بیا دریا شویم

به نقل از خبرگزاریها در مورد بیا دریا شویم : ما مردمان خاور میانه ایم...
بعضی هایمان در جنگ کشته می شویم،
بعضی در زندان،
بعضی هایمان در جاده می میریم،
بعضی در دریا،
حتی بلندترین کوه ها هم
انتقام تنهایی شان را از ما می گیرند،
چرا که ما شغل مان "مُردن" است.

ترجمه ای از شعر "نشاط حمدان"_ حمیدرضا ابک بازدید مسئول دارالقرآن مازندران از مؤسسه قرآنی نسیم دریا فریدونکنار مسئول دارالقرآن مازندران همراه با مسئول کانون قرآن فریدونکنار از مؤسسه قرآنی نسیم دریا این شهرستان بازدید د. به گزارش روابط عمومی اداره تبلیغات ی فریدونکنار ، سعید قربانی مسئول دارالقرآن اداره کل تبلیغات ی مازندران همراه با مسئول کانون قرآن این شهرستان ظهر دیروز 25 تیر ماه از مؤسسه قرآنی نسیم دریا این شهرستان به مسئولیت راضیه نریمانی بازدید کرد. علی براری در ادامه افزود : نریمانی مدیر مؤسسه قرآنی نسیم دریا به تشریح فعالیت های قرآنی خود پرداخته و اعلام آمادگی د که طرح های قرآنی بیشتری را برگزار کنند و در حال حاضر در این مؤسسه طرح شکوفه های پیش دبستانی ، قرائت سطح 1 و2 و حفظ قرآن در حال برگزاری است. - اگر نا امیدی از رحمت خداست که حقیقتاً جای ندارد زیرا خ که رحمت واسعه اش همه را فرا گفته نا امیدی در مورد او معنا ندارد آیا می شود کنار دریا بود و از دیدن دریا نا امید شد؟ خیر، فقط کافی است چشم باز کنیم تا دریا را ببینیم. نا امیدی در مورد خدا به ما بر می گردد و ایراد از ناحیه ماست. ما به وظایف خود عمل نمی کنیم آن وقت از رحمت خداوند نا امی. روز یکشنبه مورخ:93/04/01 جلسه لژیون با دستور جلسه جهان بینی 1 و با ی سرکار خانم صفورا راس ساعت 17:30 آغاز گردید: نوشتاری که اکنون در دست شماست کاوشی است برمبنای راهنمایی ها و شاه کلیدهای اساتید کتاب عبور از منطقة 60 درجه زیر صفر و نگهبان کنگره 60 به علاوه تجربیات شخصی ناشی از سالها درگیری با نیروهای بازدارنده پیرامون انسان و کائنات که تحت نا. "دلم گرفته" این جمله رو به خیلیا گفتم چون واقعا حال دلم ابریه!وقتی فکر دیدم یه فضای متفاوت می خوام یه جای خاص و زیبا، مثه دریا!آره دلم دریا رو میخواستآرامش دریا، صدای مرغ های دریایی و آهنگ زیبای موج ها تو دل شبدلم دریا رو میخواستقدم زدن رو شن های خیس، شمردن ستاره ها و نورفانوسدلم دریا رو میخواستروی یه تخته سنگ، کنار آتیش، صدای گیتار . یک روز میخواند مرا دریا، به دریا
میخواندم امروز یا فردا به دریا

مجنونم و گیلان بیابانی ندارد
((یا سر به جنگل میگذارم یا به دریا))1

بانوی من به، آسمان چشمهایت
وابسته ام مانند ماهی ها به دریا

با پیچ و تاب مویتان طوفان به پا شد
مواج شد چون قلب عاشق آب دریا

طوفان شده! تو پا به ساحل میگذاری
تا آمدی انداختی غوغا به دریا

مطرودم و ساحل نشین باید بمانم
تا کی نمیخوانی صدف ها را به دریا؟

بانو دلم دریاست، یک دریای دل تنگ
وقتی که دل داده ست این دریا به دریا

93.3.15
----------------------------------------
1. وامی از مجتبی حاذق:

تا مثل مجنونِ بیابانگرد باشم
یا سر به جنگل می گذارم یا به دریا رباعی من عاشق محمدم ای نام تو بوده تا ابد عقده گشا بنگرکه چگونه شد سر عشق جدا کی صبر تو می رسد به آ ، آ دلبند تو گشته چون غریبی تنها *** گر اذن دهی سنگ و اب ل شویم ب یکر خصم مثل یک سیل شویم ای رحمت آسمان کریمانه ببار بی مهر تو از زمانه بی میل شویم بنام شهیدان والفجر هشت دلاور نشانان دریا و دشت بنام شهیدان بدر و حنین شهیدان یا فاطمه یا حسین! همانها که رفتند تا ما شویم برای لب تشنه دریا شویم *** «خوشا یادی از آن همه یادها شب قصر شیرین و فرهادها» خوشا نور عشقی که شد منجلی خوشا رمز یا فاطمه یا علی! خوشا یادی از کربلای چهار خوشا آن همه عاشق بی مزار علی صولتانی شهادت طلب غیوران یکرنگ ز. ما کم نبوده ایم ، کم هم نمی شویم همچون ستاره از، شب کم نمی شویم چون رودِ زنده ایم، دریا مرادمان مغلوب ِ ص ه ی محکم نمی شویم ما دین مان جدا آیین مان جدا همچون فرشته ایم آدم نمی شویم شادی مرام ماست تاریخ مان گُواه همکیش فرقه ی ماتم نمی شویم ما از حقیقتیم،در دست مان چراغ با هر افه گو، همدم نمی شویم سرویم و پر غرور، آزاد و بی ریا در پیش هر خ. 1393/04/20 بازی اول: معراج 1 – 2 عشق دریا گلها: حسن قاسمی (معراج) فلکناز اسماعیلی- فرشید ملاحی (عشق دریا) بازی دوم: ریان 3– 0 عقاب جوان بنداران عشق دریا با این برد 10 امتیازی شد و به عنوان تیم اول گروه1 به مرحله بعد صعود کرد و حریف تیم تنب نو در مرحله بعدی مسابقات شد و معراج نیز با9 امتیاز به عنوان تیم دوم راهی مرحله بعد شد و در مرحله بعد باید به . مگر میشود رفت کنار دریا در غروبی غم انگیز و در امتداد ساحلی آرام تو نباشی اما یادت و خاطراتت به سنگینی کوهی بر روی قلبم سنگینی کند مگر میشود کنار ساحل قدم زد بدون اینکه دست در دست تو سرود عشق نخواند مگر میشود که نظاره گر لحظه غروب خورشید بود بدون حضور تو مگر میشود روی شن های خیس ساحل قدم زد و صدف جمع کرد بدون همراهی تو اصلا دریا بدون تو دیگر دریا نیست بغض است و اشک و تهی بودن از احساس دریای بدون تو برایم هرگز دیگر نه آرامش دارد و نه زیباست و من باز هم برای چندمین بار رفتم نزدیک دریا اما نه دلم آمد که در کنارش قدم بزنم و نه اینکه خیره به غروب ساحلش شوم و من باز هم فرار از دریا و تمام خاطراتش آ ین باری که شنهای ساحل را لمس و خنکی آب دریا را در کنار تو بود و از آن پس عهد هرگز نه قدم روی شنهای ساحل بگذارم و نه با موجهایش همراه شوم دریای بدون تو دیگر برای من نامش دریا نیست ... دریایی

یکروز بلند آفت
در آبی بیکران دریا
امواج ترا به من رساندند
امواج ترا بار تنها
چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که ترا در آب دیدم
در غربت آن جهان بی شکل
گویی که ترا بخواب دیدم
از تو تا من سکوت و حیرت
از من تا تو نگاه و تردید
ما را می خواند مرغی از دور
می خواند بباغ سبز خورشید
در ما تب تند بوسه میسوخت
ما ت. یکروز بلند آفت
در آبی بیکران دریا
امواج ترا به من رساندند
امواج ترا بار تنها
چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که ترا در آب دیدم
در غربت آن جهان بی شکل
گویی که ترا بخواب دیدم
از تو تا من سکوت و حیرت
از من تا تو نگاه و تردید
ما را می خواند مرغی از دور
می خواند بباغ سبز خورشید
در ما تب تند بوسه میسوخت
م. عملیات ترمیم زیر دریا، بین یک تا 2 میلیون دلار هزینه می برد ولی روی زمین بین20 تا 100 میلیون تومان! کار زیر دریا 2 کشتی با 15 خدمه می خواهد و 10 - 15 غواص. در ضمن گازهایی مثل هلیم مصرف می شود که بسیار گرانقیمت هستند. کار زیر دریا حساس و زمانبر است. کتاب دریا رمان دریا با فرمت pdf
دریا رمان دریا رمان
رمان دری ادامه مطلب از رسول الله صلى اللّه علیه و آله نقل
شده که فرمود:(( ان هذا القرآن مادبه الله
فتعلموا مادبته ما استطعتم و ان اصفر البیوت
لبیت اصفر من کتاب الله )) مادبه یعنی ادبستان. قرآن مثل یک ادبستان
میمونه که هر کی باید به اندازه توانش ازش
ادب یاد بگیره و بهره مند بشه. ما باید بتونیم
خودمون و به آداب قرآن مودب کنیم انشا الله قر. طب مکمل - جایگزین > دریا درمانی

ریشه لغوی: اصطلاح تالاسوتراپی (thal othe y‎) برگرفته از واژه یونانی تالاسا‏‎ (thal a) ‎به معنای دریا و مترادف کاربرد پزشکی آب دریاست.


دریا درمانی یا درمان با آب دریا :دریا درمانی یا تالاسوتراپی نه تنها به شنا محدود نمی شود بلکه خود این که دریا درمانی را تنها در درمان با آب دریا خلاصه کنیم نیز . پاییز می شویم با برگ های زرد
آواره زیر گام های عابر خسته
کوتاه عمر ما
چون برگ های خشک آرام می شویم
در فصل سرمای زمستانه
همراه سوز سرد
در خواب می شویم
با بستری پر از خس و خاشاک
پنهان درون برف سر می کشیم
هنگامه ی بهار
در جان صد گیاه
سبز می شویم
در جنگل و هر بیشه و صحرا
عطر می شویم
از وحشی گل ها. عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق.عشق در دریا غرق شدن است،دوست داشتن در دریا شنا . مردم نوشهر در مجلس با تاکید بر نبود متولی دریا و ساحل، گفت: ساخت وسازهای بی حساب در سواحل، آلودگی دریا و ورود پساب رودخانه ها به دریا از مشکلات نبود متولی برای دریا و سواحل کشور است. حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: خداوندا مى خواهم آن مخلوق را که خود را خالص براى یاد تو کرده باشد و در طاعتت بى آلایش باشد را ببینم .
خطاب رسید: اى موسى علیه السلام برو در کنار فلان دریا تا به تو نشان بدهم آنکه را مى خواهى . حضرت رفت تا رسید به کنار دریا: دید درختى در کنار دریاست و مرغى بر شاخه اى از آن درخت که کج شده به طرف دریا نشسته اس. بیماری حرکت (motion sickness) نوعی اختلال رایج در گوش میانی است که بر اثر حرکت های متوالی، مانند تکان های کشتی بر روی امواج دریا، حرکت ماشین و هواپیما در شرایط هوایی نا مساعد، به وجود می آید. چرا هنگام سفر دچار سرگیجه می شویم؟ در گوش میانی که ل رنت (labyrinth) نیز نامیده می شود، بیماری حرکت بر حس حفظ تعادل […]
پزشکان توصیه می کنند، به هیچ وجه نمک دریا و سنگ نمک استفاده نکنید. اما مضرات نمک دریا و سنگ نمک… روم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگ
غرق گردم در خودم، در خود بمیرم بی درنگ

می روم تا آبی دریا شوم آرام و رام
خسته ام از اینهمه رویای کال هفت رنگ

می روم در ساحل خود با خودم خلوت کنم
خسته ام ازپنجره ، دیوارو این دنیای تنگ

می شوم دریای راز آلود تا خود بشنوم
راز تلخ خود کشی را از زبان یک نهنگ

می روم دریا شوم ب. پیر شوید اما محترم بمانید ما زندگی می کنیم. به دنیا می آییم. کودکی می کنیم. نوجوان می شویم. غرور جوانی ما را می گیرد و در جوانی گرد و خاک به پا می کنیم. ما به دنیا می آییم و می رویم. بچه که هستیم می گویند تا بچه ایم مشکلاتمان هم کوچک است و هر چه بزرگ تر می شویم، مشکلات هم با ما بزرگ می شود. بچه که هستیم مشکلاتمان را خودمان درک نمی کنیم. بزرگ تر ها ما و مشکلاتمان را تر و خشک می کنند. جوان که می شویم مشکل می سازیم و باز هم شاید مشکلاتمان را درک نمی کنیم، اما روزگار می گذرد و دوره پیری هم برای هر کدام ما پیدا می شود. پیر می شویم، در حالی که کاری از دست هیچ کدام ما ساخته نیست. این راه را آمده ایم و باید تا انتهای آن برویم؛ راهی که پر از پیچ و خم های فراوان است. بی تعارف، خیلی از ما از انتهای این راه می ترسیم. خیلی از ما تا وقتی که دستمان کوتاه نیست و ما را از هر نخیلی پایین می آوریم، عین خیالمان هم نیست که روزی روزگاری دستمان کوتاه خواهد شد و ما بر نخیل و کاری هم از دستمان برنخواهد آمد. یادمان ندادند راه دریا کجاست. پیوسته و شوربختانه در حوض ها و جوی های کم عمق شنا می کنیم. بهترین هاش حوض کم عمق است که لااقل ماهی قرمزی بتواند خودش را به شنای دایره وار ابدی در آبیِ نیم-کدرش دل خوش کند. خیلی هاش اما جوی متعفن بدبوست. از بوی گندش داریم خفه می شویم. قلب آدم ها اگر رودخانه باشد، دریا گستره ی نیلگون صداقت و تفاهم است؛ جایی ک. دل ب دریا زدن سخت است.ن؟؟ برای من ک عذاب آور است چگونه تحمل کنم وقتی میبینم ی برایم ارزش قائل نیست؟ چگونه دلم را ب دریا زنم در حالی ک اصلا دلی برایم نمانده همش را ش تند،همه ی دنیا دست ب دست هم دادند و دلم را ش تند ن با آجر ن با سنگ با تحقیر دلم را ش تند طوری ش تنش ک دیگر با هیچ چسبی نمیچسبد دل ب دریا زدن سخت است.ن؟؟ بهار دل تکانی بیا ره به خورشید پیدا کنیم دری رو به دلدادگی وا کنیم بهار آید از ره بیا چون نسیم به گوش گل از عشق نجوا کنیم ویا مثل باران مهر آفرین در عاشقی رو به هم وا کنیم بیا مثل یک چشمه پاک و زلال نفس در نفس رو به دریا کنیم دخیلی ببندیم بر پای گل که صد سال دل را شکوفا کنیم پرستو شویم و زشوق بهار چنان چلچله شور ب ا کنیم زمین پا شد از خوا. غرق عشق تو شدم
 بلکه تو شاید روزی...

دل به دریا بزنے
 عازم دریا بشوے

نم باران، لب دریا
غم تو، تنگ غروب...

دل من تنگ توشد
کاش که پیدا بشوی
باید بنویسم که لذت نبردن در زندگی خودش به خود یخود یک عذاب الهی ست! حالا موجودی هستم که از هیچ چیز لذت نمی برم! حتی از سفر.. حتی از دریاحتی موج دریا دیگر دگرگونم نمی کند! صدای دریا را نمی شنوم که مرا به خود می خواند! قبل ترها موج دریا مرا به جنون می کشید.. با هر رفت و برگشتش گویی ماس می کرد که بیا تا در برگیرمت!اما حالا......... هیچ حسی به هیچ چ. مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما ومغز شمامغزعمیق تر از دریا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دریامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ا. دریا عمیق استتنهایی عمیق تردستت را بدهبا هم  دست و پا بزنیمپیش از آن که  غرق شویم شهاب مقربین
اقا جاتون خالی تنها رفته بودم شمال خونه ی خالم یه روز تو طرح مارو برد دریا ی رودسر اگه میخواین تو طرح برید دریا دریای کیاشهر تمیزتره در ضمن گوشی هاتونم از تون میگیرن جاتون خالی رفتیم شنا حس هم اب دریا خوردیم اینقد شور بود که بعد از چند خوردن اب دریا اب مزه ی تلخی میداد :/ اونجا یه غریق نجات بود که داشت هی سوت میزد ا سر فهمیدیم با ما بود. نفسهای دریا خیلی پرند از تشویش انگار که قلبش از تن جدا می شود نفسهای دریا پرند از حسهای فرو برده دریایی که همه فکر می کنند می شود تمام خشم ها و ترس ها و درد ها را درونش به نیستی بسپارند اش پر شده است از تمامشان و چون قلیان می کند دردهای نمی داند از کجا آمده, نفسهایش تند می شود و درد می گیرد اش دریا بیچاره ترین موجود دنیا است به وقت تشویش. رئیس کل دادگستری استان مازندران با ابراز گلایه از عملکرد ت در بحث سالم سازی دریا، گفت: متأسفانه دریا از لحاظ اخلاقی، زیست محیطی و امنیتی رها شده و بنده به شخصه به طرح سالم سازی دریا امیدی ندارم. مقدمۀ کتاب " how to create a mind : ray kurzweil "مغز وسیع تر از آسمان است گرچه اگر آن ها را در کنار هم قرار دهید یکی شامل دیگری است مانند شما و مغز شمامغزعمیق تر از دریا است گرچه اگر در کنارهم قرار گیرند یکی دردیگری جذب خواهد شد مانند ابر در یامثل آب یک سطل درآب دریامغز هم وزن کائنات است! گرچه اگر گرم به گرم آنها را وزن کنید، مانند اجزاء موسیقایی یک ا. فرمانده نیروی دریایی گفت: باید متوازن با توسعه استفاده از دریا، دانش آن را نیز در بخش های مختلف از جمله طب رزم دریا در کشورمان گسترش دهیم. یا حسن یا حسن یا حسن مولا مولا دریا، زهرا دریا دریا دریا به هم رسیده مروارید آمد به دنیا شب دل و دلداره دلم گرفتاره نیمه ماه رمضان آمد هو یا هو به لب حیدریون آمد ستاره چشمک می زند ای والله خورشید عالم حسنه ای والله آقام حسن دین منه ای والله مثل علی و مصطفی ای والله می وشد دریا هیچ نیست به ساحل پیدا لکه ای نیست به دریا تاریک که شود قایق اگر آید نزدیک. مانده بر ساحل قایقی ریخته شب بر سر او، پیکرش را ز رهی ناروشن برده در تلخی ادراک فرو. هیچ نیست که آید از راه و به آب افکندش. و در این وقت که هر کوهة آب حرف با گوش نهان می زندش، موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما قصة یک شب طوفانی را. رفته بود آن شب م. قطره قطره دریا دریا دریا اقیانوس نگاهت را از آسمان و ابر ها به زمین بیاور همیشه باران از آسمان نمی بارد گاه باران از زمین می جوشد وتا آسمان می رسد نگاه کن زمین را نگاه کن خیابان هارا دریایی به این عظمت را می بینی قطره قطره آدم دریا دریا حضور... آی بگو نگاه کند هرکه را چشم جهان بین است بگو نگاه کند جهان این جم را ملتی که هر جلوه شان صد در. اغلب در خواب هایم فضاها درندشت هستند.دیوار ندارند.آب ها  زیادند و وسیع و گاه دهشت آور.افق های  دور. رنگ ها عجیب واقعی هستند. ب در خوابم دریا آرام بود و مهربان. انی خانه هایی کنار دریا داشتند.خانه هاشان اما در آن وفور فضا و آبی و آرامش ، بسته بودند با دیوارهایی بی پنجره.چسبیده به هم . با حیاط هایی پنهان در پس دیوارها و نادیدنی.انگار .
برای آنکه با هدف کار نمی‏کند. از معصومان
رسیده است: «النّاسُ مَعادنُ کمعادنِ الذّهبِ
و الفضّة»[1]؛ انسانها مانند معادن نقره و طلا
هستند که در درون خود گوهر می‏پرورانند. البته
انسان مانند موزه نیست که اشیای گرانبهای
جهان خارج را در آن جمع می‏کنند. انسان چون
دریاست که در درون خود گوهر می‏پرورد: چو دریا به سرم. حکایت های گلستات پادشاهى با نوکرش در کشتى نشست تا سفر کند، از آنجا که آن نوکر نخستین بار بود که دریا را مى دید و تا آن وقت رنجهاى دریانوردى را ندیده بود، از ترس به گریه و زارى و لرزه افتاد و بى تابى کرد، هرچه او را دلدارى دادند آرام نگرفت ، ناآرامى او باعث شد که آسایش شاه را بر هم زد، اطرافیان شاه در فکر چاره جویى بودند، تا اینکه حکیمى. از نوشته ای قدیمی که دوستش دارم: «... راستی می شود کنار دریا عاشق شد؟! دریا می توفد و می وشد و هوهوی باد را می مکد میان اش و می کوبد به تن ساحل. اینجا اثری از عشق نیست اما این هم آغوشی مدام دریا و ساحل هوسی ام می کند توی این همه خیسی، می نشینم روی ماسه های تر و به صدای امواج؛ سفید و کف کرده و خشمگین، با دهانی گشاد و بی دندان ساحل را فرو می ب. فصل هفتم: خوانش چند شعر از شاملو ر انا شاملو در مقدمه چاپ پنجم "هوای تازه" در سال 1355 نوشته، "ر انا" یا "روشنک" نام دختر نجیب زاده ای سغدی است که اسکندر مقدونی او را به زنی خود در آورد: "ر انا، با مفهوم روشن و روشنایی که در پس آن نهان بود، نام زنی فرضی شد که عشقش نور و رهایی و امید است. زنی که می بایست دوازده سالی بگذرد تا در آن آیدا در آینه ش. بسم الله الرحمن الرحیم یکی از شانس های زندگی ام این بوده که چند نفر دریا دل را در زندگی ام دیده ام. لذت ه نی با یه نفر که مثل دریاست انقدر زیاده که وای اگه آدم خودش دریا باشه آدمی که وقتی بهش سنگ پرتاب میکنن متلاطم نمیشه. دریا بودنم آرزوست... در ادامه چند سرچ جالب را برای خودم نگه داشته ام.. ادامه مطلب... ادامه مطلب چه زود خسته وش ته و دلگیر می شویم در نوبهار عشق وجوانی پیـــــر می شویم با هر بهانه ای دلمـــــــــــان می شود کبود سیلی نخورده از همه دنیا سیر می شویم هر صبح عاشقیم وموقع شب فارغ از همیم بر قلب ناتوان و خسته چرا تیــر می شویم؟ گفتیم عاشقیم و به دل نمی دهیــــم صیاد،دام و طورنینداخته نخجیـــر می شویم هنگام خواب،عشق و خیالی جدید و نـ. دریا زیباست اما می دانی چرازیباست دریا بزرگ است ی دانی چرابزرگ است دریا باعظمت است اما میدانی چرا باعظمت است چون الگویی همچون آسمان رادارد سعی می کند رنگ او و بزرگی وعظمت اوراداشته باشد . ماهم ماننددریابهترین الگورا انتخاب کنیم. خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم
راه رود جاری احساسمان را سد کنیم

عشق، در هر ح ی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب
پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

دل به دریا می زنم من... دل به دریا می زنی؟
تا توکّل بر هر آنچه پیش می آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم
پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

می توانی، می توانم، می شود؛ نه! شک نکن
باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

زندگی جاریست؛ بسم الله... از آغاز راه...
نقطه های مشترک را می شود ممتد کنیم

آ ش روزی بهار خنده هامان می رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم... زنده یاد: قیصر امین پور در ویدئوی زیر تصاویری از یک جوان عراقی را می بینید که خطاب به انقلاب می گوید: والله اگر کشته شویم، سپس سوزانده شویم، خا ترمان را بر باد دهند، باز زنده شویم و دوباره کشته شویم دست از تو برنمی داریم...