او رفت اما زندگی هم چنان ادامه دارد

به نقل از خبرگزاریها در مورد او رفت اما زندگی هم چنان ادامه دارد : طرف چنان پشت سر مادر شوهرش حرف میزد که با خودم گفتم این زن با این دختر بدبخت چیکار کرده که اینقدر دلش پره.گوشیش زنگ خورد مادر شوهرش بود؛ چنان قربان صدقه ای از مامان جونش میرفت،چنان سلامای گرمی به باباییش رسوند،چنان تشکراتی از لطفشون میکرد که گمان بردم خط رو خط شده! پیک امید - رضا خندان، همسر خانم ستوده، ساعتی قبل، با اعلام این خبر در صفحه ی شخصی اش نوشت که بر اساس حکمی که امروز شنبه (۸ شهریور-۳۰ آگِست) ابلاغ شده، این دادگستری هم چنان می تواند به حرفه ی خود، “وک ” ادامه دهد. شناخت زندگانی آن همام از این جهت اهمیت دارد که اختلافات دشمانان اهل بیت با هم چنان بالا گرفته بود که فرصت چندانی برای انزوای باقر (ع) چنان که در زمان سجاد (ع) بود، نداشتند.

زندگی می گذرد و هر سهمی از عمر دارد، تا آن جا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و برای دیگران هم تلخی نیاورد که زندگی همه اش شوخی است. برای همه ی لیلی ها و مجنون های سرزمینم که عشق را به گونه ای دیگر آموخته اند...برای سولماز و احسان ماه عسل... "قلبم، ادامه خواهد داد... هرشب، رویایم تو را می بیند و احساست می کنم...این گونه است که تو را می شناسم، این گونه باش.. نزدیک و دور، هر کجا که باشی، ایمانم را از از دست نخواهم داد که یک بار دیگر تو در می گشایی و اینجا هستی، در کنار من و د. پریناز ایزدیار در نقش «شیرین دیوان سالار»، برداری «شهرزاد۲» با وجود حواشی زیاد هم چنان ادامه دارد. در حالی جدال برای پخش یا عدم پخش سری جدید مجموعه کلاه قرمزی ادامه دارد که در هر صورت، تلویزیون نوروز ۹۶ «کلاه قرمزی» را پخش می کند. بحران در پروازهای فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد هم چنان ادامه دارد. چه متنه قشنگی! واقا زندگی این: گله هارابگذار!ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! زندگی گاه به کام است. چنان زندگی کن  انی که تورا میشناسد، اما خدا را نمیشناسند، به واسطه آشنایی با تو با خدا آشنا شوند   اگر اسم این حسی که به تو دارم
عشق است
هیچوقت قبلا عاشق نبوده ام
مرا به دیدن جسمــانـی تـو ،
هیچ نیـازی نیست !
چنان پُرم از تو ،
چنان پُر
که بیشتر شبیه شـوخی زیبایی هستم ...

"رضا براهنی"

کاری از تیم تایپ دوران اژدهاب پندراگن به ظاهر پسری عادی است. خانه و خانواده، و حتی سگ محبوبی به نام مارلی دارد. ولی خصوصیت بسیار ویژه ای نیز دارد. قرار است که او دنیا را نجات بدهد.این ماجرا تنها به زمینی که می شناسیم، ختم نمیشود. ب کم کم به این درک میرسد که زندگی در این جهان چنان که اوتصورمیکرده، نیست. اما پیشاز این که بتواند مخالفتی ا. مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان اصفهان در خصوص آ ین وضعیت جست و جو برای فرد گم شده در کویر مرنجاب گفت: جست و جوها هم چنان ادامه دارد، اما متاسفانه تاکنون این فرد پیدا نشده است. جست و جوهای خود را به صورت زمینی و نقطه به نقطه و هوایی ادامه خواهیم داد. چنین قصه که دارد یاد هرگز؟ چنین کاری که را افتاد هرگز؟
رابعه یگانه دختر کعب بلخ بود. چنان لطیف و زیبا بود که قرار از دلها می ربود و چشمان سیاه جادوگرش با تیر مژگان در دلها می نشست. جانها نثار لبان مرجانی و دندانهای مروارید گونش می گشت. جمال ظاهر و لطف ذوق به هم آمیخته و او را دلبری بی همتا ساخته بود. رابعه چنان خوش زبان بود که شعرش از. ایرنا نوشت: « بشار اسد» رییس جمهوری تاکید کرد که جنگ با تروریسم تا نابودی آ ین تروریست در این کشور ادامه دارد و بعد از آن می توانیم از پیروزی واقعی و قطعی سخن بگوییم. آیینی است که برای همه ابعاد فردی و اجتماعی انسان که می تواند او را به سوی کمال هدایت کند، برنامه و آموزه دارد. این احکام و برنامه ها از یک سو ریشه در واقعیت زندگی انسان و استعدادهای او دارد و از سوی دیگر، به بایدها و آرمان هایی که انسان باید به سوی آن سیر کند، متصل می شود. از این رو گفته می شود برنامه عملی زندگی انسان که از آن به احکام . گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام . زندگی آن‌چنان گرانبها است , اما در زندگی روزمره خود اغلب با فراموشکاری , عصبانیت و نگرانی‌هایمان , گمشده در گذشته , ناتوان از لمس زندگی در لحظه حاضر حواس پرت می‌شویم . وقتی که واقعاً زنده باشیم , هر آنچه را که انجام می‌دهیم یا لمس می‌کنیم یک معجزه است . تمرین حضور ذهن برگشتن به زندگی در لحظه حاضر است . مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه ای بودن عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آ. به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان راتو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی
چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آیدمرا در رویت از حیرت فروبسته ست گویایی 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان راتو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی
چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آیدمرا در رویت از حیرت فروبسته ست گویایی 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] انفجار معدن زغال سنگ در آزاد شهر موجب محبوس شدن تعدادی از کارگران شد که تلاش برای امداد رسانی هم چنان ادامه دارد. جوک خنده دار-کتاب های درسی








آقا بعضی از این کتاب های درسی واقعا خواب آوره.
یعنی لامصبو تا باز می کنی چنان خوابت می گیره که کم مونده اونو با خواب زمستانی تشبیه کنیم.
یه روز یکی از این کتاب ها رو باز کرده بودم چنان خوابم گرفت
و چنان خمیازه ای کشیدم که نزدیک بود فکم از جا در بیاد سلام
نقد کلیپ های بیدار باش :قسمت دوم:
در روایات ما بر روی دو چیز بسیار تاکید شده است که یک مومن باید آن را مد نظر قرار دهد:
1-خوف 2-رجاء
که اگر ما فقط سمت خوف را بگیریم اشتباه کرده و زندگی ای سخت را پیش گرفته ایم و اگر صرفا سمت رجا را بگیریم باز هم اشتباه کرده ایم چون کم کم در دینداری خودمان بی مبالات شده و از مسیر اصلی دور می. بیشه ارام است. دراین بیشه ارام اما پلنگان و شیران و درندگان هم هستند. همه چیز بروفق مراد نیست. هیچ مکانی هم نیست که هیچ مشکلی نداشته باشد. نیروهای منفی همه جا وجود دارند. این طبیعی است. قشنگی به این است که خول و چل ها نیز می توانند تبدیل شوند به . در مسیر زندگی که به بیشه تشبیه شده هم کر ها هستند هم ابشارها.
خیلی ها ساده هستند و می گوی. ما آدم ها موجودات غریبی هستیم ؛ ی که سالیان سال با تو زندگی کرده است چنان از تو متنفر می شود که گمان می کنی این ی که با تو حرف می زند خصومتی ریشه دار با تو دارد نه ی که نفس به نفس با او بوده ای . آدم در می ماند که مگر این چندسال چه غلطی کرده ای که در لحظه چنان از تو روی می گردانند که گوشت عین آن موجود گوش مخملی نازنین آویزان می ماند ، از به. شهری که خیز بلندی برای خشک سالی برداشته است اما هنوز و هم چنان، مدینه فاضله ای است برای دست ی به اشتغال و زندگی پویا و نهنگ وار می بلعد و در دود و دم و ترافیک روی هم انباشته نگه می دارد. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود،،،،!!!!! این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود،،،،!!!! هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد،،،،!!!!! دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود،،،،!!!!!؟ گله هارابگذار،،،،!!!!! ناله هارابس کن،،،،!!!!!! تابجنبیم تمام است تمام،،،،!!!!!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت،،،،!!!!! یاهمین سال جدید،،،!!!!! بازکم مانده به عید،،،،!!!!! ای. دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیش تری از خدا بگیرد.داد زد و بد و بیراه گفت!(فرشته سکوت کرد)آسمان و زمین را به هم ریخت!(فرشته سکوت کرد)جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سکوت کرد)به پرو پای . سخنگوی سازمان آتش نشانی شهرداری ورامین از آتش سوزی گسترده در منطقه «خیرآباد» خبر داد و گفت: عملیات اطفا حریق هم چنان ادامه دارد. س رست تیم فوتبال جوانان صبای قم گفت: باشگاه صبا به کار خود ادامه می دهد و چنان چه تیم بزرگ سالان چه در لیگ برتر و یا دسته اول باشد تیم های پایه به کار خود ادامه خواهند داد. معمای سخت و عجیب انیشتن این تست توسط انیشتین طوری طراحی شده که 98% افراد نمیتوانند به آن پاسخ دهند زیرا به منطق بسیار قوی نیاز دارد ، پس شما نیز هوشتان را تست کنید ببینید آیا جزء 2% افراد هوشمند جهان هستید یا خیر !؟ فرضیات : 1-در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد. 2-در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی . خیلی م ه این متن : گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ . ‏خانه قلب من ازخشت رفیقان ب است. دیدگانم ز گل روی رفیقان بیناست. روزگاریست که هر ز ی بی خبر است. باز هم بر دل ما یاد رفیقان برجاست.سال نو برشما مبارک... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی می. قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ ی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید، هم چنان خواهم راند. نه به آبی ها دل خواهم بست نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان. هم چنان خواهم راند. هم . دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!

تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
م. پروژه مشغول نگه داشتن است و خوب می تواند با تسلط بر پوشش تناقض گویی ها چنان وانمود کند که حق با اوست و این توانایی را دارد که بگوید تم حتی یک فساد مالی نداشت و ما سوت و کف بزنیم و باورمان بشود.
سیصد و نه چنان که سیصد و هشت خواهد از پیش ذهن ما بگذشت دست ما بر جبین آن چه نوشت؟ رابعه یگانه دختر کعب بلخ بود. چنان لطیف و زیبا بود که قرار از دلها می ربود و چشمان سیاه جادوگرش با تیر مژگان در دلها می نشست. جانها نثار لبان مرجانی و دندانهای مروارید گونش می گشت. جمال ظاهر و لطف ذوق به هم آمیخته و او را دلبری بی همتا ساخته بود. رابعه چنان خوش زبان بود که شعرش از شیرینی لب حکایت می کرد. پدر نیز چنان دل بدو بسته بود که آ. هرآنکه جانب اهل خدانگه دارد/ خداش درهمه حال ازبلانگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست /که آشنا سخن آشنا نگه دارد
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
حافظ ازچرخ به هرگونه همی دار امید/ وز گردش روزگار می لرز چو بید
گفتی که پس ازسیاه رنگی نبود/ پس موی سیاه من چراگشت سفید
زمان شاید ... زمان مرده است شاید بی تو اینجا را که می ترسم دگر از ساعتی کوچک به دیواری در آن سو روبرو بنشسته در تاریک و تنهایی چنان زُل می زند بر من که انگاری به زهری متحد با مرگ سه تا عقرب که آغشته است نیشش را چو آن حیوانِ کر مرگ من را انتظارش او کشد هر دم و شاید مرده اینجا هم زمان را هم،  ز من وحشت فقط در گور تنهایی بجا مانده است سکوتی . بیا که کار زمانه به جست و جو گذرد/حدیث خال سیاهت به بوس و بو گذرد بیا و تار دلم را به حلقه ی زلفت/چنان به غمزه بیاویز که مو به مو گذرد تو گر به کار نیایی، جهان همه هیچ است/خیال زندگی از ما به های و هو گذرد بیا که فصل جوانی به وفا نکند/صفای عمر دو روزه به آرزو گذرد کویر خشک دلم را به چشمه ی حکمت/چنان به دیده بجوشان که جو به جو گذرد رسیده عمر . پس بهار را دوست خواهم داشت! چرا که چنان سفت درآغوشت می فشارد و چنان گرم مثل عصر دیروز که تو کاپشن ضخیمت را از تن بیرون بیاوری و دستهای من هراندازه زمخت و زمستانی، بهارِ بازوان مردانه ات را بی حایل زندگی کند ومکالمه ای شکل بگیرد شنیدنی میان مشکی موهای بازوانت با کُرک های بی رنگ دستانم و با همه ی شیک پوشی اش طبیعت، به تماشای ما هر چه گو. صادق عَلَیهِ السَّلَامُ فرمود: همانا خداوند روز قیامت بر بنده مؤمن منّت می نهد و از روی کرامت و بزگواری او را به خود نزدیک می کند. سپس نعمت هایی را که بر او ارزانی داشته، به او معرّفی می نماید و می گوید: آیا فلان روز مرا (بر چنین و چنان خواسته هایی، و مشکلاتی)، نخو و دعا نکردی؟ پس اجابت ، آیا فلان روز (چنین و چنان) درخواست نکردی؟ و به تو دادم، آیا فلان روز بر (چنین و چنان) استغاثه نکردی و مرا به فریاد نطلبیدی؟ و به فریادت رسیدم، آیا در باره فلان مشکل از من سؤال نکردی؟ و مشکل تو را بر طرف نمودم و بر ناله ات رحم ، آیا مال و ثروت از من نخواستی؟ و به تو دادم، آیا از من کمک و خدمتکار نخواستی؟ و برایت کمک و خدمتکار قرار دادم، آیا از من نخواستی که با فلانی ازدواج کنی؟ و او را به همسری تو در آوردم. ادامه مطلب پتر چک باز هم نتوانست کلین شیت کند تا تعداد کلین شیت های او هم چنان در عدد ۱۹۹ باقی بماند. گاهی اوقات چه صحنه هایی را میبینیم و چه ساده از کنارشان می گذریم . . . . دیدن جانبازی که بعد از این همه سال هنوز به چفیه ی خم خورده اش اعتقاد دارد وآن را با افتخار روی شانه اش می اندازد . ساده نیست . .. . او حتی به ویلچری هم که رویش می نشینداعتقاد دارد و آن را نیز افتخار خود می داند . ما چه صحنه هایی را می بینیم و ساده از کنارشان می گذریم . . . . د.   بی تو
چنان بی قرار از این دلتنگی
چنان غریب در این خلوت
چنان لبریز از این تقدیر چنان گُم در اندوهِ بی پایانِ بنفشه های غمگین
و چنان غریبِ آغوشی بی قرار ،
مانده در حسرت صدای در
بی تو شبها دلتنگی تیـر می کشد
عمیـــــق . . . گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتــی اگـــر به دیده رویــا ببینی ام من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست بر ایــن گمـــان مباش کـه زیبا ببینی ام شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست آمــاده ای کـــه بشنـــوی ام یا ببینی ام ؟ این واژه ها صراحت ِ تنهایـی من اند با این همه مخـواه که تنها ببینی ام مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی بی خویش در سم. قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ ی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید،
هم چنان خواهم راند.
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم چنان خواهم راند.
هم چنان خواهم خواند:
"دور باید شد، دور."
مرد آن شهر اساطیر نداشت.
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد.
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.
دور باید شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست."

هم چنان خواهم خواند.
هم چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند.
دست هر کودک ده ساله شهر، خانه معرفتی است.
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف.
خاک، موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد.

پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.
شاعران وارث آب و د و روشنی اند.

پشت دریاها شهری است!
قایقی باید ساخت. با اینکه رضا شکاری به این اردو دعوت نشده ذوب آهن با 4 بازیکن بیشترین سهمیه را در تیم ملی جوانان دارد و بعد از ذوب آهن سایپا با 3 بازیکن در رتبه دوم قرار دارد.