اگر مجنون دل شوریده ای داشت

به نقل از خبرگزاریها در مورد اگر مجنون دل شوریده ای داشت : هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .

سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جو نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت .

دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد .

لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت:

دیوانه ، مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به نگفتی . لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .

که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت :
لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ،

اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم ش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش ش نداشتی . مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی 141166735554321 ماجرای عشق لیلی و مجنون در کربلای ایران ، قصه ی تازه ای شد…اینجا مجنون آرام نشسته بود و در انتظار لیلای خود لحظه شماری میکرد…همت لیلا شد، حمید و مهدی هم… و دهها عاشق همت، مجنون وار در پی لیلای خود پر کشیدند…پروانه های عاشق هم بر گرد شمع مهدی و حمید در مجنون پر سوزاندند…و تو چه میدانی قصه خیبر را که مجنونی را به زنجیرعشق خود دیوانه کرد…!این ماه را مجنون بنامیم یا لیلی…. به دلهای عاشقان پ ر سری بزنیم…شاید نام خیبر را پسندیدند… آهنگ جدید علی زند ی مجنون با ت ت     آهنگ جدید علی زند ی مجنون با ت ت آهنگ جدید علی زند ی مجنون امشب از وبسایت بزرگ صبا موزیک ، آهنگ جدید علی زند ی بنام مجنون با کیفیت عالی و متن ترانه new “majnoon” of ali zand vakili whit text on saba- alizand آهنگ جدید علی زند ی مجنون متن آهنگ مجنون علی زند ی لیلى صـفـتـان خــراب کــردنــد مــَرا
مـجـنـون مـجـنـون خــطـاب کــردنــد مـَـرا
خـَـنـدان خـَنـدان شَــراب خـوردنــد نـهــان
گِــریـان گـِـریــان کــبــاب کــردنــد مَـــرا
لیلی صفتان اب د مرا
مجنون مجنون خطاب د مرا
خندان خندان خوردند نهان
گریان گریان کباب د مرا علی زند ی مجنون متن ترانه ، ت ت ، شعر و آهنگ جدید علی زند ی مجنون آهنگ های پیشنهادی دیگر : تحلیل عشق لیلی و مجنون محمدامین مروتی فروغ فرخزاد از تاثیر فرهنگ روزگار بر مفاهیم مختلف من جمله عشق و عاشقی سخن گفته بود. این که علم روانشناسی با تحلیل شخصیت مجنون او را یک مازوخیست خود آزار معرفی می کند. در مروری بر منظومه لیلی و مجنون این سخن فروغ به خوبی اثبات می شود. اولا متوجه می شویم لیلی شوهر دارد و به مجنون عشق می ورزد. همسرش ا. اهنگ یک شبی مجنون ش را ش ت mp3 یک شبی مجنون ش را ش ت یک شبی مجنون ش را ش ت mp3 یک شبی مجنون ش را ش ت ادامه مطلب روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد

پس نامه ای به او نوشت و گفت:

“اگر علاقه مندی که مرا ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از آنجا گذر میکنم باش”

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

نیمه شب لیلی آمد و وقتی مجنون را در خواب عمیق د. به مجنون گفت روزی ساربانی

چرا بیهوده در صحرا دوانی

اگر با لیلی ات بودی سر وکار

من او را دیدمش با دیگری یار

سر زلفش به دست دیگران است

تو را بیهوده در صحرا دوان است

ز حرف ساربان مجنون فغان کرد

جوابش این رباعی را بیان کرد

در خت بی ثمر هر نشاند

دوای درد مجنون را بداند

میان عاش. لیلی مریض بود
دوای درد او شیر تازه بود.
مجنون برای لیلی شیر تازه ای آماده کرد اما شیر را در ظرفی بسیار زیبا برای معشوقه ی خود تزئین کرد و برایش برد
لیلی با دیدن مجنون ظرف رو از دست مجنون گرفت و با عصبانیت به زمین زد و ظرف ش ت
مجنون بسیار خوشحال. مجنون شلوغ بازی در می اورد و بقول امروزیها گیج می زد لیلی برای سلامتی او ، آش نذر کرده بود ؛ وقتی مردم برای گرفتن آش به درب منزل لیلی آمده بودند ، مجنون هم کاسه بدست آمد در صف ایستاد وقتی نوبت مجنون رسید چون صدقه و نذر را نباید افراد ذی نفع بخورند ؛ لیلی هم کاسه مجنون را زد زمین و ش ت ؛ مردم هم مجنون را مس ه د و گفتند تو که ادعای عاشقی می. چت روم لیلی و مجنون چت لیلی چت مجنون لیلی چت عشق چت عاشقانه چت سایت لیلی و مجنون مجنون چت لیلی چت روم عاشقانه. دید مجنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
میزند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟
می نویسی نامه ، بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میکنم با نام او هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند ، روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود . سؤالی را از لیلی پرسید ، لیلی جو نداد ، مجنون از پشت سر آهسته پاسخ را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . دوباره سوال خود را پرسید و باز هم مجنون در گوش لیلی جواب را گفت ولی باز هم لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او . لیلی و مجنون افسانه ی ئم***که میان پیاده رو یکدیگر را بغل کردیم***یه ملت را به ساده گی ندیدیم***محکم به هم چسبیدیم و پیچیدیم***نگاه ها و متلک ها ما را دو تا نکرد***ما هم لج کردیم و یکدیگر را بوسیدیم***حتی از لنز های دوربین ها نترسیدم***همان جا گل گفتیم و گل شنیدیم***مردم به جنون و حماقت شیرین ما خندیدن و***ما هم به بنر خواهرم حجابت برادرم نگاهت . مجموعه شعر فرمانده مجنون سروده میثم رنجبر ، تولید مشترک حوزه هنری مازندران و بسیج هنرمندان استان رونمایی می شود . وای که ردپای آبادی ما، چقدر شبیه چکمه های کدخداست؟؟؟؟؟؟ روزی که ردپای به جا مانده ،شبیه چکمه های کدخدا بود یکی میگفت: ، چکمه های کدخدا را یده، دیگری گفت: چکمه هاش شبیه چکمه کدخدا بوده. هر ی به طریقی واقعیت را توجیه میکرد، دیوانه ای فریاد برآورد: که مردم؛ ، خود کدخداست، مردم پوزخندی زدن و گفتند:کدخدا به دل نگیر، مجنون است دیوانه است ،. روزی مجنون با هزار شوق واشتیاق به در خانهی لیلی رفت ودر زد * لیلی گفت کیستی؟* مجنون گفت : منم* لیلی در را باز نکرد* مجنون رفت وروزهادربیابان باآه وفغان سپری کرد که چرا لیلی با او چنین کردتا اینکه باز به در خانه ی لیلی رفتوباز هم در زد* لیلی پرسید کیستی؟* مجنون گفت توام* وآنگاه درمنزل گشوده شد... مجنون شدم و ندیدم آن افسونگر آن ماه رخِ مه صفتِ خنیانگر دیریست که در ی خود قلبم را قفلی زده ام امانت یار دگر باز هم مجنون شدم، لیلا بیا و ناز کن شیطنت کن، عشوه کن، افسونگری آغاز کن موی را افشان تا باد هم مجنون شود روسری بردار و عالم را پر از اعجاز کن شاعران را از تو گفتن مُنتهای آرزوست ف بر اَبرو کمانِ حافظ شیراز کن خواب دیدم بسترم تا آمدی زینت گرفت ابن سیرین را بگو تعبیر سروِناز کن ناز انگشتان تو بر های تارِ من معجزه با پنجه ات در ی شهناز کن . روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد

پس نامه ای به او نوشت و گفت:

“اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دی. کلیمیان در مجلس گفت: نتانیاهو مجنون خون آشامی است که نقشی به جز مسموم فضا و کشتار ن و ک ن بی گناه و ظالمانه زمین های مردم مظلوم فلسطین ندارد. چند روز پیش داشتم یه ی گوش میدادم به اسم مجنون شهر و اونجا گفتم نه بووووووو دیدم این آدمه(علی سورنا) از همه ی خون های ایران بهتر ت ت میگه یه تیکه از ت ت این آهنگ رو براتون این زیر گذاشتم: شرط میبندم حرف های
تو با حرف های من و
لب های تو با لب های من و
توبا من
پُره فرق ان
منم دلم میخواست منم دلم میخواست
دونه ی رو نگیره
کبوترم بیاد
ت ت آهنگ مجنون شهر از علی سورنا www.bestbaz.ir این ت ت از آهنگ مجنون شهر از آلبوم جدید علی سورنا به اسم آوار هست. آهنگ جدید حامد همایون به نام مجنون آهنگ جدید و بسیار زیبای حامد همایون به نام مجنون hamed homayoun new called majnoun با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 آهنگ جدید حامد همایون به نام مجنون
آهنگ جدید حامد همایون به نام مجنون
از شب گذشته. از بارانِ اسیدی. از زمستان و کوران. از گرمای بیابانی. از شته ها. از خاکِ شور. از بی آبی. تکیه بوده. و آویز طنابِ متصل به لاستیک. و میله بارفی . و سوژه ی ع . با این وجود امّا، بیدِ مجنون مانده. باد با روحِ آزاده پسندش، روانه می شود سوی بیدِ مجنونی که می توانسته بیدِ مجنون نماند، ولی مانده. بید مجنون، با برگ های سبزِ خاصِ اردیبهش. بی بی:
مجنون اگر چه چندیست ، دست از جنون کشیده
لطفا به او بگویید: لیلا ادامه دارد...
من:
مجنون دلش ش تند
بال و پرش رو بستند
لیلا را بگویید:مجنون گلایه دارد...
بی بی:
میان باد و باران گیر د
مرا با هر دقیقه پیر د
خبر از تو نیاوردند امشب
دوباره قاصدک ها دیر د
من:
قاصدک ها بوسه را زنجیر د
دلم را با . معاون امور هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد ی ایلام گفت: سینمایی با عنوان روزگار مجنون در شهرستان مهران تولید خواهد شد. روزی شخصی در حال خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مُهرش عبور کرد.
مرد ش را قطع کرد و داد زد: هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟
مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی، چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟ پیامک زد شبی لیلی به مجنون که هر وقت آمدی از خانه بیرون بیاور مدرک تحصیلی ات را گواهی نامه ی پی اچ دی ات را پدر باید ببیند ایت زمانه بد شده جانم فدایت دعا کن … دعا کن مدرکت جعلی نباشد ز هاوایی نباشد وگرنه وای بر احو ای مرد که بابایم بگیرد ح ای مرد چو مجنون این پیامک خواند وارفت به سوی دشت و صحرا کله پا رفت اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی که م. شهید محمدرضا کارور در تاریخ چهارم اسفندماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی در سن بیست و شش سالگی، طی عملیات خیبر به شهادت رسید و پیکر پاکش هنوز میهمان جزیره مجنون است. دید مجنون را یکی صحرانورد
بربه رو پشته ای بنشسته فرد
صفحه اش از خاک و انگشتان قلم
بر به روی خاک هی میزد رقم
گفت کای مجنون بی دل کیست این؟
می نگاری نامه بهر کیست این؟
گفت: مشق نام لیلی می کنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون میسر نیست با من کام او
عشق بازی می کنم با نام او
روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد. پس نامه ای به او نوشت و گفت: “اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش” مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست . نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید … از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت : “ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت” در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟! و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه ! آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره ! دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده! و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟! و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری ! مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه : تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد ! تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی! قضاوت همیشه آسانست ، اما حقیقت در پشت زبان وقایع نهفته است . چگونگی و کیفیت افراد ، وقایع و یا سخنان دیگران به تفسیر ی است که ما ، از آنها می کنیم ، و چه بسا که حقیقت ، غیر ازتفسیر ماست . چت روم لیلی و مجنون لیلی چت لیلی ومجنون - چت لیلی,چتروم لیلی,لیلی چت روم,لیلی و مجنون,لیلی ومجنون چت,لیلی چت,چتروم لیلی,مجنون چت,عاشقانه چت,چت. لیلی دختری زیبا از قبیله عامریان بود و مجنون پسری زیبا از دیار عرب . نام اصلی او قیس بود و بعد از آشنایی با لیلی او را مجنون یعنی دیوانه خواندند چرا که او دیوانه بار دور کوه نجد که قبیله لیلی در آنجا بود طواف می کرد. قیس با لیلی در راه مکتب آشنا شد و این دو شیفته یکدیگر شدند. ابتدا عشقشان مخفی بود اما از آنجا که قصه دل را نمی توان مخفی نگ. لیلی و مجنون

دید مجنون را شبی لیلا به خواب 
کاسه ای در دست دارد خیس آب

گفت او را چیست ای شیدای من؟
در جوابش گفت ای لیلای من

کاسه ی آب است اما آب نیست
باده ی ناب است اما ناب نیست

اینکه میبینی حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بیداد تو
ریختم هر قطره اش با یاد تو

ابر بودم تشنه ی لیلا شدم ،
بس که با تو را دریا شدم

عشق اگر روزی تو را افسون کند؟
لیلی اش را تشنه ی مجنون کند,,, روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد
پس نامه ای به او نوشت و گفت:
“اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”
مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …
از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت
مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :
“ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”
در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!
و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !
آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!
و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!
و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !
مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :
تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !
تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!
قضاوت همیشه آسانست ، اما حقیقت در پشت زبان وقایع نهفته است .
چگونگی و کیفیت افراد ، وقایع و یا سخنان دیگران به تفسیر ی است که ما ، از آنها می کنیم ، و چه بسا که حقیقت ، غیر ازتفسیر ماست .

امروز حسی غریب مرا به سمتت می کشاندنمیدانم چه حسیست یا من عاشق شده ام یا تو....که بیتاب میشوم وقتی هستی و بیتابانه میخواهمت هنگامی که دوری شاید مجنون شده ام که رویای کودک را ودر آغوش کشیدنش را این همه واضح میبینم با لباسی آبی و راه راه های سفیدقدم زدن هایش در آفتاب پاییزی و لمس باورششاید مجنون شده ام اما لذت بخش است بودنت روزی شخصی در حال خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد مرد ش را قطع کرد و داد زد: هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم عضو شورای شهر کرمانشاه اظهار کرد: بنا به وعده معاون عمرانی شهرداری کرمانشاه، تقاطع ده مجنون تا پایان سال جاری و در بدبینانه ترین ح پایان فروردین سال آینده به بهره برداری می رسد. لطفاً نظرتون رو درباره ی این تصویر بگین که خیلی دلم می خواد بدونم! :دی

توضیحات تصویر: «این ع ، تصویر واقعی لیلی و مجنون هستش که در موزه ی لوور پاریس نگهداری میشه! اونوقت ما چی فکر می کردیم درباره شون!» 1- قربونت برم مدل بالا هم که هستی 2- گفتی گفتی باید عشقمون مخفی بمونه، زیر خا تر سرد،آخه درد ه. بیا در رویا، عشقمون رو نقاشی کنیم،براش قصه بسازیم. در اون قصه من میشم مجنون تو بشو لیلی.من میشم خسرو تو بشو شیرین،من میشم پروانه تو بشو گل. ..... چهارم تیر ماه یادآور سالروز شهادت عزیزانمان در تک دشمن بعثی به جزایر مجنون است.برادر عزیزمان شهید جاوید الاثر حسین درویشی وشهید احمد درویشی از روستای شاه عبدا... که از خداوند برایشان علو درجات و برای خانواده وبازماندگان صبر و پاداش جمیل خواستارم . خداوند به ما توفیق دهد . که از راه و جدا نشویم. یک شبی مجنون ش را ش ت بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چه خارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ،من نیستم گفت ای دیوانه ،لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی . آهنگ جدید مرتضی اشرفی مجنون     آهنگ جدید مرتضی اشرفی مجنون آهنگ جدید مرتضی اشرفی مجنون و حالا ترانه ی جدید و بسیار زیبای خواننده مرتضی اشرفی بنام مجنون به همراه متن و بهترین کیفیت موزیک و ترانه سرا : عماد طغرایی / تنظیم کننده : مهدی معظم new morteza ashrafi – majnoon with text on saba- majnoon 1 آهنگ جدید مرتضی اشرفی مجنون متن آهنگ مجنون مرتضی اشرفی آدمای حالی به حالی عشقای دروغ حسای تو خالی
وای مجنون جای تو خالی که ببینی چی سر عشق اومده بازم جای تو خالی
میسوزم و میسازم و میبازم عشقو ای عشق کجایی
تو به جان و دل من زخم زدی پس زدی حسمو دست نزن قلب من خیلی مریضه خیلی مریضه
هی تو بازی دادی قلبمو من میخواستم تورو ساده بودم ولی خاطرت خیلی عزیزه
تو به جان و دل من زخم زدی پس زدی حسمو دست نزن قلب من خیلی مریضه خیلی مریضه
هی تو بازی دادی قلبمو من میخواستم تورو ساده بودم ولی خاطرت خیلی عزیزه
دل و جانم به فدای چشمای زیبات هرچی بد بودی که بازم من بودم همرات
فدای سرت که قلبمو ش تی نازنین آرزو به دل شدم عشقو ببینم رو زمین
تو به جان و دل من زخم زدی پس زدی حسمو دست نزن قلب من خیلی مریضه خیلی مریضه
هی تو بازی دادی قلبمو من میخواستم تورو ساده بودم ولی خاطرت خیلی عزیزه
تو به جان و دل من زخم زدی پس زدی حسمو دست نزن قلب من خیلی مریضه خیلی مریضه
هی تو بازی دادی قلبمو من میخواستم تورو ساده بودم ولی خاطرت خیلی عزیزه مرتضی اشرفی مجنون منبع : آهنگ جدید مرتضی اشرفی مجنون بسم الله
خبرگزاری فارس: با شنیدن خبر شهادت نواب می خواستم مجنون وار سر به دیوار بکوبم
صبح روزی که به من اطلاع دادند او شهید شده است ی که چنان عشقی به نواب دارد چطور می تواند این خبر را بشنود. با شنیدن این موضوع می خواستم مجنون وار سر به دیوار بکوبم اما خودم را حفظ و به منزل آقای بهبهانی رفتم. ادامه مطلب شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد انقدددر دلم میخوااد بنویسم و نمیتونم.انقدر که قلبم فشرده میشه و تند و سخت میزنه و بار این همه احساس مواج تو کلمات از روش برداشته نمیشه عاشقی حاذق مرا باید که دل عاقل شود غافل از درد و تب و افکار بی حاصل شود فارغ از هر ارزوی ناروا و ناگ ذ قلب نوای در گریز از . چندین سال باید درب خانه پروردگار را بزنی،تا انشاالله درب باز شود،داداش جون! «آیت الله حق شناس تهرانی» بکوب حلقه در را که عاقبت ز سرای سری برون آید چون حلقه را بجنبانی پی نوشت:اگر مجنون دل شوریده ای داشت دل لیلی از او شوریده تر بید! . روی قبرم بنویسید ی بود که رفت

لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت

بنویسید از آغوش خدا آمده بود

هیچ هیچ نفهمید چرا آمده بود

بنویسید نفهمید ی دردش را

هیچ درک نمی کرد رخ زردش را

بنویسید که یک عمر ی را کم داشت

در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت

بنویسید هوای دل او ابری بود

بنویسید که اسطورهء بی صبری بود

بنویسید پرش لحظهء پرواز ش ت

بنویسید دلش را به دل پیچک بست

روی قبرم بنویسید دلی عاشق داشت

دور تا دور دلش یاس و اقاقی می کاشت

رج به رج فرش دلش را گره با خون می زد

شهرتش طعنه به رسوایی مجنون می زد

بنویسید که با عدل جهان مسأله داشت

بنویسید که از عالم وآدم گله داشت

شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود

بنویسید که او پای دلش در گل بود

بنویسید که پروانه صفت سوخت پرش

بنویسید غمی بود به چشمان ترش

بنویسید که همواره غمی پنهان داشت

بنویسید به تقدیر و قضا ایمان داشت

بنویسید جوان رفت کهنسال نبود

بنویسید اگر حرف نزد لال نبود مجنون هنگام راه رفتن ی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد ش را قطع کرد و داد زد: «هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟» مجنون به خود آمد و گفت: «من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم. تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟»
لیلی گفت : موهایم مشکیست .مثل شب .حلقه حلقه و مواجدلت توی حلقه های موی من است نمی خواهی دلت را آزاد کنی ؟نمی خواهی موج گیسویلیلی را ببینی؟مجنون دست کشید به شاخه اشفته بیدو گفت : نه نمیخواهم .گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم .دلم را هم .لیلی گفت : چشم هایم جام شیشه ای عسل است . شیرین .نمیخواهی ع ت را توی جام عسل ببینی شیرینی لیلی را؟مجنون چشم هایش را بست و گفت : هزار سال است ع م تهجام شوکران است . تلخ .تلخی مجنون را تاب می آوری ؟لیلی گفت : لبخندم مای رسیده نخلستان است ماطعم تنهایی ات را عوض میکند .نمیخواهی ما بچینی ؟مجنون خاری در دهانشگذاشت و گفت : من خار را بیشتر دوست دارم لیلی گفت : دستهایم پلی است .پلی که مرا به تومیرساند .بیا و از این پل بگذر مجنون گفت : اما من از این پل گذشته ام .آن که میپرد دیگر نیازی به پل ندارد . لیلی گفت : قلبم اسب سرکش عربیست .بی سوار و بیافسار . عنانش را خدا بریده .این اسب را با خودت میبری؟ مجنون هیچ نگفت .لیلی که نگاه کرد مجنون دیگر نبود .تنها شیهه اسبی بود و رد پایی بر شن لیلی دست بر اش گذاشت . صدای تاختن می آمد .اسب سر کش اما در لیلی نبود! اسفند ماه 62 یادآور حماسه آفرینی رزمندگان در جزایر مجنون است . عملیات خیبر در سوم اسفند ماه و با رمز یا رسول الله (ص)آغاز و جزایر مجنون به تصرف رزمندگان درآمد . دشمن بعثی تمام توان نظامی خود را برای بازپس گیری جزایر بکار گرفت و به قول رزمنده ها جزیره را با گلوله های تانک و توپ شخم زد..... والفجر 8 مقدماتی رمضان عطش فکه زید یا مجنون حضورتان بسیار پررنگ تر از عناوینی است که شاید به خوبی آنها را نشناسم همانگونه که سالیانی است اسیر فتح المبین شده ام و نمی دانم چرا چه ی دل من را برده است را نمی دانم کِی برد نمی دانم اما خوب از ما فی الضمیرم آشنا بود امسال دست سرونوشت باعث شد به انجا راه نیابم راستش را بخواهید نمی دانستم بروم و چه بگویم می دانستم منتظرند تا ازشان بخواهم و بر آورند شاید همین تردید راه را به رویم بست اما در کنار این تصاویر که بودم نمی دانم چرا ی در روضه خود خواند بچه ها اینجا شاید نزدیک ترین جا به مجنون باشه(پاسگاه زید) و ماشین هم نصف روز اب شد تا ما مجنون وار به دنبال لیلی باشیم از بیراهه و میان نیزار ها برویم تا نفس بکشیم آنجا که آنها نفس کشیده اند . . . پی نوشت: سال نوی شما مبارک انشاالله که سالی زهرایی داشته باشیم