بیاتو آسمون آبی

به نقل از خبرگزاریها در مورد بیاتو آسمون آبی : دوباره میدیدمش. همون صورت فلکی ه که الان اسمشو یادم نمیاد. یاد سفر خوزستان افتادم. یاد آسمون چُغازَنبیل که پرستاره ترین بود. چشمامو نمیتونستم بردارم از آسمون. هِی صدام می که بیا بریم دیره همه منتظر تو ان. سرمو گرفته بودم بالا و راه میرفتم و باد می ید رو صورتم. اولین بار بود که انقدر دیوانه وار محو آسمون شده بودم.

کُلنگ از آسمون افتاد و نش ت کَماجدون خورشت یکدفعه سر رفت


کلنگ از آسمون افتاد سر جــاش و اِلّا من کجا و خالِ لــــــــــب هاش


کلنگ از آسمون افتاد لبِ جــــوب و اِلّا من کجا و دسته گوشـــــــکوب


کلنگ از آسمون افتاد تو مُشـــتم ن و عقربو یکدفـــــــــــعه کُشتم


کلنگ از آسمون افتاد تو کــــ. انگار بازم یه دلی یه گوشه این دنیای کثیف ش ته که آسمون اینطوری اشک میریزه.... آروم بی صدا مثل یه کودک معصومی پشت این پنجره چوبی به یه نقطه نه معلومی خیره شدم... غرق تو خاطراتی هستم که همیشه همراه من هستن تموم خاطراتی که همیشه زجرم میدان... آره آسمون گریه کن این بار برای دل من .... برای دلی که همیشه به خاطره دل اون از خودش گذشت.... اما حیف که ا. +من با رویا پردازی و مثبت شی موافقم !اما جوری نشه که ابرهای بالای سرت اونقدری زیاد شه که دیگه آسمون رو نبینی! - ی که رویای داشتن ابر بالای سرش رو داره ، دیگه خیلی وقته قید دیدن آسمون رو زده !

آسمون باش، برا همه بارون محبت ببار، هر کی که دوسش داری، یا دوسش نداری، یا دوسش

داشتی، یا ازش بیذاری....

حتی به عابر پیاده ای که از کنارت می گذره لبخند بزن...

اینطوری لبخند خدا رو هم لمس میکنی

امتحان کن!! هواشناسی اشتباه کرده بود. ب گفت هوای امروز گرمه. اما انگار از دل آسمون خبر نداشت. آسمون امروز بیشتر از همیشه دلش گرفته بود. تا اولین سر پناه می دویدم و اون مدام رعد و برقشو به رخم می کشید. انگار می خواست اعتراض کنه که چرا نموندم و همراهیش ن . آره... هواشناسی اشتباه کرده بود. آسمون امروز آرامش و گرمایی نداشت. اون دلش هوای تو رو کرده بود. خو. کله سحر وقتی از در اومده بودم بیرون توی کوچه و تقریبا میدویدم که ب کلاسم دیر نرسم یهو نگاهم افتاد ب آسمون.... وباور ن ی بود! م بود هیچوقت آسمون تهرانو انقدر آبی ندیده بودم دیگه برام مهم نبود دیرم بشه و وسط کوچه وایسادم و همینجور خیره شدم ب آسمون! چقدررررد خوشرنگ بود! مث رن کارتونا! ن! خیلی جذاب تر بود این شد ک دلم نیومد ع نگیرم تا ظهر هم همش منتظر بودم از بیام بیرون و دوباره اون آبی قشنگو ببینم! مث رویا بود امروز + آدم ی نعمتایی رو نداره و نمیفهمه ک نداره... ما آدما با منفعت طلبی هامون گند زدیم ب طبیعت... انگاری ک تنها موجودات زنده رو زمین باشیم همه جهانو از آسمون آبی محروم کردیم! بیچاره پرنده ای ک خونه ش آسمونه و از دود پر شده.... ینی آدم این آسمون قشنگو هر روز ببینه توانایی داره بازم افسرده بشه؟ آبی آسمون سبز درخت طلایی خورشید اینهمه رنگ قشنگ ک خودمون از خودمون گرفتیم از اونور همه افسرده نشستیم تو خونه ها بچه ها تو همیچین روزایی دختر کوچولوی حسین بی بابا شده...به خاطر همین یه مداحی خیلی قشنگ از محمود کریمی میذارم....پیشنهاد میکنم حتما ش کنین..خیلییییییییییییییییییییییی خوشگله نگاش به سمت آسمون،ستاره ها رو می شمرد خسته می شد بلند می شد،زخمای پارو می شمرد یکی دو تا و هفتا زخم،دستی رو پاهاش می کشید زخمای پا تموم می شد،زخمای دستاشو می دی. دوباره میدیدمش. همون صورت فلکی ه که الان اسمش یادم نمیاد. یاد سفر خوزستان افتادم. یاد آسمونِ چُغازَنبیل که پر ستاره ترین بود. چشمامو نمیتونستم بردارم از آسمون . هِی صدام می که بیا بریم دیره همه منتظر تو ان. سرمو گرفته بودم بالا و راه میرفتم و باد می ید رو صورتم. چشمامو نمیتونستم بردارم. اولین بار بود که انقدر دیوانه وار محو آسمون شده . زیر آسمون این شهر یه نفر دلش ش ته یکی که دردای کهنه ش همه ی دنیا شو بسته...


خسته از تموم روزاست هم از آشتی و هم از قهر... کاش میشد دیگه نباشه زیر آسمون این شهر


فروهر +بعضی وقتا آدم یهو دلش میخواد یه چیزی بذاره تو وبلاگش... حتی اگه به نظر خودشم چرت باشه! روی یه شاخه بلند از یه درخت قدیمی توی یه دشت دور الاهه بارون تو کالبد یه عروسک پارچه ای زندگی میکرد الاهه کارش این بود که هر وقت دشتا خشک میشدن و غنچه ها تشنه میموندن از آسمون میخواست که بباره همه چیز خوب بود تا این که یه فرشته کاکل زری شیطون بلا به شاخه های درختش آویزون شد و همش بازیگوشی میکرد و هیچ جایی نمیرفت از روزی که فرشته اومده بود آسمون سر سنگین شده بود و یواش یواش دشت داشت زرد میشد واسه همین الاهه زیاد از فرشته خوشش نمیومد و تحویلش نمیگرفت دیگه وقتش شده بود تا الاهه از آسمون بخواد بباره.
الاهه بارون رو به آسمون خودشو لوس کرد و گفت میگم تو که اینقدر نازی چرا دیگه واسم نمی باری؟
آسمون جواب نداد و الاهه با بغض گفت آخه من هیچی "غنچه ها" گناه دارن آسمون یه ت ی به خودش داد و باز چیزی نگفت
همینکه الاهه دوباره خواست حرف بزنه آسمون داد زد و گفت نه نمی با رم
الاهه اینو که شنید زد زیره گریه حالا گریه نکن کی گریه کن اونقدر گریه کرد که همه ی لباسش خیس شد
فرشته باد که همیشه روی شاخه درختی که الاهه بهش آویزون بود بازی گوشی میکرد و میچرخید و الاهه تحویلش نمیگرفت اومد پیشه الاهه و اشکاشو پاک کرد و گفت چرا گریه میکنی من خودم واست بارون میارم الاهه پرسید مگه میتونی؟!!! فرشته یه بشکن زد و ابر آسمون رو گرفت و بارید الاهه شروع کرد به خندیدن و در حالی که میخندید پرسید چرا اینکار رو میکنی فرشته در حالی که قلبش تند تند میزد جواب داد چون عاشقتم الاهه دیگه نمیخندید فقط با اون چشمای سیاه درشتش به فرشته زل زده بود. دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم ار خودم نمیتونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها رو ی من اومده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی ی یه عمریه در به درم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واسه اتیش زدن یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم برگه تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم اهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم ش ته دل...
امروز صبح با پسرک مهربونم از خونه زدم بیرون، هوا شبیه هوای زمستون نبود، انگار زمستون هم برفاشو گم کرده...رفتیم توی ایستگاه تا ی، منتظر وایسادیم، یه نگاه به آسمون انداختم، خورشید بدجوری نورشو انداخت تو چشمام، انگار میخواست بگه، آسمون مال منه ،نگاش نکن.... تو دلم بهش گفتم خیلی حسودی.... روبرو یه عالمه درخت کاج بود که چند برابر من به آسم. سلام سلام ای رنگ آسمون سلام خود بارون سلام ماه و ستاره تو چشمای تو حیرون ! با اول مهر عاشقی زمین و آسمون آغاز میشه ! پائیز نفش های من سر می رسه ! تو می خندی ! آره مرگ شهریور طلوع مهر را نوید می دهد ! تولدت مبارک تولدت مبارک رنگ اسمونو دریا!
آسمون که آبی و آفت باشه هیچ شباهتی با من نداره ، اما آسمون ابری ...


مرتضی: چی میخوای مسلم...؟مسلم: دلتنگ رفتنم...مرتضی: مسلم دلش رو گذاشت تو مشت حسین و رفت کوفه... دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره یا تنگ بشه... گر مسلمی چرا تسلیم نیستی...اگر دل دادی چرا بی دل نیستی...؟مسلم: دلم گرفته مرتضی....دلم گرفته مرتضی.... این همه چراغ ....توی این شهر....هیچ کدوم چشم هامو روشن نمیکنه.... این همه چشم توی این شهر....مرتضی هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه.... مرتضی این جا همه می دَوند که زنده بمونند... هیچ نمی دَوه که زندگی کنه... ین شهر همش شده زمین...دیگه آسمونی نداره... من دلم آسمون میخواد مرتضی...مرتضی: وقتی دلت آسمون داشته باشه چه توی چاه کنعان باشه چه توی زندان هارون آسمون آبی بالاسرته...... مسلم: از کجا یه آسمون پیدا کنم مرتضی...؟ مرتضی: فقط چشم هاتو باز کن تا آسمون رو بالای سرت ببینی.... زمین و آسمون از چشم های اون نور میگره پسر... چشمهاتو روی خودت ببند..... برام خیلی عجیبه وقتی بعضی ها می گن روز ابری و بارونی دلمون می گیره. پس چرا من چندین برابر شارژ می شم. نکنه یه چیزیم می شه. من عاشق هوای ابری و بارونیم. صبح وقتی بیدار شدم آسمون گرفته و ابری بود. پنجره رو باز تا وقتی بارون گرفت ببینم. دونه دونه بارون می بارید. خدا کنه شرشر بشه. به آسمون نگاه و توی دلم با صدای بلند گفتم: «آسمون مهربون ببار. این پایین همه تشنه محبت تو هستن!» خدا کنه فریاد بی صدایمو شنیده باشه. خدایا ممنونم که با یه روز بارونی شاد به من کلی انرژی دادی تا بتونم حریف این همه کار بشم. خداجون خیلی دوست دارم هدیه.jpg مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد حتی باغبون نفهمید ، که چه آفتی به من زد

رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی

اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه

آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی
این یه غم نامه ی تلخه که تو سر تا پام نوشتی

من به لحظه ی ش تن اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار ، که خودم سنگ صبورم

آسمون پیشم ش تی من دیگه رو پام می مونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم

اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه بیوگرافی در ادامه مطلب

می خواد یه چیزی بگه و یادش نمی آد اما از شروع حرفش حدس میزنم چی میخواد بگه بغلش می کنم سرشو میگذارم رو گودی سرم موهای سفید شو ناز می کنم و جمله ای که میخواست بگه رو کامل می کنم.
عاشقشم
حتی الان که شبیه پدرش، مادرش، خواهرش، برادرشم
اما
زمین به آسمون برسه و آسمون به زمین من دخترتم بابا، شیرین ت . شین لا ی تو ...







آپارات کده اگر دو تا میله هم از آسمون بیفته یکیش میره لای چرخ این آقا سرویس شد اساسی , آپارات کده
لینک های : کیفیت 240p
که برم وب آقای حیدری و بخونم :مثلاتو بگی هوا چطوره؟مثلا من بگم بارونیه !مثلا هم فرقی نکنه آسمون یا چشمای ی . . .بخونم اما اینجاروباهاش موافق نباشم؛موافق نباشم چونبرای من فرق داره آسمون با چشم ...وقتی هوای آسمون بارونی بشه خیلی زیاد و شدید بباره آدمو سیل میبره اما وقتی چشمای تو بارونی بشه حتی با چند قطره اش هم سیل غم منو میبره .... +سعیده جانم کمی حواس پرتم اما یادم نمیره بودنت و اومدنت شکر داره ، 13 آبان تولدت مبارک گاهی نمیشه آسمون باشی *** واسه دلی که وصلِ زنجیره از هر کی دل کندم ولی انگار *** باز دل به چیزی غیر تو گیره از کوچه های تنگِ این تردید *** قلبِ یه خونه پُرِ باور هس گاهی تو کنجِ حسرت و خلوت *** میشه یقین کرد که عبادت هس *** گاهی نمیشه آسمون باشی *** واسه نگاهی که به بالا نی هر چی عبور می کنی از عشق *** می بینی آخَر دل که همراه نی آرامشِ آ ِ این جاده *** به کاشت لبخند رو لبا بَنده گاه انقدَر سرده نگاهامون *** که می شکنیم قلبا رو بی *** گاهی نمی شه آسمون باشی *** تا وقتی سخته عاشثی هامون کاش ساده تر شیم توی این جاده *** از عمقِ دل باشه دعاهامون 1393.5.8 "نیلوفر مشفق" پرنده ها فرشته اند وقت سحر اذون میگند
تو حوض آسمون ببین سلام بی نشون می دند
سلام رب ربنا به عاشق خوب خدا
ببین که با جثه ی کم شیرجه به آسمون می رند
به موج آسمون نگر پرنده ها شناگرند
زبون عاشقی ببین از همگی بلدترند
هزار تا و ساز دارند قشنگترین آواز دارند
به کینه کاری ندارند راز خدا رو می دونند
دروغ که جایی نداره پر. تو تصور کن ظهره...خورشید باید وسط آسمون باشه...گرمترین ساعت روز باشه...اما...یک دفعه...آسمون پر میشه از ابرای خیلی تیره...هوا تاریک میشه...نه انگار که ظهره...بعد رعد و برق...و بعد بارون...بارون خیلی شدید...و صدای بارون...دوست داری تو اون لحظه چه کار کنی؟ یه جوره عجیبی امروز.انگار آسمون بهم میگه باید دست به کار بشی مثل همون آسمون بهمن ماه که میگفت وقت تغییر دادن ، الان ورژن تابستونشه :دی فقط های اتاقو بزن کنار و دست به کار شو. شب مینویسم چجوری گذروندم امروزو. برگشتن به روال قبل یه خورده سخته اما برنامه ریزیمو انجام میدم. از تنبلیم خبری نیست. هوراااا.

از دم صبح تا همین حالا هی زمین لرزیده هی آسمون غریده هی شرشر باریده هی نم نم زده انگار که با قرار قبلی افتادن به جون این روز ی دلگیر چه عجیب تر حالی که شبیه آسمون و زمین خدا باشه اینکه بی وقفه توی زندگی جریان داشته باشی بلرزی ، بغُری و بباری، گاهی شر شر گاهی نم نم و سر کنی با این حال و با خودت کنی مثل حال آسمون و زمین دائما ی ان نباشد حال دوران ... و بگی و بگی تا به خودت بفهمونی که میرسی به صبح روشنی که میگن ، همون که بعد از یه تلاطم میاد همون که سبزت میکنه و لبخند به لبت میاره ...
نوشت : میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما قصه میگن برای خدا خدا کنه همین شبا قصه تو، گفته بشه برای خدا . نوشتم: همین فرشته ها شبا تو آسمون،تو خونه ستاره ها حرف میزنن برای ماه برای حوضِ آبیِ آرزوا از مهربونی چشات از رنگِ خوبِ باورات که تا همیشه تا ابد مثل ستاره های شب تو آسمون یاد ما : "میدرخشد خاطرت"
ساجده. 22 اسفند ماه 95 وقتی غرق اضطرابم ، یا نمیتونم بخوابم فکر چشمای تو آرامشمه ، وقتایی که خیلی تنهام خسته از تموم دنیام ، لمس رویایِ تو آرامشمه ای باورم بال و پَرم ، بی ت ه چشمِ ترم آرامشه بی دلهره ، دنیای من از تو پره تو رو دوست دارم مثل یه آسمون پر از ستاره تو رو دوست دارم مثل لحظه ای که بارون میباره تو رو دوست دارم مثل یه آسمون پر از ستاره تو رو دوست دا. به گوشم از خط چه خبر بی سیم چی
بگو رسیدیم کجای معبر
عمار ، عمار ، صدامو داری
یاسر ، یاسر ، منم برادر
بگوشم از خط چه خبر بیسیم چی
بگو رسیدیم کجای معبر
عمار ، عمار ، صدامو داری
یاسر ، یاسر ، منم برادر صدا ضعیفه یکمی بلندتر
ما زیر آتیشیم شما کجایین
مگه نگفتید اگه ما نباشیم
مراقب کوچه خیابونایین با لقمه ها. همیشه تو آسمون از یک ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود ندارهپس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرا نجنگ ، فقط کمی اوج بگیر ... :) تا جایی که آسمون هست، با من بیا تا آسمون بیا، همراه من بیا ببین عزیزم، با هم کجا اومدیم جایی که سایه های شب در آغوش روز از بین می ره بیا افق ابر رو پیدا کنیم که در اون قطرات عشق هست همه رویاها رو به حقیقت تبدیل کنیم چشم هامو می بندم و دنبال تو اگه بگی، همین الان راه می افتم چه منظره بهار باشه چه خط های دعا باشه ما این غزل رو از روش می خونیم "تا جایی که آسمون هست، با من بیا تا آسمون بیا، همراه من بیا" قبلا هرگز این منظره رو ندیده بودم تمام دنیا به نظرم تغییر کرده خورشید داغ می شه، شب شیطنت می کنه از پنجره به تماشای تو می شینه از این حرف ماه هم داغ کرد، قطره قطره عرق شرم ریخت، چشمهام پر از اشک شد پس خورشید رو خاموش می کنم، تو رو تزئین می کنم، فردا صبح با تو شروع می شه جلوی پایش نگه داشتم، تشکر کرد و سوار شد. جلوتر چیزی حدود یک کیلومتر مسیر بود که یا باید پیاده می‌رفت یا منتظر می‌شد ی مثل من سوارش کند.  با لبخند سوار شد.  از وجودش شادی لبریز بود.  – دقت کردی آسمون چقدر زیباست امروز؟ عجب منظره‌ای شده، خطی که ابرها در افق ساختن. آسمون مثل نقاشی‌هایی که بچگی‌هامون می‌کشیدیم آبیه. تقریبا4 روزِ اینجا داره بارون میاد،از صبح تا شب:/ نمیدونم چرا من برخلاف همه که عاشق بارونن، اصلا بارون دوس ندارم! همه میگم هوای دونفره ولی من همچین حسی ندارم: اما منم عــــــــــــاشق برفم*_* چند دیقه پیش داشتم به آسمون نگاه می که دیدم رنگش شبیه هوای برفیه(اصولا من از روی رنگ آسمون تشخیص میدم :ذی) ولی بعد گفتم نه بابا؛الان و چه به برف:/ . آهنگ جدید رضا صادقی بنام زبون آسمون با کیفیت اصلی new  by reza sadeghi   zaboone asemoon   آهنگ جدید رضا صادقی بنام زبون آسمون reza sadeghi , zaboone asemoon ,  آهنگ جدید رضا صادقی ,  آهنگ رضا صادقی زبون آسمون , آهنگ زبون آسمون از رضا صادقی ,  آهنگ زبون آسمون رضا صادقی ,  آهنگهای رضا صادقی ,رضا صادقی , زبون آسمون , متن آهنگ زبون آسمون از رضا صادقی خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به ی توجه نمی کنه ...
از ی خج نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
آفت شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالا ه آفت شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده از یه جایی به بعد دیگه حال دلمون خوب نشد. هی با خودمون فکر کردیم گیر آسمون و کائناتیم. فکر کردیم اگه بخندیم آسمون خوشحال میشه، این شد که کلی خندیدیم اما کارساز نبود. گفتیم عوضش شاید آسمون بتونه خوشحالمون کنه. اما نه آفتاب و نه ابرش و نه حتی بارونش، هیچی نتونست حال ما رو خوب کنه. خلاصه اینکه خیس شدیم.. اما نه مثل همیشه، نه با خنده. ته تهش داشتیم به حال دلمون پوزخند میزدیم و زیر لب هیهات میگفتیم. همین. دوشنبه، سوم اردیبهشت هزار و سال بعد از هجرت. تصویر: خیابان کوالالامپور اصفهان، ساعت 5 عصر حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی .

روحم مرا آزرده مرا وسوسه، بیهوده مکندگر این لحظه تن پاک من، آلوده مکنیاریم کن که رود از یادم غم دیرینه ی این خاطره هاشوق پرواز سراپای مرا می کشد تا پس این پنجره هاپیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنمروحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم
آسمــون ابـــــــراتو بردارو برو دیگه تنهـــــا منو بگــذارو برو آس. به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو ی و ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چجوری

من از خدامه. چه هوایی بارون بارون بارون نگم براتو که چجوری دلمو برده دلم میخواد برم بیرون اما از همینجام منو نابود کرده. اتفاقا پنجره بازه و بارون داره به گلامو گیاهام میخوره. سوزان اقای کوربه ووو :)))) خب شاید عقل بگه باید پنجره رو ببندم خیس نشه اما خب فکر کنم بچه هام دوست داشته باشن بارون بهشون بخوره و فکر کنم الان حس دارن کیف میکنن و البته خودمم .
رایگان جدید و کمدی “یه آسمون آبی سقف اتاق منه” با کیفیت عالی و و فرمت mkv همراه با ترانه های زیبای محسن یگانه نسخه کم حجم اضافه شد  یه آسمون آبی سقف اتاق منه با کیفیت عالی ادامه مطلب از آسمون ما چس فیل(چسترفیلد) و برنجک میباره!
:-)   هر روز بعد از ظهرها بغض آسمون میترکه و بوی خاک نم زده مشام هارو نوازش میکنه... آسمونِ ابری و گرفته با چشمات بازی میکنه... و یه سکوت دوست داشتنی از جنس صدای بارون همدم ثانیه هات میشه... برق چشم های آسمون ، هوش و از سرت میپرونه... صدای باد،بین زلف های بیدِمجنون و همراهی میکنی... تازیانه های بارونو تا مغز استخونت احساس میکنی...هوای سردو روی گونه هات لمس میکنی... سرو صدای بچه ها تو کوچه ی مشرف به خونتون، که بی توجه به خیس شدن توی گودال های آب بالا و پایین میپرن و میشنوی... عظمت بخشایش خدارو درک میکنی... و نقطه ای رو که حالا بی توجه به سطر های باقی مونده سر خط میذاری . از آسمون دلتنگی میچکه انگار. چسبناک. غلیظ. سنگین. گاهی خیلی حرف ها تورو میرنجونه چون انتظار شنیدن نداری درست دومین روز اردیبهشت درست  لحظه غروب و گرفتگی آسمونآسمون دلم ابری شد ،دلم خیلی گرفته .گاهی حرفا خیلی سخت شکننده ان مخصوصا وقتی انتظار نداری دلم گرفته امشب هم که شهادت موسی کاظم ،شبکه ۳ نگاه می و فقط اشک میریختمکاش منم کاظمین بودم+شهادت موسی کاظم (ع) تسلیت +میخ. همیشه چشم به راه آسمون باش
تو هم با بوی بارون مست میشی
یه روزی می رسه با گریه شوق
تو هم با آسمون همدست میشی ***
یه کاری کن جهان با تو بخنده
تو چشمات وسعت غم جا نگیره
یه کاری کن سراب خوش خط و خال
یه روزی لهجه ی دریا نگیره + نمی دونم چند ساله دریا رو ندیدم... - یه وقتایی دوست داری نگاهش کنی، خیره بشی بهش، ولی نمی خای بفهمه که خیره شدی بهش. سرشو که می آره بالا، نگاه تو ازش می گیری. شاید خج می کشی. شاید فک می کنی حست درست نیست، مریضه؛ شاید فک می کنی زیادی واسه ش، واسه همین جوری خیره موندن بهش. نمی خای بفهمه خلاصه.. من خیره می شم بهش، به امید این که سرش و بیاره بالا نگاه مو ببینه. نگاهش می کنم که ا. ندونم سیچه چینو دلم وابام دی ساز نیاره
شو و رو تا کی ایخو سرم چینو بازی دراره
خم برم دیه برم برم والا ایچو نواستم
زندگونی چینو سیمو دی والا فاده نداره

کوگ تاراز آخی بگوین والا چینو نناله
مو دلم آخی کم طاقته والا نچی هرساله
کوگ تاراز آخی بگوین والا چینو نخونه
مو دلم آخی کم طاقته جلدی گره بهونه

آسمون سی مو د. همیشه در پناه ِ شب رسیدم به آغوش تو هرشب عاشقونه چه سخته زندگی در بی پناهی فقط یک عاشق تنها میدونه تو با عشقت به من دنیا رو دادی .... یه دنیایی که توش احساس خوبه
با عطر خوب گلهای بهاری دلت تنگ میشه وقتی خونه نیستم .... تو دست به دامن ستاره میشی
تا اینکه تو من و بدست بیآری یه جایی هس تو قلب ِ عاشق من که هیچ جز تو با من همزبون نیس زمین و . متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا • قدرت دانش آموز     متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا • قدرت دانش آموز متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا
lyrics new song by : hamed mahzarnia koja mikhay beri متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا متن موزیک شنیدنی کجا میخوای بری حامد محضرنیا حرفی نمیزنی حرفی نمیزنم پاییز عشقتِ بارونشم منم
حل کن وجودمو آروم تو چشات بذار که عطرِ من بپیچه تو هوات , بپیچه تو هوات کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون
کجا میخوای بری , کجا میخوای بری ترانه کجا میخوای بری حامد محضرنیا وقتی تو پیشمی خوابم نمیبره بیداری واسه ی ما دو تا بهتره
باید حضورتو حتمیشه تو دلم می مونه حسمون همیشه تو دلم , همیشه تو دلم کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون کجا میخوای بری کدوم بهشتِ دور ببین به خاطرت چقدر شدم صبور
کجا میخوای بری پیشِ خودم بمون هر جا بری میام حتی تو آسمون , حتی تو آسمون ** موزیک خواننده حامد محضرنیا کجا میخوای بری متن موزیک کجا میخوای بری حامد محضرنیا از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید