بچه پررو

به نقل از خبرگزاریها در مورد بچه پررو : ماجرای س و کلاغ با مهماندار هواپیما

یه کلاغ و یه س سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده، چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!


چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده
باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه ب. فرستاده:فقط ا ین بازدیدتون خیلی وقت پیشه انگاری

-خخخ! یه کلاغ و یه س سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندارمیگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟+ بله، بفرمایید؟
- سلام، منزل هوشی؟
+ سلام، نخیر!
- منزل هوشی نیست؟
+ نخیر نیست، منزل حبشیه!
- به ما گفتن هوشی! برا امر خیر زنگ زدم، مامانتون هستن؟
+ نخیر!
-کجان؟
+مهمه؟
- کی میاد که زنگ بزنم؟
+ شب تشریف میارن!!!
- شما درس خوندی؟
+ آی تی
- پسر من دیپلم داره ولی از 20 سالگی تو جاده ش ز فروشگاه مبلم. در سازمان ملل می گوید دلیل انعقاد توافقی مانند برایش غیرقابل درک است ولی بهرحال باید همین توافق بد را که فقط به نفع ایران و روسیه تمام شده، به شدت مورد نظارت قرار داد. در سازمان ملل می گوید دلیل انعقاد توافقی مانند برایش غیرقابل درک است ولی به هر حال باید همین توافق بد را که فقط به نفع ایران و روسیه تمام شده، به شدت مورد نظارت قرار داد. در سازمان ملل می گوید دلیل انعقاد توافقی مانند برایش غیرقابل درک است ولی بهرحال باید همین توافق بد را که فقط به نفع ایران و روسیه تمام شده، به شدت مورد نظارت قرار داد. ﻪ ﮐﻼﻍ ﻭ ﻳﻪ ﺧﺮﺱ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻼﻏﻪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﭼﺎﻳﻲ ﻣﻴﺪﻩ ﭼﺎﻳﻲ ﺭﻭ
ﮐﻪ ﻣﻴﺎﺭﻥ ﻳﻪ ﮐﻤﻴﺸﻮ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﺑﺎﻗﻴﺸﻮ ﻣﻲ ﭘﺎﺷﻪ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺪﺍﺭ
یکم گیجم!!!!!!!!!احساس میکنم واسه رسیدن به هدفم دچار تردید شدم همینه که یخووووووورده (زیاد) تنبلم کرده و باعث شده رو بیارم به یه راه هایی که خودم میدونم رسیدن به هدفمو خیلی کم میکنه (به قولی این ره که میروی به تر تان است!!!!)اما چون تنبلم از این راه های آسون و احمقانه میرم.این دیگه آ شه که آدم پررو پررو خودش بگه تنبلمخب بیاین یکم جدی باشیم و مث آدمای باسواد حرف بزنیمش پیر میگه: تردید های ما به ما خیانت میکنند. مارا از کوشش برحذر می دارند و از پیروزی هایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروممان می سازند.راس میگه ها!!!!!! اصلاً دلم می خواد گریه کنم وااااای که چقدر بد با آقای- صحبت .... خیلی ... خودم از لحن تند خودم تعجب زده و خج ناک هستم شدیییید .... اما خب خ ش یه کم شعور اجتماعی هم بد نیست شاید هم اشکال از منِ که نتونستم حالی این جماعت آقایون م که بابا به من بعد از ساعت "9" شب زنگ نَزَنید اصلاً از این بی ملاحظه گی ها متنفرم بابا دوست های دختر من هم شب ها تا جایی . مردم چه پرررو شدنااااااا...... امروز تو تا ی پسره بغل دستم نشسته بود یهو دستمو گرفت برگشتم چپ چپ نگاش میکنم ... میگه الکی مثلا ما زن و شوهریم!!!!!!
منم ولش ن بردمش ید گفتم الکی انگارداری واسه خانومت کادو می ی!!!^__^ خواهرزادم اول راهنماییه.
واسه روز معلم کلی هزینه کرده و کادو واسه معلمش یده!میگم سینا این چه کاریه اخه؟!یه شاخه گل کافیه دیگه…
میگه جسارتا زِر نزن!! من دارم واسه دخترش برنامه ریزی میکنم ، رسیدم سن تو نتُرشم!!! الانم جای دوری نمیره. پدر زنمه!!!!!!من :o
اون(خواهر زاده ام ، بچه پررو) d: با تشکر ازالهام جان ♥دختری که پررو نباشه...♥ ♥سر تق نباشه...♥ ♥حاضر جواب نباشه...♥ ♥شیطون نباشه....♥ ♥با خنک بازیاش نخندونتت...♥ ♥ازت پاستیل و آلوچه نخواد....♥ ♥ع قدیمیتو بزور ازت نگیره.....♥ ♥بدونه حق با تو هست و هی پافشاری نکنه...♥ ♥گازت نگیره....♥ ♥ناز نکنه...♥ ♥گوشیت زنگ میخوره چ و چهار تایی نکنه تو گوشیت....♥ ♥به حرفات گوش نکنه....♥ ♥دختر نیست گوش کو.
حجت ال پناهیان: مشاور نهاد نمایندگی ی در ها با بیان اینکه در آ عمرشان نگران جریان راحت طلبان و یی بودند، گفت: در ادبیات (ره) یی همان راحت طلبان است.  (ره) در آ عمرشان نگران جریان یی بودند/برخی دشمن را پررو کرده اند راحت طلبی اولین گرایشی است که انسان تجربه می کند اولین علاقه و اولین گرایشی که ما در خودمان تجربه می کنیم «راحت طلبی» است. حتی لذّت جویی که یکی از فراگیرترین گرایش های ما در طول زندگی مان هست و برای همۀ آدم ها به انحاء مختلف، موضوع مطرحی است، بعد از راحت طلبی سراغ آدم می آید. گرچه خود راحتی لذّت دارد، اما به هرحال انسان به راحتی علاقه مند است. یک نوزاد وقتی به دنیا می آید، تا گرسنه اش می شود، احساس می کند ناراحت شده، شروع می کند گریه . تا دل درد می گیرد، ناراحتی را احساس می کند و ع العمل نشان می دهد.
**برای دریافت صوت سخنان ایشان اینجا کلیک کنید** + ساعت 12:31 دقه شب وقت نمره دادنه عزیز ؟ مردک با اعلام 2 نمره من بدبختو تا ساعت 6 صب بیدار نگه داشت 7 هم باید میرفتم کلینیک ! گریه خودم یه طرف یه جماعت 20 نفره ریختن سر من زنگ بزن به جهت تصحیح مجدد اوراق امتحانی حالا ساعت چنده ؟ ساعت 3:3 دقه صب ! یارو کجاست ؟ تهران ... رفقای من کجان ؟یکی شمال یکی جنوب شرق غرب مرکز ! خب نادونای خنگ من خودم نمرم ضایع شده بعد ساعت 3 زنگ بزنم به اون ازخودراضی بگم مجدد کل 60 برگه که هرکدوم 11 تا پیوست داشته صحیح کن ! مگه مغز خورده یارو دوباره صحیح کنه همینم که داده لطف کرده تا خود 6 صب من داشتم به اون منگلا توضیح میدادم من زنگ نمیزنم بعد پررو پررو میگن زنگ بزن به آقای فلانی ( یکی از همکلاسی ها ذکور که دیروز نزدیک بود من و ایشون همدیگه رو به خاطر یک روه بندی ساده به قتل برسونیم ) بگو اون زنگ بزنه ! خب بی .... چی بگم حالا بچه هم رد میشه تو وبم خودتون شماره اون یارو رو دارین زنگ بزنین لامصبا ! سرم در شرف انفجاره الان از سرکار اومدم ، ب نخ دم 3 باید برم جایی 6 کلاس دارم من دارم میمیرم آقامن توگلوم ببخشید سلام آقامن توگلوم گیرکرده که یه عده نیومدن روصندلی داغ هرکی موافقه اعلام کنه ت اریمشون تابستونی یکم بخندیم اینان : مستر فروتن خانوما حیدری پناهنده فرجی مهدی پور یاری(هرچنددیگه همکلاسیمون نیستن) هوشنگی بازگیر ،بقیم که دیگه... بیخیال ، میان میزنن لهم میکنن بترتیب حروف الفبا گفتم اسمارو پررو أم،میدونم فروتن رومو. امروز خب طبیعتاً چون پنج شنبه بود و دبیرای ما مردن حتما قیافه من باید شبیه بقیه پول خیارشور باشه و سگ جوش بزنم : بعد زنگ آ دیگه همه رد داده بودیم. دوستم روی تخته وایت برد کوچولوش داشت جواب مینوشت. تخته هه بزرگ بود. دبیره گفت : اذیتت نمیکنه؟ منم ادامه دادم : چشمات؟ پررو میگه نه تخته ت تخته ت ! بخوره تو سرررررت -_- * بعد زنگ خورد نمیذاشت بریم. اون سفری که رفتیم...توی هتل اولی، من یه اتاق دابل گرفته بودم چون نیازی به پیش پرداخت پول نداشت...اون زوج دیگه هم یه واحد دابل...وقت وج زنگ زدم اتاقشون گفتم این همه جعبه ها که گذاشتن کنار تخت خواب، رایگانه و باید برداریم برا خودمون یا برنداریم...اونا هم فقط گفتن نه روشون برچسب قیمت داره و برندار. بعدا فهمیدم اون بسته ها وسایل لازم برای رو. پر پروازم را بسوی حرم ات گشوده ام ای حرمت پناهگاه دل های ش ته کبوتر پریشان شما قصد سفر کرده پس کی اذن حضور میدهید ای هشتمین اختر تابناک ت و ولایت هنوز یادم نرفته پررو شدم گفتم هر سال مرا میطلبد طرح ولایتمان شد اصفهان قبل از آمدن به حضورتان، حضور خواهر گرامیتان رسیدم اما....... اما رفتیم اصفهان بار دیگرضامن آهو خود ضمانتم کرد آذر ماه با. دبیر اتحادیه انجمن های ی دانشجویان مستقل گفت: حادثه تروریستی امروز درک اهمیت امنیت و مبارزه با تروریست ها را، ملموس می سازد و باید به یاوه گویانی که م عان حرم را به مذاکره با توصیه می د گفت «بسم الله آقایان پررو و وقیح! بفرمایید مذاکره کنید!» همسرسراغ کار کتابفروشی رو گرفت. گفتم بهش گفتین؟ قبول کرده؟ گفت آره خیلی ام خوشحال شده!
رو که نیست! دختره پررو الان دیگه غرور نداره بگه کار ی رو که نمیخوام تو زندگیم دخ کنه قبول نمی کنم! الان بهش بگی کار زشتی کردی می گه کدوم کار؟ مگه چه کار ؟ مگه چی شده؟! همینقدر وقیح و نفهمه. 
خانم عجله م دارن! بابا ما رفتیم به محمد بگیم دیه خداحافظ..منو نه میبینی نه دیه مزاحمت میشم نمیدونم چی شد که بجا اینکه بگم خداحافظ گفتم دوست دارم! خب دوسش دارم...زوره؟ نه من نمیتونم ازین پسر دل م...داشتم دغ می وقتی میخواسم نتو قط کنمو بیخیال دوستیمون شم تصورش دیوونم میکرد که دیه باش چت نکنم... خب دیه درگیرشم..با هم ادامه میدیم..فارغ از اینکه آ ش چی بشه اونم . بابا ما رفتیم به محمد بگیم دیه خداحافظ..منو نه میبینی نه دیه مزاحمت میشم نمیدونم چی شد که بجا اینکه بگم خداحافظ گفتم دوست دارم! خب دوسش دارم...زوره؟ نه من نمیتونم ازین پسر دل م...داشتم دغ می وقتی میخواسم نتو قط کنمو بیخیال دوستیمون شم تصورش دیوونم میکرد که دیه باش چت نکنم... خب دیه درگیرشم..با هم ادامه میدیم..فارغ از اینکه آ ش چی بشه اونم . - بابا - بعله ؟ - من می خوام به دنیا بیام - به من چه بچه .. به مامانت بگو - بابا - هان؟ - من شیر می خوام - لا اله الا الله - بابا - چته ؟ - من از اون ماشین کوکی های قرمز می خوام - آروم بگیر بچه - بابا - اههههه - من پول می خوام - چی ؟؟؟؟ !!! - بابا - اوهوم ؟ - منو می بری پارک ؟ - من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟ - بابا - هان ؟ - من زن می خوام - ای بچه پررو ... - بابا - بعله ؟ - من می خوام به دنیا بیام - به من چه بچه .. به مامانت بگو - بابا - هان؟ - من شیر می خوام - لا اله الا الله - بابا - چته ؟ - من از اون ماشین کوکی های قرمز می خوام - آروم بگیر بچه - بابا - اههههه - من پول می خوام - چی ؟؟؟؟ !!! - بابا - اوهوم ؟ - منو می بری پارک ؟ - من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟ - بابا - هان ؟ - من زن می خوام - ای بچه پررو ... بچه: پدررر...گشنمه!
فامیل: عزیزم پول ندارم واست شیر خشک ب م،ما شامگاهیم میفهمی؟ شامگاه!!
مجری: ما شامگاهیم؟ تو اصلاٌ میدونی شامگاه به چی میگن؟
فامیل: بله،به ما بدبخت بیچاره ها میگن که فقط گاهی شام میخوریم!
مجری: فامیل تو ادبیات تو مدرسه چند میشدی؟
فامیل: آقای مجری یه چیزایی هست که آدم نمیتونه جلو بچه بگه،پررو میشه!
. رسد اگر به علی ی ،
به کجا رود به کجا رسد ؟
به خدا قسم که اگر ی به علی رسد ،
به خدا رسد ...

ولادت حضرت علی (ع) مبارک. پدر بشنو این حرف فرزند خویش عزیزو گرامی و دلبند خویش تویی مایه ی بود و پیدایشم کنا رت به ناز و به آسایشم پدر تکیه گاه وجود منی تو سرمایه ی هست و بود منی پدرم روزت مبارک باد من نمی فهمم چرا هیچ نمینویسد از مردهـ. "تنها چیزی که از من دلجویی می کرد امید به نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می ترسانید و خسته می کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می خورد؟ حس می که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدمهای بی حیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود، برای انی که به فراخور. این هم از ع شون توی رخت عروســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی.انشاءالله قسمت شما هم بشه و مـــــــــــن خخخ پررو شدم ببخشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد البته توی این ع داماد ناراضی به چشم میاد ولی شما جدی نگیرید این فیگورشه!ج رو دوسش داره!بهله اینجوریاست!
امروز روز عجیبی بود. خیلی ناراحت بودم از اول صبح و موقع امتحان هم که دیگه یهویی همه چی گفتم بهشون.... به خاطر اینکه خیلی پررو بودن و در نهایت اتاق رئیس... مانیتوری که کابل vga اش ابه، کیسی که بالا نمیاد و 15 دقیقه تو صفحه اول می مونه... افرادی که رئیس آمارشون رو به من داد و گفت به هیچ کی تا حالا اینا رو نگفتم... اعص که د بود و همه فهمیدن که ده... . وای من باورم نمیشه زمان این همه زود گذشته باشه ! من از عید تاحالا ننوشته باشم !!! خب دلیل اصلیش این بود که تویِ عید به خاطر استراحت هایِ مداوم تنبل شده بودم! رسماً هیچ کاری ن تویِ عید جز همون چنتا دید و بازدید و دو سه تا مهمونی ِ شام که میزبان بودیم روز 13 به در هم مهمون بودیم که واقعاً جای خوب و با صفایی بود همون جمعی که رفته بودیم رو دوست. یکی از دانشجوهای م پیام داده، که : « دیروز خیلی مهربون بود. کارم رو یه نگاه کلی کرد و بعد با دقت و حوصله تصحیح کرد.» بعد میگه: «مشکل شما چیه مگه؟ که میگن خیلی کارتون رو دوست دارن.» من : «دوست دارن؟؟» : : : :o الآن اگر دوست دارن فکر می کنن بگن من پررویی چیزی میشم؟ این چه فکر غلطیه؟؟ نه وااااالا دلگرم میشم که پررو نمیشم! کلاً هم اه اصلاً به من . دیروز با مهرسا خانم رفته بودیم بیرون تو پارک قدم میزدیم یه خوشگلم جلومون راه میرفت ولی ی پیشش نبود.بش گفتم کوچولو اسمت چیه؟باکمال بی ادبی گفت به تو چه مگه فوضولی...خودمو که نمیدیدم ولی حدس میزنم دو تا شاخ بالا سرم در اومد...بعد چند دقیقه سوییچمو در اوردم زدم به بادکنکش بادکنکش پکید. مهرسا زد تو بازوم گفت آرتان خیلی بچه ای من هم فرار .چ.
در کتاب حاجی آقا نوشته صادق هدایت (1945)، حاجی به کوچک ترین فرزندش درباره ی نحوه ی ب موفقیت در ایران نصیحت می کند:
توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛
اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی!
سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می کنه و از زندگی عقب می اندازه!
فقط سر درس حساب و سیاق دقت !
چه. چقدر از خدا خالی شدم... چقدر راحت شک به دلم راه میدم... خدایا یه زمانی بیشتر مراقبم بودی غلط اضافی نکنما...خودت جلومو میگرفتی...یادته که؟ قهری نکنه؟ خداجون میدونم هم به تو بد هم به خودم میدونم 100 بار گفتم غلط و به ساعت نکشیده شرو باز ولی اگه تو هم هوامو نداشته باشی که دیگه باید برم بمیرم که... خدایا نذار به خوندن عادت کنم نذار به خدایا شکرت. ولی خودمم باور دارم این دپرسی و فاز غم اصلا بهم نمیاد :)
یه آدم  از دور جدی که بی مس ه بازی روزش شب نمیشه و اگه نگه و نخنده و روزی دو بار عاشق نشه بوی مرده رو میگیره.خلقت من همینه!و عجیب  از ی مثه من انتظار دوام حال داشتنه!خلاصه بلاگر محترم تهویه ۱۷ از اون آدمهایی نیست که بشه ازش انتظاری داشت ^~^

بریم که یکی دو روزه درسا پررو . اینم یه شوخی .... :

ﺁﻗﺎ ﺟﺪﯾﺪﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ !

ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻋﺮﻭﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻟﯽ ﻭ ﺗﯿﺸﺮﺕ !

ﺍﻧﻘﺪﻩ ﭘﺮﺭﻭ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﺶ ﺳﯿﺦ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﯼ ﻫﻤﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ !

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻒ ﺧﻮﺑﻪ ﻭﺍﻻ ﻧﻪ ﺷﺮﻣﯽ ، ﻧﻪ ﺣﯿﺎﯾﯽ ، ﻧﻪ . . .

ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮕﻒ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ

ﭼﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ !

ﺩﺭ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﯿﺮﺕ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ . . .

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩﻩ:x اوایلی که رفتیم سقز، سلاح سنگین مان یک مسلسل کالیبر بود. حتی آ ی جی هم نداشتیم. همین ماجرا، ضدانقلاب را حس پررو کرده بود. وقت و بی وقت حمله می د به پایگاه هایمان. محمود که شد مسئول عملیات، گفت: هر جور شده، باید مشکل تجهیزاتمون رو حل کنیم. زیاد این در و آن در زد. کم کم خیلی چیزها توانست بگیرد. برای گرفتن خم ولی، مدتی معطل شد. مشکلش را جور . 1 شیرین. 7 ملوس 2 غمگین. 8 پررو 3 باجنبه. 9 مهربون 4 مغرور. 10 بی ادب 5 زیبا. 11 با حال 6 موذی. 12 عصبی اسم این پسر "مارک" هستش، اون در نیویورک تو یه سالن با درآمد عالی کار میکنه،اما در تنها روز تعطیلش مجانی میره و بی خانمان ها رو اصلاح میکنه پ.ن:اگه ویژگی خوبی در آدمای اطرافتون می بینین بهشون بگین، فکر نکنین پررو میشن! بهش بگین که چه خنده رو،چه مهربون،چه خلاق،چه باشعوره، ... هم اون تشویق میشه و به خوب بودنش ادامه میده هم حال خودت از بازگویی خوبی ها خوب میشه...