بهم میرسیم

به نقل از خبرگزاریها در مورد بهم میرسیم : این یه حقیقت کوچیکه واسه اونایی که میخوان زندگیشونو 100درصد بسازن!اگه حروف انگلیسی یعنی abcdefghijklmnopqrstuvwxyzبرتبر باشه با شماره هر عدد یعنی1234567891011121314151617181920212223242526یعنی چیزی مث حروف ابجد رو درمورد حروف انگلیسی هم رعایت کنیم و برای هر حرف شماره همون حرفو در نظر بگیریم وبا هم جمع بزنیم به جاهای جالبی میرسیم!!مثلا واژه hard work به معنی تلاش سخت . [ab - eb - bbm - fm] 2 fm eb db bbm cm ab fm گذشته ها رو دوره کن روزای خوبمون گذشت ... یه شب از اون شبای خوب چرا دوباره برنگشت fm cm ab eb db bbm cm ab fm تمومِ خاطراتِ تو گذشته با مرور من ... بدون تو به شب رسید روزای سوتو کورِ من ، روزای سوتو کورِ من fm cm eb - db -db - cm eb bbm db fm (بازم تو خوابِ من با من قدم بزن آرومو سر به زیر ... میمیرم از غمو بیخود سراغمو از آدما نگیر) 2 [ab - eb - bbm -. کنارم خیلی ها هستن... اما...
دلم بیش تو ارومه... کفت ج ه ای؟؟کفتم حال خودت رو میبرسی؟من سرابا توام. یاد سهراب بخیر...تالحظه خاموشی کفت...تومرا یادکنی یانکنی باورت کربشود کرنشود حرفی نیست..امانفسم می د درهواییکه نفس های تونیست..

روزها میان و میرن... گاهی احساس می کنم توی قطاری هستم که دارم از دورنش به بیرون نگاه می کنم و این منظره بیرون فقط یک منظره نیست، اتفاقاته...حوادثه...و همونطوری که وقتی به جای سرد میرسیم سردمون میشه و به جای گرم، گرم... وقتی به اتفاقات خوب میرسیم خوشحالیم و به اتفاقات بد، بدحال... نمی دونم اتفاقاتی که بیرون می بینم جبره؟ انگار قطاری که سوا. بین رنج و ملال پیوسته در آمد و شدیم. یک نمودار سینوسی. رنج ، ملال، رنج، ملال، رنج، ملال. مدت ها رنج میکشیم برای پرداخت یک وام تا آنچه را میخواهیم ب یم و مدت ها ملال وجودمان را مشغول این میکند که از همان حاصل دست رنجمان خسته شده ایم. مستهلک شده. سر ناسازگاری دارد. باید عوضش کنیم. مرحله ی اول رنج است و آخِر ملال. ما به آخِر میرسیم. همیشه به آخِری آخَر میرسیم. باید جایگزینشان کنیم با یکی بهتر. خانه هایمان را، ماشین هایمان، لپ تاپ هایمان، موبایل هایمان و هرچه را که داریم حذف میکنیم و جایگزین میکنیم. ما در رنج و ملالیم. از حذف آدم ها از زندگیتان نترسید. میشود یک آدم بهتر را جایگزینش کرد، همانطور که میشود همه ی آنچه وجود دارد را با بهترش جایگزین کرد. ملال ماندنشان ارزشی ندارد. ملال ماندنشان هیچ ارزشی ندارد. نهراسید از نبودنشان. کنارم خیلی ها هستن... اما...
دلم پیش تو ارومه... گفت جگونه ای؟؟گفتم حال خودت رو میپرسی؟من سراپا توام. یاد سهراب بخیر...تالحظه خاموشی گفت...تومرا یادکنی یانکنی باورت گربشود گرنشود حرفی نیست..امانفسم میگیرد درهواییکه نفس های تونیست..


گذشته ها رو دوره کن
روزای خوبمون گذشت
یه شب از اون شبای خوب
چرا دوباره بر نگشت
تموم خاطرات تو
گذشته و مرورمن
بدون تو به شب رسید
روزای سوت و کور من
روزای سوت و کور من
بازم تو خواب من، با من قدم بزن ،آروم و سر به زیر
میمیرم از غمو، بیخود سراغمو، از آدما نگیر

دوباره بی قراریا
دوباره گریه های . نمیدونم چرا هروقت به هم میرسیم دعوامون میشه نمیدونم ولی اینم زیاد خوب نیس.خدا کنه بعدی این قدر خوب باشه که جامو پر کنه کاشکی اون حرفارو نمیگفتی کاشکی چون اگه نمیگفتی میتونستم برگردم اما دیگه نمیشه..دوست دارم مراقب خودت باش. کنارم خیلی ها هستن... اما...
دلم پیش تو ارومه... گفت جگونه ای؟؟گفتم حال خودت رو میپرسی؟من سراپا توام. . . . یاد سهراب بخیر...تالحظه خاموشی گفت...تومرا یادکنی یانکنی باورت گربشود گرنشود حرفی نیست..امانفسم میگیرد درهواییکه نفس های تونیست.. . .


در هنگام سفر در مسیر حاده به مکانهای میرسیم که جذ ت بیشتری دارد لذا از این مکانها ع هایی تهییه که با همه گردشگران به اشتراک میگذارم. مسیر جاده کلات اسان رضوی مشهد به کلات . مسیر اشنویه کردستان مسیر ارومیه کنار دریا وحاده lمسیر حاده آستارا به اردبیل منطقه جیران مسیر جاده دوهزار تنکابن مسیر جنگل گلستان مشهد به گرگان گرگان به ترکمن صحرا سرعین اردبیل مسیر آلوارس بیله سوار به اردبیل دریاچه ارومیه مسیر کنار دریا مسیر گردنه حیران استارا به اردبیل در مسیر سفر به مکانهایی میرسیم که بسیار زیبا هستند . حتما دقایقی را توقف کنیم و پس از استراحت چندتا ع ی هم بگیرید لطفافکرخودتان راباخفاش شب دیدن درگیرنکنیدخانم ها ودختراناین ماجراشایعه بیش نیست وفقط برای ترساندن دختران وخانم ها این ماجرای مس ه رادرست کرده اندفقط دوتاماجرابود که مرگ ومیربود واین هم به خاطراینکه مشکل خانوادگی داشتند همدیگرراکشته بودندهمین پس به این نتیجه میرسیم که خفاش شبی وجودنداردواین هاشایعه ای بیش نیستندلطفابه اشترا. یادمان باشد به حرمت ناچیزترین لحظه های خوب هنگامى که به بن بست میرسیم وقت جدایى طبعمان آنقدر بزرگ باشد که همدیگر را به لجن نکشیم! یادمان باشد هر چه بودیم انتخاب هم بودیم #تفتی خانومه من سلام. اومدم اینجا بگم که خیلی دوووووست دارم نفسه من خانومی قول بهت میدم که زوده زودبهم میرسیم عمرم روزای خوشبختیمون نزدیکه دیگه راحت میشیم همیشه توبغل همیم خیلی عاشقتم نفسم بوووس نفسه من دوووست دارم یادت نره رضاعاشقته ب دستخط بچگی هامو بردم داروخونه،دو بسته قرص سردرد بهم داد آخی..... قربون بچگی هام بشم بودما!!!!!! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------این مجریا تلویزیون رو دیدی آ برنامه می گن: هفته دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشید ؟ خب اخه اگه هفتهی دیگه همین موقع بیایم که آ برنامه میرسیم دانشمند !!!!!!!!!. شنبه ها خوب نیست نه به خاطر روز اول هفته بودن بلکه فقط و فقط به خاطر اولین روز هفته بودن اوروپایی ها چنین حسی رو به ۲شنبه دارن ما به شنبه خلاصه که اومدن سر کار حتی اگر تا هر زمانی که دلت خواسته خو ده باشی هم بازم ناراحت کننده است. در نهایت میرسیم به این نقطه که شنبه حتی به طور کاملی است سلام چطورین خوبین.. منم بدنیسم بعد مدت ها دارم مینویسم! خب تو این چند مدت که نبودم اتفاقاتی افتاد از جمله امتحانا تموم شد کارنامه گرفتیم فردا هم وا دارم برا اول دبیرستان میخام برم یه حس قشنگی بهم دست داده!!!!!! امیدوارم همه موفق باشن! خب بعد کارنامه میرسیم به داداشمو پسر عموم این دوتا هم از بیمارستان مرخص شدن و داداشیم فعلانه پلاتین ها. به این نتیجه میرسیم که رفته رفته فرصت های تیم ها برای برگشتن وشانس قهرمانی پیدا کمتر وکمتر می شود .تراکتور سازی با این برد عالی ،استقلالی ها را برای دوم شدن کم امید کرد وذوب آهن را دور از جرگه مدعیان وخلاصه مهم ترین نکته را که حفظ رقابت قهرمانی در کنار پرسپولیس بود را زنده نگه داشت که این عامل ،در واقع حفظ جذ ت در مسابقات فوتبال لیگ ب. با افلاطون به اختلاف نظر کم کم داریم میرسیم -___- ازش توقع نداشتم خب. داره میره روی اعصابم :دی اصلا دلم برا این جوری بودنش تنگ شده بود :). ولی واقعا سوال دارم کجایی جواب منو بدی اخه.نمیفهم نمیفهمم. باید بره جلو ببینم به چه نتیجه ای میرسه. اصلا این کتابا تا کتاب چهارم نتونست به اون صورت درگیرم کنه. یعنی چی اخه نوشتی در همه ی کارها زن ناتوان . در نیمه مرداد 1395 هستیم بنا به دعوت یکی از دوستان خانوادگی به لفور دعوت شده ایم که سفر کنیم پنج شنبه است از تهران مسیر جاده هراز را پیش گرفتیم ساعت سیزده و آماده ترافیم سنگین پایان هفته هستیم اما ترافیکی در کمال تعجب نیست و روان وراحت سه ساعته میرسیم و خنده ام میگیرد از اینکه تعجب کرده ایم از فقدان ترافیک ؟ از قایم شهر به سمت شیرگاه د. الان نشستم توی سرویس و داریم میریم کارخونه. با این وضعیت جاده و برفی که من میبینم، نمیدونم ساعت چند میرسیم. همهی فکرم پیش هستیه. امروز حتما کلاس اولی ها تعطیلند و حالا نمیدونم هستی، مالوجون رو چه کار میکنه. با خودش میبره سر کار؟ مرخصی میگیره؟ کلا تو شهر غربت، تک و تنها زندگی خیلی سخته. امیدوارم ببره بذ پیش زهرا خانوم.از شدت برف آسمون . دارم کم کم به نقطه ایی از زمان میرسیم که باید نقطه امن دنیا رو ول کنم و بازم برم تو دل زندگی.
داشتم فک می به این که چرا برای تحصیلات عالیه شهر خودم رو ول که به چمدان رسیدم بله عینجانب عاشق چمدان بوده ام و هنوز هم هستم ، اصلا جذاب ترین اختراع بشیریت ه این چمدان مخصوصا صورتی :) و همین یک فقره باعث شد بنده برم یک شهر دیگه و چه بسا تا آ عمر . مورد داشتیم پسره با باباش میره بیرون پلیس جلو باباهه رو گرفته گفته خانوم کی باشن؟؟؟؟ مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده پسره بهش گفته بی خیال بابامن جای خواهرتم!!!!!! مورد داشتیم دختره دست کرده تو چکمش گردنش رو خارونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به کجا داریم میرسیم ما؟؟؟؟ آخه چرا چشم که باد میکنه کوچیک میشه ولى بینى که باد میکنه بزرگ میشه مگه ما چه گناهى کردیم عاخهههههه ******** داریم به نقطه ای میرسیم که بریم آرایشگا بگیم اندازه 1500 تومن موهامو بزن یه وضیه ******** مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده مجبور شدن عین لوله پولیکا کلشو یه وَرَکی از پنجره بندازن بیرون ********* زندگی مثل کار گیر اوردن میمونه. برای کار گیر اوردن باید تجربه داشته باشی و تجربه رو با کار بدست میاری برای زندگی هم تجربه لازمه و تجربه با زندگی بدست میاد . دور تسلسلی که عمر حسابش میکنیم و به عدم میرسیم این بیهودگی و بی هدفی هم خالقی دارد ایا? به نظر خیلی مس ست خ با همچین عظمتی بخواد با آتیش سوزاننده و میوه های خوشمزه پاداش و جزا بده! به نظر میرسه ماجرا خیلی سطح بالاتر از این حرفا باشه.. من فک میکنم اگر زندگی دیگه ای در کار باشه اونجا به چنان درجه ای از فهم و آگاهی میرسیم که با توجه به عمل ون توی زندگی دنیوی حال اون زمانمونو میسازیم.. من فکر میکنم دردها و لذتهای اونجا روحی و ر.   گذشته هارو دوره کن روزای خوبمون گذشت یه شب از اون شبای خوب چرا دوباره بر نگشت تموم خاطرات تو گذشته با مرور من بدون تو به شب رسید روزای سوت و کور من   روزای سوت و کور من بازم تو خواب من با من قدم بزن آروم و سر به زیر میمیرم از غم و بی خود سراغمو از آدما نگیر   دوباره بی قراری و دوباره گریه های من نمی دونم چرا به تو نمی رسه صدای من نگفته های قلبمو نمی دونم به کی بگم دلم همیشه روشنه دوباره میرسیم به هم دوباره میرسیم به هم
سلام. صبح همگی به شادی و شادی و شا نبه دیگه ای از راه رسیده. حال همه مون هم خوبه. باور هم می کنیم که حالمون خوبه. تمام قد هستیم و جلو میریم. میخوایم بهترینها رو  خودمون واسه خودمون رقم بزنیم.که خب البته خدا هم کمکمون می کنه چون خودش هم در قرآن میگه سرنوشت قومی رو عوض نمی کنم مگه اینکه خودش بخواد. حالا به اونجا هم میرسیم. 

[ا. بگویید طهران را چراغااانی کنند ما آآآمدیییم نخبگان دوره 26 را مزین می فرمااایند پس از 18 سال امروز از خواب بیدار شدیم و گفتیم ای دل غافل شمام شدی کنکوری خلاصه لقمه هامونو برداشتیم مدادمونو تراچ کردیم پاک کنمونو مالیدیم رو فرش تمیز کردیم چادر چاقچور کردیم سوار ارابه(موتور)شدیم و خوش خوشان به راه افتادیم در حالی که میخو م: از اینجا تا حوزه(حوزه کنکور)راه درازیست ولی وقتی موتور هس غصه ی راه چیست؟ مصرع دوم از دهان مبارک خارج نشده بود که... بعله درشکه پنچر شد خب موتور حس لا اقل میگذاشتی تعریف و تمجیدمان منعقد شود سپس کرشمه های درشگه وار می آغازیدی خب. ولی انگار چنین است رسم سرای درشت گهی پشت موتور ،گهی موتور به پشت موتور را زدیم زیر بقلمان و... ما،پیاده،وتور به دست ده دقیقه بعد: دربست؟ آقا دربست؟ در... ای بابا حاجی دربست؟ الهی که مرسی(تلمیح به؟) و پیکان هنگام پنچری موتور نعمت است الحمدلله از زبان برنیامده بود که... حاجی برگرد خدا خیرت بده شناسنامه جا مونده حالا من استرس دیر شده استرس شناسنامه حاجی:دخترم حرص نخور میرسیم .بربری میخوری؟ نه ممنون صرف شد بخور بابا جان میرسیم نگران نباش . . و خلاصه حاج آقای مهربون قصه مارو برد مایحتاج جا گذاشته شده رو برداشتیم بربری تعارف کرد بهمون ضعف نکنیم سر جلسه بعد رسوندمون سر جلسه و آرزوی موفقیت هم برایمان کرد و ما پیاده شدیم این بود خاطره ما از مسیر کنکور ولی خ بچه ها با بیست ،سی هزار میشه به تهران امیدوار بود دیگه؟نه؟ بد هم نیس خب نهایتا سال دیگه کنکور میدیم مگه چیه؟ ی وقتایی هست از برداشتی ک از برخورد ی آدمایی تو زندگیمون داریم ی بذر تو دلمون می کاریم بعد آبش میدیم ... بش میرسیم تا این ک حس بزرگ میشه  شاخه و برگاش بزرگ و بزرگتر میشن و ما همش از خودمون میپرسیم پس چرا شکوفه نمیده تا این وزی ... ی جایی ... یهو میفهمیم میفهمیم اون بذر ی دروغ بزرگ بوده  ی دروغ بزرگ ک ما هر روز بیشتر باورش کردیم تا اینجا. گاه کفشی برای فقیری، گاه کاخی برای پادشاهی! اینها تفکرات ساده ای است بنام زندگی! کفش، کاخ یکی ست اگر عاشق نباشی . . . ::: انسانهای بزرگ، جایی برای ماندن در زمین ندارند؛ چون آنها افقی به پهنای یک آسمان دارند . . . ::: برای نزدیک شدن به هم، فقط چشمانت را ببند! خیلی زود به هم میرسیم؛ دلهای ما چشمان ماست . . . ::: کاش انی بودن و درک می نگاه چشمم و حرک. ی فرمودند:من به خوش بین نیستم ، به تعدش پایبند نیست ، دست چودنی با روکش مخملی به سوی ما دراز کرده ولی اگه مذاکره میخواهید من از شما حمایت میکنم ولی آقایان گفتند ما با آن ها مذاکره میکنیم و به توافق میرسیم
ما گفتیم بد عهدی خواهد کرد شدیم دلواپس بهمون گفتن کاسب تحریم ،شما از قطع منافع تون بعد توافق میترسید به برید به درک
حالا ما می. مهسای عزیز سلام امیدوارم خوب باشید.من سعید هستم (با نام مستعاررهگذر)مدیروبلاگ سکوت رهگذری در شب. سالها پیش در این وبلاگ دوستانی زیبا و خوش خلق و عزیز دورهم جمع بودیم و الان همه رفته اند چون خودمن .که وقتی برای احوالپرسی خدمت هم میرسیم.میگوییم ببخشید من شمارا بجا نمی آورم. زندگی قصه تلخیست که ازآغازش بس که آزرده شدم چشم به بیابان دار. بسم الله ما انگار فقط در به دست آوردن چیز های ملموس عجولیم.. به تو و آن چه به تو مربوط ست که میرسیم، توقف ها و کندی هامان شروع میشود... و تو چقدر تند می روی در دادن و گرفتن فرصت های دست نخورده ات! کمی مکث کن ، بگذار خوب ماه تو را زندگی کنیم... مجلس نهم هیئت عقیله ی عشق
چهارشنبه چهار تیر ماه، ساعت 18-16
خانه ی دبیرستان فرزانگان1 بسم الله ما انگار فقط در به دست آوردن چیز های ملموس عجولیم.. به تو و آن چه به تو مربوط ست که میرسیم، توقف ها و کندی هامان شروع میشود... و تو چقدر تند می روی در دادن و گرفتن فرصت های دست نخورده ات! کمی مکث کن ، بگذار خوب ماه تو را زندگی کنیم... مجلس نهم هیئت عقیله ی عشق
چهارشنبه چهار تیر ماه، ساعت 18-16
خانه ی دبیرستان فرزانگان1 کتاب قانون جذب قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می شود. هیچوقت نباید فراموش کنیم که ما به چیزی که فکرمیکنیم میرسیم نه چیزی که دوست داریم.پس حس خود را سرشار از عشق و شوق کنیم. 1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد . 2- قانون ذهن
شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .هم. ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط میدم به نوید! بهش میگم ببین! تا ی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجی ـشو ب م! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلایی به سرت میارم که نفهمی از کجا خوردی! درسته میدونه بلایی به سرش نمیارم ولی اونقدر رفیق هست که کاری نکنه اعصابم د بشه! قبلِ پل ف ی از تا ی می پریم پایین و نفس نفس ن میرم داخل فروشگاه و بهش میگم نارنجی شو داری؟ میگه نه، فقط قرمز! نوید میگه بیا میریم اونطرف پل شاید داره. میگم نوید دیره! میگه طوری نیست، اسنپ میگیریم میرسیم. میریم اونطرف پل و اون هم نداره! میگه دوستم توی شمس آبادی یه فروشگاه داره، شاید داشته باشه. زنگ میزنه بهش جواب نمیده. دیگه میخوام مخم رو وسط پل منفجر کنم! میگم بیا بریم همون قرمزشو بگیریم! میگه ه، پل خیلی طولانی ـه! اینجوری دیرتر میرسیم که! هر دو به شدت سریعیم توی دویدن! حالا ندو کی بدو! خانم فروشنده با لبخند میگه برگشتید! میگم چاره ای نبود دیگه! میگه یکی بیار تا آماده کنم واسه ت! یکی یکی در میارم از توی ظرف و نگاه میکنم! میگم چرا اینا همشون اینجوری اند؟ خانم ـه میگه خوبن که؛ تازه آوردیم! از نوید می پرسم کدوم رو بردارم؟ میگه برو بابا تو خُلی بخدا! یکی بردار دیگه. ساعت نزدیک سه و نیم و من بالا ه مطمئن شدم که دیگه دیر نمیرسم! نوید میگه بیا پیاده میریم! منم عشق پیاده روی ام و اون هم اطمینان میده که قبل از چهار میرسیم چهارباغ! همه چی همونطور شد که نوید میگفت! رسیدیم و حالا دیگه رسما نفسم بالا نمیاد و دهنم خشک شده و استرس هم گرفتم! نوید رو میفرستم بره آب و آدامس بگیره تا یه کم آرامش بگیرم! بعد از اطمینان دادن بابت اینکه حواسش بهم هست، حدود ساعت چهار و ربع میره اسنپ بگیره و بره خونه. که البته کاشف به عمل اومدم که هیچ وقت این‎کار رو نکرد و چند ساعت بعد همچنان همون اطراف بود! بالا ه ساعت چهار و بیست و سه دقه همه ی استرسم تموم میشه... پی نوشت. دیوونه ها را از جای زخم روی دست خودتون بشناسید. اگه نشونه ی واضحتری هم خواستید، به کمدی که سرتاسر پر سوغاتی شده توجه کنید! پی نوشت. معمولا اتفاقات بهتر بعد از چهار و نیم می افتند! بیست و نه شهریور نود و شش. تو بازی که دیروز داشتیم با برزیل واقعا بچه ها از جون و دل مایه گذاشتن مخصوصا دفاع های آ زمین که شامل علیزاده،قائمی و میرزاجانپور میشد ک تونستیم 3-0 برزیل رو که قهرمان 8 دوره لیگ جهانی رو ببریم وای و ک دیگه نگو داش سعید مهشر بود (مغز متفکر گروه)..جلو تر ک میریم میرسیم ب شهرام محمودی ک فک کنم بهترین بازیکن زمین بود و .. خلاصه واقعا خیلی قشنگ بازی . بازی بعدی چمعه و یک شنبه هفته بعد تو سلام دوستان در ادامه نوشیدنی برای کاهش وزن به دومین مرحله میرسیم : نوشیدنی انگوری : آب انگور اگر طعم ترش و شیرین داشته باشد ، باعث جمع شدن معده و جلوگیری از پرخوری میشه .طعم ترش اون معده رو جمع میکنه وطعم شیرین اون ، میزان قند خون رو کنترل میکنه تا احساس گرسنگی زود هنگام نکنین .برای تهیه این نوشیدنی انگور رو توی مخلوط کن بریزین واون ر. برنامه هفدهم + دیالوگ ماندگار - برنامه ماه عسل ( ) - با موضوع مرگ(غَسال ها)
احسان علیخانی : میدونی چیه مهدی , فرق کار ما با کار شما اینه که کار شما آیا ممکنه به ما بخوره آیا نه نخوره
" ولی کار ما حتما یه روزی به شما خواهد خورد , پس خدمت میرسیم " آهنگ وب منو برد ب شب عروسیم ، دلم تنگ شد .روز عروسیمون خیلی همه چیز خوب بود و هنوز به هرکی میرسیم تعریف و تشکر میکنه .ولی خیلی زود تموم شد ، با اینکه ما باغ رو ی روز دیگه رفتیم و فقط اتلیه رفتیم و قبل ساعت ۵ تالار بودیم و اتاق عقد همه چی مرتب و منظم بود و من ۷:۳۰ که همه مهمونا اومدن رفتم تو سالن ، ولی خیلییییییییییییی زود ساعت شد ۲۱:۳۰ و ش. سلام دوستان گلم تصمیم گرفتم تمام تلاشم رو م تا زمان عج رو هم خودم و هم شما با مطالبی که انتشار میدم بشناسیمشون و لازمه ی شناخت زمان عج شناخت یه سری مقدمات هست از جمله از مهمترین مقدمات به یقین رسیدن در اصول دین هست و قبل از اصول دین هم یه سری مطالب هست که بیان میشن که با شناخت این وسایل و مقدمات هست که خودبه خود به شناخت زمان عج میرسیم . صبح گشت شهری شروع شد،ترافیک هم به خوب و با دقت گشتن شهر بیشتر کمک کرد.هوا گرم و بسیار آفت بود.از خیابان طولانی قیوولی(ریوولی خودمون!)میگذریم.چند دور دور میدان کنکورد میزنیم تا تمامی توضیحات رو بشنویم.همین یکی دوروزه ،روز ملی بوده و همه جا در حال جمع صندلیها و تاسیساتی هستند که ب ا شده بود.از اقک دی تفیومف یا همون طاق پیروزی یا شارل دو. به اینجا پناه آوردم چون از فکر خسته شدم.... تو زندگی یه وقتایی ما آدمها به جایی میرسیم که یه سری کارها انجام میدیم که وقتی به خودمون میام و بهش فکر میکنیم نه دلیلی داشتیم و نه لذتی از انجامش.... ووقتی از خودمون میپرسیم چرا؟؟؟؟؟ هیچی به ذهنمون نمیرسه جز بهونه های الکی واسه رهایی از این چرا...... بعضیی هامون به یه سری از اینجاها تو زندگیمون . دختری که خوش گل تر از چمن تازه ای
وعده ی بهار را به من دادی
بهار هم تمام شد
گفتی بهار میایی به هم میرسیم
ناامیدم کردی خاطرم جمع بود که میایی
بهار هم تمام شد کم کم
سهم مرا آه و ناله و غم کردی
سبزه تو بلندی یا نی دالاهو؟
سبزه تو نرمی یا پر قو؟
سبزه تو سبزی یا باغ لیمو؟
قهر و آشتی هات از یادم نمیرود
دختر سبزه م. حس میکنم کم کم دارم افسرده میشم! البته این حس رو تو جوونای همسن و سال خودم زیاد میبینم. همه مون هم بهم میرسیم میگم تو که خوبی بابا! منو باید ببینی! هیشکی از اون وضعیتی که داره راضی نیست.. و همه هم سعی میکنند تو رو متقاعد کنند که نه تو داری ناشکری میکنی، برو خدا رو شکر کن که متاهلی.. داری ی میخونی .. یه نیمچه درامدی داری و ... . .... ولی من نمیتو. از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید، جو ز جو یکوقتهایی مثل کبک سرمون را میکنیم زیر برف و اصلا حواسمون نیست که چه خبطی میکنیم و وقتی بیدار میشیم که نتیجه عملمون راست زل زده تو چشممون! یکوقتهایی هم به یکی نیکی میکنیم و باز شاید ندونیم که این نیکی را به خودمون کردیم و به زودی اثرشو میبینیم. انجام هر عملی توی دنیا مثل فریاد زدن توی .


به نظرتون داستان خوب یعنی چی؟ پرمخاطب؟ پر مفهوم؟ پر فروش؟ یا..؟





پ.ن: هویت داستان در من دچار تنش شده :(








+ به آ ین روزهای ماراتن امتحانات میرسیم.. نفس نفس..


همش 25 روز مونده به عروسیمونوکلیییییییی کار مونده. حتی خونمون جمع نشده که بریم تمیزش کنیم، یعنی میرسیم واقعا؟؟؟؟؟ صابر الان بالا سرم نشسته و به جا رفتن به کارا رسیدن تا الان که خاب بود الانم داره مس ه بازی درمیاره و درمورد شهااب سنگ حرف میزنه تا چند روز پیش داشتم از ید و اماده شدن خونه لذت میبردم ولی الان تبدیل شده به یه اضطراب و استرس گنده خدایا مثل همیشه که باهم بودی و همه چی رو خوب پیش بردی الانم همه چی دست خودتو میبوسه ببه امید خوودت خدا جونم بووووووس پس به امید خودت خدا جونم بوووووووووس بدترین قسمت میدونید چیه؟ اینکه باید صابونو اینقد رو لیف بمالی که کف کنه! البته میدونم شماها دیگه باکلاس شدید و از شامپو بدن استفاده میکنید. اما چه فایده؟ شامپو بدن که رو لیف اصلا کف نمیکنه! البته میدونم شاید شما اصلا بدون لیف کنید اما بدون لیف که نمیتونید خودتونو خوب بشورید. میتونید؟ پس به این نتیجه میرسیم که بدترین قسمت یه درست و ح.
عنوان برنامه : تنگ کوفی
منطقه اجرا : قیصری
س رست : آقای نادعلی
گزارش نویس و عکاس: بهنام شاوردی
مدت اجرای برنامه : 1 روز
تعداد اعضای حاضر در برنامه : 13 تن
هزینه برای هر شرکت کننده : 13 هزار تومان تنگ کوفی در منطقه حفاظت شده قیصری است،
نزدیک ترین روستا به این تنگ روستای سیف آباد است که برای رسیدن به این روستا از شهرکرد باید بسمت روستای اجی رفته و بعد از گذر از این روستا به دوراهی اردل میرسید ، مسیر را به طرف اردل تغییر داده و پس از طی مسافت 11 کیلومتر به دوراهی دیگری میرسیم که به دوراهی جونقان معروف است از این دوراهی مسیر اردل را در پیش میگیرید و 16 کیلومتر طی مسافت کرده تا به دوراهی اردل-بازفت میرسید ، مسیر را به سمت روستاهای کاج و رستم آباد تغییر داده و پس از گذر از این دو روستا به شهر دشتک میرسید ، و بعد عبور از این شهر اولین آبادی سیف آباد است از این روستا هم گذر کرده ، 10 کیلومتر بعد از این روستا به راهدارخانه ای میرسید که در کنار این راهدارخانه جادهای خاکی قرار دارد که جوی آب بزرگی در کنار آن جاریست، اینجا ابتدای تنگ کوفی ایست .
ساعت 6 صبح از شهرکرد حرکت کردیم و در ساعت 8 و 30 دقیقه به ابتدای تنگ کوفی میرسیم ، صبحانه صرف میشود و در ساعت 10 صبح کوله پشتی هایمان را بر دوش نهاده و رهسپار میشویم و در ساعت 12 به چشمه پر آب کوفی میرسیم .
استراحتی کوتاه خستگی هایمان را می زداید و این بار مسیر بازگشتمان را در پیش میگیریم ، در کل مسیر آب رودخانه همواره در کنارمان بود، طبیعت بکر این منطقه بسی زیبا و غنی ایست ، آب فراون ، کشاورزی را برای اهالی منطقه در این تنگ پر رونق کرده است ، در طول مسیر از ابتدای تنگ تا چشمه و همین طور ادامه دره تا دامنه های کوه قیصری ، سرشار از باغات و زمین های زیر کشت بود .

برای ما که در این برنامه حضور داشتیم خاطره ای ماندگار در ذهنمان از لحظه های که در این تنگ سپری کردیم ثبت شد ، و به نقل از تجربیات همنوردانی که از این منطقه در فصول دیگر سال بازدید داشتند بهترین زمان برای بازدید از این تنگ در فصل بهار و اواسط پاییز است .

یاران همراه در برنامه :
آقایان نادعلی ، تجاره ، هاشمی ، نادری ، کریمی پور ، بنی طالبی ، جزایری ، ، شاوردی
خانم ها : تاجی ، کیانی ، لطفعلیان ، رییسی