بنده خدا

به نقل از خبرگزاریها در مورد بنده خدا :

با بنده ای همسفر شد موقع صبح، بنده نخوند موقع ظهر و عصر هم، نخوند موقع مغرب و عشاء رسید، بازم بنده بجای نیاورد
موقع خواب به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع شد و تو یک نخوندی میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو ی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟ در جواب گفت. غافل نشویم! خدا: بنده ی من شب بخوان وآن یازده رکعت است. بنده: خدایا خسته ام نمی توانم. خدا: بنده ی من دورکعت شفع ویک رکعت وتر بخوان. بنده:خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا:بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده: خدایا سه رکعت زیاد است. خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگ. بنده درانتخاباتها دخ نمیکنم؛هیچ وقت به مردم نگفته ام ونمیگویم این را انتخاب کنید،آن را انتخاب نکنید.فقط یکجا بنده دخ میکنم و آنجایی است که انی بخواهند درمقابل رأی وانتخاب مردم بِایستند. باید آزادبود که تو امتحانای بزرگ چیزی دست و پات رو نبنده یه حرفه ای خانواده تشکیل نمی ده و خودش رو در بند تعلقات نمی کنه تا نتونن به سبب اونا محدودش کنن یه بنده دست و پاش رو به هر امر خدا می بنده تا آزاد باشه تا نتونن وقت امتحانای بزرگ به سبب اونا محدودش کنن یه حرفه ای و یه بنده هر دو آزادن اما به دو صورت کاملا متضاد خدای من! در این ناامنی و و انفسا، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و تنها به دستاویز امن تو آویخته ام. خدایا! بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد که به تو بنماید و نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد. بنده ای که دستش تهی از طاعت و پشتش خسته از معصیت است. خدایا! می شود که چنین بنده ای را . خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟ خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما شب برایت حساب می کنیم بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خو ده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خو د خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود! خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ خدا: او جز من ی را ندارد...شاید توبه کرد... بنده ی من تو به هنگامی که به می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری. گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟ گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من خدایا منو ببخش که وفادارش بودم خدایا منو ببخش ک تا تنها میشد منو یادش می اومد خدایا ببخش که حرفام همش راست بود خدایا منو ببخش که دستش و گرفتم از حیای دخترونش کم نشه خدایا منو ببخش تو را فراموش کرده بودم خدایا منو ببخش دل ش ته ام خدایا منو ببخش که نمیتونم به هر بگم دوسش دارم ***خدایا منو ببخش که بنده ی بنده ات شدم ***منو ببخش که بنده ی بند. دوستت دارم خدایا........ گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟؟ گفتم خدایادلم را ربودند!گفت پیش از من؟؟ گفتم خدایا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟؟ گفتم خدایا تنها ترینم!گفت پس من؟؟ گفتم خدایا کمک خواستم!گفت از غیر من؟؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من!گفت من توام تو من!! خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.. خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان
بنده: خدایا ! امرو. میگن با بنده ای همسفرشد :



موقع صبح رسید و بنده همچنان در خواب بود و نخواند !



از خواب بلند شد و صبحانه ای خود و به امورات و کارهایش رسیدگی کرد و نهاری نوش جان



تا اینکه زمان ظهر و عصر فرا رسید اما بنده نخواند !



در نهایت زمان مغرب و عشاء فرا رسید و اثری از رکوع و سجود این بنده نبود ...
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم .
خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان .
ب. بنده وظیفه خود دانستم که از زحمات راهنمای عزیزم ((جناب عیسی خانی )) که با کمال صبر و حوصله مزاحمتهای بنده را تحمل می کنند و با نهایت توان خود بنده را راهنمایی میکنن تقدیر و تشکر کنم . امیدوارم همیشه سلامت باشند و آرزوی بهترینها را برای ایشان از خداوند منان دارم . آقای پژمان فر گفتند بنده واجبی را منکر شدم و فتوا دادم بنده کجا این کار را ؟ آقای پژمان فر، شما فتوا دادید و بنده را به ارتداد محکوم کردید. شما دادگاه صحرایی تشکیل دادید در حالی که اینجا مجلس است و صدای ملت از تریبون آن باید شنیده شود. نباید ای را به ارتداد تهدید کرد. از همه همکاران و مراجعین محترم وبلاگ که خاطرات اسارت بنده را خوانده و بنده را مورد لطف قرار داده اند .سپاسگزارم .بله آقایان و خانمها .میدانم و درک تان میکنم که چرا از طریق تلفن همراه و ایمیل با بنده ارتباط دارید.اصلا اشکالی نداره . همین که به بنده و وبلاگ خودتون اعتماد دارید ممنونم.و سوالات شما را با درج مطلب بی نام منتشر خواهم کرد.اط. از همه همکاران و مراجعین محترم وبلاگ که خاطرات اسارت بنده را خوانده و بنده را مورد لطف قرار داده اند .سپاسگزارم .بله آقایان و خانمها .میدانم و درک تان میکنم که چرا از طریق تلفن همراه و ایمیل با بنده ارتباط دارید.اصلا اشکالی نداره . همین که به بنده و وبلاگ خودتون اعتماد دارید ممنونم.و سوالات شما را با درج مطلب بی نام منتشر خواهم کرد.اط. تدبیر کند بنده و تقدیر نداند...البته منِ بنده که غلط تدبیر کنم! خ که تو باشی و اون بالایی هم که جواب آدم رو نمیدی که آدم بفهمه چه خاکی تو سرش کنه! نیاش بنده و خدا خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا. خدایا....... خداجون ترو به حق این ماه محرم و صفر که دیگه ا اشه به حق عزیزایی که این دوماه مظلومانه شهید شدن قسمت میدم خدایا خودت کار هیچکیو گیر بنده هات ننداز مخصوصا نذار دل ادم پیش یه بنده بی رحم و بی احساست گیر بیوفته که هرجور دلش بخواد اون دلو نابود کنه.................... خدایا بنده هات بدجور دلمو ش تن تکلیف این دل ش ته بی قرارو خودت روشن کن ی. خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ میخوای حس و حال خدارو درک کنی؟ میخوای خودتو بذاری جای خدا؟ به ی محبت کن که خیلی بهت مدیونه اما قدر زحماتتو نمیدونه و چشماشو میبنده و رد میشه اونوقت تو نادیده بگیر و همینطور بازم بهش محبت کن... میتونی؟
شدنیه مثل یک مادر که به فرزندش عشق میورزه اما گاهی بعضی از بچه ها قدر نمیدونن و با کمال حق به جانب بودن مادرو فراموش میکنن
خدا هم . ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ! ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ . ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷب ﻭ ﯾﮏ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ . ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ … ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻓ. گالری ع های مذهبی - اماکن مقدس
از صادق علیه السلام سوال شد:
یابن رسول الله ! بنده در چه ساعتى از شبانه روز به خدا نزدیک است ؟ و خداوند در چه موقعى به بنده اش نزدیک است ؟
فرمود:
هنگامى که بنده اى در دل شب از خواب بر مى خیزد و وضو مى سازد و به و دعا مى ایستد و با خالق خویش به راز و نیاز مى پردازد، در آن حال است که از عرش خداوند ندا مى رسد که اى بنده من ! تو پروردگار خود را مى خوانى ، همانا احسان و هدیه و عنایت الهى از آسمان بر تو مى بارد، در حالى که فرشتگان خدا گرداگرد تو را فرا گرفته اند. اگر مى دانستى که با چه ى به راز و نیاز مشغول هستى ، از دست نمى کشیدى و از سیر نمى شدى . منبع:http://www.mazhabi.ir/ با عرض سلام و ادب و احترام به همه دوستان ورودی جدید قبولی شما دوستان رو من به همراه دوستانم به شما تبریک عرض میکنیم. میتونید از طریق ایمیل با بنده یا دوستانم در تماس باشید اگر سوالی دارید.( آقای شریفی من پیغامتون رو دریافت ,خوش امدید به .میتونید به بنده ایمیل برنید تا سو ونو جواب بدم) ایمیل بنده: [email protected] بنده هیچ وقت در انتخابات دخ نمی کنم و حتی نمی گویم به چه ی رای بدهند؛ تنها در یک جا دخ می کنم آن هم وقتی ست که عده ای بخواهند جلوی رای مردم بایستند و رای آنها را بشکنند. رحیم پور ازغدی گفت: بنده زمان استعفا ندادم، من زمان استعفا دادم. بحث بنده، و جناحی نبوده، من با آقای چند بار در شورا درگیر شدم. بعد هم آمدم بیرون استعفا دادم. بعد هم ی تشخیص دادند دوباره باید باشیم. روزی در فکر شهادت می زیستیم ، اما غافل از اینکه گناهانمان آن چنان سنگین است که روز به روز ما را در منجلاب پوچی و تباهی می کشاند و خدا بنده اش را نا امید نمی کند اما بنده نمی داند که تنها نیست و با خود کلنجار می رود که زیستن چه معنا دارد خدایا تو خود می دانی که من بنده ای غافل هستم و فقط به امید نگاه تو نفس می کشم خدا ، به غفلتم نگاه نکن ، . ۱. یکی دلش به صد دل بنده.......... ۲.یکی صد دل, به یه دل می بنده......... ۳.یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا ا پایبنده......... ۴. یکی نمی دونه دلش به کی بنده........... ۵.یکی هر بار به یکی دل می بنده.......... ۶. یکی دل می بنده که بخنده......... ۷. یکی هم دلش آکبنده , مونده به کی دل ببنده............ ۸. یکی هم دلش ش ته و منتظره یه بنده........... حالا تو دلت شماره چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. خدا : بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده : خدایا ! خسته ام! نمی توانم. خدا : بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم… خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده : خدایا سه رکعت زیاد است. خدا : بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده : خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه د. بنام حضرت عشق بنام خ که عشق و محبت رو میذاره تودل بنده هاشو، ا سر فقط داغش میمونه.. امروز دلم پره پرم از بغض.بغضی که گلوم رو گرفته نمیذاره نفسم بالا بیاد... میبینی خدا،بنده ت رو خوب میبینی؟یک شبانه روز چشمش از اشک خشک نشده،اصلا منو میبینی من بنده ت هستم؟ ب خودت قسم شک دارم که بنده ت باشم.... از حالم باخبری خودت.از حال روحیم از حال جسمیم.م. سلام خدا سی و چهار پیش توی همین ماه رمضون که خیلی از بنده هات خیلی این ماه رو دوست دارن من به دنیا اومدم چون تو خواستی چون دوستم داشتی و عاشق بنده هاتی اما من یه بنده ی گنا ار و ناشکر تو هستم چون هر وقتی از هرجا کم اوردم ناشکری یاد نگرفتم که هرچی تو میدی رحمته هرچه نمیدی مصلحته اما یه وقتایی که ادم از همه چیز و از همه جا کم میاره از خدا د. «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. اولین دعوت به همکاری بنده از سوی اتحادیه تاسیسات مکانیک ساختمان شیراز،در آبانماه 1391 صورت گرفت. از بنده دعوت شد که در کمیسیون شکایات جهت رسیدگی به شکایات احتمالی مرتبط با فروشندگان تصفیه آب با اتحادیه همکاری کنم. حقیقتا انتظار داشتم که یا در بخش فنی ویا در بخش بازرسی از من استفاده کنند. در ابتدا به هیچ وجه در مورد مسئولیت محوله توجی. عضو فعلی شورای ی شهر تهران با بیان اینکه بنده هیچ مشکلی نداشتم و به همین دلیل، صلاحیت بنده در هیئت اجرایی تأیید شد، گفت: اما گویا شبهه ای که مدت هاست گریبان گیر ماست باز هم دردسر ساز شده است. خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا! خسته ام! نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
بنده: خدایا! سه رکعت زیاد است.
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا! امروز خیلی . دانشجویانی که با بنده درس دارند دقت نمایند برنامه کلاسهای بنده در ترم جاری به قرار زیر است: چهارشنبه ساعت ۹:۳۰ الی ۱۳:۰۰ ----معماری پیشرفته چهارشنبه ساعت ۱۴:۰۰ الی ۱۸ ---- سیستم مطمین پنچشنبه ساعت ۸:۰۰ الی ۱۲:۰۰-----معماری پیشرفته عضو شورای شهر گفت: صحبتى با بنده در مورد حضور در لیست جبهه مردمى نشده است و بنده امیدوارم در لیستى که مدنظر خودم است قرار بگیرم. چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. کوره غوغو شه خدا ور واتشه
چرا اشته بنده چمه صصی خش ندارن
خدا واته
اشته اواز بوی دیل کنده ده
چمه بنده عاشق دیل دووسنه
دیل دووسه و دیل کنده قشنگترین کار دنیایه
اما ت بخون
ک اشتع اواز حیقته
حیقتی مزه نی تله (جغد رفت نزد خدا.گفت چرا بندگانت اوازم را دوست ندارن.خدا گفت اواز تو بوی دل کندن میدهد.بنده های من عاشق د. سلام... بنده بعد از 34 سال عمری که از خدا گرفتم تازگیا به این نتیجه رسیدم که در زندگی چیزهای مهمتری از آرامش , صبوری, متانت, گذشت, هزار بار گذشت البته, هی به روی خودت نیاوردن, هی و هی و هی وجود دارد و آن همانا جفتک پراندن است. بله...بنده به این نتیجه رسیدم که خدا این قابلیت رو در وجود ما نهادینه کرده که ازش استفاده کنیم اما خب هستن بنده های ن. طرف سوار تا ی بوده ... بعد از مدتی یکی پیاده میشه و درو محکم می بنده ...راننده میگه : بی شعور ... یه کمی جلوتر یه نفر دیگه پیاده میشه و باز در و محکم می بنده بازم راننده میگه : بی شعور ... نوبت به غضنفر میرسه با دقت در و آهسته می بنده می بینه راننده داره نگاش می کنه بهش می گه :چیه ... باشعور ندیدی؟ رازی از خلقت خدا بنده اش را که آفریده بنده اش را خیلی دوست داشته، عاشق بنده اش بوده به تعبیر سجاد علیه السلام در اولین دعای صحیفه سجادیه می فرماید: و بعثهم فی سبیل محبته ... خدا بنده اش را که خلق کرد در طریق محبت خود برانگیخت. وچون بنده اش را دوست داشت ، عاشقش بود به بنده اش گفت: بنده من، من تو را خلق کرده ام و آفریده ام و به همه خواسته ها. محمد شریفی مقدم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: در حدود 300 نفر از پرستاران بیمارستان (ه) تهران صبحامروز با حضور در محوطه بیمارستان، نسبت به برخی اقدامات علیه جامعه پرستاری اعتراض د. وی با اشاره به اینکه اعتراض پرستاران در راستای حکم بازنشستگی بوده که به بنده ابلاغ شده است، افزود: با توجه به اینکه بنده به عنوان جامعه پرستاری، خوا. خدا : بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است .
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم .
خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! امر. ما داشتیم توپ رو شوت میکردیم که یک هو حس خوبی بهم دست داد حس پرواز و پس از دو ثانیه لذت بردن فرود ناقص کردیم و خنده ای همراه با گریه اوردیم و پس از تحقیقات پاهای نردبان بنده به تور گیر کرده بوده الان بنده در درد پیچیده ایم و غوطه میخوریم! سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب گفت: حرف هایی که گوشه و کنار درباره ک داتوری بنده زده می شود، همه دروغ محض است و اعضای هیات موسس نباید ک دای انتخابات باشند. پیر شدن دلیلی بر این نیست که طرف واقعا بزرگ و انسان شده باشه، اطرافمون پرن از پیرهایی که هنوز بچه ان. خدا به بنده هاش میگه: ای بنده ی من، تو هر چقدر حیله گر باشی من، از تو حیله گرترم... روح باید بزرگ بشه ... خداهیچوقت بنده هاشو به حال خودش رهانمیکنه. بنده هاصبرندارند وگرنه خدا به وقتش اون چیزیو بهت میده که قبلا آرزوشوداشتی (شوهرم پولش جورشد خداروشکر مشکلشوخودش حل کرد به منم گفت هیچ وقت دوست ندارم حرص بخوری) خدایاشکرت بابت همه چیز