ب د ا ش د صدا دار اذا دارد آد برا ج رار داد

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب د ا ش د صدا دار اذا دارد آد برا ج رار داد : مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد روضه ی فاطمیه روضه ی معمولی نیست شرح دوران غریبی ست که مولا دارد شرح قومی ست که در موعد یاری جای لبیک، فقط شاید و اما دارد قصه ی مردم بیعت شکن است این روضه خون اگر گریه کند چشم زمان، جا دارد استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟ آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد بعد یک عمر غم خا.
مع     که   به  دنیا   نه  درد  دین   دارد
مگو   که    واهمه   از   روز   واپسین   دارد

چو  ابلهان   به پشیزی  فروشد  ایمان    را
خوش  است  زان که  طلا دارد و زمین دارد

ز عقل کاست به  قطر    شکم  اگر   افزود
که . این جهان درد وغم و رنج فراوان دارد قصه ای پر شرر از دوری و هجران دارد نبود درد فراقی به جگر سوزی عشق که در آن سوز وغم و ناله و حرمان دارد دیده بودم غم جانسوز فراوان لیکن غم هجران نه دوایی و نه درمان دارد بی تو ای سرو روان از غم هجران چه کنم که شب بی سحرم شام غریبان دارد بر سر کوی تو بنشینم و فریاد زنم تا بدانی که غمت سوز فراوان دارد دل به . بی تو این صبح مگر لذت دیدن دارد..؟  نازاین صبح مگر بی تو کشیدن دارد..؟  بعد تو هیچ ص نکند دلشادم...  نغمه ی مرغ سحر،باتوشنیدن دارد...  شوق دیدار تو شبهای مرا صبح میکرد...  بی تو اما مگر این صبح رسیدن دارد..؟  رخ تو باغ بهشتَستو چقدر پُر بار است...  بوسه بر کنج لبت مزه ی چیدن دارد...  گر نوازش نکنم هر دم صبح موی تورا...  مگر ا. دلم دیگر صفا دارد؟ ندارد /
و درد من دوا دارد؟ ندارد / بیا و سروری کن بر دل من/
که این دل ادعا دارد؟ ندارد / شبیه وصله ای ناجور هستم /
برایم عشق جا دارد؟ ندارد / دل من شیشه و قلب تو سنگ است/
ش ت من صدا دارد؟ ندارد / به دور قلب سنگ او نگردید /
که این کعبه خدا دارد؟ ندارد / هزاران بیت گفتم بی نتیجه /
مسیرم انتها دارد؟ ندارد /
عل. خاک این شهر به چشمان تو عادت دارد

خوش بحال نفس قم که لیاقت دارد



چون تو یک روز از این کوچه گذشتی

عمری زندگی در دل این شهر سعادت دارد



گنبدت پر شده از کفتر و تنها دل من

چون کلاغی ست که رویای زیارت دارد



کوچک است آه ولی حوض تو با دریا و ...

گنبدت با خود خورشید رقابت دارد…
<. هرکه با خاک درت کام لبش بردارد از همان کودکی اش چشم به کوثر دارد اولین ارزویم هست همانی باشم که به لب نام تو تا لحظه ی ا دارد چند صد حج پیاده است ثواب انکه قصد پا بوسی شش گوش تو در سر دارد پادشاهان همه مبهوت جل گویند این چه شاهی است مگر این همه نوکر دارد هرکه بر داغ تو نگریسته پیغمبر نیست گریه بر توست مدالی که پیمبر دارد چشمهایم شده چون. تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد که این دیوانه هرگز سنگ کوچک برنمی دارد تو در رویای پروازی ولی گویا نمی دانی نخ کوتاه دست از بادبادک برنمی دارد برای دیدن تو آسمان خم می شود اما برای من کلاهش را مترسک برنمی دارد اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را اتاقم را صدای جیرجیرک برنمی دارد بیا بگذار سر بر شانه های خسته ام یک بار اگر با اشک. ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقب
فرش گسترده و در دست گلایل دارد
تا به کی ی ره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد
کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می م از پسرک هر چه تفأل . به رسم صبر، باید مَرد آهش را نگه دارد اگر مرد است، بغض گاه گاهش را نگه دارد
پریشان است گیسویی در این باد و پریشان تر مسلمانی که می خواهد نگاهش را نگه دارد
عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار که این دیوانه تنها تکیه گاهش را نگه دارد
به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم خدا دل بستگان رو سیاهش را نگه دارد
دلم را چشم هایش تیرب. شیعیان، دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست / مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم / بیش ازینها حرمت کوی منا دارد حسین بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب / نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند / تا به جایی که کف. باز امشب این دلم نم نم هوای گریه دارد باز امشب غربت و عالم نوای کهنه دارد باز امشب آسمان گویی نفس در دارد باز امشب آسمان گویی غمی صد ساله دارد باز امشب شانه هایش یک خم مردانه دارد باز امشب دست و پایم لرزشی مستانه دارد ح.د 23:35 93-12-12 شده ام عین چنگ پُخته !! بیرونم سفت و سخت است و درون ام نرم و شکننده !! لبخند می زنم و ی نمی داند در دلم چه می گذرد؛ می دانی جان دل، ادای آدم های قوی را در آوردن درد دارد... تظاهر به پوست کلفتی وقتی دل نازک شده باشی، درد دارد... ایستادن پای دیوانگی هایت درد دارد... زندگی درد دارد. دوباره مرغ دلم میل کربلا دارد
همان حریم که یک بام و دو هوا دارد
یکی هوای اباالفضل یکی هوای حسین
چه با صفاست هوایی که کربلا دارد حسین کرببلای تو کعبه عشق است

اگرچه مروه ندارد ولی صفا دارد

تویی تو قبله کعبه که کعبه در غم تو

تمام عمر به بر جامه عزا دارد

ز زائران تو و حاجیان در عرفات

خدا به زائر تو او. احتیاج دارد حس کند مفید است.احتیاج دارد آرامش داشته باشد. احتیاج دارد خودش باشد، همان خودی که برای هیچ قدم از قدم بر نمی دارد. احتیاج دارد یاد بگیرد محتاج نباشد. بی سبب نیست که از شام به عراق آمده اید حضرت سادات ، برادر دارد و شما کمتر از آنید حسین تیغ کشد کمتر از آنکه علمدار ، علم بردارد ما جوانان بنی فاطمی ارب م بی حیا ! ما مالک اشتر دارد ایل ما ایل عجم هاست ، که یک کودک ما جگری با جگر شیر برابر دارد اینکه ما دست به شمشیر و زره یم سبب این است که این طایفه دارد نه عراق است و نه ، خی راحت کشور ضامن . لبخندرضا بوی عنایت دارد/ازبهرتقی نگر رضایت دارد/درخانه او صفاو عزت آمد/بر ماه رجب لطف وکرامت دارد/میلادجواداست ورضا هم خندان/برشیعه عنایتی ولایت دارد/هم گام شده مقدم اوبا نوروز/ زاو مرغ سعادت دارد/ای شیعه برو درگه او با صلوات/برجان بشر روح وبشارت دارد/تبریک بگو به مهدی و /صدلطف به ما باز ت دارد/
شک نکن بر ت ، دشمن شرر دارد حسن
چون به خاک و نفت این میهن نظر دارد حسن
دیده بگشا و ببین صدام ها را در به در
تکیه بر دیوار خطر دارد حسن
تکیه می خواهی کنی ، کن تکیه بر سید علی
چونکه سیاس است و از دنیا خبر دارد حسن
ما مایه ف تمام عالم است
نور تقوا ، نور دل ، نور بصر دارد حسن
یاور مستضعفین باش ای رفیق نیمه راه
یاری اشراف را وانه ، ضرر داد حسن
پا منه بر خون یاران شهید انقلاب
آه فرزند شهیدان بد اثر دارد حسن
با کلیدی که تو داری هیچ قفلی وا نشد
مشکل ما راه حل هایی دگر دارد حسن
دشمنی کم کن به یاران صدیق ی
از رفتار تو خون در جگر دارد حسن
گر بزی گر شد میان گله ای پایان کار
گله بان یک گله از بزهای گر دارد حسن
پس بیا از نارفیقانت جدا باش ای رفیق
دوستی با نا ان پایان شر دارد حسن
رفتن در عرصه بین الملل کار تو نیست
عرصه بین الملل زیر و زبر دارد حسن
گر زنی مشتی به دندان اب فتنه گر
کاخ طاغوت زمان را لرزه بر دارد حسن

َهوس های نهان باز هم این دل هَوَس ها در نهان دارد هنوز میل ِ چون بر باده با ابرو کمان دارد هنوز کَس نگردد پیر اگر باشد چو شادان زنده دل تا که باشد زنده او روحی جوان دارد هنوز گاهگاهی دل چو مرغان می کند بَس جلوه ها رو به آن چشمان ِ مستان ، مهربان دارد هنوز چشم این دل بارها در جستجو باشد، عجب ؟ آرزو بر روی آن زیبا رخان دارد هنوز لب اگر خند. شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب نمی داند عروسی یا عزا د. نام شهرستان -ناحیه گزارش فعالیت های گروه نمونه سوالات طراحی نمونه ازمون عملکردی تولید محتوای الکترونیکی مقاله علمی نقدوبررسی کتاب هشتم ناحیه دو م اباد ناحیه یک م اباد بروجرد دارد دارد دارد اشترینان دارد دارد دارد دارد ا دارد دورود الیگودرز کوهدشت الشتر نورآباد رومشکان پلدختر معمولان چگنی دارد دارد دارد دارد زاغه راه اهن بیرانش. اصغر معاذی قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد تاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچد سیب در دامنت احســـــاس رسیدن دارد بیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداست طعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن دارد کودکی چشم به در . درد دارد ، می فهمی؟!!درد دارد...!بسیار!این که تو برای همه هستی... و برای من از همه کمتر...درد دارد که من هرروزم با خی می گذرد و تو خی هم به من نمی رسد...درد دارد...بسیار...تمام تنم درد می کند ...نمی فهمی...نمی فهمی که صدای من در چه فکری خفه شده است...بسیار نمی فهمی...باور کن درد دارد...زنده به گور می شوم...و تو هیج و هیچ نمی فهمی...هیچ...!درد دارد که من ب. اگر زلفت به هر تاری اسیری تازه ای دارد مبارک باشد اما دلبری اندازه ای دارد تغافل برد از حد شوخ چشم من نمی داند جفا قدری، ستم حدی و ناز اندازه ای دارد محبت را لب خاموش و گویا هر دو ی ان است چو بلبل آتش پروانه هم آوازه ای دارد اگر سودای لیلی بر سرت افتاده مجنون شو که هر شهری به صحرای جنون دروازه ای دارد دل مجذوب خود را با تغافل بیش از این . ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن دارد تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت ب دارد راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن دارد حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد اضطراب ح. خطاب به گروه بی سبب نیست که از شام به عراق آمده اید حضرت سادات ، برادر دارد و شما کمتر از آنید حسین تیغ کشد کمتر از آنکه علمدار ، علم بردارد ما جوانان بنی فاطمی ارب م بی حیا ! ما مالک اشتر دارد ایل ما ایل عجم هاست ، که یک کودک ما جگری با جگر شیر برابر دارد اینکه ما دست به شمشیر و زره یم سبب این است که این طایفه دارد نه عراق است و نه ، خی را. مشکلی نیست بگویند طرف کم دارد
با تو آموخته ام عشق جنون هم دارد

جبرئیلم اگر امروز ، به من ده نگیر
دکمه در دکمه تنت حضرت مریم دارد

باز با زیبایی تو درگیرم
خط چشمت خبر از خط مقدم دارد

بعد هر حادثه امداد رسانی رسم است
لعنتی ! لمس تنت ز له بم دارد

وعده های سر من همه ارزانی شیخ
با تو هر لحظه دلم میل جهنم د. فرق دارد! خیلی فرق دارد!! به خداوندی خدا فرق دارد!!! نگاه با نگاه... دست با دست... آغوش با آغوش... بوسه با بوسه... فرق دارد! از زمین تا آسمان فرق دارد! نگاهی که فقط اتفاق می افتد... با .... نگاهی که دلت را گرم میکند... با ... نگاهی که دلت را میلرزاند... فرق دارد... آغوشی که فقط هست... با ... آغوشی که شاید حتی دیگر نباشد... ولی پر از آرامش است فرق دارد... فرق ه. نوع ساختمان:اپارتمان فضای مفید:110 زیربنا:130 طبقه:1 تعدادطبقات:2 تعدادواحد:2 تعدادخواب:2 روشنایی:جنوبی آب:دارد/برق:دارد/گاز:دارد/تلفن:دارد/ پارکینگ:دارد/انباری:دارد/ک نت:دارد/کف:سرامیک/ گچ بری:دارد/آسانسور:ندارد/کولر:ندارد/پکیچ:ندارد/ نقاشی داخلی:ندارد/نما:اجر آدرس:مراغه شهرک ولیعصرخ ازادگان کوی پردیس رهن واجاره:10میلیون 500هزارتومان تو. مگر میشود آدمی را عوض کنی تا مطابق خواسته های تو پیش برود؟ مثل این میماند که تو گیاهی را هرس کنی ولی بعد از چند وقت باز شاخه هایش بزرگ شود و شکلش را بهم بزند، میدانی؟ گیاه شاخه دارد برگ دارد شکوفه میزند... آدمی قدرت اختیار دارد فکر دارد عقل دارد و از همه مهمتر قلب دارد... شاید بدتر شود و بهتر نشود..!! اگر میتوانی آدمی که در ذهنت است را بیس. تو نه مثل آفت که چنان فرود دارد

نه هلال ماه مانی که سر سجود دارد

اَزل و اَبد وجودت همه مستدام باشد

نه فَراز و نه فرودی کرمت وجود دارد

ز تلالو وجودت همگان برند سهمی

به دو عالم است نورت همه جا نمود دارد

تویی ای کمال مطلق که وجود هر از توست

به جهان چو هر که آید سند ورود دارد

برو ای جمال خا. تو نه مثل آفت که چنان فرود دارد

نه هلال ماه مانی که سر سجود دارد

اَزل و اَبد وجودت همه مستدام باشد

نه فَراز و نه فرودی کرمت وجود دارد

ز تلالو وجودت همگان برند سهمی

به دو عالم است نورت همه جا نمود دارد

تویی ای کمال مطلق که وجود هر از توست

به جهان چو هر که آید سند ورود دارد

برو ای جمال خا. دوستش دارم ولی او دیگران را دوست دارد بر خلاف عشق از ما بهتران را دوست دارد هر کجا پا میگذارم در گذرگاه نگاهش من زمینش میشوم او اسمان را دوست دارد ساده ام عادت ندارم عشق را بازی بگیرم او ولی در عاشقی بازیگران را دوست دارد بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد

غزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد !

من که یک عمر شکار توام ای کاش شبی

کبک من باشی و من قوش، چه حالی دارد !

غمزه ی چشم دل آشوب تو کم چیزی نیست

ناز ابروی تو هم روش، چه حالی دارد !

دل دیوانه ی زنجیری من می گوید:

حبس در حلقه ی گیسوش چه حالی دارد !

عسلستان غریبی ست گل رو. بودنت حسِّ عجیبی ست که دیدن دارد نازِ چشمــــــانِ قشنگِ تو کشیدن دارد آتش از هُرمِ تنت سخت به خود می پیچد دلِ من شوقِ در آغــــوش پ دارد لبِ تو کهنه ی ست و من می دانم بوسه از طعمِ دهــانِ تــو چشیدن دارد **چشمِ تو ریخته بر هم منِ معمولی را** یک نـگاهِ تــــو به من جامه دریـدن دارد سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری قلــبِ من ســــوی شم. می گویند خواب، حجیت مطلق ندارد نمی شود با آن در مورد اتفاقات قضاوت کرد اما بدون شک غصه دارد تلخی دارد بغض دارد فکر و خیال دارد وقتی انی را در آن می بینی که تمام خاطرات تلخی که بر تو گذشته را در چند دقیقه مرور کنند
غــــو غــــــا    .......
کاش بدانی به دلم عشق تو غوغا دارد
آتشی است که تا عمق تنم جا دارد
من به مهمانی چشم سیه ات آمده ام
صبح باغ نفسم قصه ای لیلا دارد
درد دنیا چه کنم درد و غمم درد تو است
عاشقی از ازلش ای رسوا دارد
خواب بود خواب خوشی دوش ترا میدیدم
لب من بود و لبت بوسه تمنا دارد
عطر آغوش تو بود در چمن ت. شکاف آیا دلیلش چیست وقتی خانه در دارد
ی باید که از این راز کعبه بردارد

به دنبال چه می گردند گرد کعبه حاجی ها؟
به غیر از آن شکاف حیدری چیزی مگر دارد؟

بیا و سنگ حیدر را بزن بر ای حاجی
که از خشت و گل این خانه لطفی بیشتر دارد

بیا! هر علی را دیده باشد کعبه را دیده
شکافی بر تن کعبه است که مولا به سر دارد

لباس کعبه را هر سا. غم های طعم آب زمزم دارد دامان تو ، عطر و بوی مریم دارد این راز چه رازیست که هرگاه دلی شد شیفته ات ، بهانه ی غم دارد ؟ 15شعبان بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا ز ی غیبت به ما نظـر دارد بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز که آ ین گل سرخ از همه خبـــر دارد سید اهل بهشت و میوه ی قلب بتول (س) خاندانی با نشان انبیا دارد حسین (ع) در نسب فرزند شاه دین ،علی مرتضی (ع) از خدا هم نسبت آل عبا دارد حسین (ع) می ­شناسم کربلا را با دو در این جهان زینب (س) و عباس (ع) را در کربلا دارد حسین (ع) پرچمی و چای و قندی و دو چشم اشکبار مجلس و بزم عزایی بی ریا دارد حسین (ع) از حبیب بن مظاهر تا علی اصغر (ع) به بر لشکری این­ گ. آسمان با دیگران صاف است و با ما ابر دارد می شود روزی صفا با ما هم اما صبر دارد بخوان دعای فرج را ، دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد بخوان دعای فرج را، و عافیت بطلب که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد بخوان دعای فرج را و نا امید مباش بهشت پاک اجابت هزار در دارد بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است خدای را ، شب یلدای غم سحر دارد بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال مسافر دل ما ، نیت سفر دارد بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ،تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ،به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ،بیا و حس کن که وجودم چه ه دارد،قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم،میدانم تو نیز حال مرا داری،اما هنوز هم باور نداری که چه جایگاهی در قلبم داری تاریخ ماسراسر اوقات ناب دارد/گنج حماسه هارااین انقلاب دارد/یک روزکشورما آشوب بودوفتنه/ازظلم وجور دشمن رنج وعذاب دارد/بوده و درهجمه های آنان/برفتنه گرفراوان عتاب دارد/توهین بر حسین وروز عزانمودند/این ظلم برولایت بنگرعقاب دارد/ناگاه ملت ما باعشق بر وشید/جمع بساط فتنه براوثواب دارد/گردیده است نه دی یک انقلاب دیگر/ملت مثال یک آفتاب دارد/
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست ، بجز ش! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو ، او به خودش ایمان دارد
اینکه یک روز برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
ب طرز غریبی تمی دانم چ بگویم! اما باور ... دیدم... گفت...
ب طرز عجیبی حالم یک جوری می شود از هر که می شنوم یا می فهمم که آن "آ ش 23" را دارد!!...
"م" که خودت برایم گفتی و "ر" هم که ....... و ...
امروز... فهمیدم "ب" هم دارد... برایم تعریف می کرد ازین که دنبال کارهای افطاری و پیگیری اش برای کمک اساتید به خانم "ک" گفتم!! و این که گفتم با "ع" هم صحبت کند... <. تهران - ایرنا - این جا همه چیز برق دارد گاهی فکر می کنیم که نفس هایمان هم برق دارد، وقتی به دستگیرهای در یا هر چیز ف ی دست می زنید، برق شما را می گیرد، حتی فکر اینکه در کنار کابل های فشار قوی زندگی کنی،… عطش دارد تنم....تشنه جامت است جامی از لبانت به پهنای یک ک شان عطش داردلبانم....تشنه به بوسیدن اندامت عطش دارد گرمای تنم...به لمس صاف پوستت عطش دارد دستانم.....برای لمس دستانت بوسه هایم نگران راهت هستند که مبادا دیر شود در این شلوغی تهران وااای که چه تلخ میگذرد غروب شنبه تهران تا صبح وحضور بارانیت.. عطش دارد نگاهم به نگاهی که سگ دارد.. عطش د. بخـوان دعای فرج را دعــــــــــا اثر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعـــــای فرج را و عــــــافیت بطلب که روزگار بسی فتنه زیر ســـر دارد
بخوان دعای فرج را ولی به قلب صبور که صبر میوه ی شیرینتر از ظفر دارد
بخوان دعای فرج را که بـا ش ته دلان نسیم لطف خــــدا انس بیشتر دارد
بخوان دعای فرج را و نــــــا امید مبا.