اون الان حالش خوبه

به نقل از خبرگزاریها در مورد اون الان حالش خوبه : ‏یه ضرب المثلی هست که میگه اونی که خبری ازش نیست مطمئنا حالش خوبه و در حال خوشحالی، وگرنه زنگ میزد با درداش حال تو رو میگرفت


چه قدر حالم الان خوبه تو اینجایی تو این خونه کنار من ، هوای من تورو می خواد صدای من نگام خیره س به اون چشمات حواسم هست به اون حرفات چه قدر حالم خوبه باتو قربون برق چشماتو دلت اینجاست ، نگات اینجاست ولی حرفای تو اونجاست چه قدر حالم الان خوبه تو اینجایی تو این خونه خب اینجوری هم زیاد بد نیست . واسه خودم میرم میام ، مینویسم پاک میکنم ، قهر میکنم اشتی میکنم ، دلم میشکنه ناراحت میشم به روم نمیارم ، ذوق میکنم ، خوشحال میشم میخندم ، هیچ هم هیچی نمیفهمه ، نمیبینه ، نمیشنوه. خوبه ، سرم تو کار خودمه و ی کاری به کارم نداره. خوبه. چقدر سرد بود امروز هوا. اینم خوبه ! این که زیر پتو سردمه و پاهامو جمع میک. خدایا من واقعا شرمسارم در برابر اون !! اون ب بخاطر عجله های من تصادف کرد و الان خودم ازش بیخبرم !! خدایا قلبم هربار بیشتر از بار قبلش میزنه !! خدایا خودت کمکی کن فرجی کن که بدونم حالش خوبه منم وضع روحیم از این اتفاق چندان خوش آیند نیست !!این از وضع زندگیم هیچ وقت پشت خستگیهام استراحت نبود یه اتفاق گنده میوفتاد !!!!!!صداش تو گوشمه من دارم می. -اصلن فکر نمی همچین آدمی باشی! -خوبه! -خوبه؟؟؟!!! -آره خوبه. چون دو ح که بیشتر نداره... یا به نظرت آدم خوبی میومدم و الان فهمیدی خوب نیستم که خوبه چون خوبتر از اونی که هستم به نظر میام
یا به نظرت آدم بدی میومدم و الان فهمیدی خوبم که بازم خوبه چون بهتر از اونی ام که به نظر میام -!!! - سلام..25 داد امتحان سیستم خبره دارم..خیلی سخته..پویا هم حالش خوبه الان رفته پیش دوستاش که نزدیک مجتمع ستاره خونه دارن و دیگه قراره پیش ندا نمونه...ندا (خواهرزادش)خیلی در حقش لطف داشت. امیدوارم همه چی خوب پیش بره و روزگار بهش لبخند بزنه...خدا رو شکر. خدا رو شکر امروز بانو پست گذاشته بود و من خیلی خوشحالم که الان حالش خوبه امیدوارم جواب آزمایشا هم اوکی باشه راستش این چند روزه همش به وبش سر میزدم تاببینم حالش چطوره ولی خوب خبری ازش نبود دست خودم نبود منم اصلا حال وحوصله آپ و نداشتم نمیدونم چرا ولی بانو یه جور عجیبی به دلم نشسته بیشتر از بانو من نگران مادرش بودم و از خدا میخواستم که کمکش کنه این روزا رو راحت تر بگذرونه خدا یی خیلی سخته که شاهد بیماری و ناراحتی بچه ات باشی امیدوارم که هردوشون سلامت باشن و دلشون شاد باشه اما اندر احوالات خودم من هفته ی پیش رفتم پیش جراحم ایشون بعد از معاینه گفتن که خوبه تو فعلا مشکلی نداری پنج ماه دیگه بیا تا برات سونو بنویسم بهشون گفتم ینی نباید آزمایشی چیزی انجام بدم تا معلوم شه که من خوب شدم جوابشون جالب بود و شنیدنی : ما هیچ سندی نمیتونیم به شما بدیم و بگیم خوب شدین یا بر فرض بگیم جواب این تست اگه مثبت بود ینی خوبی اگه منفی بود ینی نه !!!! «««همین که الان ح خوبه ینی شما سالمی »»» من : :-ا و بازم من : o:o خوب منم چون همیشه اون نیمه ی پر لیوان برام مهمتره تصمیم گرفتم که حالم رو همچنان خوب نگه دارم تا این آقای کنسر پررو به سرش نزنه که دوباره بیاد پیش ما مهمونی درهر حال چیزی که الان و در این لحظه برام اهمیت داره اینه که امروز یه روز قشنگ خداست و منم امروز احساس خیلی خوبی دارم پس همین برام بسه تا درودی دیگر بدرود شاد باشید خدا یارو نگهدارتون خخخخخخخ به به چقدر خوبه :)البته حالم خوب نی خسته ام ولی اوضاع خیلی خوبه خیلی. ..باهاش راحت دیگه حرف میزنم راحته راحت تازه دوباره مثه قبل پررو شدم. . درسته که وقتی این وبو درست اون عشقم بود ولی حالا فمیدم که نخیرعاغا ما فقط به عنوان دوست معمولی در کنار هم شادیم :)خدایا همیشه مراقبش باش حالش خوب باشه...کاری کن وقتی حالش بد بود بیاد پیش خودم. خداهه چرا همیشه دیر میشه یا من دیرمی رسم امروز یکی دیگه رو هم از زندگیم خط زدم ته دلم و عقلم میگه کارت درست بود.... قلبم میگه نه ........................ و من باز به قصه زندگی دیررسیدم.......................... خداهه خودت می دونی از چی دلگیرم. خودت می دونی نگران چی هستم . می دونی نه؟ الان آروم باشم؟ اعتماد م؟ خوبه. داشتنت خوبه. زندگی توی دنیای تو خوبه. همین که ت. من دیگه چیه بابا ؟؟! ما خوبه ... تو خوبه ... وقتی باشی و بشه بهت گفت تو خوبه ... نه که نباشی و هی توی دست نوشته ها پر از او باشه ... الله مهربونم ... تو تویی و همینه که عالیه ... او رو هم تو ی من کن لطفا ... تو بشه ... که هی بگم "تو چی دوست داری؟" "تو هم میخوای؟" "تو ح خوبه؟" " تو چه خوبه که هستی..." یا اصا "چرا تو درداتو با من شریک نمیشی؟" ...
خیلی دلم میخاس الان تو تلگرام یو داشتم که بهش مسج میدادم. در مورد و کتاب و این حرفا حرف میزدیم. دوست داشتم به مسج بدم ولی اون حالش خیلی خوبه و دلم نمیخاد پیشش چسناله کنم.  مهسا هم پیش خانوادشه. تنهام. خودم خاستما. ولی نمیخام!!!  چقد زندگیم مز ف شده. فقط امیدم به اون چند روزیه که مهسا میاد. بعدشم که مامانبزرگم میاد و یه هفته میمونه. .
همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم می رن
هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه می گیرن
به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره
واسه همین ج تو ی جدی نمی گیره
به جز تو همه میدونن واست این مرد می میره
واسه همین ج تو ی جدی نمی گیره
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه …
همین خوبه

همین خوبه که با اینکه چشاتو روی . چقدر خوبه اینجا مینویسم.چقد بده انقد پریشون حالم این چند روز اتفاقای بدی افتاده.همه جا هاب داره.حال من چطوره؟من همیشه تا پایان بحران خودمو خوب نگه میدارم و بعد که تموم شد انگار منم شل میکنم میفتم... الان تو مرحله ی  قوی نگه داشتنم مثلن کابوسا تموم نمیشن. فهمیدم عادت صبح پیاده روی از حال بد رو از مامان به ارث بردم. صبایی که بیدار شی ب. تو می خندی ... چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم ... پی نوشت : من الان ... همین الان ... حالم خیلی خوبه مهدی خیلی ناز شده، هفته پیش پنج شبانه روز تب کرده بود و دو بار بردیمش و هر چی دارو میخورد اثر نمی کرد تا اینکه بالا ه آ ین دندونش ، بیستمین دندانش نیش زد و دیگه حالش خوبه و مادرجونش هم از شمال اومده بود برا همین پنج روز نرفت مهد کودک و الان شده آقا .... یه دسته گل... وای که این سن چقدر بچه ها شیرین زبونی میکنن... یه حرفایی میزنه که بابا ماما. امروز اس. 11 فروردین. حالم خوبه. دارم روی کارت ویزیت خاهرم کار میکنم. چندتا اتودم زدم. 13ام برمیگردم تهران. کار و . دوس دارم زود تابستون شه. کلی برنامه دارم. جاهای زیادی از تهرانو هنوز ندیدم. باشگاهم میرم. تنها چیزی که الان تو زندگیم اضافیه ه! نمیزاره به کارای دیگم برسم :)))) چیز زیادی ندارم بگم جز اینکه حالم خوبه سلام من چند وقت پیش تو وبلاگم نوشته بودم که پسر خواهرم دچار سوختگی شده، نیمه شعبان پست گذاشته بودم از زمان(عج) خوب شدنشو آرزو کرده بودم و نوشته بودم اگه خوب شه تو همین وبلاگ می نویسم حالش خوب شده الان شکر خدا و به مدد لطف حضرت مهدی(عج) حالش خیلی بهتره... خدایا ممنونم ازت،ممنونم ازت یا مهدی(عج)... امیدورام لطفتون همیشه شامل حال ما شیعه ها. من به شدت می خوام برم آقا...به زودی یه وب جدید خواهم داشت ...قراره توش اتفاقای خوبی بیفته...قراره واقعنی بنویسم و ترجمه کنم ...بخونینم :))+سرو حالش خوبه. عاشقش که باشی : به دیر جواب دادن اس هاش گیر میدی... به لباس پوشیدنش گیر میدی... به جاهایی که میره گیرمیدی... به لایک هاش گیر میدی... به کامنت های زیر پستاش گیر میدی... عاشقش که باشی : بیشتر از یه ساعت نمیتونی طاقت بیاری که بهش اس ندی... عاشقش که باشی : هی ازش میپرسی : خوبی؟ کجایی؟ عاشقش که باشی : هی بهش میگی : کی بیکاری دلم برات تنگ شده میخام ببین. حلول ماه میهمانی خدا را به همتون تبریک میگم. امیدورام تو این ماه توجه ویژه باری تعالی بعتون بشه وبهترین برایتان مقدر گردد. خوبه حالا که به مهمونی می ریم لباس تنمون پاک باشه. استغفار پاک کننده های گناهان از روح و روان ماست. خوبه که همدیگر روببخشیم و لو... خوبه کینه ی رو تو دلمون نداشته باشیم الا کینه دشمن علی علیه السلام را... خوبه که با . این روزها هر اتفاق ناگواری که میفته و خبرهای بد فوری تصویرش منتشر میشه و حال اطرافیان فرد رو دگرگون میکنه . چقدر خوبه یادبگیریم خبر های بد رو کم تر منتشر کنیم . من می خوام الان به همه انی که نگران آقای رشیدپور هستن بگم که ایشون حالش بهتره و انشالا به زودی مرخص میشن از بیمارستان فرشته   بسم اللهحتما خوبه که انقد سفارش شدهاما خوب بودنش یه موضوعه اینکه چطوری باهاش برخورد کنی یه موضوع دیگهخوبه اما سنگینه تا الان اگه قرار بود با دیگرالن برخورد داشته باشی کمتر باید توجه میکردی الان ناراحت بشه چی میشه اما از الان به بعد باید مراقب باشی چون فقط خودت نیستی دیگه دلم خیلی گرفتهتوی این مدت شرایط آسونی نداشتم قبول دارم کج خ. اول از همه باید روز مرد رو به تو عشقم مرد من تبریک بگم و بگم که ایشالا همیشه سالم و سلامت و خوشحال و خوشبخت باشی و همیشه کنار هم خوشحال باشیم.تو افتادی مریوان و اونجا اوضات خوبه یعنی تا الان خوب بوده و ایشالا که بقیشم خوبه. قردا معلوم میشه چه قسمتی باید کار کنی و این چیزا. هر روز باهم میحرفیم و دوری زیاد احساس نمیشه. من میتونم بهت بزنگم. قلبم داره میکوبه به م مامان حالش بد شده نصفه شبی چونکه  میم حالش بده چند روزه. من هم حالم بده از حال بده خونه دروغ تو هیچ ح ی جایز نیست مگر به مادر؛
بذار فکر کنه غذا خوبه، هوا خوبه، ح خوبه،
کلا همه چی رو به راهه..

از خواب بیدار میشی و یه آهنگ از خواننده ای که ازش خوشت نمیاد، توی سرت میخونه...میری آهنگ رو میکنی و با جون و دل گوش میدی!این روزا مریم عجیبی رو دارم میبینم! :دیولی این مریم، بدجوری حالش خوبه! :))) برای من همین خوبه که با رویات میشینم تو رو از دور می بوسم، تو رو از دور می بینم برای من همین خوبه، بگیرم رد دنیات رو ببینم هر کجا میرم، از اونجا رد شدم با تو همین که حال من خوش نیست، همین که قلبم اشوبه تو خوش باشی برا من همین بد بودنم خوبه به اینکه بغضم از چی بود ، به اینکه تو دلم چی نیست تمام عمر خندیدم، تمام عمر شوخی نیست برا من همین خو. امروز وقتی از کلاس برگشتم دیدم هم مه حالش خوبه و هم مامان.منم حالا حالم بهتره و کمی همه چی به یه ورم ... دوست دارم این مشکل حل شه.الان خوبم فاز چسناله نیستم. به طور واضحی نوسان داره حالم.این خودمم حسته کرده اما حتمن بعد قرصا بهتر میشم.امید وارم. فردا از صب عروسک میسازم و بعد از ظهر یه سر میرم اون پاساژه ببینم چیا داره.تصمیم نهایی مو گرفت. سلام... بچه ها زین حالش خوب شده... درضمن خوااااااااااااااااااااااهش میکنم شایعه نسازید... بابا... زین فقط دچار مصمویت شده بود... والان هم اینقدر حالش خوبه که یه تویت گذاشته... فقط مثل اینکه مصمومیت روش خیلی تاثیر گذاشته... آخه کودک درونش رو فعال کرده... خخخخخخخخخخخخ می خواستم بیام بنویسم مامانی حالش خوبه. چیزی نبود. الکی بزرگش کرده بود. فقط فشارش افتاد بود و اینا. که نیست ... ساعت سه تا پنج پیشش بودیم. بعد چندین سال بعضیا رو دیدم. لامصب طوری شده که واسه رفتار با فک و فامیل هم باید سیاست داشت : یعنی هر حرکتِ هر ی برای بقیه یه معنی داره. ی حتی جلوی تخت زانو هم نزد :دی مامانم سیاست بلد نبود. هی زیرلب تیکه . فاطمه ترجمان و فرناز میر حسینی: این روزها حال محیط زیستمان خوب نیست، هم بیمار است و هم غمگین. دلش می خواهد حالش را بپرسیم، به سراغش برویم و بیش تر مراقبش باشیم تا حالش خوب شود. سلام صبح شد بازم.....یه صبح ابری و دلگیر، اومدم سرکار اما دلم تو خونه است پیش مادرم ... ب مادرم خیلی حالش بد بود صبح که داشتم می اومدم میخواستم بیدارش کنمو حالشو بپرسم اما خواب بود دلم نیومد بیدارش کنم ...خدایا خودت یه کاری کن مادرم زوده زود خوب شه بخدا دیگه طاقت ندارم مادرمو اینجوری ببینم ...خدایا شفاش بده زوده زود ...ای رضا تو که همه رو شف. سلام به همه الان که دارم مینویسم نویدم تو اتاق احسان خو ده و حالش خوب نیست ب وقتی صدای ماشینو تو پارکینگ شنیدم فکر پارسا تنهاست ولی دیدم احسان و نویدم همراهش هستن نوید خیلی حالش بد بود منو علی با دیدنش شوکه شدیم و علی گفت عمو جون چی شده ؟ احسان گفت علی جان چیزی نیست بعدم احسان و علی نویدو بردن تو اتاق و روی تخت خوابوند پارسا هم رفت تو . خانومه با ارامش کامل میگه مامان من هم فشار خون داره هم چربی خون داره هم قند داره هم مریضی قبلی هم ناراحتی اعصاب تازه اینجا هم زندگی نمیکنه اون وقت من زندگیم مختل شده _ منظور ارمش و ورال عادی روزامه_ مامی فشار خون خفیف داره و قابل کنترل نمیدونم چرا ادمایی که ازدواج یه ارامش و صبری دارن که عجیبه راحت با بیماری عزیزاشون برخورد میکنن الب. برای من همین خوبه، که با رویات می شینم
تو رو از دور می بوسم، تو رو از دور می بینم
برای من همین خوبه، بگیرم رد دنیاتو
ببینم هر کجا می رم، از اونجا رد شدم با تو
همین که حال من خوش نیست، همین که قلبم آشوبه
تو خوش باشی برای من، همین بد بودنم خوبه شروعش که با قیچی بود.به قول زن، یه بچه دهاتی ه شهرستانی ه عقده ای، منو میگه ها، اومد و با قیچی شد قاتل کش چادر!بعد هم که سالها سکوت و بی خبری تا جریان ماساژ!دنبال ماساژور میگشت بعد از ...میبینی خوب همه چیز جزء به جزء یادمه؟!!بعد هم که چند سال و هزاران خاطره خوب و بد!این آ ی ها هم که دودمانتو به باد میدم و تهدیدهای دیگه و تهمت و ...شلیک آ رو ا. مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم _که میشوم_ مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد... _ماهی سیاه کوچولو _صمد بهرنگی
پ.ن: یکی از معلم هامون میگفت اوایل انقلاب دوستش بخاطر این کتاب شد، ولی الان. ب دختر کوچکم تب کرد. مواقعی که حالش خوبه، کنارم می خوابه. ولی وقتی حالش بد باشه، دستم رو باز میکنه تا بتونه  سرش رو روی بازوهام بذاره و بخوابه. با این کارش، دستم خیلی درد می گیره. تا صبح باید ت نخورم و ثابت بخوابم.بهش  میگم چرا اینطوری می خو ؟ میگه دست شما گرمه. نرمه. حال میده  روش بخوابم! راحت تر خوابم می بره!
ب ولی تب کرده بود. یک مشکلی برام پیش اومد که خواب رو به مدت۲۴ساعت از من گرفت و سیل اشک بود که از سر ناچاری می ریختم ..
بعد از صبح بدوبدو رفتم حرم! که دردمو دوا کنم ... داشتم از غصه دق می . توی رواق نشسته بودم و به مولاجان دردمو می گفتم، همون لحظه یک خادم اومد منو دعوت کرد که برم جلسه حلقه معرفت که چندقدمی من بود شرکت کنم ، منبر جلوی من یک خانم روانشناس نشست. یه روز بعد از ظهر با مدیر در حال خوردن چایی و بیسکوییت عصرانه بودیم که یهویی بی مقدمه به من گفت:" اینک! بیست سال پیش یادته؟ اون روز که داشتی با مامانت و داداشت می رفتی مسافرت، من تو رو دیدمت. پای اتوبوس، کنار اون خیابون. اون روز دیدمت. یهویی اینقدر دلم تو رو خواست. 
خندیدم و گفتم واح! یهویی چی شد که یاد اون روزا افتادی؟گفت آخه . یه روزایی هست...آدم اینقدر حالش خوبههیچ اتفاقی نمیتونه حال خوبشو اب ڪنه!از این روزاواسه همتون آرزو میڪنم ...

*** سلام آقای""" ...حالِ دلتون خوب و روزتون عالی ... دوستان میثم سرما خورده و الان برگشت خونه.. متاسفانه امروزم نمیتونم پست بنویسم.. نگران نباشین حالم خوبه اوضاع هم خوبه. دلتنگ نیستی و نمیدونی چه سخته ... یه خاطره تو جمع اشکتو درآره ... بیرون که میرم از خونه حالم بدتر میشه ... نمیدونم چرا ولی یاد خاطراتموم میافتم ... فاطمه زنگیده میگه تنهام با پریا بیا خونه مون ... پاشم برم از خونه موندن بهتره ... خوبه الان وضم ... خوبه که دیگه لازم ندارم به ی که حرف دلمو باهاش بزنم ... از وقتی حرفامو به دوستام نمیگم حس میکنم رابط. الان که دارم حرف میزنم هیشکی تو زندگیم نیست بودند ی دوره هایی ی ادمایی که خوب یادشون هست دلتنگی براشون هست گاهی هم پشیمونی از بودن با یکی اما الان از هفت ت ازاد هوراااااااااااااااا فقط اگه پول داشته باشم غمی ندارم و برادرزاده هامو قسمت شه ببینم دوباره خدا رو شکر میگذره زندگی اما خوب الان ک فکر میکنم میبینم چه خوبه ی به فکر ادم باشه . داشتم با موهام حال می و هی فیگور میگرفتم..... که زنگ خونه پشت هم زده شد.... درو باز ..... مامان محمد طاحا بود ...محمد طاحاهارو گذاشت تو بغل من..... گفت: ببین این حالش خوبه؟ گفتم: چی شده.... گفت: داشتم شربتشو میدادم پرید تو گلوش .... گفتم اروم باش....خوبه این طاحا رو نگاش ...رنگش پریده بود....صداش زدم....کف پاشو قلقلک دادم....ع العمل داشت...دماغشو گرفتم.....ع. چقدر خوبه هیچ نشناسه ـَتِت چقَــــــــــــــــــدر خوبه که از دید هیچ آشنا نباشی چقدر خوبه که گاهی حتی وسط یه یوم آدمِ آشنا،عینک دودیت رو بچشم بزنی و سرتو پایین بیاری. طوری که حتی خودت هم ندونی که اونجا هستی. چقدر نبودن خوبه! یهو یه بار مسئولیت با وزن یه کوه رو از روی شونه هات بر می داره ! یهو انقدر سبک میشی که باید نگران خارج نشدنت ا. دو روزه حرف خودکشی می کنه حالش خوب نیست نگرانم از کم گذاشتن خودم نمی دونم باید چیکار کنم سرگردونم حس میکنم لحظه مهمه... حس میکنم نمیشه صبر کرد... نمیدونم... خدایا مث همیشه خودت کمک کن و به دلم بنداز چیکار کنم ... چیکارش کنم.... می ترسم خدای نکرده چیزی بشه و تا ابد نبخشم خودم رو.... مامان هم حالش خوب نیست... همه ابن... چه کنم با دل تنها؟ چه کنم با . سلام خدایا ممنونم حالم خیلی خوبه. الان تو سیکل خوشحالی و پرانرژی بودن هستم. حالم خوبه. روز خوبی داشتم. ب هم اتفاقات خوبی افتاده و من راضی هستم. کم کم داره بهتر هم میشه. درست میشه. همه چی کم کم درست میشه. همه چی بهتر میشه. راهی بجز بهتر شدن وجود نداره. الان همه چی بهتر شده. ممنونم خدایا و باز هم داره بهتر میشه. ممنونم خدای خوب و مهربونم. خد. این روزها جز اسم تو، اسمی به زبونم نمیاد. مخاطب هام رو به اسم تو صدا می کنم. دیگه بعدش نه دستپاچه میشم؛ نه عذرخواهی میکنم. دیگه ی اشتباهمو بهم نمیگه؛ گوشزد نمیکنه. میدونی... حالا همه خبر دارن. خوبه بی پروا اسم تو رو صدا ... اسم تو رو "فقط" صدا ... خوبه رسوای عالم شدن... خوبه. برای من برای من همین خوبه که با رویات میشینم تو رو از دور می بوسم تو رو از دور می بینم برای من همین خوبه بگیرم رد دنیاتو ببینم هر کجا میرم از اونجا رد شدم با تو همین که حال من خوش نیست همین که قلبم آشوبه تو خوش باشی برای من همین بد بودنم خوبه به اینکه بغضم از چی بود به اینکه تو دلم چی نیست تمام عمر خندیدم تمام عمر شوخی نیست برای من همین خ.