افک آر پریش آ م

به نقل از خبرگزاریها در مورد افک آر پریش آ م : ✿⊱╮ ڕۆیشتی و تەواو شار بە دواتا پریش پریش ئەوەی لە سەری شەڕ بوو بە ژانەوە گریان ئەوەی نابوو بکوژرێ شەهید و ئاڵۆز ئەوەی کچێنی تۆی مزگێنی هێنا هەژار و خەفەت بار ئەی کچە پڕ مەینەتەکە تەنیاییەکانم گڕی بە سەر کراسەکەت هێشتا زۆرم ماوە بمرم سینمایی «شکاف» در ژانر وحشت و روان شناختی 20 ژانویه سال 2017 اکران خود در امریکای شمالی را آغاز خواهد کرد. محققان دریافتند افراد مبتلا به اوتیسم که روان پریش هستند، در معرض خطر بیشتر اقدام به خودکشی قرار دارند. رئیس جمهور بار دیگر در یک پیام توییتری نویسنده کت را که به افشاگری درباره رفتارهای او پرداخته است، فردی دیوانه و روان پریش خواند. دیوانه و مستم من / خورشید پرستم من

دارم بزنید اکنون / چون کافر پستم من

در علم ذر عهدی / بستم و ش تم من

این حنجر و این خنجر / چشمان ببستم من

مجنون شده ام دیگر / رفتست ز دستم من

لیلی ز ره آمد؟ نی / هر قدر نشستم من

در بند و پریشانم / مادام که هستم من

..........................................
پریش 30 فروردین 1394
............. در علاقه زیاد فریدون جیرانی به های معمایی و جنایی هیچ شکی نیست؛ هرچند که این ساز قدیمی سینمای ایران در تمامی سال های فعالیتش در اغلب ژانرها از کمدی گرفته تا ملودرام مبادرت به سازی کرده اما… پدرم روضه رضوان به دو گندم نفروخت/ بخدا روضه رضوان حسینی می خواست/ ...................................... هزار مرنبه زیر لبم علی گفتم/ تمام جسم و وجودم پر از ترنم شد/ ...................................... میان صحن و سرای تو زائری گم شد/ دوباره قصه پیوند قطره و دریا/ ...................................... *هر سه تک بیت محصول سفر به عراقه *علی رفیعی وردنجانی پریش [unable to retrieve full-text content] حکومت کره شمالی در حمله ای شدید به دونالد ترامپ، رئیس جمهور او را یک موجود "کثیف و بوگندو" خوانده و تاکید کرد که باید یی ها او را در بیمارستان "روان پریش ها" محبوس کنند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: این که از عده ای روان پریش، و ع تهیه و در رسانه های داخلی و خارجی به عنوان نامزدهای انتخابات منتشر شود، هم توهین به مردم و هم تمس مردمسالاری است. مهدیه تقوی راد: آمارهای غیررسمی از وجود ۷۰۰هزار بیمار روان پریش در کشور خبر می دهند؛ افرادی که دچار اختلالات روانی هستند و اگر تحت روان درمانی قرار نگیرند، اختلالات رفتاری آنها جامعه را با مشکل مواجه می کند. به عنوان یک رو مه نگاربارها نوشتم، این بار هم می نویسم: حفر تونل ها، وحدت پریش است و افزون بر آسیب های محیط زیستی به گسست اجتماعی می انجامد لهراسب قلی پور امیدوارم این یادداشت در شماره آینده تداوم داشته باشد! ع هایی که خارجیان حدود صد سال پیش از زاینده رود گرفته اند رودخانه ی کم آبی را نشان می دهد که آب آن به اندازه یک چهارم آبی که همین امروز در منطقه لنجان جاری است نمی باشد و در این ع ها، خود اصفهان هم شهری است به اندازه یکی از محله های فولادشهر. از آن تاریخ به بعد، اصفهان روز به روز بزرگ تر شد تا به «کلان پیکری» اکنون رسید. در این رشد رستمانه و زیاد شدن عِده و عُده ی اصفهان، سمبه ی پرزور این استان به حوضه ی زاینده رود خورد و چون خود متولی آب چهارمحال و بختیاری هم بود غیر از انجام آبخیز داری ـ که خویشکاری مدیران بود و ن د ـ برای افزایش سهم خود از حوضه زاینده رود، هر کاری که دل شان خواست انجام دادند.گویی از روز ازل چشمه های نحیف و طبیعت مظلوم چهارمحال و بختیاری باید تاوان رشد نا به هنجار اصفهان را می داد. تونل اول کوهرنگ حفر شد و متعاقب آن، تونل های دیگر. تنها در واقعه «نعل اشکنان»، ده ها چشمه خشکید، «چشمه مروارید» که نامدارترین شان بود و از «چشمه دیمه» هم، سر و گردنی افراشته تر داشت به کلی از صفحه روزگار محو گردید. گفت دانایی که گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر ل جاریست پیکاری سترگ روز و شب م ن این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب شه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می شود انسان پاک وآنکه از گرگش خورد هر دم ش. سری شاسی بلندهای بی ام دبلیو برای همه شناخته شده هستند ولی سری چهار با آن سقف و انتهای شیب دار و طراحی که از روی حیوانات درنده انجام شده یقینا جزو یاقی های این گروه هستند. و اما مدل bmw x4 m40i با موتور خاصش سعی دارد خود را در کنار شاسی بلند بودن در کنار خودروهای ام جا کند اما ببینیم آیا بی ام دبلیو موفق بوده است؟ پاسخ به این پریش را در ویدی. زندانی نفس خویش هستیم همواره به نوکریش هستیم تا اینکه رسیم به تکه نانی چون چسب وچون سریش هستیم پیوسته پی هوای نفسیم در معرض ضرب نیش هستیم چون گرگ پی د با ظاهر خوب میش هستیم از هر چه پیمبر و ست در طی طریق پیش هستیم هنگام مصاحبه مسلم در فکر اضافه ریش هستیم جای سفر تقبل الله در فکر دبی و فی ش هسیم باهرکه اجنه است و درکاسه شریک وشیش هستیم . تیم نونهالان والیبال گیلانغرب به مسابقات اموزشگاهی کرمانشاه راه یافتند و نزدیک به دو ماه دیگر به این مسابقات می روند اعضای تیم:مربیان ابراهیم ملکیان   شاپور سهامی  بازیکنان   حسین پریش ور     کمیل عبدی   ادیب نیازی   شروین   حسین عزیزی . این بازیکنان والیبال را مدیون مربی خوب و حرفه ای پژمان مجردی هستند آرزوی موفق. شیخ باقر النمر آن خوب کیش خواستار عدل از حکام خویش آمر معروف و ناهی از خطا بر تن حکام گفتارش چو نیش ضد تبعیض علیه شیعیان بود بر آل سعود ظلم پیش گشت در زندان ظالم ها به بند تا بشوید دست از ایمان خویش شیعه کی تسلیم ظالم ها شود کی  بگیرد دست خود بر هر کشت او را ظالم آل سعود گشت قلب مسلمین زین داغ ریش خون او پیوست با خون حسین(ع) تا نماید خو. خاک زیر قدم زائر آقا شده ام
قطره بودم و کنون ملحق دریا شده امموج عشقی است بپا در حرم پر نورش
و من پر گنه اینجا بخدا جاشده امخوان پر نعمت او در همه جا گسترده
بود و من به نجف زائر مولا شده امیا علی حضرت مولا تو خودت می دانی
زشت بودم و کنون نزد تو زیبا شده امهمه در اوج شلوغی ره خود گم ند
من در این بحر پر از شور تو پیدا شده امصح. زیر سقفی آبی / روی فرشی خاکی
هر زمان خورشیدم / هر زمان مهتاب
چشمه ای جاری تر / از دل پاکم نیست
زیر سقفی آبی / روی فرشی خاکی
غنچه ای زیباتر / از دل پاکم نیست
قلب من چون غنچه / روی تو چون خورشید
بشکفد این غنچه / در بهار عشق تو
بوی دست ودامانت / همچو بوی نرگس ها
روی من چون مهتاب / روی تو چون خورشید / نور من هم از توست /
زیر . خشکِ سکوتم شاید گوش عطش، تکلم آب را از یاد برده شاید...تو باید می آمدی از پنجره ی داد. تو، عبور بی شکیب باد از ی خاموشی که بالا می بردش. ها را به باد دادی، گیسو پریش! داد موج می زند از زیر می ریزد روی تاریکی فرش و صدای بی مجال سایه ها در ذهنِ اتاق می پیچد که شبیه منند و شبیه اردیبهشتِ گوشه ی کمد و شبیه فروردینِ روی قاب ع و شبیه توست و پنجره . سلام بر شما. مدیر دوبلاژ: مریم شیرزاد گوینده ی تیتراژ (علیرضا باشکندی) سرگروهبان تام کریدون (اکبر منانی) گروهبان ترزا گالاگر (زهره شکوفنده) سربازرس فالکن پرایس (پرویز ربیعی) بنجامین استوارت ( محمد صمصامی) جوانا پریش (مریم رادپور) پاتریک هشام (منوچهر والیزاده) ایوان جونز (افشین زی نوری) جک لاوسون فقط در چند قسمت اولیه (علی رضا باشکندی) . کارل منینگر اولین بار در 1938 اصطلاح خودزنی را به کار برد. او خودزنی را در رفتارهای انسانی به چهار گروه تقسیم کرد: 1) رفتارهای روان آزرده (neurotic)، 2) روان پریش (psyc ic)، 3) ارگانیک و 4) در زمینه مذهبی.

شیوع تقریباًً یک درصد جمعیت در طول عمر خود برای مدارا coping با موقعیت یا احساس فلج کننده پیش آمده از آسیب بدنی به شکل جرح خویشتن استفاده می ک. مسابقه ماشین ی و ماشین بری واقعا یه اپیدمی شده که باید در موردش فرهنگ سازی بشه و شهر ما شهرضا هم متاسفانه در این مورد به بد معظلی دچار شده شهری که روزگاری شهر دو چرخه ها بود ترافیک شهرضا ع ی از ترافیک های عصر دراطراف زاده شاهرضا که بقول شهرضاییها هیچ سرو صاحبی هم نداره با اجازه پریش ( اندر ترافیک شهرضا ) اَی ولاتی نازنینم کا زیمینُد مث طلاس نه دیگه این قمشه اون قمشه سا نه اون شهرضاس هرکیا تصدیق دادن جلدی یه ماشین میگیره اگه چرقد به سَرِس یا کا رو کَلّه ش یه کولاس قلبولام منقولی روزی توی هر خونه نبود آما هرکیا دیدم تودسُش از این قلبولاس (فرمون ماشین ) از زمونی کا ماشین ببر شدند دیگه ننه جون سکینه وام پش ماشین تو خیابوناس مصطفی کوتا بیا چیکار به این کارا دَری اَی نه روزی میبینی از دسشون لَنگُد تو حواس مصطفی جهانمردی 19 شهریور 93 مناجات پریش آمده ام با دلی پریشان تر به مو پریشی زینب بیا ز من بگذر همیشه گرمی آغوش تو پناه من کجاست دست توای مهربان تر از مادر کدام در بزنم درد خود به که گویم خدا نکرده بگویی اگر برو دیگر شنیده ام که نوازشگر غریبانی به شوق دامن تو آمدم خدا با سر ز بسکه در نزده در به روی من واشد نه در زدن بلدم نه گ از این در من اولین نفری نیستم که می بخشی. به تازگی به معرفی یکی از دوستان آهنگی رو گوش که با این که قدیمیه(سال ۸۸) اما بسیار لذت بخشه گوش دادنش .متن آهنگ رو تایماز افسری نوشته که با مجموعه داستان فوق العاده ی آستین های رنگی ( نشر نی) می شناختمش و البته در شب بیرون(کاوه سجادی حسینی ٬۱۳۹۲) هم موسیقی متن زیبایی نوشته بود و کلا هنرمنده . از بانو وحیدی هم یک کار فولکلور فوق العاده(سر. عذاب وجدان دارم... بچه که بودم با مادربزرگمینا زندگی میکردیم عمو و عمم مجرد بودن و من خیلی بهشون وابسته بودم. .. بماند که منو از همه ی نوه ها بیشتر دوست دارن هنوزم ... کلاً چهارتا نوه ایم ... همیشه هرجا میرفتیم و عموم رانندگی میکرد من باید جلو مینشستم و مامانیم خدا بیامرز میگفت اونجا جای زنعموته هاا منم میگفتم زَبَنو گوموش ( بچه ی بی ادبی . من آن بیدم که لیلی در خاک من مدفون است و گیسوی کلمات از سر و روی احساسم پریش من ریشه در شانه های صبور تو دارم و تو لابلای شاخه های شه ام میوزی من آن بید مجنونم که از خا تر کالبد لیلی رُسته ام! _ ملیحه ترکمن زاده _ دانشمند ایرانی داروی عفونت استخوان را کشف کرد استخوان یکی از قدرتمندترین مواد در بدن انسان به حساب می آید، با این وجود در برابر عفونت های باکتریایی بسیار حساس است طبق تحقیقات صدقی زاده می توان این وضعیت را درمان کرد. درهمین راستا او یک آنتی بیوتیک مزدوج کشف کرده که شیوه درمان عفونت های استخوانی را تغییر می دهد. مهر/ به نقل از کالیف. در زمین و آسمان دلها پریش و مضطر است
گوئیا از داغ سبط اکبر پیغمبر است

آه از آن هنگام کز سوز جگر فریاد کرد
در کمال غربت خود نعره بر بیداد زد

در سکوت خویش آنسان تیغ بر طغیان کشید
هیبت خاموش خود را بر رُخ عصیان کشید

کربلا را با رضای سُرخ خود آماده کرد
راه را هموار بر ایثار آن آزاده کرد

گرچه با تدب. سلام بر شما. مدیر دوبلاژ (شوکت الملوک حجت) لورا تیمینس (شوکت الملوک حجت) رابرت تیمینس (بیژن علیمحمدی) اما تیمینس (ژیلا اشکان) دورکاس لین (مریم صفی خانی) توماس براون ( عطرچی) تیموتی (منوچهر زنده دل) آدلاید (نرگس فولادوند) روبی (مهوش افشاری) پرل (بتسابه کاظمی) زیلا (فرزانه شجاعی) راشیون (رضا آفت ) پاترسون (علیمحمد اشکبوس) فلیپ (افشین زی نوری) . گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! ل جاری است پیکاری سترگ روز و شب، م ن این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب شه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می شود انسان پاک وآنکه از گرگش خورد هر. آیه هفته: اِنّمَا المؤمنونَ اِخوَه فَاَصلِحوا بَینَ اَخَوَیکم، در حقیقت مومنان، برادر یکدیگرند، بین برادرانتان صلح کنید. سوره حجرات- 10 کلام هفته: هر چه مرد را به خدا رساند است، و هر چه مرد را از راه خدا باز دارد، کفرست. تمهیدات، عین القضات همدانی داستانک: نقل است که همیانی[1] زر از یکی برده بودند. آن در صادق (ع) در آویخت که تو بردی و او . ما که رابطه مون عملاً دیگه قطع شده؛ ولی نمی دونم چرا جداً تو هر چیزی می گرده جرجیس شو پیدا می کنه و می چسبه به اون؟! جدیدترین موردش هم هامان، که کانت در موردش می گه: مذهبی متعصب و جزم ش. به من که دیگه مربوط نیست، ولی آ و عاقبت خودش به خیر بشه. یه زمانی بهش می گفتم مواظب باش راهی که شروعش کردی راهیه که تهش ته؛ این دفعه که دیدمش بهش گفتم "دی. + یعنی عاشق این خُل و چل بازی ها شم و ایضاً بازی هیستریکی و روان پریش گونه ش . _ اصلاً کل سینمای ایران یه طرف . این پسر مشهدی هم یه طرف ! ... بعله :)))   شکلکهای حامد بهداد در حاشیه جشنواره فجر  ع های بیشتر : http://www.persianv.com/pic/view/008743.php در شب گیسوان تو/ مست بخواب می روم ای که تو سوی خویش و من/ سوی سراب می روم گاه نگاه می کنی/ بر من و آه می کشم گرچه تباه می کنی/ عمر مرا و همچنان مست و اب می روم / مست و اب می روم
بس که پریش گشته ام/ در پس و پیش گشته ام دور ز خویش گشته ام/در ره گیسوان تو بی تب و تاب می روم/ بی تب و تاب می روم گوش نمی دهد دلم/ زهی خیال باطلم آگه از آنکه غافلم/ سوی . دانشمند ایرانی داروی عفونت استخوان را کشف کرد استخوان یکی از قدرتمندترین مواد در بدن انسان به حساب می آید، با این وجود در برابر عفونت های باکتریایی بسیار حساس است طبق تحقیقات صدقی زاده می توان این وضعیت را درمان کرد. درهمین راستا او یک آنتی بیوتیک مزدوج کشف کرده که شیوه درمان عفونت های استخوانی را تغییر می دهد. مهر/   به نقل از کا. گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر

ل جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب م ن این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب شه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به . «وردی که بره ها می خوانند» اثر رضا قاسمی. کتاب از لحظه ی ورود یه فرد نسبتا روان پریش به بیمارستان شروع میشه و با وجش از بیمارستان به پایان می رسه. فردی که برای انجام یه عمل جراحی بستری شده و لحظه به لحظه ی گذشتش رو به خاطر میاره. زمان روایت کتاب به طور مداوم بین گذشته و حال جا به جا میشه. کتاب سبک نگارشی به شدت متفاوتی داره. این کتاب به ص. صله از دست تو مولای غریب: در ماتم جاودانه حسین سلام الله علیه

آیینه رو به دشت بلا ایستاده بود بر قامت رشید علم....تکیه داده بود
گویی هزار نوحه در آواز رود بود هشتاد و چار بغض گلو رو به جاده بود
سر سلسله شبیه قیامت،ولی کمان گویا عصای او سر علقم فتاده بود
در حیرتم چگونه شبی آفتاب خون از روی خاک ،نور به صد عرش داده بود
وقتی. آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در اتی، فضایل آن حضرت را به شعر درآوردند.
ای دخت گرامی پیمبر ای سرّ رسول در تو مضمر
در بیت شریف وحی، خاتون بر چرخ رفیع مَجد اختر
ای شبه نبی به خلق و اوصاف ای نور مجسّم مصوّر
ای خادم خانه تو حوّا و ای حاجب درگه تو هاجر
در طورِ لقا یگانه بانو در مُلک وجود زیب . شعر خیلی جالب از فریدون مشیری گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! ل جاری است پیکاری سترگ روز و شب، م ن این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب شه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می شود ا. «من دیه گو مارادونا هستم» در عین این که حال و هوایی متفاوت از های قبلی توکلی دارد، شاخصه هایی قابل ردی از آن ها را نیز با خود دارد که هرکدام در یک یا چندتای آن ها تجربه شده. شخصیت های هذیان گو و روان پریش، فضاهای مالیخولیایی، در هم دویدن حرف آدم ها و شلوغ بازی در عین کم بودن پرسوناژها، اقتباس و ... عناصری از سینمای او هستند که در این هم کم و بیش حضور دارند، اما دوزشان بالا و پایین شده. اما تفاوت عمده این با کارهای قبلی اش این است که ضمن به کارگیری مولفه های آن ها، همه آن ها را به س ه نیز می گیرد و خودش باب شوخی با آن ها را باز می کند. نویسنده ناکام این ، مثل هنرمند «پرسه در مه» آن قدر با موضوعی به نام «خلاقیت» در کشمکش نیست که ونگوگ وار به خودش آسیب بزند. او داستان دوستش را می د و به نام خودش منتشر می کند. به همین سادگی. و اساساً داستانی که می نویسد آن قدرها برایش جدی نیست. برای همین خیلی راحت پایانش را تغییر می دهد و با یک پایان خوش همه شخصیت ها را عاقبت به خیر می کند. حاصل این نگاه، کمدی ای است که از حضور ساز در آرکی تایپ مهمی به نام «دلقک» حکایت می کند که از ویژگی هایش پذیرش زندگی و لذت بردن از آن و حضور در کامل در حال و لحظه است. مجنون بنشین
خاطره ها را بنویس
یک پر از بغض صدا را بنویس
بگذار بهانه ها هوایی بشوند
از حادثه ها به شعر راهی بشوند ..

آن ابن سلام عاشق زار کجاست ؟
مجنون ابُ مستُ بیمار کجاست ؟
قیسی که قبیله را رها کرد چه شد ؟
شوریده سر غریبُ شبگرد چه شد ؟

بعد از تو فقط صدای پای لیلی
فریاد وش ِ های های لیلی
لیلای تو را قب. شب شعر شهیدهمت 22 اسفند 93 در حسینیه محمد رسول الله (ص) شهرضا شب شعری به مناسبت ایام شهادت شهیدهمت برگزار گردید . در چنین مراسمی جای خالی شعرای خوب شهرمان ان آشفته و پریش و ریحان که مرحوم شدند حس می شود . مجری برنامه ضمن گرامی داشت این عزیزان از شعرای حاضر دعوت نمود تا شعر های خود را قرائت نمایند . ضمن برنامه سوالی برای مهمانان برنامه طرح و در پایان به ده نفر از ایشان کت هدیه گردید . شب شعر شهیدهمت


گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

ل جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، م ن این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب شه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و ند

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟ در 38 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش) همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه apa جهت استفاده فصل دو پایان نامه توضیحات نظری کامل در مورد متغیر پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شی. بدون شک نیروی هوائی سهم بسزائی در دفاع از کشور داشته و دارد. جنگ باشد یا صلح . شب باشد یا روز . گرم باشد یا سرد. دور باشد یا نزدیک . فرقی ندارد نیروی هوائی هشیار است مثل عقاب. اگر جنبنده ای خیال نزدیک شدن به مرزهای هوائی کشورمان را داشته باشد سروکارش با عقاب است. حالا این موضوع چه ربطی به یک " پرتونگار روان پریش " دارد؟ عرض می کنم. از سالها.
گرگ درون :فریدون مشیری

گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر

ل جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب م ن این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب شه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زورآفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر

گفت دانایى که گرگى خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

ل جارى است پیکارى سترگ

روز و شب م ن این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست

صاحب شه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش

سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر

مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک

رفت.
گفت دانایى که گرگى خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

ل جارى است پیکارى سترگ

روز و شب م ن این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست

صاحب شه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش

سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر

مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک

رفت.