به باز آمدنت چنان دلخوشم

به نقل از خبرگزاریها در مورد به باز آمدنت چنان دلخوشم : نگیری خاطراتت را ، به درد خود دچارم کن
به یادت دلخوشم هرشب ، ز عشقت بی قرارم کن

همیشه چشم در راهم ، که برگردی به آغوشم
بیا آغوش خود بگشا و دستی در کنارم کن

گذشت فصل زمستان و شده اینک بهاری نو
مرا از بند غم وا کن ، بیا جانا هزارم کن

چمن روییده از خاک و شکفته غنچه ای زیبا
تو را در باغ دل می کارم ، از گل لاله زا. دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رس به یقینم کافیست
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی ا. قند توی دل آدم وقتی اب می کند، اگر شخصیّت بی خیالی نداشته باشد، در کنار همه آزاری که به دیگران می رساند خودش هم پا به پا آزار می بیند. تازه بعدش که قضیه از سر بگذرد و به سمت تمام شدن برود، باز هم عذاب وجدان رهایش نمی کند. من اب ، زمان از سرش گذشت، به بزرگواری بانو بخشیده هم شدم. ولی مگر آدم خودش را می بخشد؟ تا باشم و باشیم تقاصش را پس خوا. آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم با کیفیت اصلی new  by dariush   delkhosham   آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم dariush , delkhosham , داریوش ,  آهنگ جدید داریوش ,  آهنگ داریوش دلخوشم ,  آهنگ دلخوشم از داریوش ,  آهنگ دلخوشم داریوش ,  آهنگهای داریوش , دلخوشم , متن آهنگ دلخوشم از داریوش میدانم تو هم دلت طاغت این هم دوری را ندارد، میدانم تو هم نشسته ایی و ثانیه ها را برای آمدنت می شماری.
تنها اجازه آمدن میخواهی. یعنی آقا اینقدر سخت شده است رضایت خدا را برای قدم نهادن به دنیای ما بگیری، یا اینکه هنوز ما را آماده استقبال از خودت نمی بینی.
چشمهایمان امروز یعنی روز میلادت از همان راهی که رفتی منتظر دیدارت می ماند هم. حوالی کوچه زندگی ، عبـور (184) پرم از دقــایق مرگ
لبـریز از خـطرهای پیـش پا
تو یک پنجـره آرامش
تو آن احسـاس آبی دریا نیلوفر ثانی کجای جهان ایستاده ای ، که من به صرف بودنت ، به آغوش کشیده ام تمام دنیا را
و جز دلتنگی عایدم نشد ، و جز انتظار ، دستم را چیزی نگرفت ...
من به شوق تو ، قدم در راه پرخطر گذاشتم که یا ختم به جنون ست یا . خدا را سپاس برای آمدنت ای قشنگترین صدای زندگیم ،تپش قلب توست که با تپش قلب من پیوند می خورد . با آمدنت ای نور چشمانم سکوت زندگیم را ش تی به تاریکی هایم نور بخشیدی . پس برایم بمان و بدان که عاشقانه (چون جان شیرین دوستت دارم ....) پدرت حمید آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم از رادیو جوان new by dariush called delkhosham on radio javan   آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم رادیو جوان آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم شب شد خیال آمدنت را به من بده حس عزیز در زدنت را به من بده امشب شبیه عشق رها شو درون من روح شگرف بی بدنت را به من بده اینجا میان موزه ی شب خاک میخورم یک شب هوای پر زدنت را به من بده حرفی نمانده است ولی محض یک حضور فریادهای بی دهنت را به من بده مردن مرا نشانه ی تلخیست، بعد از این نام قشنگ زیستنت را به من بده ای مثل صبح آمده از لمس آفتاب من . دعاپشت دعابرای آمدنت گناه پشت گناه برای نیامدنت دل درگیر،میان این دوانتخاب! کدام آ ؟ آمدنت یانیامدنت؟ دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رس به یقینم ،کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست گله ای نیست،من وفاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال وهوایت –گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم . پناهیان: رضا (ع) جبرا وارد حاکمیت عباسی شدند، حاکمیتی آکنده از فساد.اما نه نتها متاثر از آن فضا قرار نگرفتند، (اساسا شان ت و مقام عصمت اجل از هرگونه تاثیر پذیریست) بلکه همان فضا را تحت تاثیر معنویت خود قرار دادند.این را باید به ونی گفت که تا پا به عرصه ی حاکمیت می گذارند معنویت خود را از دست می دهند.

راهی سرزمین بهشتم...........دعا کنید آقام بپذیرن من روسیاه رو............
همه گویند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت
صدای پای تو آید، صدای آمدنت
بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما
قدم به خانه ی ما نهِ، صفای آمدنت می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنان که لب تشنه آب را محو تو ام چنان که ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آن چنان که درختان برای باد یا ک ن ه به گهواره ، خواب را بایسته ای چنان که تپیدن برای دل یا آن چنان که بال پ عقاب را حتی اگر نباشی می آفرینمت چونان که هاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با . تصویر از gomaam میان داغی این عشق های توخالی هوای عاشقی یار آشنا ... یاصاحب ا مان ادرکنی اللهم عجل لولیک الفرج دلم هوای تو کرده،هوای آمدنت صدای پای تو آید،صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما سری به خانه ما زن،صفای آمدنت هنوز مانده به یادم که مادرم میخواند زمان کودکی ام قصه های آمدنت حساب و دیدم که با حساب خودم تمام عمر نشستم به پای آمدنت چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم چقدر بخوانم دعای آمدنت نیامدی و دل من ش ت ای مولا چه نذر ها که ن برای آمدنت هر روز که میگذرد نبودنت را بیشتر از دیروز حس میکنمای سید غریب من درد غربت من ذره ای است در برابر دریاحس همین ذره هم سخت و جان کاه است،پس بار خدایا بر غربت فرزند فاطمه پایان ده! که میدانم سخت در عذاب استدلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت

صدای پای تو آید ، صدای آمدنت

بهار با تو بیاید به خانه دل ما

قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت من استخاره کرده ام برای آمدنت امروز هم اگر نیایی فردا تو می آیی در روز روشنم اگر نشد در ظلمت تار می آیی بیدارم اگر نشدی کنار من حتی در خواب من خوب میدانم دگر تو می آیی ایمان من به آمدنت گره خورده تو برای گسستن حس کفر می آیی . . . می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا ک ن ه به گهواره تاب را

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پ عقاب را

حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که هاب بیابان سراب را

ای خواهشی . بیا بیا گل نرگس که بی وفای تو نیست
همان که گفته "نیا"، آن "نیا" برای تو نیست

بیا بیا گل نرگس غلط بگفته ی
دلش گرفته به والله که بی ولای تو نیست

بیا بیا گل نرگس فدای آمدنت
شفای دل! به دلم دمی به جای تو نیست

بیا بیا گل نرگس اگرچه اشک دو چشم
بریختم سر راهت ولی به پای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که طبع ما شک. متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد param name="autostart" value="false">
روز ناگزیر
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه !
ای روزهای سخت ادامه !
از پشت لحظه ها به در آیید !
ای روز آفت !
ای مثل چشم های خدا آبی !
ای روز آمدن !
ای مثل روز ، آمدنت روشن !
این روزها که می گذرد ، هر روز
در انتظار آمدنت هستم !


دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رس به یقینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها ه...مزادیم
گاهی از دور تورا خوب ببینم کافیست
آسمانی تو درآن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچ. به این آیه دلخوشم  خانه خدا روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت : نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم
" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم ! "
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رس به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی از باغچه . اصلا چرا... برای چه باید وفا کنم = تا کی برای آمدنت هی دعا کنم؟! دیگر تمام اسم تو از یاد برده ام = حالا مگر نگاهی به این نامه ها کنم باید تو را برای خودت هم که شد شبی = با چشم هیز آیینه ها آشنا کنم نوبت به آمدنت رسید یوسف عزیز! = باید برای دیدن تو دست و پا کنم دیگر تو را شبیه همان پیر د ده = بر تپه های د ده هر شب صدا کنم این انتشار بوی پیراهن یکی. دیروز دوباره تو آمدی و ندیدمت
میان هیاهوی اسفند آمدی و ندیدمت
در آرزوی آمدنت بودم و تو آمدی
تو آمدی در این روزگار سخت و ندیدمت
من غریب و تنها در این گوشه ی شهر
در انتظار آمدنت نشستم و ندیدمت
در این حصار خیابان من غریب
همیشه جان می دهم برای تو و ندیدمت
منی که با صدای تو آرام می شدم
تو در سکوت این شهر آمدی و . مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم : مهدی جـــــانـــــــــ مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم : مهدی جـــــانـــــــــ

این چه مولودی است که با آمدنش، اشک میهمان چشمان پدر است و این چه مولودی است که با آمدنش، سرزمینی به نام کربلا، از شرمساری درهم خمیده می شود؟!
کو آن تصویر خون آلود سرهای بر نیزه و لب های ترک خورده
از عطش و کمی بالاتر، فرشتگان سر بر زانوی غم هشته؟!
حسین می آید؛ به رنگ سرخ غروب دلگیر همیشه تاریخ.
حسین می آید؛ با گلویی درخشان از نوری که
سال ها بعد،حکایت ها خواهد گفت.
و من اکنون چه شادم از آمدنش که اگر نمی آمد
من هیچ بهره از اشک و افتخار نمی یافتم و
خون، چه کم بها می شد، اگر نبود عاشورای تو!
مبارک باد آمدنت!
چون آمدی تا سفینه نجاتمان شوی و چراغ هدایت
و حسینمان باشی و اشک هایمان برای تو
آتش دوزخ از جسم ضعیفمان بر گیرد.
یا اباعبداللّه ! ای کودک علی!
ببین چه کردی با عالمی که حتی در آمدنت نیز چشم ها اشکبار است.
و ما دانستیم خدا چگونه بنده اش را عزیز می گرداند
اگر بخواهد ای مولود پاک!
نسیم شادی من از آمدنت از این است تا بیاموزم که
چگونه وفادار بمانم به دینم و چگونه با غربت و شرف، سر بر خاک نهم.
و ببینم این بدن خاکی، چگونه می تواند تا اوج علیین
پرواز کند، تا بوی خوب خدا.
مبارک باد آمدنت!
امروز، دست های کوچکت را ای نوزاد فاطمه!
به شفاعت می طلبم؛ و همین ها، در سایه ظهر
گرم دهه عاشورا، سر خونین بر نیزه سوارت را نیز.
سلام بر تو و روزی که زاده شدی، یا حسین!
مبارک باد آمدنت بر همه جستجوگران افتخار!
حبیب مقیمی خبر آمدنت را آوردند!...
چه روز پر هیاهویی شد!...
تا آنجا که میشد، سواره و مابقی را به مقصد تو میدویدم!...
بی توجه به گذشته و حال در آغوش میگرفتم هر آنکه میدیدم!...
بی ترس و اضطراب از هر مالک و ریسی میگریختم!...
چه شوق شیرینی بود!...
خواب دیدم که آمده ای!...
و صبح تشنه تر از همیشه بیدار شدم!...
حال عجیبی بود!...
حالی مثل دیرت شده یا عقب افتاده ای تو!...
هنوز پریشانم،این که نیامده ای شکر دارد یا اندوه!...
خیلی عقب افتاده ام!...خجلم صدای پای پاییز از لابه لای شاخ وبرگ های درخت پشت پنجره اتاقم به گوش می رسه ، انگار یکی شیپور برداشته وآمدنش رو فریاد می کنه، همه چیز دست به دست هم داده تا ما آماده معجزه طبیعت بشیم. دارم قد کشیدن شب ها رو درانتظارآمدن پاییز حس می کنم وچه حس خوبیه، رسیدن به ی که تو سیاهی شون ، میشه سپیدی های زیادی رو قم زد. مهم تر از همه دلم برا بارون تنگ. کدام صبح به اعتبار آمدنت همیشگی خواهد شد؟ -همچنان منتظریم ای عشق...- کدام صبح به اعتبار آمدنت همیشگی خواهد شد؟ «اَلَیْسَ الصُّبحُ بِقَرِیبٍ».

ای معیار عد و ای ملاک مهربانی و عطوفت!

به راستی، آن‏که چشم انتظار قدوم تو نیست، گمراه است و آن که تسلیم امر تو نیست، غافل. آن‏که در آرزوی دیدار تو نیست، از درگذشتگان است و آن را که شوق آمدنت نیست، از فناشدگان و آن که بی‏قرار تو نیست، سرگردان. مباد قسمتمان که تو را عاشقانه منتظر نباشیم. انتــــظار . . .
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تـــو باشی . . .
ღیا مهـــــــــــــــدی . . .ღ اللهم عجل لولیک الفرج برادر جان نمی دونی چه دلتنگم! برادر جان نمی دونی چه غمگینم! نمی دونی، نمی دونی، برادر جان گرفتار کدوم طلسم و نفرینم... نمی دونی چه سخته در به در بودن! مثل طوفان همیشه در سفر بودن! برادر جان، برادر جان، نمی دونی چه تلخه، وارث درد پدر بودن دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه دلم تنگه از این روزهای بی امید از این شبگردی های خسته و مایوس . بگذار به پای بی بضاعتی، این را که این روزها از فرط درد، واژه هایم جز به دلیل درد و جز برای درد و جز به قد قامت درد جفت و جور نمی شوند؛ اما بگذار مثل این دخترهای معمولی که هردومان همیشه از دچاری به شمایلشان فراری بودیم، دو تا قلب برایت از چشم هایم بزند بیرون، و مثل آدم های شعر ندیده ی شعر نخوانده ، همان آدم های معمولی که پیچ و خم های روح.

وقتی که دل دیوانه ام تنگ نگاهت میشود گریه اش میگیردبه پشت بام انتظار میرود و کبوتر بیقراری را در آسمان دلواپسی و عشق رها میکند منتظر آمدن تو میشود و کوچه را با قطره های زلال باران نگاهش نمناک میکند.نگاهش کن،محتاج ناز نگاهت است،به نوازش چشم های سیاهت نیاز دارد و بهانه ی همه نفس هایش هم نفسی توستبا گامهایت بر فرش آبی چشمهایش قدم بگذار تا غرورش را قربانی آمدنت کند.تنها،تو صدایش کن،می آید و هستی اش را فدای مهربانی نگاهت میکند.بیا و دل را به شادمانی آمدنت چراغانی کن... نه چشمانم را میبندم و نه گوش هایم را میگیرم... میخواهم و ببینم و بشنوم تمام لحظه های نبودنت را،تمام امید آمدنت را... آری،من اینجا،چشمانم را به راه آمدنت دوخته ام و در تلاطم لحظه ها گوش میسپارم به آهنگ قدم هایت، همان هایی که برای به هم رسیدن برمیداری... امید آمدنت تمام لحظه هایم را پر میکند، عطر نفس هایت در ذهنم میپیچد و من اما، آنقدر نزدیک می بینمت که گرمی آغوشت،هرم نفس هایت،لذت بوسه هایت و حتی نوازش هایت را حس میکنم... دوری و دیر میشود که بیایی میدانم اما آنقدر نزدیک می دانمت که گویی هرلحظه با منی، اینجا کنار من، در واج واج کلماتم حتی... می آیی،میدانم... آنقدر منتظر میمانم تا چشم هایم نوید آمدنت را به قلبم بدهند، چشمان منتظرم... به باز آمدنت چنان دلخوشمکه طفلی به صبح عیدپرستویی به ظهر بهارو من به دیدن توچنان در آینه ات مشغولمکه جهان از کنارم می گذردبی آنکه سر برگردانمدر فصل های خونین هم می توان عاشق بودبه قمریان عاشق حسد می ورزمدانه بر می چینندو به ستاره و باران که بر نیمرخ مهت ات بوسه می زنندو به گلی که با اشاره ی تو می شکفددر فصل های خونین هم می توان عاشق ب. این روزا خیلی دلخوشم به چیزهایی که دیگر نیست . صدای "ربنا" ی که دلم سال ها به آن خوش بود. "ربنا"یی که رمضان را برایم زیباتر می کرد. زیبا مثل تو !! تو هم ربنا را دوست داشتی .... به همه چیزهای گذشته که می دانم دیگر نیست ، خیلی دلخوشم ! دلخوشم به سفره افطاری که پهن می کردیم ، دلخوشم به بوی ناز ریحان و نعناع و طمع چای و ما!دلخوشم به نگاه های یواشکی مان !که تو هر وقت می خندیدی من داووینچی می شدم ! از روزه گرفتن هات ، از چادر ناز گلی گلی ات .... ولی تو نیستی .... باید مرا ببخشی اگر بوی ریحان را زیادی دوست داشتم ،اگر عاشق قورمه سبزی بودم ! اگر پی به بوی دست های نعنایی ات نبردم .اگر گندمزار موهایت را لمس ن ، اگر چادر ت را نبوسیدم! آن وقت ها فکرش را نمی که روزی برسد که داشته هایم اینها باشند و به این ها دل خوش کنم. الان میدونم که تو نیستی ولی کاش می فهمیدی همه ی آنچه که می خواستم تو بودی ! به تمام چیزهای خوشگلی که ندارم می شم . و با خاطرات و امیدها و آرزوها زندگی می کنم . و میدانم تو نیستی .... اگر به جای قورمه سبزی از همان اول عاشق تو بودم دیگر من ،من نبودم ! من در تو بودم . دیگرا تو را بی من صدا نمی زدم اگر تو را به شعر نمی فروختم !الان به مرگ برگ به گریه نمی نشستم ! مرا ببخش که هیچ وقت نفهمیدمت ! کاش سرنوشت مرا بی تو رقم نمیزد.... کاش این "ای کاش ها" نبودند ! اما تو نیستی .... دیگر خاطراتتم را نخواهم فروخت و امید و اه م را نخواهم کشت ! در حال تولدم ، تولدی بی تو .... تولد دوباره من ، در من . تولد دوباره ای که به اه م برسم و می رسم و میدانم تو نیستی .... همیشه تو را با واژه ها توصیف اما نتوانستم بوی موهای حنایت را بفهمانم ! نتوانستم مخمل سرزمین تن تو را بفهمانم ، نتوانستم تو را آنگونه که بودی بفهمم و بفهمانم . مرا ببخش به خاطر همه ی اینها .... هرچند میدانم تو نیستی.... پ.ن : و رایتل !!!! هر سه نسل سومیم .... آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم از رادیو جوان new by dariush called delkhosham on radio javan آهنگ جدید داریوش بنام دلخوشم آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم رادیو جوان آهنگ جدید داریوش به نام دلخوشم مسافر غریب زمین! چشمانِ انتظار از نیامدنت سفید شد. کمر صبر ش ت. تا به کی دنبال رد پایی از امید به آمدنت باشیم؟! قرنهاست بانشانه هایی از رخ نمودنت ، خود را امیدوار ساخته ایم. اما متی ترانا و نراک ؟ عزیز خدا ! بگذار ما باز دلمان را به نشانه ها خوش کنیم. می گویند دم آمدنت زمین زندگان را به بلاهایش مبتلا می کند و آسمان با بارانهای پی در پی گو. مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم : مهدی جـــــانـــــــــ هی! با توام! چه میخواهی از جان این تن رنجور...این نفس خشکیده در مرداب در چنگال زمین افتاده! عطرت چه می خواهد که هر لجظه زیر شامه خاطره می رود و آرام آرام شیرینی بودنت را تداعی می کند...!؟ خسته نشدی انقدر که در خواب های منتهی به دلتنگی آمدی و بی نشان رفتی...؟ هر وقت که بوی نم از کوچه می آید شتابان در خانه را باز می کنم...شاید که به یمن آمدنت آس. به باز آمدنت چنان دلخوشمکه طفلی به صبح عیدپرستویی به ظهر بهارو من به دیدن توچنان در آینه ات مشغولمکه جهان از کنارم می گذردبی آنکه سر برگردانمدر فصل های خونین هم می توان عاشق بودبه قمریان عاشق حسد می ورزمدانه بر می چینندو به ستاره و باران که بر نیمرخ مهت ات بوسه می زنندو به گلی که با اشاره ی تو می شکفددر فصل های خونین هم می توان عاشق ب. مهدی جآن :
گویی دوست داشتن های ما
جایی در جورچین آمدنت ندارد
که اینچنین
بی حرکت مانده ایم!
[ نمیدانیم گروه خونی قدمهایت چیست ؟؟ و اگر هم بدانیم فکر نمیکنم گروه خونی ما به قدمهایت بخورد...!!!
چون به سمت ما نمی خورد که عاشق آمدنت باشیم ؟ !!! ]
{ به حق عاشقانت ، عاشقمان کن }... ثامن تم فقط باش... همین که هستی کافیست...! دور از من.....! بدون من....! چه فرقی میکند؟؟؟ گل می ی!! خوب است!! برای من نیست؟! نباشد!!! همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست..... دلخوشم به این حماقت شیرین... پ.ن:فکر می برام همدردی...ولی تو هم دردی... پ.ن:بیچاره دلم... آقا بیا دارد زمان آمدنت دیر میشود در انتهای های بی تودلم پیر میشود
دلگیری عصرهر جانم راگرفت آق ا از های بی تودلم سیر میشود
این عصر و این غریبی و این بی ت دلم این قطره های اشکی که برگونه زنجیر میشود
گویا ی دلش گرفته از غریبی زمان آقاببخش این هم نیامدنت تقدیر میشود
برای دلگیری دلم این شعر چاره شد بازهم نیامدنت در غزل تفسیر میشود
اق ا دارد زمان آمدنت دیر میشود درعصر های بی تو قلم گیر میشود
نام شعر: های بی تو شاعر:عطیه نادریان
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
میجویمت چنان که لب تشنه آب را
محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنان که درختان برای باد
یا ک ن ه به گهواره تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پ عقاب را
حتی اگر نباشی ، می آفرینمت
چونانکه هاب بیابان سراب را
ای خوا. همان لحظه که از آمدنت شگفت زده شدم..ناگهان از دوباره رفتنت ترسیدم... نکند با من بازیت گرفته باشد......من طاقت رفتن دوباره ات را ندارم البته من به آمدنت دلخوش نکرده ام چرا که بودنت مهمترین چیز است.... پس فقط باش همین برایم کافیست... به امید روزی که....... با آمدنت دست های علم گیر کربلا بار دگر علم حیدر را بگیرد . عمری گفتم اگر می دانستم کی میایی به حرمت آمدنت گناه نمی غافل از اینکه تو می گفتی گناه نکن به حرمت گناه ن ت خواهم آمد.... اللهم عجل لولیک الفرج آهنگ جدید علی زند ی بنام لحظه ی شیرین با بالاترین کیفیت آهنگساز : علیرضا افکاری ، ترانه سرا : حسین غیاثی ، تنظیم کننده : گروه زند آلبوم : رویای بی تکرار  آهنگ جدید علی زند ی new by ali zand vakili – lahzeye shirin   آهنگ جدید علی زند ی به نام لحظه ی شیرین متن آهنگ علی زند ی به نام لحظه ی شیرین تو رهایی
مثل پروانه ی دیوانه ی پرواز
تو ص
 زنده و ساده به زیبایی آواز تو هوایی
مثل تاثیر همین منظره دلباز
باورم کن
 باید آن خاطره هازنده شود باز لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی *** آهنگ جدید علی زند ی به نام لحظه ی شیرین *** دیدم از دور
موی تو رسم پریشانی دنیاست
دیدم از دور
 از همین فاصله لبخند تو پیداست در نگاهت
موج زیبایی و آرامش دنیاست
با تو مستم
 بهترین جای جهان با تو همینجاست لحظه ی شیرین قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی لحظه ی شیرن قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی لحظه ی شیرن قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی لحظه ی شیرن قرارم تویی
هر چه از آن خاطره دارم تویی
دلخوشم از اینکه کنارم تویی
 عاشقم و دار و ندارم تویی ali zand vakili  new ali zand vakili  new ali zand vakili lahzeye shirin lahzeye shirin آهنگ  آهنگ جدید  آهنگ جدید ایرانی  آهنگ جدید با   آهنگ جدید لحظه ی شیرین از علی زند ی  آهنگ علی زند ی  آهنگ علی زند ی به نام لحظه ی شیرین  آهنگ لحظه ی شیرین  آهنگ های علی زند ی  فول آلبوم علی زند ی  موزیک  همه ی آهنگ های علی زند ی رویای بی تکرار علی زند ی لحظه ی شیرین متن آهنگ متن آهنگ لحظه ی شیرین از علی زند ی متن ترانه