ب شدی دل ب بردی به دست غم سپر ب روز در خیالی ندانمت کجایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب شدی دل ب بردی به دست غم سپر ب روز در خیالی ندانمت کجایی : ندانمت به که مانی که آفت دل و جانی نکو تر از مه روشن گل رویت سیه تر از شب عاشق سر مویت بهشتی بهاری دریغا ستمگر یاری ندانی باری ره دلداری گل و سرو تویی تو بلای جان من تویی تو گمان که درمان دل زارم تو باشی ندانستم که معشوق دل آزارم تو باشی چو آگاهی ای ماه من از آه من سوی عاشق نظر کن چو دادم جان بی روی تو در کوی تو بر خاک من گذر کن بهار من گرچ. دوتا دست و دو تا خنجر دوتا بازوی نان آور دو مرد مرده در جنگ و دو زن در میل یک بستر نگاهی گنگ و سر در گم سرودی تلخ و ضجرآور *** کنارم باش تنهام و ندارم طاقت دوری سرودم رفته از یاد و نفس هام تنگ و مجبوری کجایی؟کجایی آ ین تیر و کجایی آ ین ؟ چرا دنیام تاریکه؟ چرا چشمام نمی بینه؟ خدا دنیات چه تاریکه؟خورشیدو کجا بردی؟ دو چشمامو چرا بستی، سر عشق. دلگیرم از دست تو و اینکه ، در پاسخ من خامشی خوب است
داری توجه می کنی اما ، با بی خیالی سرخوشی ، خوب است

از گوشه چشمت نگاهم کن ، حتی اگرچه تلخ ، شیرین است
جدیدا نسخه پیچیده ، گفته برایم دلخوشی خوب است

آئینه را دیوانه تر کردی ، ماه ی تو این پیرایه لازم نیست
می دانی از کی روی پا هستی ، داری خودت را می کشی ، خوب است
داری توجه می کنی اما ، با بی خیالی سرخوشی ، خوب است

از گوشه چشمت نگاهم کن ، حتی اگرچه تلخ ، شیرین است
جدیدا نسخه پیچیده ، گفته برایم دلخوشی خوب است

آئینه را دیوانه تر کردی ، ماه ی تو این پیرایه لازم نیست
می دانی از کی روی پا هستی ، داری خودت را می کشی ، خوب است
خبرت ابتر کرد جراحت ج چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی دل خویش را بگفتم چو تو دوست می گرفتم نه عجب که خوبرویان ند بی وفایی تو جفای خود بکردی و نه من نمی توانم که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی . ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانیجهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانیبه پای خویشتن آیند عاشقان به کمندتکه هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانیمرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهیمرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانیچنان به نظره اول ز شخص می ببری دلکه باز می نتواند گرفت نظره ثانیتو پیش گرفتی و ز اشتیاق جم ز ها به درافتاد رازهای. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و اب
سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتا. مهدی جان...


خسته است زمانه از نیامدنت کجایی؟
فسرده است دلم از صدا زدنت کجایی؟

کجایی که دلها همه بی روح شده است!
کجایی که دلها ابا دارند از یدنت کجایی؟

کاش صدای اناالمهدی ات کر کند گوش آسمان
کاش کر شود گوش زمانه از شنیدنت کجایی؟

گر نیاید به آسمان صدای اناالمهدی!
پرمیزند دلم به آسمان از ندیدنت کجای. گفتی:
چه ی؟
در چه خیالی؟
به کجایی؟

بی تاب توام!
محو توام !
خانه ابم!

"بیدل دهلوی" نوروز رسیده همه جا پس تو کجایی
دلتنگی تو در دل ما پس تو کجایی
سبز است درختان و گل و بوته و جنگل
ای  نقش فریبای خدا پس تو کجایی
تا سبز شود عشق تو در جنگل قلبم
مانند بهاران تو بیا پس تو کجایی
یک لحظه بیا با قدمت سوی جهانم
تا دل بشود شاد و رها پس تو کجایی
کامل نشود سین دلم بی تو و چشمت
نوروز رسیده همه جا پس تو کجای. یا ثامن الائمّه، من از کثرت گناه
در بارگاه قدس تو آورده ام پناه
چندان اسیر دست هوی و هوس شدم
تا موی من سپبد شد و روی من سیاه
تا در جوار قرب تو یابم مگر که ره
اینک زره رسیده پشیمان و عذر خواه
قومی به اشتباه، گرم نیک بشمرند
چون نیستم نکو، نشود بر من اشتباه
ای آن که از نگاه تو احیاست عالمی
باشد که بفکنی ب. یه پاییز زردو زمستونه سردو یه زندونه تنگو یه زخم قشنگو غم عصرو غریبیه حصرو یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی جهانی دروغو یه دنیا غروبو یه درد عمیقو یه تیزیه تیغو یه قلب مریضو یه آه غلیضو یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من تو بی من کجایی رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من تو بی من کجایی آه خدا ، ای حبیبم. من همان رازقی ام

نرم و بی تاب و سپید

اهل متروکه ترین حاک زمین

تو کجایی

تو کجایی که مرا دری ؟

بین این خاک زمستانی سرد

زیر این گنبد مرموز کبود

بین دنیای یکی بود و نبود


تو بهاری ......


تو همانی که ز من خاطره داری

تو کجایی تو کجایی ؟ ؟

تو که از رازقی ات فاصله داری

خبری از گل آواره ی دلباخته داری ؟ ؟ تو کجایی ؟ تو کجایی ؟
آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی     آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی بهترین کیفیت یکی از ماندگارترین آهنگ های محسن چاوشی آهنگ زیبای کجایی رفیقم می باشد ترانه ، آهنگ ، تنظیم ، می و مستر: محسن چاوشی موزیک متن سریال ایرانی شهرزاد .:: تکمیل آرشیو خوانندگان ::. new song by mohsen chavoshi – kojaei whit text on saba- chavoshi kojaei آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی متن آهنگ جدید محسن چاوشی کجایی یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
آه کجا آه
آه ای حبیبم
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی
خ نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی محسن چاوشی کجایی منبع : آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی سلام ب همه دوسای گلم.خوبین؟خوشین؟سال نوتون هم مبارک.دوستان از این قبل همه مطالب عاشقانم واس 2نفر بود یکی مهدی یکی هم حجت.حجت یه عشق خیالی بود هه ینی عاشق اسمش بودم.پستام ربطی بهش نداشت.واما مهدی،مهدی هنوزسرجاشه جونمم براش میدم.عاشقانه هاوبقیه پستا سرجاشه لطفا کامنت بذارین.مرسی از کامنت های niceتون. کوچیک شما آیلین وخواهر زاده نازش آ. کجا سفر رفتی؟ که بی خبر رفتی؟ اشکم را چرا ندیدی،از من دل چرا بریدی؟ دست از من چرا کشیدی، که ژیش چشمم ره دگر رفتی؟ بیا به بالینم ، که جان مسکینم تاب غم دگر ندارد جز بر تو نظر ندارد جان بی تو ثمر ندارد مگر چه که بی خبر رفتی؟ چه قصه ها که از وفا گفتی با من تو بی محبتی کنون جانا یا من؟ تو چونان شرر به خدا خبر زخدا نداری رود آتش از سر آن سرا که . آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی بهترین کیفیت     آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی بهترین کیفیت آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی بهترین کیفیت یکی از ماندگارترین آهنگ های محسن چاوشی آهنگ زیبای کجایی رفیقم می باشد ترانه ، آهنگ ، تنظیم ، می و مستر: محسن چاوشی موزیک متن سریال ایرانی شهرزاد .:: تکمیل آرشیو خوانندگان ::. new song by mohsen chavoshi – kojaei whit text on saba- chavoshi kojaei آهنگ کجایی عزیزم محسن چاوشی متن آهنگ جدید محسن چاوشی کجایی یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
آه کجا آه
آه ای حبیبم
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی
خ نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی محسن چاوشی کجایی آهنگ های پیشنهادی دیگر : آهنگ پیشواز ایرانسل جدید ایمان غلامی :

http://s5.picofile.com/file/8138369600/iman_gholami2.jpg


٤٤١١٠٠١٤ / تیک تیک ساعت

٤٤١١٠٠١٠ / نم نم بارون

٤٤١١٠٠١١ / شنیدم 1

٤٤١١٠٠١٢ / شنیدم 2

٤٤١١٠٠١٣ / ترس 2

٤٤١١٠٠٠٩ / مثل من مثل تو 2

٤٤١١٠٠٠٦ / خدانگهدارت 2

٤٤١١٠٠٠٧ / خدا 1

٤٤١١٠٠٠٨ / خدا 2

٤٤١١٠٠٠١ / گریه نکن 2

٤٤١١٠٠٠٢ / خیالی نیست 1

٤٤١١٠٠٠٣ / خیالی نیست 2بیکلام

٤٤١١٠٠٠٤ / خیالی نیست 3

٤٤١١٠٠٠٥ / خدانگهدارت 1

٤٤١٩٩٩٩ / چشامو 2

٤٤١١٠٠٠٠ / گریه نکن 1

٤٤١٩٩٩٨ / چشامو 1 از ازل یاد تو که بیایی عشق تو کشاندم آ به گ سر س بودم به تو ای خالص و زبده که مرا هم دهی رخصت آشنایی چه شود که مرا هم بدهی، قدحی یا که با چشمت کنی حاجت روایی تو مرا می کشی آ به عشوه هایت بین چه کرده عشقت این من و شی ای نگار بی وفا، لَختی به پیشم تو بیا رفت جوانی و نیامدی بگو کجایی یارا ! تو مرا به ناز بردی به خی امید « مهیار» را ز هجرت رهایی حالا این بی بی ها می خواهند سوار مَرکب ها شوند، اما دیگر مردی نیست که به آنها کمک کند؛ فقط زین العابدینِ بیمار است که او را هم زینب"س" باید کمک کند تا بر مرکب سوار شود. زینب"س" یکایک این بچه ها و بی بی ها را سوار بر مرکب کرد و حالا خودش مانده است که چه کند. قاسم کجایی؟ عباس کجایی؟ علی اکبرم کجایی؟ حسین جانم کجایی؟ من نمی دانم که زینب"س" با. مهاجم شماره 20 تیم ملی ایران تاکید می کند تا زمانی که قربان بردی اف او را بخواهد در تیم های این مربی به میدان می رود و گذشته اش را فراموش نمی کند. به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو سپیده دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی؟ نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویم ببین چه بی پروا، ره تو می پویم، بگو کجایی؟ کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم به غیر نامت کی نام دگر ببرم اگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟ به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی؟ فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه. من با همه ی درد جهان ساختم اما با درد تو هر ثانیه در حال نبردم تو دور شدی از من و با این همه یک عمر من غیر تو حتا به ی فکر ن
من خسته تن از این همه تاوان ج ای بی خبر از حال من امروز کجایی من صبر ن که به این روز بیفتم انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی ای دوست کجایی؟
انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم از عشق شده باور من درد کشیدن گیرم همه آینده ی من پاک شد از تو با خاطره های تو چه باید م من
من خسته ام از این همه تاوان ج ای بی خبر از حال من امروز کجایی من صبر ن که به این روز بیفتم انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی ای دوست کجایی؟ ...!
'' روزبه بمانی ''

ای تیر نگاهت به دل زار کجایی
ای روی گلت شمع شب تار کجایی

آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم
آرام وقرار دل بی تاب کجایی

گویم به که مانی که خلایق بشناسند
در مشکل من فاطمه رخسار کجایی

هر جا که تو هستی دل حسرت زده آنجاست
خود گو به من خسته گو ای یار کجایی اولین حریف ایران در جام جهانی به بردی پر گل دست یافت. بچه ها امروز میخوام براتون یه سری از ع نوشته های آهنگ های مرحوم پاشایی رو براتون بزارم در آینده ع نوشته هایی از بقیه خواننده ها براتون میزارم اسم خواننده مورد علاقتون رو بگین تا براتون ع نوشته های آهنگ هاشو بزارم اهنگ:باید کاری کنی باید کاری کنی آروم بگیرم
باید یک لحظه دستاتو بگیرم
باید برگردی امشب باز به این خونه
باید این لحظه ها یادت بمونه
یه امشب مال من باش
مال مردی که دستاش
به جز دست تو همراهی نداره
بذار یادت بیارم
چجوری بی قرارم
دل من غیر تو راهی نداره.. آهنگ:دقیقه های ا تو رو خدا نذار یه امشبم با گریه های من تموم شه
قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه
نذار که اشک چشم من بریزه پشت پای تو
کی میاد جای تو آهنگ:قلبم رو تکراره قلبم رو تکراره همیشه دوست داره
حالا که میگی آره انگاری هوا تب داره
بی قراره..
داره قلبت راست میگه هرچی دلش خواست میگه
منو تو باهم باشیم دنیا مال ِ ماست دیگه
خدا اونجاست اون بالا حواسش به ماست حالا
داره تو گوشت میگه ما مال ِ همیم دیگه
گوش کن به قلبت..
داره قلبت راست میگه هرچی دلش خواست میگه
باهم باشیم دنیا مال ماست دیگه.. آهنگ:کجایی؟ کجایی بیا خیلی تنهام
کجایی که تاریکه دنیام
برات مینویسم یه نامه
کجایی که غم تو چشامه کجایی که من بی قرارم
کجایی که طاقت ندارم
کجایی بیا بسه دوری
چجوری تونستی چجوری آهنگ:نگران منی مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو ی رو نداره
عوض می کنی زندگیمو
تو یادم دادی عاشقیمو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم
به زیبایی تو ی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته
مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته
تحمل نداره نباشی
دلی که تو تنها خداشی اهنگ:یکی هست نه کاغذ نه خ ر نمیشه دیگه همدم این دل دیوونه یه سنگه رو قبرش نوشته مرتضی دیگه نمیخونه آهنگ:من اونیم من اونیم که خیره رو دره، خوشیشو میده غصه می ه که حالش از همیشه بدتره دل نمیده و دل نمی بره ی که با ی قدم نزد تو خونه ع ی غیر غم نزد سری به قلب عاشقم نزد اونکه رو دلم زخم کم نزد بهار کاشی: تا حالا یک دوست خیالی داشته اید؟ اگر داشته اید پس می دانید سر و کله ی آن ها معمولاً زمانی پیدا می شود که دور و بر آدم خلوت است و ذهنش خیلی درگیر نیست. مثلاً شب ها قبل از خواب، زمان خوبی برای صحبت با دوست خیالی است. بانوی غزلهای من امروز کجایی ای مونس دل شمع شب افروز کجایی در فاصله ها خم شده این قامت رعنا پیراهن جان زخمه ی جانسوز کجایی صد کوچه به دنبال تو اهسته دویدم تا زود به پایان نرسد روز کجایی در خلوت یک کوچه دلم ریخت ندیدی از زلف شباویز تو مرموز کجایی تا زخم زبان های زمستان به سر اید ای شمس وقمر وعده ی نوروز کجایی من نام تو را اول هر قصه نوشت. دکلمه غزل بیا که قصر امل با صدای نسرین محمدی   بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است                       بیار باده که بنیاد عمر بر باد است  غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                               ز&nbs. سحر با من شبی تنها ن بگو ای گل بگو اهل کجایی؟ گلاب افشان رخ زیبا جم نگفتی از پری یا اهل مایی؟ بیافتاد از رخت رنگین کمانها زهر رنگت دو صد الوان ز هنای ناب ایران را ربودی فدای زلف رنگین و هنایی اگر روزی ز کوی ما گذشتی بگو ای گل کجا فرمانروایی همیشه قصه ی گل بوده با خار دو یار همدم و از هم ج اگر چه خار و گل از یک دیارند من خارین کجایی گل کجا. «عجب رسمیه...!« عنوان فتوطنز احمدرضا کاظمی در کانال شهرونگ است. نیروهای سوری و مقاومت با پیشروی به عمق شهرک عین الفیجه در وادی بردی به میدان حتانی رسیده و مواضع خود را در مناطقی که دیروز آزاد شده بود تثبیت د. نیروهای سوری و مقاومت با پیشروی به عمق شهرک عین الفیجه در وادی بردی به میدان حتانی رسیده و مواضع خود را در مناطقی که دیروز آزاد شده بود تثبیت د. امشبم مثل هر شب دوباره برات گریه
گریه گریه که شاید بدونی بگی برمیگردم
امشبم زل زدم مثل هرشب به ع ت رو دیوار
گریه گریه که شاید بگیری تو دستای سردم
کجایی بیا خیلی تنهام
کجایی که تاریکه دنیام
برات مینویسم یه نامه
کجایی که غم تو چشامه
کجایی که من بی قرارم
کجایی که طاقت ندارم
کجایی بیا بسه دوری
چجوری تونستی چجوریامشبم مثل هرشب یه نامه برات مینویسم مینویسم
مینویسم میخوام خون بشه چشم خیسم
امشبم پُر شده کاغذ از اسمت از اشک چشمم
مینویسم مینویسم میخوام باورت شه دیوونم عزیزم
کجایی بیا خیلی تنهام
کجایی که تاریکه دنیام
برات مینویسم یه نامه
کجایی که غم تو چشامه
کجایی که من بی قرارم
کجایی که طاقت ندارم
کجایی بیا بسه دوری
چجوری تونستی چجوری روحت شاد صدای دوست داشتنی......... نوری بردی خان نوری بردی خان(۱۸۲۶ 80) نشسته وسط نوربردی خان پسر یک تورکمن سروتمند از شاخه مربوط به تختامئش تکه ها به نام ت مراد خان در روستای کوچکی به نام مگین در واحه آخال به دنیا آمد. نوربردی خان با وجود جوانی اش مورد لطف قاری اوغلان اون بگی، فاتح دورون و خان آخال بود. همشهری آنلاین: کمیسیون مرکزی انتخابات ترکمنستان از پیروزی قربانقلی بردی محم در انتخابات ریاست جمهوری این کشور خبر داد. همشهری آنلاین: قربان قلی بردی محم در ۲۹ ژوئن سال ۱۹۵۷ در روستای گوگ تپه در حومه عشق آباد بدنیا آمد. تو کجایی سهراب؟؟؟
آب را گل د...چشم ها را بستند و چه با دل د...
وای سهراب کجایی آ ...؟؟؟زخم ها بر دل عاشق د...
تو کجایی سهراب؟؟؟که همین عشق را دار زدند...
همه جا سایه ی دیوار زدند...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دلخوشی مثقالی است...!
دل خوش سیری چند؟
صبر کن سهراب...!! قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم... شبکه خبری الجزیره، بامداد امروز از تسلط نیروهای و محور مقاومت بر شهرک «عین الخضرا» در منطقه «وادی بردی» این کشور خبر داد. روز گذشته و نیروهای مقاومت با آزادسازی چشمه عین الفیجه مسلحین را از این روستای مهم بیرون د و بدین ترتیب کار مسلحین در وادی بردی تمام شد . اصولا تنها اهرم فشار مسلحین در وادی بردی همین چشمه عین فیجه بود که با آن دیگر دلیلی برای مانده تروریست ها در وادی بردی باقی نمیماند . از دو روز گذشته اتوبوس های سفید! در اطراف وادی و دیرمقرن منتظر تخلیه مسلحین به ادلب هستند . اتوبوس ها افرادی را که تمایل به تسویه و باقی ماندن در وادی بردی را ندارند به ادلب منتقل خواهند کرد؛ گفته میشود حدود 2000 نفر هم به ادلب منتقل خواهند شد .
لازم به ذکر است در هفته های گذشته تعداد زیادی از مسلحین وادی بردی با تسویه امور خود اسلحه را کنار گذاشته و یه زندگی عادی بازگشتند . سید اکبر میر جعفری : تا همین چند سال پیش وقتی از یک هموطن می پرسیدی: «اهل کجایی؟» یا «بچه کجایی؟» بادی به غبغب می انداخت و مثلا می گفت: با همه ی غرورم... داد میزنم نـــــــــــــامرد ... دلم برات تنـــــگــــــــــ شـــــــــــــــده کجایی بی معرفت کجایی هم دردم کجایی عشق اولم کجایی امید زندگیم ولــــــــــــی نه ... میترسم... میترسم از روزی ک زنگ بزنم و صدایم را نشناســــــد ... خدایا... او هم ب فکر من است یا ... خدایا هنوز هم دوستم دارد؟ خدایـــــــــــــــا دلم باران. ♫♫♫ امشبم مثل هر شب دوباره برات گریه
گریه گریه که شاید بدونی بگی برمیگردم
امشبم زول زدم مثل هرشب به ع ت رو دیوار
گریه گریه که شاید بگیری تو دستای سردم کجایی بیا که خیلی تنهام
کجایی که تاریکه دنیام
برات مینویسم یه نامه
کجایی که غم تو چشامه کجایی که من بی قرارم
کجایی که طاقت ندارم
کجایی بیا بسه دوری
چجو. هی هی هی باران؛ ب کوبیدی بر پنجره ام تا صبح و مرا بردی پیش مادرت، ابر.
هی هی هی ابر؛ ب باریدی بر گلدانهایم تا صبح و مرا بردی پیش مادرت، دریا.
هی هی هی دریا؛ ب جوشیدی بر ساحل تا صبح و مرا بردی پیش خواهرت، باد.
هی هی هی باد؛ ب غریدی بر باغ همسایه تا صبح و مرا بردی پیش خواهرت، شکوفه.
هی هی هی شکوفه؛ ب کردی در گوش درخت تا صبح و مرا . به سوی تو به شوق روی تو

به طرف کوی تو

سپیده دم آیم مگر تو را جویم

بگو کجایی

نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم

ببین چه بی پروا ره تو می پویم

بگو کجایی

کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم

به غیر نامت کی نام دگر ببرم

اگر تو را جویم حدیث دل گویم

بگو کجایی

به دست تو دادم دل پریشانم . در هفته های گذشته شاهد وج و یا بهتر بگوییم شاهد فرار اهالی منطقه وادی بردی از دست مسلحین و پناه آوردن به و ت بودیم .در روزهای اخیر نیز شمار دیگری از اهالی که بالغ بر ۵۰۰ نفر میشوند خود را به نیروهای تی رساندند و کار تسویه آنها در حال پیگیری میباشد . بیشتر این مردم از اهالی غرب منطقه وادی بردی هستند و یا انی هستند که خود را از شرق وادی بردی به مناطق غربی رسانده اند. بعلت وضعیت میدانی و اشرافی که در غرب منطقه وادی بردی به داخل منطقه دارد؛ بیشتر مسلحین به شرق وادی بردی رفته اند و عمده درگیریهای با مسلحین در آن مناطق صورت میگیرد. از طرف دیگر به غیر از پیشروی جزئی نیروهای مقاومت در شمال کفر زیت و دیرمقرن تغییر خاصی در نقشه ی میدانی صورت نگرفته و همچنان درگیریهای پراکنده در روستاهایی نظیر بسیمه و عین فیجه ادامه دارد. در حال حاضر فشارها بروی بسیمه زیاد شده و لجاجت مسلحین جبهه النصره در بسیمه راهی برای جز ورودی زمینی به این منطقه باقی نگذاشته است .