باعشق

به نقل از خبرگزاریها در مورد باعشق : نمی‌دانم در آرامش واگیردارت بود  یا لهجه‌ی دلنشین مردمانت یا خنکی نسیم شبانه‌ات  یا ردپای پراکنده‌ی شعر و تاریخ در نقشه‌ی زیبایت، تنها می‌دانم  تکه‌ای از دلم را در تو جا گذاشته‌ام. سوم داد ایران همطراز نورشد/جلوه لطف الهی درجهان مشهورشد/دشمن از روی عداوت کینه ای دیرینه داشت/باجنایت از حقیقت دائمااو دورشد/بود مشهرایران دست اوباقتل وعام/باسلاح وحدت ماچشم فتنه کورشد/همنوای هرشهیدی شد درجهان/بهرتوفیق ولایت این وطن شد/راه میهن در ولایت محوری است/ قلبها باعشق مهدی مملو ازشورشد/ ا
پرستوهای بی پروا ازاین پاییز کوچیدند

شکوه زندگی رادرهمین پروازمیدیدند

ببین جادوگر پاییز به رعد وبرق حاجت نیست

چرا که خشم بی شرم شما را خوب فهمیدند

جهان زیباترازاین بود اگراجداد وحشی مان

به جای قلوه های سنگ،گلی باعشق میچیدند

پرستوهای بی پروا میان لانه ی خورشید

به این صیاد خندیدندبه . یارب بحق مرتضی قلب مراپرنور کن/اندر شب قدرعلی این راپرشورکن/دربندگی ده معرفت باعشق آل مصطفی/ ودشمن رافقط ازقلب وجانم دورکن/زمزم نماچشم مرابهرعزای مرتضی/جرم وگناهان مراازدیده هامستورکن/یارب تفضلهانمابر بنده محتاج خود/بالطف ورحمتهای خودقلب مرامسرورکن/بهرظهورمه جام فرج اعطانما/بااهل بیت مصطفی جسم مرا محشورکن/ صدجمکران دل برایش نازکرده/مثل کبوتر سوی او پروازکرده/باعاشقی معنا شود ایمان شیعه/درکوی او دلدادگی آغازکرده/ازنور مهدی این جهان روشن بگردد/دل پنجره برروی ایشان بازکرده/دشمن هراسان ازطلوع مهدویت/افشاء عداوتهای خود این رازکرده/شیعه بود دستش به دامان ولایت/باعشق مهدی قلب را دمساز کرده/بهرظهورحضرتش آماده باش است/کم کم شروع کاش می توانستم همان دو سه ساعت را هم بیدار می ماندم تا بیشتر برای تقویت و تبلیغ صخا کار کنم من برای صخا مطالعات و بررسیهای زیادی داشتم در زندگی بزرگان مطالعه در زندگی و شناخت هنرمندان و ورزشکاران معروف و مشهور دقت و مطالعه و با عشق و علاقه به آنها پرداختم و برای جذب و جلب دانشمندان و ثروتمندان بزرگ و معروف دنیا هرکاری را که لازم بود و منتظر نتایج همتها و تلاشهایم هستم بیشترین مطالعه را در اینترنت داشتم بیشترین مقالات را در زمینه های مختلف و گوناگون ارائه تا همه سلیقه ها را با صخا و با عشق و علاقه خودم آشنا کنم من همه کار برای گره گشائی و نان رسانی من امیدوارم که زحمتهای عاشقانه من نتایج عالی و صددرصد خوبی داشته باشد هرچه مردم خوشحال تر شوند من زحمتهایم را به ثمر نشسته تر می بینم من خوشحالم که برای قرض الحسنه و خیریه نخو دم من در راهی قدم گذاشتم و فعالیت و فداکاری که آرزوی ان بزرگ بوده است من به تقلید از انبیاء و اولیاء قدم برداشتم و زحمت کشیدم امیدوارم بتوانم قلبهای فراوانی را خوشحال کنم من بدنبال خیر و برکت صخا در جهان به هردری که لازم باشد می زنم من دوستان زیادی را پیدا خواهم کرد که در اوج ثروت و قدرت قرار داشته باشند من نویسنده و شاعر هستم و توان و قدرت عجیب ترین کارها را دارم من از برکت اشعار شاعران و آیات پروردگار عارف و عاشق و شاعر و نویسنده شده ام سخنان من باید در جهان دهان به دهان بچرخد فریاد من بنام صخا باید در جهان بپیچد و در گوش همه رسیده شود چون یک آواز عاشقانه است صخا یک لطف و عنایت یزدان است یک معجزه و کرامت است صخا با یک دنیا عشق و علاقه افتتاح شده است و با همین روش سالها چرخیده است کاش می توانستم همین دو سه ساعت را هم نخوابم اما نه گناه دارد نمی شود باید دو سه ساعت به خودم استراحت بدهم امیدوارم دانشمندان و ثروتمندان بسیاری در جهان مرا با این وسعت و عظمت درک کنند و مرا در ارائه خدمات آسان حمایت و یاری کنند و قلبهای فراوانی را خوشحال کنند و نوجوانان و جوانان بسیاری چون تائب را تحریک و تشویق به فعالیت و فداکاری کنند صخا خدمتی همراه باصداقت و ایمان می باشد تائب فداکاری کرد شما هم همکاری کنید من عاشق انسانهای سخت کوش هستم و مطالعه و بررسی در زندگی آنها مرا بیشتر عاشق می کند چون می بینم همه انسانهای سخت کوش یک آرزو دارند می خواهند با جهانی شدن برای کشور خودشان افتخار ب کنند برای مردم خودشان مفید و موثر و باعث افتخار باشند پس همه مرا دعا کنند تا ابرسج را گلستان کنم و همه روستاهای جهان را و در همه روستاهای جهان یک شعبه داشته باشم صخا باید به یک برند معروف و مشهور و جهانی بزودی تبدیل شود همه باید به تائب فداکار و عاشق کمک کنند همه دانشمندان و ثروتمندان جهان آفرین به شما عزیزان image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> http://www.n-javan.com/aks/hnh.jpg image result for ‫نخو دن و <font style=باعشق کار ‬‎"> یاد رجایی باهنر دل رامصفامیکند/نام شهیدان وطن هرشهرزیبامیکند/ازخدمت نیکویشان جاویدگشته انقلاب/یک خیمه ای ازمعرفت باعشق ب امیکند/الگوی کاروبندگی نزدخداوندجهان/ ت برای خدمتی خودرامهیامیکند/راه رجایی رارود گر ت ما خوشتراست/اندرولایت محوری صد گنج پیدامیکند/باپیروی ی ایران ما شد سرفراز/خودرا مهیای فرج ازبهرفردامیکند/
#چند ساله که انگار ماه رمضون یه چیزیش کمه تو تلویزیون واون ربنا ی شجریان که یه جوراییی جزیی از رمضونه با ربنای آدم روزشو باعشق افطارمیکرد.من یه دوستی داشتم به هیچی اعتقاد نداشت وبا شنیدن ربنای متحول شد رفت قرآن وخوند وایمان آورد به قرآن خیلی حرفه امیدوارم یه روزی با این صدای دلنشین روزمونو تموم کنیم میشه خداروحس کرد تولحظه های ساده تو اضطراب عشق و گناه بی اراده بی عشق عمر ادم بی اعتقاد میره هفتادسال عبادت یک شب به باد میره وقتی که عشق ا تصمیمشو بگیره کاری نداره زوده یاحتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشق تراز همیشه هرچی محال میشد باعشق داره میشه انگارداره میشه عاشق نباشه ادم حتی خداغریبه است از لحظه های حوا حوا میمونه وبس نتر. میכانم گناـہ است !!!

میכانم گناـہ است !!!
اما "مَـــــــن" عاشق این گناهم
گناـہ هم آغوشے با تــــــــــ ♥ــــــــو...
פֿـכایـــــــــــــــــــــــــا بیخیال!! !
مــــــ♥ــــــا میخواهیم با هم بـہ جهنم تو بیاییم...
ڪـہ قسم بـہ פֿـ ـ ــــــــــــــــوכت

با عشق

جهنم تو هم بهشت مے شوכ براے ما... درنیمه شب لذتی دارد مناجات خدا/وقت توسل باشدو ذکروعبادات ودعا/بهروصال ایزدی کن بندگی حضرتش/خشنود میگردد خدا ازبنده های باولا/عارف رود درگاه حق باگلشن دلدادگی/اندرسحرگیردزرب الطاف بیحد وعطا/باعشق آل مصطفی ایمان ماکامل شود/ازکید میشود انسان دراین ساعت جدا/یاد آ ین مرهم برای شیعیان/یکروزآیدحضرتش بازمزم عشق وصفا/
یک مشت توبه دارم، اما همه ش ته
زنجیر دین من را، زیباییت گسسته امروز عهد ،دیگر تو را نبینم
اما ش ت باعشق،عهدی که عقل بسته گفتم به چشمهایم،از شهر او سفر کن
اما دریغ چشمم، بار سفر نبسته اینجا تمام شبهاست،همرنگ چشمهایت
انگار رنگ چشمت،بر روی شب نشسته ماهی نمانده دیگر، در ظلمت شبانه
شاید که آن ستاره،شد از هلال خسته شاید. یارب بحق مرتضی قلب مراپرنور کن/اندر شب قدرعلی این راپرشورکن/دربندگی ده معرفت باعشق آل مصطفی/ ودشمن رافقط ازقلب وجانم دورکن/زمزم نماچشم مرابهرعزای مرتضی/جرم وگناهان مراازدیده هامستورکن/یارب تفضلهانمابر بنده محتاج خود/بالطف ورحمتهای خودقلب مرامسرورکن/بهرظهورمه جام فرج اعطانما/بااهل بیت مصطفی جسم مرا محشورکن/
صدجمکران دل برایش نازکرده/مثل کبوتر سوی او پروازکرده/باعاشقی معنا شود ایمان شیعه/درکوی او دلدادگی آغازکرده/ازنور مهدی این جهان روشن بگردد/دل پنجره برروی ایشان بازکرده/دشمن هراسان ازطلوع مهدویت/افشاء عداوتهای خود این رازکرده/شیعه بود دستش به دامان ولایت/باعشق مهدی قلب را دمساز کرده/بهرظهورحضرتش آماده باش است/کم کم شروع بهرش خدا اعجاز کرده/
تاریخ ماسراسر اوقات ناب دارد/گنج حماسه هارااین انقلاب دارد/یک روزکشورما آشوب بودوفتنه/ازظلم وجور دشمن رنج وعذاب دارد/بوده و درهجمه های آنان/برفتنه گرفراوان عتاب دارد/توهین بر حسین وروز عزانمودند/این ظلم برولایت بنگرعقاب دارد/ناگاه ملت ما باعشق بر وشید/جمع بساط فتنه براوثواب دارد/گردیده است نه دی یک انقلاب دیگر/ملت مثال یک آفتاب دارد/
دراین محرم یاحسین یاد ازشهیدان میکنیم/با عاشقی وبندگی تفسیرایمان میکنیم/شد جبهه های این وطن ماننددشت کربلا/یاد از حماسه هرکجادرکل ایران میکنیم/عشق حسین وزینبش گلواژه هرشیعه شد/درراه حق خودرافدا درخط جانان میکنیم/گشته ولایت محوری سوی سعادت رهگشا/خود رابرای حضرتش باعشق قربان میکنیم/ راه ظهورمهدوی خط شهیدان خداست/بایاداو وکربلا هر درد درمان میکنیم/
به درگاه خدامن ناله کرد. برای بودن دعایت . دعایت وکه عاشقم شی. چرارفتی چراتنهام گذاشتی. توکه رفتی دل هم ماتم گرفته. کنارگوشه ای ت گرفته. توکه رفتی دگردل بی بهارشد. پرستوزدلم ماتم صداشد. پرستودلم آوازم ندارد. توکه که رفتی دگرحالی ندارد. خداسهم من ازعشق همین بود? چرازودپیرشدم تقدیرهمین بود? چراتقدیرمن اینطورنوشتی. چراعشق منوبدجورنوشت. دفعه قبل تو پست دوم نوشتم لطفا به من کمک کنید و اگه پست خوبی دارید برام بذارید.بعدشم نوشتم من از هر ی یه ع از آسمون میخوام که یه پست بذاریم.پست که ندادین هیچ به جز یه نفرم هیچ ع نداد.بعضیا حتی به خودشون زحمت نداده بودن ببینن چی نوشتم
رها که دفعه پیش ع گذاشت و تویه پست گذاشتیم اون لطفشو دفعه پیش کرده بود ولی ایندفعه به جز فاطمه هیچ ی . باعشق اگر همسفری ، بسم الله*
گر اهل دعای سحری ، بسم الله*
امشب شب قدراست و خدا منتظر است ،
ازدست گنه اگر خون جگری ، بسم الله*
امشب شب تقسیم حج و کرببلاست،
گر دلتنگ برای سفری ، بسم الله*
گر اهل ولایتی و خواهان نجف ،
گرمشتاق جمال حیدری ، بسم الله*
درمحضر ارباب محبت ، مهدی
خواهی بزنی بال و پری ، بسم الله* ماس دعا./ روابط عمومی هیئت ووشوشهرستان مبارکه یکیے توییے ویکیے من... همین سه تابس است... حتیے اگرماه هم نبود من قانعم.. به یک تو ویک من.. مگرمیان میان تووماه فرقیے هم هست؟!! ای کاش بود.. آن وقت شایدهمه چیزجزتو معناییے داشت... اما...حالا... که ندارد حالا همه چیزتوییے. تمام شعرهاییے که باعشق میخوانم.. تمام روزهایے خوب... تمام لبخندهایے من... تمام گناه هایے بالذت... تمام زندگیے... همه چیزتوییے. چیزدیگریے هم اگرجزتو بود... فدای یک تبسمت ..... یکیے توییے ویکیے من... بااین ماه که هنوزهم این شهرراتحمل میے کند... همین سه تابس است... حتیے اگرماه هم نبود ... من قانعم... به یک تو ویک من... مگرمیان میان تووماه فرقیے هم هست؟!!!... ای کاش بود... آن وقت شایدهمه چیزجزتو معناییے داشت... اما...حالا... که ندارد... حالا همه چیزتوییے... تمام شعرهاییے که باعشق میخوانم... تمام روزهایے خوب... تمام لبخندهایے من... تمام گناه هایے بالذت... تمام زندگیے... همه چیزتوییے... چیزدیگریے هم اگرجزتو بود... فدای یک تبسمت ..... داداش مرتضى سلام من همونیم..... طرفدارت, دوستدارت..... اشک ریخته ازاهنگات, بغض کرده ازصدات..... من اونیم.... اونیم که باخاطراتت خاطره سرکرده..... بانگاهت دوستداشتنو پیون ه..... اره داداشى من اینم... حالا من فقط من نیستم.... ماهستیم... همونایی که باعشق براشون شعرسرودى... همونایی که باعلاقه براشون صدااومدى..... همونایی که باوجودت براشون اهنگ خوندى..... سلام گلشیفته می خواهم با هم به عنوان دو نفر دهه شصتی که می توانند زبان هم را بفهمند حرف بزنم. چند وقت بیشتر نبود که تو را شناخته بودم. وقتی هایت را می دیدم انگار حس می داری برای وطنت و خاک آن می جنگی با عشق. فکر می برای من ارزش قائلی با آن همه باعشق بازی ت. بازهم بوی خوش عطر رمضان می آید... خداجونم روزه گرفتن خیلی خوبه ... اینقدر دوس دارم وقتی سحر بلند میشم یک آرامش خاصی دارم ...وقتی میرم توحیاط این ستاره های سحر رو میبینم چه کیفی داره... باعشق روزه میگیرم یک خوبی خاصی توی روزه گرفتن هست...میدونی دوس دارم ... این بندگی رو دوس دارم این روز ها رودوس دارم... میدونی خدا تا بیام ازکلاس زبان برسم به خونه اذان گفته ولی اینقدر توراه خوبه خودم هستم وتو با صدای اذان ... هیچ لحظه ای قشنگتر از این لحظه نیست... روزه خیلی خوبه خیلی زیاد ... احساس میکنم پیشمی وقتی روزه میگیرم... دوستت ذارم خدای بزرگ من اگر باعشق کار کنید خود را با دیگران پیوند می زنید و اگر نتوانید با عشق کار کنید بهتر است کارتان را رها و بر روی صندلیتان بنشینید و از آنها که با شادی کار میکنند گ کنید.یادتان باشد گاهی برای دیدن دنیا هزارن پنجره را باید بگشایید. حق یارتان دختر جوانی از مکزیک برای یک یت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد.پس از دوماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون: لورای عزیز متاسفانه دیگر نمیتوانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام!!!و میدانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم من را ببخش و ع ی که به تو داده ب. دلگیرم از این فصل تکراری فصلی که حتی با غزل قهرم فصلی که دلتنگ توام دلتنگ در بی قراری ی شهرم بر شاخه ها ی ترد احساسم جغد سیاهی آشیان دارد هردم شبیخون می زند برمن از آسمان هم یاس می بارد در این غروب لعنتی حتی بی زارم از این شاعر تنها حتی اگر دنیا بخندد باز غم می خورد کنج دل مارا لعنت براین کابوس دردآلود لعنت براین تکرار تکراری هرلحظه م. در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما ؛مدرسه ای می سازیم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده ؛مهر تدریس کنند وبگویند خدا؛ خالق زیبایی وسراینده ی عشق آفریننده ی ماست مهربانیست که ما را به نکویی؛ دانایی؛ زیبایی وبه خود می خواند جنتی دارد نزدیک؛ زیبا وبزرگ دوزخی دارد؛ کوچک وبعید در پی سودا نیست که ببخشد ما را وبفهماندمان؛ترس ما بی. عشق یعنی آنچنان در نیستی / تاکه معشوقت نداند کیستی عشق یعنی ذهن زیبا آفرین / آسمان روی زمین عشق گوید مست شو گر عاقلی / از غیر انگوری ولی هرکه باعشق آشنا شد مست شد / وارد یک راه بی بن بست شد کاش در جامم عشق باد / خانه ی جانم اب عشق باد هرکجا عشق آید و ن شود / هرچه ناممکن بود ممکن شود در جهان هر کار خوب و ماندنی / ردپای عشق در او دیدنی سالک آری عشق رمزی در دل است / شرح ووصف عشق کاری مشکل است عشق یعنی شور هستی در کلام / عشق یعنی شعر، مستی والسلام عشق یعنی خدمت بی منتی / عشق یعنی طاعت بی جنتی گاه بر بی احترامی احترام / بخشش و مردی به جای انتقام عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از درمانده ای درمان کنی عشق یعنی خویشتن را گم کنی / عشق یعنی خویش را گندم کنی عشق یعنی خویشتن را نان کنی / مهربانی را چنین ارزان کنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس / در مقام بخشش از آئین مپرس هر ی او را خدایش جان دهد / آدمی باید که او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مکن /در مقام عشق نامردی مکن عشق یعنی آنچنان در نیستی / تاکه معشوقت نداند کیستی عشق یعنی ذهن زیبا آفرین / آسمان روی زمین عشق گوید مست شو گر عاقلی / از غیر انگوری ولی هرکه باعشق آشنا شد مست شد / وارد یک راه بی بن بست شد کاش در جامم عشق باد / خانه ی جانم اب عشق باد هرکجا عشق آید و ن شود / هرچه ناممکن بود ممکن شود در جهان هر کار خوب و ماندنی / ردپای عشق در او دیدنی سالک آری عشق رمزی در دل است / شرح ووصف عشق کاری مشکل است عشق یعنی شور هستی در کلام / عشق یعنی شعر، مستی والسلام عشق یعنی خدمت بی منتی / عشق یعنی طاعت بی جنتی گاه بر بی احترامی احترام / بخشش و مردی به جای انتقام عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از درمانده ای درمان کنی عشق یعنی خویشتن را گم کنی / عشق یعنی خویش را گندم کنی عشق یعنی خویشتن را نان کنی / مهربانی را چنین ارزان کنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس / در مقام بخشش از آئین مپرس هر ی او را خدایش جان دهد / آدمی باید که او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مکن /در مقام عشق نامردی مکن نه امیدی به چشماته نه میشه از دلت رد شد همین دلبستگی خوبه نمیشه با دلت بد شد چرا یادت نمیمونه یکی تنها ت میشد خداحافظ که میگفتی یکی دلواپست میشد ازاین دلواپسی خونم ازاین دل خستگی خسته که راه عاشقی هامو نگاه تلخ تو بسته منی که بادلم سردی دلم جون میده میدونی تمام هرکی هستی رو به این دل خسته مدیونی نه این عشق اتفاقی بود نه من باعشق میجن. وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه اتنمودی ودل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی وامانت عشق را در وجودم نهادی و عهد که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم.
روز ولادت حضرت علی علیه السلام، رو با یک دنیا عشق به تومهربانترین و تنها تکیهگاهم تبریک میگم و آزروی بهترین ها را . مارکزباجادوی کلمات، داستانی را که دربچگی از مادربزرگش شنیده د ی کشف گورهای به جامانده درصومعه ای،تبدیل به نوشتاری می نماید که خواننده به خود اجازه نخواهد کتاب 184صفحه ای را زمین بگذارد .ماجرای دختری که فرجام زندگی اش مرگ به دست زدایان کلیسا است ولیکن مرگی که نویسنده ازوی روایت می کند مرگی همراه باعشق است .رنجی که شخصیت های داستانی می کشند رامارکز به زیبایی نشان می دهد . کتاب جالبی بود ودرعین حال داستان قابلیت این راداشت که صفحات بیشتری را از آن خود نماید . امشب میخوام خاطره بنویسمیک خاطره خوبخیلی وقته خاطرات خوبمون رو ثبت نکردیم مژگانامشب میخوام مث خیلی وقتا یه خاطره خوب از یه روز خوبمون رو برات بنویسمامروز من و مژگان جونم رفتیم کلاس امروز کلاسمون مث همیشه نبود با لبخند رفتیم کلاسو با لبخند هم از کلاس اومدیم بیرونامروز تونستم دستتو بگیرم و این خیلی برام لذت بخش بودخیلی وقت بود نتو. سلامت
سعادت
سیادت
سُرور
سَروری
سبزی
و سَرزندگی
هفت سین سفره ی زندگیتان باد .
.
.
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد

.
.
.
بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک
شاخه های شسته ; بارا. بنام خداوند جان افرین ازانجایی که تیم حرفه ای ها ابراهیم هوشیارخود رابرای مسابقات کشوری الیت کیک بو ینگ ک درشهرعباس اباد مازندران برگزارمیشود تمامی قهرمانان تیم حرفه ای ها چه شاگردها وچه مربیان تیم حرفه ای ها باعشق وعلاقه به ابراهیم هوشیار حرفه ای درکنار بزرگ ابراهیم هوشیار به تمرین واماده سازی دراردو پرداختند آن مرد آمد…
داسش را دم در آویزان کرد ، خستگی اش را مخفی !
چند شاخه گل در آورد از بساطش و زنگ در خانه را باعشق زد …
.
زن تمام تنهایی اش را در سطل زباله ریخت
خستگی را از پنجره دک کرد !
در را با عشق باز کرد
یک سیب لبخند در دست !
.
کودک ،همان حوالی ، هم معنی محبت را می نوشت و هم خانواده مهربانی را !
.
.
نبودن عشق فقط نبودن عشق نیست !
نبودن خیلی چیزهاست ..
عاشق باشیم و زندگی را با عشق جاری کنیم ..
عاشق
( ابراز همدردی ) ای دریغـــــــــا راد مرد لطف و رحمت درگذشت اسوه صبر و تـــــلاش و کـار و همت در گذشت او که باعشق حسین قلبش به می طپید گشت تسلیم رضا و بـــــــــــا رضایت درگذشت باکمال تاسف و تاثر در گذشت مرحوم مغفور. پیش وت فرهنگی .معلم گرانقدر بزرگ خاندان. حاج محمد حسین اکبری را به خانواده های معظم و معزز /اکبری/سلطانی. یان/اکبریان . زندگی پروازاست وسقوط>> زندگی تلخ ست وشیرین >> زندگی صحنه ی بردوباخت ماست >> ای زندگی ای زندگی >>بامن چه کردی که باعشق بیگانه ام >>بامن چه کردی که شعرهایم همه بوی تنهایی ودلتنگی می دهد >>بس ست دیگرمن اسیرغم هانمی مانم >> من به این دنیانمی بازم این دنیاپرازکبروریاست ن می خواهم به عرش کبریابرسم >>خدایادلم شو روازرادارد دلم شوق رفتن دارد >> خدایاپرواز رابه من یادبده . زندگی بی عشق یک ماتمکدست هرکه عاشق شدخودش یک میکدست گرکه باعشق بنگری برزندگی گردی یک انسان آزادازقیودبندگی بندگی مختص رب است این بدان کج مکن گردن برای این وآن مرد عاشق اهل هیچ معیارنیست درسرش سو جزدلداگی به یارنیست منبع فکرش دل است پررمزوراز عقل دراین وادی باکودک همتراز عینک عشق است بسی تاثیرگذار هر این عینک زند رندش شمار هرکه چو. زندگینامه:سال1341درخانواده ای مذهبی،پرتلاش وانقل متولدشد.تحصیلات خود را تا دوره متوسطه همراه با فعالیتهای مذهبی وانقل در شهر جوشقان قالی گذراند. باعشق وعلاقه به ، انقلاب و ، به فراگیری فنون دفاعی وعضویت در جهاد سازندگی کاشان پرداخت. همزمان باشروع یک زندگی نوپا عازم میادین دفاع مقدس گردید. او مجاهد و انقل به تمام معنابود. خدمات او درکتابخانه مسجد سجاد .ع. و هیئت قائمیه قابل ذکر است.
اودر23تیرماه1361مصادف با27رمضان درعملیات رمضان به شهادت رسیدوآسمانی شدوبرای همیشه جاودانه ماند.
مزارمطهرش درگ ار ی جوشقان قالی زیارتگاه عاشقان رهروش می باشد.
وصیتنامه: راه من، راه خدا و انبیاست. انبیا بودندکه برعلیه دشمن قیام د و دشمنان را از عرصه دنیا محو نمودند. برادران انقل ،تا انقلاب حضرت مهدی .عج. راه همه شهیدان و راادامه دهید.
تدوین ازخادم ال :میثم-تیرماه 1393 بعد مرگم جنازمو بسوزونین!! میخام حسرت به سر خاکم اومدن به دل خیلیا بمونه....
بگویید روی سنگ قبرم بنویسند :
اگر تنها نبود ، شاید اینجا قبری نبود دست سرنوشت را …
بـایـــــــد قطــــــــع ڪـــــــرد …
او ” آرزوهـــــــای ” مـن اســــــت دخترهیچگاه هم اغوشی هایت را باعشق مقایسه نکن هیچ مردی در رخت خواب نامهربان نیست
قدم می زد درون رویاهایش ، دردو دل می کرد با آرزوهایش ، صحبت می کرد با همزبانش. ساده بود و بی ریا ، خسته از یک فریاد بی صدا!
دوست داشت در یک جا گم شود، جایی که درآن مهر و محبت حس شود.
لابه لای دفتر خاطره هاش ، خاطره ای بود که نمی خواست پ ر شود ، سوخته شود ، واز بین رود . خاطره اش راز بود که نمی خواست فاش شود ، یا از آن دفتر سیاه پاک . یادگرفتم دل سوزیم برا بعضے آدما مثل سوزوندלּ دلـہ خودم بود...

یادگرفتم واسـہ هرڪے گل باشے یـہ روز بدجورے خارت میڪنه...

یادگرفتم هو๛ باعشق فرق داره...

یاد گرفتم حرفاے دلمو بـہ بقیـہ نگم آخـہ حرف اگـہ حرفـہ دلـہ پ๛

بهترڪـہ همونجابمونه...

یادگرفتم دلمو بـہ "هرڪی" ندم ڪـہ با "هرڪی" عوض ڪنه...

ی. یادگرفتم دل سوزیم برا بعضے آدما مثل سوزوندלּ دلـہ خودم بود...

یادگرفتم واسـہ هرڪے گل باشے یـہ روز بدجورے خارت میڪنه...

یادگرفتم هو๛ باعشق فرق داره...

یاد گرفتم حرفاے دلمو بـہ بقیـہ نگم آخـہ حرف اگـہ حرفـہ دلـہ پ๛

بهترڪـہ همونجابمونه...

یادگرفتم دلمو بـہ "هرڪی" ندم ڪـہ با "هرڪی" عوض ڪنه...

یادگرفتم حقیقتاے زندگیمو بادروغ اب نڪنم...

یادگرفتم واسـہ عشقـہ بعضیا فقط باید تشڪرڪردوبس...

یادگرفتم ڪ باید بعداز بدست اوردלּ تجربـہ ازش استفادہ ڪنم

تادوبارہ اشتباهامو تڪرارنڪنم...

ببیלּ تو"مخاطب خاص" یـہ تجربـہ بودے ...

خیلے چیزابهم یاددادے واقعا "مرسی" هـہ هیچ وقت به ی دل نبندچون این دنیااین قدرکوچیکه که دوتادل توش جانمیشه امااگردل بستی ازش جدانشوچون اون قدربزرگه که دیگه نتونی پیداش کنی ازهزاران نفریک نفراهل دل هست مابقی تندیسی ازاب وگل هستند بزرگی راگفتند:زندگی چندبخش است؟گفت دوبخش:کودکی وپیری.گفتند پس جوانی راچه شد؟گفت :باعشق ساخت،ب وفایی سوخت،با ج مرد میدانی زیباترین خطمنحنی دنیاچیه؟لبخندی که بی ارده رولبهای یه عاشق نقش میبنده تادرنهایت سکوتفریادبزنه دوستت دارم ی باش که عمری باتوبودن یک لحظه ولحظه ای بی توبودن یک عمرباشد توزندگی دنبال ی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی دنبال ی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی باآن غروبت نازنینم تردیدها درعشق باقیست شاید که عمری طالع توباعشق من دریک تلاقیست!! برساحل خشکیده ی عشق یک تکه ابرخسته ی شعر.. آبستن یک حس پوچ است گل دار وبی برچون اقاقیست بااین غزل دیگر فروریخت دیواریک عمرعاشقی ها بهتر فراموشم شودآن چشمی که همچون جام ساقیست دیگ لنگ پرغرورم حس جهیدن هم ندارد سرکش،نگاهِ ماه گونت، یغماگراز هر یاغیست میخواهم عشقت را و لیکن،خورشیدعشقت درغروب است شایدکه عمری طالع تو باعشق من دریک تلاقیست!!! باعشق اگر همسفری ، بسم الله*
گر اهل دعای سحری ، بسم الله*
امشب شب قدراست و خدا منتظر است ،
ازدست گنه اگر خون جگری ، بسم الله*
امشب شب تقسیم حج و کرببلاست،
گر دلتنگ برای سفری ، بسم الله*
گر اهل ولایتی و خواهان نجف ،
گرمشتاق جمال حیدری ، بسم الله*
درمحضر ارباب محبت ، مهدی
خواهی بزنی بال و پری ، بسم الله* در این شبهای عزیز خواهشا مارو هم از دعای خیر خود فراموش نکنید خواهشا ماس دعای فرج...زیارت کربلا
آ ین روز دادیادآور یکی از قله هاست.اما این قله یک تفاوت عمده دارد.او در حالی که از قله های متداول بود و براحتی میتوانست به شخصیتی مشهور و بزرگ تبدیل شود بیکباره به همه این عوامل شهرت پشت پازد! و شرایط خودش را از اوج برتریهای ظاهری به حضیض برخورداریهای ظاهری تغییر داد! و این تفاوت عمده ای است که او را از دیگر قله ها جدا میسازد.اگر دی. ۲۳ ابان 14نوامبر شعریک تازه وارد… دوستم پسرمعتادخودودوست معتادش راحمایت ناسالم می کرد.افکاراوباعث شده بودکه معتادش بین مابحثی ایجادکنندواین رابطه ی مارامثل زندگی ام اب می کرد.تلاش بی وفقه ی من برای دلیل اوردن ,موضوع رابدترمی کرد.درحقیقت احساس می دوستم علیه من وازمعتادش طرفداری میکن..دردوترسم رادرشعرزیربیان :گمشده دریک زمین با.