بعد از مرگم

به نقل از خبرگزاریها در مورد بعد از مرگم : بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... منی را که هر نفس با یادت شیدم و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت آرزوی بهترین ها را ... بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد.. .نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود... .بی آنکه خود خواهان آن باشی... بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید... چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید هنگام دیدن چشمانت.... بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد.. دستانی که روز وشب رو به آسمان برای لبخندت دعا می د... بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید.... ص که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد تا بگوید :"دوستت دارم" بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید.... خو که شاید دیدنش برای من آرزویم بود و امید چشم بر هم گذاشتنم.... بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد... رد پایی که همواره سکوت شب را می ش ت تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود.... بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید... .باغچه ی گل رزی که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود... بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند... .نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود... بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت... .تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم... .نوشتم:"دوستت دارم" و نوشتم:"تو نیز دوستم بدار" بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود.... روزی به خاک بر می گردم سال هاست مرده ام و فراموش شده ام... روزی که ره گذری غریبه گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است... ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد... قبر را روی آن قرار خواهد داد... روی تپه ای که دور از شهر است و تو حتی در خی هم آن تپه را تصور نخواهی کرد... آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد... .من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... . به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد... بعد از مرگم چه ی فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟
بعد از مرگم چه ی با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟ بعد از مرگم چه ی گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟ بعد از مرگم چه ی برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟ بعد از مرگم چه ی به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟ بعد از مرگم چه ی … ؟!
چه دلی دارد این دریا: فقیر و غنی تمیز و کثیف نمیشناسد همه را میبرد شسته و رفته تحویل میدهد عده ای از آدمها زندگی را مثل ماکارونی رشته رشته و عده ای رشته رشته زندگی را مثل کارخانه ماکارونی جمع و در پاکت میکنند ! م م طبیعی باشیم یا صنعتی ؟ یک ساعت به مرگم مانده بود پنجاو نه دقیقه آن را گوشت بره میخوردم بعد از مرگم خودمو نگاه تازه بود که ف. بـــــــعـــــــــدمــــــــرگـــــــــــم روز مرگم اشک را پیدا کنید

روی قلبم عشق را پیدا کنید

روز مرگم خاک را باور کنید

روی قبرم لاله را پ ر کنید

خانه را وقف نیلوفر کنید

پیکرم را غرق در شبنم کنید

روز مرگم دوست را دعوت کنید

بعد مرگم خنده را سر کنید

رفتنم را ای دوستان باور کنید نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را سخت در ان بفشارد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را...! " علی شریعتی" فریادسکوت روز مرگم ، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و اب از می انگور کنید مزد غسال مرا سیر ش بدهید مست مست از همه جا حال ابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظپیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنیدشاهد کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط من چاک زنید اندرون دل من قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن . چه دلی دارد این دریا فقیر و غنی تمیز و کثیف نمیشناسد همه را میبرد شسته و رفته تحویل میدهد عده ای از آدمها زندگی را مثل ماکارونی رشته رشته میکند و عده ای رشته رشته زندگی را مثل کارخانه ماکارونی جمع و در پاکت میکند ! م م طبیعی باشیم یا صنعتی ؟ یک ساعت به مرگم مانده بود پنجاو نه دقیقه آن را گوشت بره میخوردم بعد از مرگم خودمو نگاه تازه بود . نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟!

ولی بسیار مشتاقم


که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...

و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد...
و خواب گان ه را آشتفته تر سا. روز مرگم...

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســت و اب از مــی انــگور کنیـــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــرابـــش بدهید...
مست مست از همه جا حـال ابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلـی از حـــافـــظ

جای تلقـیـن به بالای سرم دف بــزنیــد
شاهدی کند جمله شما کــف بزنید

روز مرگــم وسط من چـاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیــــد

روی قـبـرم بنویـسیـد وفـــادار برفــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــت

(وحشی بافقی)

روز مرگم اشک را شیدا کنید روی قلبم عشق را پیدا کنید روز مرگم خاک را باور کنید روی قلبم لاله ها را پ ر کنید خانه ام را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید روز مرگم دوست را دعوت کنید دور قبرم را کمی خلوت کنید بعد مرگم خنده ها را سر کنید رفتنم را دوستان باور کنید روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. ●.●●..●●●.●●..●●اس ام اس تسلیت مرگ●.●●..●●●.●●..●● انگار ملائک تو را میان بوسه ه. روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. ●.●●..●●●.●●..●●اس ام اس تسلیت مرگ●.●●..●●●.●●..●● انگار ملائک تو را میان بوسه ه. بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... منی را که هر نفس با یادت شیدم و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت آرزوی بهترین ها را ... بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد... نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود.... بی آنکه خود خواهان آن باشی... بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید.. چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید هنگام دیدن چشمانت.... بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد... دستانی که روز و شب رو به آسمان برای لبخندت دعا می د... بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید.... ص که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد تا بگوید: "دوستت دارم" بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید.... خو که شاید دیدنش برای من آرزویم بود و امید چشم بر هم گذاشتنم.... بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد.... رد پایی که همواره سکوت شب را می ش ت تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود.... بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند.... نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود... بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت.... تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم.... نوشتم: "دوستت دارم" و نوشتم:"تو نیز دوستم بدار" بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود.... روزی به خاک بر می گردم سال هاست مرده ام و فراموش شده ام... روزی که ره گذری غریبه گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است... ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد... قبر را روی آن قرار خواهد داد... روی تپه ای که دور از شهر است و تو حتی در خی هم آن تپه را تصور نخواهی کرد... آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد.... من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... . به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد... من اگه رو به مرگم باشم، خندتو که ببینم خوبِ خوب میشم... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهدساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازند گلویم سوتکی باشد به دست کودگی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم چموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب گان ه را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را... ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ..
ﺍﺯ ﺑﻮﻯ ﮔﻼﺏ ﺑﺪﻡ ﻣﻴﺎﺩ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍٓﺏ ﻣﻌﺪﻧﻰ
ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ ،
ﻧﮕﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻧﻰ ﻫﻠﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺳﻨﮓ
ﻗﺒﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﻰ
ﺑﺸﻮﺭﻳﻤﺎﺍﺍﺍ ، ﻧﻮﭺ ﻣﻴﺸﻪ !
ﺍٓﻗﺎﻳﻮﻥ ﻓﺎﻣﻴﻞ ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ ﺭﻳﺶ
ﻧﺬﺍﺭﻳﺪ ! ﻣﻦ ﺗﻪ
... ﺭﻳﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ " ﺟﺬﺍﺏ ﺗ. « وش: امیدوارم قبل از مرگم امکانات فوتبال ایران درست شود!» این اظهار نظر سوژه کارتون امروز خبر ورزشی شده است. «کی روش: امیدوارم قبل از مرگم امکانات فوتبال ایران درست شود!» این اظهار نظر سوژه کارتون امروز خبر ورزشی شده است. روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و اب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال ابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی کند جم. درگذشت مرتضی پاشایی چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می نشیند ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره ای جز تسلیم و رضا نیست پاشایی که در ۱۳ آبان ۱۳۹۳ به علت شرایط وخیم بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران بستری شده بود، سرانجام پس از ماه ها تحمل درد بیماری سرطان، صبح روز بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ (حدود ساعت ۱۰:۳۰) در بیمارستان بهمن، تهران از دنیا رفت این ماتم جانگداز را به خانواده محترم و تمام بچه محل های عزیزم تسلیت می گویم... ع های درگذشت مرتضی پاشایی مرتضی پاشایی روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. بعد از مرگم میروم جایی که هنوز دنیا نیامده بودم جهان ناشناخته  راستی قبل از دنیا امدن ادمها کجای جهان هستند دنیای علم  و فن آوری  خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای چون اگر صبر کنی و بتوانی زندگی قبل از دنیا امدن را ادامه بدی تا زمانی که 100 سال بشه بعد. رو مه شوت در مطلبی از زبان حسن هوری نوشت: اگر مادر شایعه مرگم را می شنید فاجعه می شد. تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم تو زهری ؛ زهر گرم سوزی
تو شیرینی ؛ که شور هستی از توست
ِ جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو ؛ غم از تو ؛ مستی از توست بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم :
. فقط تو میتونستی زندگیو به کام من زهرمار کنی
با این اخلاق گندت
اه اه اه
بزرگ شو حالا دیگه
دق مرگم کردی روز مرگم چه روز شلوغیست چه درداور است ،هرقدر که نبودی امروز هستی پرنگ تر از همیشه زیر تابوتم را میگیری؟؟! چرااا؟؟!! تو که میدانی از هر فاصله ای حست میکنم…. پس چرا جسم بی جانم را هوایی میکنی؟؟ سرد شدم،بخ زدم خوشحال بودم که دیگر چیزی را حس نمیکنم ولی باز هم دستانت گرمم کرد ببینم دیگر نگران ان نیستی که ی تو را با من ببیند؟؟ اشک میرزی؟!!چرا؟؟!! گفتم دوست دارم تو گفتی بمیر…. من فقط خواستم حرفت را زمین نندازم….. مادرم را میبینی….. گل رزی را که اوردی ارامش نمیکند…. جفا …تنها به او،فقط او مرا با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت امروز،اینجا،این خاک سرد؛تمام ان چیزیست که تو برای من خواستی وعشق وعشق وعشق تمام ان چیزی بود که من برای تو خواستم عشق و مرگ تراژیدی زیبایست نه؟؟؟!! دلم میخواد قبل مرگم یکی باشه که همه موزیک های تو دلم رو بدم بهش گوش کنه.
#دیالوگ عصبانی نیستم روکم از ! زنی دچار بیماری کلیوی شد. بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد. هنگامی که ن همسایه و قوم خویش برای عیادتش می آمدند، در جواب همه آن ها که بیماری اش را می پرسیدند، می گفت ایدز دارد. این امر توجه فرزندانش را به خود جلب کرد. تا این که بعد از رفتن مهمان ها از او پرسیدند: مادر جان ! چرا به آن ها می گویی ایدز داری؟ در حالی که بیماری ا. تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش تر از اینت ندانم.
وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم. تو زهری، زهر گرم سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از توست.
جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست. بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست! چه غم دارم که این زهر تب آلود،
تنم را در ج می گدازد
از آن شادم که در هنگامه ی درد،
غمی شیرین دلم را می نوازد. اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی ست.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛
تو را دارم که مرگم زندگانی ست. یاسر تعریف می کرد، عرصه بر چنان تنگ شده بود که هر ، از مسجد جامع که بر می گشت ، با همان غبار غرق راه ، دست ها را می برد بالا:"خدایا ! اگر فرج و گشایشم در مرگ من است ، در مرگم تعجیل کن." یاد علی می افتادیم و چاه و نخلستان . آ ش هم به خدای علی رستگار شد. ما خدا را شاکریم که در زمان حیاتم توانستم وصیتنامه ام را بنویسم و تکلیف همه چیز و همه را پس از مرگم معلوم کنم! درطول عمرم سعی همیشه پاک و درست و سالم زندگی کنم به غیردوره مربیگری ام... بسم الله


یک
هم زخم مرا ـ خدای من! ـ مرهم ده
هم خواب به چشم مردم بی غم ده...

آن روز به ک ن مولا چه گذشت
مادر که دعا کرد "خدا مرگم ده..."

دو
یک مرد غریب بود و یک قوم عنود
یک خانه ی روشن و در و آتش و دود

یک سرو خمیده بود و یک یاس کبود
یک سرو ش ته ماند و یاسی که نبود
بعد مرگم ،

گریه و زاری نکن...

به مزارم بیا ...

با آن دست هایی که هیچگاه لمس نکرده ام ،

و آن موهای ی که هیچ وقت مال من نبوده،

و آن لبهای قرمز ات که سهم دیگری بوده ،


به مزارم بیا ...


آمدنت ، آرام جان من است

گرچه جانی نمانده است



#علی_پورغلام در این ویدئو گفتگوی بی با جواد یساری خواننده قدیمی و سبک کوچه بازاری موسیقی ایران را مشاهده می کنید. اول می خواستم بگم که من آدرس وبلاگ شخصیمُ کجا نوشتم که بعد از مرگم برید بخونیدش. ولی بعد دیدم بعضی آدما حقشون نیست این همه فکت راجبه خودشون بخونن. شاید غرورشون له شه. و شایدم بعضیا، زیادی خوشیشون شه. معشوقم
به من گفته
که مرا می خواهد
ازین رو
به خوبی از خودم مراقبت می کنم
حواسم هست به کجا می روم
و می ترسم
هر قطره ی باران که بر من می افتد
باعث مرگم شود

برتولت برشت
ترجمه : محمدرضا مهرزاد

وصیت نامه []



بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید
نه به من برسر گور و کفن آزار دهید

نه پی گورکن و قاری و غسال روید
نه پی سنگ لحد پول به حجار دهید

به که هر عضو مرا از پس مرگم به ی
که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید

این دو چشمان قوی را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وی. لعنت به این زندگی وقتی که ع پروفایلش میشه مراسم نامز دیگه واقعا نای هیچی ندارم. زندگیم تباه شد همه آرزوهام برباد رفت اخه چرا مگه من چه مرگم بود؟؟؟؟ اگه دلش با من بود به اون بله نمی گفت هر روز و هر شب بیادشم هعی خدا
سرمربی تیم بسکتبال شیمیدر تهران با اشاره به دیدارش برابر شهرداری اراک اظهار کرد امیدوارم قبل از مرگم یک اشتباه داوری به سود من باشد. یک پست ناگهانی از شادمهر عقیلی، خواننده ایرانی که یک دهه قبل به مهاجرت کرده، خبرساز شد. او که همین سال قبل تلاش های زیادی کرد تا به ایران برگردد، نوشته بود: «به م گفتم بعد از مرگم جنازه ام را بسوزانند و خا ترم را به اقیانوس بریزند. لطفا دیگر درباره برگشتم سوال نکنید.» رکنا: «دو ماه بود که متوجه شده بودم به بیماری سرطان مبتلا شده ام. دیر یا زود جان خود را ازدست می دادم. می ترسیدم این راز برملا شود. نمی خواستم بعد از مرگم، فرزندانم عذاب بکشند، آنها را کشتم. می خواستم… رس ش این بود که مرا به دنیا بیاورد. درد به من هدیه کند. باعث همه ی قرص های شبانه و روزانه ام باشد. دلیل جوش های صورتم حتی در انتهای جاده ی 24 سالگی. دلیل قرص های اشتباهی که تا چهار سال ها نمی دانستند چه مرگم هست. دلیل هرچه که هستم. و در نهایت ترکم کرد. یک پست ناگهانی از شادمهر عقیلی، خواننده ایرانی که یک دهه قبل به مهاجرت کرده، خبرساز شد. او که همین سال قبل تلاش های زیادی کرد تا به ایران برگردد، نوشته بود: «به م گفتم بعد از مرگم جنازه ام را بسوزانند و خا ترم را به اقیانوس بریزند. لطفا دیگر درباره برگشتم سوال نکنید.» اینجا تو شرکت کولر روشنِ اولش خودم رو گول زدم که محالِ اما دیدم نه واقعیه خدایا بازم شروع شد :( در آینده، شاید دلیل مرگم سرما باشه :/ اِ آگر عشقت سزیایه گیانم **********گیانم فدات بو نویر چاوانم چملت ریین جور آهوانه **********ابروت کشیده هر چوی کمانه ژ داخ دویریت سیا بی جرگم********اِ ویرم نچی تا روژ مرگم نموشم خسرو، نوشم فرهادم*****ژ یادت نازار همیشه شادم جور قالی اّرات و دار کیشیامه***** اگر تو نوینم عمرم تمامه جواد یساری هم به ماجرای حبیب دچار می شود؟ خودش که گفته بود: «بعد از مرگم مجوز اجرا می گیرم!» چون در این سال ها فقط به او می گفتند «صبر کن» و دلایلی هم برای رد مجوزش مطرح نمی شد. پرویز پرستویی به بهانه تازه ای دوباره از تلویزیون انتقاد کرد و از مدیران آن خواست خبر مرگ او را هم از این رسانه اعلام نکنند! چنان تنهایی وحشتناکی احساس می که خیال خودکشی به سرم زد. چیزی که جلویم را گرفت این بود که هیچ ، مطلقا هیچ ، از مرگم متاثر نخواهد شد و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود . بعد از مرگم هیـــــچ اتفاقــــی نخـــواهــد افتـــاد !
نــــــه جـــایی بــه خاطـــرم تعطیـــل میـشــود !
نــــــه در اخبـــار حرفـــــی زده میـشــود !
نــــــه خیــابــانــی بستــــه میــشــود !
نــــــه در تقـــویــم خطــی بــه اسمــم نوشتـــه میــشود...
خواهرم مدتی بعد مرا در ویترین طلافروشی گم میکند!
دوست. چند سالی است وقتی به شاه عبدالعظیم میرم بعد از اون سری به مزار خودم میزنم قبری که منتظر صاحبش است از آن رزروی ها یک سنگ سفید که تنها نام کوچک من بر آن نقش بسته است امیدوارم این مزار صاحب دیگری برای خود بیابد چرا که نذر کرده ام در مرگم اثر و نشانی از او باشد و این اثر در مزار نمی گنجد خیلی دوست دارم بعد مرگم به هر که دلم خواست یک جمله بگم
به پدرم که سرخاکم امده میگفتم :گریه نکن مرد گریه نمی کنه ....
به مادرمی گفتم :فدای اشکات پاشو برو به زندگیت برس هنوزهم بچه
دیگر هم داری .........
به دوستامم میگفتم :گریه نکنید رفیقتون راحت شد ......
ولی به عشقم ................................
بهش میگفتم :هیچ اندازه توازارم ندادهیچ اندازه تو دلمو
نش ت .......
بیخودی اشک نریزنمیبخشمت پاشو برو بدو
عشقت منتظرته ....................... خوابم میاد
خوابم میاد
خوابم میاد
خوابم میاد
بذار کپه ی مرگمو بذارم
صبح زود خبر مرگم میخوام برم سرکار
بذار بخوابم جون اون عموی ت
خوابمممم میاااااد