ب د وم بعضی ﺳﺎﻟﻬ ﺎ ﺩﯾﮕﺮ ب د وم اینقدر بعضی وقتها

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب د وم بعضی ﺳﺎﻟﻬ ﺎ ﺩﯾﮕﺮ ب د وم اینقدر بعضی وقتها : بعضی از آدم ها ترجمه شده اندبعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوندبعضی از آدم ها فتو کپی آدم های دیگرند.بعضی از آدم ها نوشته اند:حق هر گونه استفاده ممنوع است.بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند.بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.بعضی از آدم ها فقط ج و سرگرمی دارندبعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند.بعضی از آدم ها خط خوردگی دارندبع. گاهی وقتها آدم گیج است نمی داند راه درست کدام است ؟ راه غلط کدام؟
گاهی وقتها آدم فکر می کند یک عمر اشتباه کرده جوری دیگر باید رفتار می کرده.
گاهی وقتها آدم احساس می کند که خیلی تنهاست هیچ نمی فهمد او چه میگوید.
گاهی وقتها آدم باید بلند شود دستهایش را به دیوار بگیر د یک راه دیگر را انتخاب کند.
گاهی وقتها آدم نیاز دارد یک عالمه . وقتایی حسش نیست غصه بخوری،غصه رسما تورو می خوره! - بیشترین ش ت هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم! - شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه،بدشانسی دستش رو از رو زنگ بر نمیداره،بدبختی هم که کلا کلید داره ! - وقتی توی یک رابطه دچار احساسات شدید شدی، بدون خودت نیستی، درونته! - انقدر الکی خندیدم که وقتی ناراحتم ی ج. مردم یورامن کینیمنوک را به چشم یک فرد «خودرای» می دیدند. او هر آنچه را که می خواست انجام می داد بدون اینکه به حقوق دیگران فکر کند. یورامنی ها فکر می د که بعضی وقتها مهم است که آدم خودرای باشد. آنها می گفتند به همین دلیل مردم باید بعضی وقتها دیگران را به زور مجبور کنند که کارهای تازه ای انجام بدهند تا مثلا ازدواج ، شکار گروهی و باغبانی . دنیا خیلی کوچ ت. اینقدر کوچک که همکلاسی دوران دبستانت را سالها بعد در محله ای دورتر در یک باشگاه ورزشی میبینی. او مربی ورزش شده است و تو از بین این همه روز، این همه ساعت، این همه کلاسهای ورزشی مختلف در کلاس او ثبت نام میکنی. آوا دختری زیبا با چشمان درشت سبز رنگ و موهای طلایی. دختری که در طول کلاسهای دوم تا پنجم دبستان که با هم همکلاس بو. 1.بعضی وقتها دل همینجوری دوست داره بگیره . بعضی وقتها عقل فرمان میده اما دل قبول نمیکنه . بعضی وقتها اینقدر خیره و سب ر میشی که همه رو ناراحت میکنی . بعضی وقتها مغرور میشی و دوست داری همه برات پاشن و اونا بیان سلام بدن بهت و... پنجشنبه و خیلی بدی داشتم خیلی بد. واقعا خیلی بد بود. همه رو ناراحت از دست خودم . روزه فشار میاره و دم افطار دیگه ی . بعضی وقتها مجبوری بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی

دلــــت بگــیــره ولـــی دلــگــیــری نــکــنی...

شــــــــاکی بشی ولی شکایت نکنــــــــی …

خیلی چیــــــــزارو ببینی ولی ندیدش بگیــــــــری …

خیلی هــــــــا دلتو بشکنن و تــــــــو فقط سکــــــــوت کنی... به قول دختر بهاری(سابق) و "ف" نمیدونم چرا خودمون رو سانسور میکنیم موقع نوشتن. من اون اول که با فلانی که دوست شده بودم که دیگه نیست فکر کنم، ی کم وارد این خودسانسوری شدم تا الانم مونده ، بابا اینجا برای گفتن هر چی دلم میخواد بود .... هیممم ... ولش کن .. این اولین پست بی سانسورم میشه تحمل ندارید نخونید 
ب با بابام ی ناهماهنگی به وج. ﻧﻪ ﺁﻧ ﺠﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ، ﻧﻪ ﺍین جا! ﺍﺳﻢ ﺩﺭﺑ ﺪﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﻔﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ؛ ﺑﺎ ﭼﻤﺪﺍﻧﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺭﮔﯽ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ! ﺍﺯ ﻏﺮﺑﺘﯽ ﺑﻪ ﻏﺮﺑﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻓﺘﻦ، ﺳﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮ . . . شاعر: رسول یونان ﺳﺎﻟﻬـــــﺎ ﺑﻌﺪ ... ﻗـﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺗﻔﺎﻗـﯽ ﺑﯿﻮﻓﺘﺪ ! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﻠﺖ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻭ ... ﻧﻪ ﺳﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ! ﺳﺎﻟﻬــــﺎ ﺑﻌﺪ ... ﻣﻦ ﺩﺭ ﮔـﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﯾﮏﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ، ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﯿﺐ، ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ... ﻭ ﻣﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺯﻣﺰﻣﻪ ! ﺳﺎ.
- ببینم مرد این ورا معمولا زیاد پیدات میشه...
مرد - بعضی وقتها که گم میشم اینجا خودمو پیدا می کنم
- یعنی...الانم گم شدی ؟...[ پوزخندی میزند و ادامه می دهد...] بعضی وقتها آدمهایی که سوار قطار میشن ٬ کوپه هاشو انتخاب نمی کنن...
مرد - فقط انتخاب ؟...
- فقط اون نه...اونا معمولا هیچ وقت صاحب چیزی نبودن...فقط داشتن ...همین ! داشتن با انتخاب فرق داره مرد !
[ مرد بر می آشوبد!]
مرد - اینقدر با این اسم لعنتی من رو صدا نزن...

قسمت دوم مرد - من هیچی نیستم ، حتی همون اسم لعنتی...
- ایی که چیزی نیستن ، معمولا اینجا زیاد پیداشون میشه مرد !
مرد - همه می گفتن ، آ تو یه چیزی میشی ...اما من همیشه متنفر بودم که چیزی بشم... یه چیز... بعضی وقتها هم احتیاط شرط ترس است نه عقل .
.
گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم!
دیگه دوستت ندارم …..
وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری …..
مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست !
اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی
همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!!
.
.
.
البته من که نشنیدم خخخخ
.
.
. و من چقدر دوست دارم این بعضی هارو! بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنجی هستند؛ در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت.نفس می کشی.آنقدر عمیق؛ که عطر بودنشان را تا آ ین ثانیه عمرت؛ در ریه هات ذخیره کنی...

بعضی ها؛ شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت؛ جانت را با جان و دل در هوایشان؛ تازه می کنی...

بعضی ها؛....

ﭘﺴﺮ : ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ ! ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ …
ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﻦ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﻢ
ﯾﻪ ﮐﻢ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺟﺪﯾﺪﺕ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﺨﻮﺭﻩ !
ﭘﺴﺮ : ﻣﺜﻼ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﭻ ﺑﮕﯿﺮﯼ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : آﺭﻩ !
ﭘﺴﺮ : ﺍﻭﺳﮕﻮﻝ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﯼ ﺑﻪ ﺧﻂ ﺧﻮﻧﻪ !
ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻣﯿﺸ. من زن کم حرفی هستم میگن خانومها زیاد حرف می زنند من کاملا برع م امروز مریم خانوم بیرون رفتی چی ید از خودت بیشتر بگو اوه آره یعنی باشه من معمولا زیاد پر حرف نیستم با اینکه خانمها خیلی حرف می زنند ولی  حرفهاشون بعضی وقتها قشنگه بعضی وقتها نه اما در همسایگی ما یک خانم زیبا هست که خیلی هم خوش قیافه هست اون مهربان و زیباست فقط یک کمی گوش. ﻧﻪ ﺁﻧ ﺠﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ
ﻧﻪ ﺍین جا
ﺍﺳﻢ ﺩﺭﺑ ﺪﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﻔﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﺑﺎ ﭼﻤﺪﺍﻧﯽ
ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ
ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺭﮔﯽ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ !
ﺍﺯ ﻏﺮﺑﺘﯽ
ﺑﻪ ﻏﺮﺑﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺮﮐﺖ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮ...  بعضی وقتها که دل چادرم از اینهمه طعنه و تهمت می شکند ... بر می دارمش با هم می رویم گ ار چند تا وصیت نامه هم برایش می خوانم حرفهای قشنگشان را برایش تکرار می کنم دل دو تایمان باز می شود ... عاشق تر از همیشه بر می گردیم خانه... فقط کاش قسمتم بشود ببرمش مدینه تا داستان مظلومیت بی بی را با چادر خاکی برایش تعریف کنم... به نقل از : حریم بعضی وقتها که دل چادرم از اینهمه طعنه و تهمت می شکند ... بر می دارمش با هم می رویم گ ار چند تا وصیت نامه هم برایش می خوانم حرفهای قشنگشان را برایش تکرار می کنم دل دو تایمان باز می شود ... عاشق تر از همیشه بر می گردیم خانه... فقط کاش قسمتم بشود ببرمش مدینه تا داستان مظلومیت بی بی را با چادر خاکی برایش تعریف کنم... به نقل از : حریم
بعضی
بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند
آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟
میگن با تو حاااالم عاااالیه!!!
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده ام... یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند درد دل برای تو حضوری بهتر است چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است من سرم بر شانه ات ؟..... یا تو سرت بر شانه ام؟..... فک. طرح رنگ بوم آهنگ و آبرنگ ... تو این هوای زیبایی که داره اومدن پاییز و بشارت می ده واقعا می چسبه بعضی وقتها می ارزه از این دنیا و همه ی دنگ و فنگش بگذری و بذاریشون واسه بعد .. بعدش کاری رو که دوسش داری و گذاشته بودی سر یه فرصتی انجام بدی و نمی شد و وقت نبود بشه اولویت اول .. بعضی از انسان ها، حتی در ادای دو رکعت «درستی» و «راستی» ، کثیرالشک هستند!
بعضی از انسان ها، فرشته ای هستند که در زمین، آلاخون والاخون شده اند!
بعضی از انسان ها، آهوان آواره ای هستند که از اتوبان آسمان منحرف شده و به درّه ای در زمین سقوط کرده اند! بعضی وقتها... نه،بیشتر اوقات باید چشمانت را ببندی تا چیز تازه ای ببینی.
شاید شما هم مثل ما تجربه کرده باشید که بعضی روزها از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر کاری هستیم و بعضی وقتها آنقدر خسته و بی رمق هستیم که از انجام کارهای ساده خود نیز رنجور می شویم، گاهی اوقات سرحال و شاداب هستیم و برع بعضی روزها بی دلیل ل و بی حوصله هستیم و نیز در مورد قدرت ذهن ما نیز چنین است بعضی روزها خوب یاد می گی. خیلی وقتا با آدمای اطرافم فرق داشتم عمیق تر فکر ؛ جزئی تر نگاه ؛خالص تر بودم هیچوقت نقش بازی ن ... من خودم بودم در مقابل انتقاد ها سرمو انداختم پایین برای تحسین هایی که نشدم اشک ریختم خیلی وقتها پر از حرف بودم و دم نزدم خیلی وقتها از نزدیکترین آدمهای زندگیم دلخور بودم ولی چیزی نگفتم ... خیلی وقتها خواستم ازشون دور باشم ... برم و برم و برم. گاهی وقتها بعضی آدمها طوری وارد زندگیت میشن که نمیفهمی چی شد... رفتارشون حرفاشون نگاهشون.... تورو از بین میبره و خود واقعیتو نشون میده... بهت جرات میدن
جسارت میدن
اعتماد به نفس میدن.. اما... نمیذارن جو گیر شی... رام میشی با یه نه گفتنشون... و... و.... و.... اگر یه روزی یه همچین ادمی اومد تو زندگیتون نگهش دارید با چنگ و دندون.... چون از هر هزار . ﭼﻨﺪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ... ﺑﻘﯿﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﭼﻘﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﻮﺭ ﺑﺎﻏﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ . ﺩﻭ . گاهـے وقتها نوشتنت نمے آیـــב..
قــבـم زבن را هم دوست نــבارے…
از حرف زבن با בیگران ح به هم میخورב..
خسته نیستے…
اما انگـــآر تا בلت بخواهــב غمـــ دارے…
بعضے وقتها
قـــבرے ارامش ذهنے و خیــال رآحــتـــــ آرزویتــ استـــ... بعضی وقتها وقتی بعضی از آدمها را نمی بینی خوشح ری، آرامش بیشتری داری، اعصابت راحته. میگن روزهای آ سال باید ناراحتی ها رو فراموش کرد و همدیگر رو بخشید اما یه جوکی می گفت آ سال که شد گوشی رو بردارید و به اونی که باهاش قهری زنگ بزن و یادآوری کن که باهاش قهری و خیال آشتی نداری. این مطلب که محض شوخی و خنده است. اما واقعا بعضی از ادمها رو حتی . گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:من رفتم,باهات قهرم، دیگه تموم!!!دیگه دوست ندارم...
و چقدر دلم میخواهد بشنوم:کجا بچه لوس؟:غلط میکنی که میری...مگه دست خودته؟: رفتن به این راحتی نیست‎!‎!!اما...
نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود:به جهنم.. بعضیا هفت سینشون " سنجد " و " سیر " و " سماق " و " سرکه " و " سیب " و " سبزه " و " ه " ... بعضیا هفت سینشون " سکه " و " سانتافه " و " سفر خارج " و " سونا " و " سگ جیبی " و " ساختمون آنچنانی " و " سرمایه ها " شونه ... بعضی ها هفت سینشون " ساختمون نصفه کاره " و " سقفایی که چکه می کنه " و " سکه های پول خورد واسه ید نون " و " سبد های خالی " و " سیاهی دود هیزم " و " سرمای تنشون " . گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!! بعضی وقتها هست شبها بخاطر فقدان یه مفقود خیلی مهم به خدا شکایت می و غصه میخوردم و حتی بغض و گریه... اما امروز فهمیدم اب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم... خوشحالم که کم کم داره مفقوده پیدا میشه خیلی وقتها آدما برای اینکه رو قولشون وایسند قولشون رو زیر پا میزارند تا بتونند روش وایسند ...!!!
عشقم این دلیل زدن زیر بعضی قولاس :) بعضی وقتها چ یه جوری میشه انقدر که دوست دارم بقلش کنم و تو بغلش های های گریه کنم کوچک ولی بزرگ اندازه اسمون بسم الله ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ … ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ … ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻀﻼﺕ ﺑﺪﻥ ﺍﺯ ﻣﻐﺰ ﻣﺎ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ … ﺍﮔﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﻐﺰ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻋﻀﺎ ﻗﻄﻊ ﺷﻮﺩ … ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺪﻥ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ … ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﮔﻔﺖ … ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﺵ ﺭﻓﺖ !… ﺗﺎ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ﮔﻔﺖ !… ﺍﺷﮏ ﺗﻮﯼ چشمان ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ … ﮔﻔﺖ … ﺟﺒﻬﻪ ﻭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ … ﻫﻤﻪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻫﻞ ﻋﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻧﺪ !!!… ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺪﺍ بعضی از آدم ها ترجمه شده اند بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند بعضی از آدم ها فتو کپی آدم های دیگرند. بعضی از آدم ها نوشته اند:حق هر گونه استفاده ممنوع است. بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند. بعضی از آدم ها فقط ج و سرگرمی دارند بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند. بعضی از آدم ها خط خوردگی دار. بعضی از آدم ها ترجمه شده اند بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند بعضی از آدم ها فتو کپی آدم های دیگرند. بعضی از آدم ها نوشته اند:حق هر گونه استفاده ممنوع است. بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند. بعضی از آدم ها فقط ج و سرگرمی دارند بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند. بعضی از آدم ها خط خوردگی دار. سلام دخترکم.فکر نکنی فراموشت ...این روزها به شدت سرم رو گرم زندگی واقعی ...از مجازی ها فاصله گرفتم...دیگران رو لمس میکنم و تو چشماشون نگاه میکنم و محبت میکنم و بعضی جواب نمیدن و بعضی تعجب میکنن و بعضی هم با لبخند حال خوب رو دوبرابر میکنن....میدونی چیه دختر مامان؟ بعضی وقتها که گریه های هرشب قبل از خواب خواهرت رو میشنوم که از تنهایی و نبود. چرا اینقدر ضعیفم ... چرا قوی نیستم ... چرا این قدر ناتوانم ... بعضی وقتها دوست دارم بخونم یعنی دوست دارم به خدا نزدیک بشم ... یا نه ... اصلا یک انسان مسلمان و مومن بشم ... چادری باشم سر گریه کنم ... پیش خدا زار بزنم ... ولی مگه این افکار مزاحم میزارند که بخونم... وقتی که میخوام بخونم این فکر میاد توی سرم که انسان حیوان ناطق یا اشرف مخلوقات ؟ اگر من . تنم؛ به تن دیگری رفتی!؟ عادتم راکه میدانی!؟ چندشم میشود لباسی که به تن دیگری رفته بپوشم!!! 'تک پرم' نم خیالی نیست!دیگری "پ رت" میکند شک نکن!!! حرفهایم... دلخوری هایم... دلتنگی هایم... وتمام اشکهای من... بماند برای بعد...! تنهابه من بگو! با 'او' چگونه میگذرد...که با "من" نمیگذشت؟!؟!؟!؟ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯼ ... ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺩﺭﻭﻍ . ...ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ
ﺗﻪ ﺭﻳﺶ
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻣﭽﮑﺮﯾﻢ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻙ ﺗﻮﻭ ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ ﺑﻮﻭﺩ
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻣﺨﺎﻃﺐِ ﺧﺎﺹ
ﮐﻠﯿﭙﺲ
ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻫﺎﯼ 92 ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ
ﻣﺴﯽ ﻭ ﻫﺎﺷﻢ ﺑﯿﮓ ﺯﺍﺩﻩ
ﻭﯾﭽﺖ ﻓﯿﻠﺘﺮ ﺷﺪ
ﻣﺸﺎﯾﺨﯽ
ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﻩ ﻧﻤﮑﯽ
ﻣﺠﺮﯼ ﻗﺮﻋﻪ ﮐﺸﯽ ﺟﺎﻡ ﺟﻬﺎﻧﯽ
ﭘﯿﭻ ﻓﺮﻧﺎﻧ. اینقدر بدم میاد وسط حرف انتقادی از یه چیزی مثلا شرایط، هی بخواد تاکید کنه بدبخت تر از تو زیاده. 1. آخه کی گفت بدبختم؟؟ 2. شکرگذار بودن با کمال خواهی متفاوته. 3. بعضی وقتها حتی لا لوی این موعظه ها رسما به آدم توهین میشه. 4. لطفا مقایسه نکنیم این برا بار هزار. ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺒﻮدآﺧﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ دوﺳﺘﺖ دارم
راﺣﺖ ﺑﺮو دﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﯾﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﺎرم
ﻃﻮری ﻧﮕﺎھﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ اﻧﮕﺎرﻣﺤﮑﻮﻣﻢ
ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮو اﻣﺎ ﻧﺪه اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ آزارم
آﺧﺮدلِ ﺑﯽ دﺳﺖ و ﭘﺎﯾﻢ ﺑﺎز ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ!
ﺑﺎ ﺑﻐﻀﮫﺎی ﺧﻮرده ات ﻋﻤﺮی ﮔﺮﻓﺘﺎرم
اﯾﮑﺎش ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ...وﻟﯽ آﻧﻘﺪر ﻣﻐﺮوری
ﺣﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪ. آدمهایى هستند در زندگیتان؛ نمی گویم خوبند یا بد..... چگالى وجودشان بالاست.... افکار، حرف زدن، رفتار،محبت داشتنشان و هر جزئى از وجودشان امضادار است.... یادت نمی رود "هستن هایشان را.... "بس که حضورشان پر رنگ است.... ردپا حک می کنند،اینها روى دل و جانت.... بس که بلدند "باشند"..... این آدمها را، باید قدر بدانى....

وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهاى بى امضایى که شیب منحنى حضورشان، همیشه ثابت است. . . بعضی از آدم ها ترجمه شده اند.... بعضی از آدم ها فتو کپی آدم های دیگرند.... بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.... بعضی از آدم ها فقط ج و سرگرمی دارند.... بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند....

* آن هایی که بلند فکر می کنند، هیچ وقت کوتاه نمی آیند. * نبض کیف پولم در آ ماه تندتر می زند. * معلوم نیست بی طرف ها از کدام طرف بی طرف هستند. * بعضی ها توی دل تان را خالی می کنند و بعضی ها زیر پای تان را. * بعضی ها فکرشان به جایی نمی رسد و بعضی ها خودشان. سهراب گل هاشم رو مه اسان شماره18838 پنج شنبه 29 آبان 1393 (همشهری سلام) گاهی وقتها فراموش کن کجایی،به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی گاهی وقتها فقط زندگی کن...،فراموش کن قولهایی که به خودت دادی یه وقتهایی شرمنده خودت نباش یه وقتهایی جواب خودتو نده یه وقتهایی فقط از زنده بودنت لذت ببر از بودن در کنار انی که دوستشان داری و دوستت دارن