به باز آمدنت چنان دلخوشم

به نقل از خبرگزاریها در مورد به باز آمدنت چنان دلخوشم : نگیری خاطراتت را ، به درد خود دچارم کن
به یادت دلخوشم هرشب ، ز عشقت بی قرارم کن

همیشه چشم در راهم ، که برگردی به آغوشم
بیا آغوش خود بگشا و دستی در کنارم کن

گذشت فصل زمستان و شده اینک بهاری نو
مرا از بند غم وا کن ، بیا جانا هزارم کن

چمن روییده از خاک و شکفته غنچه ای زیبا
تو را در باغ دل می کارم ، از گل لاله زا. دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رس به یقینم کافیست
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی ا. قند توی دل آدم وقتی اب می کند، اگر شخصیّت بی خیالی نداشته باشد، در کنار همه آزاری که به دیگران می رساند خودش هم پا به پا آزار می بیند. تازه بعدش که قضیه از سر بگذرد و به سمت تمام شدن برود، باز هم عذاب وجدان رهایش نمی کند. من اب ، زمان از سرش گذشت، به بزرگواری بانو بخشیده هم شدم. ولی مگر آدم خودش را می بخشد؟ تا باشم و باشیم تقاصش را پس خوا. آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم با کیفیت اصلی new  by dariush   delkhosham   آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم dariush , delkhosham , داریوش ,  آهنگ جدید داریوش ,  آهنگ داریوش دلخوشم ,  آهنگ دلخوشم از داریوش ,  آهنگ دلخوشم داریوش ,  آهنگهای داریوش , دلخوشم , متن آهنگ دلخوشم از داریوش حوالی کوچه زندگی ، عبـور (184) پرم از دقــایق مرگ
لبـریز از خـطرهای پیـش پا
تو یک پنجـره آرامش
تو آن احسـاس آبی دریا نیلوفر ثانی کجای جهان ایستاده ای ، که من به صرف بودنت ، به آغوش کشیده ام تمام دنیا را
و جز دلتنگی عایدم نشد ، و جز انتظار ، دستم را چیزی نگرفت ...
من به شوق تو ، قدم در راه پرخطر گذاشتم که یا ختم به جنون ست یا . میدانم تو هم دلت طاغت این هم دوری را ندارد، میدانم تو هم نشسته ایی و ثانیه ها را برای آمدنت می شماری.
تنها اجازه آمدن میخواهی. یعنی آقا اینقدر سخت شده است رضایت خدا را برای قدم نهادن به دنیای ما بگیری، یا اینکه هنوز ما را آماده استقبال از خودت نمی بینی.
چشمهایمان امروز یعنی روز میلادت از همان راهی که رفتی منتظر دیدارت می ماند هم. خدا را سپاس برای آمدنت ای قشنگترین صدای زندگیم ،تپش قلب توست که با تپش قلب من پیوند می خورد . با آمدنت ای نور چشمانم سکوت زندگیم را ش تی به تاریکی هایم نور بخشیدی . پس برایم بمان و بدان که عاشقانه (چون جان شیرین دوستت دارم ....) پدرت حمید آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم از رادیو جوان new by dariush called delkhosham on radio javan   آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم رادیو جوان آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم شب شد خیال آمدنت را به من بده حس عزیز در زدنت را به من بده امشب شبیه عشق رها شو درون من روح شگرف بی بدنت را به من بده اینجا میان موزه ی شب خاک میخورم یک شب هوای پر زدنت را به من بده حرفی نمانده است ولی محض یک حضور فریادهای بی دهنت را به من بده مردن مرا نشانه ی تلخیست، بعد از این نام قشنگ زیستنت را به من بده ای مثل صبح آمده از لمس آفتاب من . بغض ِ من هرشب تموم ِ حرف ِ منه زندگیم بی تو دلیل ِ درد ِ منه
حال ِ من شبها بدون ِ تو دلهره
جای ِ خالیتم امونم و میبره
من با تو زندگی حقم این نیست بی تو تنهاشم
واسه ی ِ من که
از دنیای ِ تو دورم سخته جداشم
.
ای کاش ...
دلت فقط برای ِ من جا داشت
یکم هوام و ...
کاش تو سختی داشت
بیاد ِ تو دلخوشم من جاش
یکم بفکر ِ
د. دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رس به یقینم ،کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست گله ای نیست،من وفاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال وهوایت –گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم . فجر ! خوش آمدی که آمدنت شرنگ مرگ     فجر ! خوش آمدی که آمدنت شرنگ مرگ فجر ! خوش آمدی که آمدنت شرنگ مرگ
wed, 05/27/2015 – 19:29
ocean فجر ! خوش آمدی که آمدنت شرنگ مرگ به کام شاهان ریختسلطه را به قبرستان سلطنت سپرد کنگره های قصر استکبار را فروریخت. دهه فجرمبارک source:  بیتوته دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت
صدای پای تو آید، صدای آمدنت
بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما
قدم به خانه ی ما نهِ، صفای آمدنت می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنان که لب تشنه آب را محو تو ام چنان که ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آن چنان که درختان برای باد یا ک ن ه به گهواره ، خواب را بایسته ای چنان که تپیدن برای دل یا آن چنان که بال پ عقاب را حتی اگر نباشی می آفرینمت چونان که هاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با . تصویر از gomaam میان داغی این عشق های توخالی هوای عاشقی یار آشنا ... یاصاحب ا مان ادرکنی اللهم عجل لولیک الفرج دلم هوای تو کرده،هوای آمدنت صدای پای تو آید،صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما سری به خانه ما زن،صفای آمدنت هنوز مانده به یادم که مادرم میخواند زمان کودکی ام قصه های آمدنت حساب و دیدم که با حساب خودم تمام عمر نشستم به پای آمدنت چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم چقدر بخوانم دعای آمدنت نیامدی و دل من ش ت ای مولا چه نذر ها که ن برای آمدنت آمدی و با آمدنت به لحظه هایم نور و شادی بخشیدی و در آینه ی دیدگانت جانی تازه گرفتم .جز مهربانی نگاهت هیچ نمی خواهم . آمدنت هدیه ای گرانبهاست که از خالق هستی گرفته ام. دلم ، روحم، قلبم برایت پر می کشد . ژرفای وجودم نور گرفته از حس و لمس بودن تو . اگر عشق و یادت و طنین دلنشین صدایت نبود ، نمی توانستم لحظه های سخت انتظار را تاب بیاورم. مرضیه . من استخاره کرده ام برای آمدنت امروز هم اگر نیایی فردا تو می آیی در روز روشنم اگر نشد در ظلمت تار می آیی بیدارم اگر نشدی کنار من حتی در خواب من خوب میدانم دگر تو می آیی ایمان من به آمدنت گره خورده تو برای گسستن حس کفر می آیی . . . چشم خدا

آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج بیا بیا گل نرگس که بی وفای تو نیست
همان که گفته "نیا"، آن "نیا" برای تو نیست

بیا بیا گل نرگس غلط بگفته ی
دلش گرفته به والله که بی ولای تو نیست

بیا بیا گل نرگس فدای آمدنت
شفای دل! به دلم دمی به جای تو نیست

بیا بیا گل نرگس اگرچه اشک دو چشم
بریختم سر راهت ولی به پای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که طبع ما شک. این روزها که تو نیستی هجومی از آدمهای از خدا بی خبر زیاد شده است و هر لحظه نبودنت را به من طعنه می زنند و چقدر سخت میگذرد بر من که باید وانمود کنم نبودنت مهم نیست اما بدان مهم است و قسم میخورم لحظه ای نیست که یاد توام نباشم اصلا لشگر را به درک بگذار هر چه میگویند بگویند .شاید خدا طاقتش تمام شد و دهانشان را دوخت... من با این همه نبودن تو چ. تو را غایب نا میده اند، نه اینکه حاظر نباشی، چون ظاهر نیستی!
غیبت به معنی حاظر نبودن،
تهمت ناروایی است که به تو زده اند،
و آنان که بر این پندارند،
فرق میان ظهور و حضور را نمی دانند!
آمدنت که در انتظار آنیم، به معنای ظهور است نه حضور،
و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند،
ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را ! روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت : نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم
" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم ! " خبر آمدنت هست، دلم مشتاق دیدار توست ... هر که تو را خواست در دلش ملاقاتهایی با تو دارد! ... بدون جواب نگذاشته ای دوستدارت را ... رحمت تو از جنس رحمت خداست ... ایمان می آورم به آمدنت ... دلم سالها منتظر بود اما سرگردان!! اما این روزهایم، رسیده ام به آنکه سالها منتظرش بوده ام ... رسیده ام به آغازی که نهایتش در بی نهایت،تویی... ای گشاینده ترین نام عوالم وای بزگترین دادگستر اینجا همه به یک نیاز حاجت مندترند.دستان مهربانت.این جا ک ن زیادی هنوز گرمای حضور پدر مهربانی چون تو را،بر روی پوست خشک شده از سرمایشان، احساس نکرده اند.هر روز انی به راه آمدنت چشم دوخته اند که آرامش زندگیشان دردست گرگانی صفت گیرکرده است.گرگانی که خودرافرشته می نامند وشیعیان تورا نجستر. اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو سرودن مرا کم است ا یر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس می کنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است خون هر آن غز. من به یک آینه ، یک بستگی پاک قناعت دارم ... اگرچه برایم همیشگی نشدی اما یادت برایم همیشگی است .دستانم را به سمت خدا پرواز داده بودم خدا باید یکی را برمی گزید یا دستانم را خالی یا آرزوهایم را پر می کرد و خدا آن کرد که تو می خواستی و حالا نگاهم میان دستان تهی ام مانده اند ....برایم آمدنت خوب نبود رفتنت بدتر از آمدنت شد ... روزگار ! تمنایی دار. مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم : مهدی جـــــانـــــــــ

این چه مولودی است که با آمدنش، اشک میهمان چشمان پدر است و این چه مولودی است که با آمدنش، سرزمینی به نام کربلا، از شرمساری درهم خمیده می شود؟!
کو آن تصویر خون آلود سرهای بر نیزه و لب های ترک خورده
از عطش و کمی بالاتر، فرشتگان سر بر زانوی غم هشته؟!
حسین می آید؛ به رنگ سرخ غروب دلگیر همیشه تاریخ.
حسین می آید؛ با گلویی درخشان از نوری که
سال ها بعد،حکایت ها خواهد گفت.
و من اکنون چه شادم از آمدنش که اگر نمی آمد
من هیچ بهره از اشک و افتخار نمی یافتم و
خون، چه کم بها می شد، اگر نبود عاشورای تو!
مبارک باد آمدنت!
چون آمدی تا سفینه نجاتمان شوی و چراغ هدایت
و حسینمان باشی و اشک هایمان برای تو
آتش دوزخ از جسم ضعیفمان بر گیرد.
یا اباعبداللّه ! ای کودک علی!
ببین چه کردی با عالمی که حتی در آمدنت نیز چشم ها اشکبار است.
و ما دانستیم خدا چگونه بنده اش را عزیز می گرداند
اگر بخواهد ای مولود پاک!
نسیم شادی من از آمدنت از این است تا بیاموزم که
چگونه وفادار بمانم به دینم و چگونه با غربت و شرف، سر بر خاک نهم.
و ببینم این بدن خاکی، چگونه می تواند تا اوج علیین
پرواز کند، تا بوی خوب خدا.
مبارک باد آمدنت!
امروز، دست های کوچکت را ای نوزاد فاطمه!
به شفاعت می طلبم؛ و همین ها، در سایه ظهر
گرم دهه عاشورا، سر خونین بر نیزه سوارت را نیز.
سلام بر تو و روزی که زاده شدی، یا حسین!
مبارک باد آمدنت بر همه جستجوگران افتخار!
حبیب مقیمی خودت رفته ای ؟ باشد اشکالی ندارد
اما چشم هایت که می بیند
گوش هایت که می شنود
قوه بویایی ات که از کار نیفتاده است کافی است ،کمی سرت را به عقب برگردانی
آن وقت همه چی دستگیرت می شود کافی است کلاه قاضی شده ات
را خوب روی سرت نگه داری تا نگاه
حیقیقتم طوری قلبت را بسوزاند
که بفهمی چه به روزگار من آورده ای خوب نگاه کن .     من زن ،عاشق بارونی هستم  که خبر از آمدنت می دهد  پس..... مرد موفق صدای باران را بشنو  صدای دوست داشتن من زن عاشق را بشنو  دوست داشتن آرام می آید  مثل تو مرد موفق و و فادار  نوشته :زن عاشق دعای فرج
گفتم: دلم گرفته و ابرهای اندوهش سیل آسا می بارد. آیا نمی خواهی با آمدنت پایان خوشی بر دلتنگیم باشی.
گفتی بگو: «اللهم عجل لولیک الفرج»
گفتم: اگر امید آمدنت نبود، اگر روز خوش ظهور در ذهنم تجلی گر نبود، هیچ گاه روزگار انتظار را برنمی ت دم. آیا نمی خواهی به خاطر تنها دلخوشی دل غمدیده ام بیایی.
گفتی: بگو«اللهم عجل لولیک. برادر جان نمی دونی چه دلتنگم! برادر جان نمی دونی چه غمگینم! نمی دونی، نمی دونی، برادر جان گرفتار کدوم طلسم و نفرینم... نمی دونی چه سخته در به در بودن! مثل طوفان همیشه در سفر بودن! برادر جان، برادر جان، نمی دونی چه تلخه، وارث درد پدر بودن دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه دلم تنگه از این روزهای بی امید از این شبگردی های خسته و مایوس . سال هاست روزه انتظار گرفته ام ای ستاره آسمان تیره و تار من، ای مهتاب دلتنگی ام، سال هاست برای آمدنت روزه انتظار گرفته ام و پشت پرچین واژه ها، اسیر نگاه های بلند جاده ام. ای آ ین ستاره ک شان عشق و ای آیه نور و صداقت، عمری است در حریم یگانه ات آرام و در حصار عشق مقدست ماوا گزیده ام تا تو را عاشقانه ببینم و بر قدوم نازنینت بوسه زنم. ای طلوع. طرف چنان پشت سر مادر شوهرش حرف میزد که با خودم گفتم این زن با این دختر بدبخت چیکار کرده که اینقدر دلش پره.گوشیش زنگ خورد مادر شوهرش بود؛ چنان قربان صدقه ای از مامان جونش میرفت،چنان سلامای گرمی به باباییش رسوند،چنان تشکراتی از لطفشون میکرد که گمان بردم خط رو خط شده! انتظار آمدنت رو به پایان است این وعده ای است که هر روز دلم به من میدهد مانی ماه می آیی با جامی از عسل و تلخی چند سال تنهایی را شیرین می کنی مانی ماه سالها ست خنده را فراموش کرده ام مادر تو با آمدنت همه جا را پراز لبخند می کنی مانی ماه دست های کوچکت توانایی بخشیدن عشق دارد ومن ندیده عاشقت شده ام مانی ماه کنار من بنشین دلم مجروح است به مر. تقویم ها را ورق می زنم/امسال هم نشد/این ماه هم گذشت/ دوباره گذشت/اما نیامدی/بی قرار آمدنت می مانم به باز آمدنت چنان دلخوشمکه طفلی به صبح عیدپرستویی به ظهر بهارو من به دیدن توچنان در آینه ات مشغولمکه جهان از کنارم می گذردبی آنکه سر برگردانمدر فصل های خونین هم می توان عاشق بودبه قمریان عاشق حسد می ورزمدانه بر می چینندو به ستاره و باران که بر نیمرخ مهت ات بوسه می زنندو به گلی که با اشاره ی تو می شکفددر فصل های خونین هم می توان عاشق ب. دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رس به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم : مهدی جـــــانـــــــــ پشتِ پنجره ایستاده ام و از لای ی توری سفید رفتنت را می نگرم. تمامِ حوصله ام را انار انار دانه می کنم و توی پیاله ی بلور می ریزم و رویشان گلپر می پاشم، تا شب بیایی و روبرویم بنشینی. برایم حرف بزنی و انار بخوری و من نگاهت کنم. حوالی آمدنت که شد تمام کاشی های حیاط را دانه دانه آب و جارو می کنم، پیراهن قرمز اناری ام را تنم می کنم و می نشینم ر. برای آمدنت سیب خواهم کاشت
انار خواهم کاشت
و شاید هم کمی گندم .
گندم های بهشت را چه ی کاشت من نمی دانم
ولی برای دیدن تو از همان خواهم کاشت .
هنوز چند دانه ای از آن میان دستم هست 
که برای دیدنت نگه داشته ام .
تو فقط یادت باشد در مسیر آمدنت از میان گندمزار بگذری ؛
که نذر آمدن توست .
تعجب نکن که نامه ی امروز من بوی گندم دارد ؛ . فقط باش... همین که هستی کافیست...! دور از من.....! بدون من....! چه فرقی میکند؟؟؟ گل می ی!! خوب است!! برای من نیست؟! نباشد!!! همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست..... دلخوشم به این حماقت شیرین... پ.ن:فکر می برام همدردی...ولی تو هم دردی... پ.ن:بیچاره دلم... به باز آمدنت چنان دلخوشمکه طفلی به صبح عیدپرستویی به ظهر بهارو من به دیدن توچنان در آینه ات مشغولمکه جهان از کنارم می گذردبی آنکه سر برگردانمدر فصل های خونین هم می توان عاشق بودبه قمریان عاشق حسد می ورزمدانه بر می چینندو به ستاره و باران که بر نیمرخ مهت ات بوسه می زنندو به گلی که با اشاره ی تو می شکفددر فصل های خونین هم می توان عاشق ب. مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم چنان می وزی که سالها پیش از آمدنت چشم روشنی ام بودی.. دور می شوی یا نزدیک؟ چنان می وزی که سال ها پیش از رفتنت ماهی ها ن نا شدند... تاخیر چند قرنی ات را جبران کن! چشم هایم مرواریدهایی سیاه پیراهنت را به اقیانوس بسپار! . . . آلما 93.4.8 آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم از رادیو جوان new by dariush called delkhosham on radio javan آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم رادیو جوان آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم به امید روزی که....... با آمدنت دست های علم گیر کربلا بار دگر علم حیدر را بگیرد . عمری گفتم اگر می دانستم کی میایی به حرمت آمدنت گناه نمی غافل از اینکه تو می گفتی گناه نکن به حرمت گناه ن ت خواهم آمد.... اللهم عجل لولیک الفرج از یادم مگر می شود که بروی، دلم و فکرم با نامت آرام می گیرد ای آرام جانها. نزدیک داریم می شویم و باز دلم هوایت را کرده،چقدر دیر کرده ای، چقدر چشمهایم به دور دستها رفته و خیره شده، اما خبری از آمدنت نشده. دعای فرج برای آمدنت میخوانم تا بیایی، انشاء الله با آمدنت به زندگی ام معنا دادی ، تو یک صدف پنهان در ات را به من دادی

تا قلبم با تو به وسعت یک دریای بی انتهای پر از عشق و محبت برسد

با آمدنت به من نفسی دوباره دادی تا در ساحل قلبم

آرامش زندگی ام را مدیون امواج مهربان تو باشم

با آمدنت غروب به آسمان غمگین دلم لبخند زد و

خورشید امیدها و آرزوهایم طلوع کرد

با آمدنت ساز زندگی ام چه عاشقانه مینوازد شعر با تو بودن را

شعری که اولش عطر نفسهای تو را میدهد و آ ش طعم نفسهایت را

حالا میفهمم عشق چقدر زیباست

حالا میدانم که عاشقترینم و میدانم با تو چقدر زندگی زیباست

با آمدنت چشمهایم را بستم و در قلبم با چشمهایت عهد بستم که همیشه مال توام

همانگونه که میخواهی مال تو میشوم

از آغاز جاده تا پایانش همراه تو باشم ، تا در نفسهای عاشقی ، هوای پاک تو باشم

تو همانی که میخواستم ، میخواهم من نیز همانی که تو میخواهی باشم

با آمدنت بی نیازم از همه چیز و همه

تنها تو را ، تنها عشق تو را میخواهم و بس !

تو را میخواهم که با آمدنت دلم را سپردم به چشمانت

تا با طلوع چشمان زیبایت سرزمین دلم از نور برق چشمانت روشن شود

تا در این روشنی به سوی تو پرواز کنم و بگویم خوشحالم از آمدنت

با آمدنت اینگونه شد راز زندگی ام ، اینگونه شد که تو شدی همراز زندگی ام

و با تو ای همراز زندگی اینگونه آ ش شدی همه زندگی ام عاشقتم همه زندگی امتصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net امضا: مروارید تو... تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net