بعد از مرگم

به نقل از خبرگزاریها در مورد بعد از مرگم : بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... منی را که هر نفس با یادت شیدم و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت آرزوی بهترین ها را ... بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد.. .نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود... .بی آنکه خود خواهان آن باشی... بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید... چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید هنگام دیدن چشمانت.... بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد.. دستانی که روز وشب رو به آسمان برای لبخندت دعا می د... بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید.... ص که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد تا بگوید :"دوستت دارم" بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید.... خو که شاید دیدنش برای من آرزویم بود و امید چشم بر هم گذاشتنم.... بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد... رد پایی که همواره سکوت شب را می ش ت تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود.... بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید... .باغچه ی گل رزی که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود... بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند... .نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود... بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت... .تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم... .نوشتم:"دوستت دارم" و نوشتم:"تو نیز دوستم بدار" بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود.... روزی به خاک بر می گردم سال هاست مرده ام و فراموش شده ام... روزی که ره گذری غریبه گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است... ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد... قبر را روی آن قرار خواهد داد... روی تپه ای که دور از شهر است و تو حتی در خی هم آن تپه را تصور نخواهی کرد... آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد... .من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... . به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد... بعد از مرگم چه ی فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟
بعد از مرگم چه ی با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟ بعد از مرگم چه ی گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟ بعد از مرگم چه ی برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟ بعد از مرگم چه ی به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟ بعد از مرگم چه ی … ؟!
چه دلی دارد این دریا: فقیر و غنی تمیز و کثیف نمیشناسد همه را میبرد شسته و رفته تحویل میدهد عده ای از آدمها زندگی را مثل ماکارونی رشته رشته و عده ای رشته رشته زندگی را مثل کارخانه ماکارونی جمع و در پاکت میکنند ! م م طبیعی باشیم یا صنعتی ؟ یک ساعت به مرگم مانده بود پنجاو نه دقیقه آن را گوشت بره میخوردم بعد از مرگم خودمو نگاه تازه بود که ف. بـــــــعـــــــــدمــــــــرگـــــــــــم روز مرگم اشک را پیدا کنید

روی قلبم عشق را پیدا کنید

روز مرگم خاک را باور کنید

روی قبرم لاله را پ ر کنید

خانه را وقف نیلوفر کنید

پیکرم را غرق در شبنم کنید

روز مرگم دوست را دعوت کنید

بعد مرگم خنده را سر کنید

رفتنم را ای دوستان باور کنید نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را سخت در ان بفشارد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را...! " علی شریعتی" فریادسکوت روز مرگم ، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و اب از می انگور کنید مزد غسال مرا سیر ش بدهید مست مست از همه جا حال ابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظپیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنیدشاهد کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط من چاک زنید اندرون دل من قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن . چه دلی دارد این دریا فقیر و غنی تمیز و کثیف نمیشناسد همه را میبرد شسته و رفته تحویل میدهد عده ای از آدمها زندگی را مثل ماکارونی رشته رشته میکند و عده ای رشته رشته زندگی را مثل کارخانه ماکارونی جمع و در پاکت میکند ! م م طبیعی باشیم یا صنعتی ؟ یک ساعت به مرگم مانده بود پنجاو نه دقیقه آن را گوشت بره میخوردم بعد از مرگم خودمو نگاه تازه بود . نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟!

ولی بسیار مشتاقم


که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...

و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد...
و خواب گان ه را آشتفته تر سا. روز مرگم...

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســت و اب از مــی انــگور کنیـــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــرابـــش بدهید...
مست مست از همه جا حـال ابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلـی از حـــافـــظ

جای تلقـیـن به بالای سرم دف بــزنیــد
شاهدی کند جمله شما کــف بزنید

روز مرگــم وسط من چـاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیــــد

روی قـبـرم بنویـسیـد وفـــادار برفــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــت

(وحشی بافقی)

روز مرگم اشک را شیدا کنید روی قلبم عشق را پیدا کنید روز مرگم خاک را باور کنید روی قلبم لاله ها را پ ر کنید خانه ام را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید روز مرگم دوست را دعوت کنید دور قبرم را کمی خلوت کنید بعد مرگم خنده ها را سر کنید رفتنم را دوستان باور کنید روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. ●.●●..●●●.●●..●●اس ام اس تسلیت مرگ●.●●..●●●.●●..●● انگار ملائک تو را میان بوسه ه. روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. ●.●●..●●●.●●..●●اس ام اس تسلیت مرگ●.●●..●●●.●●..●● انگار ملائک تو را میان بوسه ه. بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید... منی را که هر نفس با یادت شیدم و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت آرزوی بهترین ها را ... بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد... نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود.... بی آنکه خود خواهان آن باشی... بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید.. چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید هنگام دیدن چشمانت.... بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد... دستانی که روز و شب رو به آسمان برای لبخندت دعا می د... بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید.... ص که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد تا بگوید: "دوستت دارم" بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید.... خو که شاید دیدنش برای من آرزویم بود و امید چشم بر هم گذاشتنم.... بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد.... رد پایی که همواره سکوت شب را می ش ت تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود.... بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند.... نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود... بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت.... تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم.... نوشتم: "دوستت دارم" و نوشتم:"تو نیز دوستم بدار" بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود.... روزی به خاک بر می گردم سال هاست مرده ام و فراموش شده ام... روزی که ره گذری غریبه گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است... ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد... قبر را روی آن قرار خواهد داد... روی تپه ای که دور از شهر است و تو حتی در خی هم آن تپه را تصور نخواهی کرد... آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد.... من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... . به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد... من اگه رو به مرگم باشم، خندتو که ببینم خوبِ خوب میشم... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهدساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازند گلویم سوتکی باشد به دست کودگی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم چموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب گان ه را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را... ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ..
ﺍﺯ ﺑﻮﻯ ﮔﻼﺏ ﺑﺪﻡ ﻣﻴﺎﺩ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍٓﺏ ﻣﻌﺪﻧﻰ
ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ ،
ﻧﮕﻴﺪ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻧﻰ ﻫﻠﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺳﻨﮓ
ﻗﺒﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﻰ
ﺑﺸﻮﺭﻳﻤﺎﺍﺍﺍ ، ﻧﻮﭺ ﻣﻴﺸﻪ !
ﺍٓﻗﺎﻳﻮﻥ ﻓﺎﻣﻴﻞ ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ ﺭﻳﺶ
ﻧﺬﺍﺭﻳﺪ ! ﻣﻦ ﺗﻪ
... ﺭﻳﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ " ﺟﺬﺍﺏ ﺗ. « وش: امیدوارم قبل از مرگم امکانات فوتبال ایران درست شود!» این اظهار نظر سوژه کارتون امروز خبر ورزشی شده است. «کی روش: امیدوارم قبل از مرگم امکانات فوتبال ایران درست شود!» این اظهار نظر سوژه کارتون امروز خبر ورزشی شده است. روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و اب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال ابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی کند جم. درگذشت مرتضی پاشایی چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می نشیند ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره ای جز تسلیم و رضا نیست پاشایی که در ۱۳ آبان ۱۳۹۳ به علت شرایط وخیم بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران بستری شده بود، سرانجام پس از ماه ها تحمل درد بیماری سرطان، صبح روز بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ (حدود ساعت ۱۰:۳۰) در بیمارستان بهمن، تهران از دنیا رفت این ماتم جانگداز را به خانواده محترم و تمام بچه محل های عزیزم تسلیت می گویم... ع های درگذشت مرتضی پاشایی مرتضی پاشایی روز مرگم اشک را پیدا کنید، روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پ ر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید، بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید. بعد از مرگم میروم جایی که هنوز دنیا نیامده بودم جهان ناشناخته  راستی قبل از دنیا امدن ادمها کجای جهان هستند دنیای علم  و فن آوری  خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای خوش به ح که 100 سال دیگه تازه دنیا میای چون اگر صبر کنی و بتوانی زندگی قبل از دنیا امدن را ادامه بدی تا زمانی که 100 سال بشه بعد. رو مه شوت در مطلبی از زبان حسن هوری نوشت: اگر مادر شایعه مرگم را می شنید فاجعه می شد. تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم تو زهری ؛ زهر گرم سوزی
تو شیرینی ؛ که شور هستی از توست
ِ جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو ؛ غم از تو ؛ مستی از توست بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم :
. فقط تو میتونستی زندگیو به کام من زهرمار کنی
با این اخلاق گندت
اه اه اه
بزرگ شو حالا دیگه
دق مرگم کردی روز مرگم چه روز شلوغیست چه درداور است ،هرقدر که نبودی امروز هستی پرنگ تر از همیشه زیر تابوتم را میگیری؟؟! چرااا؟؟!! تو که میدانی از هر فاصله ای حست میکنم…. پس چرا جسم بی جانم را هوایی میکنی؟؟ سرد شدم،بخ زدم خوشحال بودم که دیگر چیزی را حس نمیکنم ولی باز هم دستانت گرمم کرد ببینم دیگر نگران ان نیستی که ی تو را با من ببیند؟؟ اشک میرزی؟!!چرا؟؟!! گفتم دوست دارم تو گفتی بمیر…. من فقط خواستم حرفت را زمین نندازم….. مادرم را میبینی….. گل رزی را که اوردی ارامش نمیکند…. جفا …تنها به او،فقط او مرا با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت امروز،اینجا،این خاک سرد؛تمام ان چیزیست که تو برای من خواستی وعشق وعشق وعشق تمام ان چیزی بود که من برای تو خواستم عشق و مرگ تراژیدی زیبایست نه؟؟؟!! دلم میخواد قبل مرگم یکی باشه که همه موزیک های تو دلم رو بدم بهش گوش کنه.
#دیالوگ عصبانی نیستم اسطوره فوتبال آرژانتین از این که خبر فوتش در رسانه ها به غلط انتشاریافت، ناراحت شده، پس دنبال ی است که برای اولین چنین شایعه ای را پخش کرد. به همه گفتم که سر قبرم این آهنگ سیاوش رو بزارن >>> آ ین نامه تو هم اگه اومدی همینو بذار ... یاسر تعریف می کرد، عرصه بر چنان تنگ شده بود که هر ، از مسجد جامع که بر می گشت ، با همان غبار غرق راه ، دست ها را می برد بالا:"خدایا ! اگر فرج و گشایشم در مرگ من است ، در مرگم تعجیل کن." یاد علی می افتادیم و چاه و نخلستان . آ ش هم به خدای علی رستگار شد. ما خدا را شاکریم که در زمان حیاتم توانستم وصیتنامه ام را بنویسم و تکلیف همه چیز و همه را پس از مرگم معلوم کنم! درطول عمرم سعی همیشه پاک و درست و سالم زندگی کنم به غیردوره مربیگری ام... اوا تابستون یا اوایل مهر بود خواهرم بهم گفته مادر محمد واسه داداشش پیشنهاد دادن، به یه بهونه ای ردش . بدترین و سخت ترین چیزی بود که تا اون لحظه شنیدم. تا ب که آبجیم زنگ زد گفت میدونی ی رو به داداش محمد پیشنهاد دادم؟؟ منم گفتم بسلامتیو از این جور حرفا. نمیدونم حرف رو چی بود گفت محمد که زنگ زده بود میگفت چرا از نزدیکا نه که رفتی دور؟ یعنی. محمد زند خطاب به کاربران گفت: من اگر مُردم یادتان باشد که فالو نکنید و با مرگم کاسبى راه نیاندازید. سال ها پس از مرگم باستان شناسان حروفی سنگی خواهند یافت چسبیده به جمجمه ای پوسیده؛ هم چون صدف ها که بر جداره کشتی نشسته بر گِل... آری حرف هایی هم هستند که هیچ گاه شعر نمی شوند؛ که رسوب می کنند پیش از آن که بر زبان آیند... نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم پس ازمرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که ازخاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز پی در پی
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب گان ه را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در . وصیت نامه وصیت نامه..... وصیت می کنم بعد از مرگم:روی قبرم گلاب نریزین..همون اب معدنی کفایت می کنه .......من از شلوغی بدم می یاد خواهشنا خانم های فامیل جیغ و داد نزنن که اصن اعصاب معصاب ندارم .......تو درایو e ع توپ دارم ..خوراک ِ واسه ع اعلامیم ِ...... بعد از مرگم تا خاکم نکردین هارد کامپیوترم رو بزارین تو ماکروفر........یه کاری کنین داریو d از بیخ بسوزه ....روی ماها پودر نارگیل نریزین ...همون گردو داخلش بذارین خیلی حال می ده.....شایعه کنین قبل از مرگش بهش الهام شده بوده می میره .......پنج شنبه ها هم اصن سر خاکم نیاین ...ترافیک اعصابم رو د می کنه ........... وبمو پاک نکنین ....یه وقت هایی باهاش بیاین بالا پست بذارین تا جیگر دوستام کباب شه دروازه بان تیم فوتبال صنعت نفت آبادان، گفت: هر ی که بتواند به صنعت نفت آبادان کمک کند در هر پست و سمتی که باشد باعث خوشحالی من است و اصلا از این موضوع ناراحت نمی شوم. مدتی بود گمش کرده بودم،حالا شاکی و ناراضی و درب و داغان است،گناهش را تقصیر زندگی می اندازد،می گوید دیگر به راحتی روزهای خوابگاه و دبیر معارف و بستنی و بهار آن سالها نمی خندد و من فکر می کنم کی،کجا باد او را با خود برد؟می گویم نرمال است...همه ما روزی جایی از زندگی کلافه شده ایم و شبش پشت فرمان ماشین نشسته ایم و تمام کوچه هایی که نسیمش . خنده دار است اوایل فکر می دنیا بخاطر من پا برجاست و همه چیز برای من است، حالا می بینم تولدم بمانند حضور برگ سبزی در دشتی بیکران بر شاخۀ درختی گمنام بود و مرگم بسان افتادن برگ زردی در خزانی بی نام و نشان است و چقدر مدیون بارانم که بی هیچ انتظاری ناز مرا کشیده است ... یک پست ناگهانی از شادمهر عقیلی، خواننده ایرانی که یک دهه قبل به مهاجرت کرده، خبرساز شد. او که همین سال قبل تلاش های زیادی کرد تا به ایران برگردد، نوشته بود: «به م گفتم بعد از مرگم جنازه ام را بسوزانند و خا ترم را به اقیانوس بریزند. لطفا دیگر درباره برگشتم سوال نکنید.» عناوین رو مه شوت در روز دوشنبه ۱۱ بهمن به شرح زیر است : هوری : من زنده ام ! صید ۳ طلای فرنگی در قلب فرانسه عابدینی درباره بازاری صحبت کند ! اگر شایعه خبر مرگم را مادرم می شنید فاجعه می شد صعود… رهایم کن روزگار!
آنقدر درد زاییده ام
آنقدر مرده ام
که هر روز، خودم
خودم را
در کوچه پس کوچه های تنم
تشییع می کنم
تا دردها
به مرگم اعتراف کنند
و از من دست بکشند
ای روزگار!
تو می دانی
چه شبها
ابرهای تنم
قطره ها گریه می کنند
چه رازی به تنم مانده
که به مرگم راضی ست
نمی دانم
شاید دنی. اگر مرگم به نامردی نگیرد

مرا مهر تو در دل جاودانی ست

وگر عمرم به ناکامی سر آید

تو را دارم که مرگم زندگانی ست
------------- اس ام اس های عاشقانه هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو

چه برکتی دارد دوست داشتنت . . .
--------------


فرض کن در آغوشت می مُردم

و مرا همانجا دفن می کردی

چه دلپذیر اگر

فشارِ قبر را بیشتر کنی!
---------------

چایت را تلخ نخور

یکبار صدایم کن تمام قندهای دلم را برایت آب میکنم . .
----------- :
وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه من
دوتا فنجان چای هم دفن کنند!!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...
بهرحال دلخوریها کم نیست ازبندگانش ...
همانهایی که بی اجازه واردشدند
خودخواهانه قضاوت د
بی مقدمه ش تند
وبی خداحافظی رفتند! خدایا خدایا خدایا... :(( میلاد یک ساعت پیش بهم تو تلگرام pm داد :(((( خشکم زده بود.. باورم نمیشد میلاد باشه چند ثانیه فقط به pm نگاه می و تا ده دقیقه قلبم تند تند میزد و گونه هام داغ شده بود واای چه مرگم شده؟ :( چرا اینجوری شدم؟ حتی برام اینو هم فرستاد : خدایااااا اِ آگر عشقت سزیایه گیانم **********گیانم فدات بو نویر چاوانم چملت ریین جور آهوانه **********ابروت کشیده هر چوی کمانه ژ داخ دویریت سیا بی جرگم********اِ ویرم نچی تا روژ مرگم نموشم خسرو، نوشم فرهادم*****ژ یادت نازار همیشه شادم جور قالی اّرات و دار کیشیامه***** اگر تو نوینم عمرم تمامه «جواد خیابانی: وصیت کرده ام پس از مرگم مصاحبه ام با «مارادونا» پخش شود!» این خبر سوژه کارتون امروز محمدرضا میر شاه ولد در خبر ورزشی شده است. «جواد خیابانی: وصیت کرده ام پس از مرگم مصاحبه ام با «مارادونا» پخش شود!» این خبر سوژه کارتون امروز محمدرضا میر شاه ولد در خبر ورزشی شده است. چنان تنهایی وحشتناکی احساس می که خیال خودکشی به سرم زد. چیزی که جلویم را گرفت این بود که هیچ ، مطلقا هیچ ، از مرگم متاثر نخواهد شد و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود . قول داده بود که نره ولی رفت
منم به قولم عمل نمیکنم
یهو خبر مرگم میرسه
منتظر باشید...
ب در بدو ورود به رختخواب این فکر به سراغم آمد که بالا ه با کارهایی که قبل از مرگم باید انجام بدهم و همه اش امروز و فردا می کنم چه می خواهم  م؟ تعیین تکیف برای کتابهایی که در اینجا و در روستا دارم،  خانه روستایی و چند صد متر باغی که دارم، چند مورد طلب و بدهی ای که دارم،  اوراقی که از دیگران نزد من هست و اوراقی که مال خو. «در آن هنگام که نیم کره ی شمالی به سوی تابستان قدم برمی دارد، احساس آسودگیِ مرا، گریه های هراسان پناه جوها در هم می شکند؛ پناه جویانی از سراسر دنیا که از حق انسانی خود برای یک زندگی آسوده از جنگ و فقر، محروم مانده اند. شاید سن بالا و آگاهی من به مرگم است که مرا خشمگین و مصمم می کند تا خاموش نمانم.