اسمان شهر

به نقل از خبرگزاریها در مورد اسمان شهر : آدم باید گاهی برود زیر آسمان تا باورش بشود که اسمان خدا تنها سقف استوار و ماندنی است...تا یادش بیاید که یک روز در بهشت امنیت هوا برش داشت و خواست برای خودش باشد......نمی دانست  که آتش ابتلا در راه است......حالا هر از گاهی می رود زیر اسمان و با خود شکوایه می برد از خودش به خدا.........دست دراز می کند تا دوباره از ریسمان حبل المتین به بهشت قرب ب. عاشق ترم مکن مرا با هجرتت ز این دیار گناه من چیست ای خدا بر من ستم کرد روزگار بی تو کدام سوی جهان قبله ی عاشقی شود بی تو کدام ملائکه سوی طواف دل رود امشب هوای دل غم است ای اسمان بر من ببار شاید سکوت ش ته شد در این شب سیاهوو تار یارب به داد من برس چشمان من خیسستو نم ای تو تمام من بیا پایان بده سکوتو غم در این سوگند عاشقی تو عهد و پیمان منی . بیا . بیا که کوچه ، دلتنگ قدمهامان شده است ، اسمان هم مینوازد برای مان ترانه ی باران را ، بخیلی نکن بیا ، مگذار این همه سخاوتشان بی ثمر باشد . من با دمای هوای امشب تبانی کرده ام ، تبانی کرده ام که سرد باشد ، انقدر سرد که اغوشم تنها پناهگاه گرمت شود . راستی اگر اجازه بدهی خاطرات را هم امشب بیاورم ، طفلکی مدتهاست از بطن واژهای تاریک گنجه . اسمان سیاه شب را بغل بگیر و بگو : خورشید هر روز طلوع می کند تن سرد لرزانت را به دست باد یسپار و فریاد بزن: خورشید هر روز طلوع می کند دستان بی پناهت را به اسمان بلند کن، نفس عمیقی بکش ، با ص بلند تر از تپش های قلبت بگو تا همه بفهمند: خورشید هر روز طلوع می کند خواب به چشمانت آمده، فکرت شده جاده پرازدهام ترس ، اما بدان خورشید هر روز طلوع می کند. این بدیهی ترین قانون منظم خداست هر روز صبح خورشید طلوع می کند. وقتی از وقتی چشم باز کرده ای سقفت را کوتاه گرفته اند فکر میکنی یعنی اینکه سقف را بلند کنند و بتوانی بایستی ...اما هرگز نمیتوانی تصور کنی بدون سقف و زیر اسمان هم میتوان طعم را چشید ... من امروز طعم ازادی زیر اسمان را تجربه . پی نوشت : آنها که نمیخواهند آزاد باشی هرگز سقفت را هم بلند نمیکنند ،چون انها خوب میدانند که ماجرا به همانجا ختم نخو. فریاد الله اکبر در اسمان شهر وردنجان طنین انداز شد. به گزارش وردنجان نیوز: ساعت21:00 امشب،مردم همیشه درصحنه شهر وردنجان باحضور بر بام منازل با تکبیرهای بلند خود همراه با دیگر مردم ایران حماسه حضور را خلق د. گفتنی است،نورافشانی در اسمان شهر وردنجان از دیگر برنامه های شب پیروزی انقلاب ی در شهر وردنجان بود. ‏هنوز رابطه دارد نهان من با تو/ گرفته رنگ غروب اسمان من با تو همیشه توی دل کوچه باغ من هستی/ چقدر خاطره دارد خزان من با تو به اختیار خودم نیست از تو گفتن من/ عجین شده همه ی ناگهان من با تو زمین جهان من و اسمان جهان تو است/ چقدر فاصله دارد جهان من با تو زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد/ به باد رفته سر بی زبان من با تو جنون وسوسه ات را خدا فرستا. پاو وینت دیدنی های باکو ,اسمان اشها و میراث تاریخی برچسب ها : پاو وینت دیدنی های باکو , اسمان اشها و میراث تاریخی , باکو , اسمان اشها و میراث تاریخی باکو , پاو وینت دیدنی های باکو اسمان اشها و میراث تاریخی , پاو وینت دیدنی های باکو اسمان اشها و میراث تاریخی , دیدنی های باکو پاو وینت دیدنی های باکو ,اسمان اشها و میراث تاریخی
دسته: معماری
فرمت فایل: pptx
حجم فایل: 1757 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 25
پاو وینت دیدنی های باکو اسمان اشها و میراث تاریخی در 25 اسلاید برای شما عزیزان در نظر گرفته شده است
 ید پاو وینت دیدنی های باکو ,اسمان اشها و میراث تاریخی باکوی آذربایجان، همسایه آشنای ایرانی ها و خواهرخوانده تبریز است؛ پرجمعیت ترین شهر قفقاز که سفر به آن راحت و بی دردسر و پر از لذت های به یادماندنی است. از اولین دیدنی های باکو معماری جذاب شهر است: معجونی از آسمان اش های مدرن آسیایی و خیابان های سنگفرش اروپایی، البته با چاشنی یادگارهای شوروی و دوران کمونیسم. شهر قدیم یا به قول آذری ها ایچری شهر، قلب تپنده دیدنی های باکو است. اینجا با کاخ شیروان شاه، برج دختر، معماری سنگی و رستوران ها و مغازه های سنتی اش مثل تکه ای از گذشته وسط باکوی مدرن است. فهرست : مقدمه بلوار ساحلی باکو برج دختر قصر شیروان شاه مرکز فرهنگی حیدرعلی اف موزه فرش آذربایجان برج های شعله موزه ملی تاریخ آذربایجان
 ید برچسب ها : پاو وینت دیدنی های باکو , اسمان اشها و میراث تاریخی , باکو , اسمان اشها و میراث تاریخی باکو , پاو وینت دیدنی های باکو اسمان اشها و میراث تاریخی , پاو وینت دیدنی های باکو اسمان اشها و میراث تاریخی , دیدنی های باکو با تو آیه های بهشتم با تو واقعا شایسته بزرگترین اوجم بی تو  بازیچه موجم با تو همیشه به بلندی به اسمان سر بفلک کشیده ام بی تو ادمی خا ترنشینم  با تو یک کوه بلندم که سر به اسمان کشیده بی تو همیشه نیازمندم  که همیشه مستحقم بدون تو یاس ترین ادم روی زمینم  با تو امیدم با تو برکت زمینم با تو یک طلوع خوبم بی تو همیشه یک غروبم بی تو بد. مادرم همیشه در طبیعت یا کنار دریا به من می گفت :"پا راه برو و از زمین انرژی بگیر" چند وقت پیش در ارتفاعات بودیم و شب را قرار بود در کلبه ای ییلاقی با دوستان به سر بریم،طبق معمول ساعتی از جمع دور شدم و در شیب کوه پا براه افتادم وقتی به مکانی کاملا بکر رسیدم که اثری از تکنولوژی ،حتی به اندازه کلبه های ییلاقی نبود و هرچه بود طبیعت محض ،روی . هوا غروب میکند...اسمان ، تو هم دلت تنگ است؟دلت هوای چه ی را دارد؟چقدر نا امیدی...انقدر ناامیدی که دیگر روشنی را نیز قبول نداری...تیره و تاریکی را ترجیح میدهی...من دلم از آدمای بیرحم این دنیا گرفته تو چی؟تو داری غروب میکنی...دل من چیکار کنه؟اسمان دل منم غروب کرده...ولی نمیدانم طلوعی خواهد داشت یا نه؟نمیدانم دوباره امیدی در آن زنده میشود . تنگ است دلم برای ان ساحل ارامشی که ختم می شود به دریای ارام دلت در هر بامدادان که خورشیدبا نوید رویش اغاز یک فصل نو از زندگی را به بزم می نشیندمن به شادی جشن می گیرم تولدت رازیرا که بر این باورم هر صبح نوید بخش اغازی دیگر است واولین روز از باقیمانده عمرمان پس من وتوهرروزمتولد می شویم و هرروز هدیه می کنیم لبخندمان را به خورشید تا او ه. بلند اسمان جایگاه من است دل پاک حق جان پناه من است سحر تا غروب در وشم اگر اذان غروب صبحگاه من است هراسی ندارم ز طوفان نوح علی مرد حق چونکه شاه من است نگردد خونی در این اسمان رسول خدا نور ماه من است تو اسوده باش و نترس از عدو عدو در هراس از نگاه من است در این اسمان مرغ شوم غریب اگر دیده شد از گناه من است نبینی تو هرگز گناهی ز من که تاریخ ا. و یدن فایده ان چیست؟ اوه  خیلی  فایده  داره مثل  ورزش مقل  ترشح  سروتونین  مغز برای  شادی  و  تندرستی ...همه چیز آموزش میخواد حتی یدن اما بعضی مواقع هم خوب یدن اموزش نمیخواد یه جایی دعوت شدین میگن آقا یا خانم شما هم ب ین خوب دست خانم رو بگیر اون هم کمر شما رو یا برع ش با هم می ین یک بار یکی از دوستانم تعریف می کرد . دلم شبیه یک قاصدک هراسان ازین سو به ان سو می دود. از خفقانی که این روزهایش را لباس پوشانده رنج میبرد. عذاب کشمکش میان خود و خودش دردی است عمیق که دارد زمینش میزند. گاهی عشق اسمان و گاه هوس زمین را به قلبش سنجاق میکند چه دردیست دل را با همه بهانه های زخم خورده ای که خونی ندارند برای تسلی دادن خواستم مثل اسمان باشمبا همین جان لاغر و زردم...#شاهین افشین زینوری از کودکی کار بازیگری انجام می داده است ولی بعدها که وارد عرصه دوبله شد از فعالیتهای بازیگری اش کاسته شد ولی او این روزها سریال اسمان من به کارگردانی محمد رضا اهنج را در نوبت پخش دارد اقای زینوری در این باره می گوید در سریال اسمان من یکی از نقشهای اصلی را یر عهده دارم و نقش جوانی که دانشجوی رشته امنیت پرواز است را بر عهده. غربت الاله اتش زد مرا........................................داغ چندین ساله اتش زد مرا امشب از اینه ها غم می چکد...........................از شفق اندوه ماتم می چکد نگهان سبزینه هارا سوختند ......................................اتشی از کینه ها افرو ختند ظهر در جام سنو بر ریختند.............................................کینه را با ظهر سم امیختند دفتر انسانیت را تا زدند........................................درد را ب. دوبله بخشهای خارج از کشور سریال اسمان من به پایان رسید. دوبله این سریال به کارگردانی محمدرضا اهنج و نویسندگی هومان فاضل طی دو روز به اتمام رسید و هم اکنون سریال روزهای پایانی صداگذاری را سپری می کند به گفته اهنج پنج یا شش قسمت سریال که در خارج می گذرد به س رستی افشین زینوری دوبله شده و بخشهایی از صدای بازیگران ایرانی نیز تقویت شده م. عکاسی اسمان شب آسمان شب آسمان شب متغیر است. بعضی از شب ها به رنگ خا تری و ابری، برخی شب ها پوشیده با ستارگان، و برخی شب ها شاهد حرکت ابرها و جبهه های آب و هوایی مختلفی هستیم. استفاده از سرعت های شاتر طولانی مدت، را ار و کلیدی برای گرفتن ع هایی تخیلی و بسیار زیبا از آسمان شب است. پس صبور باشید و خواهید دید که این نوع از عکاسی به طبیعت دوم شما تبدیل خواهد شد. پرتوئی از اسمان سبک زندگی انسانی ی از دیدگاه ایات و روایات چو رود می روی همراه با اوا و نوا در شتابنده ترین عصر دنیا سوار بر ثانیه ها ارام می گذری از کوچه ی ذهن ما....... می کاوم تو را در یاد وقتی مصمم و زلال جاری شده ای همچون چشمه سار از دل سنگ به تن می بخشی تازگی از ته دشت همچون نسیم بهاری می ریزی رنگ به لحظه ها اندم که طرح ذهن می شوی نه سفید نه سیاه سبز از بیشه ی تو جغرافیا طرحی می ریزم از تو در کث. سرمو انداختم پایینو دارم سر پایینی میام کلاه گذاشتم سرمو بند کوله مو سفت به دور نمای شهر نگاه میکنمبه درختای بلند و سرفرازی که که غرورشون زیر پای اسمان اش ها له شدهمن ب بی ثبات بودم جایی حرفم را زدم که نسبت به من تحریک شد اخم کردبعدش سکوت همیشه همین بوده سکوت و حرفسکوت و حرف این دفعه او زیاده روی کردحرف ها گاهی بی موقع اند وآنیحرف ها. بیشتر که دقت دیدم اَفتر آل من این شهر را دوست دارم بیشتر از هر شهر دیگری، پیاده روی از استقلال تا سعدی و سر راه احوال مجله های رسیده و نرسیده را پرسیدن انگار عادتم شده، گاهی سر راه سر زدن به قبرستان و سر قبرمنزوی کتاب خواندن لذت بخش تر از هر کاری شده برایم. اگر قرار باشد اسمان را بین ادم های دنیا تقسیم کنند من اسمان وانیلیِ جاده تبریز. یه هوای تازه یه فضای باز با پوششی سبز یه دریای آبی با نسیمی مرطوب یه اسمان ابری که میچکد از بالا یک هوای تازه فضایی باز با پوششی سرسبز با پرواز پرندگانی آرامش بخش یک قلب مهربان و ذره ای تنگ درحالیکه کامل ش ته یک اسمان شب یک هوای سرد یک ارتفاع بلند و من تنها بر ارتفاع با تمام توان فریاد زنم بییییییییاااااااااااااااااا بیییییییییاااا. حارث بن نعمان در روز غدیر خم یه (ص) می گوید ای ما را به وحدانیت خدا و رس خویش وجهاد و حج و و زکات دعوت کردی پذیرفتیم اما به اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان ( اشاره به علی علیه السلام )را به جانشینی خود منصوب کردی و گقتی من کنت مولاه فعلی مولاه ایا این کار از ناحیه خودت بوده یا از سوی خدا؟ (ص) فرمود :قسم به خ که معبودی جز او نیست از ناجیه خ. الف) آفرینش جهان خلقت را اغز کرد و موجودات را بیافرید، بدون نیاز به فکر و شه ای، یا استفاده از تجربه ای، بی ان که حرکتی ایجاد کند ویا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد. برای پدید امن موجودات راه مناسبی قرار داد، وموجودات گوناگون را هماهنگ کرد و در هر کدام، غریزه ی خاص خودش را قرار داد و غرایز را همراه انان گردانید. خدا پیش از انکه موجو. سرم درد میکند دستم را درون معده ام میکنم و اسیدهارا در مشت میگیرم که دستم نا پدید میشود. بچه همسایه توپ را به شیشه میزند و صدای داد مادرش می اید که توله پس انداخته را واگذار میکند به پیر پیغمبر.. ی داد میزند ظروف مسی کهنه یداریم و از حنجره اش بلندگو بیرون میزند...ومن و با یک مشت هورمون بهم ریخته سرم درد میکند.. مادرقابلمه هارا بهم میزند . خدایا ..... ! اینجا اسمان و هوایی در کار نیست ..... روزگارم ابریست .... من اگر تنهایم ..... یا تو با من هست .... خدای من ، روزگارم سیاه است ، ...... کاش این بار ، جای خوزشید تو آفتای من شوی ....!!!!!! ای کاش ................................................................ مومنین کرمانی ، انشاءالله امشب میتوانند هلال شب اول ماه مبارک رمضان را در اسمان رویت کنند. وزش بادهای شدید لحظه ای بعدازظهر امروز اسمان شهر قزوین را با گرد و غبار همراه ساخت و مشکلاتی را برای عابران و رانندگان ایجاد کرد. ی مرا نساخت....خدا ساخت نه آنچنان که ی میخواستکه من ی نداشتم م خدا بود بی ان.او بود که مرا ساختآنجنان که خودش خواست...نه از من پرسیدنه از آن من دیگرم.من یک گل بی صاحب بودممرا از روح خود در آن دمیدو بر روی خاک در زیر افتاب مرا تنها رهایم کرد.مرا به خودم واگذاشت....عاق اسمان.....( علی شریعتی) و اینگونه بود که خداوند عشق را در دل بندگانش نهادینه کرد و گفت از دنیا از کنار هم بودن لذت ببرید و............. میدانم که یک جایی روزی دلت میگیرد و میشکند هرگاه دلت گرفت دیگر منت زمین را نکش راه اسمان باز است پر بکش من همیشه اغوشم باز است نگفته تو را میخوانم علی رستم پور صندلی عقب برای خودم جای گرم و نرمی اماده کرده ام با اینکه از یادمان رفت پتو همراهمان بیاوریم ولی من تا میتوانستم لباس گرم با خودم اورده ام ولی هیچ چیزی گرم تر از کاپشن مشکی بابا نیست ان را پشت صندلی اش اویزان کرده و حال من خودم را زیرش جا کرده ام ولیکن کودک بودم که تمامم زیر کاپشنش جا میشد ولی الان باید برای پاهایم مونس دیگری میگذاشت. نزدیک غروب بود و من هنوز در اول راه بودم. فقط من بودم و من. راهی که به سیاهی درختان خشک زمستانی جنگل میرسید در پیچ اول گم میشد و من باقدمهایی آرام در ان پانهاده بودم. ابرها در هم فرورفته بود و اسمان هم بادلی پر اماده با بود. کم کم باران هم شروع شد...   سوالات هدیه های اسمان ترم یک 95 و اتش بارید از اسمان بر خانه ما قهر امد در یک لحظه بر دل ما ای کاش امتحانات زندگی اسان می بود تا بتوانیم رهایی ی م از دل خاک زندگی می اید بر ما ای کاش نمی امد بر گذر ما روزگار بس عجیب بود و نامرد گرچه من سخت بودم و عاقل اما بازی روزگار بس عجیب بود گذشتن از تمام چیزهایی که دوست داری حتی برای مدتی کوتاه بسیار غم انگیز و تلخه... گاهی برای دیدن بعضی چیزها دیگر حتی خیال هم جواب نمی دهد! این روزها ناخوداگاه به یاد شعری از صالحی می افتم " حال همه ما خوب است اما تو باور نکن" پ.ن: و اسمان فقط و فقط گذرگاهی بیش نبود روایت شده که اکرم در بیان ا ماه رجب می فرمایند :
هر در ا ماه رجب 10 رکعت بخواند که در هر رکعت سوره حمد را یکمرتبه و سوره توحید را سه مرتبه و سوره کافرون را سه مرتبه باشد ، و پس از سلام دستهایش را به سوی اسمان بلند کند و بگوید : لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُالْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ. ستاره های آسمان هر شب ها در اسمان تیره سوسو ن خودنمایی میکنند انها همیشه درخشانند اما این ادمها هستند که گاهی یکی از ستاره ها را درخشان تر از همیشه می بینند و ان ستاره جفت ستاره انهاست و میشود یک شریک زندگی ..... امشب نیز اسمان ، ماه ، ستاره همه چیز در ظاهر مثل شبهای دیگر است اما این ما هستیم که امشب را متفاوت تر از قبل میدانیمامشب ا ین . ای کاش می شد با تو قران سر بگیرم در اسمان نگاهت پر بگیرم ای کاش می شد امشب ای قران ناطق دست شما را جای قران سر بگیرم ای کاش می شد تا برای سجده از تو مهری ز خاک تربت مادر بگیرم تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم ١-اسکیس:طرح اولیه. ٢-ت چر:بافت(جنس اشیاء) ٣-کمپوزسیون:ترکیب بندى ٤-تنالیته:درجه رنگى ٥-پرسپکتیو:دورى یا نزدیکى بودن اشیاء ٦-خط افق:خطی که اسمان وزمین را از هم جدا مى کند ٧-نقطه دید:نقطه اى که در امتداد چشم روى خط افق است ٨-کادر:بستن طرح با ٤ خط (کادر ها افقى و عمودى هستند ) "تقدیم شد به همسر جان" مگر پاییز چه کم داشت که دلت هوای بهار کرد باران میخواستی ؟ فریاد باران سر میدادی ! نه ..! تو بهانه گیر شده ای جانکم بهانه که بیاید ، دل دل دل میکند برای با مثل اسمان بهار که میان باران و بهانه خورشید را به فکر میدارد . بهانه گیر شده ای زیبای من ارام قدم بردار دل به اسمان بسپار افتاب را باور کن بهار بهانه ها در راه اس. در روز تاسوعا زمانیکه یزیدیان قصد جان حسین بن علی (ع) و أصحاب با وفایش را د و محاصره و فشار دشمن به حداکثر رسید تنها خواسته ای که مظلوم جوانمردان از دشمنش داشت ، دادن فرصت در شب تاسوعا برای راز و نیاز با حضرت حق و و عبادت بود تا شب آ حیات دنیوی به ظاهر تمام شود. این رفتار حسین ( ع) که تا أبد به جهانیان درس معرفت و حب الهی را در عرصه نبرد را. این مطلب ارتباط خواصی با موضوع وبلاگ من ندارد ولی من وظیفه خود دانستم در برابر این اهانت به تک ستاره اسمان نبوت مطلبی بنویسم تا شاید از اتش درونی ما مسلمانان بکاهد در این پست تعدادی از سخنان انسان های بزرگ راجع به اکرم نگاشته شده است سلام ماه من! ب دلتنگ شدم و رفتم سراغ اسمان اما هرچه گشتم اثری از ماه نبود ک نبود..! گفتم بیایم سراغ خودت.... احوال مهت ت چطور است؟.... چخبر ازتمام خوبیهایت و تمام بدی های من؟!! چخبر ازتمام صبرهایت در برابر تمام ناملایمت های من؟!! چخبر از ان ستاره هایی ک بی من شمردی و من بی تو...؟ چقدنیامده انتظار خبر دارم.. چ کنم دلم برای تمام مهربانی هایت لک . هنگامی که شب میشود وشهر در سکوت خود فرو میرود هنگامی که همه به خواب فرو میروند ستاره های اسمان و ماه تازه چشم میگشایند بر روی زمین و زیبا میکنند اسمان تیره ی شب را اما حیف ی نیست که ببیند این زیبایی را وتنها تنهایی ماه است وبا هزاران کیلومتر فاصله از ستاره ها ادمی که افریده شد خدا نمیدانست این اشرف مخلوقاتش قرار است چه گندی بزند به زیبایی های خلقتش.نمیدانست توازن طبیعت را به هم میریزد.حیواناتش را میکشد.زمین را جهنمی میکند مثال نزدنی. زمین لب به اعتراض کشود و باروری نکرد.رودخانه لب به اعتراض گشود و خشکید.اسمان هم دیگر نبارید. رکنا: روز چهارشنبه مورخ 6 اردیبهشت 96، دو فروند جنگنده امریکایی برای یک هواپیمای مسافربری کشورمان در اسمان خلیج فارس ایجاد مزاحمت د . "مرگ بران که دلش رابه دل سنگ توبست"

دیوانه ی است که معشوق رادرمجاورت اغوش دیگری می بیند

وبازبرایش می نویسدومن اگردیوانه نبودم اینجانبودم...

میان این همه دل سنگ مثل تو....

کاش همان جاتوی اسمان پیش خدا برای همیشه می ماندم.....

نه کارتوراسخت می ونه جای دنیا راتنگ.....