، یکی مناسب ِ گفتارهای دینی و فلسفی و دیگری، که رویکردی آزادتر بود، مناسب ترجمه های علمی.نمونه های نوع اخیر به اندازه ای زیاد است که نمی توان آن ها را شمارش کرد، ولی دو مورد از آن ها در این جا شایان ذکر است. در میان سال های ۴۷۲ـ۴۸۲ هجری، محمد بن منصور گرگانی، معروف به زرّین دست، ب ایه ی کتاب عربی ِ تذکره الکحّالین از دانشمندی مشهور به علی بن عیسی، کت راهنما در چشم پزشکی با عنوان نورالعیون نوشت. مترجم برای آن که این اثر را برای خوانندگان فارسی زبان سودمندتر سازد، اصل عربی کتاب را در قالب جدیدی از پرسش و پاسخ ریخت. وی همچنین اطلاعات زیادی که بر اثر تجربه ی عملی در رشته ی جراحی های چشم پیدا کرده بود به این کتاب افزود. همین طور، هنگامی که پژوهشگر سده ی ششمی ابونصر احمد قُبادی سرگرم ِ ترجمه ی تاریخ بخارا، تألیف نَرشَخی (سده ی چهارم هجری) به فارسی بود، این اثر را با افزودن ضمیمه ای روزآمد کرد. این هر دو کتاب بعدها از میان رفت و فقط گریده هایی از اثر دوم (ترجمه فارسی) که پس از مرگ مؤلف به کتاب دیگری پیوست شده، بر جای مانده است.این رویکرد به ترجمه، اطلاعات علمی فراوانی برای ایرانیان سده های میانی فراهم آورد. شاید به ترین نمونه دانش نامه ی علایی، اثر دایره المعارف گونه است که به دست پزشک نام دار، پور سینا، آغاز و به کوشش شاگردش، جوزجانی، کامل شد. این کتاب دانش نامه ای است کوتاه از رشته های گوناگون که به علوم متمایل تر است تا به ادبیات و هنر. دانش نامه ی علایی، به شیوه ای کم و بیش نظام مند، به هر حوزه ی قابل ِ تصور از فعالیت های بشری می پردازد، از نجوم و شاخه های گوناگون آن گرفته تا فلسفه، الاهیات، علم الاخلاق و عرفان؛ و نیز دارای اطلاعاتی است درباره خاصیت های اجسام انسانی و حیوانی، گیاهان و اشیاء، سم ها، پادزهرها و پیش گویی ها و نوادر و غرایب بی شمار. به لحاظ تاریخی، دانش نامه ی علایی، نخستین نمونه از آثار دایره المعارف گونه ی متعدد فارسی است که کوشش می کنند ترکیب یا سنتزی از دانش های موجود، چه نظری چه عملی، به دست دهند. پدید آمدن چنین آثاری بدون وجود سنت ترجمه، آزاد از محدودیت های مربوط به انتساب[آثار به مؤلفان آن ها] و عرف و آداب اجتماعی، احتمالن ناشدنی بوده است.عربی، در ایران سده های میانی، همچون در دیگر نقاط جهان ، زبان مشترک بود. تقریبن همه ی نویسندگان و دانشمندان ایرانی دو زبانه بودند، و شمار بسیار زیادی از اهل دانش و فیلسوفان، همگی یا عمدتن همچنان به عربی می نوشتند. به جز طبری ِ مورخ و پور سینای پزشک و فیلسوف، سه تن از بزرگ ترین دانشمندان دینی ـ فقیه شیعی، محمد توسی (د. ۴٦۸ق)، اصلاحگر سنّی، غزالی (د. ۵۰۵ ق) و زمخشری ِ معتزلی مشرب (د. ۵۳۹ ق) که نحوی و لغوی بزرگی نیز بود ـ همچنین فقیه و فیلسوف معروف ف الدین رازی (د. ٦۰٦ ق) را می توان در زمره ی این گروه شمرد. این افراد برخی اوقات از آثاری که اصلن به عربی نوشته بودند خود ترجمه گونه های فارسی فراهم می د، یا شاگردان خویش را در انجام چنین کاری هدایت می د؛ این دلیلی است بر این که چرا مرزِ میان ترجمه و اصل، به شکلی که در آن فرهنگ تصور می شده، به نظر ما مبهم و نامشخص می رسد.این انعطاف پذیری به دانشمندان و فیلسوفان ایرانی امکان داد تا هم زمان هم نویسندگانی مبتکر باشند هم مترجم. نبود نگرانی بابت حق مالکیت ِ اثر در آن روزگاران پایه ی تلاش هایی را که امروزه برای متمایز تألیف از ترجمه می شود سست می کند. اعمال اقتباس، جرح و تعدیل و انتحال به شیوه هایی صورت می گرفت که در مقوله بندی های امروزی نمی گنجند. مجموعه ی آثار فلسفی و علمی فارسی پر است از متن های دو زبانه یا ترکیب های عربی ـ فارسی، و متن هایی که در آن ها نوشته ی اصلی و تفسیر آن به دو زبان گوناگون است. متن های فراوان دیگری هم هست که خصلتی بین ن دارند؛ این گونه آثار را هم می شود و هم نمی شود کتاب هایی اصیل به شمار آورد زیرا بعدها تفسیرها یا ترجمه هایی با حاشیه و افزوده به آن ها الحاق شده است. منشأ چنین آثاری را با توجه به اوضاع ایران سده های میانی، باید عربی دانست، مگر آن که ع آن ثابت شود. این کتاب ها معمولن در زمان های بعد، از فارسی به ترکی، اردو یا هندی ترجمه می شد.شاید بتوان به گرایشی در این جا اشاره کرد: پیش از یورش مغول در سده ی  هفتم هجری، فارسی اساسن زبان ادبیات و عربی عمدتن زبان دانش بود. ایرانیان سده های میانی را، که عمومن به عربی می نوشتند، می توان متولیان و وارثان سه سنت پیش از در نگارش های علمی شمرد: ایرانی باستانی، یونانی هلنیستی، و هندی. آنان آثار علمی را از عربی ترجمه می د و آراء خود را به آن
با
تحقیق وبررسی در مورد تحولات اجتماعی سلجوقیان