ب رادری ه ا و ناب رادری ه ا در ج امع ۀ ام روزی بختی اری

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب رادری ه ا و ناب رادری ه ا در ج امع ۀ ام روزی بختی اری : اگر غلام خانه زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم. کاش روزی بنویسند به بقیع کاش روزی بنویسند به بقیع یـــک فـراخــــوان کمـک طرح احداث ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع جـــایزه فرشــــــچیان یـــک قطـعه عتیــق کاش روزی بنویسند به بقیع کارگران مشغول کارند کار احـداث ضـریح کاش روزی بنویسند به بقیع چـــنـــد روز مـانـــده بـــه اتــمــــام ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع مهدی فاطمه می آید به تماشای ضریح کاش روزی بنویسند به بقیع عـیـد امـسـال نـمـــاز صـــحـــن عـقیـــق کاش روزی بنویسند به بقیع فـلـش راهنـما مرقـد زهـــرا (س) شفیع ظلم بسیار ، ظلم و سختی را می طلبد. اگر انسان ظلم کند از کنترل خارج می شود و دارد ظلم و سختی را می طلبد. خودش دارد سختی را صدا می زند. اگر به اموال شما می زند شما او را صدا زده اید.
ظلم برمی گردد. هرگونه سختی به دیگران قطعا به شما برمیگردد و جزو قوانین کائنات است. و هر هر عملی انجام دهد باید پاسخگویش باشد. قران. روزی که ب رد لرزاننده. ی که . فرا رسید شهادت بانوی دو عالم حضرت خانم فاطمه ا هرا (س ) و ایام فاطمیه تسلیت باد کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : کارگران مشغولند،کار احداث ضریح کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع : چند روزی مانده به اتمام ضریح کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : مهدی فاطمه آید، به تماشای ضریح کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : عید امسال، ، صحن بقیع کاش روزی بنویس. سلامتی روزی که از خونمون صدایه قرآن بیاد و از فرداش دیگه منو تو اون خونه نبینی... سلامتی روزی که زیره تابوتمو میگیری و میگی یادش بخیر... سلامتی روزی که بقله ع م ربانه مشکی باشه و جلوشم ما و حلوا... سلامتی روزی که من سفید بپوشم و رفقا مشکی... سلامتی روزی که رفقا بگن جاش خالیه... سلامتی روزی که میای دیدنم نه دیدن من،دیدن سنگ قبرم... هیچ موقع دوست نداشتم همچین حرف هایی رو بزنم پس ب سلامتی ی که باعث شد گفتن همچین حرفهایی برام مثل آب خوردن باشه... روزی می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من تنگ نخواهدشد.برای نگاه م ، خندیدنم ، اذیت م....برای تمام لحظاتی که درکنارم داشتی ، روزی خواهدرسید که درحسرت تکرار دوباره ی من خواهی بود.می دانم روزی که نباشم هیچ تکرار من نخواهدشد. در تذکره الاولیاء، عطار در ذکر یکی از مشایخ آورده است؛ فرزند شیخ، روزی از مکتب به خانه بازگشت در حالی که رنگ به رخصارش نمانده بود و بدنش در آتش تب میسوخت! پدر وی را گفت: ای فرزند، امروز در مکتب چه بر تو رفته است که چنین شده ای؟
فرزند گفت: امروز ، آیتی از مصحف شریف خواند که چنین شدم.
پدر گفت: آن کدام آیه بود؟ فرزند گفت: نمیتوانم بر ز. سلامتی روزی که من سفید پوشیدم... رفیقا مشکی پوشیدن ومن حال میکنم با تیرگیشون... سلامتی اون چندتا شونه،که تابوت نحسه من رو شونشونه... سلامتی یه صدای بلند و صدای تکرار جمعیت... سلامتی صدای صوت قرآن یه بینوا... سلامتی اشکا... سلامتی خاکا... سلامتی سنگا... سلامتی دل کندنا... سلامتی بغض ا... سلامتی تنهایی زیر خاک... سلامتی روزی که رفیقا فراموشم میک. نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسیدو بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذردمثل همیشه که همه چیز گذشته است وآب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است
یک روزی که خوشحال تر بودم یک نقاشی . مرحوم سقراط به عنوان نماد تیره بختی یک مرد در تاریخ میگوید: یک مرد ازدواج میکند یا خوشبخت میشود یا فیلسوف. ایشان البته اگر در مملکت ما و در عصر حاضر میزیستند عمرا اگر یه تنه میتوانستند به مقام تیره بختی به تنهایی نائل شوند و قطعا با هزاران مرد ایرانی در این عنوان شریک میشدند و میگفتند : یک مرد یا ازدواج میکند و خوشبخت میشود یا هرگاه ک. نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک رو. غروب پاییز ..
.رسول مقصودی
غروب پاییز
من آن غروب غم انگیز و سرد پاییزم
که خون سرخ به رگهای آسمان ریزم
چو باد تیرۀ شب می وزد به جانب روز ...
من از گذرگه گردون چو گرد برخیزم
وجود من همه رنگین ز خون خورشید است
که وقت مرگ وی از دامنش بیاویزم
سیاه روزی من بین و تیره بختی من
که جز به دیو سیه روی شب نیا ویزم
و لحظه ای پس از این آسمان سیه پوشد
به سوگواری نابودی غم انگیزم p o: ‎غروب پاییز .. .رسول مقصودی غروب پاییز من آن غروب غم انگیز و سرد پاییزم که خون سرخ به رگهای آسمان ریزم چو باد تیرۀ شب می وزد به جانب روز من از گذرگه گردون چو گرد برخیزم وجود من همه رنگین ز خون خورشید است که وقت مرگ وی از دامنش بیاویزم سیاه روزی من بین و تیره بختی من که جز به دیو سیه روی شب نیا ویزم و لحظه ای پس از این آسمان سیه پوشد به سوگواری نابودی غم انگیزم‎ آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار ع من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی عشق امانت با ارزشیه که هر ی تو قلبش میزاره برایه همینه که هر وقت بخوای عشقت را از ی پس بگیری باید قلبش را بشکنی اگه برای تما. «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز است؛ روز حکومت ی است. روزی است که باید در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک ی پیشروی کنند. من روز قدس را روز و روز رسول اکرم می دانم، روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند. http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/mataleb1/rozimiayad.matalebeziba.ir.jpg

خدایا! میدانم روزی از راه خواهد رسید و به این دلتنگی ها پایان می دهد.
روزی که زندگی در آن دلچسب می شود و گله ای باقی نمی ماند.
روزی که انسان ها به خاطر دنیایی که ارزشی ندارد تحقیر نمی شوند.
روزی که آدم ها بابت شادی و لبخند محاکمه نمی شوند و بغض نمی کنند.
روزی که دل ها ش ته نمی شود و حرمت ها به زیر پا نمی افتد.
روزی که رنگ پوست و قامت انسان ها شأن و منزلت انسان ها را شکل نمی دهد.
روزی که همه جا پر می شود از دست هایی که به یاری افتاده ای می شتابند
و شانه هایی که اشک ها بی منت بر آنان جاری می شوند و آرام می گیرند.
روزی که که اعتقادات پوچ، زندگی را بر کام انسان های مظلوم تلخ نمی کند.
روزی که خدای همه یکی می شود و در پس چهره هایی که ادعای خ می کنند پنهان نمی شود.
روزی که آدم ها خدای بخشنده را به خاطر ترس ستایش و مهربان مهربانان و آفرینده عشق را طور دیگری ترسیم نمی کنند و زندگی را در تلخی و واهمه ی آ کار نمی گدرانند.
روزی که همش می شود عشق، آرامش، محبت، دوستی و فقط خوبی خوبی و خوبی ...

*
*
آ ش میآد ای که غروبش دلنشینه ...
تازگی ها دوباره سکوت میکنم....سکوت میکنم میخندم...میخوانم...سکوت میکنم..اشک میریزم...سکوت میکنم شیطنت میکنم...سکوت میکنم و به دخترانه هایم ادامه میدهم..... چند روزی میشود .....اری ....چند روزی میشود که حس میکنم باز هم کمی عاقل تر شده ام.....چند روزی هست که به خیلی چیز ها فکر نمیکنم....چند روزی هست که بعضی حرف ها بایم اهمیتی ندارند.... زیاد نمیام مط. در فرداهای زمین روزی خواهد آمد که برای عشق " ضریح ی " از جنس آسمان می سازیم همان روزی که آقای خلقت در جمع اهل زمین حاضر است و ظاهر و اذن به ساخت ضریحی بی نظیر برای غربت نشینان بقیع می دهد و منتظرانش عاشقانه اطاعت ه اَمر کرده و در مدتی کوتاه بارگاهی باشُکوه شبیه بیتُ المعمور برای بقیع می سازند فرداهای زمین لبریز از روزهای حضوره روشن تو. می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی می رسد روزی که احساس مرا باور کنی می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار نامه هایی را که با دریای اشکت تر کنی می رسد روزی که تنها در مسیر بی ی بوته های وحشی گل را ز غم پ ر کنی می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من آن زمان احساس امروز م. معنی درس پنجم فارسی هشتم (راه نیک بختی صفحه 45)

بیت1:از این سخن خوش­بختی تو را می ­خواهم؛ پس هر چه را که می­ گویم، یاد بگیر.

بیت2:در تمام زندگی­ ات سحر خیز باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن.

(تلمیح به ضرب المثل :: سحر خیز باش تا کامروا شوی).

بیت3:با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او مهربانی کنی.

. ای فرزند آدم ! رزق و روزی دو گونه است ، روزیی که تو آن را جویی و روزیی که تو را می جوید ، که اگر به سراغش نروی به سوی تو آید . پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه که بر طرف اندوه هر روز از عمر تو را کافی است .اگر سال آینده در شمار عمر تو باشد همانا خدای برزگ در هر روز سهم تو را خواهد داد و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آن چه کار اس. از سروده های مشهور و دل انگیز «مهمان محبت اف بختی» ادیب و شمند برجسته تاجیک و رئیس اتحادیه نویسندگان تاجی تان که گویای عشق وی به ایران است. ایران از ازل تا به ابد قسمت من ایران است که نشــانش پرِ سیمرغ و دل شیران است همه گویند که ایران چه بزرگ است، بزرگ این همــه در سخن و در د پیران است تا ابد دشمنت ای کشور زیبا حتی از بلندای مقام تو بسی حیران است بخت بدبین که میان تو و من فاصله هاست تخت سامان و قباد ایران است دوستم قیمت هم بستی و هم دستی دان که همین روزی ما از فلک و دوران است ره مهر می گذرد از راهی کز بخارا و دوشنبه به دل تهران است مهمان محبت اف بختی در سال 1940 میلادی در روستای «شل» ناحیه «غرم» (رشت کنونی) متولد شد. وی فارغ حصیل رشته تاریخ و زبان و ادبیات فارسی تاجیکی آموزگاری دوشنبه در سال 1963.م و فارغ حصیل دانشکده ادبی گورکی مسکو در 1975.م است.اتحادیه نویسندگان تاجی تان در واقع مهمترین کانون ادیبان این کشور است که 75 سال پیش (سال 1934.م) تأسیس شد. این تشکل ادبی در شمار معتبرترین و قدیمی ترین مؤسسه های فرهنگی کشور تاجی تان است.از مهمان بختی آثار متنوعی به نظم و نثر نشر یافته و ای از این آثار جوایز گوناگونی را از آن خود کرده است. سروده های مهمان بختی از سال 1960 در رو مه ها و مجله های مختلف تاجی تان به چاپ رسیده است. وی برای ک ن نیز شعر و داستان نوشته است.شماری از نمایشنامه های رئیس اتحادیه نویسندگان تاجی تان، در تئاترهای دوشنبه و دیگر ا به روی صحنه رفته و برخی از آثارش نیز به زبان های گوناگون از جمله زبان روسی ترجمه و انتشار یافته است. بسم الله روزهای خوب، خدا نکند برای ی عادی شود. آن وقت است که اگر روزگار معمولی هم داشته باشد برای ش بدبختی است. و خدا نکند روزهای بد، برای ی عادی شود. آن وقت است که اگر روزگار معمولی داشته باشد برای ش خوش بختی است. این ها را گفتم که بدانید اگر روزگار خوشی در صحنه ای از این کشور دیدید، بدانید دومی است و نه هیچ چیز دیگر. چیزها با مخالف شان . می گوید: مردمان بسیاری از خوش بختی می ترسند . برای آنان خشنودی از زندگی به معنای تغییر برخی عادت ها و از دست دادن حس هویتشان است . اغلب نسبت به نیکی هایی که بر ما رخ می دهد خشمگین می شویم و نمی پذیریم . چون اگر چنین کنیم می پنداریم مرهون خداوند شده ایم می شیم بهتر است از جام نیک بختی ننوشیم چون وقتی خالی شد بسیار رنج خواهیم برد . از هراس . روزی اگر ...
احمقانه یادم رفت که بگویم
بیشتر از واژه ها دوستت دارم
کاش به یاد آوری با آنکه رنجیده ای

روزی اگر ...
احمقانه یادم رفت که بگویم
هر روز دلم برایت تنگ می شود
کاش ...
به یاد آوری که نبودِ تو درد است

روزی اگر ...
یادم رفت که حماقت می کنم
مرا ببخش و به یاد آور
که ماهی ها هم
گاهی فراموش می کنند . خداوندا رفیقم را تو یاری کن پناهش باش و درحقش توکاری کن، الهی هرچه میخواهد نصیبش
کن ، خدایا بر لبش لبخند جاری کن به یاد هم بودن قشنگ ترین هدیه ایست که نیاز به با هم بودن نداره *********** یادت ای دوست بخیر. بهترینم خوبی؟ خبری نیست ز تو. روزگارت شیرین. دل من میخواهد. که بدانی بی تو. دلم اندازه دنیا تنگ است ********* اگه دیدی کویرم / بیایی جون م. اسم روزی که به میان می آید، بیشتر مردم، معادلی چون مال و مکنت را برای آن برمی گزینند و خوش روزی، ی را می دانند که مال و اموال بیشتری داشته باشد و دست به هر معامله ای بزند، با سود بازآید آنان فراوانی ثروت و روز افزونی سرمایه را مصداق فراوانی روزی می دانند، اما آیا واقعاً معنای روزی فقط همین است این زاویه نگاه زمانی برایم پررنگ شد که به. حرف حساب شبکه یک درباره ب روزی حلال برنامه "حرف حساب" راه های ب روزی حلال و اخلاق در ب و کار را بررسی می کند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، برنامه "حرف حساب" که روز چهارشنبه ساعت 8:10 دقیقه به صورت زنده از شبکه یک پخش می شود راه های ب روزی حلال و ارتباط اخلاق حسنه در ب و کار با افزایش روزی را بررسی می کند. پیشوایان معصومین(ع) همواره با گفتارو عمل، پیروان خود را به تلاش برای به دست آوردن روزی حلال تشویق کرده و حلال بودن روزی را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانسته­ اند. در روایات بسیاری که از اکرم(ص) آمده است، مشاهده می­ کنیم آن حضرت ب در آمد حلال را برای هر مسلمانی واجب دانسته است و تلاش و کار دراین راه را با جهاد برابر شمرده ­اند. به همین دلیل و با توجه به اهمیت موضوع، حجت ال مهدی زبردست برزین با حضور در این برنامه را ارهای افزایش روزی حلال را بیان می کند.(لینک خبر) جهت مشاهده برنامه اینجا را کلیک نمایید. کوچه به کوچه قدم می زنم این شهر را. آسمان مال من است. زمین فرش زیر پاهایم و برگ های درختان به یمن قدوم من از آن بالاها می ند این پایین ها. یک نسیم کم جان لای پیچک های آن خانه قدیمی برایم ترانه ای می نوازد. خورشید کمی دورتر رفته تا بیشتر از این چهره ام را نسوزاند و ابر چتری برای چشم هایم است. من همین پایین ها هستم و به آن بالاها فکر می کنم. . یک روزی که نیست .... یعنی هست ولی خبری ازش نیست ... یک روزی که مثل همیشه با دیدن ع ش بغضم میترکه .... یک روزی که توی این حالم گوشی را برمیدارم و زنگش میزنم ... بهش میگم آب دستت هست بیا ... بیا نمیتونم با ع ت زندگی کنم... من خودت را میخوام .. اصلا ع نمیخوام .... من خودت را میخوام ... یک روزی وقتی توی این حالم به جای نوشتن اینجا .... به جای چرخیدن توی اینت. امروز می خواهیم با شما دوستان درباره ی خوشبختی سخن بگوییم
سخن را اینگونه اغاز کنیم به خاطر دارید ان وقتی را که مادران و مادر بزرگ ها می گفتند الهی مادر خوشبخت بشی ، ارزو می کردیم خوشبخت باشیم و غافل از انکه نمی دانستیم خو ش بختی چیست
ایا همینکه وضع مان خوب باشد و دغدغه نداشته باشیم خوشبختیم یا خوش بخت شدن چیز دیگری است و مهارت . دو کاج(نسخه قدیم)
در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تامّل کن
ریشه هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا . روز عشق ایرانی چه روزی است؟ عضویت در روز عشق ایرانی چه روزی است؟ خاصترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟ جالبترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟ نازترین روز عشق ایرانی چه روزی است؟
ادامه مطلب دارم به یه نتیجه ای میرسم، یعنی من نرسیدم یه انسان مجهول الهویه ای نشسته و فکر کرده که ما هر چی بد بختی میکشیم نتیجه فکر ه! درواقع ما نباید فکر کنیم، نه تنها فکر بلکه هیچی... این بابا تمامی اونایی که تا الان فکر رو زیر سوال بره حتی خودشو. به قول خودش، ما باید مشاهده . الله و اعلم تا ایجاش مشکلی نیست من قبول میکنم، اینه این مشاهده ه چطوریه هیچ ی نمیدونه ، حتی خودش. کارگاه داره به یه بحران تبدیل میشه،درسته نباید فکر کنم ولی یه فکری زیاد قلقلکم میده، اونم اینه که بزنم به چاک ! بعد این همه بد بختی یه دل سیر می خندم کاش روزی... بنویسندبه بقیع یک فراخوان کمک ،طرح احداث ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع جایزه ،فرشچیان ،یک قطعه عقیق کاش روزی... بنویسند به بقیع کارگران مشغولند- کار احداث ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع جند روز مانده به اتمام ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع مهدی فاطمه (عج) آید به تماشای ضریح کاش روزی... بنویسند به بقیع عید امسال- - صحن عتی. باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ به اندازه من تنگ نخواهد شدبرای نگاه م ، خندیدنم و حتـــی اذیت م برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود می دانم روزی که نباشم هیچ تکرار من نخواهد شد

عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است عید مبعث چه روزی است ادامه مطلب نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و مینویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است یک روز که خوشحال تر بودم نذرم را ادا میکنم.... چند روز پیش تولدم بود اما . . . . شهاب زمانی: زمان کوتاه است و زمین گرد . به اندازه نگاهی و آهی . به کوتاهی آه های برآمده از عمق جان . آه های کشیده و نکشیده . وقتی مه دنیا چنین کوتاه است چه جای آه کشیدن که می گویند آه . آه افسوس خارانه زندگی را به تلخی می برد و زمانه را تنگ می کند بر مردمان . چه جای آه کشیدن است وقتی که اردیبهشت پر گل است و هر گل. قطعه ویدیویی از شعرخوانی پدرم، شادروان حاج جعفر مختاری، را در اوایل دهه هفتاد خورشیدی در اسفیدواجان را در اینجا ببینید. قطعه شعری درباره مقایسه دو سرهنگ ایرانی و عراقی در سال 1338 خورشیدی: [نقل از دیوان سروده های آن شادروان] د ر اسفند ماه 1338 که سرهنگ قنبر رئیس بازرسی شرکت واحد بود و یکنفر کمک رانند ه را [کتک ] زد ه بود گفته شد . سگ اند ر ش. یه روزی یه لری...
یه روزی یه ترکی...
یه روزی یه عربی...
یه روزی یه قزوینی...
یه روزی یه آبادانی...
یه روزی یه اصفهانی...
یه روزی یه شمالی...
یه روزی یه ...
و...
.
.
.
.
...مثل مرد جلودشمن وایسادن تا ی نگاه چپ به خاک و مون نکنه!
.
.
لره...........بروجردی بود
ترکه......... مهدی باکری بود
عربه......... علی هاشمی بود
قزوینیه...... عباس بابایی بود
آبادانیه....... طاهری بود
اصفهانیه..... ابراهیم همت بود
شمالیه....... شیرودی بود
ه...... عباس دوران بود
و.............. "شادی روح مردای وطنمون صلوات" در آستانه اولین روز قدس فرمود: روز قدس روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم. روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود ند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله هایی که مانده است از آنها ـ چه در ایران و چه در سایر جاها. روز جهانی قدس به و هم پیمانانش ثابت می کند قدس شریف نه تنها هیچ وقت از ذهن مسلمانا. تیمسار سپهبد محمد شاه بختی (متولد ۱۲۶۵ ه .خ. در اشتهارد کرج - متوفی ۱۳۴۱ تهران) فرمانده لشکر آذربایجان و از امرای نظامی پرنفوذ همدوره با رضاشاه بود. در جوانی به شغل مغنی گری اشتغال داشت و پس از اختلاف با برادرش به تهران رفت و در قزاقخانه با درجهٔ سرباز صفر مشغول شد.
مدتی در آتریاد (هنگ) همدان و زمانی در قزوین و اصفهان خدمت کرد. در ۱۲۹. نمی مانی و می خواهم تو را از زندگی سیرم  خداحافظ ولی دور از تو میدانی که میمیرم    ببر خاطره هایت را که جایت نمی گیرند به یادت روز و شب زانوی غم آغوش می گیرم  برایم سیل غم بودی که من را ریشه کن کردی نگاهم کن که در ظاهر جوان امّا بسی پیرم  به سر کوبم سر افرازی تو فتحم کن سر افرازم  اَمانی نیست ،گریزی نیست ، مهرِ توست تقصیرم . گرت بیل اظهار امیدواری کرد که در آینده بتواند بار دیگر برای باشگاه سابقش تاتنهام بازی کند ، گرت بیل در مصاحبه با "btsport"، فاش ساخت که امکان اینکه او روزی به تاتنهام بازگردد وجود دارد.
وی گفت:"علاقه فراوانی به هواداران تاتنهام دارم. همه می دانند که دوست دارم روزی به این تیم برگردم. امیدوارم حالا که دیگر در تاتنهام حضور ندارم؛ همچنان مورد علاقه هواداران این تیم قرار داشته باشم.
آنها درک می کنند که رئال چه باشگاه بزرگی است و مطمئنم که دیگر تصمیم من را پذیرفته اند.
در تاتنهام خوشحال بودم و هیچ مشکلی نداشتم. اما وقتی پیشنهاد رئال رسید دیگر نمی توانستم در برابر ان مقاومت کنم" ! اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای ...

"پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی... و زیر هر آسمانی .... برای هر ی .. "

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند ... اثر زیبا باقی می ماند، حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد تف به این زندگی . . . . . تف به این شانس . . . . . . تف به این بد بختی . . . . . تف به این هوا . . . . تف به این آدمهاى نامرد . . تف به روزگار نامرد . . . . چیه میای پایین؟؟؟؟ تانکر که نیستم تف تموم !!! قول میدم دوباره تفام که جمع شد باز بقیه اش رو ادامه بدم امروز می خواهیم با شما دوستان درباره ی خوشبختی سخن بگوییم
سخن را اینگونه اغاز کنیم به خاطر دارید ان وقتی را که مادران و مادر بزرگ ها می گفتند الهی مادر خوشبخت بشی ، ارزو می کردیم خوشبخت باشیم و غافل از انکه نمی دانستیم خو ش بختی چیست
ایا همینکه وضع مان خوب باشد و دغدغه نداشته باشیم خوشبختیم یا خوش بخت شدن چیز دیگری است و مهارت ل. دنیاااامیییی........همه ی عشقم برای توهه...... این همه ارامش و دوس داشتنو مدیونتم...... قهر های ما که معنا ندارد وقتی من از خودم بیشتر دوستت دارم. وقتی که قهر میکنی و میری و فرداش برمیگردی.... ما سه بار کات کردیم و هو بار برگشتیم.....هر بار که کات کردیم یه هفته دو هفته یه ماه ....شد و باز هم برگشتیم..... زندگی جریان دارد....من برای تو میمانم تو هم برای . نگون بختی انتخ است 20 آذر «هیچ ما را به تسلیم در برابر نگون بختی وادار نمیکند.» کتاب پایه v به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است. ظاهراً تصور میکردیم که به عنوان معتادان در حال مصرف زندگی رضایتبخش و شگفتانگیزی داریم و ترک بدتر از محکومیت به اعمال شاقه است. در حقیقت، درست بر ع ب. نگون بختی انتخ است 20 آذر «هیچ ما را به تسلیم در برابر نگون بختی وادار نمیکند.» کتاب پایه v به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است. ظاهراً تصور میکردیم که به عنوان معتادان در حال مصرف زندگی رضایتبخش و شگفتانگیزی داریم و ترک بدتر از محکومیت به اعمال شاقه است. در حقیقت، درست بر ع ب.