به کدامین وفا یادت کنم

به نقل از خبرگزاریها در مورد به کدامین وفا یادت کنم : در کدامین دیار گم کرده ام تو را که چنین زار به کوچه و بازارم،به کدامین دیار سفر خواهی کرد تا نشان جویم تو را،در پس کدامین خنده سر داده ای که چنین جمل سر داده اند.در آغوش که افتاده ای که سرخی لبانت شهد زندگی در جانش دمیده است.هر کجا هستی دلربایی میکنی،قبولمان کن که خاک رهت گردیم تا باد صبا این خاک را سرمه چشمانت کند. درد دل نمی دانم زندگی سیاستی است برای بقاء و کمال از طرف پروردگار یا تنها راه بقاء، آموختن سیاست زندگیست و غیر آن زندگی میسر نیست...
نمی دانم چرا زنده ام؟
نمی دانم کدامین راه درست است؟ به کدامین گام بردارم؟
پروردگارا، تردید وسوسه ای از طرف شیاطین است، می دانم. نمی دانم چرا ساده زیستن دیگر میسر نیست.
پروردگارا، بهترین ها را برای ب. بازی یادم تورا فراموش..
عجیب دلم گرفت
چشم هایم یک لحظه تار شد
و اشک هایم سرازیر
یادت که فراموش شد
غصه دلم را پر کرد
یادت که فراموش شد
زندگیم سخت شد
یادت که فراموش شد
 بازهم تنها شدم
بدون یادت زنده نخواهم ماند
زندگی را بدون یادت نمی خواهم
من این بازی را دوست ندارم بسم رب ابوالقاسم چوپان با کدامین قلم می توان نوشت، با کدامین زبان می توان سخن گفت وبا کدامین صدا می توان فریاد کشید این غربت را،غربتی که مظلومیت در آن فوران می کند،آری سخن در باره توست ( شهید ابوالقاسم چوپان )،تو که خوداز هر شنوای زنده ای شنوا تری،میگویم زنده،حال این که تو خود زنده ای و این ماییم که به قول سید قبرستان نشینان عادات سخ. در این هیاهوی شلوغ
” یادت لحظه ای مرا گم نمیکند”
و به هرجا میروم پیش تر از من آنجاست !
.
.
.
یادت برایم
همانند قصه سیگار پیرمردیست
که سالهاست میگوید نخ آ است …
.
.
.
تو” آن نیستی که به یادت بیاورم ،
“تو” آن همیشه ای که به یادم می مانی . . . در کدامین دیار گم کرده ام تو را که چنین زار به کوچه و بازارم،به کدامین دیار سفر خواهی کرد تا نشان جویم تو را،در پس کدامین خنده سر داده ای که چنین جمل سر داده اند.در آغوش که افتاده ای که سرخی لبانت شهد زندگی در جانش دمیده است.هر کجا هستی دلربایی میکنی،قبولمان کن که خاک رهت گردیم تا باد صبا این خاک را سرمه چشمانت کند. درد دل با غروب های غمگینی که دارم با آسمان نیمه ابری چشمانم با ایمان معصومانه ام به حفظ هر چه خاطره با شوقی که بدون تو ، از روزگارم پر می کشد بگو... فرزند کدامین فصل باشم که پاییز را به یادت نیاورم و رنج مبهم برگ ریزان را ؟؟؟ "نیکی فیروزکوهی" در جوار کوچه های انتظار دعایم کن، در تنگنای سرودن غزل هایم نمی دانم از چه غریبم که دیدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامین لاله هستم که اشک در خاکریز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامین مهتابم و کرانه ی آسمان را به دیدار چه ی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

یوسف فاطمه ای واپسین حیاتم، بدان که ابهام اشک من تندیس حضور توست و غروب شعرهایم در سرا انتظار،عبور غریبانه تو را گریه می کند .......

گیرند همه روزه و من گیسویت

جویند همـه هلال و من ابرویت

از جـمله ایـن دوازده مـاه تــــمام

یک ماه مبارک است آن هم رویت معده ام می سوزد
بنظر می آید در درونش جهنم شده است
آه از این غم ها، اه از این سوزها
ای خدا ما به کدامین ِ کدامین گناه می سوزیم
این جهنم چقَدَر نزدیک است!!! #نرگس

پ ن: ناراحتم و معده ام اتش گرفته و می سوزد :( البته همیشه اینطور نیستم..... نگران نباشید یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه بدی هاش یادت میره نامر یادت میره بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه... :((( یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه

بدی هاش یادت میره

نامر یادت میره

بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره

وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره

فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!

تورا نه عاشقانه

نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه

که تو را عادلانه در آغو. دلم تنگه مثل ابرای تیره توی حسی مثل زندون اسیره تو از احساس من چیزی نمیدونی که داری بی خودی منو می رنجونی یه امشب جای من باش جای اونی که چشماش به در خشک شد ولی عشقش نیومد یه امشب همسفر باش مثل من دربه در باش جای اونی که به دنیا پشت پا زد باید کاری کنی آروم بگیرم باید یک لحظه دستاتو بگیرم باید برگردی امشب باز به این خونه باید این لحظه ها یادت بمونه یه امشب مال من باش مال مردی که دستاش به جز دست تو همراهی نداره بذار یادت بیارم چجوری بی قرارم دل من غیر تو راهی نداره من از تو یاد گرفتم تموم زندگیمو حالا با کی بگم این قصه ی وابستگیمو رو دوش کی بذارم یه دنیا خستگیمو باید کاری کنی تو که باز مثل مثل قدیما به هم خیره بشن چشمای خیس و اشکی ما همین امشب که تنهام باید برگردی اینجا باید کاری کنی آروم بگیرم باید یک لحظه دستاتو بگیرم باید برگردی امشب باز به این خونه باید این لحظه ها یادت بمونه یه امشب مال من باش مال مردی که دستاش به جز دست تو همراهی نداره بذار یادت بیارم چجوری بی قرارم دل من غیر تو راهی نداره دل از آشوب خاطرت هجمه بر شعر ریخته
قلم از ذوق خود ناتوان..وصف تو به سحر ریخته

کدامین شرح باید گفت از تو ای نامنتهای تعریف
شاید خدا تمثیل کند همو که برایت ذکر ریخته

من از خود ذره ای هستم که بر والای وجودت..
تن از شر دنیا شسته و به هوایت خیر ریخته..

ز دنیا فارغم اگر چشم هایت پاسخم باشد
نگاهی که معجون هرچه لطف و . مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران... نگاهت گر به آن بالاست، و در دعا قلبت مثال بید لرزان است،... دعایم کن که من محتاج محتاجم.... دعایم کن که من محتاج محتاجم در این آشفته بازاری که دل غم دارد و دلدار میخندد! نمیدانم چه من که اینگونه محتاجم!؟نمیدانم کدامین معصیت من را به این دوزخ فرستاده؟ تو میدانی عزیز من؟تو میدانی دل من از چه بارانی است. این یک نمونه شعر نو از خودمه .. چون تجربه اولمه تو شعر نو خوش حال میشم نظر بدید:بهار آمد...به یادت هست؟؟که اینجا در کنار من به پای منقدم بر جای پایم می گذاشتیبوستان پر می شد از عطر گل وتوپا فشار بودی که این عطر گل است وتویگانه گل میان بوستان قلب من بودی...به یادت هست؟؟در آن گرمای جان فرسادر آن گرمای تابستانسرد می شد کالبد بی جان منکهبا ن.
یک روز ، یک هفته ، یک ماه ...کم کم میگذرند کم کم دلتنگ میشومکم کم هوای عید می آیدآرام آرام برف ها آب میشوند آرام آرام چند غنچه بر لب شاخه ی بوته ی های گل میرویندآرام آرام همه چیز و همه چیز نو میشوندحتی خاطراتتو برای یک مرد خاطره باز ، همین تکه از برگ های خشکیده ی پاییز دلش کافیست که تمام بهار تصنعی اطرافش را به س ه بگیردکدامین بهار ب. مهربانم دلواپس کدامین قرار بودی که قرارمان یادت رفت *** دلتنگم دلگیرم بهانه میگیرم دلتنگ چشمهای دوخته بر آستانه در چشم های تو چشم های من اما چشمهای تو به آستانه نرسید فراموش کردی قرارمان را اما من دلگیرم از سفر "نفرین به سفر" "نفرین به جاده "
راه
راه
راه
**** می دانی؟! هنوز پی ماه های انتظار شعرم ناتمام مانده است " ای مهربان مس. نمی دونم خوشحال باشم که این وبلاگ زپرتی که 6 ماهه قطع شده بودم الان بعد از مدتها وصل شده یا اینکه غمگین باشم چون غمگینم آسمان دلم نه تنها ستاره ای ندارد بلکه پوشیده از ابر و اشک و دلم در آستانه لرزیدن و فرو ریختن و دستان ناتوانم بریده از زندگی و پاهایم وامانده از قافله آنقدرها به بودن و رسیدن و ماندن شیده بودم که نبودن را فراموش کرده . ای مادر عزیز تر ز جانم یادت بخیر ای نگاهت قوت زانوانم یادت بخیر هنوز به گوش جانم هست نوای لالایت ای همه بود و نبودم مادر، یادت بخیر کاش یادت نرود که من از یاد تو رفتم آسان. و دریغ! از بیابان دلت هم شاید،خاک مرگ است نصیب من پیر سال خوردم من و امروز در این دشت غریب، صومعه ای تنهایم! آه! چه شب سرد و سیاهی از پس، طالع شوم و پلیدی از پیش خاطرم رو به زوال است اما! کاش یادت نرود...! شهریور92 آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت     آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت امشب موزیکی دیگر رو از صبا موزیک و ادامه مطلب آهنگ یادت رفت سهیل جامی کنید ترانه: هادی زینتی ؛ آهنگسازی و تنظیم: سهیل جامی ؛ می و مستر: ایمان احمدزاده new “yadet raft” of soheil jami whit text on saba- yadet raft آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت متن آهنگ یادت رفت از سهیل جامی یادت رفت خاطره بازیامون زیر بارون
چرا یادت رفت پرسه های شبونه تو خیابون
تو رفتی زیر پای دیگه نشستی
چه آسون پلای پشت سرتو ش تی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
تموم درد من بحث عشق و اعتماده
این روزا دور من دروغگو مثل تو زیاده
زود رفتی و دیر به حرف من رسیدی
میون ما دوتا حقو تو به کی میدی
این روزا عاشقی خالی مثل گوله برفه
دوست دارمو میمیرم برات همش یه حرفه
حرفای خوب اولش همگی میگند
اما آ ش عاشق یکی دیگند
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی سهیل جامی یادت رفت منبع : آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت ای دوست مرا یادت هست؟ این که من کیستم و اهل کجا هستم من یا که بردی همه یادم از یاد روح اواره من در به در خاطره هاست راستی ذره ای از خاطره ها یادت هست؟ روزگاریست که من رفته ام از یاد خودم تو بگو هیج مرا، اسم مرا یادت هست؟ گرچه میدانم بردی از یاد مرا لیک من خوب ترا یادم هست.... یادت ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ .. یادت ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ..
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ،
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ ...
ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ..
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ ... ﻣﺎﻟﺶ ... شخصییتش ...
حتی ﺁﺑﺮﻭ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ ...
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ یادت مثل پارچه ای در باد مثل پروازی نا به هنگام مثل هر آنچه با آسمان پیوند خورده پیوندی که هوس رفتن دارد من مثل درختی که ریشه در پست ترین نقطه ی خاک دارد تنها یادت را در آغوش خوابهای بدون صدایم حسرت می برم. آسمانی شدنِ یک درخت که ریشه در خاک دارد وُ سر در افلاک تنگنای متناقضیست بین یادت و من. یادت خداست تنها، غمگین، ناممکن و نادیدنی... . خبر > خانه ی کوچک دو طبقه را یادت باشد. همان خانه ی کوچکی که در هر طبقه ی آن یک خانواده زندگی می کرد. خانه های این محله یادت باشد، خانه های۵۰، ۶۰ متری چسبیده به هم را یادت باشد. یادت باشد دلت که ش ت،سرت را بالا بگیری… تلافی نکن،فریاد نزن،شرمگین نباش دل ش ته،گوشه هایش تیز است مبادا دل و دست آدمی که روزی دلدارت بود،زخمی کنی به کین مبادا که فراموش کنی،روزی شا آرزویت بود صبور باش و ت…. آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت • اربعین سلام     آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت • اربعین سلام آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت امشب موزیکی دیگر رو از صبا موزیک و ادامه مطلب آهنگ یادت رفت سهیل جامی کنید ترانه: هادی زینتی ؛ آهنگسازی و تنظیم: سهیل جامی ؛ می و مستر: ایمان احمدزاده new “yadet raft” of soheil jami whit text on saba- yadet raft آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت متن آهنگ یادت رفت از سهیل جامی یادت رفت خاطره بازیامون زیر بارون
چرا یادت رفت پرسه های شبونه تو خیابون
تو رفتی زیر پای دیگه نشستی
چه آسون پلای پشت سرتو ش تی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
تموم درد من بحث عشق و اعتماده
این روزا دور من دروغگو مثل تو زیاده
زود رفتی و دیر به حرف من رسیدی
میون ما دوتا حقو تو به کی میدی
این روزا عاشقی خالی مثل گوله برفه
دوست دارمو میمیرم برات همش یه حرفه
حرفای خوب اولش همگی میگند
اما آ ش عاشق یکی دیگند
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی سهیل جامی یادت رفت منبع : آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد...
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را د. لَیْلَةِ الْقَدْر ( شبهای قدر) / کدامین شب ؟ این امر بزرگ چیست و این شب کدام است ؟ آن شب فرخنده که قرآن فرود آمده است ، چه شب است ؟ آن شب که از هزار ماه بهتر است ، کدام لحظات گرانقدر است ؟ آن شب که فرشتگان فرود می آیند ، و روح (جبرئیل) نیز فرود می آید ، کدامین است ؟ آن شب که فرمان ها و تقدیرها را به زمین می آورند و طبق حکمت بر می نهند و معین می دارند ؟ ... آن شب که تا سپیده دمان ، همة آنات و لحظات آن ، درود است و سلام ، و رحمت است و سلامت ، و ایمنی است و فرخندگی ؟ ... خستم از این دوری وقتی تو آیا شود قسمت روزی به این حس ناله سوز پس کی کشد مارا آیا شود مارا عاشق کند روزی عمری که از یادت فرسوده شد امروز مزدش چه بوده جز یک آه ناله سوز خستم از این دوری ای عشق من یادت هرگز نخواهد رفت از یاد من یادت چشمهای تو اهل کدامین سرزمین است؟ که میوه هایش همه سبز اند ! و چشمه هایش همه آینه اند ، روبروی من ! دستهای تو در کمین کدامین مسافر است ؟ که همه جاده ها را به انتظار است! من بی خواب کدامین ستاره ام ؟ که چنین پر شتاب می گذرد از آسمانم! جای تو را خالی نمیکنم اینجا فقط اشک میهمانِ چشمانِ به بیداری نشسته است اشکهایی که لطیف تر از نرمه شیشه نیس. ماندن به ناگزیر وبه ناگزیریبه تماشا نشستنکه روتاتیف هاچگونهبزرگ ترینِ دروغ ها رابه لقمه هایی بس کوچکمبدل می کنند.
و دَم فروبستن ــ آری ــبه هنگامی که سکوتتنهانشانه ی قبول است و رضایت.
دریغا که فقرچه به آسانیاحتضارِ فضیلت استبه هنگامی که تو رااز بودن و ماندنچاره نیست؛بودن و ماندنو رضا و پذیرش.
در پسِ دیوارِ باغک نبا سکه ها. یادت هست مادر
یادت هست مادر
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛
تا یک لقمه بیشتر بخورم...
یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران
میگفتی بخور تا بزرگ بشی...
آقا شیره بشی...
خانوم طلا بشی...
و من عادت که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم
حتی بغض هایم را.... همین که هنوز یادم نمیرود راه کوچه پس کوچه های خاطرات را همین که هنوز عطر تو را دارد این آغوش همین که هنوز تصویر تو در پس چشمانم هویداست و همین که هنوز یادت شور شعرهای من است عشق اگر نیست کدامین شیرین بلای آسمانی ست؟ ... چ بنویسم ؟ چگونه آغاز کنم ؟ چطور دستهایت چشمانت حواست تمامت را بر تنم نقاشی کنم ؟ چقدر شبهای تارِ بی هویت را دلخوش به وعده آمدنت کنم ؟ از کدام جاده کدام مسیر در کدامین فصل به انتظار بنشینم ؟ چ جوری دلتنگیم را شعر کنم ؟ دلتنگیت را به آغوش بکشم ؟ تو بگو ...چ کار کنم ؟ چطور چاله دلِ سختت را پُر کنم ؟ چگونه مبهوتِ رویای تو در جهانت.... آنقدر ب . چ بنویسم ؟ چگونه آغاز کنم ؟ چطور دستهایت چشمانت حواست تمامت را بر تنم نقاشی کنم ؟ چقدر شبهای تارِ بی هویت را دلخوش به وعده آمدنت کنم ؟ از کدام جاده کدام مسیر در کدامین فصل به انتظار بنشینم ؟ با چ زبان ؛ کدام لهجه دلتنگیم را شعر کنم ؟ دلتنگیت را به آغوش بکشم ؟ تو بگو ...چ کار کنم ؟ چطور چاله دلِ سختت را پُر کنم ؟ چگونه مبهوتِ رویای تو در ج. خوب می شود آقا!!!
خوب می شود... یادت می رود...
همه اش را یادت می رود...
می روی با خواهرت جینگیل می ی، تیرامیسوی خیس می خوری.
با بچه ها می بینید و ع های خل خلانه می گیرید!
برای تولد فلانی فُلان عطر را شریکی کادو می دهید و
فلان جا جمع می شوید.
با ژامبون مرغ و قارچ می خوری تمام مدت فکر می کنی که چرا قارچ هایش
از قارچ های واقع. be kodamin jorm رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : به کدامین جرم
2 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : watery کاربر انجمن نودهشتیا 3 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) حجم کتاب : ۲٫۴ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۲ (epub) – اندروید ۰٫۷ (apk)
11 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub ، apk
4 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۲۱۳
14 رمان به کدامین جرم watery کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
داستان درباره یه عشق کهنه ست ، اما نه صبر کنید انگار یه فرقایی بین این داستانو داستانای دیگه عاشقانه پیدا میشه ، آره یه فرقایی هست ، میگن عاشقا هیچ وقت بهم نمیرسن این دو تا هم مثل همه عاشقان ….
سرنوشت یا نه خودشون ، چرا تقصیر و بندازیم گردن سرنوشت براشون اتفاقاتی رو رقم میزنه که باعث میشه هر دوشون سر دو راهی قرار بگیرن …
این دو راهی مثل همه دو راهیا نیست ، حالا پسره یه شغل خاص داره ودختره هم یه زندگی خاص … روز پـــایـیزی کنار هم یادت نیست... روز سرد سیاه رفتنت یادم هست.. ناله ی تمناهای من؛ از شاخه جدا ماندن من یادت نیست...
شب تا به سحر پرواز پُر خطر یادم هست؛تلخی فاصله ها یادم هست... بی خو و گریه های شبانه ی من یادت نیست؛ آیینه ی چشمان من یادت نیست؛چهره ی خندانت یادم هست... آنچنان غرق تماشای دیگری که نگاه من یادت نیست.. باورم نیست رفتی و ی. روز پـــایـیزی کنار هم یادت نیست... روز سرد سیاه رفتنت یادم هست.. ناله ی تمناهای من از شاخه جدا ماندن من یادت نیست... شب تا به سحر پرواز پُر خطر یادم هست؛تلخی فاصله ها یادم هست... بی خو و گریه های شبانه ی من یادت نیست؛ آیینه ی چشمان من یادت نیست؛چهره ی خندانت یادم هست... آنچنان غرق تماشای دیگری که نگاه من یادت نیست.. باورم نیست رفتی و یادم ر.
من از دنیا فقط دیوار می بینم
همه جارا سیاه وتار می بینم

کنار دست وپای مانده بر خاک
هزاران باور مردار می بینم

درون خانه ها وشهر ویران
هنوز آدمکشی را کار می بینم

شرف را زندگی را دوستی را
خیال خام یک بیمار می بینم

کدامین شهر؟!کوچه؟!خاطرم نیست
همه جارا فقط آوار می بینم

بدنبال کدامین خانه ای. دلم یک آغوش می خواااهد که پذیرای بغض ها و اشک هایم باشد. مثل یک خواب بود، تا امدم باورش کنم، بیدار شدم. همه چی تمام شد. هنوز مزه ی شیرینی اش زیر دندان هایم است. لعنت بر تو دنیا که روزهای آسانی ات از جنس رویا، زود می گذرد و روز های سختت اصلن نمی گذرد. اصلن به من بگو به کدامین جرم مرتکب نشده، رفت...به کدامین جرم مرتکب شده ما را تبعید د... دنیا. قلاب ، علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند ؟ آزمون زندگی ما هم پر از قلاب هایست که وقتی اسیر ط اش می شویم تازه می فهمیم ماهیها بی تقصیرند ! حسد ، کینه ، خشم ، لذت ، غرور ، انزجار ، انتقام ، ترس ، ... ما خود اسیر کدامین ط ایم ؟ خداوندا ! عنایتی فرما تا از کنار این قلاب ها به راحتی بگذریم که شاید دیگر فرصتی برای برگشتن به دریا نباشد .
سلام بابا!حال همه ما خوب است اما تو باور نکن ، این روزها خیلی دلم برای دیدنت تنگ شده است یادت را با درخت سرو داخل حیاط خانه مان پیوند زده ام که هیچوقت برگ ریزان را تجربه نخواهد کرد.همیشه سبز و پر ابهت و سربلند از یادت ،خاطراتت ،حرفهایت ،نگاهت ،صدای خنده هایت سایه اش بالای سرمان است!پدر عزیزم این روزها همه بچه ها برای باباهاشون کادو م. ...کدام سمت جهان دست های عشق پنهان است؟؟/و ایه ایه نگاه از حریم عاطفه لبریز ؟/تمام باغچه ها را ی لگد کرده /ش ته اند تمام شیشه ی احساس نسترن ها را/وبسته اند هجوم بلوغ صنوبر را/چه بی خیال نشسته ایم در اندوه صد ستاره به چوبه ی دار؟؟/ما وامدار کدامین قبیله ایم؟؟از مجموعه جام ناتمام -محمد زارعی- 468 یه وقتایی دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه...
بدی هاش یادت میره. نامردی هاش یادت میره...
بی محبتی هاو رفتار سرد و تلخش یادت میره...
وقتی با بی رحمی تنهات گذاشت یادت میره...
فقط میگی: خدایا یه دقیقه ببینمش تا شاید دلم آروم بشه.... نمیدانم کدامین چهارشنبه بود که دستم را ول کردی، سر کدامین چهار راه، زیر کدامین باران، چندمین ساعت، چندمین ایستگاه... کدامیک بود را نمیدانم ولی خوب میدانم که امروز چهار شنبه است هجدهم اسفند ۹۵، چهار راه ولیعصر، باران نمیآید، ساعت نزدیک های ۶ بعد از ظهر است، ایستگاه تئاتر شهر و من ولت میکنم، دستت که پیشکش است دلت را هم رها میکنم، دلم . یادت بماند ناگهانی را که من بودم طوفان بی نام و نشانی را که من بودم یادت بماند رنج هایی را که در من بود خودسوزی آتشفشانی را که من بودم دنیا ندید و در شلوغی های خود گم کرد تنهایی بی خانمانی را که من بودم شاید زمانی عصر تنهایی بنامندش این بی سر و بی ته زمانی را که من بودم شاید زمانی یکنفر از نو روایت کرد اوج و فرود داستانی را که من بودم ای. افسوس که یادت نیست دست من سرد بود و دست تو گرم زمستان را دوست داشتم و تابستان را هم هر چند سرد بود و هر چند گرم دلیلی بودند تا دست هایمان باشد در دست هم پاییز مگر فصل عاشقی نیست پس چرا دست من هست دست تو نیست افسوس که یادت نیست تو کوچ کردی از قلب من که این کوچ را بازگشتی نیست دل من منتظر بهار می ماند این حرف ها که سرش نیست آ ، کار خودش را م. تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز د.