ب از انتخابت میڪنم

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب از انتخابت میڪنم : سیدضیاء هاشمی از ابلاغ بخشنامه از سوی علوم به رؤسای ها در خصوص انتخابات خبرداد. قیمت برخی کالاهای اساسی هفتگی در حال افزایش است و هیچ نظارتی از سوی ت نمی شود. ظاهراً دستگاه های تی که از بودجه عمومی ارتزاق می کنند، این روزها برای تبلیغ 2 نامزد انتخابت ریاست جمهوری یعنی … همون اوایل دوستم بهم گفت آخه چرا اینکارو کردی؟تو به اون خوبی رو ول کردی اومدی اینجا آخه؟ بهش گفتم مثل اینه که توی یه جای خیلی لو یه غذای ساده بخوری یا تو یه جای معمولی یه غذای خیلی خوب بخوری۰تو انتخابت کدومه؟ هنوزم بعد دوسال میگه عجب چیزی بهم گفتی کاملا توجیه شدم :)) دبیر ستاد انتخابت کشور گفت: روند اخذ رای تا ساعت 24 ادامه دارد وپس از آن دیگر تمدید نخواهد شد. ۵
آرامش دائمی پس از ازدواج در گرو انتخاب صحیح قبل از آن است. پس در انتخابت عجله نکن!
اگر مجبور باشی بین شادی الکی و غصّه حقیقی یکی رو انتخاب کنی، انتخابت چیه؟! هر چی که فکر می کنم می بینم شادی الکی بازم بهتره... میگن حتی اگر الکی شاد باشی، شادی بهت میرسه. حتی اگر حرفشون درست هم نباشه، بازم الکی خوش بودن باعث پیشرفت بیشتری میشه. نه؟!
اگه فڪر میڪنی خودتــ #چادری شدی
اشتباه میڪنی... تا زمان (عج) ڪمڪ نڪنه ڪسی رشد نمیڪنه!!! بدون ڪه انتخابت ڪردن!
بدون ڪه یه جایی خودتو نشون دادی! از لاک جیغ تا خدا،بانوی مهتاب در سروش
https://sapp.ir/banomahtab

ازلاک جیغ تا خدا ،بانوی مهتاب در ایتا
http://eitaa.com/joinchat/4128309256ceb3eab9e2f نشر مطالب صدقه جاریه هست کم با مهربانیها مرا دلبسته تر تا نگردد شعر من در وصف تو برجسته تر گوشه چشمی هم که بنمایی برایم کافی است راز ما باید بماند سالها سربسته تر روز وصل ای نازنین چون آسمان آبی بپوش تا نگردد بیش از این بال کبوتر خسته تر از شمار روزهایت هرچه بیشتر بگذرد میوه ی باغ لبانت می شود بی هسته تر گر نمایی پیچ گیسو را رها بر شانه ها عارفان را می نمایی ی. seyed mehdi nezhadhashemi: به تماشا ن , اهل نظر می خواهد  دیدن ِ سر ِ درون نور ِ بصر می خواهد  دل به دریا بزن این بحر هزاران سال است  عاشقی مثل تو و مرد خطر می خواهد  محرم راز شدن تاب و تب ِ ققنوس است  آتش عشق , دل و دیده ی تر می خواهد  هر ی نیست سزاوار رسیدن تا اوج  بال و پر در وسط ِ شعله , هنر می خواهد مات و مبهوت تو ماندند همه پنجره ها&. کم با مهربانیها مرا دلبسته تر تا نگردد شعر من در وصف تو برجسته تر گوشه ی چشمی بچرخانی برایم ،کافی است راز ما باید بماند سالها سربسته تر روز وصل ای نازنین چون آسمان آبی بپوش تا نگردد بیش از این بال کبوتر خسته تر گر نمایی گیسو انت را رها بر شانه ها عارفان را می نمایی یک شبه وارسته تر یا که نشکن با قدمهایت سکوت لحظه را یا آهنگ رفتن را کمی . poem: به تماشا ن اهل نظر می خواهد  دیدن ِ سر ِ درون نور ِ بصر می خواهد  دل به دریا بزن این بحر هزاران سال است  عاشقی مثل تو و مرد خطر می خواهد  محرم راز شدن تاب و تب ِ ققنوس است  آتش عشق , دل و دیده ی تر می خواهد  معجزه کار خلیل است درآتش اما  معجزه   ِپرواز هنر می خواهد  بی تعلل زده ای بر دل آتش,  آ   جانفشانی مگر اما. زیباترین دوره برای هر انسان دوره جوانیست دوره ای ڪه در آن آرزوها دارند و تنها آرزوی محمد ۲۷ ساله ی من شهادت بود آرزویی زیباتر از این با چشمان خود ندیده و حس نڪرده بودم .. همیشه میگفت هر چیزی در جوانی خوش است و تنها خوشی اش را در ف شدن برای سادات میدید و حس میڪرد .. واقعا زیباست ڪه تمام آرزوی جوانی ات در این دنیای بزرگ شهادت از جنس و رنگ . با زبانی سوخته در وحشت کابوس ها قصه از خورشید می بافیم ما فانوس ها
کورسویی از خدا مانده است و پنهان کرده ایم در شکاف دخمه ی این شهر دقیانوس ها
آفت نیست اما طبل نوبت می زنند آسمان خواب است در بیداری ناقوس ها
جاده آنک در هوار مه گم است اما هنوز می دمند آوارگانی، بی جهت بر ها
پشت این رنگین کمان نور، سایه هاست بردارید از پای این ط. ωـرم را روے بالشت بیخیالے میگذارم نمرہ ے بیـωـت بوבنت از בـᓅـتر مشـᓆ زنـבگیم خط خورבـہ ومטּ בر ڪلاـω عاشـᓆـے تجـבیـב شـבـہ ام صـᓅـرهاے نـבیـבنت را نگاـہ هایم میشمارنـב و ᓆـلبم جمع میڪنـב میخواهم ωـرב باشم مثل ᓆـهوہ ے نخورבـہ ات ڪـہ هنوز روے میز باـᓆـے مانـבه،نگاهش میڪنم و בلـבاـבگے هایم را برایت انشا میڪنم בـωـت معلم روزگا. ازهمین ازهمین حالا بگو: خدا سلام
ازهمین حالا شرو کن تازه شو
ازهمین حالا که میلاد توه
شاهداین عشق بی اندازه شو...
...
زندگی یه لحظه بود اونم گذشت
این نفس, این اتفاق, این حادثه
از همین لحظه بگو: خدا سلام
می دونم صدات به گوشش می رسه

اگه دستات بره بالاسمت اون
فقط از خودش بخای کمک کنه
اگه تووی سختیای زندگی
نزاری یه لحظه قلبت شک کنه

هرنفس توو زندگیت آرامشه
هرنگاهت منظرس رو به بهشت
سرنوشتت این یه تصمیم توه
انتخابت از خدا تا سرنوشت...

صبح که ییدار شدم احساس همه ی اتفاقات خواب بوده و همه چی مثل قبل ه ولی وقتی بیدار شدم و دیاکو رو دیدم چشام پر از اشک شد شکر که همه چی واقعیت داره ... تصمیم گرفتیم بریم پیش های اینجا برای عقد دیاکو با پدرش رفت و با یکی از ا صحبت و قرار شد ساعت ۵ بعد از ظهر بریم... ساعت ۵ رفتیم دوربین رو هم بردم ولی کار یکم پیچ خورد و چون هر دو ن این کشور نیستیم.
ع ارسالی ات را تازه کرده ام یعنی پاسی گذشته از نیمه شب شما در آن سوی دنیا همان ساعتی که تو پاورچین به سمت آشپزخانه میروی و من نیستم که ببینم مردد بین یک بشقاب توت فرنگی و یک پیاله بستنی میوه ای در نور یخچال باز ایستاده ای و بخار سرد و آرامش میپیچد بر صورت خواب آلوده ات چه بی رحم است عشق محو تماشای تو در این ح همیشه میگفتم : "سرما نخوری عزیزم" اما در دل آرزو می انتخابت یک قرن طول بکشد.
عباس صفاری در هر انتخاباتی اگر اصرار مردم، نخبگان و حتی علما و مراجع قم و نجف نبود نمی آمدم. به گزارش نامه نیوز، آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت وگو با شماره اخیر نشریه « شه پویا» ناگفته هایی از دوران را مطرح د... http://www.dustaan.com/wp-content/uploads/2014/04/178337_716.jpg تا بحال شده در یک ایستگاهِ شلوغِ اتوبوس ایستاده باشی، توی ضل آفتاب با گلویی خشک و بی حوصله و اخم کرده؟ بعد اتوبوس بیاید و درست جلوی پاهای تو بایستد.
آنقدر ذوق کنی که حتی نپرسی مقصدش کجاست. بعد هم دو ایستگاه بالاتر عصبی و متنفر از هر چه اتوبوس است، پیاده شوی و صبر کنی که بعدی بیاید و تو را به مقصدت برساند؟
شده که بعدی هم برسد و تما. همیشه تنها بودن بد نیست…
وقتی یه مدت طولانی تنها میمونی یواش یواش دیگه ازش نمیترسی…
حتی باهاش لطیف میشی تنها میری بیرون ، میری تفریح کم کم عادت میکنی اونوقت دیگه حاضر نیستی با هر ی باشی که فقط تنها نباشی…
انتخابت سخت میشه ، منطقت ، دیدت عوض میشه…
ی رو نمیخوای تنهاییت رو پر کنه
بعضی اوقات آدما تو تنهایی خیلی عوض می. قصد ک داتوری داشت، آنهم با یک شرط گذاری زودهنگام برای دوستان اصولگرایش. روزگار اما بر وفق مراد او نچرخید، اول آوار املاک نجومی و بعد هم پلاسکو بر سرش فروریخت تا آقای شهردار در میانه آمدن و نیامدن معلق بماند. آیا قالیباف ریسک ک داتوری را به جان می د؟ خبرآنلاین/   سال 95 برای بسیاری سال خوبی نبود، برای محمدباقر قالیباف هم همینطور. ای. یادم هست که یکی از بچه های روانشناس آریا که به شدت هم با شخصیت بود، همیشه بهم میگفت تو "از انکار به معنی میرسی". می پرسیدمش که تو را منظور چیست؟ در پاسخ می گفت "تو همیشه قبل از هر نوع مشاوره ای، مسیرت رو انتخاب می کنی، مشاوره میگیری که فقط یکی انتخابت رو تایید کنه". شاید هم راست میگفت. شاید اگر اینگونه نبودم، تا الآن پایان نامه ام تموم م. اینو ی پسره نوشته بود جالبه
دختری که قراره زن من بشه بدونه♡...

من فرق دارم...

تو جمع باید پیش من بشینی...!

همکارمه ،همکلاسیمه ، دوستمه ، داداشیمه ، رانندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ، تو فقط منو میشناسی..

تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم...

نمیخواد وقتی ق. همدم تنهایی هام غایبه خیلی وقته خدایا اذیت نکن، ج خیلی سخته تاج سرم، کجایی؟ غصه نکن شادیمو می خوام نشونت بدم مدرک فرهادیمو بگم به چیت عاشقم؟ به خنده های ریزت به دستای لطیف و ناخنای تمیزت به اون شال بلندت (سفید و خوشبو چون یاس) پیرهن قرمزت که از زیر مانتو پیداس به نقشه ای که داری، به رؤیاهای آبی به غصه ای که هر شب می خوری و می خو به روزی. قصد ک داتوری داشت، آنهم با یک شرط‌گذاری زودهنگام برای دوستان اصولگرایش. روزگار اما بر وفق مراد او نچرخید، اول آوار املاک نجومی و بعد هم پلاسکو بر سرش فروریخت تا آقای شهردار در میانه آمدن و نیامدن معلق بماند. آیا قالیباف ریسک ک داتوری را به جان می‌ د؟ خبرآنلاین/     سال 95 برای بسیاری سال خوبی نبود، برای محمدباقر قالیباف هم ه. دروغ است که بگویم شرایط تحت کنترل منستدروغست که بگویم میدانم دارم چه میکنممتنفرم ازینکه ناخواسته ی را از خودم برنجانم... گرچه با خودم میگویم "جلوی ضرر را هر زمانی که بگیریم منفعت است..."اما کدم ضرر؟ کدام منفعت؟ کدام درست و غلط؟ همه چیز بحث انتخاب است و اینکه دلمان یا ذهنمان، با کدام سمت انتخابست اینکه تصمیمی میگیریم و اگر چیزی سر راه. + از سارا می پرسم: سارا مادر شدن قشنگه؟ - میگه: خیلی قشنگ تر از چیزی که بقیه راجع بهش میگن + ولی به نظر من خیلی ترسناکه! - ترس داره خب ... ترس از دست دادن ترس مسئولیت ... نگرانی ولی عشق و قشنگیش بیشتره! + سارا زندگی مشترک ترسناکه؟! - نه بابا! یه ۱۰۰ اولش اونم یه کمی سخته! + (میخندم) لطف عالی مستدام ! ترجیح میدم همین بمونم بترشم! - شوخی .. اگه جفتت رو. بسلامتى پسرى ک ب ش میگه من فرق دارم... تو جمع باید پیش من بشینی...! همکارمه ،همکلاسیمه ، دوستمه ، داداشیمه ، رانندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ، تو فقط منو میشناسی.. تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم... نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی،موقعی که انتخابت می کور نبودم دیدم خوشگلی.. مسئولیت مالی زندگی به عهده منه ، شما کارتو واسه تفریح خودت برو پولشم ببر بریز تو جوب من پیگیری نمیکنم... گوشیت پسوورد داره ؟ هررررری به درد من نمیخوری... ما حریم شخصی نداریم ، من از همه چیت باخبرم... وقتی میگم با فلان دوستت نگرد بار دوم نمیشنوی ، میری با همون دوستت منم فراموش میکنی... بپوشی عین بند کفش گره ت میزنم بهم... دوستم خوشمزه بازی واست در اورد نمیخندی.. سخته بامن بودن نه ؟ عوضش تو منطقه ی من آزادانه بچرخ خوشحال باش زندگی کن هیچ کفتاری سمتت نمیاد.. یه شیر پشتته ... کامپل و مادر کامپل حدودا چی هستند ....
اشاره ای به اشتباهاتی که در کلاس های آموزش روانشناسی یونگ رخ می دهد
-------------------------------------------------
بچه های بیایم یکم بیشتر ببینیم که مفاهیم به تنهایی معنای خاصی ندارن ، مثلا اینکه بگیم این انتخابت از روی عقده بوده یا سایه بوده یعنی چی ؟
خود این جمله کلا معنای خاصی نداره....
سایه در کدام . آنها که از دور نگاه میڪنند! می گویند :تو چه کم داری ؟ هیچ!!! و من باران اشڪهایم را در ابر چشمانم پنهان میڪنم و با لبخند پوچے به نشانه تایید سر تڪان مے دهم... اما خود میدانم که هر گاه درون خود را میڪاوم بہ یک غم بزرگ میرسم... و آن غم نبودن توست!!! من در ڪنار همه تو را ڪم دارم...... نمیتوانم جلوے دهاטּ ωـلول هایم را بگیرم تا ᓅـریاد نزنند بشنو خواهش میڪنم حنجرہ هایشاטּ پارہ شد بشنو داـωـتاטּ نبودنت ڪابوωـم شدہ ᓆـدم بردار بـہ آغوشم بڪش ᓆـلبم براے ڪارڪردטּ بـہ صداے نـᓅــωـهایت محتاج اـωـت بـᓅـهم ،ببیטּ ،بشنو زندگے مטּ را بدטּ تو نمیخواهد مטּ محڪوم بـہ مرگم مرگے ڪـہ ᓅـرشتـہ جاטּ گیرش شدہ اـωـت دورے از تـــــــــــو
ᓅـرش زندگے زیر پاهایم لول شدہ و شعے میڪند زمیטּ خوردنم را خندہ شود میخواهے خندہ هایش را تماشا شوی؟؟
در حالے ڪـہ مטּ گریـہ میڪنم هنوز نگاهم چـωـبیدہ بـہ بودنت تابلوے عڪـωـهاے دونـᓅـریماטּ شدہ اعلامیـہ عشـᓆـے ڪـہ هنوز ωـالے از تولدش نمیگذرد تشییع جنازہ تمام شدہ و ᓆـبر زماטּ مטּ را در برش گرᓅـت ڪارے نیـωـت جز ᓅـاتحـہ ایטּ ωـرانجام خط خوردہ هاـωـت. دختری که قراره زن من بشه بدونه♡...
من فرق دارم...
تو جمع باید پیش من بشینی...!
همکارمه ،همکلاسیمه ، دوستمه ، داداشیمه ، رانندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ، تو فقط منو میشناسی..
تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم...
نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی،موقعی که انتخ. دیگر چه می توانم گفت. دیگر چه می توانم گفت؟ طرف شبیه قبلی قبلی قبلیه ست. من موندم تو خودم که حیرون و ویرون چرا آخه؟ اون به کنار این پسره. می خوام اینم سریع ازش مووآن کنم تموم شه بره. ولی جای ناراحت کننده قضیه ای ه. چقدر بدم میاد مجبورم این طوری حرف بزنم. من نمی دونم چرا باید توی این منجلاب بی خاصیت و گه بیوفتم. چرا باید با اینا یه جا باشم. . بسلامتى پسرى ک ب ش میگه من فرق دارم... تو جمع باید پیش من بشینی...! همکارمه ،همکلاسیمه ، دوستمه ، داداشیمه ، رانندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ، تو فقط منو میشناسی.. تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم... نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی،موقعی که انتخابت می کور نبودم دیدم خو. دختری که قراره زن من بشه بدونه: من فرق دارم ... تو جمع باید پیش من بشینی!... همکارمه و همکلاسیمه و دوستمه و داداشمه و رانندمه ندارییییم.تو فقط منو میشناسی. تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ولی رسیدیم خونه با توأم کار دارم. نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی موقعی که انتخابت کور نبودم دیدم خوشگلی... مسئولیت مالی زندگی به عهده منه، شما کارتو واسه تفریح خودت برو!پولشم ببر بریز تو جوب من پیگیری نمیکنم!!! گوشیت پسورد داره؟هررررررری به درد من نمیخوری...ما حریم شخصی نداریم من از همه چیت باخبرم... وقتی میگم با فلان دوستت نگرد بار دوم نمیشنوی ، میری با همون دوستت منم فراموش میکنی.... بپوشی عین بند کفش گره ت میزنم به هم... دوستم خوشمزه بازی واست دراورد نمیخندی... سخته با من بودن نه؟ عوضش تو منطقه من آزادانه بچرخ خوشحال باش زندگی کن هیچ کفتاری سمتت نمیاد. یه شیر پشتته... تو آن زنی که فلک آستان تو بوسید حجاب و عصمت و تقوی به دور تو گردید تو آن زنی که خداوند انتخابت کرد فروغ مهر پیمبر به خانه ات ت د تو آن زنی که ز پاکی میان اهل قریش طلوع زهره ی زهرا ز دامن تو دمید تو آن زنی که مسلمان شدی نخستین روز سلام بر تو ز خالق ز جبرییل رسید تمام هستی تو هدیه گشت بر خدا تمامی را به تو بخشید نمانده است بجز آه در بساطت اگ. .....شڪستـــ عشقـــــ ے نخوردم •••.....امااحساسمو از دستـــــ دادم ......ڪســـــے تنهام نذاشتہ •••.....امادلم تنهاستـــــ ....قلبم نشڪستہ....اما احساس میڪنم •••.....یہ زخم عمیق روے تنم جا خوش ڪرده ....از ایڹ زندگـــ ے خستہ نشدم...اما.فقط گاهـــ ے وقتا احساس میڪنم •••.....باید بگم دیگہ ڪم آوردم؛ انصرافـــــ میدم ......دلتنگـــــ نشدم ..... اما ی. پسر جوانی وارد مدرسه شیوانا شد و خواست تا او را به شاگردی بپذیرد. شیوانا نگاهی به سر و وضع پسر انداخت و گفت: “هر در این مدرسه باید شغلی فرا بگیرد و در آن شغل مشغول به کار شود. به این ترتیب هم کار و مهارتی یاد می گیری و هم هزینه های خود را تامین می کنی.” پسر قبول کرد و با شرم و خج گفت: “البته مساله ای در مورد گذشته ام هست که باید به شما بگو. سلامتی یه همچین پسری که میگه... دختری که قراره با من بشه بدونه♡... من فرق دارم... تو جمع باید پیش من بشینی...! همکارمه ،همکلاسیمه ، دوستمه ، داداشیمه ، رانندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ، تو فقط منو میشناسی.. تصادفی ببینم ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم... نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی،موقعی که انتخابت می کور نبودم دیدم خوشگلی.. مسئولیت مالی زندگی به عهده منه ، شما کارتو واسه تفریح خودت برو پولشم ببر بریز تو جوب من پیگیری نمیکنم... . گوشیت پسوورد داره ؟ هررررری به درد من نمیخوری... ما حریم شخصی نداریم ، من از همه چیت باخبرم... وقتی میگم با فلان دوستت نگرد بار دوم نمیشنوی ، میری با همون دوستت منم فراموش میکنی... بپوشی عین بند کفش گره ت میرنم بهم... دوستم خوشمزه بازی واست در اورد نمیخندی.. سخته بامن بودن نه ؟ عوضش تو منطقه ی من آزادانه بچرخ خوشحال باش زندگی کن هیچ کفتاری سمتت نمیاد.. یه شیر پشتته ... سکوت می تواند بی ثبات ترین وضعیت ممکن در تقابل با درد باشد. یک واکنش ارادی سینوسی که تا قسمتی کشش فراز و فرود دارد، جایی به قلّه می رسد و سرریز می گردد؛ گاهی بصورت فریاد، گاهی مُشت، دویدن و ... وضعیتی که انگار یک جفت کلیّه اضافی درون مغزمان جوانه می زند، درد را می کند و در خود می گنجاند تا آنجا که پر شود، لبریز گردد و دفع کند! در این فرآی. امروز بیست و سومین ۲۳ دیماه هم گذشت...امروز پا در ۲۴ سالگی گذاشتم....چقدر امسال تولدم متفاوت بود... چقدر خودم متفاوت بودم...امروز آ ین تولدی بود که در خانه ی پدری ام میگرفتم...تنها تولدی بود که جای لبخند بر لبان پدرم را اشک در چشمانش گرفته بود...اشک های دلتنگی... اشک هایی از جنس آ ین تولد های پدرانه...چقدر دوست دارم این لحظه ها تمام نشود و به . شلیک کن! اما نمی دونی
ما هردو درگیرِ یه احساسیم
ما هردو می جنگیم و می میریم
اما همو اصلا نمی شناسیم! من مطمئنم که تو مثل من
خونه ت هنوز چشم انتظارت هست
وقتی که دلتنگی، توو هرلحظه
حس می کنی یکی کنارت هست دنیاتو زیرِ گریه ها دیدی
وقتی که بمب خونه ابت کرد
ببین که بین عقل و احساست
برای جنگ کی انتخابت کرد؟! به غیرِ تنهایی، به غیراز مرگ
میونِ ما هیچ ارتباطی نیست
ما هردو اینو خوب می دونیم
به غیر عشق راهِ نجاتی نیست

برای من که عاشقم
جهانو بی قفس بکش
فقط همین یه لحظه رو
کنار من نفس بکش موسیقی سینمایی «نفس» به نویسندگی و کارگردانی «نرگس آبیار» به سلامتی پسری که به ش میگه من فرق دارم... تو جمع باید پیش من بشینی...! همکارمه,هم کلاسیمه, دوستمه,داداشیمه,رانندمه,سگمه,از اینا نداریم,تو فقط منو میشناسی... تصادفی ببین ی مزاحمت شده جلو چشمات تیکه پارش میکنم,ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم... نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم بزک بوزک کنی,موقعی که انتخابت می کور نبودم دیدم خوشگلی... مس. دور سرت بگردم تو انتخابت اشتباه ن خانووووومممممم قر قر قر دست دست دست شله شله شله شاباش شاباش شاباش فهمیدین من الان از عروسی اومدم؟؟یا بیشتر توضیح بدم:دی
هر وقت به یک عروسی دلچسب می روم و در هیاهوی شادی ، و خنده ها غرق می شوم ، دلم می خواهد خودم هم ازدواج کنم :) و این خواستن به محض اینکه پایم را به اتاقم میگذارم و لباس راحتی هایم را می پوشم پایان می یابد. همین قدر در عرض صدم ثانیه و ناپایدار ... وای مثلا در یکی از همین عروسی ها ،نخورده مست باشم و در اوج جوگیری از من خواستگاری کنند و بی مکث قبول کنم:
بزرگتر هایمان راهی خانه ی بخت شدند ،کوچیک تر ها را هم سر خوشانه به آشیانه ی خودشان رفتند، امشب هم قطارهایمان هم رفتند و ما م م و " درخت تو گر بار دانش بگیرد بزیر آوری چرخ نیلوفری را" :))) + تبریک عروسی میگویم بعد جواب میدهند "ایشالا عروسی خودت" با لبخند تا بناگوش میگویم "ایشالا" بعد یک نفر میخواهد طرف مقابل را با کاردک از روی زمین جمع کند : + آهنگ را هم نکنید خزترین بود ؛ در نقطه عطف شلوغ پلوغی و با ریتم خواننده به نظرم قشنگ آمد.
هنوز روزام کوتاهه تو هر نفس یه آهه
بی تو خنده هام یه قاب ع ه سفید سیاهه
بیرون نمیام از فکرای منطقی از پاییز زندگی
دیگه تو جاده ماه نیست انگار بهار تو راه نیست
دیگه حالم اصلا مثله قبلنا رو به راه نیست
بیرون نمیام از فکرای منطقی از پاییز زندگی
چشام ابریه بازم من اینروزارو میشناسم
میدونستم جای فصلا با هم عوض میشه واس. آهنگ جدید ماهان بهرام خان به نام آ خط آهنگ جدید ماهان بهرام خان به همراهی اشکان و نیما به نام آ خط mahan bahram khan – akhare khat با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸  آهنگ جدید ماهان بهرام خان به نام آ خط آهنگ جدید ماهان بهرام خان به نام آ خط آهنگ جدید ماهان بهرام خان به نام آ خط متن آهنگ آ خط ماهان بهرام خان نه راه پیش نه راه پس رسیدم آ بن بست کجاست اونی که یه روزی میگفت تا آ خط هست به کی دل بستی جز من که تو چشمام به نامت بود منی که ادعا کردی نگاهم انتخابت بود من دور تو خط کشیدم خط کشیدم از تو که نه از خودم نا امیدم حیف زود رسیدیم تهش بگو چی دیدی ازش لعنت به تو یادم میاد دروغات شبا تا صبح بیدارم … نساجی چی نویسنده نساجی چی:

اگه هرچقدر از انریکه انتقاد کنن و بهش توهین کنن
یه کارش واقعا تعریف داره
اون تیمو تا اینجا به هر شکل ممکن بالا آوورد
و این یه پیغام خیلی خاص به این افرادی ک اسمشونو میبرم رسوند
1 : داوید لوییز ( سوزش رو احساس کن پسر چون فکر میکردی دوران ما تموم شد)
2 : تیاگو سیلوا ( فکر کردی کاپتان psg باشی میتونی جام لیگ قهرمانان رو ببری بالا ؟؟) بسوز چون انتخابت اشتباه بود
3 : تونی کروس ( با اینکه عشق بارسا بودی رفتی رئال تا جام ببری !!) حالا فهمیدی برای جام بردن باید تیم باشی نه ک شانی
4 : مارکو رویس : بدترین فصل فوتبالیتو داری پشت سر میزاری ( شک ندارم داری حسرت نبودن تو این بارسا رو میخوری)
5 : کوادرادو ک ما رو به خاطر پول فروخت به چلسی
6 : هوملس : ک قبل از اینکه فصل کابوس وارش تموم بشه فهمید نباید میموند تو دورتموند و با منچستر وارد مزاکره شد

ولی یه بازیکن یجوری سوخت یعنی به معنای کامل کلمه سوختن , سوخت
اونم ی نبود جز مارکینیوس
پسر تو فکر کردی 40 یا 50 میلیون قیمتته ؟؟؟؟
فکر کردی میتونی قلب دفاع psg رو جمع کنی؟؟؟
ب سوارز جواب تمام ناز های تو و لوییز رو داد . اونم به بدترین شکل

با همه انتقاداتی ک بهت شد انریکه باید یه جمله رو از ته قلبم بهت بگم حتی اگه این فصل جام نگیریم

دمت گرم مربی بعضی از تصمیم ها اونقدر مهم هستند که ممکنه مدتها سردرگم باشی. دو راهی هایی که هر دو تو رو به هدفت نزدیک می کنند ولی چیزی که انتخاب رو سخت می کنه اینه که با انتخابت چقدر به مقصد نزدیک بشی و توی این مسیر از چه چیزهایی هزینه کنی. یکی از دوراهی های من انتخاب بین موندن و رفتن هست. موضوعی که چند ساله فکرم رو مشغول کرده و می دونم از دست دادن زم. شهریارنیوز: جلسه این هفته شورای ی شهر تبریز به دلیل به حد نصاب نرسیدن تعداد اعضا برای رسمیت یافتن جلسه برگزار نشد. به گزارش شهریار، بر اساس دستور جلسه شورای ی شهر تبریز در این جلسه مقرر بور انتخابت هئیت رئیسه شورای ی شهر تبریز برگزار شود که به دلیل عدم حضور ده نفر از اعضا این جلسه به حد نصاب نرسید و رسمیت نیافت. با توجه به دستور جلسه . هه ب تا پاسی از شب در این فکر بودم که که مرا چه می شود با این حرفا؟؟؟ دیوانه می شوم گاهی....و بعد با کلی جنجال میان عقل و احساسم به این نتیجه رسدم که عقلم...احساسم و تمام وجودم ترا فریاد میزند...بگذار دنیا هرچه می خواهد بگوید...بگویداین را هفت سال پیش با انتخابت و ایستادن جلوی همه به تو نشان دادم...تازگی ها هم وقتی خو دقایق زیادی را به تو نگاه می کنم و به این می شم تو که اینقدر می توانی خوب باشی ...با گذشت و مهربان باشی چرا تمام این سالها همدیگر را آزردیم؟؟؟آتنا نوشت:دارم به علی میگم میخوام اینجا بنویسم علی عاشقتم میگه اینو ننویس...بنویس علی دوستت دارم خییییلی زیاد هروقت میری پیش دبستانی دلم برات تنگ میشه...نوشتم مکاش اونروزی برسه که بتونی بخونی...اونوقت تمام گلایه هایم را پاک میکنم تا تو خیال کنی تمام عمرم خوشبخت بودم...آتنا نوشت2:همسرم دوستت دارم ...از همون کور و کر هایی که می گی