ب راى براى واقعى خوشبخت واقعى

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب راى براى واقعى خوشبخت واقعى : بین انى که به راستى، حقیقتى را باور دارند و آنان که مدعى باور داشتن چیزى هستند تفاوت از زمین تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار.
عشق آسمانى است و عشق ورزیدن کار اهالى آسمان!
شعار زمینى است و شعار دادن حرفه زمینى‏ها!
منتظران واقعى به شان عشق مى‏ورزند.
مدعیان انتظار، تنها شعار مى‏دهند.

منتظران واقعى در پى اصلاح وضعیت موجودند.
مدعیان انتظار، هر نوع اصلاحى را محکوم مى‏کنند.

منتظران واقعى تلاش مى‏کنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف کنند.
مدعیان انتظار، منتظر مى‏مانند تا غایبى بیاید و امور را به صلاح آورد.

منتظران واقعى انتظار را تکلیف و رس مى‏داند.
مدعیان انتظار براى رفع تکلیف منتظرند. منتظران واقعى، براى استقرار عد تلاش مى‏کنند.
مدعیان انتظار، استقرار عد را موکول به ظهور منجى غیبى مى‏دانند.
منتظران واقعى، در مقابل ظلم و فساد ایستادگى و مبارزه مى‏کنند.
مدعیان انتظار، با عوامل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت مى‏کنند نه در عمل. منتظران واقعى تلاش مى‏کنند تا حکومتهاى باطل را براندازند و خود زمینه‏ساز حکومت عدل و ایمان گردند.
مدعیان انتظار، اساساً هیچ حکومتى در زمان غیبت را حکومت حق نمى‏دانند و معتقدند باید منتظر شد تا خود بیاید و حکومت کند.

منتظران واقعى، امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند که سنت همه صالحان عالم است.
مدعیان انتظار، نسبت به دیگران بى‏تفاوتند.

منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.
مدعیان انتظار، به سرنوشت خود و جامعه نمى‏ شند و اقدام جدى‏اى در عرصه‏هاى اجتماعى و اصلاحى نمى‏کنند.

منتظران واقعى، در برابر آزارها و تکذیبها مقاومت مى‏کنند.
مدعیان انتظار، آنقدر محافظه‏کارند که مورد آزار و تکذیب قرار نمى‏گیرند.

عشق آسمانى است و عشق ورزیدن کار اهالى آسمان!
شعار زمینى است و شعار دادن حرفه زمینى‏ها!

منتظران واقعى، بانشاطند و امیدوارانه به آینده مى‏نگرند.
مدعیان انتظار، مأیوس‏اند و دل‏خسته.

مدعیان انتظار، نسبت به دیگران بى‏تفاوتند.

منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند. مدعیان انتظار، مأیوس‏اند و دل‏خسته.
منتظران واقعى، زندگى فردى و اجتماعى خود را براساس آنچه در انتظار اویند سامان مى‏دهند.
مدعیان انتظار، نه در زندگى فردى نه در زندگى اجتماعى خود هیچ تأثیرى از آنچه انتظارش را مى‏کشند، نمى‏پذیرند. بر گرفته از سایت http://imamalmahdi.com/ اختصاصی از نیک فایل مقاله درباره عبادت واقعى در قرآن با و پر سرعت .
مقاله درباره عبادت واقعى در قرآن
مقاله درباره عبادت واقعى در قرآن لینک پرداخت و *پایین مطلب*   فرمت فایل:word (قابل ویرایش و آماده پرینت)   تعدادصفحه:28( کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ )(4) .« اى اهل ایمان ! روزه بر شما مقرّر و لازم شده ، همان گونه که بر پیشینیان شما مقرّر و لازم شد ، تا پرهیزکار شوید » .( اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِى سَبِیلِهِ )(5) .« اى اهل ایمان ! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله اى [ از ایمان ، عمل صالح و آبروى مقرّبان درگاهش ] براى تقرّب به سوى او بجویید ; و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید » .ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 ـ اسراء (17) : 78 .2 ـ بقره (2) : 43 .3 ـ آل عمران (3) : 97 .4 ـ بقره (2) : 183 .5 ـ مائده (5) : 35 .( جَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ فِى سَبِیلِ اللهِ )(1) .« با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید که اگر دانا [ ىِ به حقایق ] باشید این براى شما بهتر است » .و نمونه هاى دیگرى از این اوامر که مربوط به اعضا و جوارح و موضوع علم فقه و یا علم شریعت است که در صورت رعایت تقوا، این اوامر به اجرا گذاشته خواهد شد . اگر اعضاى انسان میدان بازیگرى هاى و طاغوت ، هواى نفس و غرائز و شهوات سرکش باشند، تسلیم اوامر حق نخواهند شد .
با
مقاله درباره عبادت واقعى در قرآن
در میان انحرافاتى که جهان یت به آن گرفتارشده هیچ یک بدتر از انحراف تثلیث نیست، زیرا آن ها با صراحت می گویند: خداوند سه گانه است و نیز با صراحت می گویند درعین حال یگانه است! یعنى هم وحدت را حقیقى می دانند و هم سه گانگی را واقعى می شمارند و این موضوع مشکل بزرگى براى پژوهشگران ى به وجود آورده است.
اگر حاضر بودند یگانگى خدا را مجازى بدانند و تثلیث را حقیقى، مطلبى بود و اگر حاضر بودند تثلیث را مجازى و توحید را حقیقى بدانند بازهم مسئله، ساده بود، ولى عجیب این است که هر دو را حقیقى و واقعى می دانند! و اگر می بینیم در ای از نوشته های تبلیغاتى اخیر که به دست افراد غیر مطلع داده می شود، دم از سه گانگی مجازى می زنند، سخن ریاکارانه ای است که به هیچ وجه با منابع اصلى یت و اعتقاد واقعى دانشمندان آن ها نمی سازند.
اینجا است که یان خود را با یک مطلب غیرمعقول مواجه می بینند، زیرا معادله ۱= ۳ را هیچ کودک دبستانى هم نمی تواند بپذیرد، به همین دلیل معمولاً می گویند این مسئله را نباید با مقیاس عقل پذیرفت بلکه با مقیاس تعبد و دل! باید پذیرفته شود... لطفا جهت رویت کامل مطلب ، به لینگ زیر مراجعه شود. http://www.adyannet.com/news/16296 اون روز سرکلاس داشتم با خودم حرف میزدم دختره یهو چ گرد .. داشت بهم نگاه میکرد .. بیشتر خنده م گرفته بود تا اینکه خج بکشم ... خودم میدونم یسرى رفتار ها یا تفکرات دیوانه اى دارم .. و از زمانى که پام رو از خونه میزارم بیرون همه ى انرژى ام صرف این میشه که خیلى نمودبیرونى نداشته باشه ! کلاس قبلى سینا کنارم میشست و یک عادت ناخودآگاه دارم که با دس. مقاله در مورد عبادت واقعى در قرآن اون روز سرکلاس داشتم با خودم حرف میزدم دختره یهو چ گرد .. داشت بهم نگاه میکرد .. بیشتر خنده م گرفته بود تا اینکه خج بکشم ... خودم میدونم یسرى رفتار ها یا تفکرات دیوانه اى دارم .. و از زمانى که پام رو از خونه میزارم بیرون همه ى انرژى ام صرف این میشه که خیلى نمودبیرونى نداشته باشه ! کلاس قبلى سینا کنارم میشست و یک عادت ناخودآگاه دارم که با دس. آنچه ما امروز در مجموعه ى رفتار دستگاه استکبار مشاهده میکنیم، همین است؛ هدف ایجاد اختلال در نظام محاسباتى و دستگاه محاسباتى من و شما است. در میدانهاى دیگر، استکبار نتوانسته است، کارى از او برنیامده است. در میدانهاى واقعى، تنها دو عامل مادّى در اختیار جبهه ى استکبار بوده و هست: یکى تهدید نظامى، یکى تحریم. .. این دو هم علاج دارد. تحریم. عشق هاى واقعى رو می شه از پسِ سال هایی که بهشون می گذرن و جاى اب شدن، هى نو و نوتر می شن شناخت. عشق هاى واقعى دوام دارن و دوستى هاى سوءتفاهم شده با عشق، شدت. یه عاشق واقعى حتى وقتى یک سال هم از معشوقش بى خبر می مونه ازش دل نمى کنه. نه که نخواد، مى خواد و نمى تونه. نمى تونه همه رو با اون مقایسه نکنه و نگه نه، اون یه چیز دیگس برام... یه عشقِ وا. شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه کاملى که عد خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مکانى پیاده کرد و براى انسانیت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمین کننده سعادت دنیوى و ا وى انسان باشد. روشن است که بدون چنین برنامه و نقشه جامعى، عد کاملا متحقق نخواهد شد. سعادتمند واقعى سلمان فارسى مى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در روز عرفه (نهم ذى حجه ) بیرون شد و فرمود: اى مردم خداوند در این روز به شما افتخار و مباهات کرد تا همگى شما را عموماً و على بن طالب (علیه السلام ) را خصوصاً مورد بخشایش خویش قرار دهد.
سپس فرمود: اى على نزدیک من بیا، على (علیه السلام ) نزدیک رفت ، (صلى الله علیه و آل. محسن قرائتی* به یاد دارم یک جمله را دو شخصیّت مهم به من سفارش د: یکى آیة اللَّه حاج آقا مرتضى حائرى‏ قدس سره و دیگرى آیة اللَّه شهید بهشتى، آنان فرمودند: قرائتى! نگو من معلّم بچه ‏ها هستم تا سست و آبکى صحبت کنى، آسان بگو ولى سست‏ نگو! به شکلى این نسل را بساز و براى آنها سخن بگو که اگر دیگران آمدند، بتوانند بقیه راه را ادامه دهند و آنها را بسازند. قرآن مى‏فرماید: «و قولوا قولاً سدیداً» محکم و با استدلال سخن بگوئید.... * جبهه جنوب بودم، برادرانى را در حال توپ بازى دیدم، خواستند بازى آنان را براى سخنرانى من تعطیل کنند، گفتم: نه و اجازه ندادم، آنگاه خودم هم لباس را کنار گذارده و همراه آنان بازى !... * به علامه طباطبائى‏ قدس سره گفتم: سالهاى اوّل تحصیل وقتى عبادت مى‏ حال بهترى داشتم، هر چه علمم زیادتر شد، حال و توجّهم کمتر شده، دلیلش چیست؟ ایشان فرمود: دلیلش این است که اینها که خوانده ‏اى علم حقیقى نبوده، اگر علم حقیقى و واقعى بود، تواضع انسان زیادتر مى‏ شد. المومنین‏ علی ع مى‏ فرمایند: «ثمرة العلم العبودیة» علم واقعى آن است که هر چه زیادتر مى‏ شود، خشوع و عبادت انسان زیادتر شود... منبع: کتاب خاطرات آقای محسن قرائتی جلد 1 27059932527379959975.jpeg سیماى گزاران واقعى
* سیماى گزاران واقعى از دیدگاه قرآن، کدام است؟
* خداوند در سوره معارج آیه هاى 19 تا 21 انسان را حریص و بى تاب و بخیل معرفى مى کند، ولى گزاران را استثنا مى کند؛ یعنى گزاران آن سه صفت را ندارند و به فرموده باقر(علیه السلام) خداوند پس از آن که گزاران را از دارندگان این صفات استثنا مى کند، شروع به توصیف آنان به بهترین اعمال شان مى نماید که عبارتند از:
1. پیوسته را به جا مى آورند: (الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآئِمُون)[36].
2. در اموال شان حق معلومى براى محرومان و تقاضا کننده گان وجود دارد: (وَ الَّذِینَ فِى أَمْوَ لِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّآئِلِ وَ الْمَحْرُوم)[37].
3. به روز جزا ایمان دارند: (وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین)[38].
4. از عذاب پروردگارشان بیمناکند:(وَ الَّذِینَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُون)[39].
5. خود را از بى عفّتى حفظ مى کنند: (وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَـفِظُون)[40].
6. در امانت خیانت نمى کنند.
7. پیمان خود را رعایت مى کنند: (وَ الَّذِینَ هُمْ لاَِمَـنَـتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رَ عُون)[41].
8. براى اداى شهادت حق قیام مى کنند: (وَ الَّذِینَ هُم بِشَهَـدَ تِهِمْ قَآئـِمُون)[42].
9. حافظ آداب و شرائط هاى شان هستند: (وَ الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُون)[43]
10.خشوع در : (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ)[44]؛ مؤمنان رستگار شدند آنها که در شان خشوع دارند.
11.پاک و منزه بودن از ا و منکر: (إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَرِ)[45]؛ [انسان را]از زشتى ها و گناه باز مى دارد.
12. سهل انگارى ن در : (فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ)[46]؛ پس واى بر گزارانى که در خود سهل انگارى مى کنند.
گذشته از موارد و نشانه هاى یاد شده، گزار واقعى مؤمن و متّقى نیز هست؛ بنابراین، سیماى گزار واقعى با سیماى مؤمن واقعى مشترک است.[47]
در پایان یادآور مى شویم عده اى از مفسران معتقدند صفات فوق، صفات افرادى است که حرص و بى تابى ندارند و شایسته هستند.[48]


[36]. معارج،آیه23.
[37]. همان، آیه24ـ25.
[38]. همان، آیه26.
[39]. همان، آیه27.
[40]. همان، آیه29.
[41]. همان، آیه32.
[42]. همان، آیه33.
[43]. همان، آیه34 / ر.ک: تفسیر برهان، ج5، ص384; حویزى، نورالثقلین، ج5، ص415; عباس عزیزى، تفسیر و پیام آیات ، ص143ـ162.
[44]. مؤمنون، آیه1ـ2.
[45]. عنکبوت، آیه45.
[46]. ماعون، آیه4ـ5.
[47]. براى آگاهى از سیماى مؤمنان و متقیان ر.ک: معارج، آیه19ـ35 و مؤمنون، آیه1ـ11 و نهج البلاغه، خطبه 192 (صفات متقین).
[48]. ر.ک: همان، تفسیر نمونه، ج27، ص26ـ40. پس از ساعت ها کار و تلاش ساعت ٣:١١ صبح بالا ه تونستم با تختم معا کنم، پس از مدتها اتاقمو تمیز (به معناى واقعى کلمه تمیز).هتل کادوس... و همین خنده ، بخیه استبوسه ،  بخیه استفراموشی ، بخیه استمهربانی ، بخیه استآدم ، بی بخیه متلاشی می شود!
آدم ؛زخم است..
#طاهره_خنیا
انقلاب آمد و رفتار خانم ها و جهت حرکت زن هاى کشور ما را صدوهشتاد درجه عوض کرد؛ یعنى پشت به آن سمت و رو به سمت نور و رشد و فهم علمى و اخلاقى و سیاسى و حضور در میدان ها و رشد شخصیت هاى بشرى و فایده بخشیدن براى جامعه به معناى واقعى. مواظب باشید از این راه برنگردید.
زن ها مواظب باشند این راهِ مبارک انقلاب را گم نکنند. امروز، سرگرم شدن به زر و زیور، براى زن مسلمان ایرانىِ انقلابى عیب است. در تفکر شیعى انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلّم پذیرفته شده، و از آن به عنوان برترین اعمال یاد شده و تأکید شده است که منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نباشید (به جهت طولانى شدن غیبت) چرا که بهترین اعمال در پیش خداوند انتظار فرج است.

از بررسى اخبار و روایات معصومین(علیهم السلام)وظایفى چند در عصر غیبت براى منتظران استفاده مى شود:

1 ـ شناخت حجت خدا و زمان (علیه السلام): مهم ترین وظیفه ى یک فرد منتظر تلاش براى ب معرفت نسبت به وجود مقدس زمان (علیه السلام) است; چرا که انسان بدون شناخت و منزلت او نمى تواند وظیفه ى خود را در رابطه ى با او تشخیص دهد. در روایت آمده است: «من مات و لم یعرف زمانه مات میتة جاهلیة». «هر بمیرد و زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
2 ـ تهذیب نفس و ب فضایل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى همیشه در صدد ب فضایل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.


3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف مفاسد اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منکر و اهتمام براى تربیت نسل مهذّب و کارا و خلاصه آماده سازى زمینه براى ظهور زمان (علیه السلام)یکى از وظایف منتظر واقعى است، چون تا زمینه ى ظهور فراهم نگردد امکان ظهور زمان (علیه السلام)میسر نخواهد شد.


4 ـ ب آمادگى هاى فکرى و فرهنگى و نظامى براى یارى زمان (علیه السلام): چرا که آن حضرت پس از قیام به یارانى نیاز دارند که حداقل در یکى از عرصه ها بتواند مفید واقع گردد.



5ـ توبه از گناهان


6 ـ اطاعت و پیروى از نایبان زمان (علیه السلام): همان طور که مى دانیم در زمان غیبت زمان (علیه السلام) مردم موظفند در تمام کارها و حوادث، به توصیه ى ائمه ى اطهار(علیهم السلام)بویژه زمان (علیه السلام) به فقهاى جامع الشرایط ـ که نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه کنند و به احکامى که آن ها طبق موازین شرعى صادر مى کنند، عمل نمایند.


7 ـ دعا براى سلامتى زمان (علیه السلام) و تعجیل فرج ایشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نیت از پیشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور زمان (علیه السلام)را درخواست مى نماید.


8 ـ صدقه دادن براى سلامتى زمان (علیه السلام)


9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن و قرآن، زیارت نمودن به نیابت از زمان (علیه السلام)


10 ـ توجه به اماکنى که مورد عنایت زمان (علیه السلام) است نظیر مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمکران و ...


11 ـ توسل به زمان (علیه السلام) و زیارت آن حضرت با زیارت ها و دعاهایى که در کتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذیل است:


الف) دعاى عهد که هر روز صبح بعد از خوانده مى شود: اللهم رب النور العظیم و رب الکرسى الرفیع ... ،


ب) دعاى اللهم عرفنى نفسک فانک لم ان لم تعرفنى نفسک ... این دعا در عصر روز خوانده مى شود،


ج) دعاى که براى برآورده شدن حاجات ذکر شده است و با این عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،


د) دعا براى سلامتى زمان (علیه السلام): اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن ...،


هـ) دعاى حضرت مهدى (علیه السلام) که با این عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المصیبته ...، و) زیارت آل یاسین. جهت توضیح بیشتر به کتابهاى (وظیفة الانام) و (شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام) مراجعه شود. ماس دعا "اللهم عجل لولیک الفرج" سنخیت با ‏
منتظران واقعى، وضعیت فکرى، روحى و عملى خود را به گونه‏اى سامان می‏بخشند که سنخیت کاملى با زمان(عج) داشته باشد. به طور کلى هر انسانى داراى سه مرتبه وجودى (افکار، صفات و اعمال) است و هیچ انسانى از این قاعده مستثنا نیست. اگر ى بخواهد به انسان دیگرى نزدیک شود، چاره ‏اى ندارد جز اینکه بکوشد نوع اعتقاد، باورها، صفات و رفتار . بى شکل تر از باد شدم تا نهراسى وقتى که منِ واقعى ام را بشناسى
پیداست که در حوصله ى جسم نگنجد این وسعتِ پر دغدغه، این روحِ حماسى
هان.. عاشق روییدن و تکثیر شدن ها! در پیله ى پیراهنىِ خود نپلاسى
شو و انکار کن این جسم شدن را تو جانى و جان را که نپوشند لباسى
تا مرگ رسیدیم و به سویى نرسیدیم ما را به کجا مى برد این پرت حواسى؟
محمدع. "بسم رب النور" همدم مى شوى برایم توى لحظاتى که نوشتن علاج کار است.حرف هایم، عقایدم، درد ودل هایم، دغدغه هایم، دلتنگى هایم و کلى چیز دیگر را با تو به اشتراک مى گذارم . هر ازچند گاهى ور اندازت مى کنم و مرور مى شود خیلى چیزها. گاهى برمى گردانى مرا به گذشته ها. گاهى تک تک ِ خط هایت مى شود خاطره ، گاهى عبرت. گاهى تک تک کلماتت مزه مى دهد زیر ِ ز. مقصود از شرایط ظهور، همان شرایطى است که تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عد جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد این شرایط را چنین دانست. شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه کاملى که عد خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مکانى پیاده کرد و براى انسانیت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمین کننده سعادت دنیوى . مؤمن ، مؤمن واقعى نیست ، مگر آن که سه خصلت در او باشد : سنتى از پروردگارش و سنتى از ش و سنتى از ش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است ، اما سنت ش صبر در زمان تنگدستى و پریشان حالى است وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ترجمه: و انى که دانش [واقعى] یافته بودند گفتند واى بر شما براى ى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان آن را نیابند تفسیر: دلباختگان دنیا سزاوار سرزنش و نکوهش‏اند. .
من باور دارم …
که زمان زیادى طول مى کشد تا من همان آدمی بشوم که مى خواهم. من باور دارم …
که قهرمان ى است که کارى که باید انجام دهد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن. من باور دارم …
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته ایم و آنچه از آن ها آموخته ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تول. در زمان غیبت زمان (علیه السلام) منتظران آن حضرت چه وظایفى بر عهده دارند؟ در تفکر شیعى انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلّم پذیرفته شده، و از آن به عنوان برترین اعمال یاد شده و تأکید شده است که منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نباشید (به جهت طولانى شدن غیبت) چرا که بهترین اعمال در پیش خداوند انتظار فرج است. از بررسى اخبار و روایات معص. انسان در حالى که سرگرم زندگى دنیوى بوده و ممکن است از زندگى نفسانى خود به کلى غافل باشد، اما در باطن نیز یک زندگى واقعى دارد که در نهایت یا به سوى سعادت و کمال انسانیت سیر مى کند یا به جانب شقاوت و سقوط ابدى حرکت مى نماید. بنابراین، اعتقادات صحیح و اخلاق نیک و اعمال صالح، وسیله استکمال نفسانى و سعادت باطنى مى باشند، چنان که عقاید باط. بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم محمد بن ابى عمیر از پرورش یافتگان مکتب اهل بیت علیهم السلام و از روات مورد وثوق و اعتماد است . او مدتى به شغل بزازى اشتغال داشت و داراى تمکن مالى بود ولى بر اثر پیش آمدهائى اموالش از دست رفت و به فقر و بى چیزى مبتلا گردید. از مردى ده هزار درهم طلب داشت . مدیون براى آنکه بدهى خود را بپردازد خانه مس ى خو. سرمربی استقلال با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به هواداران از آنها عذر خواهی کرد. علیرضا منصوریان سرمربی استقلال در گفت و گو با سایت رسمی باشگاه استقلال، سکوت روزهای اخیر خود را ش ت و صحبت هایی در خصوص مسایل اخیر این باشگاه انجام داد و به هوادارن واقعى استقلال نوید روزهاى بسیار خوب در سال ٩۶ را داد . * بسم الله الرحمن الرحیم صحبت هایم. به نام خداى کودکى هایم سلام عمو تولدتون مبارک عمو جون وقتى یه جوجه دلش یه لایک عمویینانه میخواد و ماه هاست منتظره تا عموش یکى از ع اشو لایک کنه وقتى به عموش میگه عمویى میشه بیاین به پیجم سر بزنید و عموش چون سرش شلوغه و تعداد کامنتا زیاده و کامنت این جوجه رو نخونده این جوجه رنگى براى رفع دلتنگیش مجبور میشه خودش براى دلخوشیش یه لایک عمویینانه ى غلابى درست ه عمو شاید واقعى به نظر برسه ولى هیچ ارزشى نداره هیچ ارزشى نداره عمو هیچى عمویى اصن نمیدونم چرا این کارو همش تقصیر این فتوشاپه دیگه ببنید آدمو به چه کارایى وادار میکنه عمویى دوستتون دارم یاعلى
عشق به معناى واقعى چیست و کدامین عشق است که اساس و بنیان خانواده با آن مستحکم‏تر مى‏شود.؟ ۱ – نیازهاى انسان به طور کلى دو دسته است: نیازهاى مادّى و نیازهاى معنوى. این نیازها، منشأ انگیزه‏ها است و انسان پس از احساس نیازدر پی پاسخ برمی آیدپاسخ به نیازها، زمینه رشد و شکوفایى انسان را فراهم آورده، او را به سوى مرزهاى شکوفایى و کما. دعاى روز اول ماه مبارک رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ. خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وب. صنعت، معدن و تجارت تاکید کرد: هیچ گاه عنوان نکرده ایم که اسامى گیرندگان ارز اطلاع رسانی نشود بلکه صرفاً درخصوص عدم انتشار اسامى ثبت سفارش کنندگان و تخصیص گیرندگان که ارز نگرفته اند بجاى گیرندگان واقعى ارز یعنى تامین شدگان ارزى واین مغالطه اشکار موضع گرفته ایم.


بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور بسم الله الرّحمن الرّحیم خیلى خوش آمدید و با حضور گرم و صمیمى خودتان - معلّمین عزیز، مدیران آموزش و پرورش - فضاى کار و زندگى ما را معطّر کردید.
اوّلاً ماه رجب است، فرصت بندگى است. همه ى عرض و طول زندگى ما میتواند زمینه اى باشد براى بندگى درست، که سعادت واقعى هم در همین است. بعض.


بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور بسم الله الرّحمن الرّحیم خیلى خوش آمدید و با حضور گرم و صمیمى خودتان - معلّمین عزیز، مدیران آموزش و پرورش - فضاى کار و زندگى ما را معطّر کردید.
اوّلاً ماه رجب است، فرصت بندگى است. همه ى عرض و طول زندگى ما میتواند زمینه اى باشد براى بندگى درست، که سعادت واقعى هم در همین است. بعض.


بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور بسم الله الرّحمن الرّحیم خیلى خوش آمدید و با حضور گرم و صمیمى خودتان - معلّمین عزیز، مدیران آموزش و پرورش - فضاى کار و زندگى ما را معطّر کردید.
اوّلاً ماه رجب است، فرصت بندگى است. همه ى عرض و طول زندگى ما میتواند زمینه اى باشد براى بندگى درست، که سعادت واقعى هم در همین است. بعض. اشاره:
شه پیروزى حق بر باطل و غلبه صالحان بر طالحان و عادلان بر ظالمان که‏برگرفته از متن قرآن کریم است، بارقه‏اى از نور امید در دل‏ها تابانیده وهمه را چشم به انتظار شخصى گذاشته که منادى حق است و سفیر نور، کشتیبان‏هدایت است و قافله‏سالار رهایى; مجدد حیات بشریت است و احیاگر اخلاق خدایى،این شخصیت‏بزرگ را در روایات ى «مهدى‏» عل. اختصاصی از نیک فایل تحقیق کامل درباره همزیستى فقهى مذاهب و ادیان قاعده ا ام و قاعده زام با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 45 همزیستى فقهى مذاهب و ادیان قاعده ا ام و قاعده زامآیت اللّه محمد مهدى آصفىدر معاملات، به معناى اعم، بسیار اتفاق مى افتد که مکلّف، با ضرورت همزیستى فقهى رو به رو مى شود. این ح ، ناشى از حضوربیش از یک مذهب فقهى در زندگى اجتماعى است.زیرا درچنین جامعه هایى بسیار پیش مى آید که دو طرف رابطه، پیرو دو مذهب فقهى اند و در معامله اى واحد، مثل: عقد ازدواج، یا ید و فروش و اجاره، شرکت مى جویند. یعنى زوج، پیرو یک مذهب فقهى و زوجه پیرو مذهب فقهى دیگر، یا فروشنده پیرو یک مذهب فقهى و یدار پیرو مذهب فقهى دیگر، یا موجر پیرو یک مذهب فقهى و مستاجر پیرو مذهب فقهى دیگر. این، در حالى است که آن دو مذهب، در حکم شرعى این مسایل اختلاف دارند.این همزیستى فقهى در جامعه واحد و درهم تنیده، نیازمند حکم فقهى روشنى است. در فقه یّه، این بحث، در باب «قاعده ا ام» مطرح شده و بسیارى از فروع همزیستى فقهى در معاملات و عقود و ایقاعات، توسط فقه، در این باب، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. تفکیک قاعده ا ام از قاعده زامبا مراجعه به دلایل قاعده ا ام در کتابهاى فقهى و حدیثى، نظرم به این نکته جلب شد که این ادلّه بیانگر تشریع دو قاعده اند، نه یک قاعده. اگر چه فقه، رحمهم اللّه، تنها براى اثبات یک قاعده به این نصوص استدلال مى کنند. از این روى، به تتبع بیشتر در نصوص قاعده پرداختم و این تتبع، درستى استنتاج اولیّه مرا تایید کرد. دو قاعده مورد بحث، عبارتند از:1. قاعده ا ام.2. قاعده زام.عنوان قاعده اول، نزد فقها معروف است، امّ، همان گونه که به زودى خواهیم دید، قاعده دوم، عنوانى جدید براى قاعده اى جدید است. و این دو قاعده از حیث «موضوع» و «حکم» متفاوتند.موضوع قاعده ا امموضوع قاعده ا ام، با نکات زیر مشخّص مى شود:1. دو طرف عقد، یا ایقاع، پیرو دو مذهب فقهى اند: یکى تابع فقه ى وعبیر به دو سوى ایقاع، از روى مسامحه است.دیگرى تابع یکى از مذاهب فقهى اهل سنّت.2. طرف اوّل، بهره مند و طرف دوم، زیان دیده است.3. بهره ورى و زیان دو طرف به موجب حکم ا امى در مذهب فقهى طرف زیان دیده است، نه طرف بهره مند، به خلاف موردى که زیان و سود به موجب حکمى غیر ا امى باشد.4. فقه اهل سنت، حاکم است و فقه ى در حال تقیّه به سر مى برد.حکم قاعده ا امحکم این قاعده، عبارت است از ا ام طرف دوم، به پذیرش نیازى که از نظر فقهى، به آن ملتزم است و اباحه سود، نسبت به طرف اوّل، به حکم واقعى ثانوى. گو این که این نفع، به حکم واقعى اوّلى، براى او مباح نیست و چنین ا ام و اباحه اى، نسبت به دو طرف معامله، به معنى تغییر حکم واقعىِ عقد و ایقاع و انقلاب آن از فساد و بطلان، به صحّت و جواز، به موجب حکم واقعى ثانوى، نیست؛ بلکه تنها به معنى اباحه براى طرف اوّل است و حکم واقعى اوّلى (=بطلان)، به حال خود باقى است. (توضیح این مطلب خواهد آمد).حال در این باره سه مثال از عقود، ایقاعات و احکام ذکر مى کنیم:1. عقود: اگر شخصى، کالایى را که در مجلس معامله حاضر نیست، با توصیف دقیق و ممیّز یدارى کند، از نظر شافعى، این عقد صحیح است. به خلاف موردى که وصف ممیّز نباشد که عقد به خاطر غرر، باطل است. امّا مشترى، بعد از دیدن کال، خیار فسخ دارد، حتى در صورت برابرى دقیق کالا با اوصاف مذکور در وقت عقد. این راى قدیم شافعى است. از سوى دیگر، در فقه اهل بیت، این معامله صحیح است، به شرطین که وصف جدا کننده، از بین برنده جهل باشد و خیارى به این عنوان در بین نیست.حال اگر فروشنده، طرف اوّل باشد [پیرو مذهب اهل بیت] و مشترى، طرف دوم[ پیرو مذهب شافعى]، در این صورت حق فسخ عقد، به وسیله این خیار، براى طرف دوم، حقّى مشروع است، به موجب حکم ا امى مذهب فقهى حاکم و طرف اوّل ناچار است، این خیار را بپذیرد و این امر محتاج بحث فقهى نیست.امّا اگر بهره برنده از حق خیار در این معامله، پیرو مذهب اهل بیت باشد [فروشنده شافعى و یدار شیعه]، در این صورت، آیا بهره ورى از این حق، براى او جایز است، با علم به عدم مشروعیت این حق نسبت به خود؟بدون شک، این ح نیاز به بحث و داورى فقهى دارد؛ زیرا خوددارى طرفى که پیرو مذهب حاکم نیست، از حق خیار، اختلال در معاملات را در جامعه سبب مى گردد، زیرا
با
تحقیق کامل درباره همزیستى فقهى مذاهب و ادیان قاعده ا ام و قاعده زام
عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ‏ : خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَ عَرَفَةَ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ بَاهَى بِکُمْ فِی هَذَا الْیَوْمِ لِیَغْفِرَ لَکُمْ عَامَّةً وَ یَغْفِرَ لِعَلِیٍّ خَاصَّةً ثُمَّ قَالَ ادْنُ مِنِّی یَا عَلِیُّ فَدَنَا مِنْهُ فَأَخَذَ بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ: إنَّ السَّع. در زمان غیبت زمان (علیه السلام) منتظران آن حضرت چه وظایفى بر عهده دارند؟ در تفکر شیعى انتظار موعود به عنوان یک اصل مسلّم پذیرفته شده، و از آن به عنوان برترین اعمال یاد شده و تأکید شده است که منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نباشید (به جهت طولانى شدن غیبت) چرا که بهترین اعمال در پیش خداوند انتظار فرج است. از بررسى اخبار و روایات معصو. اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین وَ هَب لی جُرمی فیهِ یا اِلهَ العالَمین وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه مانند روزه داران واقعى و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران و بیدارم کن در آن از خواب بی.
http://overactive.persiangig.com/image634955134240156250.jpg***************************** «خانمها، سربازان خط مقدم انقلاب بودند و این به معناى واقعى کلمه است و من به عنوان یک مبالغه نمى گویم. ما در جریان انقلاب شاهد بودیم که زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زنها با انقلاب سازگار نبودند و این انقلاب را نمى پذیرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئناً این انقلاب واقع نمى شد. من به این معنا اعتقاد دارم. اولاً، اگر آنها نبودند، نیمى از گروه انقل ون مستقیماً در میدان نبودند. ثانیاً، به طور غیرمستقیم روى فرزندان و شوهران و برادران و محیط خانه - که زن در محیط خانه داراى تأثیر فرهنگى زیادى است - اثر مى گذاشتند. این حضور آنها بود که توانست ستون فقرات دشمن را بشکند و مبارزه را به معناى واقعى کلمه پیش ببرد.۱۳۶۸/۱۰/۲۶»منبع: www.khamenei.ir اهتمام به امور مسلمین من مواعظ النبی صلى الله علیه وآله وسلّم: من أصبح من أمتی وهمّته غیراللّه فلیس من اللّه ومن لم یهتمّ بأمور المسلمین فلیس منهم ومن أقرّ بالذل طائعاً فلیس منّا أهل البیت. (تحف العقول صفحه 47) هر که صبح کند درحالى که در انگیزه‏ها و نیت‏هایش رضاى الهى نقش و تأثیر نداشته باشد، جزء جنداللّه و عاملان للّه، محسوب نمى‏ش. « وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ؛ بندگان واقعى خداى رحمان انى اند که روى زمین با خشوع گام برمى دارند(در معا با مردم فروتنى مى کنند و در برابر خدا خاضعند) و هنگامى که نادانان با سخنى جاهلانه آنان را خطاب مى کنند، در پاسخ، سخنى مسالمت آمیز بر . اگر بخواهیم یک عید براى ما یک عید واقعى باشد باید به ارزش هاى ى و از ضد ارزش های عید که احیاى ارزش هاى جاهلى است دورى کنیم. (١) حضرت علیه السلام : کل یوم لایعصى فیه فهو عید: هر روزی که در آن معصیت نشود ، عید است. ادامه مطلب دعای روزهای ماه رمضان رمضان دعاى روز اول ماه مبارک رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ. خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده جنایات کاران. دعاى روز دوم ماه مبارک رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ ونَقماتِکَ ووفّقْنی فیهِ لقراءةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین. خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوى خوشنودیت وبرکنارم دار در آن از خشم وانتقامت وتوفیق ده مرا در آن براى خواندن آیات قرآن به رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان. فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلى روشن نیست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى می طلبد. ولی به طور اجمال، روشن است که همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنها است. بنابراین در صورتى که فلسفه حکمى را به طور خاص ندانیم، بنابر قاعده کلى فوق(احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى است) باید از آن پیروى کنیم؛ زیرا در آن یقین به وجود مصلحتى هست، هر چند آن مصلحت بر ما ناشناخته باشد.[1]بدون ع
از سنن ی، توصیه به انجام بیشتر فعالیت ها - مانند خوردن و آشامیدن - با دست راست است که شاید نمادی از اصحاب الیمین باشد؛[2] همان طور که علی(ع) در بخشی از صفات اکرم(ص) می فرماید: «... دست راست را براى خوردن، آشامیدن، دادن و گرفتن به کار می برد. جز با دست راست چیزى را دریافت نمی کرد و جز با دست راست عطا نمی کرد و دست چپش براى دیگر کارهاى بدنش بود. در همه کارها [مانند] لباس پوشیدن، کفش پوشیدن و از مرکب پیاده شدن دوست داشت که با دست یا پاى راست آغاز کند....».‏
در روایات؛ از خوردن و آشامیدن با دست چپ نکوهش شده است:
(ص): «خوردن با دست چپ، از نافرهیختگى است».[3] «هر با دست چپ بخورد، نیز همراه با او می خورد و هر با دست چپ بنوشد، نیز همراه با او می نوشد».[4]
سَماعة بن مِهران می گوید: از صادق(ع) درباره این که ى با دست چپ بخورد یا بیاشامد، پرسیدم و آن حضرت فرمود: «مباد ى با دست چپ بخورد یا بیاشامد و یا با آن چیزى را بردارد».[5]
از این رو فقها نیز خوردن و آشامیدن را در حال اختیار و بدون عذر مکروه دانسته اند.[6]
البته، طبیعی است افرادی که فاقد دست راست می باشند و یا دست راست آنان توانایی های لازم را ندارد و حتی چپ دست ها - در صورت عسر و حرج - مشمول توصیه های موجود در این روایات نیستند.

[1]. ر.ک: «فلسفه و حکمت احکام فقهی»، سؤال 8593.
[2]. ر.ک: «حقیقی یا اعتباری بودن تأکید بر دست راست»، سؤال 9851.
[3]. کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات(الأشعثیات)، ص 162، تهران، مکتبة نینوی الحدیثة، چاپ اول، بی تا.
[4]. شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج 41، ص 29، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[5]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج ‏2، ص 455 – 456، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[6]. ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج 3، ص 135، قم، دفتر انتشارات ی، چاپ دوم، 1410ق؛ شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج 12، ص 138 – 140، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، چاپ اول، 1413ق؛ بهجت، محمد تقی، جامع المسائل، ج 4، ص 569، قم، دفتر معظم له، چاپ دوم، 1426ق. یادداشتی حکیمانه از نلسـون مانـدلا:
من باور دارم؛ که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى دهیم، صرفنظر از اینکه چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم؛ که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم؛ که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت ت. اختصاصی از رزفایل در یک نگاه با و پر سرعت .
 در یک نگاه
 در یک نگاه       موضوع :  در یک نگاهتعداد صفحات : 33فونت : b zarاندازه قلم :16فرمت : word چکیده :شامل دو بخش است :بخش اول : دین ، که شامل : فصل اوّل: نقش دین در زندگى انسانهافصل دوّم: ریشه هاى حسّ مذهبى فصل سوّم: دین در برابر مکاتب فلسفىفصل چهارم: مذهب و آزادى هاى فردىبخش دوم : اصول اصلی ، که شامل : فصل اوّل: خداشناسى  چند یادآوری لازمدر این مقدمه کوتاه توجه شما خواننده عزیز را به چند موضوع جلب مى کنم:1- ما مسلمانیم ولى آیا مى توان تنها با نام «مسلمان» افتخار کرد و مسلمان بود یا این که بیش از هر چیز «آگاهى» و سپس «عمل» استآگاهى بر جهان بینى خاصى که براى اصلاح مسیر فکرى و عملى انسان ها بپا خواسته، و دستورالعمل هاى نوین و حساب شده اى در کنار یک مکتب فکرى به جهانیان عرضه کرده است.آگاهى بر یک سلسله اصول اعتقادى و یک سلسله دستورات زنده عملى ولى متأسفانه بسیارى از مردم تنها به خاطر این که در دامان پدر و مادر مسلمان دیده به انتخاب مذهب نام را زودتر شناخته اند و به آن دل بسته اند، خود را مسلمان مى دانند.بدیهى است مسلمان واقعى هرگز نمى تواند به اینها قناعت کند، زیرا چیزى نیست که از راه «وراثت» از پدران و مادران به فرزندان
مسلمان واقعى باید حدّاقل، اطّلاعات قانع کننده اى از تعلیمات در اصول و فروع داشته باشد تا بتواند در برابر دو سؤال:الف) چیست و چه ارمغانى براى بشر آورده است؟ب) براى چه را پذیرفته استپاسخ قانع کننده اى - هرچند فشرده و ساده باشد - ارائه داده و پس از آگاهى بر این اصول و تعلیمات، آنها را در زندگى فردى و اجتماعى خود بکار برد
با
در یک نگاه
من باور دارم؛ که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى دهیم، صرفنظر از اینکه چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم؛ که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم؛ که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط انى که حتى آن ها را نمى شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم؛ که هر چقدر دوستمان خ. خداوند عزّ و جلّ فرمود: اى فرزند آدم! براى راهى طولانى توشه بسیار برگیر و بار خود را سبک کن، چرا که راه، باریک است. و کار و عمل را خالص ساز، چرا که ارزیاب، بیناست. و خواب خود را براى قبر نگهدار و افتخار خویش را براى میزان و لذّت‏ هاى خود را براى بهشت. و براى من باش، تا براى تو باشم. اختصاصی از فایل هلپ نظریه اقامه حدود با و پر سرعت .
 فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )    قسمتی از محتوای متن 
تعداد صفحات : 23 صفحهنظریه اقامه حدود فرضیه نیابت حقیقى از مهدى در قضاء   در کنار کار عظیمى که فقهاء در اوائل قرن پنجم مبنى بر فتح باب اجتهاد د ، آنها دست به استنباط یک نظریه و فرضیه اى زدند که نقش به سزائى در پیش بُرد فکر سیاسى ى داشته است ، این فرضیه دریچه اى بود که به مرور زمان بزرگ و تکامل یافت.
بالنتیجه آن فرضیه سبب گردید که شیعیان یه از شرط عصمت و نص در ت دست بردارند وبالا ه منجر به دست کشیدن از نظریه (تقیه و انتظار مهدى غائب) و قائل به نظریه ( ) شدند ، این نظریه عبارت از (فرضیه نیابت واقعى براى فقهاء از مهدى در امور قضاء) مى باشد ، خواستگاه این نظریه روایاتى که از اهل بیت نقل شده مبنى بر اجازه دادن به فقهاء در حیات ائمه معصومین به نیابت از آنان منصب قضاء را منند ، و روایات معتمد در این زمینه به شرح ذیل مى باشند: 1 – مقبوله عمر بن حنظله از صادق که مى فرماید: ( شخصى را انتخاب کنید که حدیث ما را روایت کند و حلال و حرام ما را بداند وبا احکام ما آشنا باشد ، اگر او را به عنوان حاکم پذیرفتید من او را به عنوان قاضى نصب مى کنم).
[1] 2 – مشهوره ابى خدیجه از صادق مى گوید: ( شخصى را براى قضاء از میان خود انتخاب کنید که حدیث ما را روایت کرده باشد ، به وى رجوع کنید).
[2] 3 – روایت دیگرى از ابى خدیجه ، در آن مى گوید: ابو عبد الله من را به اصحاب فرستادند ، به من گفت: به آنان بگو : اگر میان خود اختلاف و خصومت افتاد یا در داد وستد با هم اختلاف پیدا کردید ، شما را بر حذر مى کنم که به یکى از فاسقین براى قضاوت روبیاورید ، یکى را از خود انتخاب کنید که دانا به حلال و حرام ما باشد ، که من او را به عنوان قاضى بر شما نصب ، و شما را بر حذر مى کنم به سلطان جائر پناه بیاورید براى قضاوت و حل نزاعات).
[3] این اذنهاى عامى که در عصر ائمه صادر شد که فقهاى شیعه در مجال قضاء در زمان غیبت مى تواند امر قضاء را ممارست کنند و آن را به عنوان استعاره گرفتند ، دو ح با هم شبیه بودند و آن غیبت ، وائمه نمى توانستند همه جا باشند ، بنا به توصیه ائمه آنها یکى را از خود انتخاب کنند تا در مسائل قضاء به وى رجوع شود ، این در ح اول ، و در ح دوم هم به همین شکل بود ، چون شیعیان در عصر غیبت به سرّ مى بردند ، براى حل اختلافات بینى به فقیه و قاضى منتخب خود رجوع مى کنند ، علاوه بر این متکلمین و فقهاء از آن احادیث و اذنها فرضیه (نیابت واقعى از مهدى) را استنباط د.
شیخ مفید در کتاب (المقنعه – الحدود) حق اقامه حدود را فقط به عهده سلطان که منصوب حق تعالى مى باشد دانست ، و آن ائمه هدى از آل محمد (ص) یا منصوب آنها از امراء و حکام مى باشند ، او در عصر غیبت اجازه داد براى هر یکه تواناى قضاء دارد آن را ممارست کند و حدود اقامه کند و خاصه براى فقهاء چون ائمه قضاء را به آنها تفویض د - در صور
با
نظریه اقامه حدود