بیا دریا شویم

به نقل از خبرگزاریها در مورد بیا دریا شویم : ما مردمان خاور میانه ایم...
بعضی هایمان در جنگ کشته می شویم،
بعضی در زندان،
بعضی هایمان در جاده می میریم،
بعضی در دریا،
حتی بلندترین کوه ها هم
انتقام تنهایی شان را از ما می گیرند،
چرا که ما شغل مان "مُردن" است.

ترجمه ای از شعر "نشاط حمدان"_ حمیدرضا ابک بازدید مسئول دارالقرآن مازندران از مؤسسه قرآنی نسیم دریا فریدونکنار مسئول دارالقرآن مازندران همراه با مسئول کانون قرآن فریدونکنار از مؤسسه قرآنی نسیم دریا این شهرستان بازدید د. به گزارش روابط عمومی اداره تبلیغات ی فریدونکنار ، سعید قربانی مسئول دارالقرآن اداره کل تبلیغات ی مازندران همراه با مسئول کانون قرآن این شهرستان ظهر دیروز 25 تیر ماه از مؤسسه قرآنی نسیم دریا این شهرستان به مسئولیت راضیه نریمانی بازدید کرد. علی براری در ادامه افزود : نریمانی مدیر مؤسسه قرآنی نسیم دریا به تشریح فعالیت های قرآنی خود پرداخته و اعلام آمادگی د که طرح های قرآنی بیشتری را برگزار کنند و در حال حاضر در این مؤسسه طرح شکوفه های پیش دبستانی ، قرائت سطح 1 و2 و حفظ قرآن در حال برگزاری است. - اگر نا امیدی از رحمت خداست که حقیقتاً جای ندارد زیرا خ که رحمت واسعه اش همه را فرا گفته نا امیدی در مورد او معنا ندارد آیا می شود کنار دریا بود و از دیدن دریا نا امید شد؟ خیر، فقط کافی است چشم باز کنیم تا دریا را ببینیم. نا امیدی در مورد خدا به ما بر می گردد و ایراد از ناحیه ماست. ما به وظایف خود عمل نمی کنیم آن وقت از رحمت خداوند نا امی. روز یکشنبه مورخ:93/04/01 جلسه لژیون با دستور جلسه جهان بینی 1 و با ی سرکار خانم صفورا راس ساعت 17:30 آغاز گردید: نوشتاری که اکنون در دست شماست کاوشی است برمبنای راهنمایی ها و شاه کلیدهای اساتید کتاب عبور از منطقة 60 درجه زیر صفر و نگهبان کنگره 60 به علاوه تجربیات شخصی ناشی از سالها درگیری با نیروهای بازدارنده پیرامون انسان و کائنات که تحت نا. رباعی من عاشق محمدم ای نام تو بوده تا ابد عقده گشا بنگرکه چگونه شد سر عشق جدا کی صبر تو می رسد به آ ، آ دلبند تو گشته چون غریبی تنها *** گر اذن دهی سنگ و اب ل شویم ب یکر خصم مثل یک سیل شویم ای رحمت آسمان کریمانه ببار بی مهر تو از زمانه بی میل شویم "دلم گرفته" این جمله رو به خیلیا گفتم چون واقعا حال دلم ابریه!وقتی فکر دیدم یه فضای متفاوت می خوام یه جای خاص و زیبا، مثه دریا!آره دلم دریا رو میخواستآرامش دریا، صدای مرغ های دریایی و آهنگ زیبای موج ها تو دل شبدلم دریا رو میخواستقدم زدن رو شن های خیس، شمردن ستاره ها و نورفانوسدلم دریا رو میخواستروی یه تخته سنگ، کنار آتیش، صدای گیتار . یک روز میخواند مرا دریا، به دریا
میخواندم امروز یا فردا به دریا

مجنونم و گیلان بیابانی ندارد
((یا سر به جنگل میگذارم یا به دریا))1

بانوی من به، آسمان چشمهایت
وابسته ام مانند ماهی ها به دریا

با پیچ و تاب مویتان طوفان به پا شد
مواج شد چون قلب عاشق آب دریا

طوفان شده! تو پا به ساحل میگذاری
تا آمدی انداختی غوغا به دریا

مطرودم و ساحل نشین باید بمانم
تا کی نمیخوانی صدف ها را به دریا؟

بانو دلم دریاست، یک دریای دل تنگ
وقتی که دل داده ست این دریا به دریا

93.3.15
----------------------------------------
1. وامی از مجتبی حاذق:

تا مثل مجنونِ بیابانگرد باشم
یا سر به جنگل می گذارم یا به دریا بنام شهیدان والفجر هشت دلاور نشانان دریا و دشت بنام شهیدان بدر و حنین شهیدان یا فاطمه یا حسین! همانها که رفتند تا ما شویم برای لب تشنه دریا شویم *** «خوشا یادی از آن همه یادها شب قصر شیرین و فرهادها» خوشا نور عشقی که شد منجلی خوشا رمز یا فاطمه یا علی! خوشا یادی از کربلای چهار خوشا آن همه عاشق بی مزار علی صولتانی شهادت طلب غیوران یکرنگ ز. ما کم نبوده ایم ، کم هم نمی شویم همچون ستاره از، شب کم نمی شویم چون رودِ زنده ایم، دریا مرادمان مغلوب ِ ص ه ی محکم نمی شویم ما دین مان جدا آیین مان جدا همچون فرشته ایم آدم نمی شویم شادی مرام ماست تاریخ مان گُواه همکیش فرقه ی ماتم نمی شویم ما از حقیقتیم،در دست مان چراغ با هر افه گو، همدم نمی شویم سرویم و پر غرور، آزاد و بی ریا در پیش هر خ. 1393/04/20 بازی اول: معراج 1 – 2 عشق دریا گلها: حسن قاسمی (معراج) فلکناز اسماعیلی- فرشید ملاحی (عشق دریا) بازی دوم: ریان 3– 0 عقاب جوان بنداران عشق دریا با این برد 10 امتیازی شد و به عنوان تیم اول گروه1 به مرحله بعد صعود کرد و حریف تیم تنب نو در مرحله بعدی مسابقات شد و معراج نیز با9 امتیاز به عنوان تیم دوم راهی مرحله بعد شد و در مرحله بعد باید به . با دوس دخترم رفته بودیم دریا...
کنار آب خواسم باهاش شوخی کنم افتاد تو آب!!!چشتون روز بد نبینه فک کنم آب بردش...به جاش یه مرد زشت از آب اومد بیرون!
طرف دیوونه هم بود هی میگفت من دوس
دخترتم آرایشم پاک شده...منم زدم با بیل کشتمش فکر میکرد من م!! دریایی

یکروز بلند آفت
در آبی بیکران دریا
امواج ترا به من رساندند
امواج ترا بار تنها
چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که ترا در آب دیدم
در غربت آن جهان بی شکل
گویی که ترا بخواب دیدم
از تو تا من سکوت و حیرت
از من تا تو نگاه و تردید
ما را می خواند مرغی از دور
می خواند بباغ سبز خورشید
در ما تب تند بوسه میسوخت
ما ت. امواج، لنگه کفش کودکی را از او گرفت.

او روی ساحل نوشت: " دریا، کفشهای من"

آنسو تر، مردی که از دریا ماهی گرفته بود،

روی ماسه ها نوشت:

"دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی".........

موج دریا آمد و جملات را محو کرد

و برای من تنها این پیام را باقی گذاشت:

" برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا . عملیات ترمیم زیر دریا، بین یک تا 2 میلیون دلار هزینه می برد ولی روی زمین بین20 تا 100 میلیون تومان! کار زیر دریا 2 کشتی با 15 خدمه می خواهد و 10 - 15 غواص. در ضمن گازهایی مثل هلیم مصرف می شود که بسیار گرانقیمت هستند. کار زیر دریا حساس و زمانبر است. از رسول الله صلى اللّه علیه و آله نقل
شده که فرمود:(( ان هذا القرآن مادبه الله
فتعلموا مادبته ما استطعتم و ان اصفر البیوت
لبیت اصفر من کتاب الله )) مادبه یعنی ادبستان. قرآن مثل یک ادبستان
میمونه که هر کی باید به اندازه توانش ازش
ادب یاد بگیره و بهره مند بشه. ما باید بتونیم
خودمون و به آداب قرآن مودب کنیم انشا الله قر. کتاب دریا رمان دریا با فرمت pdf
دریا رمان دریا رمان
رمان دری ادامه مطلب به مناسبت نشست سران 5 کشور حاشیه دریای مازندران در آستراخان ( آستاراکان ) حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران (کاسپیان) هوشنگ طالع ، عبدالله مرادعلی بیگی پیش گفتار
می دانیم که تمام جهانیان دریای شمالی ایران را به نام یکی از کهن ترین اقوام ایرانی، یعنی «کاسپی ها» که در زمان باستان ن کرانه های این دریا بودند، «دریای کاسپین» می نامند.1 این را نیز می دانیم که در طول سده های بسیار تا به امروز نام «مازندران» بر این دریا، بیش از هر نام دیگری به گوش فرزندان این سرزمین خوش آهنگ بوده است.
اما این را نمی دانیم چرا چند سالی است که تعدادی از نهادهای ، فرهنگی و آموزشی کشور به هنگام نام بردن از این دریا، به جای نام های ایرانی مطرح آن در ایران و جهان، از نام جعلی و مطرود «خزر» استفاده می کنند. حال آن که در هیچ اثر تاریخی و جغرافیایی که از دوران باستان به دست ما رسیده هرگز از این دریا با نام خزر یاد نشده است.
از نوشته های طب مکمل - جایگزین > دریا درمانی

ریشه لغوی: اصطلاح تالاسوتراپی (thal othe y‎) برگرفته از واژه یونانی تالاسا‏‎ (thal a) ‎به معنای دریا و مترادف کاربرد پزشکی آب دریاست.


دریا درمانی یا درمان با آب دریا :دریا درمانی یا تالاسوتراپی نه تنها به شنا محدود نمی شود بلکه خود این که دریا درمانی را تنها در درمان با آب دریا خلاصه کنیم نیز . پاییز می شویم با برگ های زرد
آواره زیر گام های عابر خسته
کوتاه عمر ما
چون برگ های خشک آرام می شویم
در فصل سرمای زمستانه
همراه سوز سرد
در خواب می شویم
با بستری پر از خس و خاشاک
پنهان درون برف سر می کشیم
هنگامه ی بهار
در جان صد گیاه
سبز می شویم
در جنگل و هر بیشه و صحرا
عطر می شویم
از وحشی گل ها. از ص ه ها که گذشتم تو را دیدم لای سنگهای آ ین دیواره ی سوتاخ پیچیده بودی خودت را با بازوانت و لبخند صافی در نگاهت بود قطره ی آبی بر گونه های سرخت نشسته بود و از بین چشمانت می شد دریا را دید از ص ه ها که گذشتم بهار را دیدم با یک دریا ستاره لای سنگهای آ ین دیواره ی سوتاخ نبودم ، نمی نوشتم ...... کجا بودم ؟ تو خونم ، پیش کی بودم ؟ دخترکم ، عسلکم ، جیگرکم .... حالا برگشتم با یه عالمه دل نوشته ........ دل نوشته هایی از خانواده سه نفریمون ، من و همسری و دریا این روزا دغدغه من ، پیدا ژل لثه برای دریا و ایده های جالب برای جشن دندونی ...... انقدر زود و تند و کمی هم تیز گذشت که نگویید و نپرسید .... بیشتر می نویسم تا برای خودم . زندگی
شاید
آسانتر بود اگر
هرگز ندیده بودمت ...
کمتر اندوهبار بود
هربار که ما مجبوریم از هم جدا شویم ...
نگران نمی بودیم
برای بار بعد
که بایستی باز جدا شویم
و بارهای بعد
بعدتر ...
زندگی شاید
ساده تر بود اگر تو را ندیده بودم !
فقط ...
آن دیگر
زندگیِ من نبود ... از:اریش فرید پ.ن:
دلتنگی بیشتر از این؟
پزشکان توصیه می کنند، به هیچ وجه نمک دریا و سنگ نمک استفاده نکنید. اما مضرات نمک دریا و سنگ نمک… پیر شوید اما محترم بمانید ما زندگی می کنیم. به دنیا می آییم. کودکی می کنیم. نوجوان می شویم. غرور جوانی ما را می گیرد و در جوانی گرد و خاک به پا می کنیم. ما به دنیا می آییم و می رویم. بچه که هستیم می گویند تا بچه ایم مشکلاتمان هم کوچک است و هر چه بزرگ تر می شویم، مشکلات هم با ما بزرگ می شود. بچه که هستیم مشکلاتمان را خودمان درک نمی کنیم. بزرگ تر ها ما و مشکلاتمان را تر و خشک می کنند. جوان که می شویم مشکل می سازیم و باز هم شاید مشکلاتمان را درک نمی کنیم، اما روزگار می گذرد و دوره پیری هم برای هر کدام ما پیدا می شود. پیر می شویم، در حالی که کاری از دست هیچ کدام ما ساخته نیست. این راه را آمده ایم و باید تا انتهای آن برویم؛ راهی که پر از پیچ و خم های فراوان است. بی تعارف، خیلی از ما از انتهای این راه می ترسیم. خیلی از ما تا وقتی که دستمان کوتاه نیست و ما را از هر نخیلی پایین می آوریم، عین خیالمان هم نیست که روزی روزگاری دستمان کوتاه خواهد شد و ما بر نخیل و کاری هم از دستمان برنخواهد آمد. نزدیک شو ! نزدیک تر! دریاست ! دریا! امشب بیا! امشب که طوفان زاست دریا آری ... کناره گیری ساحل گواه ست با این همه امواج هم تنهاست دریا در خویش دست و پای دائم می زند ...آه روی لبانش : « آی آدمها!»ست دریا هفت آسمان در آبی بی انتهایش... آیینه ای از عالم بالاست دریا در گیر و دار دار ماهی گیر ، ماهی از فوج گیر و دارها غوغاست دریا

وقت آن شد که به زنجیر تو ،دیوانه شویم        
بند را برگسلیم. از همه بیگانه شویم
جان سپاریم و  دگر، ننگ چنین جان نکشیم        
خانه سوزیم و چو آتش، سوی میخانه شویم
تا نجوشیم از این خنب جهان ،برناییم        
کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم؟!
سخن راست ،تو از مردم دیوانه شنو !        
تا نمیریم، مپندار که مردانه شویم!
در سر زلف سعادت، که شکن در شکن است        
واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم
بال و پر باز گشاییم به بستان، چو درخت !        
گر در این راه فنا ،ریخته چون دانه شویم!
گر چه سنگیم ،پی مهر تو، چون موم شویم !        
گر چه شمعیم، پی نور تو پروانه شویم!
گر چه شاهیم ،برای تو چو رخ راست رویم        
تا بر این نطع، ز فرزین تو فرزانه شویم!
در رخ آینه عشق، ز خود دم نزنیم        
محرم گنج تو گردیم ،چو پروانه شویم
ما چو افسانه دل، بی سر و بی پایانیم        
تا مقیم دل عشاق، چو افسانه شویم
گر مریدی کند او ،ما به مرادی برسیم        
ور کلیدی کند او ،ما همه دندانه شویم
مصطفی در دل ما، گر ره و مسند نکند        
شاید ار ناله کنیم، استن حنانه شویم
نی خمش کن ،که خموشانه بباید دادن        
پاسبان را چو به شب، ما سوی کاشانه شویم

بهار دل تکانی بیا ره به خورشید پیدا کنیم دری رو به دلدادگی وا کنیم بهار آید از ره بیا چون نسیم به گوش گل از عشق نجوا کنیم ویا مثل باران مهر آفرین در عاشقی رو به هم وا کنیم بیا مثل یک چشمه پاک و زلال نفس در نفس رو به دریا کنیم دخیلی ببندیم بر پای گل که صد سال دل را شکوفا کنیم پرستو شویم و زشوق بهار چنان چلچله شور ب ا کنیم زمین پا شد از خوا. پای که درحریم دریا میگذارد
موجهای زیبا به استقبالش می دوند
دریا آغوش بازمیکند وچون عاشقی به دو اهایش حلقه میزند
چشمانش را برای لحظه ای می بندد
وگوش به نجوای آرامش بخش دریا می سپارد
صدای دریا و نوازشهای عاشقانه اش او را به اوج سرخوشی میرساند
گویی درهوا غوطه وراست
چشم بازمیکند زیبایی دریا با رنگ زیبایش او را به وج. غرق عشق تو شدم
 بلکه تو شاید روزی...

دل به دریا بزنے
 عازم دریا بشوے

نم باران، لب دریا
غم تو، تنگ غروب...

دل من تنگ توشد
کاش که پیدا بشوی
یک دستگاه خودروی لندرور که 30 سال پیش در جزر و مد دریا به داخل دریا کشیده شد بعد از 30 سال با ظاهری عجیب از دریا خارج شد. مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما ومغز شمامغزعمیق تر از دریا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دریامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ا. صد روز برای دریانوردان و همه افرادی که با دریا سروکار دارند در حکم بهار بوده و به بهار دریا معروف است، چرا که در این ایام، دریا 65 روز پرآشوب را پشت سر گذارده است و روی به آرامش و س دارد. اقا جاتون خالی تنها رفته بودم شمال خونه ی خالم یه روز تو طرح مارو برد دریا ی رودسر اگه میخواین تو طرح برید دریا دریای کیاشهر تمیزتره در ضمن گوشی هاتونم از تون میگیرن جاتون خالی رفتیم شنا حس هم اب دریا خوردیم اینقد شور بود که بعد از چند خوردن اب دریا اب مزه ی تلخی میداد :/ اونجا یه غریق نجات بود که داشت هی سوت میزد ا سر فهمیدیم با ما بود. مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما و مغز شمامغزعمیق تر از دریا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دریامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ا. نفسهای دریا خیلی پرند از تشویش انگار که قلبش از تن جدا می شود نفسهای دریا پرند از حسهای فرو برده دریایی که همه فکر می کنند می شود تمام خشم ها و ترس ها و درد ها را درونش به نیستی بسپارند اش پر شده است از تمامشان و چون قلیان می کند دردهای نمی داند از کجا آمده, نفسهایش تند می شود و درد می گیرد اش دریا بیچاره ترین موجود دنیا است به وقت تشویش. بسم الله الرحمن الرحیم یکی از شانس های زندگی ام این بوده که چند نفر دریا دل را در زندگی ام دیده ام. لذت ه نی با یه نفر که مثل دریاست انقدر زیاده که وای اگه آدم خودش دریا باشه آدمی که وقتی بهش سنگ پرتاب میکنن متلاطم نمیشه. دریا بودنم آرزوست... در ادامه چند سرچ جالب را برای خودم نگه داشته ام.. ادامه مطلب فرمانده نیروی دریایی گفت: باید متوازن با توسعه استفاده از دریا، دانش آن را نیز در بخش های مختلف از جمله طب رزم دریا در کشورمان گسترش دهیم. پس از ۶ ماه چشم انتظاری؛ از امروز دوباره مردان دریا برای ب روزی حلال دل به دریا زدند. یا حسن یا حسن یا حسن مولا مولا دریا، زهرا دریا دریا دریا به هم رسیده مروارید آمد به دنیا شب دل و دلداره دلم گرفتاره نیمه ماه رمضان آمد هو یا هو به لب حیدریون آمد ستاره چشمک می زند ای والله خورشید عالم حسنه ای والله آقام حسن دین منه ای والله مثل علی و مصطفی ای والله همشهری آنلاین: یکی از قدیمی ترین روش های نمک ز از آب شور دریا، تقطیر آن است که شامل جوشاندن آب دریا و سرد بخار حاصل در لوله های متراکم بوده است. اما حالا خورشید به کمک حل مشکلات این روش آمده است.
برای آنکه با هدف کار نمی‏کند. از معصومان
رسیده است: «النّاسُ مَعادنُ کمعادنِ الذّهبِ
و الفضّة»[1]؛ انسانها مانند معادن نقره و طلا
هستند که در درون خود گوهر می‏پرورانند. البته
انسان مانند موزه نیست که اشیای گرانبهای
جهان خارج را در آن جمع می‏کنند. انسان چون
دریاست که در درون خود گوهر می‏پرورد: چو دریا به سرم. حکایت های گلستات پادشاهى با نوکرش در کشتى نشست تا سفر کند، از آنجا که آن نوکر نخستین بار بود که دریا را مى دید و تا آن وقت رنجهاى دریانوردى را ندیده بود، از ترس به گریه و زارى و لرزه افتاد و بى تابى کرد، هرچه او را دلدارى دادند آرام نگرفت ، ناآرامى او باعث شد که آسایش شاه را بر هم زد، اطرافیان شاه در فکر چاره جویى بودند، تا اینکه حکیمى. از نوشته ای قدیمی که دوستش دارم: «... راستی می شود کنار دریا عاشق شد؟! دریا می توفد و می وشد و هوهوی باد را می مکد میان اش و می کوبد به تن ساحل. اینجا اثری از عشق نیست اما این هم آغوشی مدام دریا و ساحل هوسی ام می کند توی این همه خیسی، می نشینم روی ماسه های تر و به صدای امواج؛ سفید و کف کرده و خشمگین، با دهانی گشاد و بی دندان ساحل را فرو می ب. در مقابل «نه» کم نیاوریم انسان ها در شرایط مختلف با موقعیت هایی روبرو می شوند که ممکن است درخواستشان اجابت نشود. مثلا طالب شغلی هستیم اما در پذیرش رد می شویم، با ی تماس می گیریم اما جواب تماس تلفنی ما را نمی دهد، وارد خانه ی می شویم اما با روی باز از ما استقبال نمی کند، از ی درخواستی می کنیم و او با جواب «نه» درخواست ما را رد می کند بخ. فصل هفتم: خوانش چند شعر از شاملو ر انا شاملو در مقدمه چاپ پنجم "هوای تازه" در سال 1355 نوشته، "ر انا" یا "روشنک" نام دختر نجیب زاده ای سغدی است که اسکندر مقدونی او را به زنی خود در آورد: "ر انا، با مفهوم روشن و روشنایی که در پس آن نهان بود، نام زنی فرضی شد که عشقش نور و رهایی و امید است. زنی که می بایست دوازده سالی بگذرد تا در آن آیدا در آینه ش. بسم الله الرحمن الرحیم یکی از شانس های زندگی ام این بوده که چند نفر دریا دل را در زندگی ام دیده ام. لذت ه نی با یه نفر که مثل دریاست انقدر زیاده که وای اگه آدم خودش دریا باشه آدمی که وقتی بهش سنگ پرتاب میکنن متلاطم نمیشه. دریا بودنم آرزوست... در ادامه چند سرچ جالب را برای خودم نگه داشته ام.. ادامه مطلب... ادامه مطلب گروه اینترنتی پرشین استار www.persian-star.org
ماهی ها چه قدر اشتباه می کنند ؛ قلاب علامت کدام سؤال است که به آن پاسخ میدهند ؟ آزمون زندگی ما پر از قلابهایی است که وقتی اسیر ط اش می شویم، تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند ! حسد ، کینه ، خشم ، لذت ، غرور، انزجار، انتقام ، ترس ، ... خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلابها بگذرم که شاید دگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد . دریا زیباست اما می دانی چرازیباست دریا بزرگ است ی دانی چرابزرگ است دریا باعظمت است اما میدانی چرا باعظمت است چون الگویی همچون آسمان رادارد سعی می کند رنگ او و بزرگی وعظمت اوراداشته باشد . ماهم ماننددریابهترین الگورا انتخاب کنیم. وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‏اى

آب از هیبت عباسى تو مى‏لرزد
بى عصا آمده‏اى حضرت موسى شده‏اى

بى سجود آمده‏اى یا که عمودت زده‏اند
یا خج زده‏اى وه که چه زیبا شده‏اى
یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده‏اى
منم و داغ تو و این کمر بش ته
توئى و ض. زن به همسرش نگفته بود هر شب به آواز مرموز دریا گوش می دهد. پسرش پرسید :"مادر دریا چشمانش چه رنگی است ؟ مادر گفت :آبی پسرش پرسید:موهایش چه رنگی است. مادر گفت : خزه های سبز پسرش دوباره پرسید:مادر دوستان دریا ؟ مادر گفت:ماهی ها آسمان ماه سنگ ها ص ه ها خزه ها ان شب تا صبح باران بارید .