اینجا همه چی پیدا میشه

به نقل از خبرگزاریها در مورد اینجا همه چی پیدا میشه : دلم میخاد تمام کارهاش رو اینجا واسش بنویسم تا یه روز بیاد و بخون اونا رو. بعد از اینکه شیر خورد و خوب سیر شد، میزارمش سر جاش. کلی از پتو رو مچاله میکنه و میاره تو صورتش، پای راستش رو میاره بالا و یه چند لایه از پتو رو میگیره و میزاره وسط پاش. یه گوشه گوشی رو میگیره و این ور و اون ور میکوبوندش. گوشش رو میچپونه تو دهنش. ده بار از این پهلو به. چهار تا برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت
بودن که یهو ماشین اب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن
روشن نمیشه.
میگن آخه یعنی چی شده?
برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه.یکی
از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از میل لنگ یا پیستوناشه که بخاطر کار
زیاد . حتی اگه اهل این شهر هم نباشی می دونی که اینجا، باید به معجزه ایمان داشت ، مثلاً همینکه برای به موقع رسیدن به یه قرار خیلی مهم ، هر ساعتی از شبانه روز که از خونه می زنی بیرون، اصولاً رسم بر اینه که توی دلت خدا خدا کنی که یک تا ی یا حداقل یک ماشین شخصی، جلوی پات سبز بشه، بعد از دقایق طاقت فرسایی اولین آرزوت برآورده میشه، وحالا دوباره با. من بزرگ شده چهارراه سیروس مولوی وخیابان ری هستم به جرات میگم از کودکی تامیانسالی توی این محله ها نفس کشیدم اما مدتیست از روی اجبار کوچ کرده ام به شهری غریب ونااشنا شهری که دوستش ندارم خانواده ام به اجبار تحمل میکنند وقتی میبینم من که پوست وخونم توی تهرون تغذیه شده باید از دیارم دور باشم ولی ادمای عجیب و غریب که عین کلاغا فقط قار قار. این روزها به نظر میاد خدا این سرزمین استوایى رو از یاد برده....یا داره تنبیه میکنه.... الان مدتیه که از بارون خبرى نیست... هر روز یک جایى آتش سوزى میشه و هوا خیلى بد و کثیف شده... در بیشتر مناطق أب سهمیه بندى شده و این هم از سقوط mh 370....براى مردم اینجا دعا کنیم نه فقط براى مسافرین و خانواده هاشون، بلکه براى همه.... براى برطرف شدن این خش الى و ب. ای کبوتر که نشستی رو گنبد طلا تو که پرواز میکنیتو حرم رضا من کبوتر بقیعم با تو خیلی فرق دارم سرمو بجای گنبد روی خاکها میذارم خونه قشنگ تو کجا واین خانه کجا گنبد طلا کجا و قبر ویرونه کجا اونجا هر که میپره طائر افلاکی میشه اینجا هر که میپره بالو پرش خاکی میشه اونجا خادمابا زائر اقا مهربونن اما........................................ تو که هر شب میسوزه چ. قابل توجه ین کامپیوتر !!! چهار تا برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن که یهو ماشین اب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن روشن نمیشه.


میگن آخه یعنی چی شده؟


برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه.


یکی از اینا یه ایرادی پیدا کرده.


مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از م. از روز شنبه به خونه حیدر اسباب کشی کردیم. حاج آقا و حاج خانم و حیدر اومدن کمکمون. الان تقریبا همه کارا انجام شده و خونه کم کم داره به محل زندگی تبدیل میشه.بچه ها گاهی هنوز غریبی میکنن و خونه براشون نا آشناست. اینجا ما خیلی احساس آرامش و راحتی میکنیم .بچه ها بازی و بدو بدو میکنن و ما چون طبقه اول هستیم دیگه نگرانی نداریم.اینجا محله خیلی . پسر به آقای مجری گفته بود:
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن...وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش
همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات
هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت
اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!
آدما باس همیشه تنها بمونن.. ...

با تشکر از داداش إلمان بابت مطلب ارسالیشون یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام». یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام». یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی که . از کار غربتت گره ای وا نمی کند

این شهر ، با دل تو مدارا نمی کند این شهر ، زخم بی ی ات را...عزیز من

جز با دوای زهر مداوا نمی کند
این شهر ، در میان خودش جز همین بقیع

یک جای امن بهر تو پیدا نمی کند

اینجا اگر ی به سوی خانه ات رود

در را به غیر ضرب لگد وا نمی کند

این شهر ، شهرِ شعله و هیزم به دستهاست

با. مگه شب از این تاریکتر هم میشه مگه فاصله سیاهیه شب تااین طلوع نامبارک از این طولانیتر هم میشه مگه بی رحمی و نبود مردونگی از این بیشتر هم میشه.... به جایی برسی که تو صفحه گوگل سرچ کنی " خدا کجاست" خدا آخه کجاست ....؟ فقط داد بزنی خدااااااااااا و جو اما نباشه.. خ اما نباشه..
با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ... حس خوبی دارم..به تو که ...! میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی.. میشه تا آ عمر با خی سرکرد... میشه عاشق موندو عشق را باور کرد.. تاتوهستی ..جز تو همه چی ممنوعه است.. عشق دل کنده از کوچه باغ بن بست...! بغض یک دنیارو از دلم کم کردی.. من فقط"من"بودم تو منو آدم کردی...! عشق بی حادثه نیست...! متن شعر یکی از آهنگ های آلبوم "گوشه تنهایی"خواجه ی! خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن... اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو"ها"کن خدایا سرده این پایین ببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پایین دوتایی مون چرا تنها ؟ اگه لیلا دلش گیره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهی که دلتنگم ازاون بالا تو می بینی بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی خدایا...م. ساعت ٤ بعدازظهر وارد هوشی مین شدیم و ٦ اینجا هوا تاریک میشه.اینجا پر از موتور سواره و اصلا عجیب و باورن ی یه .همه هم بلا استثنا کلاه سرشونه حتی سرنشین ها،فقط پشت چراغ قرمزها یه مشت کله با کلاه می بینی.تو عمرم این همه موتور یه جا ندیده بودم،شهر خیلی شلوغه ولی قابل تحمل و همینکه ترافیکه ماشینی نداره جای امیدواریه.البته فکر کنم از نگاه . اول ممنون از کامنتهای خصوصی و غیر خصوصی دوستای گلم برا ا ین پستم ولی واقعیتی ک اون پست رو گذاشتم رو الان میخوام بیشتر باز کنم ،من همیشه به عنوان اولین نکته از انی ک خارج از ایران زندگی شنیده بودم با ایرانیها دوست نشیم و هرکدوم دلایل خودشون رو داشتن و ما سعی کردیم اینجا دوست ایرانی و غیرایرانی داشته باشیم ولی ی جاهایی میبینی دوست ایر. اینجا ما با هم ایستا ده ایم اینجا هنوز هم تیر مازنى ها خطا نمى رود اینجا هنوز سیستانى ها بهترین شمشیر ن دو دست جهانند و ان بزرگ ازادى بخش ایران زمینند اینجا هنوز بلوچ هاى تنومند و دلاور در راه میهن در سخت ترین شرایط زندگى مى کنند و بهترینند اینجا گیلک هنوز هم در راه میهن از مرگ مى گذرد تالشى و گرگانى و کاسپى ها مردانه در برابر تازش مى ایستند اینجا هنوز هم زاگرس نشینان از زندگى مى گذرند و از میهن نه
هنوز هم بختیارى و کرد و لر و لک و قشقایى ستون ایرانند اینجا هنوز هم بندرى ها با گل به پیشواز میهمان و با خون به پیشواز دشمن مى روند اینجا همچنان اذرى ها خون مى دهند ، بیرق را برافراشته نگاه مى دارند ، پدر به پسر و پسر به پسر پرچم دارند اینجا هنوز هم انى و یزدى وکرمانى پاس دار موجودیت ایرانند اینجا هنوز هم اسانى جنگجوى بزرگ ایران است اینجا هنوز هم هگمتانه و پارسه و پاسارگاد و بیستون سرگذشت ماست اینجا هنوز هم خانه ى دلاوران تاجیک و ارامنه است اینجا هنوز هم ان و شیراز و سمرقند و بخارا و رى و مرو و نیشابور و بلخ و گنجه و ... استوار هستند اینجا هنوزم دریاى پارس ، پارس است و کویرمان لوت اینجا هنوز هم جبهه چپ ایران را عرب ایران تشکیل مى دهد اینجا هنوز هم تات ها هستند و ترکمن ها ترس به دل ندارند اینجا هنوز هم شاهنامه فردوسى و اوستا شناسنامه ى ماست اینجا هنوز هم ما با همیم ، انهم پس از هزاران سال اینجا ایران ، ما هنوز هم جانمان به جان هم بسته است اینجا خاک پاک ، ما تا پایان ایستاده ایم یه روز مسئول فروش ، دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداش. خیلی زود دیر میشه-قبل از اینکه دیر بشه به همدیگه اهمیت بدید. کمک کنید حتی اگر هم هیچ نتیجه ای نداشته باشد. قشنگ فکر کنید. به ی که بغض کرده کمکش کنید حتی اگه اون کمک شما رو درک نکنه ============================================================= همیشه خیلی زود دیر میشه برای دل خودم می نویسم برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !!!!!! cze بعضی حرفا رو نمیشه گفت!!
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو
نه میشه گفت نه میشه خورد!
میمونه سر دلت
میشه دلتنگی!
میشه بغض!
میشه سکوت! میشه همون وقتی که خودمون هم نمیدونیم چه مرگمونه! رایگان پ. ن : یعنی میشه تموم شه این روزا!!!!!!!!!!! خدایا سرده این پاییناز اون بالا تماشا کن...اگه میشه فقط گاهیخودت قلب منو "ها" کنخدایا سرده این پایینببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیابه این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پاییندوتایی مون چرا تنها ؟اگه لیلا دلش گیرهبگو مجنون چرا تنها؟ بگو گاهی که دلتنگم از اون بالا تو می بینیبگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینیخدایا...من دلم ق. نمیدونم آیا از دست دادن افطاری امشب شرکت رو رویداد نیکی تلقی کنم یا نه... هر چندکه واقعا ته دلم بنا به دلایل نامعلومی از بودن در این افطاری خوشایند نبود ولی خوب، یک شب بودن در کنار دوستان اونم بصورت غیر کاری رو میشد نیک نلقی کرد... بهر حال ما موندیم و حوضمون و دوستان و یک سفره افطاری (اسمش افطاریه.. هرچی بخوای توش پیدا میشه). از این حرف ه. داریوش : سلام، یه تلاوت از سوره های قدر حمد حصان بدستم رسیده متاسفانه نتونستم تلاوت کامل رو پیدا کنم، میشه این تلاوت رو ببینین پیدا میشه یا نه ؟ خیلی ممنونم. http://www.gulfup.com/?oio62o سلام، و تشکر از شما که این مقطع فوق العاده زیبا رو فرستادین. خودم تا الان این تلاوت رو نشنیده بودم، البته پیدا فایل کاملش کار سختی نبود!! کافی بود که صفحه مربوط به تلاوت های حصان که در این پست هست رو باز کنین و سوره "قدر" رو سرچ کنین، تقریبا 8-7 تا تلاوت پیدا میشه که یکی از اون ها همین تلاوت مورد نظر شماست (862- حریم والقدر اهداء من الحاج فتح الله عبدربه) : محمد عبدالعزیز حصان / سوره تحریم، قدر، حمد / 47 دقیقه نسخه1: http://www.gulfup.com/?8fmns3 نسخه2: http://archive.org/ /mohamed-abdelaziz-h an/862.mp3 دیروز یه رو مه خوندم توش از مضرات یخ نوشته بود... + یخ ...کلیه متلاشی میشه عرق + یخ ...کبد متلاشی میشه تکیلا + یخ .. مغز داغون میشه + یخ ...قلب فنا میشه این یخِ لعنتی سلامتیِ ما رو بد جوری تهدید میکنه... دیگه یخ نمیخورم...

1 سلام الان داشتم به این شعری که میگه زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ..... واقعا همینه خودمونیم که با هنرمون با فکرمون با تلاشمون زندگی رو میسازیم زندگی خیلی پیچیده است روز به روزی که به سن ادما اضافه میشه پیچیدگیش بیشتر میشه ی مشکل حل میشه ی مشکل دیگه به اقتضای سنت بهش اضافه میشه واقعا کلافه کننده است زندگی خیلی سخته ،پر از شادی و غمه . پسر به آقای مجری گفته بود:

آدما نباس دوست پیدا کنن

چون وقتی میرن

وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی

وقتی نمیتونی درد و دل کنی

یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی

وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش

همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات

هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!

آ. یه روزایی هوا اینجا با هوای دلت انگار یکی میشه یه جور ی دست به دست هم میدن که خودت هم بی خبری یهو حال وهوا میبردت به روزای قشنگ گذشته شاید سخت گذشت شاید تلخ بود اما الان که یادش می افتی انگار تنها دارو ندارتن تنها چیزی که از روزهای عشق داشتی همش شکل یه لبخند تلخ ازجنس دلتنگی میاره انگار توچشمات خاک رفته یه جوری پر میشه که همه کلید های . یک هفته ی تمام مریضی کشیدم. این سینوزیت لعنتی تازه از دیروز یکمی دست از سرم برداشته. ۲ روز هفته رو سرکار نرفتم روزایی هم که رفتم با چشمای پف آلو و عطسه و سرفه و آبریزش بینی در حد فجیع. چشمام هرکدوم قد یه گوجه سبز پف داشت امروز میخواستم برم ید عید بر و بچ رو شروع کنم که به سفارش مامان امروزم بیرون نمیرم . از فردا پس فردا هرروز یکمی شو می م تا هفته دیگه انشاله تموم میشه که شنبه آینده هم گنزالس ببره پست کنه. اینا رو که نوشتم خیالم راحت بود اینجا ریا نمیشه چون ی اینجا منو نمیشناسه و اون دو نفرم که میشناسن خودشون از قبل می دونن یه لینکی الان میدیدم خونه ی میلیاردرهای تهران........اوه مای گاد...................چه قصرهایی خدا.......... کاش منم اونقدر پول داشتم.....اول یه مدرسه دخترونه می ساختم واسه برو بچ جنوب تا دیگه امثال زینب سادات مجبور نشن بعد از رسیدن به سن راهنمایی ترک تحصیل کنن فقط بخاطر اینکه مدارسشون مختلطه ....... بعد هم یه کتابخونه....عشق همیشگیم یه کتابخونه با کتابای جور واجور.............. حاالا که فعلا ندارم همینقدر که دارم فعلا پامو اندازه گلیمم دراز میکنم..کتابخونه هم انشاله یه روز جور میشه رزالی نمیخای دست تو جیبت کنی؟ صبح که میشه وقتی گل نازم غزل طلایی رو از خواب بیدارش میکنم واسه مهد امادش کنم دلم بادیدن چشای سیاه ودرشتش وخنده همیشگیش اروم میشه به خودم میگم چه خوب میشد که این نگاه واین لبخند توی طول روز داشتمش ومجبورنبودم بذارمش مهد دلم تنگ میشه واسه نگاش !!!!!اماخودش عاشق مهد امروز روز اسباب بازیه غزل هم س مهربون اوازه خونش رو برده مهد وسط راه دل. جوک خنده دار-یخ دیروز یه رو مه خوندم توش از مضرات یخ نوشته بود... + یخ ...کلیه متلاشی میشه عرق + یخ ...کبد متلاشی میشه تکیلا + یخ .. مغز داغون میشه + یخ ...قلب فنا میشه این یخِ لعنتی سلامتیِ ما رو بد جوری تهدید میکنه!!! دیگه یخ نمیخورم!!! منبع : a-r-1991. در صورتی که خواستین با من تبادل لینک ین اینجا رو کلیک کنین یه گربه ی نر یه گربه ی نر.....من یه جاییم که خوبیامون تو کتابه.....همیشه ا ین موقرمونم خوبه حالش....من یه جاییم همه میخان سواری بگیرن ....سر عقیدشون حاظرن از نداری بمیرن....من یه جاییم استوره ها ارزوشه....ع قهرمانا تو اتاقا اویزون میشه.....من یه جاییم وطن میشه ارث پدری...که به بهونه ازدی به هر جا بپری....اینجا تابشون با حقیقتا بریده میشه...تو اوج ن. "مناجاتی دلنشین در شلمچه"
قدمگاه شهیدان است اینجا محل رشد ایمان است اینجا ی که انس با این خاک دارد برایش کعبه ی جان است اینجا جماران قبله ی رزمندگان بود شفابخش جماران است اینجا به کام ما گذشت این جا شب و روز مسیر شهر جانان است اینجا در اینجا پای مهدی بوسه می خورد که تحت رحمت آن است اینجا چه یارانی در اینجا پا نهادند دل جامانده سوزان است اینجا هزاران خاطره در خود نهفته کتاب عشق بازان است اینجا ز اشک فاطمه دارد نشانه شبیه بیت الاحزان است اینجا به خون پهلوی بش ته سوگند ش ته دل فراوان است اینجا ز پر از عطر مناجات همیشه نور باران است اینجا در اینجا ترک عصیان می توان گفت که الحق توبه آسان است اینجا شب قدری که گم کردیم اینجا محل فهم قران است اینجا به یاد قبر های عشق بازی دل عاشق پریشان است اینجا دلیل این که جامندم زیاران خدا داند نمایان است اینجا بگوش دل شنیدم عاشقی گفت که مهدی واقعه خوان است اینجا شلمچه از دوئیت دور مان کرد همان توحید پنهان است اینجا شهادت را از اینجا می گرفتند زمین عید قربان است اینجا
در اینجا می توان آرامشی یافت محل ذکر رحمان است اینجا اگر چه نفهمد حرف ما را قدمگاه شهیدان است اینجا
داره میاد ...ماه رجب رو میگم که از فردا داره شروع میشه ..شروع این ماه بزرگ با لیله الرغائبه و این تقارن برام خوش یمن به نظر اومدفردا شب آرزوهاست ....من تصمیم دارم آرزوهام رو بنویسم میخوام بدونم تا سال دیگه چقدر از این آرزوها برآورده میشه.اصلا میشه؟آیا حکمت خدا با آرزوهای من یکی میشه؟؟فردا روزه می گیرم اگه گرما و این نفس سرکش بذارن .شما . تجربه نوشتن خیلی خوبه، این که تو جاهای مختلف سعی کنی بنویسی تجربه خوبیه اما راستش هیچ جا وبلاگ نمیشه! هیچ وقت دلم نیومد وب هامو پاک کنم اما وقتی کل مطالب و آرشیومو حذف کرد انگار دیگه دلم نخواست اینجا بمونم انگار فرار از اینجا انگار یه بغض داشتم که دلم نمیخواست ش تنش رو ببینه! اما راستش اون روزایی که اینجا روزانه نویسی می رو خیلی بیشت. در مسیر جاده ای که از مرز به بستان کشیده شده است منطقه ای شهید پرور به نام چزابه؛ این منطقه در شمال غربی بستان است.
چزابه نامی است که فراموش نمی شود؛ ت و آرام. وقتی نام چزابه را می شنوی ناخودآگاه زیر لب می گویی: طریق القدس و فتح المبین و روی زمین می نشینی و با انگشت می نویسی«اسفند ۱۳۶۰» اوج ناکامی دشمن برای جلوگیری از انجام عملیات ف. میدونی در نهایت ناباوری میدونم که نباید برام مهم باشی و بهت فکر میکنم !دل تنگ میشم !خودمم نمیدونم دل تنگ چی میشم دل تنگ دعواهام باتو یا جز از سمتت ؟ شایدم دلم تنگ گیرهای بیخودت میشه !نمیدونم اما از اینکه یکی وجود داره که محبت های منو برات تکرار میکنه دلم میگیره میخوام که ازت متنفر نباشم و مثل خیلی ها که یه روزی عاشق میشن و بهش نمیرسن . ســــــــــلام خوبین؟ منم وقتی دوستای گلی مثل شما پیدا که انقدر خوشگل راهنماییم میکنن خود به خود حالم خوب میشه دیگه واقعا فکر نمی انقدر قشنگ نقد کنید و بهم توضیح بدید و انقدر قشنگ بهم روحیه بدید همه نظرا روحیه بخش و عالی بود ولی بیشتر از هر نظری نظر پارسی دخت ، مریم و نویسنده کوچک بهم کمک کرد که دوتاشون به جز پارسی دخت نظر خصوصی بود.. اسمش از موبایلت.. پاک میشه ... قبول از وایبرُ لاینت بلاک میشه...... قبول مسیجاش دیلیت میشه..... قبول ع اش پاک میشه ..... قبول به دوستات میگی حق ندارین جلوم اسمشو بیارین ....... قبول به خودت تلقین میکنی خیلی خوشحالی ......... اینم قبول اما ... با جای خالیش تو قلبت چیکار می کنی ؟.. با این همه تشابه اسمی چیکار می کنی ؟.. با اهن ی که دوست داره و گوش میدی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ع شو یه جا میبینی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ازت سراغشو میگیرن چیکار می کنی ؟...... زمانی که تیکه کلامشو میشنوی چیکار می کنی ؟.... و زمانی که دو تا عاشق میبینی ک دست تو دست باهم تو خیابون راه میرن چیکار می کنی ؟...... زمانی ک یاد چشماش میوفتی چیکار میکنی؟؟؟؟ .... زمانی ک بارون میاد چیکار میکنی ؟؟؟؟ بگـــــــــــو دیگــــــه بگو ببینم چیکار میکنی ؟؟!!!....د بگو لال نشو بگو.... - اینجا روزی 4 بار چای داده میشه، من از اونجایی که دوست ندارم چای رو با قند بخورم، با هر چای، یا بیسکویت، یا کیک و یا شکلات میخوردم. تا اینکه دیروز که رفتم روی ترازو، دیدم وزنم رفته بالا :( و کلی غصه خوردم. این بود که رفتم توت خشک و کشمش و چیپس ما یدم و مخلوطشون و امروز آوردم شرکت تا از این به بعد با چای بخورم. - یه مدت بود که یاد یکی از اسات. مدیریت آموزشی به سبک ایرانی _ بیست و یک نویسنده : بابک اسماعیلی - این همکار شما، به نظرم مشکل داره . - چطور مگه ؟ - من خانومش رو دیدم. هم خوشگله هم باشخصیته. به نظرم با هم مشکل دارن. - چی شده مگه ؟ - به من می گه بعضی شب ها که همه میرن تو بمون باهات کار دارم. - یعنی چی ؟ - این آقا زن داره. من تعجب می کنم. اگه بازنش مشکل داره خب برن . من اینجا برای ک. پسر به آقای مجری گفته بود:

آدما نباس دوست پیدا کنن

چون وقتی میرن

وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی

وقتی نمیتونی درد و دل کنی

یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی

وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش

همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات

هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!

آدما با. سلام مامانی شیطونم امروز میترا جون ازت سونو گرفت انقدر شیطونی کرده بودی که بند ناف رو پیچیدی دور سر نازت مامان فدات بشه اخه این چه کاری میکنی فدات بشم مواظب خودت باش وگرنه مامانی شما طوریت بشه میمیره عسلم با هر ضربه ای که میزنی اگرچه محکم میکوبی اماخیالم راحت میشه که ح خوبه و ارامش پیدا میکنم عاشقتم امیدوارم این خونه نبودن والدین همینطوری ادامه پیدا کنه چون نمیخوام برم خونه. دوست دارم مثل این دو-سه روز بمونم خونه ی یکی دیگه. همینطوری بدون قوانین خونواده زندگی کنم. حالم داره بهتر میشه!

آهنگ


+ قالب رو مخمه. میخوام زودتر از شرش راحت بشم. سلام به همه دوستان خوبم ، سال جدید رو به همگی گوش ها و صاحبای دوست داشتنی تبریک میگم :) امیدوارم سال خوب و پر از برکتی داشته باشین و به آرزوهاتون برسین :) من چند روز پیش رفتم اسکندری شمالی نرسیده به وصال و اونجا چندتا پت شاپ دیدم که همچی داشتن از جمله یونجه و علف و پلت گوشی خارجی .... فقط حواستون باشه ازین پلت های بدون بسته بندی ن ین اینا . (مهدی احمدی) : گاهی وقت ها آدم دلش میخواد با یکی دو کلمه حرف بزنه! ولی خوب اگر یکی نباشه که اون دو کلمه اونو بشنوه می دونی چی میشه؟ با خودش میگه:من چرا باید دنبال یکی باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم، اصلا خودم می تونم با خودم بیشتر ازدو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم! ی که به اینجا برسه نه می گرده نه می خوابه! روشن 1381 فرزاد مؤتمن کمتر ی پیدا میشه که مثل تو باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو راز دار باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو گذشت داشته باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو مهربون باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو به سختی ها لبخندی رنگارنگ بزنه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو از حالم بفهمه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو بوی محبت بده... دوست عزیزم تا سال دیگه منتظرت میمونم... یلداتون پیشاپیش مبارک میگن زمانی که گ میخواست خودشو به جلسه ای برسونه که قرار بود اونجا از حق ملتش در برابر انگلیسی ها دفاع کنه به قطار دیر میرسه و قطار در حال حرکت بوده که مجبور میشه دنبال قطار بدوه بالا ه به قطار میرسه و سوار میشه اما یک لنگه کفشش از پاش در میاد و میفته کنار ریل و خودش اون یکی لنگه رو هم میندازه وقتی میرسه به مقصد و وارد جلسه میشه تمام حضا. به سرم زده بود که میخواهم حلوا بختن یاد ب م. از به سر زدن های جنس خودم, که به راحتی بیرون نمیرفت. مامان که بلد نیست. کفت میخوای جیکار؟ ارد و اب و شکر رو قاطی کن میشه حلوا! اتی کفت تو کتابا هست. همونجوری خوب میشه! و مادر سحر تنها ی بود که توضیح داد... طرز بخت حلوا رو بالا ه شناختم. دوستی ادما رو هم. طریقه انتقال طرح: اول پارچه رو به مربع های مساوی تقسیم کرده! به کمک خط کش و مداد از پشت کار خطوط عمودی و افقی با فاصله منظم و دلخواه کشیده میشه ! حاصل کار چهارخانه های ممتد هست! پشت پارچتون رو شطرنجی کنین هرچی خونه هاتون ریزتر باشه گریتتون ظریف تر میشه! سپس طبق طرح انتخاب شده خطوط افقی! عمودی یا مایل را در ج وارد میکنیم. حتما حتما خطوط ر.