بنده خدا

به نقل از خبرگزاریها در مورد بنده خدا :

با بنده ای همسفر شد موقع صبح، بنده نخوند موقع ظهر و عصر هم، نخوند موقع مغرب و عشاء رسید، بازم بنده بجای نیاورد
موقع خواب به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع شد و تو یک نخوندی میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو ی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟ در جواب گفت. غافل نشویم! خدا: بنده ی من شب بخوان وآن یازده رکعت است. بنده: خدایا خسته ام نمی توانم. خدا: بنده ی من دورکعت شفع ویک رکعت وتر بخوان. بنده:خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا:بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده: خدایا سه رکعت زیاد است. خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگ. بنده درانتخاباتها دخ نمیکنم؛هیچ وقت به مردم نگفته ام ونمیگویم این را انتخاب کنید،آن را انتخاب نکنید.فقط یکجا بنده دخ میکنم و آنجایی است که انی بخواهند درمقابل رأی وانتخاب مردم بِایستند. باید آزادبود که تو امتحانای بزرگ چیزی دست و پات رو نبنده یه حرفه ای خانواده تشکیل نمی ده و خودش رو در بند تعلقات نمی کنه تا نتونن به سبب اونا محدودش کنن یه بنده دست و پاش رو به هر امر خدا می بنده تا آزاد باشه تا نتونن وقت امتحانای بزرگ به سبب اونا محدودش کنن یه حرفه ای و یه بنده هر دو آزادن اما به دو صورت کاملا متضاد خدای من! در این ناامنی و و انفسا، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و تنها به دستاویز امن تو آویخته ام. خدایا! بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد که به تو بنماید و نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد. بنده ای که دستش تهی از طاعت و پشتش خسته از معصیت است. خدایا! می شود که چنین بنده ای را . خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟ خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما شب برایت حساب می کنیم بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خو ده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خو د خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود! خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ خدا: او جز من ی را ندارد...شاید توبه کرد... بنده ی من تو به هنگامی که به می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری. گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟ گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من خدایا منو ببخش که وفادارش بودم خدایا منو ببخش ک تا تنها میشد منو یادش می اومد خدایا ببخش که حرفام همش راست بود خدایا منو ببخش که دستش و گرفتم از حیای دخترونش کم نشه خدایا منو ببخش تو را فراموش کرده بودم خدایا منو ببخش دل ش ته ام خدایا منو ببخش که نمیتونم به هر بگم دوسش دارم ***خدایا منو ببخش که بنده ی بنده ات شدم ***منو ببخش که بنده ی بند. دوستت دارم خدایا........ گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟؟ گفتم خدایادلم را ربودند!گفت پیش از من؟؟ گفتم خدایا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟؟ گفتم خدایا تنها ترینم!گفت پس من؟؟ گفتم خدایا کمک خواستم!گفت از غیر من؟؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من!گفت من توام تو من!! خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.. خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان
بنده: خدایا ! امرو. بسم الله الرحمن الرحیم
« إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین »
بدان یوحنا اگر بنده ای گناهی را مرتکب شود خداوند برای مدد رساندن به آن بنده گنا ار که بواسطه انجام گناه آزرده شده بسویش می شتابد
فرشتگان پرسیدند که چرا خدا به یاری بنده ای گنا ار و خاطی میرود و خداوند فرمود که بنده من بجز من ی را ندارد. او گناهی کرده و رنجش برایش سنگی. محمدرضا نعمت زاده می گوید:«خوشبختانه بنده با هیچ دعوا ندارم،بنده با همه رفیق و دوست هستم و با هیچ دشمنی ندارم.انشاله الله ی هم با بنده دشمنی نداشت باشد.»
به نام خداهمسر بنده
شبیخون می زند هر شب به جیبم همسر بنده درآورده ست بابای مرا این دلبر بنده شبی، نیمه شبی، گاهی بگیرم گر مچ او را بَرَد از رو مرا با ناز و گردد چاکر بنده اگر گویم خلاف است و خیانت، می زند قه قه بدین معنا که با من کرده شوخی یاور بنده بجز این که همه شب دست او می باشد و جیبم بود مسؤول این چرخ ِ همیشه پنچر ِ بنده صفات د. آقا مشکل به طرز خود جوش و خنده داری حل شد! بنده با کلی ترس و لرز گفتم میشه دیگه ما باهم ارتباطی نداشته باشیم طرف هم خیلی مختصر و مفید گفت آره! یه همچین موجود خواستنی ای هستم من به مولا! اما بعد یه رب دووم نیورد و... بنده خدا از دوست من خوشش اومده بوده اومده بحث و باز کنه شماره منو گرفته کلی هم وقت انرژی پول و فکر صرف گپ زدن و چرت گفتن(رو چر. از همه همکاران و مراجعین محترم وبلاگ که خاطرات اسارت بنده را خوانده و بنده را مورد لطف قرار داده اند .سپاسگزارم .بله آقایان و خانمها .میدانم و درک تان میکنم که چرا از طریق تلفن همراه و ایمیل با بنده ارتباط دارید.اصلا اشکالی نداره . همین که به بنده و وبلاگ خودتون اعتماد دارید ممنونم.و سوالات شما را با درج مطلب بی نام منتشر خواهم کرد.اط. صبر کن ...
دلیل خیلی از اتفاق ها رو ما نمی دونیم دلا صبر کن ... به خاطر هر ظن و گمانی مسوولی ...

کار خدا طوریه که خودت رو حتما به خودت نشون میده ... بنده های خدا، اونایی که دارن تلاش می کنن که خوب باشن .. خدا بهشون نظرش قطع نمیشه...
خدایا به خاطر همه ی بنده های خوبت ممنون
هر چه حساب می کنم می بینم، عجیب خدا بنده هاشو رها نکرده!! حتی . نیاش بنده و خدا خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا. خدایا....... خداجون ترو به حق این ماه محرم و صفر که دیگه ا اشه به حق عزیزایی که این دوماه مظلومانه شهید شدن قسمت میدم خدایا خودت کار هیچکیو گیر بنده هات ننداز مخصوصا نذار دل ادم پیش یه بنده بی رحم و بی احساست گیر بیوفته که هرجور دلش بخواد اون دلو نابود کنه.................... خدایا بنده هات بدجور دلمو ش تن تکلیف این دل ش ته بی قرارو خودت روشن کن ی. خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ حجت ال ابراهیم رئیسی در جمع هواداران خود در مصلای (ره) بجنورد افزود: بنده رقیب ت فعلی نیستم بلکه رقیب این ت عملکرد آن است و بنده رقیب فقر و بیکاری هستم. گالری ع های مذهبی - اماکن مقدس
از صادق علیه السلام سوال شد:
یابن رسول الله ! بنده در چه ساعتى از شبانه روز به خدا نزدیک است ؟ و خداوند در چه موقعى به بنده اش نزدیک است ؟
فرمود:
هنگامى که بنده اى در دل شب از خواب بر مى خیزد و وضو مى سازد و به و دعا مى ایستد و با خالق خویش به راز و نیاز مى پردازد، در آن حال است که از عرش خداوند ندا مى رسد که اى بنده من ! تو پروردگار خود را مى خوانى ، همانا احسان و هدیه و عنایت الهى از آسمان بر تو مى بارد، در حالى که فرشتگان خدا گرداگرد تو را فرا گرفته اند. اگر مى دانستى که با چه ى به راز و نیاز مشغول هستى ، از دست نمى کشیدى و از سیر نمى شدى . منبع:http://www.mazhabi.ir/ با عرض سلام و ادب و احترام به همه دوستان ورودی جدید قبولی شما دوستان رو من به همراه دوستانم به شما تبریک عرض میکنیم. میتونید از طریق ایمیل با بنده یا دوستانم در تماس باشید اگر سوالی دارید.( آقای شریفی من پیغامتون رو دریافت ,خوش امدید به .میتونید به بنده ایمیل برنید تا سو ونو جواب بدم) ایمیل بنده: [email protected] بنده هیچ وقت در انتخابات دخ نمی کنم و حتی نمی گویم به چه ی رای بدهند؛ تنها در یک جا دخ می کنم آن هم وقتی ست که عده ای بخواهند جلوی رای مردم بایستند و رای آنها را بشکنند. روزی در فکر شهادت می زیستیم ، اما غافل از اینکه گناهانمان آن چنان سنگین است که روز به روز ما را در منجلاب پوچی و تباهی می کشاند و خدا بنده اش را نا امید نمی کند اما بنده نمی داند که تنها نیست و با خود کلنجار می رود که زیستن چه معنا دارد خدایا تو خود می دانی که من بنده ای غافل هستم و فقط به امید نگاه تو نفس می کشم خدا ، به غفلتم نگاه نکن ، . خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است.
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته . ۱. یکی دلش به صد دل بنده.......... ۲.یکی صد دل, به یه دل می بنده......... ۳.یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا ا پایبنده......... ۴. یکی نمی دونه دلش به کی بنده........... ۵.یکی هر بار به یکی دل می بنده.......... ۶. یکی دل می بنده که بخنده......... ۷. یکی هم دلش آکبنده , مونده به کی دل ببنده............ ۸. یکی هم دلش ش ته و منتظره یه بنده........... حالا تو دلت شماره چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

313labbayk سید علی : بنده در انتخابات ها دخ نمی کنم سید علی : بنده در انتخابات ها دخ نمی کنم دخ , ها , انتخابات , در , بنده ,
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p با سلام ادامه تقریرات مباحث اصولی درایتی جهت استفاده گذاشته می شودلازم به تذکر است که این نوشته ها برداشت بنده از فرمایشات گرامی بوده و گرچه در مباحثه تصحیحاتی صورت گرفته اما ممکن است بنده درست متوجه نشده باشملذا مطالب نا صحیح به بنده انتساب پیدا می کند نه محترممطالب را در ادامه مطالب ببینید: «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. سلام بر دوستان و بازدیدکنندگان گرامی مدت زیادی است که فرصت به روز رسانی وبلاگ پیش نیامده بود. اما یکی از مقالات بنده که اخیرا در یکی از سایت های تحلیلی ارائه شده را به شما تقدیم می کنم؛ یادآوری می کنم که خیلی خوشحال می شوم دوستان عزیز نظرات خود را به بنده منتقل کنند. آدرس سایت شکده برهان و لینک مقاله به این شرح است: http://www.borhan.ir/ http://borha. عشق خدا به بنده هاش با تمام عشق ها متفاوتهیه وقتهایی دلت از زمین و زمان گرفته با هر ی هم درد و دل میکنی آ ش پشیمون میشی بعد شیطون میگه به این یکی بگو اون بلد نبود آرومت کنه بازم پشیمون میشی ته ته ته دلت میدونی وقتشه بری با خدا حرف بزنی اما مقاومت میکنی میرسه به جایی که علاوه بر اینکه دلت گرفته از تحلیل های اشتباه اونایی که باهاشون درد . به نام حضرت دوست بهترین راه جنگیدن، دستور دادن و دستور پذیرفتنه به خودت، به نفس ت، به اعضاء و جوارح و جوانح ت دستور بده و همیشه پذیرای دستورات الهی(و ما یتعلق به) باش! بدون که هیچ اختیاری از خودت نداری! مومن از خودش اختیاری نداره...(منظورم این نیست که اختیار نداره، منظورم اینه که اختیار نداره :)) ) ما همه هیچیم و هیچ نیست جز او وحده لا ال. عشق خدا به بنده هاش با تمام عشق ها متفاوتهیه وقتهایی دلت از زمین و زمان گرفته با هر ی هم درد و دل میکنی آ ش پشیمون میشی بعد شیطون میگه به این یکی بگو اون بلد نبود آرومت کنه بازم پشیمون میشی ته ته ته دلت میدونی وقتشه بری با خدا حرف بزنی اما مقاومت میکنی میرسه به جایی که علاوه بر اینکه دلت گرفته از تحلیل های اشتباه اونایی که باهاشون درد . چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. «متاسفانه کار اینها تکذیب است، مگر بنده کارخانه تولید خبر کذب دارم؟ بنده ۴۰ سال است که برای مردم حرف می زنم و آنها حرف من را میشنوند.» خدا بنده ی خویش را گوید : ای بنده!دنیا و آ ت هر دو محل عبورند و نظر زندان دنیا و آ ت است . هر گاه به چهره ی زیبایی نظر افکنی،نگاه تو،تو را زندانی میکند و بنده ی او میسازد و دنیا و آ ت تو را تباه می گرداند . نظرباز همراه و همراز من نیست ،چرا که پراکنده است و از من شنوایی ندارد . ای بنده!دیده را با قلب خود مهار کن وگرنه هرگز نتوانی از آن نگاهب. خدمت خوانندگان عزیز «ویرگول» عارضم که بنده قصد نداشتم مواضعم رو برای جهانیان عیان کنم ولی سوالات مخاطبان عزیز که نگران وضعیت بنده بودند، مجبورم کرد خودم رو مکشوف الموضع کنم و به شایعات پایان بدم. راشد انصاری بعد از آن که از ولایـت عـازم تهران شدم
بنده تا یران شدم
ساده بـودم آن اوایل، تازگـی شدم
بنده تا یران شدم

باوجود ِ نرگس و نسرین و نوشین و نگار
باکمال افتخار:
عاشق ِ گاز و کلاچ و دنده و فرمان شدم!
بنده تا یران شدم

در خیابان نزد من فرقی ندارد مرد و زن
چه حسن،چه نسترن!
آن چه در جوانی، در پی ِ جبر. خدا = بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده = خدایا خسته ام نمی توانم. خدا = بنده ی من دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده = خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا = بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده = خدایا سه رکعت زیاد است. خدا = بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده = خدایا امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ن. خدا : بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است .
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم .
خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! امر. خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام. بهداشت گفت: امور خارجه باید درباره اظهارنظر کند، بنده بهداشت هستم و مسئولیت حوزه خود را بر عهده دارم. به نام عاشقی که همه عاشقان واقعی عاشق اویند به نظر من هر دوتا یکی هستند اگه واقعی باشه شما اگه واقعند عاشق یک چیزی باشید (اما شرط عشق واقعی ست نه از روی هوای و هوس که اونهم تفاسیر متفاوتی دارده)عاشق سازنده و خالق اونیز به تبع می شوید اگه از خالق نام ببرند از از به احترام یاد می کنید و احترامی که به خالقش می گذارید بیشتر است از مخلوق عا. سلام به شما دوستان عزیز، دوستان من؛ که در مورد کنکور هنر و مسائل تحصیلی و هنری از بنده مشاوره میگیرین لطفا به یک نکته بسیار بسیار مهم توجه کنین!!! وقتی که برای بنده پیام میگذارین، حتما به خاطر بسپارین که آدرس وبلاگ یا آدرس ایمیلتون یا و یا هر راه ارتباطی رو برای من بذارین چون راهنمایی های بنده به صورت شخصی و یک به یک انجام میشه.... الان. بدترین بنده خدا کیست؟ خداوند روزی به حضرت موسی فرمود: برو بدترین بنده مرا بیاور .موسی رفت یکی از گنا ارهای درجه یک را پیدا کرد ووقتی میخواست با خود ببرد،گفت نکند یک موقع این آدم توبه کرده باشد ومن فکر کنم که این بنده ی گنا ار می باشد رهایش کرد. رفت ی را گرفت تاببرد نزد خود گفت نکند نکند این بنده خاص خدا باشد وتوبه کرده باشد وخدا او را بخشیده باشد ولش کرد. هر ی را می گرفت با چنین فرضیات وداوریهائی آزادش می نمود. بالا ه سگی را گرفت وگفت بدتر از این که ریگر نداریم ،رفت میانه ی راه رهایش کرد وگفت شاید در عالم سگی بودنش کاری کرده باشد ؛بالا ه موسی دست خالی پیش خدا رفت. خدا گفت:ای موسی دست خالی آمدی؟ موسی گفت: هرچه گشتم بدتر از خودم پیدا ن . خدا گفت: ای موسی هر آئینه اگر غیر از این کرده بودی از پیغمبری عزل میشدی! خدای من....
سرم به سوی آسمانت تو را طلب می کنم
و بی تابم بی تاب تر از همیشه
سنگین و بی رمق دلم پر می زند و این چهار چوب تنگ را نمی خواهد و بالا را بهانه می گیرد
گله دارم از بندگانت ....
براستی بنده تو می تمواند فراموش کند از کجا آمده و در نهایت به کجا خواهد رفت
می تواند هر چه دلش خواست بگوید هر چه دلش خواست انجام دهد کجای این بند. خدا : بنده ی من! شب 11 رکعت است بخوان. من : خسته ام نمیتوانم. خدا : بنده ی من 2 رکعت شفع بخوان و 1 رکعت وتر. من : خدایا برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا : بنده ی من! قبل از خواب این 3 رکعت را بخوان. من : خدایا 3 رکعت زیاد است. خدا : بنده ی من! فقط 1 رکعت وتر بخوان. من : خدایا امروز خیلی خسته ام راه دیگری ندارد؟ خدا : قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسم. خدا!اون بالا نشسته چمباتمه زده و بندهاش رو که مثل مورچه دارن تو هم وول میخورن نگاه میکنه ،گاهی حوصله اش که سر میره با انگشتش یکی رو له میکنه،گاهی هم یه چوب میگیره سر راهشون و هی میاد مسر راهشون و عوض میکنه و اونقدر به این کارش ادامه میده تا بنده مورچه طفلی خسته میشه و راهش روعوض میکنه !گاهی هم میاد دور یه بنده مورچه با آب دهن دایره میک.