بنده خدا

به نقل از خبرگزاریها در مورد بنده خدا :

با بنده ای همسفر شد موقع صبح، بنده نخوند موقع ظهر و عصر هم، نخوند موقع مغرب و عشاء رسید، بازم بنده بجای نیاورد
موقع خواب به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع شد و تو یک نخوندی میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو ی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟ در جواب گفت. غافل نشویم! خدا: بنده ی من شب بخوان وآن یازده رکعت است. بنده: خدایا خسته ام نمی توانم. خدا: بنده ی من دورکعت شفع ویک رکعت وتر بخوان. بنده:خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا:بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده: خدایا سه رکعت زیاد است. خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگ. بنده درانتخاباتها دخ نمیکنم؛هیچ وقت به مردم نگفته ام ونمیگویم این را انتخاب کنید،آن را انتخاب نکنید.فقط یکجا بنده دخ میکنم و آنجایی است که انی بخواهند درمقابل رأی وانتخاب مردم بِایستند. باید آزادبود که تو امتحانای بزرگ چیزی دست و پات رو نبنده یه حرفه ای خانواده تشکیل نمی ده و خودش رو در بند تعلقات نمی کنه تا نتونن به سبب اونا محدودش کنن یه بنده دست و پاش رو به هر امر خدا می بنده تا آزاد باشه تا نتونن وقت امتحانای بزرگ به سبب اونا محدودش کنن یه حرفه ای و یه بنده هر دو آزادن اما به دو صورت کاملا متضاد خدای من! در این ناامنی و و انفسا، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و تنها به دستاویز امن تو آویخته ام. خدایا! بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد که به تو بنماید و نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد. بنده ای که دستش تهی از طاعت و پشتش خسته از معصیت است. خدایا! می شود که چنین بنده ای را . خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟ خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما شب برایت حساب می کنیم بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خو ده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خو د خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود! خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ خدا: او جز من ی را ندارد...شاید توبه کرد... بنده ی من تو به هنگامی که به می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری. گفتم:خدایا از همه دلگیرم گفت:حتی من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری؟ گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟ گفتم:خدایا کمک خواستم. گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم. گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من خدایا منو ببخش که وفادارش بودم خدایا منو ببخش ک تا تنها میشد منو یادش می اومد خدایا ببخش که حرفام همش راست بود خدایا منو ببخش که دستش و گرفتم از حیای دخترونش کم نشه خدایا منو ببخش تو را فراموش کرده بودم خدایا منو ببخش دل ش ته ام خدایا منو ببخش که نمیتونم به هر بگم دوسش دارم ***خدایا منو ببخش که بنده ی بنده ات شدم ***منو ببخش که بنده ی بند. دوستت دارم خدایا........ گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟؟ گفتم خدایادلم را ربودند!گفت پیش از من؟؟ گفتم خدایا چقدر دوری؟گفت تو یا من؟؟ گفتم خدایا تنها ترینم!گفت پس من؟؟ گفتم خدایا کمک خواستم!گفت از غیر من؟؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت بیش از من؟؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من!گفت من توام تو من!! خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.. خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم…

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان
بنده: خدایا ! امرو. میگن با بنده ای همسفرشد :



موقع صبح رسید و بنده همچنان در خواب بود و نخواند !



از خواب بلند شد و صبحانه ای خود و به امورات و کارهایش رسیدگی کرد و نهاری نوش جان



تا اینکه زمان ظهر و عصر فرا رسید اما بنده نخواند !



در نهایت زمان مغرب و عشاء فرا رسید و اثری از رکوع و سجود این بنده نبود ...
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم .
خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان .
ب. بنده وظیفه خود دانستم که از زحمات راهنمای عزیزم ((جناب عیسی خانی )) که با کمال صبر و حوصله مزاحمتهای بنده را تحمل می کنند و با نهایت توان خود بنده را راهنمایی میکنن تقدیر و تشکر کنم . امیدوارم همیشه سلامت باشند و آرزوی بهترینها را برای ایشان از خداوند منان دارم . آقای پژمان فر گفتند بنده واجبی را منکر شدم و فتوا دادم بنده کجا این کار را ؟ آقای پژمان فر، شما فتوا دادید و بنده را به ارتداد محکوم کردید. شما دادگاه صحرایی تشکیل دادید در حالی که اینجا مجلس است و صدای ملت از تریبون آن باید شنیده شود. نباید ای را به ارتداد تهدید کرد. از همه همکاران و مراجعین محترم وبلاگ که خاطرات اسارت بنده را خوانده و بنده را مورد لطف قرار داده اند .سپاسگزارم .بله آقایان و خانمها .میدانم و درک تان میکنم که چرا از طریق تلفن همراه و ایمیل با بنده ارتباط دارید.اصلا اشکالی نداره . همین که به بنده و وبلاگ خودتون اعتماد دارید ممنونم.و سوالات شما را با درج مطلب بی نام منتشر خواهم کرد.اط. از همه همکاران و مراجعین محترم وبلاگ که خاطرات اسارت بنده را خوانده و بنده را مورد لطف قرار داده اند .سپاسگزارم .بله آقایان و خانمها .میدانم و درک تان میکنم که چرا از طریق تلفن همراه و ایمیل با بنده ارتباط دارید.اصلا اشکالی نداره . همین که به بنده و وبلاگ خودتون اعتماد دارید ممنونم.و سوالات شما را با درج مطلب بی نام منتشر خواهم کرد.اط. تدبیر کند بنده و تقدیر نداند...البته منِ بنده که غلط تدبیر کنم! خ که تو باشی و اون بالایی هم که جواب آدم رو نمیدی که آدم بفهمه چه خاکی تو سرش کنه! نیاش بنده و خدا خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا. خدایا....... خداجون ترو به حق این ماه محرم و صفر که دیگه ا اشه به حق عزیزایی که این دوماه مظلومانه شهید شدن قسمت میدم خدایا خودت کار هیچکیو گیر بنده هات ننداز مخصوصا نذار دل ادم پیش یه بنده بی رحم و بی احساست گیر بیوفته که هرجور دلش بخواد اون دلو نابود کنه.................... خدایا بنده هات بدجور دلمو ش تن تکلیف این دل ش ته بی قرارو خودت روشن کن ی. خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ خدایا بر این بنده ذلیل و ناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن. بنده ای که نه آن دارد به تو بنماید و نه زبان انکه از تو عذر بخواهد ، بنده ای که دستش تهی از اطاعت و پشتش خسته معصیت است .خدایا میشود که چنین بنده ای را دست محبتت بر سرش کشی؟ و سایه خ بر سرش بگستری ؟ میخوای حس و حال خدارو درک کنی؟ میخوای خودتو بذاری جای خدا؟ به ی محبت کن که خیلی بهت مدیونه اما قدر زحماتتو نمیدونه و چشماشو میبنده و رد میشه اونوقت تو نادیده بگیر و همینطور بازم بهش محبت کن... میتونی؟
شدنیه مثل یک مادر که به فرزندش عشق میورزه اما گاهی بعضی از بچه ها قدر نمیدونن و با کمال حق به جانب بودن مادرو فراموش میکنن
خدا هم . ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ! ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ . ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷب ﻭ ﯾﮏ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ . ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ … ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻓ. گالری ع های مذهبی - اماکن مقدس
از صادق علیه السلام سوال شد:
یابن رسول الله ! بنده در چه ساعتى از شبانه روز به خدا نزدیک است ؟ و خداوند در چه موقعى به بنده اش نزدیک است ؟
فرمود:
هنگامى که بنده اى در دل شب از خواب بر مى خیزد و وضو مى سازد و به و دعا مى ایستد و با خالق خویش به راز و نیاز مى پردازد، در آن حال است که از عرش خداوند ندا مى رسد که اى بنده من ! تو پروردگار خود را مى خوانى ، همانا احسان و هدیه و عنایت الهى از آسمان بر تو مى بارد، در حالى که فرشتگان خدا گرداگرد تو را فرا گرفته اند. اگر مى دانستى که با چه ى به راز و نیاز مشغول هستى ، از دست نمى کشیدى و از سیر نمى شدى . منبع:http://www.mazhabi.ir/
یه بنده خ به یه بنده خ گفته دخترا همه مثل همن و پسرا اگه بخوان خیلی راحت می تونن مخشون رو بزنن. بنده خدا هم عصبانی عصبانی جواب داده نخیر، هیچم اینطور نیست. بنده خدا هم گفته مثال نقض بیار. بنده خدا خودش رو مثال زده و گفته تازه اگه منم نباشم یه تسنیم نامی هست که اگه خودتو جلوش بکشی هم بهت نگاه نمی کنه! بعد این دو بنده خدا با هم شرط بستن . المومنین علیه السلام در خطبه 214 نهج البلاغه سخنی در باب حق ایراد فرموده اند که با توجه به جملات ابت آن سوالاتی ذهن آدمی را به خود مشغول می دارد، از آن جمله، آیا بنده نسبت به خدا حقی دارد؟ حق بنده بر خدا چه می تواند باشد؟ ادامه مطلب... سخنگوی فرا یون امید مجلس در واکنش به تذکر روز گذشته مردم مشهد گفت: آقای پژمان فر گفتید بنده واجبی را منکر شدم و فتوا دادم. بنده کجا واجبی را منکر شدم و فتوا دادم. شما فتوا دادید و بنده را در خانه ملت به ارتداد محکوم کردید. روزی در فکر شهادت می زیستیم ، اما غافل از اینکه گناهانمان آن چنان سنگین است که روز به روز ما را در منجلاب پوچی و تباهی می کشاند و خدا بنده اش را نا امید نمی کند اما بنده نمی داند که تنها نیست و با خود کلنجار می رود که زیستن چه معنا دارد خدایا تو خود می دانی که من بنده ای غافل هستم و فقط به امید نگاه تو نفس می کشم خدا ، به غفلتم نگاه نکن ، . خدا: بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است.
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان.
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته . ۱. یکی دلش به صد دل بنده.......... ۲.یکی صد دل, به یه دل می بنده......... ۳.یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا ا پایبنده......... ۴. یکی نمی دونه دلش به کی بنده........... ۵.یکی هر بار به یکی دل می بنده.......... ۶. یکی دل می بنده که بخنده......... ۷. یکی هم دلش آکبنده , مونده به کی دل ببنده............ ۸. یکی هم دلش ش ته و منتظره یه بنده........... حالا تو دلت شماره چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

313labbayk سید علی : بنده در انتخابات ها دخ نمی کنم سید علی : بنده در انتخابات ها دخ نمی کنم دخ , ها , انتخابات , در , بنده ,
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p با سلام ادامه تقریرات مباحث اصولی درایتی جهت استفاده گذاشته می شودلازم به تذکر است که این نوشته ها برداشت بنده از فرمایشات گرامی بوده و گرچه در مباحثه تصحیحاتی صورت گرفته اما ممکن است بنده درست متوجه نشده باشملذا مطالب نا صحیح به بنده انتساب پیدا می کند نه محترممطالب را در ادامه مطالب ببینید: «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. «یک گفتگوی خواندنی» خدا: بنده من! یازده رکعت شب بخون. بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟ خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت شفع و یک رکعت وتر رو بخون بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم. خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخو بخون و بعد بخواب بنده: آخه سه رکعت هم زیاده خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون بنده: آخه امروز خ. سلام ..دوست ندارید مطالعه نکنید... حیف رفتار وبرخوردم بایستی قرآنی باشه ولی بنده بلدم عین خودتون برخورد کنم... رفتن بنده بخاطر رفتار و برخورد امثال شماست...یک بعد وبلاگ میشه دوست نداره ذره از طریق بنده به وکشور خطری وارد بشه..دو بعد هم هر بار دلیلی اصلی رو هم با اینکه لازم نبوده گفتم...سه... . . .بازهم جواب میخواهید؟؟؟ طرف در مقابل خدا گناه. سلام ..دوست ندارید مطالعه نکنید... حیف رفتار وبرخوردم بایستی قرآنی باشه والا بنده بلدم عین خودتون برخورد کنم... رفتن بنده بخاطر رفتار و برخورد امثال شماست...یک بعد وبلاگ میشه دوست نداره ذره از طریق بنده به وکشور خطری وارد بشه..دو بعد هم هر بار دلیلی اصلی رو هم با اینکه لازم نبوده گفتم...سه... . . .بازهم جواب میخواهید؟؟؟ طرف در مقابل خدا گنا. عشق خدا به بنده هاش با تمام عشق ها متفاوتهیه وقتهایی دلت از زمین و زمان گرفته با هر ی هم درد و دل میکنی آ ش پشیمون میشی بعد شیطون میگه به این یکی بگو اون بلد نبود آرومت کنه بازم پشیمون میشی ته ته ته دلت میدونی وقتشه بری با خدا حرف بزنی اما مقاومت میکنی میرسه به جایی که علاوه بر اینکه دلت گرفته از تحلیل های اشتباه اونایی که باهاشون درد . به نام حضرت دوست بهترین راه جنگیدن، دستور دادن و دستور پذیرفتنه به خودت، به نفس ت، به اعضاء و جوارح و جوانح ت دستور بده و همیشه پذیرای دستورات الهی(و ما یتعلق به) باش! بدون که هیچ اختیاری از خودت نداری! مومن از خودش اختیاری نداره...(منظورم این نیست که اختیار نداره، منظورم اینه که اختیار نداره :)) ) ما همه هیچیم و هیچ نیست جز او وحده لا ال. عشق خدا به بنده هاش با تمام عشق ها متفاوتهیه وقتهایی دلت از زمین و زمان گرفته با هر ی هم درد و دل میکنی آ ش پشیمون میشی بعد شیطون میگه به این یکی بگو اون بلد نبود آرومت کنه بازم پشیمون میشی ته ته ته دلت میدونی وقتشه بری با خدا حرف بزنی اما مقاومت میکنی میرسه به جایی که علاوه بر اینکه دلت گرفته از تحلیل های اشتباه اونایی که باهاشون درد . چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. چند روز پیش شکرنامه ای در این صفحه نوشتم و طیّ آن از خداوند بزرگ تشکّر که با قدرت نمایی خویش، حقایق دیگری را- از برخی امور و افراد- برای این بنده بازنمود. پس از درج آن مطلب، بسیاری از دوستان با نوشتن نظرات خود با بنده همراهی د. بنده نیز از آنجا که نمی خواستم هیچ فردی به دلیل نوشتن نظر در پای آن صفحه دچار مشکل شود، هیچ کدام از آن نظرات را. «متاسفانه کار اینها تکذیب است، مگر بنده کارخانه تولید خبر کذب دارم؟ بنده ۴۰ سال است که برای مردم حرف می زنم و آنها حرف من را میشنوند.» خدا بنده ی خویش را گوید : ای بنده!دنیا و آ ت هر دو محل عبورند و نظر زندان دنیا و آ ت است . هر گاه به چهره ی زیبایی نظر افکنی،نگاه تو،تو را زندانی میکند و بنده ی او میسازد و دنیا و آ ت تو را تباه می گرداند . نظرباز همراه و همراز من نیست ،چرا که پراکنده است و از من شنوایی ندارد . ای بنده!دیده را با قلب خود مهار کن وگرنه هرگز نتوانی از آن نگاهب. خدمت خوانندگان عزیز «ویرگول» عارضم که بنده قصد نداشتم مواضعم رو برای جهانیان عیان کنم ولی سوالات مخاطبان عزیز که نگران وضعیت بنده بودند، مجبورم کرد خودم رو مکشوف الموضع کنم و به شایعات پایان بدم. راشد انصاری بعد از آن که از ولایـت عـازم تهران شدم
بنده تا یران شدم
ساده بـودم آن اوایل، تازگـی شدم
بنده تا یران شدم

باوجود ِ نرگس و نسرین و نوشین و نگار
باکمال افتخار:
عاشق ِ گاز و کلاچ و دنده و فرمان شدم!
بنده تا یران شدم

در خیابان نزد من فرقی ندارد مرد و زن
چه حسن،چه نسترن!
آن چه در جوانی، در پی ِ جبر. خدا = بنده ی من شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده = خدایا خسته ام نمی توانم. خدا = بنده ی من دو رکعت شفع و یک رکعت وتر بخوان. بنده = خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا = بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. بنده = خدایا سه رکعت زیاد است. خدا = بنده ی من فقط یک رکعت وتر بخوان. بنده = خدایا امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ن. زندگی به یک تف بنده، این و وقتی امروز تومترو بهم خبر دادن آقاجون فوت شده فهمیدم، دارم پوست میندازم تو غربت نمیتونم برم ایران، بااحتیاط رو قلب هم برونید وتکرارکنید هرروز، زندگی به یک تف بنده. از سجّاد (ع) روایت شده که فرمود: خداوند به موسی فرمود: ای موسی! می دانی اگر بنده ای از بندگان من گناهانش چنان بزرگ باشد که به آسمان ها برسد، اگر به سوی من بیاید او را می بخشم و این کار برایم مهم نیست؟ موسی عرض کرد: خداوندا! چگونه او را می بخشی؟ خداوند فرمود: به واسطه ی یک خصلت خوبی که در بنده ی من باشد. محبوب ترین خصلت در نزد من این است که به مؤمنان فقیر محبت کند و با آن ها همکاری نماید و خود را با آن ها ی ان بداند و به آن ها ف نفروشد. وقتی که این کارها را کرد من همه ی آن گناهانش را می بخشم. ای موسی! بدان که ف ، ردای من و کبریایی، پیراهن من است. هر در این دو چیز با من به جنگ برخیزد، من با آتش جهنّم او را عذاب می دهم، ای موسی! یکی از بزرگی جل من این است که اگر بنده ای که من به وی مال دنیا را داده ام، بنده ی مؤمن و فقیر مرا که از مال دنیا دستش کوتاه است اکرام و احسان کند، من آن بنده ی ثروتمند را دوست می دارم. ولی اگر آن بنده ی ثروتمند به آن بنده ی فقیر تکبّر نماید، او به جلال من توهین کرده است. حدیث قدسی ما داشتیم توپ رو شوت میکردیم که یک هو حس خوبی بهم دست داد حس پرواز و پس از دو ثانیه لذت بردن فرود ناقص کردیم و خنده ای همراه با گریه اوردیم و پس از تحقیقات پاهای نردبان بنده به تور گیر کرده بوده الان بنده در درد پیچیده ایم و غوطه میخوریم! پیر شدن دلیلی بر این نیست که طرف واقعا بزرگ و انسان شده باشه، اطرافمون پرن از پیرهایی که هنوز بچه ان. خدا به بنده هاش میگه: ای بنده ی من، تو هر چقدر حیله گر باشی من، از تو حیله گرترم... روح باید بزرگ بشه ...