اگر اگری هایم زندگی

به نقل از خبرگزاریها در مورد اگر اگری هایم زندگی : دبیرکل جامعه ت مبارز با صدوربیانیه ای با تبریک مجدد به ملت ایران و رییس جمهور منتخب تاکید کرد: تایید صحت انتخابات توسط شورای محترم نگهبان دیگر هیچ جای اما و اگری باقی نمی‏ گذارد. دبیرکل جامعه ت مبارز در بیانیه ای تاکید کرد که تایید صحت انتخابات توسط شورای محترم نگهبان دیگر هیچ جای اما و اگری باقی نمی‏ گذارد. گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
***زندگی گاه به کام . ‏خانه قلب من ازخشت رفیقان ب است. دیدگانم ز گل روی رفیقان بیناست. روزگاریست که هر ز ی بی خبر است. باز هم بر دل ما یاد رفیقان برجاست.سال نو برشما مبارک... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی می. دلم برای خودم که تنگ می شود روبه روی آسمان ماه گرفته می نشینم و فکر می کنم آن ی که باید بیاید همین است راه دوری نمی روم در همین کلبه تنهایی خود آرام آرام قدم هایم را می شمارم و بعد خیلی راحت از میان تنهایی عبور میکنم دیای عزیزم این چند سال دوریت هنوز برای من دردناک تر از حرف های رفتن نبوده بیا به آسمان ابری قسم بخوریم و تنها برای هم دعا. ا*** "یک هدیه از خدا" ** در انتظارت امسال صد قاصدک رها شد// صد قلب پاک و آبی اسیر لحظه ها شد // وقتی که آمدی تو // خورشید خنده ای کرد// یک ماه و صد ستاره اظهار بندگی کرد// یک آسمان فرشته در حیرت از زمین شد// سجاده های مردم با عطر گل عجین شد// یک کوله بار خالی، پر شد ز عشق و ایمان / حرف دل مرا باز فهمید نور عرفان/ وقت سحر شدم ابر، آزاد گریه // از ناسپا. ک ن

وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند

وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.

وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.

وقتی با تمس زندگی می کنند می آموزند که خج ی باشند.

وقتی با حس. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد...
زندگی لحظه بیداری ماست زندگی میگذرد. یغما گلرویی بگونه ای زندگی کن که به هیچ آسیب نرسانی. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگی کن. با حساسیت و ظرافت زندگی کن و هیچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگی لذت ببر. از تمام گلهای زندگی لذت ببر اما روان باش. در هیچ جایی توقف نکن osho انگار ما عمر نوح داریم و باید صدها سال زندگی کنیم. ما مدام در حال تکرار تجربه های پیشینیان خودمان هستیم و هیچ وقت با اتکا به آن تجربیات قدمی را برنمی داریم. زندگی با همه وسعت خویش محفل ت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خو دن نیست زندگی جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند

مرداب اتاقم کدر شده بود
و من خون را در رگ هایم می شنیدم .


زندگی ام در تاریکی ژرفی می گذشت .
این تاریکی ، طرح وجودم را روشن می کرد.

در باز شد
و او با فانوسش به درون وزید.
زیبایی رها شده ای بود
و من دیده به راهش بودم :
رویای بی شکل زندگی ام بود.
عطری در چشمم کرد.
رگ هایم از تپش افتاد.

حتی دردهایم هم درد میکند . . . !

ایــن روزها از جـــنس دردم . . . !

عـــلاجی نیست . . . !

بــاکی نیست . . . !

پر دردی هم عــالمی دارد . . . !

ســرم درد میکند از این هــمه ســـردرگمی . . . !

از این هـــمه سرگرمی های پـــوچ . . . !

چشــمانم سوز دارد . . . !

بغض دارد . . . !

در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدان. در خیالات خودم
در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدان. هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . در خیالات خودم
در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت،
می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
در ایوانی که نیست
می روی و
خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!
بعد تو
این کار هر روز من است
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...!
زندگی گاه به کام است و بس است
زندگی گاه به نام است و کم است
زندگی گاه به دام است و غم است
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام،
زندگی معرکه همت ماست،.. زندگی میگذرد.. زندگی گاه به نان است و کفایت د
زندگی گاه به جان است و جفایت د
زندگی گاه به آن است و رهایت د
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن،
زندگی صحنه بی ت ماست، ..
زندگی میگذرد.. اعتماد نوشت: چند سالی است که قرار است مهرآباد به صورت صد در صدی به خارج از تهران برود اما هر بار این موضوع مطرح می شود، پای یک اما و اگری در میان است. مرد: این روزها دیگر سراغی ازم نمی گیری مرد۱:این روزها سرم خیلی شلوغ شده، نمی تونم حتی جواب تلفن هایم را بدهم مرد۲:این روزها خیلی زود آدم دوستانش را فراموش می کند. مرد۳:این روزها آینه ها هم دروغ می گویند. مرد۴:این روزها دوست داشتن فقط یک کلمه است برای دور شدن از واقعیت زندگی. چشم هایم را می بندم و همه ی فاصله ها را طی می کنم اقیانوس ها را در چشم برهم زدنی، می پیمایم... می رسم به دریایِ سُرخ لب هات... چشم هایم را می بندم بادهای گرمسیری می وزند قلبم تندتر می زند و گله ای از اسب ها، از پشت جنگلی مخفی بیرون می دوند... چشم هایم را می بندم صدایت، چکاوکی است که روی شانه هایم لانه کرده... چشم هایم را می بندم دست هایت، پیچ. خدای خوبم سلام دستانم به تو نمیرسد که در آغوشت بگیرم خدای خوبم اما دستهای تو که به من می رسد که مرا بلند کنی ودر آغوشم بگیری خدایا در رحم مادرم که بودم آنقدر خوب و آرام بوده که من هرگز سختی آن روزها را یادآوری نمی کنم وبه یاد ندارم که در آن روزها چه گذشت بر من ولی وقتی مادرم مرا در زمین گذاشت سختی زندگی هم شروع شد و هر لحظه روزهایم را ب. ضرب المثل! "دوز اگرینی ر" ائلده مثل دیر ! دوز اینسان بوحؤکمه چوخدان مطل دیر! اگری چالیب ،چاپیب بایدیریب قاپیر ، قانونا توپوروب سئودی یین یاپیر ووروب ،چی یشدیریب،ییغیشدیریر دا اود سالیب ،آرانی قیزیشدیریر دا یازیق دوزه قالان گؤز یاراسی دیر تک ال، اورک داغی ، اوز قاراسی دیر ! یوخ هله بس دئییل بو هاراسی دیر! اگری آت چاپدیریر دوزلر باشی. #پدرم

وقتی از خانه بیرون میروی ،

شب ها تا دیر وقت منتظرت می مانم تا به خانه باز گردی،

بعضی اوقات آنقدر گوش هایم را تیز میکنم تا کی درب خانه را باز میکنی ،

تا خوابم بگیرد ...

چه کنم پدر ...؟

بعد #مادر تو زندگی ام شده ای و هستی ،...

وقتی به یاد می آورم گذشته ات را ،

گلویم پر از بغض می شود ،

. رفتارها بر حسب اجبار یا عادت و بخشی از سر انتخاب است. انتخاب ها نیز به باور ها و سلیقه ها بستگی دارد؛ زندگی ایمانی سبکی است که رفتارهای آن از انتخاب های دینی پدید آمده و ما می توانیم درون فرهنگِ مبتنی بر دین آن ها را دنبال نماییم . اعتقاد ما این است که همه ی حوزه های زندگی را پوشش داده و لذا است اج یک نسخه ی خوب برای یک زندگی متعالی، از .
شاهرگم قید توست ، بزنم میمیرم . . .

.

.

.

دست هایم برای لمس دستانت

تمام خواهش هایم را زیر پا گذاشته اند

پس دست هایم را بگیر ، هرچه را که لمس کردی باور کن

من همیشه قلبم را کف دستم میگیرم . . .

چه ک شان زیباییست راه نگاه تو

چه زیباست این دنیای عاشقانه ی تو

اینبار هم تو گفتی دوستم داری و دو تا به نفع تو
. در قسمتهای آغازین کتابها یا مقالات با موضوع سبک زندگی، بخشی به نام مفهوم شناسی سبک زندگی دیده می شود که در آن تاریخچه ی پیدایش این مفهوم و تعاریف مختلفی که افراد مختلف از آن ارائه نموده اند طرح و بعضًا نقد می گردد وما نیز در مطالبی در پست های پیشین به آن اشاره کرده ایم. اما این نوع مفهوم شناسی کافی نمی باشد. مفهوم شناسی سبک زندگی در گ. برای دوست داشتنت چشم هایم را گشودم
تا تمام ستاره های قلب تو را در شب تاریک خود نقاشی کن
و برای عاشق تو بودنت
چشم هایم را بستم تا با تمام وجود در روز روشن غرق باشم
این تن ها راه من برای رسیدن به قله خوشبختی است
و من برای رسیدن به آن گرمای مهر تو را دارم.
-------------------------------------------------------------------------- م.ح.چ. - 2015/10/31 دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!

تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوبا. دلم برای گذشته های بی بازگشت زندگی ام تنگ شده است. برای بودن هایی که حال به نبودن ختم شده اند. دلم برای ثانیه های بی تکرار زندگی ام تنگ شده است.دلم تنگ است برای روزهایی که شادی هایم بیشتر از غم هایم بود. برای روز هایی که لبخند هایم بوی شادی میداند. برای روزهایی که ذهنم آرام تر بود. میترسم ... میترسم از روزی که فراموشی همین خاطرات را هم از. خدا چه میداند شاید همین روزها برای پرواز زمان خوبی باشد حالا قرارمان را میگذاریم برای یک لحظه پاک که من باشم و خدا دیای عزیز من من قلبم را به تو س ام و فکر میکنم باید یرای آن خانه ای با سقف آسمانی درست کنی و من برای لحظاتی به آرامش برسم تو که می دانی زندگی بدون سقف انسان را پر از استرس میکند و استرس انسان را خورد میکند بگذار این دلیل زن. زندگی کنید برای رویاهایی که منتظر حقیقی شدن به دست شما هستند.

شما فرصتی برای بودن دارید. پس ت ننشینید.

بگذارید همه بدانند که شما با تمام توانایی ها و کاستی ها شا ار زندگی خودتانید.

کافی است لحظات گذشته را رها کرده و برای ثانیه های آینده زندگی کنید. چون رویاهایتان آنجاست و شما فقط و فقط یکبار فرصت زندگی دارید .
همه ی هستی من آیه ی تاریکی ست!
که تو را تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد!
من در این آیه تو را آه کشیدم آه!
من در این آیه تو را ...
به درخت و آب و آتش پیوند زدم!
زندگی شاید
یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد!
زندگی شاید ریسمانی ست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد!
زندگی. مرا صدا کن به یاد نام من تنها یک قرار داد است مرا بخوان به نانوشته هایم نوشته هایم قطره ای از حرفهایم است مرا نوازش کن به روح جسمم زود خسته می شود مرا رها کن میان رویا زندگی دنیا ،پر پروازم را می چیند . . . . اما باز می گویم: مرا صدا کن به یاد وباز می گویم: من مفسر صدای یادم ... ... "بسم رب النور" همدم مى شوى برایم توى لحظاتى که نوشتن علاج کار است.حرف هایم، عقایدم، درد ودل هایم، دغدغه هایم، دلتنگى هایم و کلى چیز دیگر را با تو به اشتراک مى گذارم . هر ازچند گاهى ور اندازت مى کنم و مرور مى شود خیلى چیزها. گاهى برمى گردانى مرا به گذشته ها. گاهى تک تک ِ خط هایت مى شود خاطره ، گاهى عبرت. گاهى تک تک کلماتت مزه مى دهد زیر ِ ز. برای یافتن مولفه های یک زندگی برتر ؛ باید اوصاف خوبان این دیار بررسی شود ؛ چه آنها که رفتند و چه آنها هستند و هنوز هم الگویی زیبا برای یک زندگی زیباترند. در این قسمت به برخی دیگر از خصوصیاتِ زندگیِ هشت ساله اشاره می شود؛ خصلت هایی که نشان داد هم عملی و کاربردی است و هم تضمین کننده ی یک زندگی موفق ، و الگویی است مناسب ؛ برای همه ی انی که. بیخــــو هــآی من تقـــــآص کم حافظه گی دلـم است...
سرمشـــــق هـــــآیی ک هرشب زندگی به دلـم یـــآدآوری میکند...
هر شب شروع میکند برایم...
از صفحــه اول...کتاب زندگی میخوانــد
میگوید تکرار کن و بنویـس...
زندگی سخت نیست...تصورت را عوض کن..
عشق هـوس نیست..با هوس اشتباه نگیر...
هیچ بد نبوده...سعی کن به دل نگیری...
زندگی چشم برهم ز. نثر باستانی پاریزی،از جمله نثرهایی سلیس، روان و شیرینی ست که از خواندنش لذت می برم در کتاب نان جو و ... از قول مرحوم عصار آورده است: یکه زن دارد مثل سگ زندگی میکند و مثل شاه می میرد، و آن ی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد! 1 . توکل به خداوند که در همه امور زندگی باید صورت گیرد و زندگی را شادمانه می کند. 2 . راضی بودن از زندگی و شرایطی که در آن قرار داریم و استفاده از آن شرایط به نحو خوب و احسن. 3 . عشق ورزیدن و عاشقانه زندگی و بخاطر عشق با مشکلات مبارزه . 4 . فروتنی و تواضع. 5 . شجاعت در زندگی و هدفمندی در زندگی. 6 . زندگی در زمان حال و دوری از خاطرات منفی. 7 . انعطاف پذیری، در مقابل مسائل و شرایط زندگی. 8 . کرامت نفس و بزرگ داشتن نفس و عدم وابستگی. 9 . داشتن جسم سالم و ورزش . 10 . اعتدال و میانه روی در زندگی و فعال و مشغول بودن. 11 . صداقت و راستی. 12 . خوشبختی خود را باور داشتن و فراموش ن در زندگی. 13 . بخشش، گذشت و اجتماعی بودن در زندگی. 14 . برنامه ریزی و نظم در زندگی، ابتکار و خلاقیت داشتن. شاد باشید زندگی بدون هدف و عقیده و جهاد، جز زندگی حیوانی چیز دیگری نیست، و زندگی که تنها به خوردن و خو دن و خوشگذرانی بپردازد روزی به پایان خواهد رسید و روزی مرگ به سراغش خواهد آمد و انسان نباید به این نوع زندگی امید و دل ببندد. زندگانی آ ت پایدار است.
شهید علی اصغر خامسی زندگی زیباست چشمی باز کن گردشی در کوچه باغ راز کن هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بدبینی خود را ش ت علت عاشق ز علت ها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست من میان جسم ها جان دیده ام درد را افکنده درمان دیده ام دیده ام بر شاخه احساس ها می تپد دل در شمیم یاس ها زندگی موسیقی گنجشک هاست زندگی باغ تماشای خداست گر تو را نور یقین پیدا شود می تواند ز. سلام الان داشتم به این شعری که میگه زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ..... واقعا همینه خودمونیم که با هنرمون با فکرمون با تلاشمون زندگی رو میسازیم زندگی خیلی پیچیده است روز به روزی که به سن ادما اضافه میشه پیچیدگیش بیشتر میشه ی مشکل حل میشه ی مشکل دیگه به اقتضای سنت بهش اضافه میشه واقعا کلافه کننده است زندگی خیلی سخته ،پر از شادی و غمه . اگر عشق فقط نتیجه ی ترشح هورمون هاست ... اگر او زیباست چون فقط نوری از او منع شده .. اگر دلم ش ته چون او بوده اما حالا نیست.. اگر من نمیتوانم تو را لمس کنم و این احساس فقط یک پیام عصبیست .. اگر فقط ی از اتم هایم.. اگر من مجذوب تو شده ام چون این قانون طبیعت است.. براستی ما کیستیم ؟ آیا ما همان رباط های فوق هوشمندی هستیم که به اطرافمان به خوبی ع . زندگی، فهم نفهمیدن هاست زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست فرصت بازی این پنچره را دری م در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم از ساحت دل برگیریم روبه این پنجره، با شوق، سلامی مارگو می گوید: «من برای ازدواج هایم متاسفم. دوست داشتم زندگی آرامی داشته باشم با یک نفر ازدواج کنم و بچه هایم از یک شوهر باشند.» دست هایم به نوشتن نمی رود فاصله افتاده است میان من و این خط ها آنقدر زیاد آنقدر زیاد که هیچ پلی در هیچ کجای دنیا نمی تواند واصل بینمان شود دست هایم به نوشتن نمی رود نه اینکه غرق شده باشم وسط روزمرگی ها نه من عهد بسته ام هر روز هر نفس آدمک ش ته ای را بند بزنم نمی دانی چه حظی دارد بلند شدنشان روی پاهای خودشان و نمی دانی چه دردی دارد زخم هایی که می زنند آنفدر که دست هایم به نوشتن نمی رود... 1- نگرانی بابت مسایلی که خارج از حیطه کنترل خود ماست.2- خوشبختی را به قیمت بدبختی دیگران خواستن.3- محدود دیدن دنیا4- ترس از ریسک در زندگی5- فکر بیش از حد به محدودیت ها قبل از اقدام به عمل6- باز ذهن به روی هر نوع فکر7- بگذاریم که اه ما در زندگی قربانی افکار دیگران شوند.8- در شه گذشته بودن9- باور به بدشانس بودن10- سطحی نگری11- ندیدن عواقب و پیامده. مذاهب دنیا گریز، چیزی بسیار ضد و نقیض را به انسان آموخته اند. به انسان می گویند « از زندگی روی بگردان، زیرا زندگی ضد خداست. اگر از زندگی روی نگردانی به خدا نخواهی رسید. اگر از زندگی روی بگردانی محبوب خدا خواهی شد. » چه تناقضی! حتی یک بچه کو...چک نیز می تواند این تناقض را ببیند. خنده آور است. اگر خدا زندگی را خلق کرده است نمی تواند ضد آن باشد. زندگی را باید گرم و پر حرارت گذراند. باید مشعل زندگی را همزمان از هر دو طرف مشتعل کنند. لحظه ای کوتاه از جشن گرفتن زندگی کافیست تا تو را با طعم جاودانگی آشنا سازد و تو را به شناخت خدا برساند. زندگی شکل آشکار خدا و تجلی او و جشن گرفتن زندگی یگانه راه ستایش اوست. کو خودم کو ایده هایم
کو شعرهایم دل تنگیهایم
در چهار چوبی پیله بسته ام
و از دیوار اعتمادم بالا میروم
به نفس نفس افتاده ام
این روزها به قطب نما هم شک دارم
به ثانیه های آشفته در گوشم
به پ رنگ صورتم
در زمان بگو فکر نکن!
در آغوش رفیق مرگ
از ورزشکار دوصدمتر هم برنده ترام
در خلاف جهت تابو
ایده هایم را در خا.