اینجا همه چی پیدا میشه

به نقل از خبرگزاریها در مورد اینجا همه چی پیدا میشه : دلم میخاد تمام کارهاش رو اینجا واسش بنویسم تا یه روز بیاد و بخون اونا رو. بعد از اینکه شیر خورد و خوب سیر شد، میزارمش سر جاش. کلی از پتو رو مچاله میکنه و میاره تو صورتش، پای راستش رو میاره بالا و یه چند لایه از پتو رو میگیره و میزاره وسط پاش. یه گوشه گوشی رو میگیره و این ور و اون ور میکوبوندش. گوشش رو میچپونه تو دهنش. ده بار از این پهلو به. چهار تا برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت
بودن که یهو ماشین اب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن
روشن نمیشه.
میگن آخه یعنی چی شده?
برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه.یکی
از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از میل لنگ یا پیستوناشه که بخاطر کار
زیاد . حتی اگه اهل این شهر هم نباشی می دونی که اینجا، باید به معجزه ایمان داشت ، مثلاً همینکه برای به موقع رسیدن به یه قرار خیلی مهم ، هر ساعتی از شبانه روز که از خونه می زنی بیرون، اصولاً رسم بر اینه که توی دلت خدا خدا کنی که یک تا ی یا حداقل یک ماشین شخصی، جلوی پات سبز بشه، بعد از دقایق طاقت فرسایی اولین آرزوت برآورده میشه، وحالا دوباره با. من بزرگ شده چهارراه سیروس مولوی وخیابان ری هستم به جرات میگم از کودکی تامیانسالی توی این محله ها نفس کشیدم اما مدتیست از روی اجبار کوچ کرده ام به شهری غریب ونااشنا شهری که دوستش ندارم خانواده ام به اجبار تحمل میکنند وقتی میبینم من که پوست وخونم توی تهرون تغذیه شده باید از دیارم دور باشم ولی ادمای عجیب و غریب که عین کلاغا فقط قار قار. این روزها به نظر میاد خدا این سرزمین استوایى رو از یاد برده....یا داره تنبیه میکنه.... الان مدتیه که از بارون خبرى نیست... هر روز یک جایى آتش سوزى میشه و هوا خیلى بد و کثیف شده... در بیشتر مناطق أب سهمیه بندى شده و این هم از سقوط mh 370....براى مردم اینجا دعا کنیم نه فقط براى مسافرین و خانواده هاشون، بلکه براى همه.... براى برطرف شدن این خش الى و ب. ای کبوتر که نشستی رو گنبد طلا تو که پرواز میکنیتو حرم رضا من کبوتر بقیعم با تو خیلی فرق دارم سرمو بجای گنبد روی خاکها میذارم خونه قشنگ تو کجا واین خانه کجا گنبد طلا کجا و قبر ویرونه کجا اونجا هر که میپره طائر افلاکی میشه اینجا هر که میپره بالو پرش خاکی میشه اونجا خادمابا زائر اقا مهربونن اما........................................ تو که هر شب میسوزه چ. مگه میشه تو رو دیدو، زیر لب ساده دفا کرد پیش تو نفس کشیدو، بی صدا شکر خدا کرد مگه می شه با با تو بودو،بی هوا قصد سفر داشت توی آرا مش با تو، بی هدف قصد خطر داشت مگه میشه،مگه میشه بی تو عشق شعله ور کرد به پ تکیه دادو،تاخدا،عزم سفر کرد مگه میشه زندگی رو،بی تو لحظه ای نگا کرد دل سپرد به غربت کوچ، دست سایه های شبگرد مگه میشه شعله ور شد،تو تب . از روز شنبه به خونه حیدر اسباب کشی کردیم. حاج آقا و حاج خانم و حیدر اومدن کمکمون. الان تقریبا همه کارا انجام شده و خونه کم کم داره به محل زندگی تبدیل میشه.بچه ها گاهی هنوز غریبی میکنن و خونه براشون نا آشناست. اینجا ما خیلی احساس آرامش و راحتی میکنیم .بچه ها بازی و بدو بدو میکنن و ما چون طبقه اول هستیم دیگه نگرانی نداریم.اینجا محله خیلی . پسر به آقای مجری گفته بود:
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن...وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش
همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات
هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت
اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!
آدما باس همیشه تنها بمونن.. ...

با تشکر از داداش إلمان بابت مطلب ارسالیشون یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام». یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام». یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی که . چند روزى هست که درگیر اسباب کشى بودم،رسما دهنم آسف شد...با اینکه خونمون مجردیه و وسیله زیاد نداریم اما بازم کلى خستم کرد.فقط یه واحد جابجا شدیم اما چون پنجره اینجا به سمت جاى دیگه باز میشه و پنجره خونه قبلیمون سمت کوچه،انگار کلا محلمون عوض کرده باشیم.سوت و کوره اینجا،قبلا غروبا پشت پنجره هفت سنگ بازى بچه ها رو تماشا می حالا دیواراى . مگه شب از این تاریکتر هم میشه مگه فاصله سیاهیه شب تااین طلوع نامبارک از این طولانیتر هم میشه مگه بی رحمی و نبود مردونگی از این بیشتر هم میشه.... به جایی برسی که تو صفحه گوگل سرچ کنی " خدا کجاست" خدا آخه کجاست ....؟ فقط داد بزنی خدااااااااااا و جو اما نباشه.. خ اما نباشه..
با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ... حس خوبی دارم..به تو که ...! میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی.. میشه تا آ عمر با خی سرکرد... میشه عاشق موندو عشق را باور کرد.. تاتوهستی ..جز تو همه چی ممنوعه است.. عشق دل کنده از کوچه باغ بن بست...! بغض یک دنیارو از دلم کم کردی.. من فقط"من"بودم تو منو آدم کردی...! عشق بی حادثه نیست...! متن شعر یکی از آهنگ های آلبوم "گوشه تنهایی"خواجه ی! خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن... اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو"ها"کن خدایا سرده این پایین ببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پایین دوتایی مون چرا تنها ؟ اگه لیلا دلش گیره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهی که دلتنگم ازاون بالا تو می بینی بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی خدایا...م. با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ... با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ... اومدم اینجا یکم بنویسم شاید یه باری از دوش ذهنم برداشته شه ، واقعا فکرم انقد درگیر و مشغول و مغشوشه که تو هپروت به سر میبرم خدا رو صد هزار مرتبه شکر ملالی نیست ولی وقتی خواسته ها زیاد میشن و همه با هم به فکر آدم هجوم میارن همین میشه یه روز مسئول فروش ، دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداش. خیلی زود دیر میشه-قبل از اینکه دیر بشه به همدیگه اهمیت بدید. کمک کنید حتی اگر هم هیچ نتیجه ای نداشته باشد. قشنگ فکر کنید. به ی که بغض کرده کمکش کنید حتی اگه اون کمک شما رو درک نکنه ============================================================= همیشه خیلی زود دیر میشه برای دل خودم می نویسم برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !!!!!! cze بعضی حرفا رو نمیشه گفت!!
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو
نه میشه گفت نه میشه خورد!
میمونه سر دلت
میشه دلتنگی!
میشه بغض!
میشه سکوت! میشه همون وقتی که خودمون هم نمیدونیم چه مرگمونه! رایگان پ. ن : یعنی میشه تموم شه این روزا!!!!!!!!!!! خدایا سرده این پاییناز اون بالا تماشا کن...اگه میشه فقط گاهیخودت قلب منو "ها" کنخدایا سرده این پایینببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیابه این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پاییندوتایی مون چرا تنها ؟اگه لیلا دلش گیرهبگو مجنون چرا تنها؟ بگو گاهی که دلتنگم از اون بالا تو می بینیبگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینیخدایا...من دلم ق. نمیدونم آیا از دست دادن افطاری امشب شرکت رو رویداد نیکی تلقی کنم یا نه... هر چندکه واقعا ته دلم بنا به دلایل نامعلومی از بودن در این افطاری خوشایند نبود ولی خوب، یک شب بودن در کنار دوستان اونم بصورت غیر کاری رو میشد نیک نلقی کرد... بهر حال ما موندیم و حوضمون و دوستان و یک سفره افطاری (اسمش افطاریه.. هرچی بخوای توش پیدا میشه). از این حرف ه. داریوش : سلام، یه تلاوت از سوره های قدر حمد حصان بدستم رسیده متاسفانه نتونستم تلاوت کامل رو پیدا کنم، میشه این تلاوت رو ببینین پیدا میشه یا نه ؟ خیلی ممنونم. http://www.gulfup.com/?oio62o سلام، و تشکر از شما که این مقطع فوق العاده زیبا رو فرستادین. خودم تا الان این تلاوت رو نشنیده بودم، البته پیدا فایل کاملش کار سختی نبود!! کافی بود که صفحه مربوط به تلاوت های حصان که در این پست هست رو باز کنین و سوره "قدر" رو سرچ کنین، تقریبا 8-7 تا تلاوت پیدا میشه که یکی از اون ها همین تلاوت مورد نظر شماست (862- حریم والقدر اهداء من الحاج فتح الله عبدربه) : محمد عبدالعزیز حصان / سوره تحریم، قدر، حمد / 47 دقیقه نسخه1: http://www.gulfup.com/?8fmns3 نسخه2: http://archive.org/ /mohamed-abdelaziz-h an/862.mp3 دیروز یه رو مه خوندم توش از مضرات یخ نوشته بود... + یخ ...کلیه متلاشی میشه عرق + یخ ...کبد متلاشی میشه تکیلا + یخ .. مغز داغون میشه + یخ ...قلب فنا میشه این یخِ لعنتی سلامتیِ ما رو بد جوری تهدید میکنه... دیگه یخ نمیخورم...

1 دیده ای ... گاهی ... یه وقتایی یه چیزایی گم میشه ... یه چیزایی پیدا میشه وه گم شده ها ... نه ... میبینی؟.. تو هیچ وقت، سر وقت نبوده ای ... مثل همین مهره ی آبی رنگی که از گردنم به زیر تخت غلتیده بود ... این که وقت تاریکی برق میزنه ... پیدا شده ... پیدا ... اما دوره ... از نو بگویمت: که این یخ کرده را از بی ی، ها می کنم هر شب ... پسر به آقای مجری گفته بود:

آدما نباس دوست پیدا کنن

چون وقتی میرن

وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی

وقتی نمیتونی درد و دل کنی

یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی

وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش

همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات

هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!

آ. یه روزایی هوا اینجا با هوای دلت انگار یکی میشه یه جور ی دست به دست هم میدن که خودت هم بی خبری یهو حال وهوا میبردت به روزای قشنگ گذشته شاید سخت گذشت شاید تلخ بود اما الان که یادش می افتی انگار تنها دارو ندارتن تنها چیزی که از روزهای عشق داشتی همش شکل یه لبخند تلخ ازجنس دلتنگی میاره انگار توچشمات خاک رفته یه جوری پر میشه که همه کلید های . یک هفته ی تمام مریضی کشیدم. این سینوزیت لعنتی تازه از دیروز یکمی دست از سرم برداشته. ۲ روز هفته رو سرکار نرفتم روزایی هم که رفتم با چشمای پف آلو و عطسه و سرفه و آبریزش بینی در حد فجیع. چشمام هرکدوم قد یه گوجه سبز پف داشت امروز میخواستم برم ید عید بر و بچ رو شروع کنم که به سفارش مامان امروزم بیرون نمیرم . از فردا پس فردا هرروز یکمی شو می م تا هفته دیگه انشاله تموم میشه که شنبه آینده هم گنزالس ببره پست کنه. اینا رو که نوشتم خیالم راحت بود اینجا ریا نمیشه چون ی اینجا منو نمیشناسه و اون دو نفرم که میشناسن خودشون از قبل می دونن یه لینکی الان میدیدم خونه ی میلیاردرهای تهران........اوه مای گاد...................چه قصرهایی خدا.......... کاش منم اونقدر پول داشتم.....اول یه مدرسه دخترونه می ساختم واسه برو بچ جنوب تا دیگه امثال زینب سادات مجبور نشن بعد از رسیدن به سن راهنمایی ترک تحصیل کنن فقط بخاطر اینکه مدارسشون مختلطه ....... بعد هم یه کتابخونه....عشق همیشگیم یه کتابخونه با کتابای جور واجور.............. حاالا که فعلا ندارم همینقدر که دارم فعلا پامو اندازه گلیمم دراز میکنم..کتابخونه هم انشاله یه روز جور میشه رزالی نمیخای دست تو جیبت کنی؟ اینجا شهر من است...شهر بی غصه ها...اینجا همه چیز عالیه...هیچ مشکلی نداره..همه خوب و م تو غم و شادی کنارهم هستنشهر من کوچه و خیابوناش مشکلی ندارن اگر هم داشته باشن هر روز تو جلسه بیان میشه تا آدما دلسوزش فکرایی خوب خوب براش ن...اینجا طبیعتش بکر و دست نخورده س ، پر از پستی و بلندی هایی زیبا حتی توی خیابونا...خداروشکر اگر ی واسه طبیعت زیبای د. جوک خنده دار-یخ دیروز یه رو مه خوندم توش از مضرات یخ نوشته بود... + یخ ...کلیه متلاشی میشه عرق + یخ ...کبد متلاشی میشه تکیلا + یخ .. مغز داغون میشه + یخ ...قلب فنا میشه این یخِ لعنتی سلامتیِ ما رو بد جوری تهدید میکنه!!! دیگه یخ نمیخورم!!! منبع : a-r-1991. در صورتی که خواستین با من تبادل لینک ین اینجا رو کلیک کنین بچه ها این اون یکی وبمه...خوشحال میشم بیاین و نظر بدین البته اولین لینک هم همونه ولی خو خالیه میشه بیاین و با نظرای خوجلتون پرش کنین؟ ممنوووووووووووووون بوووووووووووووووووووووووووس بااااااااااااااااااااااااااای http://www.stripe . ای بابا همه رفتن ی جایی...دریا خونه ی اون خونه ی این ولی من اینجا پشت این نت دارم هلااااااک میشمم. داره میاد ...ماه رجب رو میگم که از فردا داره شروع میشه ..شروع این ماه بزرگ با لیله الرغائبه و این تقارن برام خوش یمن به نظر اومدفردا شب آرزوهاست ....من تصمیم دارم آرزوهام رو بنویسم میخوام بدونم تا سال دیگه چقدر از این آرزوها برآورده میشه.اصلا میشه؟آیا حکمت خدا با آرزوهای من یکی میشه؟؟فردا روزه می گیرم اگه گرما و این نفس سرکش بذارن .شما . سلام به عزیزانی که وقتی اینجا رو می خونن، کلافه میشن. عصبانی میشن. حرص می خورن. اعصاب شون د میشه.یه سوالی داشتم از حضورتون!لطفا بهم بگید اولین بار چی شد که گذرتون به اینجا افتاد؟؟چطوری اینجا رو پیدا کردید؟؟ در مسیر جاده ای که از مرز به بستان کشیده شده است منطقه ای شهید پرور به نام چزابه؛ این منطقه در شمال غربی بستان است.
چزابه نامی است که فراموش نمی شود؛ ت و آرام. وقتی نام چزابه را می شنوی ناخودآگاه زیر لب می گویی: طریق القدس و فتح المبین و روی زمین می نشینی و با انگشت می نویسی«اسفند ۱۳۶۰» اوج ناکامی دشمن برای جلوگیری از انجام عملیات ف. یه گربه ی نر یه گربه ی نر.....من یه جاییم که خوبیامون تو کتابه.....همیشه ا ین موقرمونم خوبه حالش....من یه جاییم همه میخان سواری بگیرن ....سر عقیدشون حاظرن از نداری بمیرن....من یه جاییم استوره ها ارزوشه....ع قهرمانا تو اتاقا اویزون میشه.....من یه جاییم وطن میشه ارث پدری...که به بهونه ازدی به هر جا بپری....اینجا تابشون با حقیقتا بریده میشه...تو اوج ن. دون کرلیونه:پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه.
پدر خوانده عزت الله انتظامی: انقدر تو این شهر پیدا میشه که ما پیاده جای نریم ...

دیوانه ای از قفس پرید - احمدرضا معتمدی زندگی بدون حماقتهایش معنی ندارد
مختارنامه این زن سهم منه.عشق منه. مال منه... طلاقش نمیدم
به یاد شکیبایی ســــــــــلام خوبین؟ منم وقتی دوستای گلی مثل شما پیدا که انقدر خوشگل راهنماییم میکنن خود به خود حالم خوب میشه دیگه واقعا فکر نمی انقدر قشنگ نقد کنید و بهم توضیح بدید و انقدر قشنگ بهم روحیه بدید همه نظرا روحیه بخش و عالی بود ولی بیشتر از هر نظری نظر پارسی دخت ، مریم و نویسنده کوچک بهم کمک کرد که دوتاشون به جز پارسی دخت نظر خصوصی بود.. اسمش از موبایلت.. پاک میشه ... قبول از وایبرُ لاینت بلاک میشه...... قبول مسیجاش دیلیت میشه..... قبول ع اش پاک میشه ..... قبول به دوستات میگی حق ندارین جلوم اسمشو بیارین ....... قبول به خودت تلقین میکنی خیلی خوشحالی ......... اینم قبول اما ... با جای خالیش تو قلبت چیکار می کنی ؟.. با این همه تشابه اسمی چیکار می کنی ؟.. با اهن ی که دوست داره و گوش میدی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ع شو یه جا میبینی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ازت سراغشو میگیرن چیکار می کنی ؟...... زمانی که تیکه کلامشو میشنوی چیکار می کنی ؟.... و زمانی که دو تا عاشق میبینی ک دست تو دست باهم تو خیابون راه میرن چیکار می کنی ؟...... زمانی ک یاد چشماش میوفتی چیکار میکنی؟؟؟؟ .... زمانی ک بارون میاد چیکار میکنی ؟؟؟؟ بگـــــــــــو دیگــــــه بگو ببینم چیکار میکنی ؟؟!!!....د بگو لال نشو بگو.... + جدیدأ افتادم تو خطِ سایت و وبلاگ معرفی ...:) + دو تا سایت واسه ساخت لوگواند....دیدمشون گفتم اینجا هم بزارم :) اولیش : http://reddodo.com/ دومیش: http://en.bloggif.com/ + اگه توشون بگردین چیزای قشنگی پیدا میکنین ........ اینجا هم میتونین واسه خودتون کارت درست کنین : آدرسش : http://wigflip.com/ اینجا هم خودتون میتونید برای خودتون لوگوی ثابت درست کنید : http://blogers.ir/cod/make-logo-banner-cod/ مانا باشید:))))) مدیریت آموزشی به سبک ایرانی _ بیست و یک نویسنده : بابک اسماعیلی - این همکار شما، به نظرم مشکل داره . - چطور مگه ؟ - من خانومش رو دیدم. هم خوشگله هم باشخصیته. به نظرم با هم مشکل دارن. - چی شده مگه ؟ - به من می گه بعضی شب ها که همه میرن تو بمون باهات کار دارم. - یعنی چی ؟ - این آقا زن داره. من تعجب می کنم. اگه بازنش مشکل داره خب برن . من اینجا برای ک. پسر به آقای مجری گفته بود:

آدما نباس دوست پیدا کنن

چون وقتی میرن

وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی

وقتی نمیتونی درد و دل کنی

یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی

وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش

همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات

هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!

آدما با. محمد حسام در ارتفاعات شاه منصور سر از پا نمی شناخت و بالا و پایین و می پرید و بازی می کرد و با تکه چوبی که از زمین پیدا کرده بود شبیه چوپون ها شده بود و این ور و اون ور می دوید. اینجا هم آقای وروجک داره گل می چینه اینجا هم به خودش جرات داده و کفشدوزک رو برداشته رو دستش و باهاش بازی می کنه رفتن به روستای شاه منصور و قرار گرفتن در فضای مطبوع و محیط زیبا و دل نشین آن برای من خیلی خوشایند است و محمد حسام عزیزم هم مثل من از محیط روستایی خوشش می آید. قرار گرفتن در این محیط زیبایی های خاص خود را دارد و در کنار آن دیدن حسن و زن و عروس ها و نوه هاشون این زیبایی را چندین برابر می کند. حسن بابایی ، مردی مهربان و خوش قلبه که من و بابایی و محمد حسام خیلی دوستش داریم، زن هم خیلی مهربون و خوش قلبه و واقعا با بودن در کنار آنها ما از فضای روستا و ارتفاعات دلنشین شاه منصور لذت بیشتری می بریم. در این سفر شاه منصور به جز آن که اینجا زادگاه پدری وی است عمو مسلم و زن عمو و عمو یعقوب و فرلقا هم در کنار ما بودند و سفر یک روزه جالبی رو تجربه کردیم. بعد از رسیدن به روستا فهمیدیم که بزرگ بابا(که زن عموی بزرگ بابا هم میشه با یکی از پسر عموها(که پسر بابا هم میشه) قراره به شاه منصور بیایند این موضوع باعث خوشحالی بیشتر ما شد . از روستا خارج شدیم و به سمت ارتفاعات رفتیم . محمد حسام و علیرضا که رسیدند به دامنه کوه سر از پا نمی شناختند. سلام به همه دوستان خوبم ، سال جدید رو به همگی گوش ها و صاحبای دوست داشتنی تبریک میگم :) امیدوارم سال خوب و پر از برکتی داشته باشین و به آرزوهاتون برسین :) من چند روز پیش رفتم اسکندری شمالی نرسیده به وصال و اونجا چندتا پت شاپ دیدم که همچی داشتن از جمله یونجه و علف و پلت گوشی خارجی .... فقط حواستون باشه ازین پلت های بدون بسته بندی ن ین اینا . میگه دوتا مساله در مورد زمان می گین که بهم سازگار نیست:
1. ظهور وقتی محقق میشه که سیصد و سیزده یار فراهم بشه
2. ظهور وقتی محقق میشه که فساد عالم گیر بشه!
خوب وقتی قبلش که فساد کمتر بوده اون تعداد یار پیدا نشده چطور در فراگیری فساد پیدا میشه؟!
باید بگم تضادی بین اون دو نیست که کمال همخوانی هم بینشون برقراره
درختان کویر که در سخت. (مهدی احمدی) : گاهی وقت ها آدم دلش میخواد با یکی دو کلمه حرف بزنه! ولی خوب اگر یکی نباشه که اون دو کلمه اونو بشنوه می دونی چی میشه؟ با خودش میگه:من چرا باید دنبال یکی باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم، اصلا خودم می تونم با خودم بیشتر ازدو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم! ی که به اینجا برسه نه می گرده نه می خوابه! روشن 1381 فرزاد مؤتمن میگن زمانی که گ میخواست خودشو به جلسه ای برسونه که قرار بود اونجا از حق ملتش در برابر انگلیسی ها دفاع کنه به قطار دیر میرسه و قطار در حال حرکت بوده که مجبور میشه دنبال قطار بدوه بالا ه به قطار میرسه و سوار میشه اما یک لنگه کفشش از پاش در میاد و میفته کنار ریل و خودش اون یکی لنگه رو هم میندازه وقتی میرسه به مقصد و وارد جلسه میشه تمام حضا. فقط دعا کنید پدرم شهید بشه! خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟ گفت:آخه بابام موجیه! گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟ آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو و مادر و برادر رو کتک میزنه! ، شکل ما این نیست! گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟ گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست و پاهای. کمتر ی پیدا میشه که مثل تو باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو راز دار باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو گذشت داشته باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو مهربون باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو به سختی ها لبخندی رنگارنگ بزنه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو از حالم بفهمه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو بوی محبت بده... دوست عزیزم تا سال دیگه منتظرت میمونم... یلداتون پیشاپیش مبارک