ب شت خ ا گ د باشد ب د خ ا د گ د ب شت شد است خ ا د ب د خ ا کرد

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب شت خ ا گ د باشد ب د خ ا د گ د ب شت شد است خ ا د ب د خ ا کرد : معلم! ی خسته جان و پلاسیده باشد که روزی سه نوبت کلاسیده باشد ی خویش را چون معلم لقب داد به هر ساز باید که یده باشد و شرمنده در پیش اهل و عیالش و از موجر خود هراسیده باشد و باید در این روزگار گرانی سر برج هم آس و پاسیده باشد و از دست شاگردهای عزیزش سرش مثل من خوب طاسیده باشد معلم عزیز است پیش رئیسان به شرطی که چون ماست ماسیده باشد شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد؟
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاک باز باشد
به کرشمه ی عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گ. بگذار که این باغ، درش گم شده باشد گل های ترَش، برگ و برش، گم شده باشد جز چشم به راهی، به چه دل خوش کند این باغ؟ گر قاصدک نامه برش گم شده باشد باغ شب من کاش درش بسته بماند ای کاش کلید سحرش گم شده باشد بی اختر و ماه است دلم؛ مثل ی که صندوقچه ی سیم و زرش گم شده باشد شب تیره و تار است و بلادیده و خاموش انگار که قرص قمرش گم شده باشد چاهی ست همه ناله و دشتی ست همه گرگ خواب پدری که پسرش گم شده باشد آن روز تو را یافتم افتاده و تنها در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد پیچیده شمیمت همه جا، ای تن بی سر! چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد شاعر: سعید بیابانکی یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد؛
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد؛
یک دست میتواند یاریگر یک انسان باشد؛
یک واژه میتواند بیانگر هدف باشد؛
یک شمع میتواند پایان تاریکی باشد؛
یک خنده میتواند فاتح دلتنگی باشد؛
امید میتواند رافع روحتان باشد؛
یک نوازش میتواند راوی مهرتان باشد؛
یک زندگی میتواند خالق تفاوت باشد؛
ام. شیراز باشد، بهار باشد، عطر بهار نارنج باشد، پیاده روهای پرخاطره ی ارم باشد، فالوده و لیموی تازه باشد،... حتی غروب اش هم بهشت است. یادمان باشد که ما
تقدیر سازِ لحظه ها هستیم ماجرایِ دیگری از قصّه ای پُر ماجرا هستیم
یادمان باشد
یادمان باشد،،
یادمان باشد که ما آغازِ خود،
پایانِ خود باشیم
تابشِ خورشیدِ خود،
در بارشِ بارانِ خود باشیم یادمان باشد یادمان باشد،،
یادمان باشد که هر تصویرتقدیری ست یادمان باشد که هر تقدیر،تصویری ست می شود ،تص. این خانه اگر قرصِ قمر داشته باشد، یک ماهِ سرآسیمه اگر داشته باشد، از پنجره ماه آمده باشد به تماشا، دیوار ـ سوی باغچه ـ در داشته باشد، دنیای برآشفته ام آرام بگیرد، بر مویش اگر گیره سر داشته باشد... می نوشم و می غرّم اگر در دلِ سنگش این نعره مستانه اثر داشته باشد می میرم اگر باغچه خانه ما را بوی نفسش ی ره برداشته باشد صیدی است که شایسته . گل شمّه ای از آیۀ تطهیر تو باشد
گر آینه در آینه تکثیر تو باشد

خود کیستی ای سورۀ کوثر که حسینت
تا کرب وبلا رفت که تفسیر تو باشد

بر سفرۀ نان و نمکت دست علی هم
برداشت نمک را که نمک گیر تو باشد...

در آب به تصویر ی زل زده عباس
عشقش فقط این است که تصویر تو باشد

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس
عالم همه در گردش تقدیر تو. جنگ یک ج تناسب بود، تا جوابش همیشه این باشد: پدرم ضرب در چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد عده ای را ضریب منفی داد، عده ای را به هیچ قسمت کرد تا هر آن که سوء نیت داشت تا ابد زیر ذره بین باشد یک نفر فکر آب و خاک که نه! در پی نان و آب بود از جنگ خطر جبهه را ید به جان تا پس از جنگ، خوش نشین باشد! یک نفر فارغ از معادله ها بی خیال تمام مشغله ها روی . یادم باشد، مردم دشمن چیزهایی هستند که به آن علم ندارند. یادم باشد، دلی را نشکنم شاید خانه ی خدا باشد. یادم باشد، درباره ی آنچه که نمی دانم نظری ندهم،کافیست بگویم که نمی دانم! یادم باشد، مهربان باشم با همه مردم شهر و فراموش کنم هرچه گذشت. یادم باشد، فردا به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم. یادم باشد، یک رنگ بمانم، حتی اگر در دنیایی هستم . حرامم باشد
اگر با داشتن عشقی چون تو
اگر بعد از دل بستن به تو
چشمانم جای دیگر چرخیده باشد
دلم حوالی دلی دیگر دل دل کرده باشد
قلبم تپش هایش برای غیر تو بوده باشد
ذهنم ی غیر تو را مرور کرده باشد

حرامم باشد
یادت نرود
من از سر عشق با توام
آ تو نمیدانی
آدم یکی مانند تو را داشته باشد
دیگر حواسش جای دیگری نمیرود

سیما خانی دلم می خواهد ی باشد که مرا بلد باشد.. بلد بودن، مهم تر از عاشق بودن یا حتی دوست داشتن است..   ی که تو را بلد باشد، با تمام پستی بلندی هایت کنار می آید می داند کِی سکوت کند کِی کی نگاهت کند کِی سرت داد بزند و کِی در اوج عصبانیت، محکم در آغوشت بگیرد   کاش ی باشد که مرا بلد باشد..   باید که ز داغم خبری داشته باشد ، هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد ! حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد ! آویخته از گردن من شاه کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد سردرگمی ام داد گره د. می شود سخت ترین مساله آسان باشد
پشت هر کوچه ی بن بست خیابان باشد!

می شود حال بدِ ثانیه ها خوب شود
شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد

گیرم این عشق -که آتش زده بر زندگی ات-
بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد!

گیرم این دفعه که برگشت، بماند...نرود!
گیرم از رفتنِ یکباره پشیمان باشد

بعد شش ماه به ویرانه ی تو برگرد. ی که شاهد عشق عجیب من باشد،بعید نیست که به فکر فریب من باشد
بعید نیست نخواهد که ما به هم برسیم، و گریه سهم نگاه غریب من باشد 
کدام دختر این شهر جز تو لایق بود،که ه ن دل نانجیب من باشد
خدا همیشه به دیوانه ها حواسش هست، گذاشت  سرخترین سیب، سیب من باشد 
حسود نیستم اما ی به غیر خودم، غلط کند که بخواهد رقیب من باش. این شعر باید بی نهایت ساده باشد حتی اگر هم از دهان افتاده باشد شیری که بنشیند فقط آهو ببیند شاید دلش را به نگاهی داده باشد مثل نگاه مادر پیری که هر روز چشمی به در، چشمی به چاک جاده باشدŒ هر روزِ من در انتظاری تلخ مرده است باید مرا با درد مادر زاده باشد از درد گفتم شعر یعنی اینکه باید شاعر برای دردها آماده باشد حتی اگر از شعر خیری هم ند. چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما ب د و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

اگر از ی. باید یکی باشد که وقتی " ذوق ذوق" ـی سریع گوشی ات را برداری برایش ذوق هایت را مسیج کنی.. و او هم به جای ت ت دادن زنگ بزند .. باید یکی باشد که لباسهایت به سلیقه ی او باشد .. باید ی باشد تا نصف پاستیل هایت را برای او نگه داری.. باید ی باشد که وقتی مسافرتی مدام اس بزند " پس کی میای ؟ مواظب خودت هستی؟ " یا حتمـاً بدهی روبان پشت لباس هایت را او ببندد . در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است شمع دورش چندتا پروانه باشد بهتر است گنبدت مال همه باب الجوادت مال من جای من پشت در میخانه باشد بهتر است من که هر بار آمدم اینجا گنه کار آمدم توبه هم قولش اگر مردانه باشد بهتر است اشک میخواهم ز تو، دریای فبک للحسین رزق من از جام سقاخانه باشد بهتر است صبح م هر ی دنبال یاری می دود یار ما باشد اگر شاه اسان بهتر است ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی .
گفتی که «از آن باشد» گفتم که «از این باشد»
یک نکته ی بی معنی گفتیم و همین باشد

هرگز ندهندش زن در کوچه و در برزن
مانند رضازاده هر که وزین باشد

در کار گلاب و گل گفتند که «حُکمت چیست؟»
گفتم که «همین خوب است، بگذار همین باشد»

پیراهن ما را هم از پشت، ی جر دارد
من فکر کنم کارِ ِ لعین باشد

خلقی شده گمر. به نام خدا *یادم باشد های زندگی* یادم باشد زندگی را دوست بدارم. یادم باشد قلب ی را نشکنم . یادم باشد زمان بهترین است.یادم باشد عشق کیمیای زندگی است . یادم باشد هیچ وقت پل های پشت سرم را ویران نکنم . فکر کن موی تو در باد پریشان باشد/ جاده و منظره و نم نم باران باشد پا به پای من دیوانه بیایی برویم/ اختیار دست خیابان باشد بی گمان سخت ترین حادثه مرگ است، ولی/ می شود مرگ در آغوش تو آسان باشد می شود کافر از عشق تو مسلمان بشود/ یا که کافر بشود هر که مسلمان باشد شهر پر می شود از شاعر و دیوانه ، فقط/ فکر کن موی تو در باد پریشان باشد (نیما شکرکر. در زندگی هر باید یک نفر باشد...
مرد و زن بودنش مهم نیست...
فقط باید یک نفر باشد...
یک آدم...
یک دوست..
یک همدم...
یک رفیق...
یک نفر که جویای ح باشد...
که نگرانت باشد...
که تو را بهتر از خودت بشناسد ....
یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی حالم بد است...
شنیدن همین یک جمله کافیست تا کار و زندگی اش را تعطیل کند..
و به سرعت باد خودش را ب. فقط گفتم غزل یک شب اگر مهمان من باشد
کجا گفتم چو عزرایل بلای جان من باشد دراین آغیل همه چیز چون نتیجه انتخابات است
چنان تلخ است وتند است گویی مرچ نان من باشد فقط یک خواهش دل بود واصلا جبر و اکرا هی
چه لبیکی که گویا ممنون احسان من باشد شتاب هرگز نخواهم زین به بعد تا عمر من باقیست
اگر" شوله " تیار هم روی دستر خوان من باشد ادامه . حافظ
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد..

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد..

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو و نی خیر تو در این باشد..

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد..

جام می و خون د. سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت خنده بر روی لبت ی ره باشد کافیست فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟ بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است خواستی بسته شود پنجره؟ باشد....کا. مادرم گفت عروسم شکلاتی باشد لهجه اش مثل خودت خوب ودهاتی باشد مادرم گفت مبادا زن ارزان ب ی اونمی خواست عروسش صلواتی باشد عشق راخوب بفهمد وبغل را زن قشنگ است اگرعاشق ذاتی باشد اهل موسیقی ومنطق... وسیاست هم ...ای فلسفه خوب بداند،تله پاتی باشد همچنین خوب بداندکه قفس یعنی مرگ در دلش عشق به پرواز حیاتی باشد مادرم گفت که زن هدیه دلچسب خداست . کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد!
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل!
شاید که چو و نی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به ی دادند
در دایره قسم. یادم باشد حرفی نزنم که به ی بر بخورد، نگاهی نکنم که دل ی بلرزد
وخطی ننویسم که آزار دهد ی را !
یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر، وجواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم!
یادم باشد باید فریادی داشته باشم از جنس سکوت و برای سیاهی ها نور بپاشم!
یادم باشد از چشمه، درسِِ وش بگیرم و از آسمان، درسِ پـاک زیستن!
یادم باشد سنگ . بیستون یار من آنجاست حواست باشد
او نشان کرده ی اینجاست حواست باشد

یار من موی سرش قیمت صد شیرین است
قصه اش قصه ی لیلاست حواست باشد

گر چه بدجور ش ته ست دل تنگ مرا
همچنان شاه غزل هاست حواست باشد

حرف یک عشق قدیمیست که برع شده
درد من درد زلیخاست حواست باشد

آنچه فرهاد نوشته ست به روی تن تو....
شرح یک روز غم ماست حواست ب. هر چند از تو خاطرم آزرده باشد
بگذار لبخندت دلم را بُرده باشد

مثل لبِ دریا عطش می آوَرَد باز
عشقی که آب از بوسه هایت خورده باشد

وقتی سرت بر شانه ام باشد غمی نیست
بگذار عشقت خنجری بر گُرده باشد

فرقی ندارد آشیانی هست یا نه
در چشم گنجشکی که جفتش مُــرده باشد

آیینه در آیینه...در آیینه ها...تو....
نشکن! فقط بگذار مات م ب. به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من مگری و مگو دریغ دریغ به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور جمعیت جنان باشد فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد تو را غروب نماید ولی شروق بود لحد . دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد ی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد سر اول وقت حاضر شو شاید ا ین دیدارت باشد در زمین باید باشد
باید ی باشد
برای دوست داشتن
ی باشد که وقتی تمامت را گوشه ای گم می کنی
بیاید؛پیدایت کند... یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که ی را آزار دهد. یادم باشد: که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست ،یادم باشد: جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم .یادم باشد: برای سیاهی ها نور تبپاشم .یادم باشد: از چشمه ، درس وش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن. یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم ل. مگر میشود از عشق، همین سهم ما باشد! همین یک گریه ی خاموش، فقط آواز ما باشد! در این شهر خمار آلود ، من و این رنج تنهایی چه فرقی میکندوقتی،که او فکر خودش باشد! من از دنیا چه میخواهم ، فقط یک جرعه آرامش چرا دنیا نمی خواهی ، نگاهش مال من باشد؟ شعری که قرار است نمک داشته باشد
پیدا است که باید متلک داشته باشد در مصرف رندانه کک قائده داریم
هر پاچه قرار نیست که کک داشته باشد وقتی که خودش داشته ما کار نداریم
خب داشته اصلا به درک داشته باشد لبخند یکی از تبعاتی است که در طنز
می آید تا خنده محک داشته باشد آدم چه نیاز است بخندد وسط جمع
وقتی که لبش نیز ترک داشته باشد ایک. خیلی از مردم میگن !!!! بابا دلت پاک باشد . دل پاک باشد ، کافی است ! جواب به این اشخاص که پاکی دل رو ملاک خوبی و بهشت میدونند اینه : آن که تو را خلق کرده است ، اگر فقط دل پاک کافی بود فقط میگفت :[ آمنوا] در حالیکه گفته : [آمَُنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات] یعنی هم دلت پاک باشد ، هم کارت درست باشد . اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی شود ..
واقعا عاشق خودش باشی واقعا عاشق تنت باشد...... روبروت گلوله و باتوم پشت سرت خنجر رفیقانت
........
بعد در راه دوست جان بدهی دوستت عاشق زنت باشد
........
توی دنیای دوست داشتنی
بهترین دوست دشمنت باشد پرتگاهی به نام مقصد راه آهنت باشد
....
جام سم تو دستان لرزانت تیغ هم روی گردنت باشد خسته از انقلاب و فندکی در میاوری شاید هجد. تنم تبدار و رنگم زرد باشد دلم جای هزاران درد باشد غروب ها وقتی غریبی هوای بی ی ها سرد باشد چه دانستم که در ذهن خیابان تردد روزهای فرد باشد بنازم روزگارم را، ...که نامرد به هر عهدی که بندد مرد باشد همان بهتر که در حسرت بمیرد هران نزد عشقش طرد باشد به شب کوری دچار آید شدیدأ اگر پروانه ای شبگرد باشد خداوندا عسل با لحظه هایش بدور از تندباد . ...خطبا با دفاع از فردی که برداشته شده ، مسوول جدید را دشمن خود تصور نکنند چرا که اگر خطیب در جایگاه مقدسی قرار داشته باشد باید در نظر داشته باشد وی باید و حامی تمامی افکار و سلیقه ها باشد نه تنها حامی مخالفان ت فعلی باشد. .... ای وااااای بر اسیری
در دام مانده باشد
صیاد رفته باشد
از یاد برده باشد
برای ذهن بیمارت
دگر قصه نمی بافم
که روزی نا به حق آن هم
وبال گردنم باشد خبر از حال آشوبم
نداری و منم چیزی
در این چنته نمی بینم
برایت در کفم باشد مرا در حال خود بگذار
برو از ذهن و جانم چون
ندارم قدرتی بلکه
نگهبانِ تنم باشد در این اوضاع ناآرام
برای ذکرِ احوالم
نمی بینم برای تو
کلامی بر لبم باشد دلم آنقدر از این ایاممساحت این آموزشگاه 1000 متر مربع می باشد . در 2 طبقه ساخته شده است هر طبقه 400 متر مربع زیر بنا دارد. جمعا 800 متر مربع می باشد .شامل 11 کلاس 36 متری و 3 اتاق اداری می باشد . دارای 600 متر مربع حیاط می باشد و مجهز به زمین فوتبال است . دارای دوربین های مدار بسته و کلاس ها هوشمند می باشد. آموزشگاه زبان پژوهان ضمیمه بوده و بعد از ظهر ها دایر می باشد. چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ ــی ز قفـس پریده باشد

پـر و بـال ما ب د و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده ب. بهـ گمـــــــــانم در زنــــــــدگی هر بـــــاید یک نفر باشد

مرد و زن بـــــــودنش مهــــــــــم نیست…


مرد و زن بـــــــودنش مهــــــــــم نیست

فقط باید یــــــک نفــــــــر باشد…

یک آدم …

یک دوســــــت…

یک همـــــــدم… یک رفیـــــــــق…

یک نفـــــــــر که جــــــــویای . رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است من به دنبال ی بودم که "دلسوزی" کند همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است! خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش ز له است از همان روز نخست آوار باشد بهتر است گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن گاه اگر.
جنگ اگر با لب و دهن باشد با حریفی که یار من باشد برد اگر کوچک است حرفی نیست باخت باید کمر شکن باشد!
اردیبهشت ۹۶
پی نوشت: چرا اینجا خلوت تر از همیشه است؟
لطفاً عطر تند نزنید و اگر می زنید کم بزنید! شاید ی سردرد داشته باشد یا دچار آلرژی باشد. واقعیت این است که مثل بوی بد عرق، بوی عطر هم گاهی می تواند آزاردهنده باشد.