به کدامین وفا یادت کنم

به نقل از خبرگزاریها در مورد به کدامین وفا یادت کنم : کدامین انسان عاقلی اول بهار آنفولانزا میگیره؟ اینه اشرف مخلوقات؟ اینه فرگشت؟ ارغوان داره دندون در میاره....همیشه به خواهرم میگفتم بچه ها تا قبل دندون دراوردن ادم بزرگ نیستن...بعدش ادم بزرگ میشن...بچه نیستن دیگه..... علی یاد گرفته ر بگه....حرف زدنش شیرین تر و گوش اش تر از همیشه شده.... عجله داره...هیجان داره که بگه رفته مهد و از همه بچه ها قوی تر بوده و ی کتکش نزده و خوب دویده و ..... و من....من کجای کدامین قصه ی روزگارم؟ من ج.
می ترسم ای سایه می ترسم ای دوست می پرسم آ بگو تا بدانم نفرین و خشم کدامین سگ صرعی مست این ظلمت… این دوازده جمله را حتماً بخوانید . ⚪⚪⚪ یادت باشه تا خودت نخوای هیـچ نمیتونه زندگیتو اب کنه❕ ⚪⚪⚪ یادت باشه که آرامش رو باید تو وجود خودت پیدا کنی❕ ⚪⚪⚪ یادت باشه خدا همیشه مواظبته❕ ⚪⚪⚪ یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری .... ⚪⚪⚪ منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ...اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ هم. در این هیاهوی شلوغ
” یادت لحظه ای مرا گم نمیکند”
و به هرجا میروم پیش تر از من آنجاست !
.
.
.
یادت برایم
همانند قصه سیگار پیرمردیست
که سالهاست میگوید نخ آ است …
.
.
.
تو” آن نیستی که به یادت بیاورم ،
“تو” آن همیشه ای که به یادم می مانی . . . در سوک و سنگ قبر مادر:لیله قدر است امشب یا شب بی مادری
من به چشم خویش دیدم مادرم، یادت به خیر جای تو خالی چو بینم آه سردی بر کشم
عقده ها بگرفته راه حنجرم، یادت به خیر غرق دریای غم و اندوه گشتم بی شکیب
من تو را گم کرده ام ای گوهرم، یادت به خیر ه ن حضرت زهرا شوی اندر بهشت
روز و شب خون بارد این چشم ترم، یادت به خیر نقل از: راجعون ra. در کدامین دیار گم کرده ام تو را که چنین زار به کوچه و بازارم،به کدامین دیار سفر خواهی کرد تا نشان جویم تو را،در پس کدامین خنده سر داده ای که چنین جمل سر داده اند.در آغوش که افتاده ای که سرخی لبانت شهد زندگی در جانش دمیده است.هر کجا هستی دلربایی میکنی،قبولمان کن که خاک رهت گردیم تا باد صبا این خاک را سرمه چشمانت کند. درد دل این چندمین تولد توست؟ و کدامین انبساط مجدد هستی؟ این چندمین لحظه آفرینش است؟ و چندمین موج سکوت؟ چندمین لبخند خلقت؟ خورشید را کدامین بار است که می بینی؟ و عقربه ساعت ها چندمین بار است که می چرخد؟ و چندمین بار است که مجدداً نفس می کشی؟ چندمین دم !؟ کدامین آن !؟ شادمانا که تو چه اندازه خوشبختی! و جهان چه اندازه پرشور است که باز هم تولد ت. خدایا یادت هست؟ روزی را که با تمام عشق م به تو و بهشت ت : تمام ذرات وجودم را حتی چشمان م را ... بخشیدم خدایا یادت هست؟ روزی را که عشق به تو را در قلب م زنده و قلب م را هم وقف خدایا به گمان ت زمان ش نرسیده : بخشش های مرا قبول کنی ؟ به گمان ت این شب ها : زمان ش نرسیده مرا به بهشت م برگردانی ؟ من تشنه ی الیه راجعون م خدای من خدایا صدای مرا خوب می ش. معده ام می سوزد
بنظر می آید در درونش جهنم شده است
آه از این غم ها، اه از این سوزها
ای خدا ما به کدامین ِ کدامین گناه می سوزیم
این جهنم چقَدَر نزدیک است!!! #نرگس

پ ن: ناراحتم و معده ام اتش گرفته و می سوزد :( البته همیشه اینطور نیستم..... نگران نباشید ی ما را نمی پرسد، ی ما را نمی جوید
ی تنهایی ما را نمی گرید
دلم در حسرت یک دست
دلم در حسرت یک دوست
دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است
کدامین یار ما را می برد
تا انتهای باغ بارانی
کدامین آشنا آیا
به جشن چلچراغ عشق دعوت می کند ما را
و اما با توام
ای آنکه بی من
مثل من
تنهای تنهایی... یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه

بدی هاش یادت میره

نامر یادت میره

بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره

وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره

فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!

تورا نه عاشقانه

نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه

که تو را عادلانه در آغو. دلم تنگه مثل ابرای تیره توی حسی مثل زندون اسیره تو از احساس من چیزی نمیدونی که داری بی خودی منو می رنجونی یه امشب جای من باش جای اونی که چشماش به در خشک شد ولی عشقش نیومد یه امشب همسفر باش مثل من دربه در باش جای اونی که به دنیا پشت پا زد باید کاری کنی آروم بگیرم باید یک لحظه دستاتو بگیرم باید برگردی امشب باز به این خونه باید این لحظه ها یادت بمونه یه امشب مال من باش مال مردی که دستاش به جز دست تو همراهی نداره بذار یادت بیارم چجوری بی قرارم دل من غیر تو راهی نداره من از تو یاد گرفتم تموم زندگیمو حالا با کی بگم این قصه ی وابستگیمو رو دوش کی بذارم یه دنیا خستگیمو باید کاری کنی تو که باز مثل مثل قدیما به هم خیره بشن چشمای خیس و اشکی ما همین امشب که تنهام باید برگردی اینجا باید کاری کنی آروم بگیرم باید یک لحظه دستاتو بگیرم باید برگردی امشب باز به این خونه باید این لحظه ها یادت بمونه یه امشب مال من باش مال مردی که دستاش به جز دست تو همراهی نداره بذار یادت بیارم چجوری بی قرارم دل من غیر تو راهی نداره دل از آشوب خاطرت هجمه بر شعر ریخته
قلم از ذوق خود ناتوان..وصف تو به سحر ریخته

کدامین شرح باید گفت از تو ای نامنتهای تعریف
شاید خدا تمثیل کند همو که برایت ذکر ریخته

من از خود ذره ای هستم که بر والای وجودت..
تن از شر دنیا شسته و به هوایت خیر ریخته..

ز دنیا فارغم اگر چشم هایت پاسخم باشد
نگاهی که معجون هرچه لطف و . مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران... نگاهت گر به آن بالاست، و در دعا قلبت مثال بید لرزان است،... دعایم کن که من محتاج محتاجم.... دعایم کن که من محتاج محتاجم در این آشفته بازاری که دل غم دارد و دلدار میخندد! نمیدانم چه من که اینگونه محتاجم!؟نمیدانم کدامین معصیت من را به این دوزخ فرستاده؟ تو میدانی عزیز من؟تو میدانی دل من از چه بارانی است. یادت بخیر روزهای جوانیم.. یادت بخیر روزهای خوشیم.. یادت بخیر بازار شلوغ.. یادت بخیر سرشورِ من.. ای بود که..... بی خیال.. امروز چهارشنبه است.. و دیگر هیچ بازار شلوغ پر از خاطره ای نیست.. و دیگر هیچ.... . . . . . نه رفتی و نه آمدی...

من.. تو.. _________________ درست ی ال گذشت.. :(

هی با توام، تویی که رفتی و قلب مرا همچو خا تر کردی

رفتی و اما یادت را پیش من جا گذاشته ای، برگردو یادت را هم با خودت ببر !

حال که نیستی یادت را میخواهم چکار ! خی را میخواهم چکار !

اصلا این دنیا را بی تو میخواهم چکار ...! ؟

چقدر دلتنگی ات را کشیدم، چقدر به تو محبت ، عشق من برای تو

کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کرده ست ؟ ای مرغان که چونین بر شاخه های این درخت برده خوابش دور غریب افتاده از اقران بستانش در این بیغولهٔ مهجور قرار از دست داده، شاد می شنگید و می خوانید ؟
خوشا ، دیگر خوشا حال شما، اما سپهر پیر بد عهد است و بی مهر است، می دانید ؟ کدامین جام و پیغام ؟ اوه بهار ، آنجا نگه کن ، با همین آفاق تنگ خانهٔ تو. مهربانم دلواپس کدامین قرار بودی که قرارمان یادت رفت *** دلتنگم دلگیرم بهانه میگیرم دلتنگ چشمهای دوخته بر آستانه در چشم های تو چشم های من اما چشمهای تو به آستانه نرسید فراموش کردی قرارمان را اما من دلگیرم از سفر "نفرین به سفر" "نفرین به جاده "
راه
راه
راه
**** می دانی؟! هنوز پی ماه های انتظار شعرم ناتمام مانده است " ای مهربان مس. به کدامین جرم، در این آشفته بازار سنگ سار ساز زندگی؟ هر روز تکه سنگی بر وجود رنجورم کوب ؟ آدمی به یکباره می رود، گاهی انقدر در وجودش راه می رود که می بیند در آنسوی احساس است؟ تو برای من و من برای تو هر لحظه خلق کردیم. تو خودت را برای من ساختی. این خانه از پایه ویران است.. باید کوبید و خانه ی دل را دست معمار دیگری داد. خدایا نعمتی ده که باز. کاش یادت نرود که من از یاد تو رفتم آسان. و دریغ! از بیابان دلت هم شاید،خاک مرگ است نصیب من پیر سال خوردم من و امروز در این دشت غریب، صومعه ای تنهایم! آه! چه شب سرد و سیاهی از پس، طالع شوم و پلیدی از پیش خاطرم رو به زوال است اما! کاش یادت نرود...! شهریور92 آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت     آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت امشب موزیکی دیگر رو از صبا موزیک و ادامه مطلب آهنگ یادت رفت سهیل جامی کنید ترانه: هادی زینتی ؛ آهنگسازی و تنظیم: سهیل جامی ؛ می و مستر: ایمان احمدزاده new “yadet raft” of soheil jami whit text on saba- yadet raft آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت متن آهنگ یادت رفت از سهیل جامی یادت رفت خاطره بازیامون زیر بارون
چرا یادت رفت پرسه های شبونه تو خیابون
تو رفتی زیر پای دیگه نشستی
چه آسون پلای پشت سرتو ش تی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی
تموم درد من بحث عشق و اعتماده
این روزا دور من دروغگو مثل تو زیاده
زود رفتی و دیر به حرف من رسیدی
میون ما دوتا حقو تو به کی میدی
این روزا عاشقی خالی مثل گوله برفه
دوست دارمو میمیرم برات همش یه حرفه
حرفای خوب اولش همگی میگند
اما آ ش عاشق یکی دیگند
رفتی و دوراتو زدی
بگو چی شد که اومدی
نگو یادت رفت که یه روز
زیر همه حرفات زدی سهیل جامی یادت رفت منبع : آهنگ جدید سهیل جامی یادت رفت گفت معشوقی به عاشق کای فتا
تو به غربت دیده یی بس شهر ها
پس کدامین شهر ز آنها خوشتر است
گفت آن شهری که در وی دلبر است
هر کجا یوسف رخی باشد چو ماه
جنت است آن ، گر چه باشد قعر چاه
هر کجا تو با منی من با تو ام
ور بود در قعر گوری منزلم
خوشتر از هر دو جهان آنجا بود
که مرا با تو سر و سودا بود
"مثنوی" هی فلانی یادت هست تمام اشکم را در می اوردی هایی که پشتشان کلی مثلا عشق بود و مثلا می خواستیم؟ یادت هست ساعت ده و یادت هست پنجره ی بارانی و شب و دریای شمال و باران ؟ بین دل مشغولی هایت یادت هست از های دلت با وهم ها،سایه ها،مترسک ها؟ هی فلانی کجا جا م ؟ میان تمام تاریکی ها، ی ها، دلباختن ها یا ش تن ها؟ کجا م که دست درازی های ذهنم هم خیال دس. یادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه براتدار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشاتخورشید و بردار و بیا آفت شو به خاطرمیادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه براتدار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشاتخورشید و بردار و بیا آفت شو به خاطرمقرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرمقرارمون یادت نره دوستت دارم یادت نرهقرارمون یادت نره دوست دارم یادت نرهقرارمون ساعت عشق کنار دلشوره زدنکنار دلواپسی و ترس یه وقت نیومدنعاشقم و عاشق تو از همه دیوونه ترمقرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرمقرارمون یادت نره دوستت دارم یادت نرهقرارمون کنار گل که سر به زیرِ عطر توستتو چین چینِ دامنی که هزار تا بغض رو میشه شستخورشید و بردار و بیار { بردار و بیار }آفت شو به خاطرم { خاطرم }قرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرمیادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه براتدار و ندارم رو بگیر مال خودت ، مال چشاتقرارمون یادت نره دوست دارم یادت نرهقرارمون یادت نره دوست دارم یادت نرهقرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره خبر > خانه ی کوچک دو طبقه را یادت باشد. همان خانه ی کوچکی که در هر طبقه ی آن یک خانواده زندگی می کرد. خانه های این محله یادت باشد، خانه های۵۰، ۶۰ متری چسبیده به هم را یادت باشد. خانه ات را باد برد

تو هنوزم نگرانِ وزشِ باد، در موی منی !؟
مسخِ افیونیِ افسانه ی اصحابِ کدامین غاری ؟
در کدامین خو ؟
خواب در چشمِ تو ویرانیِ صد طایفه است
تشتِ رسواییِ انِ امارت افتاد
تو نگهدار ، هنوزم دو سرِ شالِ مرا

تو نگهدار به چنگت ، شبِ گیسوی مرا
تا مبادا شبِ قحطی زده ی سفره ی ما
مشتِ خالی . مهربانمدلواپس کدامین قرار بودی که قرارمان یادت رفت***دلتنگم دلگیرم بهانه میگیرمدلتنگ چشمهای دوخته بر آستانه درچشم های تو چشم های ماما چشمهای توبه آستانه نرسیدفراموش کردی قرارمان رااما مندلگیرم از سفر"نفرین به سفر""نفرین به جاده "
راه
راه
راه
****می دانی؟!هنوز پی سالها انتظارشعرم ناتمام مانده است" ای مهربان مسافر بی بازگشت من ...بر روی کدامین دفتر بی انتهامشق کنم دلتنگی هایم را برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید
همین الان ؛
خواهرت را بو کردی ، عمیــــــــــق ! گفتی : مامان چه بوی خوبی میده ، بوی کیک ، همیشه بوی کیک میده ، کیک دو قلو ! من مــُــــــــردم !
برای این همه عشق تو ...
برای این همه خوشبختی . بهـــــــار ؛ یادت می آید از بوی تنت برایت میگفتم ؟
گفتم که مست میشوم از عطر تن ات ...
که می میرم !
یادت می آید ؟ گمان می باید مادر باش. سلام پدر!
حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن،
دلمان برای دیدارت تنگ است...
یادت را به شمعدانیها پیوند زدم که هیچگاه زرد نخواهد شد،
همیشه سبز و پر گل از یادت، خاطراتت، حرفهایت، نگاهت، صدای خنده هایت بر طاقچه خیالم است.
چه صبور و مهربان بودی. یادت گرامی و روحت شاد.
به یاد همه پدران ه در آغوش خاک... فاتحه مع الصلوات دلم می خواهد اگر رجعتی بود تکرار نباشد. اگر با هم بودنی بود اغیار نباشد. دلم می خواهد جمعمان در میان رویای آن تابستان در باغ کوچک کنار همان کوهی که هر روز سنگ صبورم بود دوباره جمع باشد. یادت هست آن غروب را که در تاریکی یک شامگاه بهاری در اطراف سفره ی دوستیمان تنها ما بودیم و خدا بود. وقتی یکی از ما چندنفر گفت امروز... من بودم و تو بودی و . قولی برایت نمی نویسم ولی شاید گاهی یادت ،شاید خزان دلم بهار تو را طلب کرد ،شاید وقت نوازش برگ درختان نسیم مرا یاد تو انداخت قولی نمی دهم ولی شاید گاهی یادت ..... قولی نمی دهم ولی اگر پاژل زندگی نقش تو را ترسیم کرد شاید نفسی یادت کنم ، اگر نبض خاطراتت در ذهنم دلتنگ تو شد شاید به یاد آن گلدان شمعدانی کنار حوض برایت گریه . وقتی که خطوط ممتد . یادت هست می گفتی : اگر ترکم کنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟

به یادت هست می گفتی : نرو هرگز که من بی تو فراموشم؟

به یادت هست می گفتی : که هر لحظه ، شبها ، صدایت هست در گوشم ؟

کنون آن روزها رفته

، تو هم رفتی ،

اینک من شدم تنها ،

اسیر دردها ،

غمها تمام روزها ،

شبها ،

ماهها ...

ش ته در گلو . یادت هست مادر
یادت هست مادر
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛
تا یک لقمه بیشتر بخورم...
یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران
میگفتی بخور تا بزرگ بشی...
آقا شیره بشی...
خانوم طلا بشی...
و من عادت که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم
حتی بغض هایم را.... یادت نرود ..لحظه ای که ی غیر از خودت غمت را خورد یادت نرود .لحظه ای که حرفی یا کاری اشکت را لبخند کرد یادت نرود .این لحظه ها را خوب خوب توی خاطرت نگه دار برای وقتی که تنهایی با دست های یخ زده اش بغلت می کند باید ذخیره ای داشته باشی. از حرف های خوب، کارهای خوب، آدم های خوب وگرنه زور تنهایی زیاد است... آدم هایی که این لحظه ها به دادت رسیدند ه. یادت باشد تو تنها یادگار بهترین روزهایی هستی که نه فراموش میشوی .. نه تکرار ... ♥️
ربات. یادت هست چه بغضی گلویم را گرفته بود ؟ یادت هست اشک پشت چشمانم نی نی کرده بود و آن سیل که در پای تو جاری کرده بود؟ یادت هست که دیگر نه آداب می دانستم و نه ادب ... فقط خودم را پرت تو دامانت و سر گذاشتم به زانو هایت و عقده هایم را یکی یکی بازگو ؟ البته عذر خواستم که زیارتنامه ام را همین اشک های داغم قبول کن. یادت هست بین حرف هایمان ... سلام رفی. چ بنویسم ؟ چگونه آغاز کنم ؟ چطور دستهایت چشمانت حواست تمامت را بر تنم نقاشی کنم ؟ چقدر شبهای تارِ بی هویت را دلخوش به وعده آمدنت کنم ؟ از کدام جاده کدام مسیر در کدامین فصل به انتظار بنشینم ؟ با چ زبان ؛ کدام لهجه دلتنگیم را شعر کنم ؟ دلتنگیت را به آغوش بکشم ؟ تو بگو ...چ کار کنم ؟ چطور چاله دلِ سختت را پُر کنم ؟ چگونه مبهوتِ رویای تو در ج. من را زیر خا تر جا گذاشتیآهاییییییی با تو ام تو یادت نرود من به خاطر تو اتش گرفته ام... کاش فقط یک روز نقش غول چراغ جادو رو بازی میکردی آخه سنگ تموم نمیتونی بزاری همش می خوای معامله کنی...!!!!امروز تولدم بود ... اصلا یادت بود .......... رهگذار عمر رهگذار عمر رهگذار عمر سیری در دیاری روشن و تاریک
رهگذار عمر راهیبر فضایی دور یا نزدیک
نمی داند کدامین روز می آید
نمی داند کدامین روزمی میرد
چیست این افسانه هستی خدایا چیست
پس چرا آگاهی از این قصه ما رانیست
نمی داند کدامین روز می آید
نمی داند کدامین روزمی میرد
نمی داند کدامین روز می آید
نمی دان. روز پـــایـیزی کنار هم یادت نیست... روز سرد سیاه رفتنت یادم هست.. ناله ی تمناهای من؛ از شاخه جدا ماندن من یادت نیست...
شب تا به سحر پرواز پُر خطر یادم هست؛تلخی فاصله ها یادم هست... بی خو و گریه های شبانه ی من یادت نیست؛ آیینه ی چشمان من یادت نیست؛چهره ی خندانت یادم هست... آنچنان غرق تماشای دیگری که نگاه من یادت نیست.. باورم نیست رفتی و ی. با انگشت اشاره خطهای مواجی را روی هوا میکشمآ ین بار کجا بود؟ کجا بود ................کجاااااااا بود؟یادت مرا فراموش یادت شعله ی دلم را لرزان کردیادت ستاره ای میشود که مرتب کم نور میشودهوا آلوده است خودم هم باور دارم دستهایم هوا را خط خطی میکنند من به یادت هســــتم ! چه به هنگام دعا ... چه به هنگام نشستن به لب پنجــره ی خاطره ها . هـــر کجا هستی ... باش ؛ دل من با دل تـــوست ! و دعــــایم این است : دل زیبای تو عاشق باشد ... و به یک حس مـــقدس پـــابند ! دل من با خــــوشی ات شاد و خوش است . هــــر کجا هستی ... باش ! دل من با دل تــــــو خواهــــد ماند ! دلم یک آغوش می خواااهد که پذیرای بغض ها و اشک هایم باشد. مثل یک خواب بود، تا امدم باورش کنم، بیدار شدم. همه چی تمام شد. هنوز مزه ی شیرینی اش زیر دندان هایم است. لعنت بر تو دنیا که روزهای آسانی ات از جنس رویا، زود می گذرد و روز های سختت اصلن نمی گذرد. اصلن به من بگو به کدامین جرم مرتکب نشده، رفت...به کدامین جرم مرتکب شده ما را تبعید د... دنیا. دل من! صبر کن. صبر داشته باش... ابرهای تیره غم، کنار خواهند رفت. در این بزم باشکوه، مقاوم باش. تو بانوی صبری... یادت که نرفته؟ آن روز که در تنهایی خود غوطه  ور بودی را می گویم... یادت هست ناجی همه قصه ها همسفر عشق به تو عنایت کرد؟؟؟ یادت هست؟ عاشقانه پرستیدن را او به تو یاد داد!  اینهمه غم برای نکرده ای که حدس میزنی؟؟؟!!!! انهم بابت خطای. در این شبگیر
کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کرده ست؟ ای مرغان که چونین بر شاخه های این درخت برده خوابش دور
غریب افتاده از اقران بستانش در این بیغولهٔ مهجور
قرار از دست داده، شاد می شنگید و می خوانید؟
خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما
سپهر پیر بد عهد است و بی مهر است، می دانید؟ کدامین جام و پیغام؟ آه
بهار، آنجا نگه کن، با همین . به یادت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
چو نی گر نالم از سوز ج
نیستان را به آتش می کشانم
نیستان را به آتش می کشانم

به یادت ای چراغ روشن من
ز داغ دل بسوزد دامن من
ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفته بوی گل پیراهن من
گرفته بوی گل پیراهن من

همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلی دارم ، دلی بی تاب دی. 468 یه وقتایی دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه...
بدی هاش یادت میره. نامردی هاش یادت میره...
بی محبتی هاو رفتار سرد و تلخش یادت میره...
وقتی با بی رحمی تنهات گذاشت یادت میره...
فقط میگی: خدایا یه دقیقه ببینمش تا شاید دلم آروم بشه.... ...کدام سمت جهان دست های عشق پنهان است؟؟/و ایه ایه نگاه از حریم عاطفه لبریز ؟/تمام باغچه ها را ی لگد کرده /ش ته اند تمام شیشه ی احساس نسترن ها را/وبسته اند هجوم بلوغ صنوبر را/چه بی خیال نشسته ایم در اندوه صد ستاره به چوبه ی دار؟؟/ما وامدار کدامین قبیله ایم؟؟از مجموعه جام ناتمام -محمد زارعی- یادت باشه

یادت باشه عزیزم،دوست دارم همیشه

تو گفتی با نور عشق،زندگی زیبا میشه

یادت باشه دلم رو به دست تو سپردم

این عشق اسمونی رو هرگز ازیاد نبردم

یادت باشه که عشقم ازروی بچه گی نیست

دوست دارم می دونی ازروی سادگیم نیست

یادت باشه که گاهی فکر شقایق باشی

برای من که عاشقم یه یار عاشق باشی

یادت باشه همیشه کنار من بمونی

کنار تو خوشبختم دلم می خواد بدونی

یادت باشه که می خوام برای تو بمونم

تا همیشه تا ابد ازتو بگم وازتوبخونم

یادت باشه که باتوهمیشه صادقم من

اگه برات می میرم بدون که عاشقم من

یادت باشه دلم رو هرگز به بازی نگیری

دست منو که عاشقم به گرمی عشق بگیری

یادت نره که گفتم دوست دارم عزیزم

بهار عاشقیمونو به زیر پات می ریزم