بشنو از دل

به نقل از خبرگزاریها در مورد بشنو از دل :
بشنو صدایم را وقتی که از کرانه های ناپیدا صدایت می کنم و نامت را می خوانم
بشنو صدایم را وقتی که در تنهایی مبهم پس کوچه های زندگی فریاد می زنم
بشنو صدایم را تا شاید پاسخی باشد بر های تنهایی قلبم
بشنو صدایم را و مرا دریاب که در ثانیه های پرابهام زندگی دچار تردیدم

گفته بودی به گاه سختی ها در حصار شور بختی ها پر تو در آتش در اندازم به یاری خوانمت باری اینک این جا شعله ای برجا نمانده در سیاهی ها تا پرت در آتش اندازم و به یاری خوانمت با چتر طاووسان مست آرزوی خویش... بشنو این فریادها را بشنو ای سیمرغ! بال بگشا از کنام خویش.... پوستر نمایش "گوشهایم را بشنو" به کارگردانی حسین اصل عبدالهی رونمایی شد. در حالی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران از تورم تک رقمی در سال جاری گزارش می دهند که کارگران در واکنش به این موضوع ضرب المثل معروف "بشنو و باور نکن" را تکرار و اعلام تورم تک رقمی را دستاویزی برای افزایش ندادن… بشنو از نی چون حکایت می کنداز جدائیها شکایت می کنــــــــدکز نیستان تا مرا ببریده انـــــــــــددر نفیرم مردو زن نالیـــــــــــده اند خواهم شرحه شرحه از فراقتا بگویم شرح درد اشتیــــــــــــــاقهر ی کو دور ماند از اصل خویشبازیابد روزگار وصل خویـــــــــــــــــش     من زن ،عاشق بارونی هستم  که خبر از آمدنت می دهد  پس..... مرد موفق صدای باران را بشنو  صدای دوست داشتن من زن عاشق را بشنو  دوست داشتن آرام می آید  مثل تو مرد موفق و و فادار  نوشته :زن عاشق بشنو و باور مکن مرد خسیسی تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود. شیشه بر، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت: «باربری را صدا کن تا این صندوق را به خانه ات ببرد. من هم عصر برای نصب شیشه ها می آیم.» از آنجا که مرد خسیس بود، چند باربر را صدا کرد ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید. چشمش به مرد جوانی افتاد. به او گفت: «اگر این. می گویم دوستت دارم تو بشنو دلم برایت تنگ شده میگویم مراقب خودت باش... تو بشنو دلم برایت تنگ شده تو اصلا هر چه که میگویم بشنو... دلم تنگ شده است من اینجا... من آنجا... اصلا من هرجــــا که باشم... دلم برایت تنگ مــی شود رو که بر میگردانی... از همان لحظۀ خداحافظی... تا دیدار دوباره ات... لحظه به لحظه .... دقیقه به دقیقه ... دلم برایت تنگ می شود... من در هر جمعی که باشم ... چه آشنا و چه غریب ... دلم تنها برای تو تنگ می شود... ای واااایِ من! دیدی چه شد!؟ همه اش که شد دلتنگی... پیش خودمان بماند ... راستش را بخواهی همین حالا... همین حالای حالا ... دلم برای تو همین تو یک نفر تنگ شده... از طرف یه دوست تقدیم شده به انار: میگویم دوستت دارم
تو بشنو دلم برایت تنگ شده
میگویم مراقب خودت باش
تو بشنو دلم برایت تنگ شده
می گویم حال و احو چطور است ؟
تو بشنو دلم برایت تنگ شده
تو اصلا هرچه می گویم را بشنو
دلم برایت تنگ شده
من اینجا
من آنجا
اصلا من هرجا که باشم
دلم برایت تنگ می شود
رو که بر می گردانی
از آن لحظه ی خداحافظی
تا دیـــدار ِدوبـاره ات
لحظه به لحظه
دقیقه به دقیقه
دلم برایت تنگ می شود
من در هرجمعی هم که باشم
چه غریبه ، چه آشنا
دلم تنها برای تو تنگ می شود
ای وای من ! دیدی چه شد ؟
همه اش که شد دلتنگی ... !
بین خودمان بـماند
راستش را بخواهی
همین حالا ؛ همین حالای ِحالا هم
دلم برای تو ،
تــــو یک نـفر تنــــگ شــده ...

"عادل دانتیسم" پی نوشت: مرسی که هستی و اسمع دعائی اذا دعوتک و اسمع ندائی اذا نادیتک و اقبل علی اذا ناجیتک/ خداوندا...بشنو دعایم را هنگامی که تو را می خوانم و بشنو فریادم را هنگامی که تو را به فریاد می خوانم و به من فاتی فرما هنگامی که به پنهانی راز و نیازم را بر تو می گشایم. ادامه مطلب نمیتوانم جلوے دهاטּ ωـلول هایم را بگیرم تا ᓅـریاد نزنند بشنو خواهش میڪنم حنجرہ هایشاטּ پارہ شد بشنو داـωـتاטּ نبودنت ڪابوωـم شدہ ᓆـدم بردار بـہ آغوشم بڪش ᓆـلبم براے ڪارڪردטּ بـہ صداے نـᓅــωـهایت محتاج اـωـت بـᓅـهم ،ببیטּ ،بشنو زندگے مטּ را بدטּ تو نمیخواهد مטּ محڪوم بـہ مرگم مرگے ڪـہ ᓅـرشتـہ جاטּ گیرش شدہ اـωـت دورے از تـــــــــــو
ᓅـرش زندگے زیر پاهایم لول شدہ و شعے میڪند زمیטּ خوردنم را خندہ شود میخواهے خندہ هایش را تماشا شوی؟؟
در حالے ڪـہ مטּ گریـہ میڪنم هنوز نگاهم چـωـبیدہ بـہ بودنت تابلوے عڪـωـهاے دونـᓅـریماטּ شدہ اعلامیـہ عشـᓆـے ڪـہ هنوز ωـالے از تولدش نمیگذرد تشییع جنازہ تمام شدہ و ᓆـبر زماטּ مטּ را در برش گرᓅـت ڪارے نیـωـت جز ᓅـاتحـہ ایטּ ωـرانجام خط خوردہ هاـωـت. ع و تصویر دست هایت ماندنی نیست... نوازش هایت شبیه موج ها از این ساحل از تنم می ... میگویم دوستت دارم
تو بشنو دلم برایت تنگ شده今日の新着です!(b^ー°)12月12日 のデコメ絵文字
میگویم مراقب خودت باش
تو بشنو دلم برایت تنگ شده
می گویم حال و احو چطور است ؟
تو بشنو دلم برایت تنگ شده
تو اصلا هرچه می گویم را بشنو
دلم برایت تنگ شده
من اینجا
من آنجا
اصلا من هرجا که باشم
دلم برایت تنگ می شود
رو که بر می گردانی
از آن لحظه ی خداحافظی
تا دیـــدار ِدوبـاره ات
لحظه به لحظه
دقیقه به دقیقه
دلم برایت تنگ می شود
من در هرجمعی هم که باشم
چه غریبه ، چه آشنا
دلم تنها برای تو تنگ می شود
ای وای من ! دیدی چه شد ؟
همه اش که شد دلتنگی ... !
بین خودمان بـماند
راستش را بخواهی
همین حالا ؛ همین حالای ِحالا همハート のデコメ絵文字
دلم برای تو ،
تــــو یک نـفر تنــــگ شــده....... morteza pashaei aah ey khoda1 متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی بنام آه ای خدا بشنو تو آهم ای خدا
چی بود گناهم ای خدا
آه ای خدا، بشنو این صدا
بی پناهم خدا
غیر از شبای سرد من
هیشکی نشد همدرد من
اینجا خدا، سنگینه نفس
مسمومه هوا
موندن تو دست ِ هم اسیر اینبار تو دستامو بگیر
میمیره قلب ِ گوشه گیر بازم تو دستامو بگیر
از این همه دلواپسی از غصه های بی ی
پیشت پناه آوردمو بازم به دادم میرسی ♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪ ♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪ قلبم شده دریای خون
تسلیم و درگیر جنون
آه ای خدا، بشنو این صدا
بیا پیشم بمون دنیای ما تکراریه
تقدیر ها اجباریه
اینجا همه
بی احساسنو
دلا تو خالیه (http://textseda.ir در زمان های دور، مرد خسیسی زندگی می کرد. او تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شیشه بر ، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداکن تا این صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شیشه ها می آیم . از آنجا که مرد خسیس بود ، چند باربر را صدا کرد ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید. چشمش به مرد جوانی افتاد ، ب. رضا حقیقی یکی از 23 بازیکن حاضر در جام جهانی بود که مقابل تیم ملی آرژانتین هم به میدان رفت. بشنو از چادر که در توصیف زن / تار و پودش با تو می گوید سخن / در کــلاس حـــفظ تقوا و شـرف / دختران درّند و چــادر چون صــدف / بهترین سرمایه زن چادر است / زانکـه زن را زیـنت زن چـادر است / حـفظ چـــادر در سـرای اقــتدار / دخــــتران را هـست تــاج افـــتخار / حفظ چادر حفظ دین و مذهب است / شـــیوه زهـــرا و درس زینب است / حفظ چادر سدّ ا می شود / رو ســفیدی نــزد زهــرا می شود / حفظ چادر چاره ساز کارهاست / حــافظ گــل از هـجوم خـارهاست / خواهرم چادر برایت زینت است / بهترین گوهر حجاب یک زن است بشنو این ندبه ها شکوه ها را.. العجل العجل های ما را.. جز تو ای منتقم با که گوییم .. غربت شیعیان شما را... کعبه در قبضه بولهب هاست .. سر بده بانگ تبت یدا را جلوه کن تا که دنیا بداند ... آ قصه ی کربلا را [ گوش کنید ]
باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات قرآن

نی و نینواز

اگر به نی نگاه کنیم، آنرا تو خالی می بینیم و ارزش چندانی ندارد.همین نی وقتی صدای خوشی توسط نینواز در آن دمیده می شود ،ارزش پیدا می کند.
انسان ها نیز همین گونه هستند.وقتی روح خدای متعال، در خاک دمیده شد.انسان شان و جایگاهی پیدا کرد.
می گوید:

مشنو از نی چون حکایت می . ینی یه ساعت نشستم یه مطلبو تایپ حالا میبینم نصفش پریده کلن!!!!!!! اهههههه! وقتی اعصاب نداری همه چی دست به دست هم میده که بیشتر اعصابت به هم بریزه!!!! عاقا من خسته شدم! خسته شدم از هرروز دندونپزشکی رفتن و هرروز دعا واسه اینکه خدایا پوسیدگیش خیلی عمیق نباشه و دقیقن نتیجه ع دیدن!!! خدایا کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خسته شدم! میشنوی؟ خسته شدم! از بی حس . بشنو از بلبل روایت می کند از مقام گل حکایت می کند بلبلی پا تا به سر شیدای گل بلبلی شیدای سر تا پای گل بلبلی خود سرٌ مستور خداست هر پرش مرآتی از نور خداست بلبلی هفت آسمان زیر پرش آشیانش عرش و عالم محضرش بلبلی کالم (که عالم) طفیل هست اوست اختیار کل هستی دست اوست بشنو از عالِم از شان عالمه از علی بشنو مقام فاطمه من علی ام مدح زهرا می کنم مد. پدر بشنو این حرف فرزند خویش عزیز و گرامی و دلبند خویش تویی مایه ی بود و پیدایشم کنارت به ناز و به آسایشم پدرتکیه گاه وجود منی توسرمایه هست وبود منی وقتى رجال سیاسى یک کشور بعد از رد شدن از الک شوراى نگهبان نامى، این طور زشت و بچگانه بهم مى پرن اوضاع بقیه ى مردم در پست ها و نقش هاى دیگه هم به همین منوال ـه فقط از تلویزیون پخش نمیشه! بیش از دو هفته میشود که شبکه های تلوزیون روستاهای بشنو و درشهر قطع میباشند. محمود غلامی دهیار روستای بشنو میگوید، بیش از هفته است که شبکه های تلوریون روستا قطع میباشند واز چهار شبکه ای که قابل مشاهده بود هیچ کدام قابل استفاده نیست و قطع میباشند. دهیاری روستای بشنو میگوید با مسولین مربوطه در استان هم تماس گرفتیم و قول برطرف این مشکل را هم دادند اما متاسفانه با گذشت بیش از دو هفته تاکنون هیچ شخصی یا گروهی برای رفع این مشکل به روستا مراجعه نکرده و این قطعی همچنان ادامه دارد. با وجود اینکه در اکثر ای کشور مردم از فرستنده های دیجیتال برای مشاهده تمامی شبکه های تلوزیونی کشور استفاده میکنند اما متاسفانه شهرستان بشاگرد و روستاهای تابع آن تاکنون فقط سه الی چهار شبکه را میتوانند ببینند که آن هم گاهی به اختلالاتی مواجه میشوند. مردم شهرستانهای کشور از شبکه هایی مانند : نسیم، آی ، مستند، سلامت، نمایش ، آموزش، شبکه قرآن، شبکه خبر، شما، بازار ، ورزش، پویا، افق، را با برنامه های متنوع مشاهده میکنند اما متاسفانه مردم بشاگرد هنوز از شبکه یک تا چهار را به سختی میبینند که این یک نوع تبعیض به نظر می آید. اینم عالیههههههه اینم بشنو
اینجــــــا

خدایم خدایم آه ای خدایم
صدایت می زنم بشنو صدایم
شکنجه گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانـــــه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گـل به گـل کابوس خار است
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت می زنم بشنو صدایم
الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را می پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و بمیـــرم
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت می زنم بشنو صدایم روز بزرگداشت شیخ بهاییاس ام اس روز بزرگداشت شیخ بهایی 3 اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی 15اردیبهشت پیامک بزرگداشت شیخ بهایی و روز ملی کارآفرینیاو را که دل از عشق مشوش باشد هر قصه که گوید همه دلکش باشد تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی بشنو بشنو که قصه شان خوش باشد روز بزرگداشت شیخ بهایی مبارک باد حجت ال سیدمحمدعلی آل هاشم تبریز و ولی فقیه در آذربایجان شرقی با حضور در تئاترشهر تبریز، به تماشای نمایش «گوش هایم را بشنو» نشست. همشهری دو - ندا داوودی: وقتی قرار است زندگی مشترکی را شروع کنید و کنار هم با رضایت و شادی بمانید تا پیر شوید، باید نسبت به خوشبختی در زندگی شویی نگرش درستی داشته باشید. ای مرغ ســــــحر ، ناله ی زارم بشــــــنو من ســــــوخته ام ، حال نزارم بشــنو در وادی عــشق مست و سر گردانم بنشین به کنارِ من تو رازم بشنو تو بال و پَرَت هــــــست ، چرا مــــــینالـــــی؟ بی بال و پرم تو ســــــوز و سازم بشنو فــــــریاد و فعان من دلت را سوزاند؟؟ صد بار شنیده ای تو ؟ بازم بشنو سال اگر کـهنه اسـت یـا نو،چون رود دیگر نیاید
نخل چون از پای افتد سایه اش بر سر نیاید
کهنه هرگز نو نـگردد،رفته هرگز باز ناید
بشنو از خیام اگر گفت منت باور نیاید
این مـثل پیشینان گفتند و من خـود آزمـودم
سال نو-بی شبهه-از سال کهن بهتر نیاید
بندهء آن پاک درویشم که خورسند است و قانع
فارغ از هر نیک و هر بد گر بیاید گر نی.   سیاوش رایی

جهان پهلوانا صفای تو باد
دل مهرورزان سرای تو باد ...
به تو آفرین ان پایدار
دعای عزیزان تو را یادگار

روانت پرستنده راستی
زبانت گریزنده از کاستی
...
درودم تو را باد و بدرود هم
یکی مانده بشنو تو از بیش و کم

که مردی نه درتندی تیشه است
که در پاکی جان و شه است کم گوی و بجز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو خود پیش مگوی گوش تو دو دادند و زبان تو یکی
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی بابا افضل کوهی
-
کم گو که سخن بود چو دُرّ مکنون
گردد ز کمی قیمت این در افزون تنگی ز دهان از آن پسندیده بود
تا حرف از آن شمرده آید بیرون رفیع واعظ بشنو این نی چون حکایت می کند، تصحیح و اصل، نسخه اصلی در قونیه: بشنو از نی چون شکایت می کند از ج ها حکایت می کند مولوی 18 بیت اول را از دستار خود درآورد و به حسام الدین داد قبل از اینکه او پیشنهاد کند.. که از عالم معنی باید می آمد و اینها بهانه بوده. همه مطالب 6 دفتر مثنوی مضامین آن در 18 بیت است و هر چه در بیت 18 بیت است در بیت اول است و هر چه د. بشنو این ندبه ها شکوه ها را.. العجل العجل های ما را..  جز تو ای منتقم با که گوییم .. غربت شیعیان شما را...  کعبه در قبضه بولهب هاست .. سر بده بانگ تبت یدا را  جلوه کن تا که دنیا بداند ... آ قصه ی کربلا را  [ گوش کنید ]  بشنو ای سرباز ی!بشنو از من که یکی از سربازان ولایتم!آری!روزی خواهد رسید که دستانت را بهر ماس و گ پیش رویم دراز میکنی.عد خدا به حق است و سربازان ولایت،در تمام نقاط جهان،به این امر ایمان دارند. و اما تو...... نمیدانم سرت را به کدام شبکه ی به اصطلاح اجتماعی گرم کرده ای که صدای ک ن غزه و فلسطین را نمیشنوی. اما به یاد داشته باش که همین صداهای پ. اگر ز تور سینا گذر کردی،ارنی مگو و بگذر که این تمنا نیارزد به جواب لن ترانی تو صدای دوست بشنو چه ارنی چه لن ترانی ارنی بگوید آن که تورا ندیده باشد تو که با منی همیشه ،چه جواب لن ترانی؟ هنوز حواسم هست هنوز حواسم ب بودنت هست.... هنوز حواسم به دوست داشتنت هست.... اینقدر ها هم پرت نشده ام و این را خودت هم خوب میدانی ...پس بشنو دعایم را و دورم نکن مولای من ! برای شفا مریضانی که خیلی عزیز خانواده هایشان هستند دعا کنید ...هوای دلهایمان این روزها خوب نیست هنوز حواسم هست هنوز حواسم ب بودنت هست.... هنوز حواسم به دوست داشتنت هست.... اینقدر ها هم پرت نشده ام و این را خودت هم خوب میدانی ...پس بشنو دعایم را و دورم نکن مولای من ! برای شفا مریضانی که خیلی عزیز خانواده هایشان هستند دعا کنید ...هوای دلهایمان این روزها خوب نیست مرد جان بی زحمت داری میای اینا رم ب گلاب و بهار نارنج برای ظهر های گرم تابستون چند شاخه نرگس برای تموم شبایی که نفس میکشی عطر گردنم را ابریشم های رنگی(باید رج به رج ببافمد ) و یک بیت شعر مث مرا بشنو از دور دلم میخواهدت هر روز با آواز دلم میخواندت راستی جا تر مه ی فیروزه ای و چادرش مبادا یادت بره... خاتون تو امروز همه چیز کمر بسته بود به و. سلامی به عشق ش ت خورده ام اگر دوست داشتن تو گناه است پس من بزرگترین گنا ارم و اما عشق تو تمام وجودم را فرا گرفته همگان نهی می کنند مرا و دوری از عشقت را می خواهند من ایستاده ام بدون پناه و یاور تنهایی و بی تو بودن سخت است اما من تسلیم تقدیرم آرام باش تا دلم آرام گیرد..،خدایا بشنو پیام عشق مرا ای که هستی به جهان شاد تو مغرور مشو بگذرد عمر تو چون باد تو مغرور مشو ای که دنیاست به کامت شب و روز خانه ات روشن و آباد تو مغرور مشو گر جوان هستی و زیبا به مثل همچو سروی و چو شمشاد تو مغرور مشو یا به ماهی که در آن زاده شدی زاده گشتی مه داد تو مغرور مشو وقت وصلت چو شود خوب بدان گرشدی خسرو و فرهاد تو مغرور مشو گر غنی هستی و صاحب تومنی داد از . وباز همامروزعاشوراست بازکربلا غوغا است بازخیمه های اهل بیتغرق واویلاست باز
زان یار دلنوازم شکری است باشکایتگر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایترندان تشنه لب را آبی نمیدهد گویی ولی شناسان رفتند از این جماعتدر زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی جرم وبی جنایت
دل آواز یار دل نواز صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

در بحر مایی و منی افتاده ام بیار

می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

خون پیاله خور که حلال است خون او

در کار یار باش که کاریست ی

ساقی به دست باش که غم در کمین ماست

مطرب نگاه دار همین ره که می زنی

می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
 هر صبح را آغاز کند و در شه دیگر مسلمانان نباشد، مسلمان نیست 
ای غریبه، ای مسلمان ای که داری، نام انسانای که باشی ، کامکار و کامیاب و شاد و خندانقصه یی پر غصه دارم بشنو از دل، بشنو از جانهیچ دیدی، دردمندیهیچ بودی، فکر درمانهیچ دیدی، بینواییپای لنگان، دست لرزانمی شمارم، از برایت یک به یک، غم های آنانتن نحیف و جان ضعیف و دیده کم سو، سوزانرنج افزون ، غصه بی چوندرد ظاهر، اشک پنهانفقر و پیری، غم پذیریاشک حسرت ، آة و افغان  پر غم ، قحط همدمکار مبهم ، دل پریشانپینه های دست باباک ن نیمه گیوه های  زخم های پای چوپانچشم مادر مانده بر در یک شهیدی توی میدان قاب ع ی، روی طاقچه سقف خانه ، خیس بارانزندگی در اوج سختیمردمان، سر در گریبانغم مخور این روزگاران می رسد روزی به پایانبعد پاییزان «فرازا» گل کنی در نوبهاران من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر ی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویس. حاضرم برای من نباشی اما حاضر نیستم برای ی دیگر باشی درکم بالاست اما در این مورد حس میکنم حتی 1% هم درک ندارم کاش یکی مرا درک میکرد نیاز به درک دارم آری شاید حق با دیگران است اما نمیتوانم عشق و زندگیم را با یک دلیل ساده ی قسمت نبود از دست بدهم خدایا صدایم را بشنو خیلی دل کوچک شدم حتی طاقت لحظه ای دور ماندن از او را ندارم چگونه فراموشش کن. بخوان از چهره‎ی طفلانم اینک مشق غربت را
بخوان در گوش خاموشان عالم این مصیبت را

فلسطینم، صدای رنج انسانم، مرا بشنو
که شعر داغ من تا آسمان برده بلاغت را

فلسطینم که صبحاصبح با نعش عزیزانم
به دوش خسته‎ی خود می‎کشانم بار حیرت را

کماکان قصه‎ی من مانده در پستوی خاموشی
مبادا از جهان یک شب بگیرد، خواب راحت را. مرا بشنو ازدور دلم میخواهدت هر روز با آواز دلم میخواندت میگویمت به باد باد می آردت میریزمت به ابر ابر می باردت میشینمت بمان مینوشمت چو چای چای های سبز سبزهای دور دورهای سخت آی عشق آی عشق چهره آبی ات پیدا نیست... مرا بشنو ازدور دلم میخواهدت هر روز با آواز دلم میخواندت میریزمت به خاک خاک میرویدت میگویمت به گل گل میبویدت میگویمت به شعر . دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
شفیعی کدکنی