امیدوارم فقط فقط یک بار دیگه ببینمت

به نقل از خبرگزاریها در مورد امیدوارم فقط فقط یک بار دیگه ببینمت : پنجشنبه ها تمیز کاری خونه همه وقتم رو تا بعد از ظهر می گیره و سرو کله زدن هم زمان با بچه ها انرژی مضاعف رو می طلبه ، این هفته هم که دیگه دخترا قیامت از شلوغکاری ، انقدر که دیگه وقتی نایی برام نمونده بود به فاطمه خانم گفتم اگه یکبار دیگه شانس به دنیا اومدن داشته باشم دیگه بچه دار نمی شم ، فاطمة خانم هم می گه آره والله خیلی سخته بهتره شما. وقتی از زمین و زمان بریده ام ، وقتی نای زندگی ندارم ، وقتی بی چتر ، بی هوا به خیابان زده ام ببینمت ، خیلی اتفاقی،یک هو ببینمت...
وقتی آب از سر دلتنگی هایم گذشته است،وقتی دنیا را آب برده مرا خیال خام تو ، وقتی بی حوصلگی و کرختگی تمام ثانیه هایم را بلعیده است ببینمت ، خیلی اتفاقی،یک هو ببینمت...
وقتی زمانه مرا سخت به تنهایی س است،وقت. امروز رفتم توی 29 سال به همین سادگی میدونی امروز تنها آرزوم این بود که تو بهم تبریک بگویی آره خیلی خواسته سنگینی هست خودت میدونی من حتی دیگه از خدا هم هیچ آرزو وخواسته ای ندارم سخت بود وقتی چندین سال بهت فکر کنم ولی بعدش مثل یه برگ از تاریخ از زندگیم جدا بشی مقصر خودم هستم که نیامدم جلو باهات حرف بزنم امروز تا 1 سال دیگه من فرصت این را . دختر: برو گمشو دیگه نمیخوام ببینمت...
پسره: نه ... توروخدا تنهام نذار... بی تو می میرم...
دختره: به جهنم...!
پسره با گریه: بی تو دنیا برام معنی و مفهوم نداره...
دختره: به درک... من ازت خوشم نمیاد... بفهم...
مامان دختره: پاشو لنگ ظهره....!!!!!!!!!!! اینکه باشم یا نباشم دیگه واسه من مهم نیست اینکه تو تنها بمونى یا نبازى دیگه گریه ام نمیاره ... اینکه پیکار کنم جنگ به اثبات وجودم اینکه بیچارگیمو گریه کنم تا که بمونم اینکه با هر تف و لعنت بشه زخمى همه حسم اینکه له میشه غرورم واسه موندن این گدایى نگاهت دیگه طاقت نمیارم دیگه حتى نمى خونم من غریبه ام خود مرگم خود یخبندون سردم من دیگه به. دلم تنگ شده با همه ی احمقانه بودنش با همه ی درد هایی که ساختی دروغ هایی که گفتی تهمت هایی که زدی یکطرفه هایی که به قاضی رفتی....دلم تنگ شده ، واسه هرچی که داشتیم و نداشتیم ،واسه هرچی که واسه تو بودم و واسه دیگری نمی تونمواسه هرچی که واسه م بودی و دیگه نمی ذارم ی باشه...دلم تنگ شده و با همه ی اینکه انقدرررر هنوز درد دارم که نخوام هیچ وقت بب. مامان کامبیز رو الان دیدم. بلند شدم دست دادیم و شروع کرد به برانداز قد و هیکل و بنده خدا ذوق ! وای شما باید بری مانکن بشی و چقد خوشکلی و این حرفها... به زور لبخند زدم و ریز ریز یه جواب مودبانه دادم . بعد ت شدیم مکث کرد و گفت پسرم از کارش برکنار شده به خاطر این بحران های نفت و خلاصه به مشکل مالی خورده و نمی تونه دیگه قسط هاشو بده گرفتار شده... ازت دلگیرم ،دلیلشو هم بگم؟ خودت بهتر میدونی چکار کردی گذاشتی هر کی هر بلایی دلش میخواد سرم بیاره.هر کی هر چی خواست بگه.چکار کردی واسه این بنده مظلومت؟ مگه من غیر از تو،کیو داشتم؟ هااا؟ کاش،میشد بگم دیگه دوستت ندارم.دیگه نمیخوام ببینمت.ولی مگه میشه؟ تو خ ..تو رییسی... دیدی بازم دلمو ش تن؟ من نمیبخشم.تو که خوب بلدی حال منو بگیری حالا بر. سلااااااااااام دوستان امروز ١٨ تیر تولد عشقمه که حاضرم جونمو به خاطرش بدم بوووووووووس........تاریک جووووووون تولدت مبارک امیدوارم همیشه خوش حال باشى (در کنار ت) امیدوارم تا١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ سال زنده باشى کاش میتونستم امروز تولدت رو بهت از نزدیک تبریک بگم و امیدوارم اون ى که باهاش دوستى لیاقتت رو داشته باشه برات ارزوى خوشبختى میکنم با اینکه ازم دورى ولى حتى اگه بمیرم هم باز تورو فراموش نمیکنم .......(بچه ها دعا کنین خواهرم راضى بشه تا بهش تولدش رو بهش تبریک بگم)تاریک خیلى دوست داشتم مثل سال پیش بهت تبریک میگفتم و ازت میپرسیدم که کادو چى گرفتى همین دیگه چیزى ندارم بگم فقط برات ارزوى خوشبختى میکنم و امیدوارم اگر سلما دختر خوبیه تو دلشو نشکنى و مثل من بعد از چند ماه ولش نکنى .....................................tarik volim te puno:)........idemo iran please .......i never forget you because you are in my heart ....... سلام به همه، بابت تاخیر شرمنده تا چند لحظه دیگه قطعه عاشق تیتراژ سریال ا ین بازی با همکاری دوستان خوبم مهران خلیلی و میلاد نیکزاد در اختیارتون قرار میگیره امیدوارم دوست داشته باشین .تا چند روز دیگه قطعه کوچه ها هم منتشر میشه شب همه ارام و عاشقانه❤️ سلام. شاید دوباره دارم واسه خودم مینویسم!هه.....چه کار مس ه ای!اینهمه وقت فک می تو بودی که پستامو میخوندی......هعیییییییییی............ این پست رو با این تصور که تو این مدت این تو بودی که من باهاش صحبت می میذارم..... دوستت دارم،حتی بیشتر از خودت....نمیدونم چرا...نمیدونم چطور نتونستم هنوز فراموشت کنم...ولی امیدوارم اگه تو سهم دیگه ای شدی بتونم فراموشت کنم امیدوارم حتی شده 1 دقیقه ولی بازم بتونم ببینمت....... اونوقت دیگه ممکنه این گریه های شبونه و هق هق های بیصدام تموم بشه......... دوستت دارم و مطمئنم که این حس جاودانه........ امیدوارم تو زندگیت و تو همه ی کارات موفق باشی امضاء:عشق قدیمیت،یاسمن وقتی مادر نداری دیگه امیدی به زندگی نداری دیگه دنیا برات معنی نداره انگار دیگه ی رو دوست نداری دیگه دوچشمی که همیشه منتظرت باشه نداری دیگه خونه نور نداره انگار دیگه خونه ، خونه نیست ع مادرت بغض شکن لحظه هاته روسری مادرت اشک پاکن شباته مادرت که نیست انگار دنیا سیاه و سفیده رنگی نداره وقتی مادر نداری بار سر سنگینت رو باید دیوار به دو. یعنی ن تو الان دیگه به من فکر نمیکنی اینجام نمیایی اصلا انگار من از اول نبودم؟....من که باور نمیکنم. خوش به ح ....... من که همه ی لحظه هام تویی دارم دق میکنم ...تو کجایی چیکار میکنی....صبح زود میری تنها.....کاش بمیرم این روزای گندو ..... دلم میخواد ببینمت...نمیدونم چیکار کنم کجا بیام اصلا میخوام بیام وایسم جلوت با پرویی بگم دلم برات تنگ شده بود او. خدا دارم میسوزم!؟ خدا مگه نگفتى دوستم دارى؟؟ مگه نگفتى من جاى حق نشستى؟؟؟ مگه نگفتى هرجا کم اوردم بیام پیش تو؟؟؟؟ * دروغ گفتى که دوستم دارى! این دوست داشتن نیست خدا! خدا این حق من نیست!!! من دارم بیشنر از بدى هام مجازات میشم! نه دیگه خدا نه دیگه قهرم باهات ، دیگه همچى تموم شد! خدا سوختم! خدا دیگه تمومش کن ! لطفا ! به نظرم یکى از کارهاى سختى که آدم گاهى مجبور به انجامش میشه، ترک یه سرى عادتهاست؛ اینکه عادت کنى که دیگه به خاصى فکر نکنى؛ اینکه عادت کنى که خاصى رو دیگه دوست نداشته باشى؛ اینکه عادت کنى که حواستو به خوشى ها و دلخوشى هاى تازه اى گرم کنى؛ اینکه دیگه منتظر نباشى، رویا نسازى و تمرکز زندگیتو جاى دیگه اى با نقطه ثقل جدیدى دوباره از سر شرو. دلم برات تنگ شده
بى حد
الان اومد تو ذهنم که انگار هر ادمى فقد یه سهم داره از این دنیا. یه سهم از دوست داشته شدن توسط یه نفر. یه سهم از دوست داشتن یه نفر.
و هر چقدر هم سعى کنم که انکارش کنم یا نادیده بگیرمش یا ازش فرار کنم یا دروغ و جفنگ به هم ببافم و تو رو از خودم دور کنم, فایده نداره.
دور دنیا رو هم که بگردم, باز به تو بر مى گردمدلم نیومد بهش بگم جاش رو یه دستگاه بند انداز برقی گرفته ... نخواستم دلش بشکنه... گفتم میام انشاءلله
تا چند وقت دیگه جوری میشه که دیگه به هیچ ی نیاز نداره ... میترسم از اون روز !! به چه تصویر کنم تورا که تو زیبا تر از شه هر تصویری... " مط" هادی کمالی طراقی-تصویر عشق سلام با اینکه نت ندارم با اینکه شما دوستان خیلی وقته دیگه اون دوستان سابق نیسید (توی یه پست دیگه بیشتر مینویسم راجع بش) امیدوارم بتونم این وبو به ح قبل دربیارم و امیدوارم شما هم بشید همون دوستای قبل ببینیم همو... بخونیم همو .. بشنویم همو.. به امید روزای خوب :) کی میتونم توی یکاری ثابت بشم و بهش عشق بورزم! خدا میدونه. کار جدیدددد. امیدوارم این یکی دیگه همونی باشه که من براش ساخته شدم. امیدوارم جوابگوی حال و هوای من باشه که خیلی مهمه. از یطرفم فکر میکنم الان زمانی که این عشقو باید صرف چیزز دیگه ای م! واقعا اینطوره، حیف که ... امشب تولد عشقمه تولد مبارک عزیزدل من تولدت مبارک بهترین من تولدت مبارک یکی یدونه ی من تولدت مبارک همه چیز من تولدت مبارک من عاشقتم عاشق همه چی همه چیت تو بهترینی برای من اگر میشد تورر واس همیشه برای خودم می حیف ک ... تولدت مبارک اجی من تولدت مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشی امیدوارم کلی بخندیم باهم امیدوارم صدای خنده هامون بلند تر . خدایا این برای تو هستش... اخه میگن امشب اگه به اسمون نگاه کنیم حتی میتونیم تو رو هم ببینیم. شاید ادم خوبی نشدم و تا یک سال دیگه بازم نذاشتی ببینمت ولی خدایا منو ببخش که زیاد به یادت نبودم وممنون که هر لحظه به فکرم بودی... خدایا ببخشید اگه هر روز گناه و ممنون که هر روز گناهامو بخشیدی... خدایا میدونی که چی میخوام؟!ممنون که میدونی اخه نمیتو. این همون وبلاگیه که من مدتها برای تنها فرد محبوب زندگیم توش می نوشتم .. بعد از یه مدت طولانی دلم هوای نوشتن کرده ... دغدغه هام کمتر از اون موقع هاست؛ دیگه نمی بینمش دیگه بهش دستوسی ندارم .. یعنی بعد از ٧ ٨ سال زندگی کنار هم بهم خیانت کرد رفت با یه نامرد ... به خاطرش خودمو به آب و آتیش زدم اما اون نخواست ببینه .. چشماشو بست رو من و همه خاطره ه. به زودی یکی دیگه از رنج هایی که در سال 95 بردم، رو بیان می کنم. این سال پر از رنج های مختلفی بود، خدا کنه که دیگه تکرار نشه. امیدوارم در سال نود و شش همونطور که تو اسمش حرف «ش» داره و این حرف در فرهنگ ایرانی برای بیشتر شادی ها استفاده میشه، پر از شادی و شاد برای همه باشه.
پ.ن.: هنوز 10 روز از این سال باقی مونده و امیدوارم خبر خوبی داشته با. بعضى وقتا انقد نابود میشى ،انقد نابود میشى ک فک میکنى دیگه شروعى در کار نیست... ک با خودت میگى دیگه همه چى تمومه ک دیگه ولش میکنى و میزارى هر چى میخواد بشه، بشه! بعد انقد همینجورى میمونى تا ب ى وضعى میرسى... ک دلت میخواد دوباره شروع کنى : فک کنم بش بگم اعتیاد ب جنگیدن واسه زندگى :/ یا اعتیاد ب مبارزه واسه خواسته ها :/ من چقد اعتیاد دارم : ال. خدایا صبر ایوب رو به رخم نکش، عشقمو تو بغل یکی دیگه، دست تو دست یکی دیگه دیدم دم نزدم دلم گرفته خیلی . برام سخته هنوز بعداز گذشت دوسال و شیش ماه ..... چه زود گذشت . دیگه داره سه سال میشه ... یعنی این منم که دارم درد به این بزرگی رو تاب میارم ؟ این منم ؟ امروز صبح بهش اس دادم که بیام دنبال بچه ؟ گفت نخیر فردا صبح بیا .چقد نامرد و نفرت انگیزه . چقدر سنگدله . سنگدل بی رحم بی وجدان . . خستم خسسسسسسسسسسسستم . خدا می شنوی خستم . برای بچ. مصاحبه با بازیکنان جوان نفت قبل.
شروع لیگ جوانان و بزرگسالان:

میثم جودکی:امیدوارم که بتونم در

بزرگسالان نفت و همچنین جوانان

بدرخشم

توحید قنبرلو:امیدوارم که جواب

اعتماد آقای منصوریان رو بدم...

و همچنین بتونم قهرمانی با نفت و

آقای گلی رو تکرار کنم...

احمد گوهری:من امسال . سلام دوستان خوبین امروز دلم هوای شعرای قدیمی کرده بود از اون شعرای زیرخاکی امیدوارم خوشتون بیاد: دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره ... نداره

دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره ... نداره

ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر میشی و خبر نداری

وقتــــــــی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نیگه دار

وقتــــــ. تنها امیدی که توی زندگیم دارم اینکه یکی از نفس هام رو که میره پایین دیگه بالا نیاد، راحت بشم از درد کشیدن، راحت بشند اطرافیان م از بودن من که همیشه باعث دردسر شون هستم. راحت بشه مادر که دیگه.... بی خیال امیدوارم یه روز این آرزو م برآورده بشه پست پیشانی برخلاف اونچه شاید از اسمش برداشت میشد یه پست کاری بود کاملا کاری این پست هم همینطور ولی این یکی رو رمزدار نمیذارم چون دیگه از نقطه ی جوش گذشتم و هر چه در دل داشتم گفتم هرچند هیچ فرقی نداره و آدم تنبل تنبله و دوستای... دوست که چه عرض کنم مسخ شدگان همیشگیش هم، همیشه رابطه ی مرید و مرا ون رو حفظ می کنن ولی من دیگه گفتم که: این آد. این نوری که چشمامو میزنه شاید واسه تو خوب باشه. نمیتونم درست ببینمت و میتونی خوب ببینیم. اگرچه دیگه فرقی نداره واسه من اما باز حاضرم سعی کنم چشمام توی مسیر نوری قرار بگیره که سخت ببینمت تا راحت اگه خواستی نگام کنی. هفته اما هنوز تا شب خیلی مونده. آقوو ما راه افتادیم بسمت شمال... هعیی یه ریزه رفتیم جلو ترافیک بود...هعی یه ریزه دیگه رفتیم ... ترافیک بود ... هیچی دیگه !! بعد ٤ ساعت رسیدیم کرج !! رفتیم یه دور برگردون پیدا کردیم و یه ربعه برگشتیم طهران تا فردا که باز بریم :))) :))) ترافیک اگه هرچقدر هم بد باشه یه خوبی داشت ... با هرچی نینی که عقب ماشین های دیگه نشسته بودن دوست شدم و بای بای و بو. زیور به خود مبند که زیبا ببینمت
شعر بسیار زیبا از مفتون امینیزیور به خود مبند که زیبا ببینمت
با دیگران مباش که تنها ببینمت...
در این بهار تازه که گلها شکفته اند
لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت
یک جام نوش کردی ومشتاق دیدمت
جامی دگر بنوش که شیدا ببینمت
ن گران وجامه سبک ساز و کن
ی چنان که آفت دلها ببینمت
بگذشت در فراق تو شبهای بی شمار
هر شب در این امید که فردا ببینمت
ای ایستاده در پس این ی غبار
نزدیکتر بیا که هویدا ببینمت
نازم به بی نیازی ات ای شوخ سنگدل
هرگز نشد اسیر تمنا ببینمت
منت پذیر قهر و عتاب توام ولی ؛
می خواستم که بهتر از اینها ببینمت سلام :) خوبین ؟ چه خبر ؟؟ اصن تاحالا شده بود من انقدر دیر آپ کنم ؟؟ نه ! شده بود ؟؟ کامپیوترم سوخت و من برای این که نشان دهم هیچ چیز مانع وبلاگ نویسی ام نمیشود هم اکنون دارم با تبلت تایپ میکنم :)) خب... توی این پست من میخوام بگم که : دلخورم یه جورایی از یه نفر . اما خیلی دوستش دارم . (دوست من هستند) :xx : من از انجام یه سری از کارام این روزا بسی خش. فقط چند ساعت دیگه به سال نو مونده ۹۲ برام سال شانس بود و خوبی خیلی از کارها و خواسته هام عملی شد،کمتر عصبانی شدم،کمتر حسرت خوردم و بیشتر توکل دلم نمی خواد تموم بشه چون برام خوب بود بعد از سالها استرس و اذیت شدن میشه گفت یه سال آروم با خوبی های زیاد ۹۳ داره میاد گیج و نگرانم می ترسم مثل بچه ای که قراره بره مهد خوشحاله ولی نمی خواد از خونه جدا بشه دعا می کنم مثل همیشه و امیدوارم به اجابت سال۹۳ رو مهمون خونه خدا هستم و از اونجا سال رو نو می کنم خدا کنه سال ۹۳ سال سلامتی باشه،سال آرامش و سال تحقق هرآنچه که هرکدوم از ما لیاقتش رو داریم امیدورام سال دیگه این موقع وقتی دارم پست جدید می ذارم از سال ۹۳ هم همینقدر راضی باشم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الحوال حول حالنا الی احسن الحال زیور به خود مبند که زیبا ببینمت مفتون امینی زیور به خود مبند که زیبا ببینمت ... با دیگران مباش که تنها ببینمت در این بهار تازه که گل ها شکفته اند لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت یک جام نوش کردی و مشتاق دیدمت حام دگر بنوش که شیدا ببینمت بگذشت در فراق تو بی شمار هر شب در این امید که فردا ببینمت نازم به بی نیازیت ای شوخ سنگدل هرگز نشد که اسیر .
ﺑﺪ ﺷـــــــــــــﺪم!
ﭼـــــﻮﻥ ﮐﺴﯽ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺧـــــــــــﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﻤﻮ ﻧﺪﺍﺷت!! مغرور شدم چون نفهمید اگه خوبمو مهربون از عشقه...!!
زمونه زمونه ی گرگاست گرگ نباشی و آدم باشی نمیفهمن از خوبیته فکر میکن احتیاج داری و ی...!!
منم دیگه ترجیح میدم گرگ باشم تا دیگه دلم نشکنه.....!!
دیگه هرچی گرگتر باشی بیشتر واست ارزش قائلن. آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد. شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی ه.
حاکم پرسید: . با سلام خدمت دوستان عزیزم امیدوارم ح ون خوب باشه آهنگ جدید احسان عریر به نام جای تو با همکاری پیام شمس عریر به زودی پخش خواهد شد امیدوارم که مورد نظر شما دوستان عریر قرار بگیره در ضمن تا جند وقته دیگه تغییراتی روی وبلاگ انجام میشه که امیدوارم خوشتون بیاد خدانگهدار سلام دوستان گل ! خوبید ؟ امید وارم خوب باشین .... امروز تجربی ها کنکور داشتن ... منم ب خوابم نمی برد احساس می خودم امتحان دارم احساس می کنکور از رگ گردن به من نزدیک تر است ! خوب امیدوارم تجربی ها عالی داده باشن به چیزی که میخواستن برسن ! منم این پست آ تا روز قبل از کنکورمه که بیام و بگم چه حسی دارم ...! قراره گوشیمو ازم بگیرن و از قبل هم محدود . دوباره دارم اراده می کنم برای نوشتن . امیدوارم این شروع خوبی باشه برای نوشته های بیشتر و بیشتر . عذرخواهم از همه ی دوستانی که توی این مدت دیگه به بلاگم سر نمیزنن به این جهت که این بلاگ رو متروک می دیدن .

به اقتضای شغل معلمی که دارم و هر روز وجه جدید از زندگی برام نمایان میشه و درس جدیدی یاد می گیرم .
امسال از اول سال چند تا از د. همونطور که پیش از نوروز گفتم، دیگه تصمیم بر این شد که برم اون وبلاگ دیگه ای که دارم. پیشینه اون وبلاگ خیلی قدیمی تر از اینجا هست. ی اونجا منو نمیشناسه و دیگه هرگز برای هیچ ی هم کامنت نمیگذارم جز چند وبلاگ که شاید معرفی خودم رو. همه ی دنبال شوندگان، دیگه دنبال نخواهند شد. وبلاگ هم در 48 ساعت آینده حذف میشه و همینجا اعلام میکنم که دیگه ما. دخترکم، شیدایم؛ کجای این شهر، زیر سقف گرمی آرمیده باشی حالا... فکرش را هم شاید نکنی که یک نفر از هجوم سایه های شبش، از ترس هایی که هرکدام برای خود ی هستند، به یاد تو پناه برده باشد. دست ترسهایش را پس زده باشد، تا تجسّمت کند، تا حواس پریشان، بر مدار نقطه ای به نام تو نظم بگیرند و فکرت آرامَش کند. اول موهایَت را می سازم، دلم می گوید که موه. یه زمانی 6 تا بچه بودیم. خوشحال و سرخوش و با وجود تمام مشکلات ، همیشه شاد . در عرض 10 سال الان شدیم 3 تا . خیلی سخته که من باشم و غم از دست دادن برادرهام و سالهای سال روی دوشم تحمل کنم. خداجونم نمیدونم چه حکمتی توی این رفتن ها نهفته هست که ما نمیفهمیم فقط دلم میخواد بدونی که دیگه کم آوردم ، دیگه تحمل ندارم ، دیگه ظرفیت هم ندارم. وقتشه یه کو. ٣٠ روز دیگه مونده برم ایران. ....و باز هم گیج و سردرگمم. هنوز خبر نداره که دارم میرم ایران...دو دلم. بگم، نگم، چی کار کنم. چقدر برنامه داشتم واسه تابستون ایران...ولی مثنکه همه چی بهم خورده. کاش بشه فقط یه بار دیگه هم که شده ببینمش. :( دلم تنگ شده...٢٠ ماهِ ندیدمش... پارسال که لاغر شده بودم یکی از فامیلامون منو دیدو کلی انرژی گرفت و اراده کرد و شروع کرد به رژیم گرفتن و در ی ال،60 کیلو وزن کم کرده و من 22 کیلو وزن اضافه (مایه ی شرم و خج بی پایان)ولی دیگه تصمیم گرفتم ،چون هیچی دیگه ندارم بپوشم و نمیخوام چیزی ب م و فقط و فقطتا عید فقط تا عید فرصت دارم 12 کیلو کم کنم و کم میکنم...نازی جون حتما همراهی تو و همه . من به پاس سخاوت تو وبه ظرافت تمام عشق ،احساسم را به تو هدیه میکنم امیدوارم که آسمون دلتون همیشه آبی آبی بمونه و گردوغبار وابرهای تیره سیاهش نکنه تقدیم به تمامی آنان که هنوزهم تکه ای از آسمان در چشمانشان،جرعه ای از دیار در دستانشان وتجسمی زیبا از خاطره گل های سرخ در معبد ارغوانی دلهایشان به یادگار مانده است. چرخهای سنگین وزنگ زده ی . سلام لمروز اومدم درب خونتون . وایسادم مامانت بیاد ح و ازش بپرسم بیرون نیومد نگرانتم نگران ح . نمیدونم خوبی روب راهی یا برع داغونی گرفتاری نمیدونم امیدوارم بابات اذیتت نکرده باشه چون من باهاش اتمام حجت اگه یه تار مو از سرت کم بشه دیگه کوتاه نمیام هرچند میدونم تو هیچوقت پشت من وانمیسی و 100 در 10000000000000 منو به هیچ میفروشی مث رانندگی با یه.