اونها کنیم اینکه خیلی خاطر اینکه

به نقل از خبرگزاریها در مورد اونها کنیم اینکه خیلی خاطر اینکه : http://s5.picofile.com/file/8130191026/10540317_1433171306962675_170785902_n.jpg دلیل اینکه آهنگ جدید سیروان هنوز کامل نشده اینه که با گروه جدید داره تمرین میکنه، دلیل اینکه با گروه جدید تمرین میکنه اینه که گروه قبلی بدون اعلام قبلی همه باهم تصمیم گرفتن که برای ضربه زدن به سیروان و درست قبل از تور کنسرتهای جدید با سیروان همکاریشونو قطع کنن. برای سیروان ما هوادارا انقدر مهم بودیم که با تلاش شبانه روزی به سرعت یه گروه جدید درست کرد و اجازه نداد کنسرتها کنسل بشه، اما برای گروه قبلی تنها چیزی که مهم نبود ما بودیم. ما نباید از رفتنشون ناراحت باشیم بلکه باید خوشحال باشیم که اونها رو خوب شناختیم. البته این فقط شامل حال اعضای گروه قبلی نمیشه بلکه ما خودمون اشتباه کردیم که هر ی که اطراف سیروان و زانیار بود رو حمایت کورکورانه کردیم. ما به خاطر سیروان و زانیار به کنسرت اطرافیان اونها رفتیم اما نمیدونستیم که اونها فقط به خاطر منافع خودشون کنار سیروان و زانیار هستن و دارن از اونها و ما سو استفاده میکنن. تا این افراد به جایی نرسیدن بهتره دست از حمایت کورکورانه برداریم و بهشون نشون بدیم که جایگاه واقعیشون کجاست... فقط می تونم بگم عالی بودین فوق العاده بودین . بهتون افتخار می کنم ^__^ خیلی خوب بودین !! مرسی عاقای حقیقی خیلی خوب کار کردین و مرسی رضا جان بابت حمله های زیبایی که کردی خیلی وقتا مخصوصن اون ضربه ی سر نزذیک بود گل بشن ولی نشدن خُب باید بگم شاید دلیلش این بوده ک داور یه طرفه کار کرد ولی مهم نیست دیگه ولش مهم اینکه خیلی خوب بودین !! همگی مون توی یک سیکل معیوب گرفتاریم ،از پدر و مادرها شروع میکنم ، از اول جوونی که با هم پیمان عشق میبندند چشم انتظار بچه هستند !بچه که به دنیا اومد تمام شور و حال و عشقی که به هم داشتند از روی همدیگه برمیدارند و روی بچه متمرکزش میکنند !اون بچه میشه مرکز هستی و این دو دورش میگردن !بزرگش میکنند ،بهش عشق میورزند ،همه ی امکانات لازم برای ر. چندی پیش علی به دادگاه انقلاب رفته بود. اینکه علی چرا به آنجا رفته بود سوال بزرگی در ذهن خیلی ها به وجود آورد.

خیلی ها فکر می د به خاطر شکایتی که از محمد مایلی کهن داشته به آنجا رفته اما وقتی در جواب خبرنگاران حاضر در دادگاه گفته بود که حضورش ارتباطی به رسانه ها ندارد، همه چیز پیچیده شد. به صورتی که همه فکر می د مشکل تازه ای پیش آ. هافبک ملی پوش ان در مورد اینکه می گویند به خاطر پیشنهادی که از خارج دارد به ترکیه نرفته است گفت: «من حتی یک پیشنهاد رسمی هم ندارم.کجا می خواهم بروم که بخواهم بابت رفتن به آن تیم با مدیران باشگاه به مشکل بخورم؟ضمن اینکه اگر پیشنهادی هم باشد در وهله اول باید مسئولان با ج ام موافقت کنند در غیر اینصورت نمی توانم جایی بروم چون قرار داد دارم.هنوز پیشنهادی به دست من نرسیده است.نه تنها پیشنهاد اروپایی،بلکه هیچ پیشنهاد خارجی ندارم.»

به نقل از فوتبال ایران، او ادامه داد:«هنوز جوان هستم و فرصت دارم.این فصل نشد،فصل آتی لژیونر می شوم.سنم بالا نیست که بخواهم غصه پایان فوتبالم را بخورم.خیلی دوست دارم که برای فصل آتی فوتبالم را در خارج از ایران دنبال کنم اما وقتی امکانش فراهم نشود افسوس نمی خورم.تلاشم را بیشتر می کنم تا در آینده این اتفاق برایم رخ بدهد.»

حاج صفی در مورد شایعه ج نویدکیا تاکید کرد:«این خبر را بشنوید و باور نکنید.محال است محرم چنین تصمیمی گرفته باشد.عده ای برای او و ان حاشیه سازی کرده اند.خیلی از بازیکنانی که الان در ان بوده اند یا قبلا در این تیم بازی کرده اند به خاطر محرم انی شده اند.حالا چطور ممکن است که کاپیتان تیم مان تصمیم به ج گرفته باشد؟تمامی این حرف ها پوچ و بی اساس است.محرم اسطوره فوتبال مان است.اجازه نمی دهیم برود.»

او در پایان در مورد وضعیت کارلوس کی روش گفت:«در میان مربیان خارجی و مطرح دنیا ،بهتر از کی روش برای فوتبال مان پیدا نمی کنیم.باز هم می گویم که این مربی باید حفظ شود.برای ملی پوشان خیلی سخت است که با ج و نبود این مربی کنار بیایند.»
خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا d.c نمی کند.

خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند.

خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه این همه friend برای من add می کند.

خدا را دوست دارم، به خاطر این همه wallpaper که update می کند.

خدا را دوست دارم، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی . یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت، هشت، نه و صفر. با همین ده نماد می تونیم هر عدد منطقی قابل تصور رو بنویسیم. اما چرا این نمادهای خاص؟ چرا ده تا از اونها؟ و چرا اونها به این شیوه کنار هم می چینیم؟ تعدادی موش آزمایشگاهی رو به است آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند.
حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند ۱۷ دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونند زنده بمونند به همون است انداختند.
اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادند.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه د دوباره اونه. خیلی ها بودن که برای ما خیلی کارا ،خیلی ها به خاطر خیلی چیزها از خیلی چیزها گذشتن،خیلی ها به خاطر ما از خیلی چیزها گذشتن،خیلی ها به خاطر خیلی چیزها از خودشون گذشتن. کاش قدر خیلی ها رو بیشتر بدونیم و از خیلی چیز ها به خاطر همون خیلی ها بگذریم.اگه یه ده فکر کنیم ،می فهمیم ما خیلی چیزامون رو مدیون همون خیلی هاییم!!! 14/3/1391 "از خودم"  غروب منزل مادرشوهر مونده ام. مدیر رفته سراغ چندین مراسم افتتاحیه و جشن انقلاب که درشهرمون برگزار می شده.قراره فقط چند ساعت تحمل کنم تا مدیر برگرده.به مادرشوهرم نگاه می کنم که صبح و شب برایش فرقی نمی کند. همچنان روی تخت کنار اتاقش خو ده. انگار منتظر است. مطلقا اهل صحبت نیست. تک و توک ناله ای می کند و از درد کمر و زانویش می نالد. کاری . تعدادی موش آزمایشگاهی رو به است آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند. حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند ۱۷ دقیقه بود. سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونند زنده بمونند به همون است انداختند. اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادند. بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه د دوباره اونها رو به است . سلام صبح بخیر
اول صبح یه توصیه به این خانومای محترم ... تو رو خدا ... به خاطر حفظ آبروی کل جامعه نسوان هم که شده یه ذره خوب رانندگی کنید.... حالا رانندگی هیچی... چرا اینقدر بد پارک میکنین

باید کار کنم و مگویم چیست کار... که سرمایه جاودانیست کارخب اینهمه کار روی هم تلمبار و نشستم و راحت و بی دغدغه دارم پست مینویسم




پ ن . ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪی ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐن:

فروﺭﺩﯾﻦ = ﻣﻦ ﻟﯿﺲ ﺯﺩم
ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ = ﻣﻦ ﻓﺸﺮﺩﻡ
ﺧﺮﺩﺍﺩ = ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
تیر = ﻣﻦ ﺻﯿﻐﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﺮﺩﺍﺩ = ﻣﻦ ﺑﻮﺱ ﮐﺮﺩﻡ
ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ = ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﻬﺮ = من خاروندم یک
ﺁﺑﺎﻥ = ﻣﻦ بغل
ﺁﺫﺭ = ﻣﻦ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ
ﺩﯼ = ﻣﻦ. اگر عاشقِ ی دیگر شوم، دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم!
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم،
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست، چشمانم پُر نمی شود
تقویمِ روزهایِ نیامدنت را هم دور انداخته ام.
کمی خسته ام، کمی ش ته
کمی هم نبودنت، مَرا تیره کرده است.
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام،
و اگر . هافبک ساحل عاجی من سیتی قصد دارد همچنان در این تیم به دوران بازیگری اش ادامه دهد. یحیی توره، در گفت و گو با سایت رسمی باشگاه منچسترسیتی گفت: تا جای ممکن در منچسترسیتی خواهم ماند. از اینکه مجدداً به اردوی تیم ملحق شده ام خیلی خوشحالم. از اینکه بار دیگر در کنار مانوئل پیگیرینی که مربی فوق العاده ای، احساس خیلی خوبی دارم. همه خوشحالند و این مثبت است. فصل گذشته فصل خیلی خوبی بود. امسال هم فصل جالبی خواهد شد چون تیم های مدعی بازیکنان خوبی را به خدمت گرفته اند.

وی در خصوص وضعیت خودش گفت: اوضاعم خوب است و اینکه بار دیگر در کنار تیم تمرین ، حس جالبی دارم. تاکنون پیش فصل دشواری داشته ایم و متأسفانه تابستان سختی برای خانواده ام بود. وقتی شما برادر خود به خصوص برادر کوچکترتان را از دست می دهید شرایط خیلی برایتان دشوار می شود. همه ما در غم از دست دادن او خیلی ناراحت بودیم و باید برای انجام مراسم های مربوطه به ساحل عاج می رفتیم.

یحیی توره که فصل گذشته در 35 بازی لیگ 20 گل برای آبی های منچستر به ثمر رساند در پایان خاطرنشان کرد: برادرم عاشق فوتبال بود. زمانی که او در منچستر در بستر بیماری بود تمام بازی هایی که من در آن حضور داشتم را تماشا می کرد. بعد از هر بازی هم برای ملاقات برادرم به بیمارستان می رفتم. به هر حال فکر می کنم که باید تلاش کنیم تا با این واقعیت کنار بیاییم و به مرحله بعدی زندگی مان فکر کنیم. مادربزرگم یه جزیره داشت.. چیز با ارزشی توش نبود ، در عرض 1ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی، ولی واسه ما مثل بهشت بود. یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش. با یه قایق ماهیگیری اومده بودند و خودشون رو با نارگیل سیر می .خوب حالا چطور میشه از شر موش ها توی یه جزیره خلاص شد... مادر بزرگم اینو بهم یاد داد.
ما یه بشکه نفتی ر. محمد علی : سلام رها جان
راستش چند تا سوال زیر چند روزه ذهنم رو درگیر کرده و منو از ادامه تمرینها بازداشته . هر چی هم برای خودم دلیل میارم قانع نمیشم . خواهش می کنم لطف کن و منو از این سردرگمی نجات بده.

۱-شما میگید صفتهایی مثل حسد ، غرور ، حقه بازی و..... بد نیستند و ما فقط به خاطر اینکه سایرین مارو قبول داشته باشند به تدریج اونها رو در. سلام عزیز. راستی همون جور که می دونی من دختر کم توقعی هستم. فقط یه سری موارد هستن که اونها هم فقط به خاطر خودت هستش. از جمله : اگه می خوام که تحصیلات بالا داشته باشی به خاطر اینه که فکر کنی از من بهتری اگر دوست دارم که خوش تیپ باشی به خاطر اینه که هر می رو با هم دید بگه داماد سره و یه وق نگن عروس سره!!! اگر می گویم باید ماشین شاسی بلند داشته. ى هست که ندونه وودى آلن شخصیت خواهر جاسمین توى بلو جاسمین رو ساخت, تا هیچ دوستش نداشته باشه؟ خب اگه هم بود, الان فهمید دیگه! پ.ن: شناخت آدم ها از شما, عمق رابطه تون رو شکل می ده... داشت یادم می رفت! شناختشون و اینکه شما رو چى بدونن... آره! این دوتا عمق رو شکل می دن! پ.ن 2: یه سرى ها هم هستن, اینکه اینجا رو نمى خونن, هم بده, هم خوب... از اونا! این بی عقل ها حتی در پلیس آهنی هم سعی دارن به رئسای اصلی تصمیم گیر در کشورشون بگن بابا بیاین به ایران حمله کنیم ( و این حرف رو با نشان دادن صحنه ی تهران و به معنایی ایران ) اما احمق ها به احمق تر از خودتون ماس نکنین چون اونها با اینکه از شما احمق ترن ولی یک کوچولو شعورشون از شما بیشتره و می دونن با حمله به ایران چه اتفاقی می یفته برای شما. همه این متنو تا آ ش بخونن اینو همه سیروانیا تو اینستاشون به اشتراک گذاشتن تا با سیروان همدردی کنن و نشون بدن که تو هر شرایطی ازشون حمایت میکنن دلیل اینکه آهنگ جدید سیروان هنوز کامل نشده اینه که با گروه جدید داره تمرین میکنه، دلیل اینکه با گروه جدید تمرین میکنه اینه که گروه قبلی بدون اعلام قبلی همه باهم تصمیم گرفتن که برای ضربه زدن به سیروان و درست قبل از تور کنسرتهای جدید با سیروان همکاریشونو قطع کنن. برای سیروان ما هوادارا انقدر مهم بودیم که با تلاش شبانه روزی به سرعت یه گروه جدید درست کرد و اجازه نداد کنسرتها کنسل بشه، اما برای گروه قبلی تنها چیزی که مهم نبود ما بودیم. ما نباید از رفتنشون ناراحت باشیم بلکه باید خوشحال باشیم که اونها رو خوب شناختیم. البته این فقط شامل حال اعضای گروه قبلی نمیشه بلکه ما خودمون اشتباه کردیم که هر ی که اطراف سیروان و زانیار بود رو حمایت کورکورانه کردیم. ما به خاطر سیروان و زانیار به کنسرت اطرافیان اونها رفتیم اما نمیدونستیم که اونها فقط به خاطر منافع خودشون کنار سیروان و زانیار هستن و دارن از اونها و ما سو استفاده میکنن. تا این افراد به جایی نرسیدن بهتره دست از حمایت کورکورانه برداریم و بهشون نشون بدیم که جایگاه واقعیشون کجاست پست نگهبانی اش افتاده بود نیمه شب سر پست نشسته بود رو به قبله و اطرافش رو می پایید آروم آروم هم با خودش می کرد ... نفر بعدی که رفت پست رو تحویل بگیره دید مهدی افتاده به سجده با صورت افتاده بود روی خاک هر چه صداش کرد ، جو نشنید بلندش کرد دید یه تیر خورده به پبشونیش و شهید شده ... فکر شهادتش اذیتمون می کرد غریبانه شهید شده بود توی تنهایی ، ن. بهرام افشارزاده در مورد جلسه ای که امروز با علی نظری جویباری داشت و اینکه چرا اخبار نقل و انتقالات استقلال به صورت مشکوک منتشر می شود و ی در باشگاه بابت این مسئله پاسخگو نیست، اظهار داشت: جلسه امروز مربوط به امور تیم بود و چیز خاصی نبود. تصمیم گرفته شد که تیم به ترکیه برود. از سویی در مورد چگونگی نقل و انتقالات صحبت کردیم. من اصلا خود. تعدادی موش آزمایشگاهی رو به است آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند.
حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند ۱۷ دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونند زنده بمونند به همون است انداختند.
اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادند.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه د دوباره اونه. در جایی خوندم که آقای حسین زاده عضو فهیم هیات مدیره بانک ملی گفته اند: « ... مدیریت بر زیرمجموعه در شرایطی که بیشترین آنان افراد تحصیل کرده و اهل مطالعه باشند بسیار دشوار و در عین حال ساده است! ... دشوار است چون همه افعال مدیر را زیرنظر می گیرند. زیرنظر می گیرند و تجزیه و تحلیل می کنند. و ساده است چون می فهمند! آنان در سخت ترین شرایط قادر . داره نم نم بارون میاد ... خدایا شکرت ب خاطر مهربونیا و لطفت !بخاطر اینکه بازم با وجود روسیاهى بنده هایی مثل من پرازگناه، داره بارون میاد .خدایا شکرت بخاطر اینکه میبخشی گناهامون و بچگیامون ... دیروز مردم رفتن تو دریاچه خشک شده پریشون دعای بارون ، خدایا شکرت ک هنوز تو این شهر آدمای با قلب پاکی پییدا میشن ک دعاشون اجابت میشه ... خدایا ایما. بالا ه جابجا شدیم. یه ماه و نیمه. کلاس هام رو مرتب رفتم. روی روال افتادم. الان هم امتحاناتم شروع شده. من خیلی خوشحالم که خونواده ام کنارم هستن. وروجک و تمشکم کنارم هستند. وروجک این انتقال مدرسه رو تونست بپذیره و ضربه نخوره. نادر پیشمه. این خودش خیلی خوبه. حمایتم میکنه. خداروشکر میکنم. ممنونم. دوری از مامان سخته. اما میدونم این شرایط چیز. امروز آقا پرهام ۲۰ ماهه شد ۰ من هر روز و هر ساعت و هر لحظه خدا رو شاکرم به خاطر وجود شیرین پرهام در زندگی ما۰ در این روزهای پایانی سال ، آرزو میکنم همه خانواده ها از نعمت فرزند سالم و صالح بهره مند باشند ۰ آرزو میکنم همه ی بچه های دنیا و مخصوصا بچه های پاک آریایی ، همه سلامت و شاد باشند ۰ دل کوچیک هیچ بچه ای به درد نیاد ۰ سایه پر مهر و مح. چند وقتیه که خیلی از خودم راضیم...من نسبت آدم مغرور پارسال خیلی عوض شدم، من یاد گرفتم به خاطر اینکه آروم باشم، به خاطر اینکه حل نشده ای توی ذهنم باشه پا روی غرورم بذارم و سعی کنم مشکلاتمو نه مثل بچه دوساله، بلکه مثل یه آدم عاقل حل کنم، چند وقته آرومم، با درونم در صلحم، به جای اینکه به غرورم افتخار کنم به این آرامش ناشی از نگه نداشتن حر. * مو نمی دونستُم ستاره ها هم می میرن. **همه شون میمیرن.خیلی از ستاره هایی که ما میبینیم شاید میلیون ها سال پیش مردن ولی ما به خاطر مسافتی که باهاشون داریم هنوز داریم اونها رو می بینیم. * یعنی اینقدر دورن؟ **خیلی دور ، خیلی نزدیک! **وقتی با دنیای خودمون مقایسه کنیم خیلی دورن **اما اگر با ک شان های دیگه مقایسه کنیم تازه می فهمیم چقدر به ما نز. و آزادمردی، درسی است که از حسین(ع) آموختم. اینکه در زندگی هر چه هستی باشی، ولی در اوج . در این تعریف به معنای رها شدن از قید و بند نیستی و دنیازدگی است. گو اینکه راه فلاح و رستگاری همین است. آنها که با حضرت اباعبدا... به سرزمین تفتیده کربلا و سپس به عرش خدا سفر د، جز این نبودند.
به راستی ایمان بدون حریت و پوسته ای خالی از معناست. مثل حب . هافبک ملی پوش ان در مورد اینکه می گویند به خاطر پیشنهادی که از خارج دارد به ترکیه نرفته است گفت: «من حتی یک پیشنهاد رسمی هم ندارم.کجا می خواهم بروم که بخواهم بابت رفتن به آن تیم با مدیران باشگاه به مشکل بخورم؟ضمن اینکه اگر پیشنهادی هم باشد در وهله اول باید مسئولان با ج ام موافقت کنند در غیر اینصورت نمی توانم جایی بروم چون قرار داد دارم.هنوز پیشنهادی به دست من نرسیده است.نه تنها پیشنهاد اروپایی،بلکه هیچ پیشنهاد خارجی ندارم.»

به نقل از فوتبال ایران، او ادامه داد:«هنوز جوان هستم و فرصت دارم.این فصل نشد،فصل آتی لژیونر می شوم.سنم بالا نیست که بخواهم غصه پایان فوتبالم را بخورم.خیلی دوست دارم که برای فصل آتی فوتبالم را در خارج از ایران دنبال کنم اما وقتی امکانش فراهم نشود افسوس نمی خورم.تلاشم را بیشتر می کنم تا در آینده این اتفاق برایم رخ بدهد.»

حاج صفی در مورد شایعه ج نویدکیا تاکید کرد:«این خبر را بشنوید و باور نکنید.محال است محرم چنین تصمیمی گرفته باشد.عده ای برای او و ان حاشیه سازی کرده اند.خیلی از بازیکنانی که الان در ان بوده اند یا قبلا در این تیم بازی کرده اند به خاطر محرم انی شده اند.حالا چطور ممکن است که کاپیتان تیم مان تصمیم به ج گرفته باشد؟تمامی این حرف ها پوچ و بی اساس است.محرم اسطوره فوتبال مان است.اجازه نمی دهیم برود.»

او در پایان در مورد وضعیت کارلوس کی روش گفت:«در میان مربیان خارجی و مطرح دنیا ،بهتر از کی روش برای فوتبال مان پیدا نمی کنیم.باز هم می گویم که این مربی باید حفظ شود.برای ملی پوشان خیلی سخت است که با ج و نبود این مربی کنار بیایند.» منچستر بای د سی رو دیدم. ساعت هفت و ربعه. خیلی دوست دارم نرم، ولی مجبورم برم. هم به خاطر اینکه جلسه ی مشاوره رو باید برم، هم به خاطر اینکه به یکی از دوستام جزوه بدم. برف اومده و خیلی سردمه.  خدایا، اینهمه مدت رو تنهایی تو چیکار کنم؟ باید درس بخونم ولی خیلی تنهام و همش غصه میریزه تو دلم.  دیگه هیشکیو ندارم. نه مادر، نه خواهر، نه دوست.. خیلی فکر مطلب چی بزارم بعد پیش خودم گفتم یه مطلبی خودمونی بنویسم از زندگی، از باورامون، از اینکه چقدر به این باورامون و اعتقاداتمون که هروز توی ذهن و دلمون پروبالشون می دیم عمل می کنیم ....... اینکه زندگی واقعی چقدر سخته ، اینکه از غرورت به خاطر خدا بگذری چقدر سخته، خیلی از کارهای خوب را به خاطر خدا می کنیم اما نمی تونیم از خیلی کارهای بد به خاطر خدا بگذریم مثلا:....... جواب ی را ندیم که عصبانیمون کرده و غرورمونو له کرده و................ داشتم به این فکر می اینم یه کاریه برای خدا دیگه ، اینم یه قدمه ، و خیلی از این قبیل کارها واقعا چقدر برای خدا کار سخت است ، اینکه از عزیزی نفست بگذری تا پیش خدا عزیز بشی اینکه ما همیشه هممون محبت را طلب می کنیم اما هیچوقت نمی تونیم درست محبت کنیم و اینقدر کوتاه بیائیم به خاطر خدا تا اطرافیان و حتی عزیزانمان متوجه اشتباهاتشان شوند واین چقدر می طلبد که انسان از غرورش بگذرد ؟؟؟؟ شاید همیشه به دنبال این هستیم که مان اول وقت باشد، وضو فراموش نشود، شب و................ اما نمی توانیم از غیبت و حرف و حدیث و .............بگذریم وشاید فکر می کنیم تمام نگاه خدا به و...... این قبل کارهاست درصورتی که به نظر بنده حقیر تمام اوچ نگاه خدا بیشتر به عمق زندگی و اعمال درون ان باشد خداوندا بی اغراق ما خودمان را بیشتر دوست داریم و تو بازهم ما را دوست داری ، ای کاش روزی بتوانیم جبران کنیم فقط به خاطر تو فصل تابستونه و هوای بیرون خیلی گرمه، خصوصن ظهر که آفتاب مستقیم میتابه و هوا خیلی داغ میشه... اگه گوشتون بیرون توی حیاط نگهداشتین باید بیارینش توی خونه یا یک جایی زیر سقف که خنک باشه و ظرف آبش رو زود به زود عوض کنید و آب خنک براش بزارین ... گوشها اصولن تحمل گرما رو ندارن و خدای نکرده زود مریض میشن ، اونها رو توی گرما نگه ندارین ... شرکت اِنی ایتالیا اعلام کرد به خاطر اینکه ابهامات زیادی در توافق هسته ای ایران با کشورهای دیگر وجود دارد ما نمی خواهیم خودمان را به خاطر ایران با درگیر کنیم. طلاهای دوکی که می خواست با کلود عروسی کنه یده می شه و لی نارسیس اونها را مجبور به ازدواج می کنه. دوک از دست کلود عصبی می شه و توی صورتش می زنه و کلود با تکنیک های دفاع شخصی که لیث بهش یاد داده دوک را کتک می زنه خیلی باحال بود اینجاش. مری طلاها را پیدا می کنه و می فهمه کار کاترین بوده از طرفی در رمزگشایی نامه هایی که به انگلیس می امده متوج. رژیمی ابداع کرده ام به نام «رژیم عشق»!و آن را بدین منظور طراحی کرده ام تا روش ساده ای باشد برای اینکه قلب نامزد/همسر خود را از عشق و محبت سیراب کنید و بتوانید بیرون از اتاق خواب نیز معشوقی مطلوب باشید. این روش ساده، عملی و لذت بخش می تواند تفاوتهای بزرگی را در ازدواج شما ایجاد کند.

امشب دلم بدجوری گرفته! نمیدونم واسه خاطر هوایِ برفیه، یا واسه خاطر اینکه باز همون کار تیپیکال شروع شد و یا اینکه حس کار ندارم، یا اینکه چون صرفاً و شدیداً حالم داره از خودم به هم میخوره... وای امشب تمامِ غم دنیا در دل منه...
محمدرضا پورابراهیمی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای در گفت وگو با خبرنگار سایت تحلیلی-خبری آیین، در مورد طرح اصلاح بیمه شخص ثالث گفت: اساس این طرح راننده محوربودن است و در واقع پایه این طرح این بود که تغییرات بر مبنای راننده محوری باشد .

وی اظهار داشت: یکی از بحث های که در این طرح مطرح می شود این است که ما اساس کار را بارویکرد عد بهتر تعریف کنیم و افراد مبنای پرداخت تعهدات بیمه شوند و براساس آن ها تصمیم گرفته شود یعنی به جای اینکه ماشین مبنا باشد افراد مبنا باشند و اگر اینگونه باشد به عد نزدیک تر است زیرا ی که حدود سی سال یک تصادف نمی کند باید بیمه متفاوت بدهد از ی که این چنین وضعیتی ندارد.

پورابراهیمی ادامه داد: دراین طرح تلاش شده است که از ظرفیت های قانونی سایر کشورهای هم استفاده شود و این به موضوعات مختلف کمک می کند و قاعدتا متناسب با این موضوع فضای جدیدتری هم مطرح می شود و این است که ما هم شرایط کشورمان را درک و بررسی کنیم.
وی ادامه داد: شاید مانتوانیم در برخی حوزه های فرهنگی از تجربیات دیگر کشورها استفاده کنیم ولی در حوزه مباحث مرتبط با تجربیات می توانیم از این تجربیات استفاده کنیم .

این عضو کمیسیون اقتصادی در مورد اینکه چرا در قوانین قبلی راننده محور بودن مورد توجه قرار نگرفته است گفت: انی که در تدوین قانون در سال های قبل کار کرده اند شاید غفلتی دراین زمینه داشته اند و شاید هم سهولت اخذ منابع از این بخش راحت تر بوده است و سهولت کار در بخش ماشین محور بودن وجود داشته است.

وی در مورد اینکه توجه به وضعیت راننده در بحث بیمه شخص ثالث تا چه اندازه به مسئولیت پذیری وی کمک می کند گفت: این امری مستقیم است و حتما کمک می کند زیرا همه خطاها متوجه فرد است ویکی از موارد مهم در این بخش این است که افراد متوجه باشند که اگر خودشان پشت ماشین می نشینند دقت کنند و ماشین شان مبنا نمی شود.

وی ادامه داد: خیلی از تخلفاتی که اتفاق می افتد به دلیل عدم مسئولیتی است که به عهده فرد نمی گذارند، درست است افراد در رانندگی ممکن است مقصر شناخته شوند اما خسارت ها به عهده ماشینی است که بیمه شده است و میزان سقف تعهدات به عهده ماشین است.

پورابراهیمی تصریح کرد: به نظر من پیشنهادی که در حال حاضر در کمیسیون بررسی می شود ترکیب راننده محور و ماشین محور است.

این عضو کمیسیون اقتصادی بیان کرد: ما باید شخص ثالث را تعمیم دهیم زیرا در حال حاضر بخش زیادی از جامعه بیمه شخص ثالث ندارند و حدود 6 میلیون از 18 میلیون بیمه شخص ثالث ندارند و آمار نگران کننده است و خیلی از زندانیان ما در کشور بواسطه همین تصادفات غیر عمدی است که بدلیل عدم وجود بیمه شخص ثالث دچار مشکل شده اند و ما باید این 6 میلیون را به کمترین میزان برسیم و این طرح می تواند به این موضوع کمک شایان کند. جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت : ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم ولذت ببرم ؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حس جا خورده بود ، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت ، یقه ی جوان را گرفت و او را به دیوار کوفت و فریاد زد : « مرتیکه ، مگه خودت نداری... خج نمی کشی؟» اما جوان خیلی آرام ، . اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم گفتم: دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد. گفتم: خدا کریمه، انشاله که به. به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک ن
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حت. خوشحالم به خاطر ماه رمضان .. ماه دوست داشتنی .. . ماه لذت های بیشمار .. ماه رمضان را همیشه دوست داشته ام .. به خاطر اللهم لک صمتُ که بابا روی وایت بردِ کوچکی با ماژیک آبی نوشته بود.. به خاطر اینکه فرق صمتُ و صمنا آنقدر مهم نیست ومن می توانستم از پدر بپرسم دلیلش را .. به خاطر فرنی های مادر.. به خاطر عطر وانیلش.. به خاطر سحری خوردن خونه ی اُما .. . رابطه ی مری و فرانسیس رو به وخامت رفته و مری به فرانسیس می گه که من به خاطر مردم فرانسه به اسکاتلند نمی روم حتی اگر تو بخوای من را برگردونی و ازدواجمون را اب کنی. فرانسیس خیلی ناراحته و بش هم متوجه این امر می شه که فرانسیس برای نجات مری این حرف ها را زده. کاتولیک ها ریختن توی شهر و دارن پروتستان ها را می کشن. یک گروه پروتستان ، لوییس را .
دوره بسیار سخت یت نوروزی که یک روز قبل چهارشنبه سوری شروع شده بود و تا 2 روز بعد از سیزده به در ادامه داشت تموم شده بود و از بازگشت دوباره به پادگان خوشحال بودم. بقیه بچه ها هم که تو جاهای دیگه کرج خدمت کرده بودن هم وضعیت بهتر از ما نداشتن ولی چیزی که به نظر میرسید این بود که کلانتری که اونها امکانات بیشتری نسببت به ما داشت و داغون ترین کلانتری به ما رسیده بود و ما تنها گروهی بودیم که غذا نداشتیم! و اما قبل اعزام همونطور که قبلا گفته بودم ما که پوتین داشتیم با اونهایی که پوتین نداشته بودن جدا شده بودیم و ما رفتیم یت اونها تو پادگان مونده بودن! اونهایی هم که متاهل بودن هم تو پادگان مونده بودن. جالب اینکه اونها به ما میگفتن خوش به ح ون از این پادگان رفته بودید بیرون و تنوع داشتین. ازشون پرسیدیم مگه شما چی کار کردین تو پادگان؟ اونها گفتن یک روز در میون پست میدادیم و 7 روز هم رفته بودن مرخصی! البته وقتی فهمیدن که ما هیچ مرخصی نداشتیم و هر روز هم پست میدادیم نظرشون عوض شد و گفتند که شانس آوردیم که یت نرفتیم! و من داشتم به این فکر می که اگه من هم پوتین نداشتم یک عید آروم و راحت رو پشت سر میگذاشتم! هر 48 ساعت 6 ساعت پست میدادم و بقیش در اختیار خودم بودم و تلویزیون نگاه می و فوتبال بازی می و ... غذا هم که به راه بود از اون طرف 7 روز مرخصی هم که بود ولی یک پوتین همه اینها رو از من گرفت تا یکی از بدترین عیدهای عمرم رو پشت سر بگذارم! و اما گروهان های دیگه هم یت رفته بودن که بعضی هاشون تو همون مازندران و بعضی هاشون تو اردبیل یتشون رو انجام داده بودن؛ اوضاع اونهایی که تو مازندران بودن خیلی خوب و عالی بود وکاملا راضی بودن. ولی اعزامیهای اردبیل راضی نبودن. هیچکدومشون هم مرخصی نرفته بودن ولی همه شون غذا داشتن جز ما! اونهایی که تو مازندران یت اعزام شده بودن خیلی از بازگشت به پادگان ناراحت بودن درست برع ما! اونهایی هم که 18 اسفند آموزشی شون شروع شده بود بعد یک ماه مرخصی تازه کارشون شروع شد! یک ماه مرخصی تو آموزشی چیزیه که خیلی عجیب و زیاده ولی اونها خیلی خوش شانس بودن که این اتفاق براشون افتاد. جالب اینکه دلیل یک ماه مرخصی شون ناقص بودن استحقاقی بود! آخا این عد ه که ما که استحقاقی نگرفتین این جوری مثل دیزل پست بدیم ولی اونها چون استحقاقی نگرفتن برن مرخصی؟ انتظار داشتیم بعد این همه روز آوارگی یه چند روزی بهمون مرخصی بدن ولی از مرخصی خبری نبود! برنامه فشرده آموزشی مجددا شروع شد! البته بهمون گفتم از وضعیت یتتون گزارش بنویسید که من تا میتونستم از بدیهای یت و اون کلانتری و شرایط خودمون نوشتم و کلی دلم خنک شد! ما اورکت نداشتیم ولی یه عده دیگه اور داشتن. ولی از حدود 20 فروردین به بعد گفتن که هیچ کدام از نیروهای کادری و وظیفه دیگه اجازه ندارن لباس زمستانی بپوشن. این یعنی اونها باید اورکت رو در میاوردن! به این ترتیب ما بدون اینکه اورکت داشته باشیم با اونها از نظر بحث پوشش ی ان شدیم!
تعدادی موش آزمایشگاهی رو به است آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند،

حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند 17 دقیقه بود
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونند زنده بمونند به همون است انداختند، اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادند.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه د دوباره اونها رو به است انداختند.


حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟ * 26 * ساعت !


پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودند تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این همه دوام بیارن


*امید قوه محرک زندگی است* سلام وبلاگم عزیزممم توی سالن ترانزیت نشستم.. اولین مسافرته تنهایی میرم اصفهان حس خوبی دارم هم به خاطر اینکه واقعا مسافرته خونم اومده بود پایین:)) و هم به خاطر اینکه خیلی دارم به عشقم نزدیک میشم...بالا ه میبینمش پ.ن: عزیزم تکرار کن یادت نره...آهای فریاد فریااااد عزیزم داره میاد با اون عشق خ انگاری... یا همان جوراب شلواری به حدی وقیح است که در غرب به عنوان یونیفورم مخصوص ن روسپی و شناخته می شود. همچنین کارگردانان های وگرافی برای تحریک بیشتر مخاطبان این ها، لباس چسبنده را بر تن بازیگران و می کنند. متأسفانه برخی بدون توجه به اینکه این لباس مخصوص ن بدکاره است، این جوراب شلواری های ارزان قیمت را تهیه کرده واز اینکه مد روز را به تن کرده اند احساس غرور نیز می کنند؛ غافل از اینکه با این پوشش، خود را در معرض نگاه های حریصانه مردان هیز وهوسران قرار می دهند. پیتزا غذایی است که دیگر همه آن را دوست دارند. غذایی کامل و بسیار خوشمزه ! و البته خیلی ها مثل خود ما ترجیح می دهند پیتزا را در خانه درست کنند نه اینکه از بیرون تهیه کنند. تهیه این غذا نیازمند مقدار زیادی پنیر پیتزا است که البته اگر به تازگی سری به فروشگاه های مواد غذایی زده باشید متوجه افزایش قیمت شدید آن شده اید. حال اگر ما بتوانیم پن.