ب رادری ه ا ناب رادری ه ا در ج امع ۀ ام روزی بختی اری

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب رادری ه ا ناب رادری ه ا در ج امع ۀ ام روزی بختی اری : اگر غلام خانه زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم. کاش روزی بنویسند به بقیع کاش روزی بنویسند به بقیع یـــک فـراخــــوان کمـک طرح احداث ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع جـــایزه فرشــــــچیان یـــک قطـعه عتیــق کاش روزی بنویسند به بقیع کارگران مشغول کارند کار احـداث ضـریح کاش روزی بنویسند به بقیع چـــنـــد روز مـانـــده بـــه اتــمــــام ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع مهدی فاطمه می آید به تماشای ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع عـیـد امـسـال نـمـــاز صـــحـــن عـقیـــق کاش روزی بنویسند به بقیع فـلـش راهنـما مرقـد زهـــرا (س) شفیع در جواب حمید طالب زاده ، واسه شعر همه چیز آرومه: همه چی داغونه تو به چی دل بستی بزن از بد بختی تو سرت چاردستی همه چی داغونه کار و بار خو ده شکم بیچارم به کمر چسبیده همه چی داغونه من چقد بی حالم دارم از بی پولی صب تا شب مینالم یا پول گاز و برق یا اجاره خونه من چقد بدبختم همه چی داغونه همه جا مثل توی گل می مونم پول گاز و بنزین شده پول خونم ن. فرا رسید شهادت بانوی دو عالم حضرت خانم فاطمه ا هرا (س ) و ایام فاطمیه تسلیت باد کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : کارگران مشغولند،کار احداث ضریح کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع : چند روزی مانده به اتمام ضریح کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : مهدی فاطمه آید، به تماشای ضریح کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : عید امسال، ، صحن بقیع کاش روزی بنویس. سلامتی روزی که از خونمون صدایه قرآن بیاد و از فرداش دیگه منو تو اون خونه نبینی... سلامتی روزی که زیره تابوتمو میگیری و میگی یادش بخیر... سلامتی روزی که بقله ع م ربانه مشکی باشه و جلوشم ما و حلوا... سلامتی روزی که من سفید بپوشم و رفقا مشکی... سلامتی روزی که رفقا بگن جاش خالیه... سلامتی روزی که میای دیدنم نه دیدن من،دیدن سنگ قبرم... هیچ موقع دوست نداشتم همچین حرف هایی رو بزنم پس ب سلامتی ی که باعث شد گفتن همچین حرفهایی برام مثل آب خوردن باشه... روزی می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من تنگ نخواهدشد.برای نگاه م ، خندیدنم ، اذیت م....برای تمام لحظاتی که درکنارم داشتی ، روزی خواهدرسید که درحسرت تکرار دوباره ی من خواهی بود.می دانم روزی که نباشم هیچ تکرار من نخواهدشد. در تذکره الاولیاء، عطار در ذکر یکی از مشایخ آورده است؛ فرزند شیخ، روزی از مکتب به خانه بازگشت در حالی که رنگ به رخصارش نمانده بود و بدنش در آتش تب میسوخت! پدر وی را گفت: ای فرزند، امروز در مکتب چه بر تو رفته است که چنین شده ای؟
فرزند گفت: امروز ، آیتی از مصحف شریف خواند که چنین شدم.
پدر گفت: آن کدام آیه بود؟ فرزند گفت: نمیتوانم بر ز. معنی درس پنجم فارسی هشتم (راه نیک بختی صفحه 45) بیت1:از این سخن خوش­بختی تو را می ­خواهم؛ پس هر چه را که می­ گویم، یاد بگیر. بیت2:در تمام زندگی­ ات سحر خیز باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن. (تلمیح به ضرب المثل :: سحر خیز باش تا کامروا شوی). بیت3:با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او مهربانی کنی. بیت4:از روی ادب و فروتنی به پدر. آواره ی محکومی هر ثانیه غم خورده در محکمه ی قاضی از صحنه قلم خورده با کی د شکوه زندانی تبعیدی صد سیلی محکم تر از دست ستم خورده آن لحظه که برگشتی باید به تو می گفتم عادی نشود دیگر عشقی که بهم خورده روزی که تو می رفتی با آینه هم گفتم در خانه نمی نمی ماند وقتی که قسم خورده روزی به تو می گویند غمگین شد و افسرده در بستر تنهایی از هجر تو سم خو. نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است یک روزی که خوشحال تر بودم یک نقاشی از پاییز. نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک رو. آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار ع من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی عشق امانت با ارزشیه که هر ی تو قلبش میزاره برایه همینه که هر وقت بخوای عشقت را از ی پس بگیری باید قلبش را بشکنی اگه برای تما. غروب پاییز ..
.رسول مقصودی
غروب پاییز
من آن غروب غم انگیز و سرد پاییزم
که خون سرخ به رگهای آسمان ریزم
چو باد تیرۀ شب می وزد به جانب روز ...
من از گذرگه گردون چو گرد برخیزم
وجود من همه رنگین ز خون خورشید است
که وقت مرگ وی از دامنش بیاویزم
سیاه روزی من بین و تیره بختی من
که جز به دیو سیه روی شب نیا ویزم
و لحظه ای پس از این آسمان سیه پوشد
به سوگواری نابودی غم انگیزم p o: ‎غروب پاییز .. .رسول مقصودی غروب پاییز من آن غروب غم انگیز و سرد پاییزم که خون سرخ به رگهای آسمان ریزم چو باد تیرۀ شب می وزد به جانب روز من از گذرگه گردون چو گرد برخیزم وجود من همه رنگین ز خون خورشید است که وقت مرگ وی از دامنش بیاویزم سیاه روزی من بین و تیره بختی من که جز به دیو سیه روی شب نیا ویزم و لحظه ای پس از این آسمان سیه پوشد به سوگواری نابودی غم انگیزم‎ «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز است؛ روز حکومت ی است. روزی است که باید در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک ی پیشروی کنند. من روز قدس را روز و روز رسول اکرم می دانم، روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند. بحران نژادپرستی در ایالات متحده پایانی ندارد و تحولات جاری و سال های اخیر در این کشور گواهی می دهد که پدیده نژادپرستی مسئله ای نیست که در شکل رسوبات به جا مانده از دوران برده داری خودنمایی می کند، بلکه یک مشکل «ساختاری» است که در درون نهادهای و مدنی و همچنین در اذهان سفیدپوستان حاکم بر نهادینه شده است. ادامه: معماری نادرست جامعه عل. تازگی ها دوباره سکوت میکنم....سکوت میکنم میخندم...میخوانم...سکوت میکنم..اشک میریزم...سکوت میکنم شیطنت میکنم...سکوت میکنم و به دخترانه هایم ادامه میدهم..... چند روزی میشود .....اری ....چند روزی میشود که حس میکنم باز هم کمی عاقل تر شده ام.....چند روزی هست که به خیلی چیز ها فکر نمیکنم....چند روزی هست که بعضی حرف ها بایم اهمیتی ندارند.... زیاد نمیام مط. در فرداهای زمین روزی خواهد آمد که برای عشق " ضریح ی " از جنس آسمان می سازیم همان روزی که آقای خلقت در جمع اهل زمین حاضر است و ظاهر و اذن به ساخت ضریحی بی نظیر برای غربت نشینان بقیع می دهد و منتظرانش عاشقانه اطاعت ه اَمر کرده و در مدتی کوتاه بارگاهی باشُکوه شبیه بیتُ المعمور برای بقیع می سازند فرداهای زمین لبریز از روزهای حضوره روشن تو. می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی می رسد روزی که احساس مرا باور کنی می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار نامه هایی را که با دریای اشکت تر کنی می رسد روزی که تنها در مسیر بی ی بوته های وحشی گل را ز غم پ ر کنی می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من آن زمان احساس امروز م. سلامتی روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام ... روزی ک دو نفر میرن دنبال گذاشتن خط سیاه رو ع م ... روزی ک دوتا مرده شور با کافور جنازمو میشورن و غسل میدن ... روزی ک دیگه صدای زجه های خانوادمو نمیشنوم ... روزی که شبش شب اول قبرمه .. !!! روزی دردی تو تنم نیست .!!! روزی ک یادت باهام نیست .!!! روزی ک کفنم سفید و پنبه تو بینیم و توی دهنم!!! روزی که نمیتون. ای فرزند آدم ! رزق و روزی دو گونه است ، روزیی که تو آن را جویی و روزیی که تو را می جوید ، که اگر به سراغش نروی به سوی تو آید . پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه که بر طرف اندوه هر روز از عمر تو را کافی است .اگر سال آینده در شمار عمر تو باشد همانا خدای برزگ در هر روز سهم تو را خواهد داد و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آن چه کار اس. از سروده های مشهور و دل انگیز «مهمان محبت اف بختی» ادیب و شمند برجسته تاجیک و رئیس اتحادیه نویسندگان تاجی تان که گویای عشق وی به ایران است. ایران از ازل تا به ابد قسمت من ایران است که نشــانش پرِ سیمرغ و دل شیران است همه گویند که ایران چه بزرگ است، بزرگ این همــه در سخن و در د پیران است تا ابد دشمنت ای کشور زیبا حتی از بلندای مقام تو بسی حیران است بخت بدبین که میان تو و من فاصله هاست تخت سامان و قباد ایران است دوستم قیمت هم بستی و هم دستی دان که همین روزی ما از فلک و دوران است ره مهر می گذرد از راهی کز بخارا و دوشنبه به دل تهران است مهمان محبت اف بختی در سال 1940 میلادی در روستای «شل» ناحیه «غرم» (رشت کنونی) متولد شد. وی فارغ حصیل رشته تاریخ و زبان و ادبیات فارسی تاجیکی آموزگاری دوشنبه در سال 1963.م و فارغ حصیل دانشکده ادبی گورکی مسکو در 1975.م است.اتحادیه نویسندگان تاجی تان در واقع مهمترین کانون ادیبان این کشور است که 75 سال پیش (سال 1934.م) تأسیس شد. این تشکل ادبی در شمار معتبرترین و قدیمی ترین مؤسسه های فرهنگی کشور تاجی تان است.از مهمان بختی آثار متنوعی به نظم و نثر نشر یافته و ای از این آثار جوایز گوناگونی را از آن خود کرده است. سروده های مهمان بختی از سال 1960 در رو مه ها و مجله های مختلف تاجی تان به چاپ رسیده است. وی برای ک ن نیز شعر و داستان نوشته است.شماری از نمایشنامه های رئیس اتحادیه نویسندگان تاجی تان، در تئاترهای دوشنبه و دیگر ا به روی صحنه رفته و برخی از آثارش نیز به زبان های گوناگون از جمله زبان روسی ترجمه و انتشار یافته است.
ی که........ روزی اش چگونه می رسد؟
عنه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
الرِّزقُ أسرَعُ إلى مَن یُطعِمُ الطَّعامَ مِن السِّکِّینِ فی السَّنامِ .

خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
ى که به مردم غذا می دهد ، رزق و روزى براى او سریعتر از سرعت فرورفتن کارد در کوهان شتر ، مى‏رسد .

المحاسن : 2 / 147 / 1388 منتخب میزان الحکم. فاطمه (اس) ب گفت که قرار بود دیروز شوهرش با اون آقاهه/پسره حرف بزنه که فاطمه اینا رفتند جایی و نشد. و امروز صحبت می کنند و به من خبر می ده. من همون دیروز این قضیه رو به مامان گفتم. آخه فکر اگه به جایی برسه, دوست دارم پدر مادرم پیش خودشون بگن "دخترمون از همون اول ما رو در جریان گذاشت". می خواستم حالا که تو خوابگاه تنهام خوب فکر کنم ولی چه قد . می گوید: مردمان بسیاری از خوش بختی می ترسند . برای آنان خشنودی از زندگی به معنای تغییر برخی عادت ها و از دست دادن حس هویتشان است . اغلب نسبت به نیکی هایی که بر ما رخ می دهد خشمگین می شویم و نمی پذیریم . چون اگر چنین کنیم می پنداریم مرهون خداوند شده ایم می شیم بهتر است از جام نیک بختی ننوشیم چون وقتی خالی شد بسیار رنج خواهیم برد . از هراس . خداوندا رفیقم را تو یاری کن پناهش باش و درحقش توکاری کن، الهی هرچه میخواهد نصیبش
کن ، خدایا بر لبش لبخند جاری کن به یاد هم بودن قشنگ ترین هدیه ایست که نیاز به با هم بودن نداره *********** یادت ای دوست بخیر. بهترینم خوبی؟ خبری نیست ز تو. روزگارت شیرین. دل من میخواهد. که بدانی بی تو. دلم اندازه دنیا تنگ است ********* اگه دیدی کویرم / بیایی جون م. اسم روزی که به میان می آید، بیشتر مردم، معادلی چون مال و مکنت را برای آن برمی گزینند و خوش روزی، ی را می دانند که مال و اموال بیشتری داشته باشد و دست به هر معامله ای بزند، با سود بازآید آنان فراوانی ثروت و روز افزونی سرمایه را مصداق فراوانی روزی می دانند، اما آیا واقعاً معنای روزی فقط همین است این زاویه نگاه زمانی برایم پررنگ شد که به. اگر روزی دلم گرفت،یادم باشد؛ که خدا با من است،که فرشته ها برایم دعا می کنند،که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد...یادم باشد؛که قاصدکی در راه است،که بهار نزدیک است،که فردا منتظرم می ماند...که من راه رفتن می دانم و دویدن،و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.اگر روزی دلم گرفت، یادم باشد،که خدای من این جاست، همین هاو من تنها نیستم... کوچه به کوچه قدم می زنم این شهر را. آسمان مال من است. زمین فرش زیر پاهایم و برگ های درختان به یمن قدوم من از آن بالاها می ند این پایین ها. یک نسیم کم جان لای پیچک های آن خانه قدیمی برایم ترانه ای می نوازد. خورشید کمی دورتر رفته تا بیشتر از این چهره ام را نسوزاند و ابر چتری برای چشم هایم است. من همین پایین ها هستم و به آن بالاها فکر می کنم. . یک روزی که نیست .... یعنی هست ولی خبری ازش نیست ... یک روزی که مثل همیشه با دیدن ع ش بغضم میترکه .... یک روزی که توی این حالم گوشی را برمیدارم و زنگش میزنم ... بهش میگم آب دستت هست بیا ... بیا نمیتونم با ع ت زندگی کنم... من خودت را میخوام .. اصلا ع نمیخوام .... من خودت را میخوام ... یک روزی وقتی توی این حالم به جای نوشتن اینجا .... به جای چرخیدن توی اینت. این همان سؤال مربوط به «جبر و اختیار» است که به اشکال متفاوت مطرح می گردد. اگر چه تعریف «خوشبختی و بدبختی» مهم است؛ نه نام هر رفاهی را می توان "خوشبختی" گذاشت و نه نام هر "محدودیتی" را می توان "بدبختی" گذاشت؛ اما در هر حال وقتی سخن از "آفرینش، خلقت و ذات آدمی" به میان می آید، موضوع با شرایط زمانی، مکانی و متغیر متفاوت می گردد. امروز می خواهیم با شما دوستان درباره ی خوشبختی سخن بگوییم
سخن را اینگونه اغاز کنیم به خاطر دارید ان وقتی را که مادران و مادر بزرگ ها می گفتند الهی مادر خوشبخت بشی ، ارزو می کردیم خوشبخت باشیم و غافل از انکه نمی دانستیم خو ش بختی چیست
ایا همینکه وضع مان خوب باشد و دغدغه نداشته باشیم خوشبختیم یا خوش بخت شدن چیز دیگری است و مهارت . روز عشق ایرانی چه روزی است؟ عضویت در روز عشق ایرانی چه روزی است؟ خاصترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟ جالبترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟ نازترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟
ادامه مطلب دارم به یه نتیجه ای میرسم، یعنی من نرسیدم یه انسان مجهول الهویه ای نشسته و فکر کرده که ما هر چی بد بختی میکشیم نتیجه فکر ه! درواقع ما نباید فکر کنیم، نه تنها فکر بلکه هیچی... این بابا تمامی اونایی که تا الان فکر رو زیر سوال بره حتی خودشو. به قول خودش، ما باید مشاهده . الله و اعلم تا ایجاش مشکلی نیست من قبول میکنم، اینه این مشاهده ه چطوریه هیچ ی نمیدونه ، حتی خودش. کارگاه داره به یه بحران تبدیل میشه،درسته نباید فکر کنم ولی یه فکری زیاد قلقلکم میده، اونم اینه که بزنم به چاک ! بعد این همه بد بختی یه دل سیر می خندم کاش روزی... بنویسندبه بقیع یک فراخوان کمک ،طرح احداث ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع جایزه ،فرشچیان ،یک قطعه عقیق کاش روزی... بنویسند به بقیع کارگران مشغولند- کار احداث ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع جند روز مانده به اتمام ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع مهدی فاطمه (عج) آید به تماشای ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع عید امسال- - صحن عتی. باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من تنگ نخواهد شدبرای نگاه م ، خندیدنم و حتـــی اذیت م برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود می دانم روزی که نباشم هیچ تکرار من نخواهد شد

عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است ادامه مطلب نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و مینویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است یک روز که خوشحال تر بودم نذرم را ادا میکنم.... صدای مردان در فریادهای ن گم شد و دختران زیادی، هنگام موقعیت های حساس بازی پدر، همسر یا برادرشان را در آغوش گرفتند... این سه شب و تمام سال و منِ گنگ... منِ گنگ منِ گنگ منِ گنگ از تو چه خواهم رقم بزن تو که گنگ نیستی رقم بزن من سر در نمیاورم از تقدیر از صلاح کار رقم بزن تو که سر در میاوری رقم بزن بهترین را رقم بزن بنویس گوشه ای از عرشت بنده بد بود و خطاکار منِ معبود خوبم و بخشنده و ستار... روزی سر در کعبه روزی سر در میان دست پیغمبر روزی سر بر دامان زهرا روزی س. وقتی تو نیستی؛ نه هست های ما چونان که بایدند، نه بایدها ... مثل همیشه آ حرفم، و حرف آ م را، با بغض می خورم عمری ست لبخندهای لاغر خود را، در دل ذخیره می کنم: باشد برای روز مبادا اما؛ در صفحه های تقویم، روزی به نام روز مبادا نیست! آن روز هر چه باشد، روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا، روزی درست مثل همین روزهای ماست... اما چه ی می داند، شاید امروز نیز، روز مبادا باشد وقتی تو نیستی؛ نه هست های ما چونان که بایدند، نه بایدها ... هر روز بی تو، روز مباداست. یه روزی یه لری...
یه روزی یه ترکی...
یه روزی یه عربی...
یه روزی یه قزوینی...
یه روزی یه آبادانی...
یه روزی یه اصفهانی...
یه روزی یه شمالی...
یه روزی یه ...
و...
.
.
.
.
...مثل مرد جلودشمن وایسادن تا ی نگاه چپ به خاک و مون نکنه!
.
.
لره...........بروجردی بود
ترکه......... مهدی باکری بود
عربه......... علی هاشمی بود
قزوینیه...... عباس بابایی بود
آبادانیه....... طاهری بود
اصفهانیه..... ابراهیم همت بود
شمالیه....... شیرودی بود
ه...... عباس دوران بود
و.............. "شادی روح مردای وطنمون صلوات" حضور روزبه چشمی در پست دفاع وسط این چالش مهم را به وجود آورده است که آیا او می تواند به بازی در پست جدیدش عادت کند یا نه. روزی یک دختر محجوب و زیبا از خدا طلب یک گل قشنگ و یک پروانه ی عاشق می کند. پس از مدتی خداوند به او یک گیاه کاکتوس ویک کرم زشت به او عنایت می کند. دختر قصه ی ما ، چون همیشه از خداوند جز رحمت وبخشندگی چیزی ندیده ،لب به شکایت نمی گشاید. ولی.... دلگیر است. روزها می گذرد. یک روز صبح کاکتوس قشنگترین گل قرمزاتشین را، به بار نشسته. و کرم ، تبدیل به پروانه ای زیبا شده. . . . چه ی فکر می کرد روزی که رنگ سیاه با همه ی همدستانش ،اماده ی سیاه خوشبختی تو باشند، . دست مهربان حق یاری کند وتو .... و تو معشوقه ای شوی که سالها در پی عشق بودی. گرت بیل اظهار امیدواری کرد که در آینده بتواند بار دیگر برای باشگاه سابقش تاتنهام بازی کند ، گرت بیل در مصاحبه با "btsport"، فاش ساخت که امکان اینکه او روزی به تاتنهام بازگردد وجود دارد.
وی گفت:"علاقه فراوانی به هواداران تاتنهام دارم. همه می دانند که دوست دارم روزی به این تیم برگردم. امیدوارم حالا که دیگر در تاتنهام حضور ندارم؛ همچنان مورد علاقه هواداران این تیم قرار داشته باشم.
آنها درک می کنند که رئال چه باشگاه بزرگی است و مطمئنم که دیگر تصمیم من را پذیرفته اند.
در تاتنهام خوشحال بودم و هیچ مشکلی نداشتم. اما وقتی پیشنهاد رئال رسید دیگر نمی توانستم در برابر ان مقاومت کنم" ! اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای ...

"پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی... و زیر هر آسمانی .... برای هر ی .. "

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند ... اثر زیبا باقی می ماند، حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد زندگی بدون هدف و عقیده و جهاد، جز زندگی حیوانی چیز دیگری نیست، و زندگی که تنها به خوردن و خو دن و خوشگذرانی بپردازد روزی به پایان خواهد رسید و روزی مرگ به سراغش خواهد آمد و انسان نباید به این نوع زندگی امید و دل ببندد. زندگانی آ ت پایدار است.
شهید علی اصغر خامسی دنیاااامیییی........همه ی عشقم برای توهه...... این همه ارامش و دوس داشتنو مدیونتم...... قهر های ما که معنا ندارد وقتی من از خودم بیشتر دوستت دارم. وقتی که قهر میکنی و میری و فرداش برمیگردی.... ما سه بار کات کردیم و هو بار برگشتیم.....هر بار که کات کردیم یه هفته دو هفته یه ماه ....شد و باز هم برگشتیم..... زندگی جریان دارد....من برای تو میمانم تو هم برای . گرچه می گویند که این روز در هیچ کجا از جمله سازمان ملل هم ثبت نشده بنده تا به حال در این مورد تحقیقی ن اما برای دوستداران او روزی است برای محبت به پدر من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،

هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد

و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید

و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

تف به این زندگی . . . . . تف به این شانس . . . . . . تف به این بد بختی . . . . . تف به این هوا . . . . تف به این آدمهاى نامرد . . تف به روزگار نامرد . . . . چیه میای پایین؟؟؟؟ تانکر که نیستم تف تموم !!! قول میدم دوباره تفام که جمع شد باز بقیه اش رو ادامه بدم نگون بختی انتخ است 20 آذر «هیچ ما را به تسلیم در برابر نگون بختی وادار نمیکند.» کتاب پایه v به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است. ظاهراً تصور میکردیم که به عنوان معتادان در حال مصرف زندگی رضایتبخش و شگفتانگیزی داریم و ترک بدتر از محکومیت به اعمال شاقه است. در حقیقت، درست بر ع ب.