بیاتو آسمون آبی

به نقل از خبرگزاریها در مورد بیاتو آسمون آبی : صبح ها که از خواب پا میشم

خواب ستاره دیده ام

تو دامنم از آسمون

صد تا ستاره چیده ام


ستاره های آسمون

وقتی که چشمک می زنه

دست و پامو گم می کنم

فکر می کنم که با منه


خواب ستاره دیدن و

ستاره چیدنم چیه

انگاری که تو زندگیم

جای ستاره خالیه


ستاره های آسمون

د. خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به ی توجه نمی کنه ...
از ی خج نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
آفت شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالا ه آفت شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم از این همه دربه دری تو قلب من قیامته چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته از این همه در به دری به لب رسیده جون من به داد من نمیرسه خدای آسمون من با دوستم داشتیم برمیگشتیم خونه.از تا ی که پیاده شدیم چشمم افتاد به آسمون.خیلی گرفته بود.گفتم آسمون چرا اینجوریه؟
برگشته میگه میشه دیگه...
نزدیک بود خودمو بندازم زیر ماشینا راحت شم از دست این بشر!
میش :-(
هوای گرگ و میش °_°
من *_*
بازم میش o_o میخواد بره از آسمون ستاره بچینه!!چیکارشون داره و ازکجا ازین کارا به ذهنش رسیده هم الله اعلم یک روز تمام فقط گفت میخوام برم بالای آسمون ستاره بچینم!!! منم هی گفتم باشه!!!فرداش یهویی گفت:مامان خوب من با چی برم بالای آسمون!!!خوب فکر کن ببین با چی میتونی بری بالای آسمون!خوب اگه برم رو صندلی که دستم نمیرسه که!!!گفتم آره خوبپس چیکار کنم؟خودت . من هنوز هم مثل بچه ها فکر می کنم خدا یک جایی توی آسمون نشسته و نگاهمون می کنه ، به همین خاطره که همیشه لحظه های افطار خودم رو می رسونم پشت پنجره و زل می زنم به آسمون....صدای ربنا و اذان می آد من حرفهام رو می زنم ، آرزوهام رو به خودش میگم و مطمئنم که می شنوه!  آهنگ هــا : ساعت نرو جلو ، باور ی نیست ، شهید ، آسمون غریب . برای فعال سازی کد را به ۷۵۷۵ ارسال کنید
.
۵۵۱۱۹۵۰ آسمون غریب ۱
۵۵۱۱۹۵۱ آسمون غریب ۲
۵۵۱۱۹۵۲ آسمون غریب ۳
۳۳۱۷۹۶۸ ساعت نرو جلو
۳۳۱۷۹۶۹ ساعت نرو جلو قطعه ۲
۳۳۱۷۹۷۰ ساعت نرو جلو قطعه ۳
۳۳۱۷۹۷۱ باور ی نیست
۳۳۱۷۹۷۲ شهید منظره ی زیباییه... برگ های مو روی دیوار خونه ... عبور پر شتاب ماشین توی خیابون خیس... فرو افتادن قطره های پاک بارون روی درخت بید مجنون کوچه... تابش ناهنگام نور سپید آسمون... و.... میون این همه زیبایی... میون غرش های بی امون آسمون... من چه ک نه... دنبال رد پای صداش هستم.... توی آهنگ... " منو تنها نذار عشقم که از تنهایی میترسم"... " صبوری کن"... " تحمل کن"... با اینکه ب مراقب نبودم و نسبت به خودم کار بدی انجام دادم;  اما مگه میشه که بیدار بشی و ها رو کنار بزنی و یه رنگین کمان بزرگِ زیبا و یه آسمون ابر آفت ببینی و ذوق نکنی؟هیجان انگیزتر اینکه چند دقیقه بعدچهره ی   آسمون کاملا عوض شد. هرچیم روی زمین آدم ها هم دیگرو بکشن خودشونو بکشن صدای مهیب ایجاد کنن آرامش بهم بزنن صدمه بزنن و نادونی ن وقتی سرتو بگیری رو به آسمون ....یه آسمون آبیِ قشنگ میبینی که خوب که توجه کنی بیخیال و بی توجه به وحشتناک بودن چهارشنبه های آ سال دارن پرنده ها آروم آورم میخونن و تو میتونی لذت ببری از خوندنشون:)آبی پاک و صدای بی نظیر پرنده های مهاجر . توی آسمون سه تا ستاره هست که توی یک خط و نزدیک هم قرار دارند، از خیلی قبلترها این سه تا را به نام خودم زده بودم و پیش خودم خوشحال هم بودم که برخلاف همه من سه تا ستاره دارم نه یکی. خیلی اتفاقی یک شب زیر همین آسمون فهمیدم که پدر هم همین ستاره ها را به نام خودش زده به عشق سه تا فرزندش و خدا میدونه چه عشقی از اینکه فهمیدم هردو ستاره هامون مش. میای کنارم دوباره!!! یه روز که آسمون ابری نداره میدونم... شاید هم یه شب که آسمون میشه پر از ستاره میای بخوابم؛میای کنارم میای و می خندی برام دوباره چقدر شیرینه تو که می خندی و باز قلب من؛بی قراره (: amir
+ سقف داریم تا سقف ، آسمون داریم تا آسمون خونه داریم تا خونه ! اینا رو گفتم که بگم توی اولین روزهای آبان منو مامان جان رو به آسمون سورمه ای رنگ خدا خو دیم و داریم از هوای خنک و دلچسبش لذت میبریم و چشمام همین الان گرمِ خوابه ! در حالی که هنوز خیلیا کولرو هم روشن میکنن اینجا اما قانون خونه ی ما توی آبان ماه همینه ، حیاط و آسمون :) + وقتی ع . یکی بود یکی نبود زیر این چرخ کبود ، دختری نشسته بود ، دخترک پدری داشت به وسعت یک آسمان یا بگیم دختر قصه ما ماهی داشت در آسمان تار بی ستاره اش یا شاید بگیم دختر قصه ما گنجشکی بود که می خواست پر بزنه به آسمون یا دختر نهالی بود که می خواست قد بکشه ،بزرگ بشه ،شکوفه بده اما از بخت بد اون دخترک دیو سیاه بد سرشت ماه آسمونش و کند انداختش پایین ماه آسمون اون دخترک قصه ما رفت زیر خاک دیگه آسمون شبهاش ماه نداشت دختر قصه ما غصه نشست توی دلش ، نشست یه گوشه ی اتاق کار اون دخترک قصه ما همه اش شده گریه و آه و... یا بگیم گنجشکک قصه ما کر آمد سراغش بال پروازش ش ت دیگه اون گنجشک ما پرواز نکرد یه گوشه لونه نشست یا اینکه نهال قصه تا می خواست قد بکشه بزرگ بشه بادی وزید کمر نهال قصه را ش ت نهال دیگه قد نکشید بزرگ نشد در باغ دلشو روی بهار بست و گفت : فقط خزون بیاد سراغ باغ دل من . دختر قصه ما داد زد خدا : اگه آسمون بیاد زمین ، زمین بره به آسمون . اگه شادی رو بکاری تو دل تموم مردم زمین دیگه خنده نیاد روی لبم ،چون دیگه ماه ندارم . دختر قصه ما داد زد خدا : اگه ستاره های آسمون کنده بشن تو دریاها ماهی های زنده بشن خنده نشینه رو لبم ، شادی نیاد تو دلم ، چون که آسمون دل من دیگه ماهی نداره حالا ده سال از اون روزها گذشت دخترک دیگه شادی نکرد چون ماه آسمونش ده سال رفته زیر خاک .

محسن مقیمیان شاعر روح الله احمدی آهنگساز چکاوک محمودیتنظیم آمین آسمون احساس محسن مقیمیان محسن مقیمیان , احساس , امین , محسن مقیمیان
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p کیفیت 576p می خوام یه قصه بگم از آسمون از خورشید از ماهی که چه زیبا اون بالا می درخشید یک شبی مهتاب خانم رفت دیدن ستاره تو راه که ابرا رو دید می گفت چه کیفی داره ستاره در رو وا کرد مهتاب خانم نیگا کرد ماه به ستاره هدیه داد ستاره اون رو واکرد ستاره خانم به مهتاب گفت تو چه مهربونی سفید و خوشگل و ناز وای چه شیرین زبونی راستی چرا خورشید خانم نمیاد تو .
+ جای خدا حافظی نوشتم: "آبی باشی و همیشگی مثل قلب پرنده ها" - ببین خیلی خوب بود، اما مگه پرنده ها قلبشون آبیه؟ + تا حالا قلب پرنده ای رو ندیدم، اما فکر می کنم پرنده ها اینقدر قلبشون برای آسمون و پرواز میتپه که قلبشون هم رنگ آسمون میشه، آخه پرنده ها عاشق آسمون هستن... - پس قلب منم همرنگ تو شده..!!
محمد عسکری ساج مسلم: دلتنگ رفتنم... مرتضی: مسلم دلش رو گذاشت تو مشت حسین و رفت کوفه...
دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه... اگر مسلمی چرا تسلیم
نیستی...اگر دل دادی چرا بی دل نیستی...؟ مسلم: دلم گرفته مرتضی....دلم گرفته مرتضی.... این همه چراغ ....توی این شهر....هیچ کدوم چشم هامو روشن نمیکنه.... این همه چشم توی این شهر....مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نم. زیر آسمون این شهر دو جوون دلشون گرفته ..... موندن سر دو راهی موندن یا رفتن ..... ب به یاد دل گرفته و ش ته این دو جوون این آهنگ و گوش می ....

پس از تو نمونم برای خدا ***** تو مرگ دلم را ببین و برو ***** چو طوفان سنگی ، ز شاخه ی غم ****** گل هستی ام را بچین و برو ***** که هستم من آن تک درختی ****** که در کام طوفان نشسته ****** همه شاخه های وجودش ز خشم طبیعت ش ت.
دنیا کوچیکه و عشق تو ، بزرگ دستهای من کوچیکه و قلب تو ، بزرگ
چشمهای من کوچیکه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ اشکهای من کوچیکه
ولی غربت تو ، بزرگ آسمون دل من کوچیکه و ستاره ی عشق تو ، بزرگ گر
چه عشق من کوچیکه و قلبم طاقت غم نداره اما بدون تا روزی که نفس می
کشم و زنده ام عشق زیبا و قشنگت همیشه توی قلب کوچیکم می مونه وقتی تو یه حیاطی با دیوارهای بلند ایستادی و سمت راستت و با فاصله نهایتا ده متر یک تیرک چراغ برق از اونایی که کنار اتوبانا نصب می کنن باشه و ماه شب 18 که به نسبت خوبی روشنه تقریبا وسط آسمون باشه و چشمی غیر مسلح به عینک و با شماره 1 و 0.75 داشته باشی قاعدتا باید از دیدن مثلث تابستانی هم خوشحال شی و قدر همین ستاره های قدر پایین رو بدونی:) پانو. بچه ها جونم سلام...من اومـــــــدم! این پست اول رمانه...اسمشم «قرارمون تو آسمون» امیدوارم خوشتون بیاد. خلاصه: آناهید صولت دانشجوی ترم آ نجوم تهران به دلیل ن یتی باباش از رشته ای که میخونه هیچ حمایتی از طرفش نداره...با شروع ترم جدید و اومدنش به تهران شرایطی براش پیش میاد که خوندنش خالی از لطف نیست...
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو ءمن اومده آخ ! داره باورم میشه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی ی یه عمره که در به درم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واس آتیش زدن یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن نگو که از این روزگا ر یه خورده کمتر گله کن منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم برگه ی تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین ! یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم ش ته تن
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم الان کجایی؟ رو تخت؟ دست و پاهاتو بکش مثل وقتایی که میخوای خستگی در کنی لپت رو توی بالش فرو کن پتو رو عاشقانه تر بغل کن پاهاتو روی نرمی تشک بکش... کردی؟؟؟؟ خب... حالا بگو خدایا شکرت ..
دلتنگ روزای بچگی شدم.. روزای از هر دوجهان آزاد.. همون وقتایی که تو حیاط خونه پدربزرگ زیر آسمون به ستاره های پرنور و شفاف و اون درخت چنار تنومند و خیلی بلن.
هم صدای خوبم بخون تا بخونم
عمر من تو هستی بمون تا بمونم
یه جا ابر آسمون یه جا پر از ستاره
یه جا آفت آسمون یه جا می باره
بی تو اما همه جا ابری و غم گرفتست
ابر آسمون یه قطره بارونم نداره

تو اگه باشی آسمون صافه
غصه ها پشت کوه قافه
با تو من بهارم
بی تو شوره زارم
وقتی هستی خوبم
وقتی نیستی بی تو
ی. zamino asemon رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : زمین و آسمون
2 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : yasamin51214 کاربر انجمن نودهشتیا 3 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) حجم کتاب : ۳٫۵ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ (epub) – اندروید ۰٫۸ (apk)
11 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub ، apk
4 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۳۴۸
14 رمان زمین و آسمون yasamin51214 کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
مثل خیلی از رمانا داستان دو تا آدم متفاوته اما تفاوتاشون فرق می کنه . دوتا آدم قصه ی من نه فکرشون مثل همه نه ارز ون نه اه شون و نه …
آره آدم فقط یه چیز به ذهنش میاد زمین و آسمون … نام شاعر : مینا نوروزیان
تعداد ات : 8 بیت
قیمت : توافقی
در صورت ید به ما اطلاع دهید ،که شعر را به شخص دیگر نفروشیم ،
صدامو شنیدی که درگیره آهه
نگاهم به در خشک شده یا به راهه
تورفتی و تنهاشدم این گناهه
دیگه بعدتو آسمون هم سیاهه
میدونستی باشی تاآ میمونم
بهت گفتم عشقم تویی مهربونم
میدونستی قدردلت رو میدونم
که شبها. آهنگ جدید رضا صادقی بنام آسمون با کیفیت اصلی new  by reza sadeghi   asemoon   آهنگ جدید رضا صادقی بنام آسمون asemoon , reza sadeghi , آسمون ,  آهنگ آسمون از رضا صادقی ,  آهنگ آسمون رضا صادقی , آهنگ جدید رضا صادقی ,  آهنگ رضا صادقی آسمون ,  آهنگهای رضا صادقی , رضا صادقی ,متن آهنگ آسمون از رضا صادقی چنین گفت زرتشت:
که سوزانید بدی را در آتش 
تا ز آتش برون آید نیکی.
پس تو نیز چنین کن.
« چهارشنبه سوری مبارک »
مثل هرسال بود امسال هم بااین تفاوت که بالن آارزو ی من برخلاف سالهای قبل که میرفت  بالاترین نقطه  توی آسمون ، روی زمین باقی موند اما بالن فندق رفت تو آسمون.امسال  آش رشته هم بود واسه چهارشنبه سوری.
چهارش. یه آسمون شکایت دل من/ دلم گرفتاره دلم اسیره ماهتو سمت خونمون بچرخون/ تا تن شب رنگ تو رو بگیره پل بزن از اونور دیوار غم/ خونمو مهمونی لبخند کن سایه ی شب رو از تو کوچه بردار / دستشو یک جای دیگه بند کن حال منو خیلی ا میفهمن / این طرفا هرچی دل ه تنگت ه پنجره بارون شده شب به شوقت /ببین چقد شهر هماهنگت ه قرارمون نیمه ی شب همین جا/ تا وقتی عطر صبح . وقتی یک شب سرد زمستونی شهر رو قدم میزنی زیر آسمونی به این بزرگی و پهناوری بارون باشه و همینجور محو آسمون شده باشی که یهو با نوازنده ی آکوردئون برخورد کنی که غرق توی احساس و شور خودش داره الهه ی ناز رو میزنه و همینجور که لبریز گفتنی توی وجود خودت سکوت کنی و فقط خیره میشی به دست های اون آدم و شور نواها که داره یک احساس زیبا رو بهت منتقل می کنه و این صحنه خیلی ح رو خوب کنه و همینجور به قطره قطره های بارون نگاه کنی و از عمق آسمون تمنای با داری فقط همین : ) دلم گرفته آسمون هم از زمین هم از زمون دلم گرفته طاقت گریه ندارم اشکام جاری نمیشه چون بیقرارم صدای هق هقم از گلو بیرون نمیاد کاش ی بشنود بغض درونم دلم گرفته و خیلی بیقرارم میان خواستن و موندن چاره ندارم زمین و آسمون تنگ آمد امشب خیال سالهای قلبم باطل امشب دل دیوانه را دیونه تر کن دیوانه تر کن دیوانه تر و دیوانه تر دیوانه ی تو که دیوان. به زور ده سالم می شد. یه روز روشن آفت و یه آسمون صاف. آفتاب وسط آسمون بود و من توی جاده ی وجی شهر که مشرف به تمام شهر بود وایساده بودم. هیچ عبور و مروری نبود ، هیچ آدمی ، هیچ ماشینی. نقطه هایی در افق پیدا شدن که لحظه به لحظه بزرگتر و نزدیکتر می شدن. تا اینکه تونستم تشخیصشون بدم. چند تا جنگنده که تو ردیف های پنج شش تایی نزدیک می شدن. همین که . دوست دارم یه شب زیر آسمون دراز بکشم روم به آسمون باشه....!! آسمونم پر از ستاره باشه.!! بعد یه باد خنک و ملایم هم صورتمو نوازش کنه و سکوت آرامش همه جارو فراگرفته باشه....خیلی حس خوبیه!!! حتی اگه تو پارکم نباشی ، حتی اگه تو حیاط یا بالاپشت یوم خونتونم باشی خیلی خوبه..... ! بعد با خودت همش فکرای قشنگ ی و به نعمتهایی که خدا بهت داده فکر کنی....!! میدونی؟؟!! واقعا عالیه...! یه بار امتحان کنین.! گاهی آسمونِ دلم رنگی میشه،،اینقدر که ازش رنگین کمان، کمونه میکنه،،،گاهی آسمون تو سیاهی گم میشه، جوری که ستاره ها هم راهشونو گم میکنند و تو سیاه چاله این دل میمیرند...گاهی ابری، که انگار باید به اندازه ی این سال ها انتظار بباره تا سبک بشه...گاهی محو میشه...انگار که اصلا وجود نداشته...جوری قدم برمیداره که انگار ردپایی روی دلم نداره...کاش. خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره... به ی توجه نمی کنه، از ی خج نمی کشه، می باره و می باره و... اینقدر می باره تا آبی شه، آفت شه..!! کاش... کاش می شد مثل آسمون بود... کاش می شد وقتی دلت گرفت، اونقدر بباری تا بالا ه آفت شی؛ بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده؛ انگار نه انگار که غمی بوده؛ همه چیز فراموشت بشه... !! کاش می شد... خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دلم گرفته کارنامه پشت کارنامه بالا می آد، امضا میشه و بر می گرده/ کارنامه ی سیاه و سفید اعمال یه سال عالمه آدم خا تری، اون پایین، دست هاشونو بالا گرفتن و چ ونو به آسمون دوختن و هر قطره اشکی که می چکه، پایین نمی افته، بالا می آد و یه کلمه ی سیاه از کارنامه صاحبش پاک میکنه. آسمونی ها م ایستادن به تماشا. خدا میگه اشک این جوان ها را که از عشق من می گری. امشب صدف بر گوهری،یک بحر گوهر میدهدیک گوهراما از دوعالم پربهاتر میدهدتیریک گو برمصطفی جبریل از دادار شدزهرا امانت باشد وحیدر امانتدار شد...
باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاشزهره نور و غزل به گل نشسته خنده هاشپدر خاک به آسمون س دلشوصدای بال فرشته ها میاد یواش یواشقنوت بسته آسمون به قامت ستارهرو بوم کعبه ربنا نفس نفس میبارهاگه. به ابتکار شورای شهر تهران، نخستین جشنواره آسمون شهرمون ( جشنواره نقاشی و انشای کودک و نوجوان با موضوع آلودگی هوا)، با هدف ایجاد حساسیت جمعی در خصوص معضلات آلودگی هوای تهران کار خود را آغاز کرد . در آیین پایانی این جشنواره که 17 بهمن ماه با معرفی برگزیدگان هر بخش برگزار شد. به برگزیدگان بخش های نقاشی و انشا یک حواله ی دوچرخه که نماد حمل و نقل پاک است اهدا شد. پارسا ناظمی دانش آموز کلاس ششم مدرسه ی والفجر و رابط برگ سبز دانش آموزی به عنوان یکی از 21 نفر برگزیده ی بخش انشا نویسی جشنواره آسمون شهرمون مورد تقدیر قرار گرفت. مطلب او در وبلاگش در خصوص جشنواره به همراه انشایی که برگزیده شد را می توانید در اینجا بخوانید.
بعد خوندن یه فاتحه آروم بلند شدم و نشستم روی نیمکت جلوی قبر محوطه تقریبا پر از آدم بود اما عجیب ت و آروم بود. لبخندی زدم و یه نگاه به آسمون انداختم هوا روشن بود اما نم نم بارون میومد. یه لبخند به ماهی که توی آسمون تقریبا روشن عصر بود زدم و هیچی نگفتم. حالا که شبه و دراز کشیدم خیلی خبری از اون حس و حاله عصرم نیس. حالا برام فرقی نداره ام. آدم که خواهر نداشته باشه انگار که ماکارونی ته دیگ نداشته باشه! اون وقت نصف لذتای دنیا رو درک نمی کنی! مثل حیاطی که باغچه نداره، یا باغچه ای که درخت نداره، یا درختی که میوه نداره... شایدم میوه ای که انار نیست تا خواهرت برات دونش کنه... یا مثلا نداشتن خواهر تو زندگی شبیه اینه که جعبه مدادرنگیات رنگ آبی نداشته باشه، اون وقت نمی تونی باش آس. دلم گرفته مرتضی !!! دلم گرفته ...!!! اینهمه چراغ تو این شهر هیچکدوم چشمم را روشن نمی کنه ... اینهمه چشم تو این شهر مرتضی هیچکدوم دلم رو گرم نمی کنه ... مرتضی ...! اینجا همه می دون تا زنده بمونن هیچ نمی دوه تا زندگی کنه، این شهر همش شده زمین دیگه آسمونی نداره ... من دلم آسمون میخواد مرتضی ... آسمون ...!!! ع و تصویر # #گاهی نگاهی.... پی نوشت: - زیباترین سکانس و دیالوگ از خداحافظ رفیق (و البته زیباترین ی که دیده ام ...) - همین سکانس ، سرودِ لحظه لحظه های دَرد این زمانه ست، اگر از جان بخوانی َش! هی مینویسم و هِی پاک میکنم ... یکی میگه نکنه ی بخونه و اشک هایِ ذخیره اش سرازیر بشه . اون یکی میگه نمیشه حرفاتُ اینجا نگه داری دیگه جا نداریم ...ظرفیت پُر شده ! سرمُ بردم دمِ گوشِ مامان که داشت جوشن کبیر میخوند و آروم گفتم : یه دعایی هست ... یه دعایی هست که میگن باید زیرِ آسمون خونده بشه... یه دعایی هست که فقط باید زیر آسمون خونده بشه ... برم ر. به قول یه عزیزی،با حرف میشه یه امیدی رو کشت! با حرف میشه یه آبرویی رو برد! با حرف میشه از سوراخ گوش,به درون آدما نفوذ کرد و حساس ترین نقطه رو نشونه گرفت! من،آسمون،گاهی واقعا نمیفهمم دارم چی میگم و به کی میگم! گاهی با همین حرف،قلب عزیزترین موجود زندگیمو نشونه میگیرم گاهی با همین حرف،اعتبار ی رو نشونه میگیرم که قلبا بهش ارادت و علاقه د. ای وای من . . ..دوباره شروع کرد به هوار کشیدن و گریه . . . آخه من نمیدونم اینکه آ همه دعواهاش گریه میکنه و اشک میریزه چرا دعوا میکنه؟ آسمونو میگم . . .من شک ندارم که آسمون یه بچه ی 5ساله و 7ماهه و 16 روزه است .... هرچند از اول اول بوده وتا آ آ م هست . . .آخه فقط بچه هان که آ دعوا گریه میکنن.... طفلکی آسمون ..دلم براش میسوزه ..کاش حداقل یه مامان داشت . . . آخه وقتی بچه کوچولو ها دعواشون میشه و دلشون میگیره مامانشون میاد واونا رو در آغوش میگیره و نوازش میکنه ...وگاهی برای اینکه بیشتر آروم بشن براشون یه هدیه میگیرن ... اما آسمون چی؟؟؟ آسمون خیلی تنهاست ...واسه بزرگیشه که تنهاست . .. بیچاره حتی ی رو نداره که یه دستی به سرش بکشه ، نمیدونم چرا شاید برای اینکه هنوز دستی به بزرگی سر آسمون میون ما انسانها پیدا نشده . . . پیدا نشده که نوازشش کنه واسه همینه که تنهاست .... واسه همینه که وقتی آسمون تو دعواهاش میبازه ی نیست که آرومش کنه .... بعدم دلش میگیره و میباره و میباره و میباره .... اما . . .بعضی وقتا .... یه جایی ...یه ی .... یه مامان مهربون پیدا میشه که تمام آرزوش داشتن فرزندی ست که به هنگا م دلتنگی اونو در آغوش بگیره و آرومش کنه ... و هنگام با باران به امید اجابت دعایش دستانش را رو به آسمان باز میکند ولبخند میزند و اینجاست که آسمون فکر میکنه اون مامان بغلش کرده و دیگه گریه نمیکنه و آروم میشه ... گاهی اوقات به این فکر می افتم که آسمونو ببریم به یه مرکز نگه داری از ک ن بی س رست ...اما بعد که بیشتر فکر میکنم میبینم هنوز مرکزی به بزرگی آسمون ساخته نشده .....یعنی آسمون تو مرکز نگه داری از ک ن بی س رست جا نمیشه وبازهم بخاطربزرگیش تنها می مونه ...در هر صورت دلم نمیاد ببرمش ... آخه وقتی یه مامان مهربون یه مامان بامحبت پیدا میشه که آسمونو بغل کنه اونم به یه هفت رنگ زیبا در میاد که دیگه مگه میشه ازش دل کند . . . و آدمها اونقدر به آسمون هفت رنگ نگاه میکنند که آسمون رنگاشو میبخشه به اونایی که داشتند نگاش می ودوباره آبی میشه . . . بعضی ها یه رنگشو می گیرن و تک رنگ زندگی میکنند ... بعضی هاهم هفت رنگشو میگیرن و رنگارنگ زندگی میکنند ... من هم به اونایی که هفت رنگ وتک رنگ زندگی میکنند کارندارم . . . اما اینو میدونم که همیشه ... یه گوشه ی این دنیای بی وسعت ....یه ی ..یه مامان .... پیدا میشه که آسمونو از ته ته ته ته دلش...مثه یه مامان مهربون بغل کنه . . . امضا : urc ماه تاب این داستانم تو شهرمون اول شد ..البته تا چند هفته پیش...بعدش دوباره گفتن دوم شده ... منکه هرچی تو لیست گشتم نفراول رو ندیدم . .. مهم اینه که من خودم این داستانو با همه وجودم نوشتم هر چند زیاد ماهرانه و حرفه ای نیست ...آرزو دارم که خوشتون بیاد!!!!!!! اونجایی که وسط راه وایمیسی،نفس نفس میزنی،به آسمون نگاه میکنی و میگی چرا گذاشتی زنده بمونم؟ ندونم سیچه چینو دلم وابام دی ساز نیاره
شو و رو تا کی ایخو سرم چینو بازی دراره
خم برم دیه برم برم والا ایچو نواستم
زندگونی چینو سیمو دی والا فاده نداره

کوگ تاراز آخی بگوین والا چینو نناله
مو دلم آخی کم طاقته والا نچی هرساله
کوگ تاراز آخی بگوین والا چینو نخونه
مو دلم آخی کم طاقته جلدی گره بهونه

آسمون سی مو د.
وقتی که ، دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو ش ت ، شوق پروازو نداشت
وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش ، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز ، توی ابرا ، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید ، لحظه پ و رها شدن ، میون بیم و امید
. متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا • قدرت دانش آموز     متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا • قدرت دانش آموز متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا
lyrics new song by : hamed mahzarnia koja mikhay beri متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا متن موزیک شنیدنی کجا میخوای بری حامد محضرنیا حرفی نمیزنی حرفی نمیزنم پاییز عشقتِ بارونشم منم
حل کن وجودمو آروم تو چشات بذار که عطرِ من بپیچه تو هوات , بپیچه تو هوات کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون
کجا میخوای بری , کجا میخوای بری ترانه کجا میخوای بری حامد محضرنیا وقتی تو پیشمی خوابم نمیبره بیداری واسه ی ما دو تا بهتره
باید حضورتو حتمیشه تو دلم می مونه حسمون همیشه تو دلم , همیشه تو دلم کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون , حتی تو آسمون ** موزیک خواننده حامد محضرنیا کجا میخوای بری متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید از ساعت 3 متنفرم،عوضش عاشق 3 شنبه هام:)
پ.ن:آسمون چرا اینقدر ابره؟