برای اونی که منو نمیخواد

به نقل از خبرگزاریها در مورد برای اونی که منو نمیخواد : اونی که می خواستم دلمو ش ت و
به پای یک عشق جدید نشست و
چشم روی آرزوم همیشه بست و
پشت مه پنجرمون رها شد
اونی که می خواستم مثه اشک چکید و
تو طول راه باز یه ی رو دید و
به آرزوش انگار دیگه رسید و
به خاطره هیچی ازم جدا شد
اونی که می خواستم ... اونی که می خواستم
اونی که می خواستم ... منو تنها گذاشت رفت
اونی که می خواستم. سرخاک من! اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشترگریه میکنه! اونی که نخواست مارو ببینه بالا ه میاددیدن جنازم! اونی ک حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو میگیره! اونی ک سلام نمیکرد میاد برا خ ظی، چه روزقشنگیه اون روز همه هستن حیف که خودم نیستم...!!!

من از این دنیا ، اینو دریافتم که... اونی که بیشتر می گفت "نمی دونم"، بیشتر می دونست!

اونی که "قویتر" بود، کمتر زور می گفت!

اونی که راحت تر می گفت "اشتباه "، اعتماد به نفسش بالاتر بود!

اونی که صداش "آرومتر" بود، حرفاش با نفوذتر بود!

اونی که خودشو واقعا دوست داشت، بقیه رو واقعی تر دوست داشت!

اونی که بیشتر ". ذهن من الان خیلی درهم و برهمه.. دقیقا مثل اینه که همه ی وسایل اتاقتو ریختی بیرون تا با یه تغییر دکوراسیون اساسی دوباره بچینی شون... و برای چیدن دوباره همه ی این فکر و عشق و نفرت و احساس و ... نیاز دارم به یه کم بد بودن... خیلی عجیبه ولی من هوس یه کوچولو بد باشم. مثلا یه کم بی تفاوتی به بعضیا، یا مثلا فراموش یه سری خاطره ها یا حتی آدما ...، یه ک. از بچگی حالم از پاییز بهم میخورد از غربت روزای اول مدرسه از اون تاریکی های سرد که تنها باعث بغض می شد اما الان از بهار متنفرم دلم نمیخواد هیچوقت بهار بیاد دلم نمیخواد کوه های عظیمیه سبز شن ... دلم نمیخواد بوی طراوت بیاد... دلم نمیخواد درخت های هنر و آزاد سبز شن ... دلم نمیخواد برم هانی برگر ... دلم نمیخواد تو ترافیک چهارراه بمونم ... دلم نم.
اونی که تو کیفش چندتا انار داره و بی هوا به غریبه ها انار تعارف می کنه منم.

اونی که یهو وسط خیابون وایمیسه و زل می زنه یه گوشه و می خنده منم.

اونی که بی موقع زنگ میزنه و میگه بیا باهم آواز بخونیم منم.



+ دنباله ی بهار پاتریکیان و علی گوهری و آقاگل و صبا همینجا خوبه من دلم نمیخواد برگردم من اینجا رو دوس دارم اینجا آدمایی هستن که دوسشون دارم و شاید دوسم دارن اینجا چیزایی هست که باهاشون انس دارم اینجا من راحتم اینجا من حالم خوبه اینجا حس غریبی بهم دست نمیده اینجا توو شلوغیا تنها نیستم من اینجا رو دوس دارم دلم نمیخواد برگردم من میخوام اینجا بمونم خونه خوبه من دلم نمیخواد برگردم اونجا. توچه غمی داری؟رنج عشق تومثل نوردرچشم من ومثل قلب در من است.این بدبخت منم که مثل سایه بدنبال تو پای تو افتاده ام.یادت هست که بیخیال پرسیدی؟چه چیز راازهمه بیشتر دوست داری؟جرات ن بگویم تورا.گفتم میخک بهاری وگل سرخ پاییز را.یادت باشد که دروغ گفتم.بخدا قسم تورادوست دارم.تورا ای گل من که برای من د اییز روییدی.ولی من افسانه های کهن را زنده. کامل بخونید از دست ندین خیلی معنی دار و قشنگه http://www.bia2mob.net/uploads/posts/2013-05/1368688493_aseman.jpg به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی اونی که زود می رنجه زود میره اما زود هم برمیگرده ولی اونی که دیر می رنجه دیر میره اما دیگه برنمیگرده...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج رو نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها رو می بره و از میانشون میگذره از بعضی آدما بگذری و برای همیشه قائله رنج آور رو تموم کنی...

به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی شاید ی رو که روزی با تو خندیده از یاد ببری اما هرگز ی رو که با تو اشک ریخته فراموش نمیکنی...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی عشق ورزیدن بزرگترین هنر دنیاست...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی از دردهای کوچیکه که آدم می ناله ولی وقتی ضربه سهمگین باشه آدم لال میشه...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی اگه بتونی دیگری رو همونطوری که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی عشق تو کاملا واقعیه...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی همیشه وقتی گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی ی که دوستت داره همش نگرانته به خاطر همین بیشتر از اینکه بهت بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش ... به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی بزرگترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشه و نه شعور لازم برای خاموش ماندن...
به یه جایی از زندگی که رسیدی می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره ...
و بالا ه خواهی فهمید که :
همیشه یک ذره حقیقت پشت " هر فقط یک شوخی بود " هست
یک کم کنجکاوی پشت " همین طوری پرسیدم : هست
قدری احساسات پشت " به من چه اصلا " هست
و اندکی درد پشت " اشکالی نداره " است سه دسته ادم هستن که دوست دارم سر به تنشون نباشه اونی که پول میخواد دستت بده یه جورایی پرتش میکنه طرفت اونی که رو پول مینویسه و فکر میکنه که دفترچه حسابه یا احیانا دفترچه خاطراته اونی که پول تو پول خودشه و پول خودش بسته به جونشه(این دسته غیر قابل تحمل ترینن) به قول حشمت فردوس: روزی ک جنازه ی منو میدن به خاک  اونی ک بیشتر اذیت کرده بیشتر گریه میکنه اونی ک نخواسته منو ببینه میاد برا دیدن جنازم اونی ک دستمه نگرف جلوتر از همه میاد زیر تابوتم اونی ک نخواس سلامم کنه جلوتر از همه میاد واسه خ ظی   × بیایم همدیگر رو بیشتر دوست داشته باشیم  هزار دفعه ی دیگه هم که اینو به خودم بگم، زیر بار نمیره که نمیره. میگه یعنی چی که این همه وقت نبوده؟ یعنی چی که هی میگی "نیست"؟ احتمال نشدنش چند درصده که هی نمیشه؟ چرا اونی که باید باشه نیست؟ و اونی که هست نباید باشه؟ یا شایدم اونی که میخواد باشه اونی نیست که باید باشه؟ یا اصلا اونی که باید می بود دیگه نیست؟و چرا من به حرف حس . دیالوگ سریال قهوه تلخ بلوتوث کبیر: یک نفر صد سکه دارد، یک نفر دیگه یک سکه
شما از کدام یک از اینها سکه می گیرید؟
قبله عالم: خب از اونی که یک سکه داره چون اونی که صد سکه داره به هر حال قدرتی برای خودش داره، چهارتا آدم دور و برش جمع شدن، نمیشه رفت طرفش که؛ ولی اونی که یه سکه داره خب ی رو نداره، تو سرش می زنیم، سکه شو می گیریم، دوتا ار. در راستای پست قبل باید عرض کنم، اونی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما اونی که خودشو زده به خواب هرگز. چه بده که اون رفته چه خوبه یکی دیگه هست چه بده دلت پیش اونه که رفته چه خوبه اونی که هست با جون دل پای عهدش نشست چه بده اگه اون که هست بفهمه دلم پیشه یکی دیگه رفته چ خوبه اگه اونی هست بره با اون که از پیشش رفت چه بده اگه اونی رفته دیگه پیشم برنگرده اونی که هست بالا ه یه روز تموم میشه مگه چقدر میتونم یکیو تجسم کنم شبیه اون که رفته اونو میخو. چقدر دلم گرفته، چه دنیای سیاهی میبینم روبه روم بدون اون. اونی که دیگه نیست، نمیخواد باشه. چقدر تلخه فکر به نبودنش، چطور دارم اینروزا رو بدون اون زندگی میکنم، شایدم مردم و خبر ندارم. چقدر تلخه هر لحظه رو تا همیشه به فکرش باشم بدون اینکه باشه.
کاش عشق یکطرفه نمیشد. خیس میشم با تو هرشب زیر بارونی که نیست دستتو محکم گرفتم تو خیابونی که نیست باشم و عاشقم نباشم کار آسونی که نیست عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست من خ با تو اینجا از تو میسازم که نیست باید هر شب روی رازی بندازم که نیست تو منو به بند کشیدی توی زندونی که نیست عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست این . خ ش اگه بد میگم تو لایک نکن!!!
آقا وقتی تو یه مراسمی مثل تولد یا عروسی ی نمیخواد ب ه
چرا اینقدر اصرار میکنید!
جفت دستهاشو میگیری میکشی ،
فرش و جمع میکنی، طرفــو رو فرش اسکی میدی که چی بشه؟
خب نمیخواد ب ه مگه زوره؟!! : حالم بده داغونم داغون ، فردا صبح دارم میرم شیروان و 2 هفته پایانی و وقتی بر میگردم خانمم نیست همیشه وقت ج ادم بد جور داغون می شه.. نمیخواد جایی بره . نمیخواد کاری ه.... فقط میخواد کنار عشقش باشه ولی چون خانمم میخواست بره و خانواده خانم رفتیم... خوب بود و خوش بودیم
اونی که برام همیشه یه رویا بود
همه دل خوشیم تو بازی دنیا بود 
اونی که ازش یه خاطره جا مونده 
 با رفتنش این دل و بد جور سوزونده
می گفت همیشه می مونه کنار من
با این وعده ها شد دار و ندار من
ولی یه دفعه یهویی این دل تنها گذاشت
اشک هامو ندید روی خاطره ها پا گذاشت
اونی که برام با همه فرق داشت منو تنها گذاشت
هنوز هم می . ببین دختر جون.....
روزی که ازدواج میکنی اونی که میخنده مادرته
چون تو داری خوشبخت میشی و تو رو تو لباس عروسی میبینه
اما اونی که غم داره و از درون از جدا شدنت اشک میریزه
اونی که تو تا عمر داری شی
اونی که نمی تونه پشتت نباشه
اونی که تو آبروشی
اونی که با نابودی تو کمرش میشکنه....
بابات.....
ببین چقد به این پسرایی که. ما بچه تر که بودیم وقتی جوون تر ها ما را اذیت می د و ما گریه می کردیم مامان بابا ها برای این که دلمون خنک شه و دهنـمون رو ببندن ! ، می رفتن که مثلاً اونی که ما رو اذیت کرده رو بزنن. ولی به جایِ زدن ، می زدن رو دستِ خودشون که صدا بده و گولمون بزنن که مثلا زدیم داغونشون کردیم و ما هم هرهر می خندیدیم از ته دل و صفایی می کردیم واسه خودمون . اون . خوش بحال اونایی که عشقشون تک پرشونه... خوش بحال اونایی که عشقشون تنهاشوون نمیذاره... خوش بحال اونی که عشقش بهش میگه: ببین دیوونه... هم من مال توام هم تو مال من... پس دیگه فکرای بیخود به سرت نزنه... خوش بحال اونایی که میدونن تا تهش پای هیچ نفر سومی وسط نیس... خوش بحال اونی که میدونه به نگاه عشقش هیچ قشنگ نمیاد جز خودش... خوش بحال اونی که به عشقش میگه: دیگه میخام برم... عشقش نگاه میکنه تو چشماشو میگه: مگه فقط مسئول خودتی...؟ دل من چی...؟ بیخود میکنی که میگی میخام برم... خوش بحال اونی که واسه عشقش بهترینه... خوش بحال اونی که میدونه هر چقدم که دور باشه جاش تو دل عشقش دست نخورده میمونه... خوش بحال اونی که نگاه عشقش دنبالشه... خوش بحال اونی که طعم خیانتو نمیچشه... خوش بحال اونی که اخم عشقشو فقط موقع غیرتی شدنش دیده... خوش بحال اونی که نگاه سردی از عشقش ندیده... خوش بحال اونی که از دستای عشقش جدا نشده... خوش بحال اونی که شب تا صبح اشک نریخته... خوش بحال اونی که به این فکر نکرده: یعنی الان با کیه...؟ آره... خوش به حال اونی که عشقش مشتیه... خوش بحال اونایی که عشقشون تک پرشونه... خوش بحال اونایی که عشقشون تنهاشوون نمیذاره... خوش بحال اونی که عشقش بهش میگه: ببین دیوونه... هم من مال توام هم تو مال من... پس دیگه فکرای بیخود به سرت نزنه... خوش بحال اونایی که میدونن تا تهش پای هیچ نفر سومی وسط نیس... خوش بحال اونی که میدونه به نگاه عشقش هیچ قشنگ نمیاد جز خودش... خوش بحال اونی که به عشقش میگه: دیگه میخام برم... عشقش نگاه میکنه تو چشماشو میگه: مگه فقط مسئول خودتی...؟ دل من چی...؟ بیخود میکنی که میگی میخام برم... خوش بحال اونی که واسه عشقش بهترینه... خوش بحال اونی که میدونه هر چقدم که دور باشه جاش تو دل عشقش دست نخورده میمونه... خوش بحال اونی که نگاه عشقش دنبالشه... خوش بحال اونی که طعم خیانتو نمیچشه... خوش بحال اونی که اخم عشقشو فقط موقع غیرتی شدنش دیده... خوش بحال اونی که نگاه سردی از عشقش ندیده... خوش بحال اونی که از دستای عشقش جدا نشده... خوش بحال اونی که شب تا صبح اشک نریخته... خوش بحال اونی که به این فکر نکرده: یعنی الان با کیه...؟ آره... خوش به حال اونی که عشقش مشتیه... همیشه یکی بود یکی نبود ... اونی که بود من بودم ... اونی که نبود تو بودی ... بی تو غم های عالم آوار سرم شده ... تو کوجایی ... شاید لایق عشق نباشم ... اما وجود دوست داشتنت رو باور کن ... دفعه بعد ی ب سلامتی ی نمیگم! میگم لعنت ب اونی ک راه ب راه بش اس ام اس های عاشقانه میدادمو اس ام اس هایی منو ب ی دیگه میفرستاد... لعنت ب اونی ک رفت وواسش گریه وداستان گریه های منو واسه دوستاش تعریف کردو خندیدن... لعنت ب اونی ک بابغض حرفامو بش میگفتم واون باخنده خوند... لعنت ب اونی ک واسه شنیدن صداش راه ب راه زنگ میزدم و اون واسه شنیدن صدای دیگه قطع میکرد... لعنت ب اونی ک بخاطرش روانی و افسرده شدم ک ا ش بگه برو تو ی ادم افسرده و روانی هستی... زندگی هنوز تموم نشد ی فردا رو دیده؟تا وقت دارم ...تا گرفتار نشدم ...میخوام زندگی کنم دلم میخواد برم کلاس نویسندگی ...کلاسشو همین چند تا کوچه اون طرف تر دیدم اصن شاید همین یکشنبه برم آمارشو بگیرمدلم میخواد یک عاااااااااااااالمه کتاب بخونمدلم میخواد اخبار ببینممتن های روان شناسی بخونم ...خودمو بشناسم ...آدما رو بشناسم ...دلم میخواد پولد. به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسشه... به سلامتی اون سربازی که امشب شب اول خدمتشه... به سلامتی اون ی که امشب شب آ شه و حالش دیدنیه... به سلامتی اونی که تو صف اهدای عضوه و نفسای آ شه... به سلامتی مادری که جلو در اطاق بچشه ولی شب اول مرگشه... به سلامتی اونی که عشقش با یکی دیگه رفته ولی هنوز منتظر برگشتنشه... بسلامتی عاشقای واقعی... به سلامت. بسم الله مهربون :)
شما هر وقت تونستی کوکو رو جوری سرخ کنی ، که دوطرفش کاملا سرخ شه ، نسوزه ، توشم خام نباشه بعد میتونی ادعا کنی آشپز خوبی هستی :) من حتی نتونستم کوکو هارو برع کنم -_-
لذا دیدیم صلاح و مسلمین و صد البته خانواده این است که حالا که نیستن فقط دوتا برای خودم سرخ کنم ... بقیه شو بذارم امن و امان بمونه d: نمیخواد لطف کنم :))
ان. میدونین نفرت انگیزترین نوع کیه؟ اونی که سختگیره؟ نه..اونی که بیسواده؟ نه..اونی که خیلی ادعا داره؟ بازم نه! نفرت انگیزترین مدل اونه که حرف خودشو یادش میره! و شما مجبور میشین یه پایان نامه صد صفحه ای ف نی رو هر هفته از اول ادیت کنین و هفته بعد دوباره بگه چرا اینجوری کردی؟ فلان کارو ..و وقتی میگی خودت گفتی میگه نه من نگفتم تو منظور منو نفه. به سعیده زنگ زدن میگم اون تربچه ای که شیر نخورد خورد بالا ه؟ مادرشوهر ملی ازپشت تلفن شنیده.میگه کدومو میگه؟اونی که شبیه سهیل ه با اونی که شبیه آقاگله؟ به سلامتیِ اونی که وقتی بودیم باهامون حال کرد ، اگه نبودیم ازمون یاد کرد !
اونی که اگه بودیم دعامون کرد ، اگه نبودیم آرزومون کرد !
اونی که وقتی بودیم خندید ، اونی که وقتی نبودیم نالید !
سلامتیِ اونی که هرچند دلخور بود ولی واس دلخوشیِ ما خندید … سه روز مانده به آ سال و آ ین مطلب سال 93 این وبلاگ رو خواستم به یاد بنویسم. کت هست به نام مسافر کربلا. مربوط به نوجوانی که به گفته دیگران خیلی ها کربلا را از او گرفتند. بیان یک خاطره از این شهید، حالات او را برای شما مشخص می کند. «آن روز، به مسجد نرسیده بود. برای به خانه آمد و رفت توی اتاقش. داشتم یواشکی خواندنش را تماشا می . ح عجیبی داشت. ا. سر خاک من...!! اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!! اونی که نخواست ما رو بالا ه میاد دیدن جسدم...!! اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته...!! اونی که سلام نمیکرد میاد برا خ ظی...!! عجب روزیه اون روز...!! حیف که اون موقع خودم نیستم ببیـن دختـرجـون ..قشنگه بخـون ...♥ روزی که ازدواج میکنی اونی که میخـنده مادرتـه ... چون تو داری خوشبخت میشی و تـورو تو لباس عـروس میبینه ... ! امـا اونی که غمـ داره و ازدرون ازجدا شدنتــ اشکــ میریـزه ... اونی که تو تا عمر داری نـآموسشی ... اونی که نمیتونه پشتت نـباشه ... اونی که تو آبـروشی ... اونی که با نـآبودی تو کمـرش میشکنه ... بـآبـاتــــ ゜*ひげ*゜ のデコメ絵文字 . ببیـن چقـد به این پسـرایی که میان و میرن فکرمیکنی ... ! به خاطرشون هرکاری میکنی ... ! واسه اون بابا ... واسه اون مرد اصـلی زندگیـت ؛ یکمـ وقت بذار ... بدون محـبت تو رو باهیچ مهرو محبتی تو دنیا عوض نمیکنه . اونی که ناز واقعی تورو بادنیا می ه نه پسری که نازبودن تورو واسه نیازهای جسمی و روحی خودش میبینه ... به بـآبـات محـبت کن ... دوست داشتنـتو ابراز کن ... ببیـن بهت خیانت میکنه ؟؟؟ ببیـن محبت تو رو به یه دختر خوشکل و خوش هیکل تر ازتو میفروشه ؟؟؟ ببیـن اشکتـو درمیـآره ؟؟؟ نکــن ... همیشه نیستـــآ ... سلامتی همه پدرا ...♥ سر خاک من........!!!!!!!!!
اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه......!!!!
اونی که نخواست مارو بالا ه میاد دیدن جسدم......!!!!!!!
اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته.....!!!!!!
اونی که سلام نمیکرد میاد برای خ ظی.....!!!!!!!!
عجب روزیه اونروز....!!!!!!!
حیف که اونموقع خودم نیستم....!!!!! برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به ی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون ی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی ی رو نکش . برای عشق خود. سلام من 24 سالمه . قبلا زیاد به فکر ازدواج و بچه دار شدن بودم. کلی کتاب خوندم. کلی سایت و سی دی بحث های ازدواج و فرزند داری و ... .
ولی الان چند ماهه از ازدواج و ... کلا سرد شدم . اصلا دوست ندارم نسلم ادامه پیدا کنه. اصلا دلم نمیخواد زندگیمو با ی شریک بشم. سر درگمم نمیدونم چمه . پیش اومده شما اینجوری بشید ؟ من باید چکار کنم ؟ یه نکته من قبلا ا.
با اون لالایی کردیه نوشتمش.
فرض کن خسته میرسی از راه.
آروم لباساتو درمیاری .
نم بارونی که زده حس هوارو خنک کرده.
یکم لباس گرم میپوشی.
میشی گوشه اتاقت و پاتو جمع میکنی تو شکمت.
فکر......
چیزیه که همیشه وجود داره.
فقط کافیه سرتو بزاری رو پات و آروم آروم فکر کنی همونقدر آرومم غم میشینه تو دلت.....
کافیه که به دوریا فکر کنی. به ایی که نیستن. به اییکه باید میبودن برای بهتر شدن زندگیت. به ایی که شاید سال و ماه ازش نگذشته باشه اما به دوری تبدیل شدن. بعضیاشون دوریای تلخی هستن. شاید هیچ وقت پیش نیاد توشون.
دلت نمیخواد مثه یه پرنده رها بشی و بری سمت دور..... و دوریارو نزدیک کنی؟ دلت نمیخواد یکی در قفس و باز کنه و پرت بده و بری......؟
دلت نمیخواد....؟
مطمئنم که دلت نمیخواد وگرنه تقلا میکردی.....
میدونم که هیچ ربطی به اون ع مس ه نداره و به اون اندازه که با ع خودم شاد میشم با این کپشنم غمگین میشم اما دلم میخواد اوج تناقض غم و شادی در لحظه حس بشه توی این پست......
شاید باورتون نشه ولی خیلی زیاد به معنای واقعی دوری ندارم توی زندگیم ولی کم بودنای بعضیا به شدت قلبو آتیش میزنه.

گاهی فکر میکنم این زندگی هیچ دررویی نداره یه وقتایی جواب یه سوال قدیمی رو پیدا میکنی،سوال فراموش شده که با حل شدنش یادت میاد مثه اینکه "تو این شهر که کاووس رویای ماست" یعنی چی؟ پی نوشت: بی تابم
تو دلم آشوبه
بی تاب تر از اونی که بتونم بشینم یه جا و ت هیچی نگم و با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم
شنیدن صدای دور و برم عصبیم میکنه
. همین الان خدایم را صدا ..... نمیدانم چه میخواهی ..... ولی الان برای تو! برای رفع غمهایت! برای قلب زیبایت! برای آرزوهایت! برای ب توفیقت! برای دین و دنیایت! برای آ کارت! به درگاهش دعا ! و میدانم خدا داند..... خدا از خواستهای تو خبر دارد..... یقین دارم دعای من برای تو ،دعای تو برای من....اثر دارد..... دعایم کن! هجران گرفته دور وبرم را برای چه؟
خون می کنی دو چشم ترم را برای چه؟
وقتی قرار نیست کبوتر کنی مرا
بخشیده اند بال و پرم را برای چه؟ گر نیستی غریب،مگو پس انا الغریب
صد می کنی جگرم را برای چه ؟
دارد سرت برای چه آماده می شود؟
پس آفریده اند سرم را برای چه؟
زحمت کشیده ام که چنین قد کشیده اند
بر باد می دهی ثمرم را برای چه؟
من ماس م. سلامتی اونی که راحت رفت ولی فراموش ش محاله …
سلامتی اونی که دیدنش مرحم دردام بود ولی رفتنش نمک شده رو زخمام…
سلامتی اونی که پاشو روی قلبم گذاشت و دستشو روی احساسم…
سلامتی اونی که شب بخیر گفتنش آرامش واقعی بود … ولی حالا شده بهونه گریه های شبونه …
بازم به سلامتی … love-is-gone-lahore-pakistan+1152_129882 جدیدا دارم از خودم میترسم.. نکنه اونی بشه که مدتهاست ازش میترسم... نکنه بشم اونی که مدتهامیترسیدم و بقیه رومس ه می بخاطرش که «اره شماها ید،این حرفا مس ست»اونها هم میگفتن بذار درگیربشی میفهمی ما چی میگیم... نکنه... وای نه ... بلا به دوووووور
برای ما جدا بود
برای او خدا
برای ما گناه بود
برای او خطا
برای ما عدل الهی
برای او عدل زمینی
خدا در کلبه ای تنهاست
خدا زاده ی درد است
خدا زاده ی رنج است
خدا در صدای فقر بچه است
خدا سکوت مرگ است
خدا برا ی ما تنهاست
دیگر نمی گویم تو که خ
اگر خ پس تو کجایی...


اونی که عاشقته همیشه به فکرته ثانیه ای هم فراموشت نمی کنه اونی که عاشقته همه رویاهاشو با توساخته حتی تو خوابوخیالش اونی که عاشقته حاضر زندگیشو فدای تو کنه تا فقط کنار تو باشه اونی که عاشقته هیچ وقت رهات نمیکنه حتی اگه تو رهاش کرده باشی اونی که عاشقته ضربان قلبش فقط برای تومیزنه اونی که عاشقته دم از عشق دیگری نمیزنه اونی که عاشقته د. به سلا متی اونایی که هزار تا خاطرخواه دارن ولی دلشون گیره یه بی معرفته به سلامتی دلی که اسمش دله نصفش اهه نصفش گله به سلامتی اونی که ارزوبود نفس بود ارامش بود رویابود ولی خاطره شد به سلامتی دلت که ش ت اما دلی رونش ت به سلامتی اونی که بوی نبودنش تمام اتقمو پر کرد به سلامتی اونایی که نامردی زمونه نامردشون نکرد به سلامتی چشمی که چشم مار. aramesh4u الف : اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به وش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره شی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور شی برای تحول تاریخ

ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طا قت برای تحمل ش ت

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک اونی که از پیش تو رفته یعنی براش هیچ اهمیتی نداشتی پس فراموشش کن

همیشه براش آرزو کن

آرزو کن که برنگرده ولی عاشق بشه، عاشق ی که هیچ علاقه ای به اون نداره

زندگی خودتو برای نبود اون اب نکن اگه بعد اون احساس عاشقی کردی به فردی که عاشقش شدی عشق به ورز و صادقانه بهش بگو عاشقش هستی خبرش میرسه . اون ارتباط ها . اون نامردی ها . خبرش میرسه هرکی چشماشا باز کنه ببینه کیه ؟ چیه ؟ برای چی اومده ؟ به کجا میره ؟ خبرش میرسه . اونی که باخت لج کرد و لجباز بود اما دیر نشده خدا افرادی را که پشیمون میشن دوست داره و به آنها پناه میده . یا هادی