انرژی گرفتم ولی هیچی یادم نرفته

به نقل از خبرگزاریها در مورد انرژی گرفتم ولی هیچی یادم نرفته : شهردار تهران می گوید در ۳ ماه گذشته به خارج از کشور نرفته و ۳ ماهی است که به مشهد هم نرفته است. این در حالی است که شهردار تهران در پاییز امسال به سئول و همچنین مشهد مقدس سفر کرده است. یکی از مراجع عظام تقلید گفت: افکار خوارج با افکار تکفیری ها شبیه یکدیگر است و ریشه هایی دارند که هنوز از بین نرفته؛ اکنون از نظر نظامی ریشه کن شده ولی ریشه های تفکر آنها از بین نرفته است. اوخ الان یادم اومددددددددددددددد ااااااااااااااا تولد اجی هما 12 مهر بود.اره توی ذهنم دوادزه مهر هس اجی جونم تولدت مبارک باشه عزیزدلم ان شائ الله همیشه سلامت باشی عزیزم همینطور همه ائی که دوسشون داری.توی درستم موفق باشی و مث اب خوردن تموم کنی همه رو.شرمنده اجی دو روز دیر شد کل ماه مهر یادم بود تولدت حالا که به روزش رسید از ذهنم پرید.. سی سال هر شب تا سحر احیا گرفتم

در هاله ای از درد و غم مأوا گرفتم


سی سال بی گریه شبی را سر ن

سی سال از داغ پدر احیا گرفتم


سی سال با اشک غم و خون دل خویش

بزم عزا در ماتم گل ها گرفتم


سی سال آتش در وجودم شعله ور بُود

گلبوسه تا از حنجر بابا گرفتم


آبی اگر دیدم، میان شعلۀ آه

اشک. خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدیدتصمیمتان عوض شود و عاشقم شوید ؟ !آ تو هیچ وقت قدیمی نمی شویمانند آرزوی ید لباس عیدآ تو . . . بگذریم ، چه تغییر می کند ؟اوضاع ما دو تا پس ازین مدّت مدیدآنروز ـ یادم است ـ زنِ دستهای توبد جور مردِ دست مرا کرد نا امیدهی نبض دستهای من آنروز می نشستهی پلک چشمهای من آنروز می پریدیادم نرفته است که در قاب ع ِ حوض. صدای زنگ گوشی بله و صدای آشنایی که مثل همیشه می گوید ببخشید اشتباه گرفتم حتی نمی رسیم به یک خداحافظی خشک و خالی آهای غریبه ی آشنا شاید یک نفر این طرف خط منتظر یک سلام و احوالپرسی ساده باشد باز هم یک دنیا ممنونم که حداقل گاهی حتی کوتاه و پنهان یادم می کنی برگشته ای خیر سرت . من از جایی که بودم تکان نخورده ام خیر سرم . تو هنوز هم همانی همان مغرور لجباز خودبزرگ بین که بودی انگار که اصلا نرفته باشی.من همانم که بودم همان مغرور خود بزرگ بین کمال گرا. معلوم است که اصلا نرفته ام. برویم یا بمانیم همانیم انگار که اصلا نرفته باشیم . تحمل رنج سفر بیهوده است وقتی سفر بسیار خاممان را نمی پزد. نوروز 97 برای مخالفان پایِ کارِ و نه منتقدان توسعه گرای او دل چسب نیست چون در بهار سال کهنه شعار می دادند: «آ هفته / رفته» و حال می بینند: نوروزِ نود و هفت ه/ اما نرفته.... زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر

من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر

یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر

من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم

تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر

من گرفتم تو . رفتم که در را قفل کنم. دستم نرفته پایم برگشت به پذیرایی. یک دستمال کاغذی برداشتم باهاش کلید را گرفتم قفل . پوسته های کف دستم و شیر آب و مایع دستشویی و کرم مرطوب کننده خشتک دران نعره زدند. یکی از بستگان اومده بود خونه مون یه عطر تندی زده بود که نگو و نپرس ...ازش یه خورده گرفتم رفتم عطر فروشی گفتم آقا از این عطر میخوام ...بعدش میخواستم بگیرم ازش گفتم تندتر از اینم دارید ...؟گفت : اره داریم و یه چند تا عطر نشونم داد و بینیم کیپ کیپ شد و هیچی دیگه حس نمی ...ازش یه 50تومن گرفتم ...بوی خوبی داره ولی من همونو میخواستم ...آخه خیلی فرقه . در فاصله کمتر از 20 ساعت تا دربی همچنان بلیط های هواداران استقلال به فروش نرفته است. زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر ... من گرفتم تو نگیر چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر … من گرفتم تو نگیر بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم … تک و تنها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر بودم آن روز من از طایفه دّرد کش. آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهاییانقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتمدیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با . تهیه کننده سینما گفت: برنامه ریزی برای اکران «ملی و راه های نرفته اش» در نیویورک انجام شده اما هنوز تاریخ قطعی مشخص نیست. تهش که شد گفتم تموم شد . دیدم تازه شروع شده . تازه رنگ گرفتم دستم اتاق دنیامو رنگ بزنم . امروز قراره دنیا"م" مال خودم باشه. اونجوری که میخوام بچینمش. هرچی جلوتر میرم بیشتر میبینم . راحت تر میگذرم .چیزی که همیشه واسم سخت بوده امروز راحت تر شده. از خیر خیلی چیزا دارم میگذرم . هی یادم میره چرا انقدر درگیرم . هی یادم میره ماهیت دنیا همینه . هی . می دونم نباید می دیدم... ولی دیدم... نه یادم نرفته تورو... یادم نرفته که اون روز اونجا بودی... یادم نرفته تورو... معلومه که یادم نرفته... متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود . شاید مهم ترین نمایش بخش بازار مربوط به اولین اکران «ملی و راه های نرفته اش» اثر تهمینه میلانی بود که با استقبال هنرمندان و اهالی رسانه روبرو شد. عضو فرا یون امید مجلس با بیان اینکه تاکنون از طرف کمیسیون فرهنگی به سفر نرفته ام، گفت: بنده هم به خاطر همین شرایط اقتصادی جامعه با هزینه شخصی خودم به این سفر می روم.
تهمینه میلانی در صفحه شخصی اش ع ی از اکران مردمی جدیدش " ملی و راه های نرفته اش" منتشر نمود. ب مجدد بس که من خوش شانسم امروز قلمم رنگی نمیشه چرا خدا میدونه خوب من یه مدت مسافرت بودم و نبودم تا یادم نرفته چند تشکر کنم اول از مدیر وب زندگی به سبک و دوم از سارینا مالک که خیلی به من توی گرفتن کدها کمک کرد راستی پروفایل تووب نمیاد تو مطلب بعدی اطلاعات خودمو می زارم زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام ی ره سیر … من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم … تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز . در زندگی از چیزهای زیادی می ترسیدم ،
و نگران بودم ، تا اینکه آنها را تجربه ،
وحالا ترسی از آنها ندارم ...
از " تنهایی " می ترسیدم ...
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم "
از "ش ت " می ترسیدم ...
یاد گرفتم "تلاش ن یعنی ش ت "
از " نفرت مردم " می ترسیدم ،
یاد گرفتم " بهرحال هر ی نظری دارد "
از " درد " می ترسیدم ...
یاد گرفتم " درد کش. الان با کامنت لی لی عزیزم یه چیزی یادم اومد ، مامانم بعد از کلی ناز و منت یه پیشنهاد جدید به ذهنش رسیده ، البته مامان و های محسن هم گفتند اون زن بچه رو نمیده و خیلی به بچش وابستست و اگه بخواد به شهر محل س ت خانوادش بر نگرده مجبوره همیشه پشت بچه سنگر بگیره ، راست و دروغشم نمیدونم اما تصمیم گرفتم حالا که اون زنو فقط از حرف های دیگران شناخ. را ارهای بهینه سازی در مصرف انرژی ساختمان عبارتند از مجموعه ای از اقدامات و اعمال تغییرات
در ساختمان که در نتیجه اعمال آنها، مصرف انرژی یک ساختمان کاهش م ییابد. این را ارها بر
اساس محل اثربخشی در یک ساختمان قابل دست هبندی به را ارهای بهین هسازی در 1) اتلافات
حرارتی پوسته ساختمان، 2) مصرف انرژی سیستم سرمایش، 3) مصرف انرژی گرما. سرمربی تیم فوتبال سایپای تهران گفت: با عملکرد خوبی که کی روش در تیم ملی داشته، نشان می دهد او به بیراهه نرفته و باید همه از او حمایت کنیم. یادم تو را فراموش بازی جالبی بود بازنده ی میدان من هستم یا تو ؟ ولیکن اطمینان دارم چهار سال باختم اعتمادم را , خودم را همه ی حس و حالم را سرت گرم است که نبودنم را نمی بینی روزگار آموزگار توانایی است آموختم به بهای سنگینی ولی آموختم کاش تنها یکبار می پرسیدی تا خط و نشانهای روی دیوار به من نخندند کاش برای یکبار هم شده از منییتت رد می شدی. یکی از چیزایی که بهای زیادی دادم تا یادش گرفتم این بوده که هیچچچچ معجزه ای اتفاق نمی افته معجزه توی ذهن منه، توی دستای منه، توی پاهای منه، باید تصمیم بگیرم و بند کفشامو محکم کنم و راه بیفتم قضیه اینه هیچی برام مهم نیست دیگه، پذیرش گرفتم اما ازش ننوشتم چون به یه ورم هم نبود، interview دارم اما هیچی آماده ن و باز هم یه ورم نیست، جواب سوالای. تهیه کننده مسابقه «دستم را بگیر» با اشاره به ویژگی های این برنامه بیان کرد که مخاطبان از طریق این مسابقه متوجه می شوند برای کمک به دیگران هزار راه نرفته وجود دارد. حسین(ع) مناجات زیارتی می گویم از کنار زیارت نرفته ها بالا گرفته کار زیارت نرفته ها اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا این است روزگار زیارت نرفته ها امسال اربعین همه رفتند و مانده بود هیات در انحصار زیارت نرفته ها انگار بین هیات ماهم نشسته بود زهرا به انتظار زیارت نرفته ها در روز اربعین همه ما را شناختند با نام مستعار «زیارت نرفته ها» اما. نویسنده رمان «آوازبلند» گفت: نویسنده «مسافر » هرگز روی لبه تیغ راه نرفته و تکلیف خود را در مرزبندی ها مشخص کرده و به نظرم می رسد که این رمان را باید یک اثر انقل دانست. یاد گرفته ام بتوانم به وسعت دنیاها دوستت داشته باشم، ولی برایت حتی به اندازه ی یک رد پا در قلبم جایی باز نکنم ! یاد گرفته ام ثانیه ثانیه های آمدنت را به انتظار بنشینم ، ولی وقت رسیدنت حتی نگاهم سمت تو نچرخد ! من یاد گرفته ام بودنت را هر لحظه آرزو کنم ،ولی وقت رفتنت بی تفاوت ترین آدم دنیا باشم! من یاد گرفتم معمولی باشم ... یاد گرفتم مهربا. تا به حال ژنو نرفته ام ... تا به حال پنیر سوئیسی نخورده ام ... من تا به حال هیچ آپارتمان کوچکی برای خودم نداشته ام ... که تازه پنجره اش هم رو به یک پارک کوچک باز شود ... من تا به حال فرزند نداشته ام... من هیچگاه 40سال عمر نکرده ام! من نمی دانم 40 سال خارج از کشورم زندگی یعنی چه؟! ... اما نمی دانم چرا می دانم که وقتی یک مرد در آغوش زنش برای مرگ معشوقش. علی خطیر گفت:در حالیکه سه روز تا پایان زمان فروش بلیت بازی های ایران در جام جهانی مانده، بیش از نیمی از آن ها هنوز فروش نرفته است. امشب برای معصومه رفتیم خونه مستر گنجی خوب حرفا تکراری ومن ت بودم اما واقعا انرژی مثبت گرفتم از خوبی ایشون این حس پیش خ تیرداد هم داشتم خوب یادم باشه وقتی حس ندارم فقط برم نزدیک ادم مثبتا امروز فهمیدم قناری معدن و نبض زن و شوهرند :) انقدر ذوف کزدم! اما کمی بعد دلم گرفت. چرا زندگی ام این شکلی شد خدایا؟ پریروز هم که داشتم ع های آتلیه ی آمنه را میدیدم گفتم باحسین می آییم ع میگیریم بعدش فکر حسین هیچ وقت نمی آید اگر هم بیاید با خلق تنگ. یادم آمد ع های عروسیمان را ی ال است نرفته ایم بگیریم. آنهارا هم اگر بگیریم هروقت نگاهم به چ. رفتم یه دوش س ایى گرفتم که براى فردا و پس فرداى کارى سرحال و تمیز باشم، تو یادم افتاد وقتى دوستم پیشم بوده حتى تعارفشم ن که بره ... رسما گند زدم و هى کم کم داره یادم میاد:دى یه مدته بدجوری حواسپرت شدم. یعنی از بس درگیر کار شدم مسائل پیش و پا افتاده رو یادم میره.مثلا چند روز پش چندتا تیکه کوچیک مرغ گذاشتم تا بپزه ولی یادم رفت زیرشو خاموش کنم. بعد از نهار طبق معمول رفتم خو دم همسر بیدارشده بود بره سرکار خاموشش کرده بود و شب که اومد خیلی خیلی از دستم عصبانی بود. 1 شنبه و 3 شنبه هم یادم رفت سر ساعت ا رو بذارم و خ. شخصی وارد شد در مشاهده کرد که اجنه داخل آن هستند با خود گفت اگر بسم الله بگویم اجنه میروند و شروع به خواندن بسم الله کرد بعد از خواندن مشاهده کرد که هنوز نرفته اند گفت:حتماَ اشتباه خوانده ام و با دقت شروع به خواندن بسم الله کرد باز دید اجنه نرفته اند.اینبار مثل قاریان مصری دست در گوش نهاد و با صدای بلند شروع به گفتن بسم الله کرد و دید که اجنه نرفته اند و با تعجب آن شخص را تماشا میکنند و با گفتن الله...الله...احسنت...احسنت...او را تشویق میکنند! هرچند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم.یاد گرفتم به خاطر ی که دوسش دارم باید دروغ بگم.یاد گرفتم هیچ وقت هیچ ارزش ش تن غرورمو نداره.یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم.(واقعا هم ی رو که دوست داشتم هر روز دلش رو میش دم) یاد گرفتم گریه های هیچ رو باور نکنم. (همشون کشک هستش گریه شده پولی یا . ممیزی و مدیریت انرژی
صرفه جویی و را ارهای مصارف انرژی
ضرورت بهینه سازی و بهره وری انرژی
وضعیت مصرف و شدت انرژی در ایران و مقایسه آن با کشورهای صنعتی
بررسی قوانین و استانداردها و معیارهای مصرف انرژی در صنایع مختلف
مفاهیم و اصول ممیزی انرژی در صنعت ساختمان
معرفی و عملکرد لوازم و تجهیزات اندازه گیری در انجام ممیزی ان. مقدمه:
براساس بررسی ها و مطالعات، انرژی خورشیدی وسیع ترین منبع انرژی در جهان است.
کارشناسان بخش انرژی می گویند انرژی نوری که توسط خورشید در هر ساعت به زمین می تابد، بیش از کل انرژی است که نان زمین در طول یک سال مصرف می کنند.
براساس بررسی ها و مطالعات، انرژی خورشیدی وسیع ترین منبع انرژی در جهان است. کارشناسان بخش انرژی می گوی. من ای عشق رو از تو گرفتم یاد گرفتم خوب باشم یاد گرفتم عشق بیافرینم تو فقط از خوبی ها به من گفتی  تو فقط زیبایی های  زندگی رو به من نشان دادی تو ب رین انسانی هستی که من تمام عمرم دیدم کاش می شد شبها هم بیدار  بمونم تا بتونم بیشتر تو رو ببینم اگر تمام عمر همه ادمها زندگی کنم اگر میلیاردها سال زندگی کنم در کنار تو مثل یک ثانیه هست ت.
"به نام خدا"
"آرزوهای برباد نرفته"
بچه های همسایه سراغ لطیف آمدند تا برای بازی خبرش کنند،روبروی خانه پدر لطیف یک زمین صافی بود که زمین من چند کشاورز بود و آنها برای جمع و کوبیدن کشت خود آنجا را صاف و سنگ ریزه ها و پستی بلندی هایش را درست کرده بودند؛و پاییز و بهار زمین ورزش بچه ها بود. چهارشنبه را ننوشتم و چیز زیادی از چهارشنبه یادم نیست جز این که  وقت گرفتم،  وقت لیزر و یک کار اداری را هم دنبال ،  رفتم پست و نامه و چک پست . کمی سبزیجات یدم و دیگر یادم نیست! با مادرم هم حرف زدم.
که آمد روز شلوغی بود؛  اول خانه را کردگیری و سرویسها را تمیز و دو سری لباس توی ماشین ریختم که یک سری را بیرون پهن و ساعت ۱۰.۳. ب خواب دیدم تصمیم گرفتم برم محل خدمتم برای خدمت انگار ک هروقت دوست داشتی میتونستی بری و بیای اونموقع هم دوست داشتم برم توی خیابون راه میرفتم و فکر می
ب خدمت و پاسگاه و بچه ها میخواستم حرکت کنم ک یادم افتاد باید لباس فرم بپوشم,همینطوری ک نمیشه تصمیم گرفتم برگردم خونه و لباس بپوشم باز یادم افتاد ک خونه نیست و باید صبح ساعت شیش اونج. ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻧﺸﺪﯼ
ﻭﻟﯽ ...
ﺍﺯﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻢ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻣﻮ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺩﻟﺸﻮ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺸﮑﻨﻢ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻢ
ﯾﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﺪﻡ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﺎﺷﻢ
ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻧﻪ ....؟ ﻣﻌﻠﻢ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﯼ یادت باشد که مرا آرزو به دل گذاشتی ، مرا در حسرت همه چیز گذاشتی...وقتی دیدنت از آن دور دستها نیز آرزوی من است ، نگاه به چشمانت را در خواب میبینمیادت باشد که مرا بدجور به انتظار گذاشتی، در آن ساحل عاشقی آنقدر منتظرت نشستم که سرزمینم به وسعت یک کویر شده ، دلم خشک خشک تشنه ی قطره ای محبت شدهیادت باشد که پا گذاشتی بر روی همه چیز ، فکر کنم د. وسعت دلتنگی‏هایم به اندازه‏ی همه‏ ی راه‏های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می‏ دهم اما.... کو تا پایان دلتنگی؟؟؟ کو تا پایانِ نوردیدن همه‏ ی راه‏ها و دیدن همه‏ ی جای ها؟؟؟ و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ ( تلخ؟ ) و همین حقیقت تلخ یا شیرین، به یاد می‏ آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده. پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه‏ها و دره‏ ها نفس نفس زد تا آن‏ دم که از نفس افتاد! یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان با.