ایستاده مردن

به نقل از خبرگزاریها در مورد ایستاده مردن : آیا صرف فکر به مردن شما را می ترساند و مضطرب می کند؟ نتایج یک بررسی جدید ممکن است به شما اطمینان خاطر دهد، چراکه نشان می دهد ترس ها درباره مرگ ممکن است اغراق شده باشد. همشهری أنلاین: آیا صرف فکر به مردن شما را می ترساند و مضطرب می کند؟ نتایج یک بررسی جدید ممکن است به شما اطمینان خاطر دهد، چراکه نشان می دهد ترس ها درباره مرگ ممکن است اغراق شده باشد. به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی ،
اگر کت نخوانی ،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر . به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی
اگر کت نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند
و ضربان قلبت را تندتر می کنند
دوری کنی...

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت شی بروی...
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری. پابلونرودا/ترجمه احمد شاملو بهای ندیدن مردن است؟ بستگی دارد شما در  کجا قرار داشته باشید ایا در رانندگی اینطور شدید.خداوندا ما قبول داریم راننده خوبی برای زندگیمون نبودیم اما سزاش مردن است؟ (این یادداشت را در 29 مهر 1388 نوشته ام.) من هر شب با ترس از«بوم لرز»* به خواب می روم! مردن به آهستگی در زیر آوار، مردن زیر بار ناتوانی و بی خیالیِ خود و در نکبتِ مسوولیت ناپذیریِ دیگران است؛ پس دادن تاوانِ نادانی انی است که می پندارند حسابِ همه چیز را کرده اند، هم آنان که سازندگان و ان پرمدعای سود ش را حساب پس نمی گیرند، و شاید با آنان بر س. ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺍﮔﺮ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﯽ، ﺍﮔﺮ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﺻﻮﺍﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻮﺵ ﻧﺪﻫﯽ، ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﻧﮑﻨﯽ . ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮑﺸﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ. پآییزه دارو ده ون بێ به رگه ........................دڵ په شوکاوێ خه یالێ مه رگه
هه ر گه ڵایێک که له دارێک ده وه رێ........نووسراوه یه که به ناخۆش خه به رێ
تاو هه ناوێ نیه وا مات و په شێو................له شی زاماری ده کێشێته نه شێو
رۆژپه ره سارده کزه ی بای زێڕیان...........کاته بۆ ژینی له ده س چوو وه گڕیان
دڵێ پڕ بوو له په ژاره و له دڵو..................ژین. ادامه: از عشق مردن زندگی جاودانیست!(حدیث دشت عشق) ب هرچی این پهلو اون پهلو شدم خوابم نبرد ی درد داشتم ی درد عمیق: عمیق ترین درد در زندگی، مردن نیست، بلکه نداشتن ی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی. عمیق ترین درد در زندگی، مردن نیست ، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است. عمیق ترین درد در زندگی، مردن نیست، بلکه پنهان قلبی است که . ترجمه: احمد شاملو
به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کت نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از ی.
احساس مالکیت، در انسان ذهنیتی پدید می آورد که موجب تکبر و منیت در او میگردد. و تکبر و منیت حتما درد و رنج می آفریند و درد و رنج را درمانی نیست مگر با مردن از تکبر و منیت، و مردن از تکبر و منیت میسر نیست جز با عدم احساس مالکیت، و عدم احساس مالکیت امکان پذیر نیست جز با جدا شدن از هم هویت شدگی ها و ب از تعلق خاطر ها نسبت به چیزها، مثل ملک. به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کت نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می کنند،
دوری کنی. تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت شی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری! ترجمه: احمد شاملو ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا
چه دریایی میان ماست . خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل . خوشا فریاد زیر اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن

اگر خوابم .اگر بیدار . اگر مستم . اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست . تو یاری کن . مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من . من تن خسته را در یاب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
همیشه خواب تو دیدن . دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا
نه از دور و نه از نزدیک . تو از خواب امدی ای عشق
خوشا خود سوزی عاشق .مرا اتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن داریوش اقبالی بیا که کار زمانه به جست و جو گذرد/حدیث خال سیاهت به بوس و بو گذرد بیا و تار دلم را به حلقه ی زلفت/چنان به غمزه بیاویز که مو به مو گذرد تو گر به کار نیایی، جهان همه هیچ است/خیال زندگی از ما به های و هو گذرد بیا که فصل جوانی به وفا نکند/صفای عمر دو روزه به آرزو گذرد کویر خشک دلم را به چشمه ی حکمت/چنان به دیده بجوشان که جو به جو گذرد رسیده عمر . به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی ،
اگر کت نخوانی ،اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنیبه آرامی آغاز به مردن میکنی، 
اگر برده عادات خود شوی،اگر همیشه از یک راه تکراری بروی....

مثل مادری که به جوجه هایش غذا می دهد
دردی به دهانم می گذاری
داغی به دلم
و می روی
و من به اندازه ی قلبم فکر می کنم...
و راه را برای دست تکان دادن باز می کنم
و این که قطار
شاعرانه ترین وسیله ی نقلیه است آزارم می دهد

روجا چمنکار مردن به زبان مادری نه! کاری به کار عشق ندارم! من هیچ چیز و هیچ ی را دیگر در این زمانه دوست ندارم!.. انگار این روزگار چشم ندارد را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند زیرا هر چیزی و هر ی را که دوست تر بداری حتی اگر یک نخ سیگار یا زهرمار باشد از تو دریغ میکند... پس من با همه وجودم خود را زدم به"مردن" تا روزگار، دیگر کاری به کار من نداشته باشد این شعر تازه را هم ناگفته . سلام درست دعا میکردید،چون از چند مرحله مردن خوشم نمیاد. دعا ها ناقص بود.اون از خوردنم،زمین که طرف چپ بدنم درد میکنه،اون هم از ماشین که فقط بهم فوش نداد.خوب بود.ابن هم از سردرد لطفا خالصانه دعا کنید.تا موقع جان هم.به یکبار جان بدم... تشکر... هر بار این مردن نزدیک میشه،کتاب های که همراه امانت جلو چشمم هست.یه نفر هم نداریم که وصیت کنیم اون . این کارهایی که می نویسم را حتماً باید انجام بدهیم. شوخی نیست! اگر می خواهیم زنده باشیم و زندگی کنیم باید، حتما و اجبارا این کارها را انجام دهیم. چرا تعجب می کنید؟ فکر کردید مردن فقط این است که دور از جان همه انی که این نوشته را می خوانند یا نمی خوانند دراز بیفتیم روی زمین و نفس نکشیم؟ نه! مردن مفهومی فراتر از این حرف ها دارد بازهم شروع. ازشروع بیزارم چون خودم ته خطم. دلیل افسردگیه نیچه جی بود؟ وقتی جهان همچون اراده ی قدرتو وینوشت داشت تو افسردگی دست و پا میزد. چطور میشه تفکر تنها عامله افسردگیه حاد قلمداد بشه؟چطور ممکنه من هنوز زنده باشم؟ چطور ممکنه اینچنین گ مردن کنم؟ چطور ممکنه تنها انگیزه ی زنده موندن مردن و پایان باشه؟ نقی, هادی نقی, naghi, نقی, imam naghiنقی, هادی نقی, naghi, نقی, imam naghiنقی, هادی نقی, naghi, نقی, imam naghiنقی, هادی نقی, naghi, نقی, imam naghi " حکم ارتداد درمورد نقی, تصویر پوستر در توهین به نقی،ایستاده مردن درمورد نقی,ایستاده مردن, آهنگ جدید درمورد نقی, متن آهنگ ایستاده مردن درمورد نقی" دیروز برای طفلی می گریستم
که کفش نداشت
امروز برای مردی که پا ندارد
و فردا برای خودم که هیچ...
-محمدحسین جعفریان-نه !
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ ی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیز و هر ی را
که دوست تر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار<. به آرامی آغاز به مردن می کنی - شعرى از پابلو نرودا ترجمه: احمد شاملو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی، اگر کت نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند، و ضربان قلبت را تندتر میکنند، دوری کنی . . . تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات ورای مصلحت شی بروی . . . امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری کن! نگذار که به آرامی بمیری. متن شعر به زبان اصلی ( لاتین )
you start dying slowly you start dying slowly if you do not travel, if you do not read, if you do not en to the sounds of life, if you do not appreciate yourself. you start dying slowly when you kill your self-esteem; when you do not let others help you. you start dying slowly if you become a slave of your habits, walking everyday on the same paths... if you do not change your routine, if you do not wear different colours or you do not speak to those you don't know. you start dying slowly if you avoid to feel p ion and their turbulent emotions; those which make your eyes g en and your heart beat fast. you start dying slowly if you do not change your life when you are not isfied with your job, or with your love, if you do not risk what is safe for the uncertain, if you do not go after a dream, if you do not allow yourself, at least once in your lifetime, to run away from sensible advice... pablo neruda آتش زده چشمان تو، بر تارو پود پیکرم ققنوس بی افسانه ام، در ق از خا ترم من از دل آیینه ها گاهی تماشا میکنم یک صورتک تصویر من، اما خودم آنسوترم پشت نقاب ساده ای ،پنهان شدم می ترسم از شعر و شب و تنهایی و آن چهره های دیگرم مردن همیشه ساده نیست، کاری معشوق من یک مردن بی سرزمین، پنهان شده در بسترم در انتظارت مانده ام، هر شب بدون صورتک شاید ت. بله من مناسبتی نمی نویسم اما امشب ترسیدم که می نویسم، من ترس از فضای بسته دارم، من حتی در کیسه خواب صورتم را بیرون می گذارم، من از گیر در ترافیک می ترسم و وحشت بزرگم این است که زنده به گور شوم ، داستانی  ازاسماعیل فصیح بود که اهالی روستا جوانی غریب را که حمله صرع داشته به گمان مردن دفن کرده بودند، وقتی و کارش آمدند که نبش قبر ک. منو جون پناه خودت کن برو بزار پای این آرزوم وایستم به هرکی بهم گفت ازت رد شده قسم میخورم من خودم خواستم منو جون پناه خودت کن برو من از زخم هایی که خوردم پرم تو باید از این پله بالا بری ، توبالا نری من زمین میخورم ♫♫♫ درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیم ببین بعد یک عمر پ ر زدن،چه جای بدی عاشق هم شدیم برای تو مردن شده آرز. وقتی بابا از سرکار اومد بهش گفتم سلام باباهم گفت سلام سلامتی میاره...سلامتی خوشبختی میاره..خوشبختی زن میاره.زن بچه میاره..بچه دردسر میاره..دردسر بی پولی میاره... بی پولی کارتون خو میاره.. کارتون خو مریضی میاره..مریضی مردن میاره. پس دردو سلام عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آ ش را با جدائی به سرانجام رسانی . ****

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است . **** عمیق تر. متاسفانه از 80 تخم اردکی که گذاشتم فقط 10 تا سالم بیرون اومدن. چنتا تخم ش تن ولی مردن.بقیه حتی تخم نش تن و مردن.

علت:عمل نطفه سنجی انجام ندادم. تخم های اب تولید گاز سمی کرده که منجر به خفه شدن جوجه ها در تخم شد.
علی علیه السلام:پیروزى به دور شى است و دور شى به استفاده از تجربه‏ هاست. (غررالحکم ، باب تجربه)
معشوقی از تو عاشـقی از من، دلربایی از تو دلدادگی از من، لبخند از تو، مردن از من! من واقعا حالم بده میشه با یکی حرف بزنم؟! اگر سرطان بگیرم..چند روز است که سطح توهمات پارانویام زده است بالا..اگر سرطان بگیرم یا یک بیماری که خوب نشود چه ..فکر می کنمترجیح می دهم ماشینمان را بفروشیم و برویم سفر دور دنیا تا هزینه درمان شود و آ هم با کلی درد و زشت شدن و اینکه راحت شد مرد و گناهان زیادی داشت وچه و چه.. بمیرم با شکوه مردن و با شکوه زندگی وقتی حق انتخاب داشته باشی ساد. به بستر بی ی مردن
تو از یادم نمی روی
خاموش به رساترین شیون آدمی
تو از یادم نمی روی
گریبانی برای د این بغض بی قرار
تو از یادم نمی روی
پی پستوی پنهانی برای بدگمانی گریه ها
تو از یادم نمی روی
دفاتری سپید
ای نازا
سر انگشتی آشفته
تو با من چه کرده ای ؟
تو از یادم نمی روی
سفری ساده از تمام دوستت دارم تنهایی
تو از یادم. بهار با همه ی قشنگی و ح نشاطش یه دلشوره بد تو دله من داره اونم دلشوره مردن ماهی های عیده......هرروز صب که پامیشم با ترس به ظرف ماهی ها نگا میکنم و خداروشکر میکنم که هردوشون زندن.....امروز صب که پاشدم با دیدن ماهی کوچولویه قرمز آهم بلند شد رفتم تو اتاقم و یه گوشه نشستم روی زمین صحنه مردن ماهی کوچولوی قرمز روی آب و ضربه زدن ماهیه سفید و قرمز.

مردن در این بادیه رویاست با حسین
راه طواف کعبه از این جاست با حسین
گاهی عطش ، نشانه ی سیراب بودن است
وقتی دلی به وسعت دریاست با حسین

سر نیزه های لشکر شب را نگاه کن
سرهای این قافله بالاست با حسین
با خون خود به قله ی تاریخ رفته است
زخم تمام مردم دنیاست با حسین

به قیمت خون می شود شبی
این آ ین وسوسه ی م. تحقیق درباره واکنش های عاطفی به مردن لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 7 « واکنش های عاطفی به مردن » واکنش های عاطفی ( هیجانی )1 به مردن2 همانگونه که دیدگاه ( دورنمای ) چرخه زندگی3 ممکن است پیش بینی کرده باشد، سن مردن فرد بر احساسات وی تأثیر میگذارد ( استیلیون، 1995، واس 1995): ک ن دسال، که مفهوم مرگ را در . بیا که کار زمانه به جست و جو گذرد/حدیث خال سیاهت به بوس و بو گذرد بیا و تار دلم را به حلقه ی زلفت/چنان به غمزه بیاویز که مو به مو گذرد تو گر به کار نیایی، جهان همه هیچ است/خیال زندگی از ما به های و هو گذرد بیا که فصل جوانی به وفا نکند/صفای عمر دو روزه به آرزو گذرد کویر خشک دلم را به چشمه ی حکمت/چنان به دیده بجوشان که جو به جو گذرد رسیده عمر . شعرى از پابلو نرودا شاعر بزرگ شیلی
ترجمه احمد شاملو به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر سفر نکنی، اگر کت نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می کنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر برده‏ عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏ های متفاوت به تن نکنی، اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند، و ضربان قلبت را تندتر می کنند، دوری کنی . .. .، تو به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رؤیاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی ‏ات ورای مصلحت شی بروی . . . امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری کن! نگذار که به آرامی بمیری .
708974_974gihk5.gif پریروز برای هفتمین بار در هفته ی گذشته خبر آمد که فوت کرد. و کمتر از یک ساعت گالری ع و وایبرو واتس اپم پر شد از صدها ع و او و لینک ترانه هایش . کلیپ جالب تر ازهمه، اجتماع مردم مقابل بیمارستان بهمن بود که برای خواننده ی محبوبشان ترانه اش را یکصدا میخواندند. مرتضی پاشایی عزیز، روحت شاد و غرق آرامش خدا دوستت داشت که اینگونه رفتن را برایت .



به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی،

اگر کت نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی،

که حداقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت شی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!

نگذار که به آرامی بمیری!شادی را فراموش نکن!


از : پابلو نرودا
ترجمه از : احمد شاملو خــــدای عـــزیز و مهربــان....به من آرامشی ده،تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم.
دلیری ده،تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم بینشی ده،تا تفاوت این دو را بدانم.
مرا فهمی ده، تا متوفع نباشم دنیا و مردم آن مطابقمیل من رفتار کنند.خدایا .تو،چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
چه انی کافر مى‏میرند؟! کافر اصرار بر کفر و در حال کفر مردن، دورى ابدى انسان را از رحمت الهى به دنبال دارد و مهم پایان عمر انسان است که آیا با ایمان مى‏میرد یا بى‏ایمان. یکى از درخواست‏ها و دعاهاى اولیاى خدا، مسلمان مردن است. حضرت یوسف از خداوند مى‏خواهد که مسلمان بمیرد: «تَوَفَّنِی مُسْلِماً» (یوسف، 101) حضرت ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود سفارش مى‏کنند که «فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (بقره، 132) نمیرید مگر اینکه مسلمان یعنى تسلیم پروردگار باشید. اسماعیل امینی از جمله چهره های شناخته شده شعر معاصر است که شب گذشته در محضر ی شعرخواند.
تو رفتی بعد تو حالم یه حالی مثل مردن بود
تو هم تنها شدی اما کجا ح مثل من بود
عاشق گمنام نوشت:
یاد ها فراموش نخواهد شد حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت تمام قهرمان های داستان های حماسی. انی که برای به تاخیر انداختن مرگ میجنگند. مبارزه میکنند تا شاید پیروز شوند. معنای پیروزی چیست؟ معنای امید در پس تقلای سخت. داستان های حماسی را مرور میکنم. لحظه امید بخش پیروزی که آرامش لبخند بر چهره مینشیند. فرصت داشته باشیم کمی دیر تر تمام شویم. تفاوت مردن امروز و پوسیدن فردا چقدر معنا دار است؟ ی. متاسفانه روزانه 47 ایرانی در تصادفات رانندگی کشته می شوند! یک نوجوان هندی به دلیلی نامعلوم جان خود را از دست داد و مردم دور او جمع شده و فقط او را تماشا د.
اگر سفر نکنی،
اگر کت نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده‏ء عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی. کاش قبل مردن از خفگی، دستم به نوشتن برود.