انشا در مورد زمستان روستا

به نقل از خبرگزاریها در مورد انشا در مورد زمستان روستا : انشا ادبی در مورد نوجوانی
انشا در مورد نوجوانی و شکفتن
شعر درباره نوجوانی
انشا درباره جلسه امتحان
انشا درباره عاقبت فرار از مدرسه
انشا در مورد هدف از زندگی
درباره ی نوجوانی
اهمیت دوره ی نوجوانی ادامه مطلب انشا در مورد شغل آینده من
انشا در مورد آینده من
انشا در مورد اینده نگری
انشا درباره ی در اینده میخواهید چه کاره شوید
انشا درباره ی نقشه هایم برای آینده
در اینده میخواهید چکاره شوید
انشا در مورد شغل معلمی
انشا در مورد شغل ی ادامه مطلب انشا درمورد طعم بستنی یخی
انشا درباره برداشتن یک ظرف داغ
انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی
انشا درباره طعم لبوی داغ در یک روز برفی
انشا درباره حمل یک قالب یخ بدون دستکش
انشا درمورد بوی خاک پس از بارش باران
توصیف بوی خاک پس از بارش باران
طعم خورشت قورمه سبزی انشا هشتم ادامه مطلب انشا درمورد صدای لالایی مادر
توصیف صدای باران
انشا درمورد صدای وزش شدید باد
صدای بارش باران
انشا در مورد قار قار کلاغ
انشا در مورد روز بارانی
موضوع انشاء ازاد
انشا درباره اهنگ سرود ملی ادامه مطلب انشا ملی شدن نفت بهترین انشا ملی شدن نفت جالبترین انشا ملی شدن نفت زیباترین انشا ملی شدن نفت خاصترین انشا ملی شدن نفت جالبترین انشا ملی شدن نفت خوشگلترین انشا ملی شدن نفت انشا ملی شدن نفت کوتاه

ادامه مطلب انشا در مورد درد دل یک موش آزمایشگاهی
انشا طنز درباره ماهی در حوض قالی
انشا طنز وغیر طنز انتقال خون
انشا طنز درمورد کمک به همسایه
انشا طنز درمورد ایستادن توی صف
انشا درمورد ماهی در حوض قالی
انشا ماهی در حوض قالی
ربات پیشخدمت چیست ادامه مطلب انشا درون یک فضاپیما روی کره ماه
درون یک فضاپیما را که روی کره ماه توقف کرده تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید
انشا درمورد فضاپیما
درون یک فضاپیماراکه روی کره ماه توقف کرده تصورکنیدوتصویرذهنی خودرابنویسید
انشا درمورد درون یک فضاپیما
انشا فضاپیما
انشا در مورد فضاپیما روی کره ماه
انشا کره ماه ادامه مطلب انشا در مورد کلاغ پایه هفتم
انشا درباره ی خانه پایه هفتم
انشا در مورد خانه کلاس هفتم
انشا درمورد عینک با مقدمه
انشا درباره کلاغ سیاه
مقدمه در مورد عینک
انشا در مورد عینک هفتم
انشا کلاغ پایه هفتم ادامه مطلب انشا در مورد 22 بهمن بهترین کانال انشا در مورد 22 بهمن کانال در مورد 22 بهمن انشا  22 بهمن کانال انشا در مورد بهمن کانال انشا در مورد 22
سایه آدم طنز
انشا طنز درمورد کمک به همسایه
انشای طنز انتقال خون
انشا سایه ادم
انشا طنز درمورد تلفن همراه
انشا طنز درمورد ایستادن توی صف
انشا طنز وغیر طنز نهم
انشا درباره ربات پیشخدمت ادامه مطلب انشا طنز کمک به همسایه
انشا طنز درمورد تلفن همراه
انشا در مورد ایستادن توی صف
انشا طنز درمورد سایه ادم
انشای طنز درمورد انتقال خون
داستان طنز کمک به همسایه
طنز همسایه
انشا طنز وغیر طنز تلفن همراه ادامه مطلب جدید ترین کانال انشا دهه فجر کانال انشا دهه فجر در تلگرام
انشا دهه فجر کانال دهه فجر انشا فجر کانال انشا دهه
ادامه مطلب انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی ادامه مطلب سرگذشت یک رود از زبان خودش
انشا از زبان یک رود
درباره سرگذشت یک رود انشا بنویسید
انشا درباره رود
داستان سرگذشت یک رود
انشا درباره سرگذشت یک رود از زبان خودش
تحقیق در مورد سرگذشت یک رود
انشا رود ادامه مطلب انشا از زبان یک رود
درباره سرگذشت یک رود انشا بنویسید
انشا درباره رود
داستان سرگذشت یک رود
انشا درباره سرگذشت یک رود از زبان خودش
تحقیق در مورد سرگذشت یک رود
درباره ی سرگذشت یک رود انشا بنویسید
انشا رود ادامه مطلب استیکر انشا عید نوروز بهترین استیکر انشا عید نوروز جالبترین استیکر انشا عید نورو زترین
خوستارین استیکر انشا عید نوروز باح رین استیکر انشا عید نوروز استیکر انشا عید نوروز
ادامه مطلب موضوع انشا: اگر چه عاشق برفم بهار هم خوب است موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir ثانیه ها ,دقیقه ها,ساعت ها,روزها و شب ها,فصل ها و تمام اتفاقات خوب و بد این دنیا درگذرند. حتی به فاصله یک چشم به هم زدن. هیچ ساعتی برای هیچ فردی در هیچ جای دنیا متوقف نمیشود.چه در زمستان و چه در بهار...
خودم را و زندگی ام را در زمستان شناختم و پیدا . فصلی که سادگی و یکرنگی را از او آموختم همان سفید پوش مهربان که برف و باران را به ما هدیه داد.
من عاشق برفم. زیبایی ای که در گلوله های برفی می بینم هیچ جا نمی توانم پیدا کنم. آرامشی که تماشای بارش برف به من میدهد وصف ناشدنی است. می توانم به راحتی ساعت ها با فراغت جلوی پنجره اتاقم بنشینم واز تماشای این منظره زیبا لذت ببرم. سردی گلوله های برف گرمای دلنشینی در دلم ایجاد می کند.
من زاده ی زمستانم . فرزند برفم. زمستان برایم تداعی کننده خاطرات خوب زندگی ام است.خاطراتی سرشار از خنده و شادی. پدرم را در شبنم های دوست داشتنی می بینم .باران را می گویم , بی هوا می آید و هوای دل ما را هم ابری می کند. اما او همه چیز را می شوید . می شوید و میبرد و گم میکند تا برای فصل شکوفه ها آماده شویم.
بهار هم خوب است . صدای چهچه بلبلان مرا به آن سوی واقعیت می برد . لطافت را باید از شکوفه های سفید و صورتی بهار بیاموزم. چمن های تازه سبز شده نفس تازه ای به زندگی ام می دهند.
چقدر خوشحالم بهار است . چقد خوشحالم این زمستان هم بودم.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir انشا عینی و ذهنی انشا درمورد عینی و ذهنی انشا درمورد عینی و ذهنی انشا درباره ذهنی انشا عینی و ذهنی انشا درباره ذهنی
انشا عینی و ذهنی انشا درمورد عینی و ذهنی انشا درباره ذهنی ادامه مطلب موضوع: بازافرینی ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir
روزی در روستایی برف خیلی خیلی خیلی زیادی امده بود برف برتن همه جا جامه سفید پوشانده بود. صبح ان روز همه مردم تصمیم گرفتند که پشت بام کوچکی که خداوند با قلم سفید انجا را رنگ کرده بود را با پاک کن(پارو) پاک کنند کار همه روستاییان به راحتی تمام شد ولی یک نفر در روستا بود که حرص و طمع زیادی به مال دنیا داشت ومانند اهن ربایی بود که بجای جذب شدن طرف ف سمت پول می رفت ان مرد پشت بامش آنقدر بزرگ بود که نمی توانست پشت بامش را پارو کنندان مرد هم که به مردم روستا بدی کرده بود و به آنها کمک نکرده بود مردم هم که می دانستند ان مرد به سراغشان می آید مردم روستا جلسه ای برگزار کرده بودند تا درسی حس به مرد بدهند جلسه تمانم شد همه مردم به خانه شان رفتند .مرد طمع کار به دنبال مردم روستا رفت تاکمک بگیرد ولی هر دری را میزد مردم می گفتند هر که بامش بیش برفش بیشتر مرد که خسته و پشیمان شده بود. مردم هم که متوجه شده بودند که مرد پشیمان وشرمنده شده به او کمک د تا مرد برف هارا پارو کند از ان روز به بعد مرد آنقدر مهربان شده بود که علاوه بر ان که به مردم کمک می کرد کمی از پولش را به فقیرها می بخشید.[enshay.blog.ir]
ما باید همیشه بدون حرص و طمع زندگی کنیم وما باید به مردم کمک کنیم تا مروم هم به ما کمک کنند. انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir انشای فیل و فنجان
انشا فیل و فنجان نهم
حکایت فیل و فنجان چیست
فیل فنجان
داستان کوتاه فیل و فنجان
انشا در مورد آدم فضایی
انشا درمورد فیل وفنجان
داستان ضرب المثل فیل و فنجان ادامه مطلب موضوع انشا: توصیف روستا موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir محل زندگی ما روستایی در حومه شهر است. روستایی که برکه اش محل تغذیه پرندگان و محل زندگی آبزیان و ماهی هاست.
خانه های کاه گلی و سنگی که با بارش باران بودی دلنشینی را در فضا پر می کند. بویی که کافی است چشمانت را ببندی و نفس بکشی با تک تک سلولهایت.
باریکی کوچه هایش می تواند یاد آور قلبهایی باشید به وسعت دریا.
خانه هایی با حیاط های زیبا که گوشه گوشه اش را درختان انگور و گل یاس پر کرده و یک حوض آبی با ماهی های قرمز که تابستان ها هندوانه داخل آن زیبایی اش را تکمیل می کند.
کمی آن طرف تر چشمه آبی است که صدای شرشر بهم خوردن آب و سنگ، هوس بازی های کودکی را در دورنت زنده می کند.
در کنار چشمه ی آب تپه هایی است با گلهای لاله و شقایق و درختان انبوه و در آ پاییز روستایمان را با هیچ چیز عوض نمی کنم،پاییزی که صدای دشدن برگهایش زیر پاهایم شاید زیباترین آهنگ طبیعت باشد.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir در حالی که آ ین روزهای زمستان را سپری می کنیم لطف و الطاف خداوند شامل حال روستای نج و منطقه بلده شد و حال و هوای زمستانی به منطقه داد ارتفاع برف که در ارتفاعات به حدود 1 متر و در داخل روستا به حدود 60 سانتی متر رسید و راه ارتباطی اغلب روستا ها به ویژه روستا نج با مرکز بخش بلده قطع گردید و مدارس منطقه بلده روز نیز تعطیل گردید خوشبختانه با. انشا در مورد: ضرب المثل بار کج به منزل نمی رسد موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir در زمان های قدیم پسر جوانو بازیگوش در روستا زندگی می کرد که از قضا دستش کج بود و ی می کرد و سر اطرافیان خود را کلا میذاشت اما هر چه قدر ی می کرد و حق دیگران را می خورد نه خانه خوبی داشت و نه غذا درست حس برای خوردن داشت و همیشه بد ار بود و از نظر مالی مشکل داشت روزی کیسه ای زر و سکه ید بود از دست سربازان در حال فرار بود بعد از دویدن زیاد و تنگی نفس و رهایی از دست سرباز ها گوشه ای دنج ایستاد تا نفسی بکشد و دوباره بگریزد و وقتی دست در جیب خود کرد تا از وجود کیسه اطمینان کند هر چه قدر گشت اما کیسه ای در جیب او نبود پیر مردی که در گوشه ی همان دیوار بود در نظاره گر رفتار پسر جوان بود و گفت ای جوان بار کج به منزل نمی رسد.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir انشا در مورد: ضرب المثل بار کج به منزل نمی رسد موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir هر انسانی خلاقیت هاو تفکراتی دارد ک میتواند پای ان را در پیش بگیرد و به هدف واقعی خود برسد رفتار گفتار نیز نقش موثری در موفقیت ما میتواند داشته باشد انی که برای بدست اوردن منافع خود
دست به هر کاری میزنند قطعا نتیجه خوبی نخواهند داشت
باید همیشه دانست که خ وجود دارد که از همه اعمال ما با خبر است و هر بی توجهی به دستورات خداوند اثرات جبران ناپذی در سرنوشت ما دارد
همه اینها بر میگردد به اگاهی و نیت انسان .
سعی کنیم نگاه خوبی به برخی موقعیت ها داشته باشیم تا از بهترین موقعیت ها برخوردار شویم
ای سعدیا نکو کن که به مقصد نمیرسد کج رفتار انشا تعطیلات عید نوروز انشا تعطیلات عید نوروز انشا تعطیلات عید نوروز انشا تعطیلات عید نوروز انشا تعطیلات عید نوروز ادامه مطلب کانال در مورد دهه فجر برای ک ن کانال انشا دهه فجر برای ک ن کانال انشا در مورد فجر برای ک ن در مورد دهه
در مورد دهه فجر ک ن کانال در مورد دهه فجر برای
ادامه مطلب انشا های کلاس نهم
انشا به زبان عادی و ادبی
انشا صفحه 41 نهم
انشا توصیف باران به زبان ادبی و عادی
صفحه 41 مهارت های نوشتاری نهم
انشا های ادبی بسیار زیبا
انشای ادبی درباره زندگی
انشا صفحه 24 نهم ادامه مطلب کانال انشا تعطیلات عید را چگونه گذر د کانال انشا تعطیلات عید را چگونه گذر د کانال انشا تعطیلات عید را چگونه گذر د کانال انشا تعطیلات عید را چگونه گذر د کانال انشا تعطیلات عید را چگونه گذر د ادامه مطلب موضوع انشا: طنز تلخ موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir شب بود و خورشید به روشنی می درخشید. پیرمردی جوان یکّه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش اش خیابان قدم ن ایستاده بودند و درحالی که می خندید، صدای گریهٔ آنان به قدری بلند بود که ی نشنود. آن ها پیاده با ماشین به خانه رسیدند و چون هوا سرد بود، زیر باد کولر خودشان را گرم د. پسرک که دختری بیش نبود با دهان بسته گفت: بهتر است به سلمانی بروم و کفش هایم را اتو کنم. پس به نجاری رفت و مقداری چیپس و پفک ید و در راه خانه قصد نوشتن نامه ایی را داشت. پس خ ر آبی را برداشت و با خطی زیبا و قرمز نوشت:انشایم دروغی صادقانه بود.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir خبرگزاری فرهنگیان : عبدالجبار کاکایی می گوید انشا نیاز به نگاه ویژه دارد، نه این که کلاس انشا را کلاسی فوق برنامه و فانتزی بدانیم. این شاعر که سابقه تدریس در زنگِ انشا را هم دارد، در گفت وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره کلاس انشا گفت: من فکر می کنم درباره کلاس انشا خیلی چیزها بستگی به معلم ، حال و هوا و س. کتاب مهارت های نوشتاری نهم با جواب
گام به گام مهارت های نوشتاری نهم
گام به گام مهارت های نوشتاری نهم رایگان
انشا های کلاس نهم
انشا صفحه 31 نهم
انشا صفحه ۳۱ نهم
کتاب مهارت های نوشتاری نهم
انشا صفحه 21 نهم ادامه مطلب موضوع انشا: رازهای پنهان موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir همه آدم ها رازهایی دارن که درون پیچ و تاب محفوظ نگه داشتن.
راز هایی که گاهی سوزاننده تر از هر آتشی است و هیچ چیز نمی تواند مرحمی بر آن باشد.
نه می توان آن را با ی در میان گذاشت ونه دردناکت تحمل حفظش را دارد.
راز هایی که گاهی گفتنشان طوفانی را به پا میکند و گاهی نگفتنشان می را به آتشی میکشد...
رازهایی که گاهی باید تا ابد پشت لبها محفوظ بماند و گاهی باید سوختن را به جان ید و از راز های پنهان برداشت. نوشته: مهسا صلواتی  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir انشاء درباره طعم بستنی یخیانشا درباره ی حمل یک قالب یخ بدون دستکشانشا درباره طعم خورشت قورمه سبزیبرداشتن یک ظرف داغطعم لبوی داغ در روز برفیانشا در مورد بوی خاک پس از بارش بارانطعم لبوی داغ در زمستانانشا درباره بوی سیر کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری کانال انشا درباره احسان و نیکوکاری
ادامه مطلب انشا شب یلدا شش انشا در مورد شب یلدا اماده که امیدوارم خوشتون بیاد، شما هم انشا خودتونو با موضوع شب یلدا در قسمت دیدگاه ها بنویسید تا دوستان استفاده کنند. ادامه مطلب موضوع انشا: کفش موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir پرنده هاباری دیگربه سوی خانه هایشان کوچ دومرابه خیال هایم بردندکم کموبدون صدابه دیار کفش فروشی رفتم،انجایک جفت کفش باخط های زردوبنفش درون ویترین خودنمایی می کرد.به درون مغازه رفتمازفروشنده خواستم که ان ها رابرایم بیاورد.اماگفت:قبلافروخته شده اند.بانارحتی به انهاچشم دوختم وغصه خوردم.ناگهان ص ازدورفضاپیچید.وگفت:مرامی خواهی که من را بپوشی ودر خیابان ها جولان دهی.وبه خود مغرورشوی،امانمی دانی که من برای انی هستم.که فقط کفش می خواهند.ونخواهند جولان دهند من برای ساده هاهستم،گفتم:اما تو بسیارزیبای.ونیز من کفش می خواهم.تو هستی که معین میکنی که مال چه ی باشی.گفت:به جایش جه می دهی گفتم:غرور مرا.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: د مثل دلاوری موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir
فداکاری عشق نیست ،غیرت و مردانگی است از خود گذشتن است یعنی اینکه هر حادثه خطرناکی پیش بیاید جان،مال،ثروت و خانواده را در راه دین وکشورش فدا می کند..فداکار به ی می گویند که از حادثه های خطرناک و....نمی ترسد و هروقت حرف جنگ و امنیت کشور می شود با جرأت می گوید :من هستم و تا آ از کشورش دفاع می کنم ما در جوامع امروز و گذشته فداکار هایی مثل ،محمد حسین فهمیده ،شهید آوینی ،چمران فیروز حمیدی،آتشنشان هایی که در حادثه پلاسکو جانشان را فدا د که همیشه دلاوری هایشان و مردانگی هایشان در خاطرمان هست و هیچوقت یادمان نمی رود.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: مناجات به زبان ریاضی موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir از کدام زاویه به نظاره بنشینم و با کدام گزینه معماهای مجهول چگونه شدن را حل نمایم؟ آیا به سمت مثبت بی نهایت(تعز من تشاء) میل کنم یا به سمت منفی بی نهایت (تذل من تشاء)؟ در این هیچ ضلعی دایره واری که بر ذهنم احاطه دارد و بر محور منیت می چرخم و جبرآلودگی ها مرا محاصره ای 360 درجه کرده اند، خداوندا! چه روشی برای حل معادلات لازم است؟ راه گریز از پوسته ضخیم رادیکال جهل را به من بنما تا حاصل آن روز را مثبت کنم. خداوندا! با پاک کن لطفت، خطوط کشیده بر چهره حقیقت را حذف کن تا برآیند نیرو ها صفر شود، کاری کن تا همچون اقیانوس، عمود بر زمین بایستم و نمودار وجودی ام را با مختصات قابل تعریفی رسم کنم.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: گردش ایام موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir روز ها سال ها و ماه ها در پی هم می آیند و میروند و ما هر روز پیر تر میشویم و از جوانی ما فقط یاد و خاطره میماند به قول صاعب تبریزی:
آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا/از جوانی حسرت بسیار میماند به جا مثلا همین بهار که شد درختان از خواب زمستانی بیدار شدند هوا دلپذیر شد گر کدورت ها را کنار زدیم همه لباس تازه به تن د حتی درختان ما آنقدر سرگرم کار و مساعل بودیم که زیبایی بهار را فراموش کردیم تا به خود آمدیم تابستان با روز های گرم و پر حرارت رسید و میوه ها هم رسیدند.
هندوانه بزه طالبی سیب گل هلو و یک باره دیدیم پاییز با تن پوش زرد هوهو کنان از راه رسید و لباس درختان را عوض کرد برگ های خسته زیر پای مسافران خش خش کرد تا آمدیم با پاییز و هنر نمایی اش چای و قهوه ای بنوشیم فراش زمستان آمد و چای را برد و گفت یخ کرده است عوضش میکنم. سماور و بخاری را روشن کردیم از پنجره کنار در خانه که نگاه همه جا از قوی سفید پر بود شاید هم اردک ها و مرغ های سفید تا در را باز که به آن ها آب و دانه ای تعارف کنم پر کشیدند به اوج آسمان و مهاجرت را آغاز د. حالا آغاز بهار دیگری بود و شکوفه ها و پرستو های کوچک آمدند واژه های مترادف: یاد و خاطره -سال و امسال واژه های متضاد: گل و خار -پیری و جوانی-آمدت و رفتن شبکه معنایی: روز – ماه – سال-بهار-تابستان-پاییز -زمستان/هندوانه- بزه-طالبی-سیب-گل -هلو گسترش واژه: روز های گرم و پر حرارت-هوهو کنان-هنر نمایی-خش خش-دلپذیر-گرد کدورت ها-برگ های خسته تنوع افعال: می آیند-میروند-می ماند-آمدیم- شد-کنار زدیم-رسید-عوض کرد-روشن کردیم-نگاه -اغاز د-پر کشیدند-بود-است-فراموش کردیم  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: طبیعت موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir خداوند جهان هستی را به گونه ای افریده است که انسان از درک این افریده ها و مخلوقات عاجز است اگر دقت لازم را برای دیدن اطرافمان به کار بگیریم به این پی میبریم که خداوند متعال چگونه همه چیز را بدون هیچگونه نقصی افریده چیزی که مرا به شدت مهو خود کرده مورچه است که با جثه کوچک خود نیمی از سال را مشغول کار و جمع اوری روزی خود است.طبیعت سهم موزنی از زندگی موجودات و گیاهان حتی انسان که مهم ترین انهاست در بر میگیرد همه اینها میتواند بخش کوچکی از طبیعت با عظمت باشد که ان را مشاهده میکنیم.؛طبیعت رنگ زیستن را به خود گرفته است همه جای طبیعت بوی شکفتن جاریست قدرت طبیعت نامحدود است و در قالب های تصور و تاقل ما نمی گنجد.پلکهایت را با قدرت امید بگشا طبیعت و این جهان را با زیبایی ببین.قدم هایت را برای قدم زدن در طبیعت استوار کن.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: پرندگان مهاجر موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir صدای وشان پرندگان در آسمان آفت شنیده میشود نگاهی به آسمان میاندازم تا به نغمه های زیبایشان گوش دهم...
دسته دسته پرندگان مهاجر با رنگ های متفاوت و صدا های متفاوت در حال عبور از آسمان شهر ما هستند...
در عجایب خلقت میمانم! چگونه این پرندگان هر کدام جداگانه پرواز میکنند و هیچ کدام راه خویش را گم نمیکنند؟!
وااااااای خدای بزرگ چه میکنی تو!
غرقه ی تماشای پرندگان بودم و زمان از دستم در رفته بود خیلی صحنه ی زیبایی بود و من با هیجان تماشا می ...
من معتقدم که این پدیده ی زیبا کمک میکند تا همه ی ما بتوانیم به معرفت و شناخت خداوند دست ی م... معرفت کردگار
دیدن این عالم است
خوب جهان را ببین
هرچه که بینی کم است  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: سنگ صبور موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir خود را در آغوش گرمت می فشارم و جهان کوچکم را در میان بازوانت جای می دهم و امیدی به زندگی پیدا میکنم و غم های جهان را مانند فردی که آ ایمر دارد فراموش میکنم. زندگی را با تو میخواهم همانطور که تو را سفت در بغل خود جای داده ام. با ص آرام نام مقدست را بر زبان می آورم به طوری که لاله های گوشت به وجد می آید. صورتم را در گردنت میگذارم و لب هایم را به گوشت نزدیک میکنم. ولی ولی سکوت اختیار میکنم دلم پر از غم و اندوه است نمی دانم چه بگویم. خیلی حرف های ناگفته دارم ولی نمی دانم چه بگویم بغض بزرگی راه گلویم را تنگ کرده بود. ای اشک بر روی چشمانم پدیدار شد.و سیل اشک روی گونه هایم جاری شد و اشک هایم بی صدا روی پیراهنت،که بوی عطر مورد علاقه ی من را می دهد که ریه هایم را با طراوتش پر کرد. و پیراهنت به آرامی قطره ها را به آغوش می کشد. من این متن را هر روز در ذهن خود مرور میکنم و دوباره برای خود تکرار میکنم. ای وجودم؛ای ی که تو را تا حد مرگ میپرستم ای همه جان و جهانم دلم بیمار دستانت است. گرمای وجودت را به سلول های بدنم تزریق کن تا از این بیماری رها شوم و شفا یابم.
...دوستت دارم"مادر"...  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: علم بهتر است یا ثروت موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir به نظر من انسان به هردو در زندگی روزمره نیاز دارن هم به علم و هم به ثروت .
ما باید درس بخوانیم و تحصیل کنیم تا به ثروت برسیم یعنی وقتی ما تحصیل میکنیم و از علم زیاد بهره ببریم میتوانیم با داشتن یک شغل عالی و مناسب در آمد بسیار داشته باشیم و ثروتمند باشیم و حتی برع .
وقتی ما به محل تحصیل (مدرسه یا ) میرویم باید با ثروت خود برویم و ثبت نام کنیم تا عالم شویمیا وقتی در به تحصیل می پردازیم باید به مدیر آن شهریه بدهیم پس ما برای یافتن علم به ثروت نیازمندیم و برای به دست آوردن ثرفت به علم .
ما نمی توانیم بگوییم کدام یک بهتر است چون در زندگی روزمره به هردو نیاز داریم.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: خود را به نسیم نوازشگر می سپارم موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir گل قاصدک بچه های بزرگ شده اش را آماده می کند تا با اولین باد بهاری،آن ها را در نسیم نوازشگر بهار رها کند. گل قاصدک به هر یک از بچه هایش یک دانه می دهد و موهایشان را شانه می کند تا به راحتی بتوانند در آسمان به پرواز درآیند. گل قاصدک از پرندگان مهاجر شنیده بود که نسیمی ملایم تا فردا می رسد.او به هر یک از بچه هایش یک کوله پشتی پر از غذا داده بود تا چند روزی که جای مناسبی برای ماندگار شدن پیدا می کنند از آن تغذیه کنند. فردا صبح،آمدن نسیم حس می شد.گل قاصدک بچه هایش ر دار کرد تا آماده ی رفتن شوند. با آمدن نسیم بچه ها یکی یکی می گفتند:(خود را به نسیم نوازشگر بهار می سپارم)و بعد خود را در آن رها می د تا به سرنوشت خود برسند. گل قاصدک با دیدن این لحظات، اشک شوق از چشمانش سرازیر شد و آنقدر به افق نگریست تا بچه ها در آن ناپدید شدند. نویسنده: بهداد نصیری  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: علم زندگی را هموار می کند موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir مقدمه: تا به حال به کلمه علم شیده اید؟
به نظرتان علم یعنی چندین سال درس خواندن یا ب تجربه از ان دیگر؟ بدنه: علم تنها یه این معنا نیست که کتاب های مختلف را بخوانی یا چند سال پی یا پی به مطالعه کتاب های مختلف بپردازی علم واقعی یعنی عمل به آموخته ها علم بدون عمل مانند این است که از مادرت قدر دانی کنی ولی دستش را نبوسی و این فایده ای ندارد. انسان دانا علاوه بر خود بلکه به اطرافیانش هم سود می رساند. علاوه بر خود میتواند ناهمواری های زندگی انسان های دیگر را هم هموار کند علم به زندگی امید و زندگی را رنگی میکند. نتیجه: البته انسان بی علم مثل درختی است که میوه نمیدهد اما برای اینکه علم داشته باشی و زندگی برایت هموار باشد. باید سرمایه رسیدن به علم را هم داشته باشی نویسنده: mahsa af  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: یکی از روزهایی که آرزویش را دارم موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir «بسمه تعالی» زندگی زیباست چشمی باز کن
گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را ش ت
نسیم به شیشه پنجره اتاقم میزند؛بیدار میشوم و به سویش میروم.پنجره را میگشایم،گویی نسیم هدیه ای با خود آورده است!:) آری او دامان خود را از عطر گل های محمدی و نم باران پر کرده است.صورتم را نوازش میدهد و از لا ب لای موهایم رد میشود.
نفس عمیقی میکشم،این بو تمام اعضای بدنم را سر حال میکند.به بیرون مینگرم،غنچه های زرد و سرخ صورت کوچکشان را با قطره های ریز باران میشویند.
این روز را نمیخواهم از دست بدهم،شتابان به طرف در خانه رفتم تا به بیرون برم.
قدم ن راه میرفتم...
گنجشک ها روی شاخه های درخت سبز و بلند قامت نشسته اند و آواز گوش نوازی از خود به سر میدهند.
ب سوی رود خانه ی کوچکی ک آب زلالی دارد میروم، پاهای خود را در آب فرو میکنم، سنگ ریزه ها کف پاهایم را نوازش میدهند.
روی تکه سنگ بزرگی ک کنار رود خانه بود مینشینم،کوه هارا میبینم که مانند مادری مهربان روستا را در آغوش خود گرفته است.
روی سبزه ها دراز میکشم و چشمانم را میبندم،انگار ی در گوشم ای میکرد. میگفت:«فراموش نکن که زمین از لمس پاهای ات لذت میبرد و باد مشتاق بازی با موهایت است.»
می ایستم و دستانم را سو به آسمان بلند میکنم :«خدایا تو را سپاس برای نعمت های بی نظیر و بی شمارت.» برگ درختان سبز در نظر هوشیار / هرورقش دفتریست معرفت کردگار  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir موضوع انشا: جنگل جادویی موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir وارد جنگل شدم.چهارمین بار بود وارد این جنگل می شدم. هر چهار باری که وارد این جنگل می شدم، منظره ای متفاوت روبه روی خود می دیدم.
اولین باری که وارد این جنگل شدم، جنگل،جامه ی سفید بر تن کرده بود.
شاخه های قهوه ای رنگی که برف آن هارا به رنگ سفید تغییر داده بود.
تقریباً بعد از 9ماه دوباره وارد این جنگل شدم. این بار جنگل سراسر زرد بود. برگ های زرد و نارنجی که از درختان آسمانی آرام آرام با د و در کف جنگل خو دند.
سومین باری که وارد این جنگل شدم، نسبت دفعه ی قبل از زمین تا آسمان فرق کرده بود. جنگلی سرسبز که دیگر در آن خبری از رنگ زرد نبود.
این بار که وارد این جنگل شدم، در نگاه اول چندان تفاوتی با دفعه ی قبل نداشت.
ولی وقتی که وارد جنگل شدم تفاوت ها را احساس . مثلاً دفعه ی قبلی که وارد این جنگل شدم شکوفه های سفید و سرخ نبود اما این بتر شکوفه های مختلف روی بوته ها بود.
در راه برگشت به خانه داشتم به آم جنگل فکر می . برایم عجیب بود که چرا هر بار که وارد این جنگل می شدم با دفعه ی قبل فرق می کرد.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir انشا در مورد محل زندگی ما کلاس هفتمموضوع انشا ایرانانشا در مورد ایران کلاس ششمانشا درمورد اسمان شب کلاس هفتمانشا درباره محل زندگی ماانشا در مورد آسمان شبانشا در مورد ایران زیباریز موضوع آسمان شب موضوع انشا: علم منطق موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir دو شاگرد پانزده ساله دبیرستان نزد معلم خود آمده و پرسیدند: اصولا منطق چیست؟ معلم کمی فکر کرد و جواب داد: گوش کنید، مثالی می زنم، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف. من به آنها پیشنهاد می کنم کنند. شما فکر می کنید کدام یک این کار را انجام دهند؟ هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند: خوب مسلما کثیفه! معلم گفت: نه تمیزه. چون او به عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه ی می کند؟ حالا پسرها می گویند: تمیزه! معلم جواب داد: نه، کثیفه، چون او به احتیاج دارد و باز پرسید: خوب، پس کدامیک از مهمانان من می کنند؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند: کثیفه! معلم دوباره گفت: اما نه، البته که هر دو! تمیزه به عادت دارد و کثیفه به احتیاج دارد، خوب بالا ه کی می گیرد؟ بچه ها با سردرگمی جواب دادند: هردو! معلم بار دیگر توضحیح می دهد: « هیچ کدام! چون کثیفه به عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند: بله درسته. ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است معلم در پاسخ گفت: خوب پس متوجه شدید، این یعنی: منطق! و از دیدگاه هر متفاوت است…( حکایت دانش آموزان ۱۱ انسانی با اقای قاسمی )  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir معنی ضرب المثل برو کار کن مگو چیست کار
انشا در مورد برو کار کن مگو چیست کار
معنی شعر برو کار میکن مگو چیست کار
انشا درباره برو کار کن مگو چیست کار
انشا برو کار کن مگو چیست کار
مفهوم برو کار کن مگو چیست کار
برداشت خود از ضرب المثل برو کار میکن مگو چیست کار
معنی ضرب المثل برو کار میکن مگو چیست کار ادامه مطلب شخصیت نگاری
موضوع انشا: پیرمرد خوش ذوق موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، ، نوشتن انشا - enshay.blog.ir بعضی ادها در دست زندگی خود را گم میکنند و همه چیز را فراموش میکنند اما بعصی ها هن سعی میکنند به بهترین نحو زندگی کنند درست همانگونه ک از کودکی دوست داشتند
میخواهم درمورد یکی از این افراد بنویسم درمورد پیرمرد تعمیرکاری ک بسیار خوش ذوق است پبرمرد حدود 60 سالش است اما همیشه مرتب و اراسته است با اینکه تعمیرکار است اما لباس هایش همیشه مرتب و تمیز است و لباس کار ج دارد
همیشه موهای مایی رنگش را شانه کشیده و با کشی پشت سرش بسته است موهای مایی رنگی که اگر در ان دقت کنی چند تار سمج سفید را میبینی ک بنظر نن به زیبایی پیرمرد افزوده است
پیرمرد سعی میکند همه ی کارهایش را به نحو احسنت انجام دهد در ان خیابان همه از پیرمرد و امانت داری و درست کاری ان صحبت میکنند او عاشق طبیعت است و همه در نگاه اول متوجه این موضوع میشوند ا تعمیرگاهش پر از گل و گیاه است و چند قفس پرنده به سقف اویزان است اوایل که با پیرمرد اشنا شده بودم فکر می تعمیرگاه را چ ب گل و گیاه
اما الان متوجه شدم کار پیرمرد بهترین کار است انطور که دلش میخاهد زندگی میکند و تن به اجبار هاب نفرت انگیز دنیا نمیدهد کاش ما هم بتوانیم مانند او زندگی کنیم همینطور شاد و عاشقانه.  انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir