ب رای ای نکه تم وم بای د ه مه میکنی م ب رای ای نکه ب رای تم وم

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب رای ای نکه تم وم بای د ه مه میکنی م ب رای ای نکه ب رای تم وم : ده موردازبهترین هادرجهان: ??بخونیدددددد آ ش ارزش داره ?? 1-قرآن کریم 2-آب نوشیدن زیاد 3-خواب کافی درشب 4-هوای آزادوپاک 5-روزی نیم ساعت پیاده روی 6-خوردن غذای سالم وبه مقدار 7-نورآفتاب 8-عسل 9-سیاه دانه 10-راضی بودن به قضاوقدرچه خیرش وچه شرش 1-نفس بکش با لااله الاالله 2-نفست راسرزنش کن بااستغفرالله 3-هنگام دردکشیدن بگوالحمدلله 4-هنگام تعجب بگو. تنها میان غربت دنیا چه میکنی؟ دلبر که نیست، با دل تنها چه میکنی؟
از تُنگ کوچک ات به تقلا گریختی با ه های وحشی دریا چه میکنی؟
یوسف پس از رها شدن از چاه بی ی... در بند انتخاب زلیخا چه میکنی؟
امروز در تلاش فراموش ی... دیروز رفت،با غم فردا چه میکنی؟
ای پیرمرد خسته و دل تنگ اورشلیم با خاطرات مسجدالاقصی چه میکنی؟
حرفی بزن یتیم پر. کاش خدا بودم بازگشت تو به سوی من بود... هر چقدر بگویی: مردها فلان، زن ها فلان، تنهایی خـوب است، دنیا زشت است ...
آ ش روزی قلبت برای ی تند تر می زند... در این جمله تفکر کن میتواند متحولت سازد.
خوب که بنگری تمامی بشر در تلاش برای زیستن ، رابطه.احساس.کار.رقابت و داشتن ها.در "کلیات " همه برابرند.فقط** آنی موفق تر است که در جزییات کوشاتر است**. مبارزه لذت بخشه... مخصوصا اگه اون مبارزه با خودت باشه. با خودِ خودت... هر ثانیه ای که جلو میری حس میکنی ماهیچه های روحت قوی تر شدن. حس میکنی زورت زیادتر شده ... اما با هر ذره قوی تر شدنت، پیر شدن دلت رو هم حس میکنی. چروکایی که روی دلت میفته رو هم حس میکنی ... بغضایی که لحظه به لحظه باید قورتشون بدی رو حس میکنی ... ولی مبارزه لذت بخشه ...
پایگاه عشق ای دل بگو ز دوری جانان چه میکنی وی مبتلا به آتش هجران چه میکنی شیدائی ات کشانده به سر حد انتحار در تنگنای تو با جان چه میکنی؟ سر بر فلک نهاده نوای تو روز و شــب با سوز و آه و ناله و افغان چه میکنی با جور این زمانه و یاران بی وفا با روزگار و گردش دوران چه میکنی گلهای آرزوی تو پ ر شده همه در زیر تازیانه توفان چه میکنی ای گنج عاط. دردم مداوا میکنی مثل همیشه عقده ز دل وا میکنی مثل همیشه آیینه زیبا می شود با یک نگاهت دل را تو شیدا میکنی مثل همیشه دروازه لطف و کرم را می گشائی وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه از گوشه چشمت کرم می ریزد آقا از بس که غوغا میکنی مثل همیشه پرونده اعمال ما گرچه سیاه است می دانم امضا میکنی مثل همیشه دل مرده ام اما تو با یک گوشه چشمی کار ا میکنی مثل همیشه بهر ظهور خود چرا ای یوسف عشق امروز و فردا میکنی مثل همیشه تو مثل بابایت علی غمهای خود را با چاه نجوا میکنی مثل همیشه تو مثل زهرا مادرت از بس که خوبی با ما مدارا میکنی مثل همیشه شبهای کربلا همراه مادر تو روضه ب ا میکنی مثل همیشه "فک میکنی فقط تویی براش؟فک میکنی دوست داره؟ اصن فک میکنی بگیردت؟" گاهی وقتها حرفای یه آشنا، یه صمیمی و شایدم یه دوست اونچنان بهم میریزدت که از فکربلاتکلیفیت دعوا میکنی و میزنی دک دنده دل خودت و اونو داغون میکنی اونوخ دیگه اشک هات جوابگوی دلتنگیهاتم نیس... در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن. روش کوزه ایی:همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بش ت و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بش ت لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه . روش عرفانی :چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین . روش سوسکی :بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه . روش تیپ :انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هر که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد.
اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه ! روش خونی : تو کلاس و مدرسه و نمره بیست کلاس میشی بلا ه تو کل سال های مدرسه یه خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع ا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین. روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین. روش فامیلی :یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج ن ن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلا ه یه کدوم رو کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین. روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند! ساده که میشوی همه چیز خوب میشود

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آ ین مدل ، چند ایربگ دارد

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسد. به سلامتی ی که دوسش داری و پیشت نیست اما یه یادگار ازش داری که وقتی نیگاش میکنی ، بوش میکنی و حس میکنی کنارته … سلامتی اونی که با خاطراتشم خوشی

بر خاکی نشسته بودم ؛ که خدا آمد و کنارم نشست ! گفت : مگر کودک شده ای !؟که با خاک بازی میکنی ! گفتم : نه ! ولی . . . از بازی آدمهایت خسته شده ام ! . . . همان هایی که حس می کنند هنوز خاکم ! . . . و روح تو در من دَمیده نشده ! . . . من با این خاک بازی میکنم ، تا آدمهایت را بازی ندهم ! خدا خندید ! . . . پرسیدم خدایا ؛ چرا از آتش نیستم !؟ تا هرکه قصد بازی داشت را بس. خدا ، چیست؟ کیست؟ کجاست؟ خدا در دستی است که به یاری میگیری ، در قلبیست که شاد میکنی، در لبخندیست که به لب مینشانی، خدا در عطر خو ش نانی ایست که به دبگری میدهی ،در جشن وسروری است که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهد میبندی و عمل میکنی ، خدا در تو ، با تو.... وبرای توست....!!!!!!!!!!!!!!!! ماس دعای فراوان بچها!!!!!!!!! پسر جون!!

افتخار میکنی هرزه ای؟
افتخار میکنی هر روز با احساس یه دختر بازی میکنی و میری پزشو به دوستات میدی که با اینم اره!!
که همه اویزونتن؟
افتخار میکنی از ۱۰تا کلمت ۱۰۰۰تاش ه و احترام گذاشتن به هیچ رو بلد نیستی؟
افتخار میکنی که هر شب مستی و نوعی از پارتی نبوده که حضور نداشته باشی؟
افتخار میکنی که بگی اهل تعهد نیس. گویند فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت و گفت: هندوانه برای رضای خدا به من بده، فقیرم و چیزی ندارم. هندوانه فروش در میان هندوانه ها گشتی زد و هندوانه ی اب و به درد نخوری را به فقیر داد. فقیر نگاهی به هندوانه کرد، دید که خورده نمی شود. سپس مقدار پولی که به همراه داشت را به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه پولم به من هندوانه ای بده. هندوانه ف. وقتی رو میکنی و رو میگیرند
وقتی سلام میکنی و دشنام میشنوی
وقتی ماه ها زیر تیغ کینه های الکی چاک چاکت میکنند
وقتی دوست داری و دشمنت دارند
وقتی بزرگشان میکنی کوچکت میکنند
و از همه دلگیرانه تر
گوشی نیست حتی
پشت گوشی!
آنوقت آتشی ب ا میشود که یک سوره فقط آرامت میکند .. همه چیز را ..همه را همه و همه را میسپاری به خودش و ز. فقط پنج دقیقه میای میشینی چرت و پرت روزمره بگی شروع میکنی دخ تو کارایی که بهت ربطی نداره منو عصبی میکنی نظم زندگیمو گند میزنی توش من خوابم ولی لامپو روشن میکنی و میری حق بده وقتی بلند میشم هی دستامو ببرم بالا هی بکوبم تو سرم هی داد بزنم از همتون متنفرم هی بخوام همتون بمیرین ا : صب با کلی انرژی از خواب بیدار میشی و آماده میشی بری مدرسه.. تو راه کلی آشنا میبینی.. پرنده هارو میبینی که صداشون همه جارو پر کرده.. از کنار ساحل رد میشی میری مدرسه.. با کلی ذوق به همه دونه دونه سلام میکنی تا برسی به کلاس.. میری تو کلاس دونه دونه رو میبینی و بغل میکنی.. معصومهههه :))))) معصومه اومده مد اونم بعد یک ماه با بینیِ عملی :)) کلی بوسش میکنی و بغل میکنی و کلی رفع دلتنگی.. شروع میکنین ازخاطرات تعریف و خندیدن و یه دل سیر همدیگر رو دیدن.. معلما میان دونه دونه درس میدن.. حرص میخوری..میخندونی و میخندی..میخو ..حوصله ت سر میره..شیطونی میکنی..با گوشی بازی میکنی..صدا در میاری و تمام این کاهارو سر کلاس انجام میدی.. زنگ خونه میخوره.. با بچه ها راه میوفتی که بری خونه.. از جلوی کلانتری رد میشی و سربه سر سربازها میذاری.. میری خونه و ناهار میخوری.. بعد از ناهار vampire میبینی و کلی ذوق میکنی و قربان صدقه شخصیت ها میری.. بعد از سه ساعت دیدن میری درس بخونی.. بکوب درس میخونی.. استراحت میکنی.. اتاق رو تمیز میکنی.. میری .. بعد از کلی ارایش میکنی و موهاتودرست میکنی.. کلی ع میگیری دوباره کلی شو پاک میکنی و خوشگل ترینو میذاری ع ِ صفحه ی نمایشت.. دوباره میبینی بعدش هم با کلی حس خوب میخو :)))))) -- کلی با خوشحالی که "واهاهاهاهاهاهاییییییییییییی الان بالا ه میتونم ش کنم" میشینی پا سیستم... لینک شو پیدا میکنی و میزاری تا صبح دان شع! صبح میری شو با بدبختی پیدا میکنی... همه چیز آماده اس... شروع ب پخش میشع و... کیفیتش اچ دی کم عه: البته از "اچ دی" یه چیزی هزار برابر له تر: سیسیتمو خاموش میکنی و در افق محو میشی!!! +عاخه چرااااااااااااااااااا. چرا همچین میکنی؟
منو غمگین میکنی؟! ن آ ش با یخچال ازدواج می کنم!
وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! من آ ش با یخچال ازدواج می کنم! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی لی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! ... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!! دیگر نمیخواهی مرا با من مدارا میکنی
در گیر و دار رفتنی امروز و فردا میکنی

با دیگران جانانه ای با من ولی بیگانه ای
سودای رفتن داری و انکار و حاشا میکنی

داری به دل مهری دگر شوری دگر داری به سر
خواهی بگویی با دلم این پا و آن پا میکنی

با من عبوس و خسته ای بی اعتنا پیوسته ای
با او شنیدم دم به دم صحبت تمنا م. میخای یکمی از خودم بگم؟! از حالم... از احوالم... از روزگارم... روزگار بی تو... بی من چه میکنی ای یار؟! بی من چطوری سر میکنی روزاتو؟! خوشی؟! شادی؟! من به درک... با احساست چیکار میکنی بی معرفت؟! اشکامو بعد تو کی پاک کنه؟! ببین اشکامو... نیگا کن... چیکار کردی با دلم لامصب... 8 تیر تولدته... به فاطمه ی زهرا احساس میکنم دارم به روزای آ زندگیم نزدیک میشم... دایره المعارف لغاتت کامل شده جدیدا لغتهایی به کار میبری که همه انگشت به دهان میمونن.. تو جملاتت کلمه حق باتو بود استفاده میکنی تا میشنوی یکی مریضه میگی...خد تی بده بنده خدا.....هم استفاده میکنی... مبارک باشه هم هیچ وقت از دهانت نمی افته... وقتی تفنگ بازی میکنی و تیر میزنی به جای اینکه بگی بمیر ...میگی بمور...با ره ب... آهای دخــــتر خـــانوم؟!؟!؟!

دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی...

دختر خانمی که به اتو زدن و شماره گرفتن افتخار میکنی...

دختر خانمی که چپ چپ نگاه یه پسر و میری واسه

دوستات تعریف میکنی و دلت خوشه که دوستات به تو حسو ون شده...

دختر خانمی که میگی از این سر خیابون تا اون سر خیابون،

برات ص. گاهی از نو شروع میکنی رنگ و لعاب میدی میخواهی زندگی کنی از نقطه سر خط اما غمگینی باز هم ... دنیایت در نظرت پوچ میشود با همین هیچ ها سر میکنی .. میشوی ادمی مثل من که تمام احساساتش را دور انداخته.. گاهی دلت میگیرد از همه عالم نمیدانی به که شکایت ببری.. لال میشوی , سکوت میکنی و نظاره.. فرقی به ح نمیکند حال دنیا چگونه است.. نه منتقدی نه معتقد نه . در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن . طنز بی شوهری 1. روش کوزه ایی:همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بش ت و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بش ت لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه . 2. روش عرفانی :چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی ت مرد آرزوهت بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین . 3. روش سوسکی :بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه . 4. روش تیپ :انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هر که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد. اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه ! 5. روش خونی : تو کلاس و مدرسه و نمره بیست کلاس میشی بلا ه تو کل سال های مدرسه یه خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع ا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین. 6.روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین. 7. روش فامیلی :یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج ن ن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلا ه یه کدوم رو کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین. 8. روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند. بعضی وقتا کلی تلاش میکنی که دیگه به یه موضوعی فکر نکنی ، کلی سعی میکنی و فکر میکنی که داری موفق میشی ولی یه دفعهیه چیز کوچک مثل یه حرف یا یه خاطره پرتت میکنه دقیقا وسط موضوعاون موقع است که میفهمی شاید بعضی چیزا برای فراموش نشدن هستنشاید نباید فراموش بشن ، شاید باید یاد بگیری که تظاهر کنی که فراموش شدن
یادی میکنی از من منی که دشتی از دردم
یادی میکنی از من منی که تا نفس هست برایت جون میدم
کجایی دور ازین عاشق بدون تو برای گریه بهونه میکنم دردم
بسی نیس تنهایی بیا ای مرهم دردم
دلی آکنده وغمناک غمی نشناسد جز قلبم
بیا با باد یرد صبای صبح من
بیا حال خوشم شو منی که بی تو بی حالم ... نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی سر بجنبانی خودت را پیر پیدا میکنی

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی

کودکی چون بادبادک با نسیمی میرود خویش را بازیچه تقدیر پیدا میکنی

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود در غروب ای دلگیر پیدا میکنی

میرسی روزی به آن چیزی که میخواهی ولی در رسیدنهای خود تغیی. "فک میکنی فقط تویی براش؟فک میکنی دوست داره؟ اصن فک میکنی بگیردت؟" گاهی وقتها حرفای یه آشنا، یه صمیمی و شایدم یه دوست اونچنان بهم میریزدت که دیگه اشک هات جوابگوی دلتنگی هات نیس...
خدا در دستی ست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی،
در لبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی،
درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی،
آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خدا ؛ در تو، با تو، و برای توست ... سهراب سپهری ارزوهایت را که ردیف میکنی از کوچک و بزرگشان به خنده وا میداردت گاهی از سرخوش بودن روزهای قدیمت میخندی و گاهی از نرسیدن به بزرگترین ارزوت اما ارزویند دیگر اسمش رویش است ارزو گاعی ارزو میکنی و میمانی پایش که مثلا من تا ا عمر همین را میخواهم و تمام نمیشوم و ارزویم هم تمام نمیشود و من میمانم و همین یک ارزو میخندی و شادی چون میدانی که ارو. وحدس می زنم شبی مرا جواب میکنی قصر آوچک دل مرا اب میکنی سرقرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی من از آنار پنجره تورا نگاه می کنم وتو بانام دیگری مرا خطاب میکنی چه ساده درازای یک نگاه پاک وماندنی هزارمرتبه مرا ازخج اب میکنی به خاطرتو من همیشه باهمه غریبه ام توآمترمرا ازغریبه ای مرا حساب میکنی وآاش گفته بودی ازه. چشمانت را که باز میکنی میبینی که روز دیگری آغاز شده و به این فکر میکنی که دوباره کارهای تکراری و پشت سر هم دیروز ... به این فکر میکنی که کارهای خانه و خانه داری تمامی ندارند و انگار در یک حلقه ی بی نهایت گیر افتاده ای ... با این افکار تنت پر میشود از خستگی ... ولی نمیخواهی ناشکری کنی پس خدا را شکر میکنی بخاطر همه چیز و این افکار را سعی میکن. سلام عشقم خوبی!؟ مرسی از اینکه اومدی دیدنم عشقم قول بده زود به زود بیای دیدنم باشه!؟ وایسا ببینم چرا چشمات خیسه!؟ داری گریه میکنی!؟ تو چند وقتی که با هم بودیم گریت رو ندیده بودم عشقم نکنه دلت واسه من تنگ شده نه!؟ راستش منم دلم واست خیلی تنگ شده چرا داری گریه میکنی!؟ بس کن دیگه اگه واسه کم محلی هات اگه واسه بد حرف زدن هات اگه واسه بی مرام. تو داری ازارم میدهی و این را خوب میدانی... حالا که همه چیز را کم کم در خود حل کرده بودم دوباره می ایی و ت ت میدهی که خوبی؟ نمیدانی با من چه میکنی! مرا د میکنی... بیمار میکنی... میشکنی... ا چرا؟ مگر من چه گناهی کرده ام که باید روزی هزار بار پیر شوم. من که هیچ گاه به روی خود نیاوردمت... ا چرا ت ت میدهی که بامزه... و من بیمار گونه عشق را با نفرت در هم می امیزم و ی به منفوری مرداب را سر میکشم... من هیچ نیستم هیچ جز دملی چرکین... انسان در تمام عمر برای سه چیز ویژه سعی میکند:
1.اسمم بلند باشد...!
2.لباسم خوب باشد...!
3خانه ام قشنگ باشد...!
ولی هنگام وفات هر سه چیز تغیرمیکند:
1.اسم؟مرحوم...!
2.لباس؟کفن...!
3.خانه؟قبرستان...!
ای انسان تو به چه غرور میکنی؟
یا أیها الإنسان ما غرک بربک الکریم؟ نگاهم میکنی لیلة القدریست چشمانت نگاهم میکنی؟ لحظه ای با چشم خود درگیر آهم میکنی؟ تا به خلصنا ی این آتش امیدی بسته ام عفو خود را شامل روی سیاهم میکنی؟ کافرم بر دین خود آن دم که دنیایم شدی آشنا بر لذت کفر و گناهم میکنی؟ روزه ام از بوسه ات دیگر شکیبا نیستم بر لبم افطاری و دعوت به ماهم میکنی؟ آیه های چشم تو سرشار اعجازند و وحی آگهم بر انشراح و اشتباهم میکنی؟ چون خدایم خواندمت ای مهربان معشوق من استجابت بر دعایی گاه گاهم میکنی؟ شما می توانید این شعر را به صورت سند pdf دریافت نمایید. دریافت ثبت نظر اگر چه طبیبی و دوا درست میکنی گهی برای خیر ما بلا درست میکنی از اینطرف همیشه بارها اب میکنم از آنطرف همیشه بارها درست میکنی گرچه من خجل شدم اگر چه سنگ دل شدم تو از همین سنگ هم طلا درست میکنی گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود تو با کریمی خودت گدا درست میکنی کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند تویی که از غریبه آشنا درست میکنی اگر بناست بعد . تو آروم ترین روزهای زندگی، موقعی که لای کتاب غلت میزنی، به طریقت و شریعت و حقیقت فکر میکنی، سعی میکنی شمس و مولانا رو تصور کنی، وقتی برنامه سفر میچینی، وقتی صدای قهقهه هات با دوستان میره آسمون هفتم و حس میکنی خدام داره لبخند میزنه، قتی بعد مدت ها یه صلح درونی رو حس میکنی یا حتا موقعی که لابلای قرآن دنبال خدا میگردی و حس میکنی توی ماه. گل من نه ماه گذشت نه ماه عشقبه قول بابا مسعود دوتا نه ماه نه ماه تو دل مامانی نه ماه تو بغل بابایی!بزرگ شدی نازگلم خانوم شدی صحبت میکنی اتل متل میکنی بای بای میکنی سرسری میکنی بوسمون میکنی مهربونم و با روروئکت همه جا میری و سرک میکشی.فکر کنم قصد چهاردستوپا رفتن نداری خانومم!تاخیر یک هفته ای منو ببخش مامانی آخه مسافرت بودیم و چقدر که شما خانوم و خوش اخلاق بودی گل من رفته بودیم دریای جنوب و هوا عالی خیلی خوش گذشت نازنینم.چندتا از ع ای 9 ماهگیت رو میذارم خودت بدونی چقدر دلبر شدی نفس:



انگاه که غرور ی را له میکنی ....انگاه که کاخ ارزوهای ی را ویران میکنی ...انگاه که شمع امید ی را خاموش میکنی.....انگاه که بنده ای را نادیده می انگاری .......انگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای د شدن غرورش را نشنوی ......انگاه که خدا را نادیده میگیری ..... میخواهم بدانم: دستانت را به سوی کدام اسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟؟؟منبع :. بعضی وقتها حرفات و رفتارهات بزرگتر از سن خودته ! واین ما رو خوشحال میکنه .از حالا اسراف وغیبت رو کاملا رعایت میکنی وبه ادمهایی که به نظر تو کار خوب نمیکنند میگی اینها یزیدی هستن و به ادم خوبا میگی اینا حسینی هستن! یکی از عروسکهاتو محکم بغل میکنی ونصیحتش میکنی!وبهش میگی نفس! عمر ! قلب! سرم که درد میکنه میای بادستای کوچولوت سرم رو میدی و. من لبخند میزنم تو سکوت میکنی من دوستت می دارم تو سکوت میکنی من عاشقت می شوم تو سکوت میکنی من اخم میکنم تو سکوت می کنی من اشک می ریزم تو سکوت میکنی من داد می زنم تو سکوت میکنی من به آغوش میگیرمت تو سکوت میکنی من لبریز می شوم تو سکوت میکنی من می میرم تو سکوت میکنی من سکوت میکنم من سکوت میکنم من سکوت میکنم تا تو واژه شوی بی ربط نوشت: بعضی رابطه ها را نمی شود هضم کرد.. باید بالا آورد شاید خوبست سکوت برای دوستی بنام علی: علی عزیز که طی کامنت خصوصی از من سوال پرسیده بودین... نه آدرس وب سایت نه آدرس ایمیل داشتین.... کامنت هم که خصوصی بود... من کجا جواب بدم ؟؟؟؟؟
آقا مگه چه اشکالی داره آدم به جنس مخالف نگاه کنه؟؟؟
پاسخ اجمای وخلاصه
1.میبینی، میخواهی،به وصالش نمیرسی دچار افسردگی میشوی
2.میبینی،شیفته میشوی ، عیب ها را نمیبینی ازدواج میکنی وبعد طلاق میدهی
3.میبینی ، دلباخته میشوی، به وصالش نمیرسی خودکشی میکنی
4.میبینی، با همسرت مقایسه میکنی ناراحت میشوی ودر خانه بد اخلاق م. مجری: پسر تو چرا انقدر ابکاری میکنی؟
پسر : شیطون منو گول میزنه آقای مجری!
مجری: این شیطون چرا بقیه بچه هارو گول نمیزنه!؟
پسر : واس کم کاری شیطون هم من باید پاسخگو باشم!؟
مجری: بچه ی خوب گول شیطون رو نمیخوره
پسر : بچه ی خوب که فقط مال تو قصه هاس!
مجری: کی گفته!؟ همین بهزاد پسر آقا بهروز،تا حالا دیدی ابکاری کنه؟
پسر : پ. سعی میکنی حتا نگاهت هم ب من نیفتد.... راستش من هم دوست ندارم چشم درچشم شویم... چرا این سکوت لعنتی را نمیشکنی؟! فرصتی نمانده... با من حرف بزن... دلم خون است... + بدی کار اینجاست ک من هرکاری میکنم ک رنجشم را برسانم, و تو همیشه فکر میکنی ک میخواهم برنجانمت... + شاهنامه آ ش خوش است و تابستان آ ش تلخ آ شب هرچقدرم که خسته باشی و منگ خواب و خستگی و سعی کنی یه شب آروم داشته باشی و این چرت و پرتا اون زمانی که تو اتاقت دراز کشیدی و منگ خو تا استراحت کنی و خستگیت در بره دقیقا همون موقع که فکر میکنی هیچی بد نیست صدای داد و گریه و دعوا از پزیرایی بلند میشه.....چهار ستون بدنت میلرزه....تو اتاق سرد و تاریکت چشات و گرد و باز میکنی خستگیو از یاد می. باشه برو داری میری ، باشه برو، بدون عشق ، چه میکنی

باخاطرات خوبمون ، با سرنوشت ، چه میکنی با کوچه های آشنا که پر شده ازعشق ما

با یاد چشمای منو خاطره هام، چه میکنی بدون من ، چه میکنی.....چه میکنی شاید بتونی نازنین یک شب فراموشَم کنی

با اون قسَمات ای عزیز پیش خدا چه میکنی با من و سوز و آه مَن با اشک بی گناه من

با این . حس عجیبیه، وقتی یاد میگیری خودت حال خودتو خوب کنی، وقتی ی که باید همیشه باهات باشه تنهات میذاره و تو جای ش تن "حال خودتو خوب میکنی " و حس میکنی جای هیچ هیچ کجای زندگیت خالی نیست.