ب س م ر ب العشق

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب س م ر ب العشق : باید امشب لب من با لب تو جور شود تا خدا نیز به فکرافتدو مجبور شود!! آیه ای تازه بیارد که مجوز بدهد آ ین سوره ی او سوره ی انگور شود!! نام من را بگذارند پیام آورمست جبرئیل تو کجا هست که شود...؟!! هرکه شود و دین مرا انگ زند یا رب از ساحت در گاه تو،او،دور شود! من پیمبر شده ام دین جدیدی دارم کاش این دین زگهواره ی تا گور شود!! اطلب العشق من المهد ا. ✔کیست زینب(س) عامل تکمیل عشق ✔بعد زهرا(س) فارغ حصیل عشق ✔کیست او پروانه ای پر سوخته ✔سوختن از فاطمه(س) آموخته ✔در فدک صبر معلی را دیده است ✔عشق را با فاطمه(س) سنجیده است ✔مرحبا زینب(س) که طوفان کرده است ✔آن چه زهرا(س) گفته بود آن کرده است ✔او به بحر العشق نوح کربلاست ✔عشق او فتح الفتوح کربلاست ✔خلق را زینب(س) شناسی نیست ✔فاطمه(س) د.
■ جالینوس گفته است:
مَثَل درمان برای بدن همچون صابون باشد برای جامه ، پاکش می کند ولیکن آن را می پوساند. (ص298) ■ دیوژن گفته است:
«بیماری »حبس و گرفتاری تن است و «غم» حبس و گرفتاری جان ! (ص301)
■ هر به هفتاد سالگی برسد بی دلیل از هر چیزی شکایت آغازد. (ص303) ■ العشق اوّلهُ وسواس و آ هُ افلاس!
آغاز عشق وسواس است و پایان آن افلاس! (. می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا گردن بزن شه را ما از کجا او از کجا پیش آر نوشانوش را از بیخ برکن هوش را آن عیش بی روپوش را از بند هستی برگشا در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا زان سان که اول آمدی ای یفعل الله ما یشا دیوانگان جسته بین از بند هستی رسته بین در بی دلی دل بسته بین کاین دل بود دام بلا زوتر بیا هین دیر شد دل زین ولایت سیر . اللهم ارنی الطلعة الرشیده و الغرة الحمیده و اکحل ناظری بنظرة منی الیه بر گونه نشانده آیتِ یاری را * قطره قطره آینة جاری را حاشا که تو را ندیده خوابش برد چشمی که چشیده طعمِ بیداری را * شجره را به ثمره شناسند و عاشق را به عبره دانند. (مقامات حمیدی، المقامه فی العشق) هو العشق وهوالحق وهو الهو خوشا هوهو زدن با حضرت او به نام او که دل را چاره ساز است به تسبیحش زمین مهر است چراغی مرده ام ،دل کن دلم را به بسم الله بسمل کن دلم را بده حالی که حالی تازه باشد که هر فصلش وصالی تازه باشد الهی ای داریم پرسوز تبسم کن دراین آیینه یک روز تیسم کن، تبسم کن،الهی مرادر عطر خود گم کن، الهی من از کوه ودرختی کم نبودم شب. نوجوان که بودم خیال می «عشق» چیزی است که یک آدم عاقل و بالغ را به یک دیوانه ی تمام عیار تبدیل می کند و فقط سراغ آدم های خاص می رود. دوستی داشتم که از قضا مان هم بود، از آن هایی که اگر جناب عشق سر و کله اش پیدا می شد و می دید با چه آدم بی احساسی رو به رو است، می رفت یک دوری بزند و دیگر برنمی گشت. ضدیت با جنس مخالف توی خونش بود. کافی بود احساس . ایها القلب الحزین المبتلا فی طریق العشق انواع البلا لیکن القلب العشوق الممتحن لا یبالی بالبلایا و المحن سهل باشد در ره فقر و فنا گر رسد تن را تعب، جان را عنا رنج راحت دان، چو شد مطلب بزرگ گرد گله، توتیای چشم گرگ کی بود در راه عشق آسودگی؟ سر به سر درد است و خون آلودگی تا نسازی بر خود آسایش حرام کی توانی زد به راه عشق، گام؟ غیر ناکامی، . چشم هایم را می بندم و آرام دست می کشم به روی ماهت... می خَندی و خَنده ات تمام مُشتم را پر می کُند... من چه خوشبختم! حالا من یک مُشت از تو دارم، یک مُشت از خَنده هایت... « رکعتان فی العشق لا یصح وضوههما الا بالدم!!!» + یک بیت شعر همین جوری! حُضور گر همی خواهی از او غافل مشو،حافظ متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها + هرکی خوشش نیومد از آپ بَنده. به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ان افعل ما تری انی علی عهدی و میثاقی کتاب بالغ منی حبیبا معرضا عنی که خود را بر تو می بندم به سالوسی و زراقی نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی اخلایی و احب ذروا من حبه م تو را گر خواب می گیرد نه صاحب درد عشاقی نشان عاش.
"بسمـ ربـ العشق ربـ ا هرا س" دوره آ ی که همراه احمد در منطقه بودم،دیگـر خبری از احمد سابق نبود. انگار داشت خودش را آماده پرواز می کرد. کمتر شوخی می کرد،اوقات فراغتش را مشغول قرائت قران بود. اگر کوچک ترین غیبت می شنید تذکر می داد یا از مجلس بیرون می رفت. یک روز وقتی از خواب بیدار شد،ناراحت بود. آنقدر اصرار تادلیل ناراحتی اش را گفت. خوا. اختصاصی از رزفایل أجمل خمسین بیت فی الغزل با و پر سرعت .
أجمل خمسین بیت فی الغزل
أجمل خمسین بیت فی الغزل أجمل خمسین بیت قیل فی الحب و الغزل



1) وما کنت ممن یدخل العشق قلبه........... و لکن من یبصر جفونک یعشق .

2) أغرک منی أن حبک قاتلی........... و أنک مهما تأمری القلب یفعل .

3) یهواک ما عشت القلب فإن أمت ........... یتبع صدای صداک فی الأقبر .

4) أنت النعیم لقلبی و العذاب له ........... فما أمرّک فی قلبی و أحلاک .

5) و ما عجبی موت المحبین فی الهوى ........... و لکن بقاء العاشقین عجیب .

6) لقد دب الهوى لک فی فؤادی........... دبیب دم الحیاة إلى عروقی .

7) خَلیلَیَ فیما عشتما هل رأیتما ........... قتیلا بکى من حب قاتله قبلی .

8) لو کان قلبی معی ما اخترت غیرکم ........... و لا رضیت سواکم فی الهوى بدلا ً .

و..
با
أجمل خمسین بیت فی الغزل
سلام دوستان شاعرم روزدهم تیرماه 93دردومین همایش بزرگداشت صائب تبریزی که بعدازافطار باحضورشخصیتهای ادبی وصائب پژوهان کشوردرکنارآرامگاه آن شاعربزرگ برگزارشد بنده غزلی راخواندم که سال 86 سروده بودم بانام انگور بعداخیلی ازدوستان ازم خواستند اونوتوی وبلاگ بزارم منم اطاعت شدبساط عقلم جمع ، شدردیف شعرم جور بسمه تعالی عشق ، بسمه تعالی نور یادآن نگاه مست جرعه ای بنوشانم
یادآن لب شیرین ای بزن درشور دورمن صداونور ، چشم بدازاینجادور نغمه هایی از عشاق هایی از ماهور راحتم کن از اوهام ذوالجلال والاکرام لا اله الا عشق لااله الا نور این طرف به من خیام می دهدسبوازعشق آن طرف مرا عطار می بردبه نیشابور یک غزل مر دل می برد به حیرانی یک قدم مرا اقبال می کشد سوی لاهور کهنه باده ای داردطرز تازه ی صائب ازسرم نمی افتد نشئه های این انگور
مانده برلبم انگشت بین حافظ و سعدی می دهد یکی حیرت می کند یکی مسحور قله قله های شعر هریکی خدای شعر قدر این یکی مجهول ،شان آن یکی مستور حیرتیم وسردرگم، تشنه ایم و سردرخم قاصدیم و بی مقصود، شاعریم و بی منظور حلقه حلقه از هوهو رشته رشته از حق حق این طناب را بستند دور گردن منصور بی توبرنمی تابم بودن مجازی را ربنا نمی خواهم چشم از حقیقت کور بسکه حیرتم دادی گم شدم دراین وادی اهدناالصراط العشق اهدناالصراط النور قلعه ی عقل به تسخیر دلایل افتاد بقعه ی عشق به زوار هلاهل افتاد من دراین قلعه چرا حبس شدم وچرا همنفس دایمی ترس شدم دهنم مملو از آواز سکوت چشمهایم پر از احساس قنوت بدنم دایره ی باغ بلوغ دستها همپای پایم ذیل یوغ پشت این قلعه مرا چال کنید می گسارید ودگر حال کنید دف نوازید که من مست شوم خیزم از کالبدم بلکه دگر هست شوم برهانید مرا ازقفس کال.
بسم رب العشق همه جا تاریکی بود ... سوار دوچرخم شدم و شروع به رکاب زدن ، هی میرفتم و میرفتم و میرفتم ، تا رسیدم به خیابان پهلوی ... یک نگاه به چپ یک نگاه به راست اسپری رو دراوردم خیلی سریع و تند نوشتم : مرگ بر شاه درود بر صدای صوت بلند شد و داد و فریاد و و یک صدای بلند و ا ش... رکاب میزدم که پهلوم سوخت بعد از شنیدن صدای بلندی ، نگاه دیدم از ت. بسم الله النور ************** لیلة القدر است و من حیران تو فرو رفته در درون خویش ب مافوق خود ک می نگرم سماء ذات تو را می بینم ک در درون خویش اسرار دارد و اندماجی است از تعینات و ظهورات، در عین کثرت، وحدت و در عین وحدت، کثرت. شب است و لیل، آنهم لیله ی قدر. و تو مکنون و مکتوم در ظلمت و لیل غیبی. مکنونی پر از حب ظهور، صمدی ک مندمجات و مندرجاتش همه س. رسالة‏ٌ الی مولای «­­­بسم ربِّ العشق» «السلام علیک یا بقیة اللهِ فی أرضِه، السلام علیک یا حجةَ اللهِ. السلام علیک حین تقومُ، السلام علیک حین تقعُد، السلام علیک حین تُصْبِحُ و تُمسی». نامه ای به مولایم «به نام پروردگار عشق» «سلام بر تو ای بقیةالله! سلام بر تو ای حجت خدا! سلام بر تو آنگاه که می ایستی! سلام بر تو آنگاه که می نشینی! سلام. فایل لایه باز تصویر صلوات خاصه رضا (ع) / روز زیارتی مخصوص رضا (ع) هوالمحبوب سلام علیکم به مناسبت روز زیارتی مخصوص رضا (علیه السلام) تصویر دیگری طراحی که خدمت شما تقدیم می کنم. چند وقت پیش در تارنمای زیبای گروه پلاک ۸ تصویری زیبا به نام ثامن العشق… دیدم که به نظر خیلی جذاب اومد. طراح تصویر رسم الخط صلوات خاصه رضا (علیه السلام) رو به ح گنبد حرم ترسیم کرده بود. من هم در این تصویر سعی همین کار رو انجام بدم که ماحصل کار طرحی است که خدمت شما تقدیم می کنم و امیدوارم از این تصویر استفاده کنید و ما را از دعای خیرتان بهره مند بفرمایید. ان شاء الله تعالی… برای دریافت تصاویر، یک صلوات برای تعجیل در ظهور زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بفرستید. صلوات خاصه رضا (ع) / روز زیارتی مخصوص رضا (ع) صلوات خاصه رضا (ع) / روز زیارتی مخصوص رضا (ع) برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید. صلوات خاصه رضا (ع) / روز زیارتی مخصوص رضا (ع) صلوات خاصه رضا (ع) / روز زیارتی مخصوص رضا (ع) برای دریافت تصویر در ابعاد اصلی روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید. برای دریافت فایل لایه باز (psd) تصویر بالا اینجا کلیک کنید. هر گونه استفاده از تصاویر (در قالب بنر ، پوستر و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ ی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست. یا علی مدد تحمیل لطمیات الحاج باسم الکربلائی 2013 , جمیع القصائد الحسینیه للرادود باسم الکربلائی لشهر محرم 1435هـ

تحمیل جمیع اصدارات الملا باسم الکربلائی 2014


تلک الصرخه

http://www.gulfup.com/?b3rrne

یا الغریبه

http://www.gulfup.com/?i02x5e

تسرح عیونی

http://www.gulfup.com/?ipoxep

انت شاعریتی

http://www.gulfup.com/?if9aue

. ما جهان را به فهم شهادت دعوت می کنیم رابطه من با تو، با همه فرق می کرد. من بر خط عشق حرکت می . تو معشوقی بودی که من با همه عشق مان برایت جان می دادم. تو جان بودی و من جهان را بر آشفتیم. هرچه از لبانت می تراوید برای من حکم واجب عینی داشت که حتما باید عمل می شد. من امر تو را به ایمان می پذیرفتم و فرقی بین مولوی و ارشادی قائل نبودم که هر امر تو . یالطیف آنجا که عشق و مستی گیرد عنان هستی با غم توان شکفتن بی بال و پر پ «موج در موج، محمد علی خسروی» . . . بدان که هر چیزی را کاری است از اعضای آدم؛ دیده را دیدن و گوش را شنیدن؛ کار دل عشق است... تا عشق نبود بی کار بود....!! «السوانح فی العشق؛ شیخ احمد غزالی» گفتند: چهل شب حیاط خانه ات را آب و جارو کن... شب چهلمین، خضر خواهد آمد. چهل سال خانه ام را رُفتم و روییدم و خضر نیامد. چون فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم...

گفتند: چله نشینی کن. چهل شب خودت باش و خدا و خلوت. شب چهلمین بر بام آسمان برخواهی رفت و...
و من چهل سال از چله بزرگ زمستان تا چله کوچک تابستان را به چله نشستم، اما هرگز از بلندی بویی نبردم. چون از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کرده ام...
گفتند: دلت پرنیان بهشتی است. خدا عشق را در آن پیچیده است. پرنیان دلت را واکن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود... نشد!!!... تازه دانستم بی آن که باخبر باشم، از دلم چهل تکه ای برای خودش دوخته است.

به اینجا که می رسم، ناامید می شوم، آن قدر که می خواهم همه سرازیری جهنم را یکریز بدوم.
اما فرشته ای دستم را می گیرد و می گوید: هنوز فرصت هست، به آسمان نگاه کن!! چه خوبست که تو ...!!! عرفان نظرآهاری بعضی وقت ها صبح اول وقت به یاد باران و بوی نم خاک که می افتم، احساس می کنم فرسنگ ها از جایی که باید باشم، دورم... زندگی است دیگر، گاهی هم دلم حتی برای صبح های شلوغ و ترافیک و چیزهایی که هیچ وقت حوصله اش را نداشته ام تنگ می شود! بعضی از آدم ها را خیلی دوست دارم به خاطر تلنگرهایی که گاه گاه می زنند... چندی پیش دوستی می گفت: بهتر است از قلبت پیروی کنی البته اگر آن را بی . اگر نمی توانی آن را بی ، صرفاً بالا و پایین بپَر قلبت چنان خواهد تپید که امکان ندارد جای آن را پیدا نکنی... من را نشناخته بود... نمی دانست این روزها دل ب از بعضی چیزها برایم در حکم جهاد اکبر است... مدتی هست که می خواهم بی لکنت بگویم «رَبّ السِّجنُ أحبّ إلیّ مِمّا تَدعوُنَنی إلیه...» نمی شود...! این را که گفتم خیال نکن حرف ساده ای بود... یا حتی خیال نکن نشسته ام دوباره پایِ درس که یادم بیاورد آنچه را نمی دانم و نیاموخته ام... آدم است دیگر... همیشه خیال می کند فرصت هست و بعد یک لحظه به خودش می آید و می بیند که هر چه فکر می کرده؛ نه آنی شد که می خواست و منتظرش بود و نه آنچه باید... یک وقت هایی نوکِ پا، نوکِ پا راه میروی که خیس نشوی... یک زمان هم همه دار و ندارت را به آب میزنی!... دل به دریا میزنی...
من فقط می خواستم آن طور که در وجودم هستم زندگی کنم، چرا این کار آن قدر مشکل است؟ پی نوشت: معشوق که تـــــــــــــو باشی
عاشق بــودن خوب است
فقــط کافیست پای تـــــــــــو در میــان باشد
نمیدانی برای تـــــــــــو بنده بودن چه کیفی دارد!! حتما در این دنیا جـــایی هـسـت
که لحظه ای به دور از هیاهو
من و تـــو؛
مـــــا شویم
حتما باید چنین جــــایی باشـد...!! پی همان پی نوشت: م آن لحظه که مشتاق به یاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد... حرف دل: جالب است ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته جز احوالم!! (حسین پناهی) راز نوشت: کَتَبَ علَی نَفسِه الرَّحمة، بس است تا ساعت ها بین ی... فرخنده بادا هر چه... عشق هر چه پنهان تر، پاک تر و زلال تر!! بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا الی ها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَیات لِقوْم یَتَفَکَّرُونَ. و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش ی د، ودرمیانتان مودّت ورحمت قرار داد. این نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند! سوره روم، آیه 21 و این جا آغاز عاشق شدن است. جایی که مرز بین عشق و هوس را می توان فهمید. گاهی برای رسیدن، باید همدل شوی با دلی. باید دل به دریای خواستن بزنی. نیمه گمشده که نیست، تمام توست... باید تمامت را خدا به تو هدیه کند. گاهی بعضی از لحظه ها خوش طعم می شود ! وقتی شیرین، عشقبازی می کند با دل فرهاد، وقتی ماه بانویی،لبیک می گوید به قلب یار برای هم دل شدن. باید در طول سفر حواسمان به این طعم شیرین خواستن باشد.! تا تلخش نکند نگاه سنگینی که غبار دلتنگی بنشاند بر چهره یار. باید تا آ نفس به نفس، باهم بدویم. وقتی یک دل شدیم دیگر چهاردیواری کوچکمان میدان مسابقه برد و باخت نیست، با هم دویدن تا ته دنیاست، دست در دست هم عاشقانه قدم زدن زیر بار سنگین مسولیت هاست. دل که دادی دیگر باید بی دل بی دل شوی ! آفتاب گردان شوی! باید صبح به صبح محو رخ آفتابت شوی .... اصلا صادقانه بگویم " باید عاشق شوی " همسر هدیه ای است از جانب خدا که قیمت دوست داشتنش را، با هیچ الماس گرانبهایی نمی توان ید، مگر با دل. و با هیچ مهری نمی توان مهریه دوست داشتنش را داد. باید جان را دو نیم کرد، نیمش برای تو ، نیمش برای من ... و آن گاه یکی شد. " این است قرار تمام دوست داشتن های دنیا " حالا آغاز فصل بهار زندگی ماست باید گل های احساستمان شکوفه کند و خنکای نسیم محبتمان، روحمان را نوازش کند. باید دیگر سبزترین روزهای دنیا را رقم بزنیم... زن و مرد اگر خ باشند می توانند یکدیگر را " السابقون السابقون " کنند. بسم الله بگوییم و بلند شویم ، این جا آغاز دوست داشتن است خداوندا از این آرامش که سالها انتظارش را می کشیدم سپاسگذارم شکرالله شکرالله شکرالله **************** یک حدیث : خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :هر گاه ى ازدواج کند ، نصف دین را کامل کرده است و براى (حفظ) نصف دیگر باید تقواى خدا پیشه کند.کنز العمّال : 44403 منتخب میزان الحکمة : 252 یک سخن : محبت در ازدواج از احترام ایجاد می گردد. کتاب عقل و عرفان و سیری در زندگی محمد بهاری و محمد باقر بهاری کتاب «عقل و عرفان و سیری در زندگی شیخ محمد بهاری و شیخ محمدباقر بهاری» تألیف سید محمد اصغری، عضو هیئت علمی تهران، به همت انتشارات اطلاعات منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، این کتاب در دو بخش تنظیم شده است؛ بخش اول در وادی عقل و عرفان نام دارد که خود به چه. مجموعه: دنیای بازیگران

 رضا دلاوری,بیوگرافی رضا دلاوری,ع های جدید رضا دلاوری رضا دلاوری بازیگر سینما و تلویزیون   بیوگرافی رضا دلاوری:   رضا دلاوری  زمینه فعالیت: بازیگر
تولد: 17 مرداد 1355 تهران
ملیت: ایرانی
فرزندان: دیار دلاوری
مدرک تحصیلی: دیپلم علوم تجربی    رضا دلاوری,تصاویر رضا دلاوری,ع های جدید رضا دلاوری   رضا دلاوری و دخترش دیار    بیوگرافی کامل رضا دلاوری:
رضا دلاوری متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۵ در یک خانواده ۵ نفره در تهران به دنیا آمده و اولین فرزند خانواده است. رضا دو برادر کوچک تر از خود به نام های احسان و اشکان دارد. پدر رضا دلاوری بازنشسته نیروی هوایی و مادرش هم دبیر ریاضی هستند.
رضا دلاوری دارای مدرک تحصیلی دیپلم تجربی است. موسیقی سنتی کار کرده و همچنین در زدن تنبک و سه تار مهارت دارد. رضا بازیگری را در دوران دبیرستان با شرکت در تئاترهای مدرسه شروع کرد و اوا ۷۳ توسط یکی از دوستانش به تئاتر شهر معرفی شد تا نمایشی را به اسم ((العشق به قوت العشق)) برای آموزش و پرورش منطقه ۱۰ کار کند.
اما این نمایش در بازبینی رد شد و به اجرا نرسید و چند سال بعد اجرا شد که این دفعه رضا در تیم شان نبود. در همان سال ۷۴ بود که اولین کار تصویری اش را انجام داد که در واقع یک کلیپ موسیقی ساخته مسعود آب پرور بود و از طریق ایشان به دفاتر دیگر معرفی شد و بالا ه کار خود را با سریال مهر خوبان و ترور شروع کرد.    رضا دلاوری,تصاویر رضا دلاوری,بیوگرافی رضا دلاوری   رضا دلاوری و شاهرخ است ی   گفت و گو با رضا دلاوری و همسرش الهام مرادی: بازی های رضا دلاوری و دخترش دیار: رضا دلاوری: دیار در خانه بیشتر با من بازی می کند تا مادرش. بعضی وقت ها با هم ساز می زنیم و می خوانیم. جالب اینکه من برای تمرین یکی از نقش هایم مدتی در اتاقم آهنگی کردی را می خواندم و دیار بدون آنکه کنار من حضور داشته باشد این آهنگ را یاد گرفته بود و می خواند.

برایش کتاب زیاد می خوانم و چیدن پازل بازی مورد علاقه ماست. البته کشیدن نقاشی و تماشای و کارتون هم جزو برنامه همیشگی مان است. من به ورزش بو علاقه دارم و برای دیار هم دستکش بو یده ام و با هم بو بازی هم می کنیم. (می خندد)

دیار دلاوری: خیلی دوست دارم با بابا بازی کنم. بو بازی را خیلی دوست دارم. کارتون تماشا و آواز خواندن را هم دوست دارم. کارتون فروزن را از همه بیشتر دوست دارم.

زندگی با یک  بازیگر سخت است
الهام مرادی: اگر با همسرتان هم حرفه نباشید، منظورم همسری است که بازیگر باشد، خب، واقعا زندگی به خصوص در سال های اول کمی سخت است. در ابتدا از توجه مردم به همسرم و اینکه مدام هر جا می رویم زیر نگاه کنجکاو مردم باشیم خوشم نمی آمد و به آن عادت نداشتم اما الان دیگر به این موضوع عادت کرده ام و می دانم این هم بخشی از شغل همسرم است.

بخش دیگری از سختی ها، نداشتن شرایط مالی ثابت و مطمئن برای بازیگر است. همچنین این حرفه شرایط کاری سخت و زمانبری دارد.

گاهی صبح خیلی زود از خانه خارج می شود و نیمه شب برمی گردد و اگر هم این میان وقتی داشته باشد به باشگاه ورزشی می رود چون به خاطر شغلش باید همیشه بدنی آماده و ورزیده داشته باشد. خلاصه دشواری های زندگی با یک بازیگر کم نیست. (می خندد)    رضا دلاوری,ع های رضا دلاوری,بیوگرافی رضا دلاوری   رضا دلاوری، مهدی پاکدل و شاهرخ است ی
فرزند دار شدن شبیه و قابل مقایسه با هیچ حس دیگری نیست
رضا دلاوری: من فکر می کنم هیچ مرحله ای در زندگی نیست که مانند بچه دار شدن باشد. بعضی از احساسات ممکن است شبیه هم باشند و شما قبلا تجربه کرده باشید

اما فرزند دار شدن شبیه و قابل مقایسه با هیچ حس دیگری نیست و هرچقدر هم برای ی که هنوز صاحب فرزند نشده این حس را تعریف کنید و او هم در جواب بگوید« درک می کنم » باز هم مطمئن باشید تا خودش این حس را تجربه نکند به درک درستی هم نخواهد رسید.

حس عاشقانه و حس مسوولیتی که نسبت به فرزند دارید نسبت به هیچ چیز و هیچ شخص دیگری ندارید و آنقدر این حس قوی است که می توان ادعا کرد زندگی را به دو بخش قبل و بعد از تولد فرزند تقسیم می کند.

حس پدر و مادر شدن
الهام مرادی: همان طور که همسرم اشاره د حس مادر یا پدر شدن تا برای ی پیش نیاید به درستی آن را درک نخواهد کرد. من تازه می فهمم وقتی یک مادر می گوید فرزندم همه زندگی ام است یعنی چه.

چون الان دیار همه زندگی من است. یک دوستی داشتم که می گفت: « هر وقت خواستی خودت رو فراموش کنی بچه دار شو» و حالا مفهوم آن جمله را درک می کنم چون اولویت زندگی ام دخترم است؛

مثلا من تا پیش از تولد دیار اهل ورزش بودم ولی به خاطر دخترم خیلی از علایقم را کنار گذاشته ام و به کارها و کلاس های او می رسم.    رضا دلاوری,ع های رضا دلاوری,تصاویر رضا دلاوری  دیار دلاوری دختر رضا دلاوری
دوست داشتم دختر دار شوم
رضا دلاوری: من خواهر نداشتم و دختری در خانه مان نبود؛ به همین خاطر دوست داشتم فرزندم دختر باشد. فکر می کنم اکثر آقایون دوست دارند دختر داشته باشند و من هم وقتی فهیمدم فرزندمان دختر است خوشحال شدم.

البته معتقد بودم فرقی ندارد و مهم سالم بودن بچه است و در صورتی که پسر هم بود خوشحال می شدم ولی با دختر دار شدن خوشحال تر شدم. (می خندد)

نوزاد زیبای ما
رضا دلاوری: روزی که دیار به دنیا آمد پشت در اتاق عمل منتظر بودم تا اینکه صدایم د و نوزادی را روی تخت کوچکی نشانم دادند که خیلی کوچک و شبیه عروسک بود.

اولش فکر با من شوخی می کنند چون نوزاد کوچولو لب های قرمز و لپ های صورتی داشت و درست شبیه یک عروسک بود. حس جا خورده بودم و پرسیدم: «خودش کجاست؟ دخترم کجاست؟ »

و پرستار جواب داد: « همین دخترتونه دیگه! » (می خندد)  در بیمارستان همه می گفتند چه نوزاد قشنگی و حتی رئیس بیمارستان هم وقتی با ایشان صحبت گفتند: « شنیدم دخترتو خوشگل ترین نوازدی هست که امروز به دنیا اومده.»

ولی من با خودم فکر می خب، همه نوزاد ها شبیه هم هستند؛ مگر چه فرقی دارند؟ تا اینکه به اتاق نوزاد ها رفتم و متوجه تفاوت چهره ها شدم.

تا قبل از به دنیا آمدن دخترم، نوزاد ها را دورادور دیده بودم و به نظرم همه شبیه هم بودند اما آن روز با دقت بیشتری به چهره هایشان نگاه . البته همچنان فکر می کنم همه نوزاد ها وقتی به دنیا می آیند خیلی زیبا و دوست داشتنی هستند.

دوست داشتم اسم دخترم تک باشد
رضا دلاوری: پیش از به دنیا آمدن دخترم یک سری اسم که با دال شروع می شوند انتخاب کردیم و دوست داشتیم اسمش با نام فامیلی اش هماهنگ باشد.

همچنین دوست داشتیم دخترمان نامی متفاوت و تک داشته باشد. همسرم اسم دیار را شنیده بود و به نظر من هم زیبا آمد. ضمن اینکه « دیار دلاوری » سر هم خیلی خوش معنا می شود.

به این نکته هم توجه داشتیم که بعضی اسم ها در کودکی با مزه و زیبا هستند ولی در بزرگسالی وقتی پیشوند آقا یا خانم کنارشان قرار می گیرد مضحک می شوند.

دختر کم توقع ما
رضا دلاوری: دیار اصلا از آن دسته بچه هایی نیست که مرتب به ما بگوید فلان چیز را ب . حتی تا همین اوا با اینکه همه دوستانش تبلت داشتند او از ما نخواسته بود برایش تبلت ب یم و خودمان برایش تهیه کردیم.

گاهی که برای بازگرداندنش از کلاس زبان دنبال او می روم در مسیر می پرسم چیزی دوست دارد برایش ب م؟ یا دوست دارد برویم چیزی بخوریم؟ اما معمولا می گوید نه. البته چون علاقه به دوغ در ما ارثی است گاهی می گوید: « مرسی یه دوغ کوچولو فقط. » (می خندد)

الهام مرادی: اگر هم چیزی را دوست داشته باشد معمولا مستقیم نمی گوید؛ مثلا در مورد تبلت هم پرسید:« مامان تبلت چیه؟ چطوری باهاش بازی می کنن؟ » این طوری شد که من و پدرش متوجه شدیم دوست دارد تبلت داشته باشد.

دخترم بابایی است
الهام مرادی: من به نظم و دیسیپلین معتقدم ولی همسرم با دیار برخورد منعطف تری دارد؛ به همین خاطر دخترمان بابایی شده. (می خندد)

رضا دلاوری: دیار زمان بیشتری را در کنار مادرش است و با او احساس راحتی بیشتری دارد. ممکن است کاری را من با یک نگاه از او بخواهم و انجام دهد ولی چون با مادرش خودمانی تر است همان کار را پشت گوش بیندازد.

وقتی تلویزیون  ال ای دی ما خط خطی شد
رضا دلاوری: دیار نزدیک به شش سال دارد اما من به یاد ندارم در این مدت که خدا او را به ما داده در خانه ابکاری کرده باشد. اتفاقا خانه ما پر است وسایل ش تنی و… حتی خود من وقتی راه می روم می ترسم این وسایل بیفتند و بشکنند اما دیار تا به حال چیزی را نش ته یا روی دیوارها نقاشی نکشیده و کلا اهل این طور شیطنت ها نیست.

اما یک روز وقتی سه ساله بود من دیدم روی تلویزیون خانه کلی خط های عمیق افتاده و تعجب . از دیار دلیلش را پرسیدم و متوجه شدم وقتی من در اتاق بودم و همسرم در آشپزخانه، تلویزیون ی پخش کرده که در آن دختری که دم در خانه نشسته بوده توسط یک مرد در حال ربوده شدن بوده و دیار با چاقوی پلاستیکی اش سعی داشته از دختر کوچولوی داستان دفاع کند و روی دست مرد رباینده با چاقویش خط می کشیده است.

الهام مرادی: دخترم با بغض و ناراحتی این ماجرا را تعریف کرد و گفت: « آخه مامان؛ اون آقاهه می خواست نی نی رو از مامانش جدا کنه. »

 رضا دلاوری,ع های رضا دلاوری,بیوگرافی رضا دلاوری  دختر رضا دلاوری و دختر شاهرخ است ی
دختر مودب من
رضا دلاوری: بخشی از تربیت فرزند به تجربه برمی گردد. آنچه در اطراف می بینیم و البته تجربه شخصی خودم، چون با برادرم پانزده سال اختلاف سنی داشتم و تا حدودی خلق و خوی ک ن را می شناختم.

بخش دیگری هم مربوط می شود به مطالعاتی که دارم و توصیه هایی که مشاوران کودک می کنند و می توان در مقالات خواند. اما بخش عمده ای از رفتارهای هر فرد به ذات او بستگی دارد و به نوع تربیت والدین چندان وابسته نیست.

دختر مظلوم و معصوم بابا
دیار ژن مظلومیت و معصومیت و ادب را از مادرم به ارث برده است؛ مثلا وقتی خیلی کوچک بود بدون اینکه ما از او خواسته باشیم موقع عطسه و سرفه جلوی دهانش را می گرفت یا چند روز پیش که لوزه سومش را جراحی کردیم و با بی حالی ناشی از بی هوشی از اتاق عمل خارج شده بود گفت: « گلوم خشکه. میشه لطفا یه کم بهم آب بدید»

واقعا در آن لجظه از بچه ای که این قدر بی حال است و درد دارد، انتظار نمی رود تا این حد مودبانه صحبت کند ولی دیار ذاتا همینطور است.

من به یاد ندارم به دیار گفته باشم وقتی وارد جایی می شویم سلام کند چون خودش همیشه به محض ورود به افراد بزرگ تر و بچه ها سلام می کند.
دیار و پیشنهاد بازیگری
دیار دلاوری: شغل بابا را دوست دارم اما دلم نمی خواهد بازیگر شوم. موسیقی را بیشتر دوست دارم.

رضا دلاوری: دیار استعداد خواندن و استعداد موسیقایی دارد و ریتم و آهنگ را می شناسد. چند سال پیش آهنگ« چرا رفتی » آقای همایون شجریان را با صدای ک نه اش خواند و مهدی پاکدل آن را در صفحه اینستاگرامش گذاشت که به سرعت در شبکه های اجتماعی پخش شد.

عشق آهنگ های بنیامین بهادری
الهام مرادی: دیار عاشق آهنگ های بنیامین است و به زبان خودش به ایشان می گوید « بی نامین ». ما معمولا در ماشین حق نداریم آهنگ خواننده دیگری را گوش کنیم؛ مگر اینکه دیار به ما اجازه دهد بین آهنگ های به قول خودش « بنامین » یک آهنگ گوش کنیم؛ تازه به شرطی که حتما آهنگ بعدی باز هم بنیامین باشد. (می خندد)

جالب است بدانید نخستین بار که دیار را برای تماشای کنسرت بنیامین برده بودیم، در پشت صحنه بنیامین ما را دید و از شباهت دیار با دخترش بارانا تعجب کرد.   بیوگرافی رضا دلاوری,ع دلاوری
فعالیت های بازیگری رضا دلاوری: های سینمایی رضا رلاوری: عنوان سال ساختکارگردان چ ۱۳۹۲ ابراهیم حاتمی کیا فردا ۱۳۹۲ مهدی پاکدل روز روشن ۱۳۹۱ حسین شه مهتاب روی سکو ۱۳۸۹ فیما ی مخمصه ۱۳۸۶ محمدعلی سجادی عاشق مترسک ۱۳۸۲ مهدی نوربخش متولد ماه مهر ۱۳۷۸ احمدرضا درویش نفوذی ۱۳۸۷ احمد کاوری سایاب ۱۳۸۶ محمدعلی سجادی جنایت ۱۳۸۲ محمدعلی سجادی خودزنی ۱۳۹۰ احمد کاوری   های تلویزیونی رضا رلاوری: عنوان سال ساختکارگردان مهر خوبان  ۱۳۷۴ یوسف سیدمهدوی ترور -- -- فروغ بی پایان -- -- شن ها روی کف رودخانه -- -- قلب یخی ۱۳۸۹ محمد حسین لطیفی بگذار آفتاب برآید ۱۳۷۷ حسین مختاری آبی مثل دریا  ۱۳۸۱ ابوالقاسم معارفی آهوی ماه نهم  ۱۳۸۳ مسعود نو پایان نمایش  ۱۳۸۴ بهمن زرین پور ما چند نفر  ۱۳۸۵ فیاض بیداری  ۱۳۸۶ بهرام عظیم پور مختار نامه ۱۳۸۳ داود میرباقری بیدار باش ۱۳۹۱ احمد کاوری هوش سیاه ۱۳۸۹ مسعود آب پرور ساختمان ۸۵ ۱۳۸۹ مسعود آب پرور عملیات ۱۲۵ ۱۳۸۷ بهروز افخمی یادداشت های زن خانه دار -- -- زخم ۱۳۹۳ مسعود آب پرور کاراگاه علوی  ۱۳۸۶ حسن هدایت شب مهت نادر  ۱۳۸۰ نادر قدرت فتحی پریا ۱۳۹۵ حسین سهیلی زاده   تله های رضا رلاوری: عنوان سال ساختکارگردان سوپ تلخ ۱۳۸۷ حسین قاسمی جامی قهرمان ۱۳۸۷ یوسف سید مهدی عزیزی که ناپدید شد ۱۳۸۸ منوچهر هادی مرگ شاعر ۱۳۸۸ حسن هدایت "انتخاب سیاوش ۱۳۸۸ شاهین باباپور آنجا که زاده شدم  ۱۳۹۳ مسعود آب پرور آینه ای در غبار  ۱۳۸۹ ایمان افشاریان مرخصی ۱۳۹۱ مسعود آب پرور دنده مع ۱۳۹۱ حسن فتحی فقط بیست  ۱۳۸۹ مسعود کرامتی   بازی رضا رلاوری در تئاتر: عنوان تئاترسال ساختکارگردان شام با دوستان  ۱۳۹۲ آیدا کیخایی الو ببخشید...  ۱۳۷۷ سیروس همتی هفت کردار  ۱۳۷۹ هرمز هدایت قصیده بلند باران  ۱۳۸۰ حسین پارسایی برگریزان  ۱۳۸۱ سیروس همتی فرات  ۱۳۸۲ حسین پارسایی تنگنا  ۱۳۸۲ افشین هاشمی این کدوم پنج شنبه است؟ ۱۳۸۳ حمیدرضا آذرنگ زنی که تابستان گذشته رسید ۱۳۸۳ سیما تیرانداز تئاتر اجباری  ۱۳۸۳ حسین کیانی سراب  ۱۳۸۳ حسین پارسایی تکیه ملت  ۱۳۸۴ حسین کیانی مرگ دستفروش ۱۳۸۴ اکبر زنجانپور دن کامیلو ۱۳۸۴ کوروش نریمانی آب مرا قصه کرد  ۱۳۸۴ عباس زمستان ۶۶ ۱۳۷۵ محمد یعقوبی شوایک  ۱۳۸۵ کوروش نریمانی سکوت میراث تبار من است  ۱۳۸۵ علیرضا اولیائی همسایه آقا  ۱۳۸۵ حسین کیانی دخترک و مرد مرده -- چیستا یثربی شب مهت ۱۳۸۰ نادر قدرت فتحی دایره -- سیروس همتی انتظار  -- سیروس همتی دختر گل فروش -- پروانه مژده آبگوشت زهرماری  ۱۳۸۰ آرش آبسالان حسن سنتوری ۱۳۷۹ معصومه تقی پور هملت ۱۳۸۱ مجید جعفری آنتیگونه  ۱۳۸۱ مجید جعفری باغ وحش شیشه ای -- -- مردی برای تمام فصول  ۱۳۹۳ بهمن فرمان آرا اهل قبور ۱۳۸۸ حسین کیانی بیداری خانه نسوان ۱۳۸۷ حسین کیانی کابوس های پیرمرد خائن ترسو  ۱۳۸۷ نادر برهانی مرند ماچیسمو  ۱۳۸۷ محمد یعقوبی داستان پلکان ۱۳۸۸ رضا گوران آوازیک  ۱۳۸۶ پانته آ بهرام آنتیگونه ۱۳۸۱ مجید جعفری    بیوگرافی رضا دلاوری,ع دلاوری   رضا دلاوری    جوایز رضا دلاوری دریافت جایزه اول بازیگری برای نمایش”شب مهت “ از جشنواره دفاع مقدس و دریافت دیپلم افتخار برای نمایش خیابانی”فجر“ علاوه بر این ها سه کلیپ موسیقی به نام های مثنوی شهادت, مسافر و کاری از مجید اخش که به خاطرش جایزه گرفت.   تصاویر دلاوری ع های رضا دلاوری, رضا دلاوری,بیوگرافی رضا دلاوری جدیدترین ع های رضا دلاوری   بیوگرافی رضا دلاوری,ع دلاوری ع رضا دلاوری   بیوگرافی رضا دلاوری,ع دلاوری ع های رضا دلاوری    بیوگرافی رضا دلاوری,ع دلاوری ع رضا دلاوری گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته

از بازیگران بیشتر بدانید (تصاویر) نیکی کریمی در "شام با دوستان"


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] شرح مختصری بر نی نامه مثنوی معنوی
مولوی               

 تحمیّدیه
سنتی پسندیده از گذشتگان ماست که سر آغاز آثارشان را با حمد و ستایش الهی بنا
نهاده اندو هر دم به زبانی صفت حمد دوست را گفته اند : یکی می فرماید : «ای نام تو
بهترین سر آغاز» و دیگری می سراید : «به نام خداوندجان و د» .