ب شود چشمان جریان دارد

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب شود چشمان جریان دارد : ساقی بده پیاله با یاد آن دو چشمان امشب رود ز دستم روح و درون و ایمان در گوشه ابات حقا که دردمندم آن شاه نازک اندام دیگر ش ته پیمان حافظ بخوان تو قرآن در چارده روایت جان کی دهد کفایت در پیش تیر مژگان کمان کشیده دارد از آن سیه دو ابرو فتوا دهید که قتل است ای پیروان قرآن غریب با همه وجودم دلم میخواست حالا اردیبهشت بود، گلاب گیری بود، کاشان بود، کوچه های شهر سهراب بود...قبرش بود...سهراب خوانی بود...دلم حال و هوای شعرهایش را میخواهد...دلم میخواهد سرم را فرو کنم لای اتش نفس بکشم و غرق شوم با چشمان بسته...با چشمان بسته... سلام ، کم کم داشتم نا امید میشدم از بودن در کنارت ، هر چند که هیچوقت نیستی ، اما خیالم راحت است که رویای تو مرا تنها نمیگذارد ، حال که نیستی بگذار برای خی بگویم عاشقانه هایی را که زمانی بسیار در دلم مانده ، از دلی بزرگ برایت بگویم به اندازه دنیا که بی تو از همه چیز و همه دلگیر است ، بی تو از دیوار سکوت هم شکننده تر است، بی تو بی تاب است و. شب میشود میخواهم بخوابم اما نمیتوانم فکر عشق و نگرانیه شیرینه عشق نمیگذارد چشمانم را ببندم دلم نمیاید چشمانم را از دیدن ستاره ای که مانند چشمان عشقم میدرخشد محروم کنم اری من این شبها تا صبح به یاد عشق بیدارم و با چشمان به ستاره ای نگاه میکنم که چشمان پر محبت و درخشان عشقم را به یادم می آورد چه قدر بی خو کشیدن برای او شیرینست نگاهت دوستم دارد، نمی دانی که می دانم
و من رمز محبت را ز چشمان تو می خوانمو چون می فهمم از چشمت که خیلی دوستم داری
تو اخمی می کنی ناگاه و من سرگشته می مانمتب تردید می گیرم، اجاق عشق تو گرم است
من از گرمای طاقت سوز چشمان تو حیرانمو از لبخند زیبایی پس از آن اخم بی رحمت
دوباره مطمئن هستم که من پیش تو می مانمحس گیج و سرگردان، نم. آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی بدترین قسمت این بود که من شروع به فراموش ش و باید مداوم خودمو مجبور می تا به یاد بیارمش...   راز چشمان آن‌ها-خوان خوزه کامپانلا راب اسپانس مستند ساز کانا که در کودکی یکی از چشمان خود را از دست داده بود، حالا با استفاده از چشم چشمانی فضایی برای خود درست کرده است. دست تقدیر مرا از تو اگر دور کند
یا مرا در غم چشمان تو مجبور کند

یا بخواهد که مرا در طلب گیسویت
پیش چشمان همه لال و کر و کور کند

آنچنان تیشه زنم ریشه ی تقدیر ِ خودم
که در آغوش من اندام تو را جور کند

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توست

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشم هایت عشق معنا می شود

اولین درس دبیرستــان من چشمان توست

در بیابانی کـه خورشیدش قیامت می کند

سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود

بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پر از هیچــم پر از کفـرم پر از شرکم ولی

نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانــی کــه صد سودابــه حیران من اند

جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!

درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست پیشنهاد متخصصان چشم این است که هر ۴۵ دقیقه، ۵ دقیقه و یا هر ۲ساعت، ۱۵ دقیقه به چشمان تان استراحت دهید. یک مرد جوان در بزرگراه آزادگان مقابل چشمان فرزندش با شلیک چند گلوله به قتل رسید. به دریا می زنم شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر

به هر دل ببندم بعد از این خود نیز می دانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر

من از آغاز در خاکم نمی از عشق می بینم
مرا می ساختند ای کاش از آب و گلی دی.
قد من هیچ ی عاشق چشمان تو نیست
دلِ رسوا شده ای مست و غزلخوان تونیست هر چقدر سنگ زنی من نروم جای دگر
کفترم جلد، به غیر از لب ایوان تو نیست
قبله ی حاجت من سوی تو باشد به خدا
کافراست آنکه طرفدار و مسلمان تونیست
با نگاهت ببری دل ز همه پیر و جوان
مثل من تشنه لبی تشنه ی باران تو نیست گل خشبو به چمن دلبر دلها شده ای
جان. چشمانت ،چشمان ماهیگیری می وشد دریا در فراسوی آن در یک شب طوفانی دم غروب که همه ی اشیا خسته اند قایق،بادبان ،باد و ماهی ها

چشمان من اما آب نمیخورد ازین عمر پرش ت که ویرانه های خانه ام را تماما روی آب ساخته ام و از درون سوخته ام

چشمان ما اما مگر در رویا به هم خیره شود و عشق در نگاهمان فرود آید... عکاس این تصویر، sebastian di domenico، به هنگام عبور از میان جنگل های چوکوبا (chocobo) در اکوادور، این ع را از قورباغه ای در میان برگ ها شکار کرده است. در چشمان بر آمده ی این قورباغه برق خاصی دیده می شود. آسمان آبی عرفان من چشمان توست اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست در حضور چشم هایت عشق معنا می شود اولین درس دبیرستان من چشمان توست ... در بیابانی که خورشیدش قیامت می کند سایبانِ ظهرِ تابستانِ من چشمان توست در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست ... من پر از هیچم، پر از کفرم، پر از شرکم ولی نقطه های روشن ا. رنگ چشمان ایوانکا ترامپ به یک موضوع موضوع سری و معما تبدیل شده است. جریان مستقیم (dc)
تعریف
جریان مستقیم (dc یا جریان پیوسته)، عبور پیوسته جریان الکتریسیته از یک هادی نظیر یک سیم از پتانسیل بالا به پتانسیل کم است. در جریان مستقیم، بار الکتریکی همواره در یک جهت عبور می کند که این امر جریان مستقیم را از جریان متناوب (ac) متمایز می کند. ادامه مطلب شفقنا- «ویشنو» آرایشگر هندی است که با چشمان بسته و البته با شعله های آتش موی مردم را به دقت کوتاه می کند. ع رویترز از انجام یک آرایش با آتش توسط ویشنو در شهر احمدآباد هند را ببینید. خبرت هست یکی عاشق چشمان تو است
برده ای دل ز دلش سخت پریشان تو است
هرکه رفت از پیِ او گفت که دیوانه شده
عقل او رفته ز جایش باز خواهان تو است
زده ای تخت در ان قصر خیالش تو ولی
شده ای شاه دلش گوش به فرمان تو است توی ِ مهتاب ، اگر نور ِ تو شامل بـشود ماه با رویِ فریمـــــــاهِ تـــــو کامل بـشود کعبه یِ روی ِ خودت را که به هرجا بـبری قبله بی چون و چرا سمت ِ تو مایل بـشود شیطنت تویِ نگاهت همه را کافر کرد ـــ که خدا هم ـــ نشود مثل ِ تو خوشگل بـشود قاری ِ چشم ِ تو گشتند همــه مردُم ِ شهر سوره باید ، جهتِ چشم ِ تو نازل بـشود فِــقْـهِ چشمان ِ تو در . در من اوج می گیری
از نگاهم سر ریز می شوی

و من...
در گیر و دار ِ دو تیله ی ِ چشمان َ ت
به سبزینگی ِ بهار می شم

که زندگی...
با آوای ِ خوش ِ صدای ِ تـو
احسن ُ الحال می شود...

پ.ن:
مدت هاست که من
با دو تیله ی ِ سبز ِ چشمان َ ت
شاعرانه عشق بازی می کنم...

نگارین مهتاب./
اسفد93 عباس لاجوردی گفت: این روزها مستندی 9 قسمتی را با عنوان «چشمان بیدار» آماده نمایش دارم. توی ِ مهتاب ، اگر نور ِ تو شامل بـشود ماه با رویِ فریمـــــــاهِ تـــــو کامل بـشود کعبه یِ روی ِ خودت را که به هرجا بـبری قبله بی چون و چرا سمت ِ تو مایل بـشود شیطنت تویِ نگاهت همه را کافر کرد ـــ
که خدا هم ـــ نشود مثل ِ تو خوشگل بـشود قاری ِ چشم ِ تو گشتند همــه مردُم ِ شهر سوره باید ، جهتِ چشم ِ تو نازل بـشود فِــقْـهِ چشمان ِ تو. جای ِ مهتاب ، پری روی ِ تو شامل بـشود ماه با رویِ فریمـــــــاهِ تـــــو کامل بـشود کعبه یِ روی ِ خودت را که به هرجا بـبری قبله بی چون و چرا سمت ِ تو مایل بـشود شیطنت تویِ نگاهت همه را کافر کرد وَ خدا هم نشود مثل ِ تو خوشگل بـشود قاری ِ چشم ِ تو هستند همــه مردُم ِ شهر سوره باید ، جهتِ چشم ِ تو نازل بـشود فقه ِ چشمان ِ تو در حوزه تلاوت ب. نمایش «بر پهنه چشمان مغربیت» از یک شبنه هشتم اسفند در خانه نمایش روی صحنه می رود. خی چقدر رنگین است زمانی که قاصدک روی شانه های باد به سمتم می آید و من در آن لحظه مانند تمام کودکی ام قاصدک را پ ر به دست آغوش باد می دهم و چشم به آرزوی می دورزم که شاید بار دگر اتفاق می افتد و تمام آرزوی من من این است که باز هم چشمان عسلیت را ببینم به گفته ی متخصصان، شواهدی وجود دارد که نشان می دهند دوش گرفتن در شب اگر در موقع مناسب انجام شود می تواند به آرامی خواب را با چشمان تان آشنا کند. 3eit_4ki6dfb6tmd0y9te0i.jpg بر تخته ای سوار میان موج ها سرگردان... قایق من سالهاست غرق شده من گم شده ام شنا بلد نیستم چه طوفانی ست اقیانوس بیکران چشمان تو... همه فهمیده اند من دیوانه ام اما... من دیوانه شدن را دوست دارم... پارسا می آیی؟ می آیی یک شب رو به آسمان دراز بکشیم تو ماه را رصد کنی من چشمان ماهت را؟ می آیی؟ می آیی گم شویم میان تاریکی شب تو ستاره ها را بشماری من گیسوان ک شانی ات را؟ راستی وسط رویاهایمان خوابت نبرد؟ چشمان ماهت را که ببندی من و ستاره ها باهم خانه اب می شویم ... سایت پانیونیوس از کمین چشمان بنفش ها برای جذب مهدی طارمی، مهاجم ملی پوش پرسپولیس خبر داد. در برخی از فرهنگ ها معتقد بودند که این روش از چشم در چشم شدن اندوهبار و ترس آور با شخص فقید جلوگیری می کند. آنها می گفتند مرده با چشمان باز در جستجوی یکی از نزدیکان خود است، تا او را همچون خود به دنیای دیگر ببرد، به همین دلیل چشمانش را با سکه ای می پوشاندند که نتواند ی را انتخاب کند. اساس کار کنتور چیست ؟

کنتور ها بر اساس نیروی الکترومغناطیس عمل می کنند . می دانیم که اگر از یک سیم پیچ جریان برق بگذرد در اطراف آن یک میدان مغناطیسس ایجاد می شود که شدت و جهت این میدان به جریان عبوری از سیم پیچ بستگی دارد . در کنتور های تکفاز دو دسته سیم پیچ وجود دارد که یکی از آنها دارای تعداد دور کم و قطر بیشتر نسبت به دیگری اس. اساس کار کنتور چیست ؟

کنتور ها بر اساس نیروی الکترومغناطیس عمل می کنند . می دانیم که اگر از یک سیم پیچ جریان برق بگذرد در اطراف آن یک میدان مغناطیسس ایجاد می شود که شدت و جهت این میدان به جریان عبوری از سیم پیچ بستگی دارد . در کنتور های تکفاز دو دسته سیم پیچ وجود دارد که یکی از آنها دارای تعداد دور کم و قطر بیشتر نسبت به دیگری اس. اساس کار کنتور چیست ؟

کنتور ها بر اساس نیروی الکترومغناطیس عمل می کنند . می دانیم که اگر از یک سیم پیچ جریان برق بگذرد در اطراف آن یک میدان مغناطیسس ایجاد می شود که شدت و جهت این میدان به جریان عبوری از سیم پیچ بستگی دارد . در کنتور های تکفاز دو دسته سیم پیچ وجود دارد که یکی از آنها دارای تعداد دور کم و قطر بیشتر نسبت به دیگری اس. آسمان آبی عرفان من چشمان توست... اختر تابنده کیهان من چشمان توست... عاشقانه ع بوس ع بوس های عاشقانه ... در حضور چشم هایت عشق معنا میشود... اولین درس دبیرستان من چشمان توست... در بیابانی که خورشیدش قیامت میکند... سایبان ظهر تابستان من چشمان توست... در غزل وقتی که از آینه صحبت میشود... بی گمان انگیزه پنهان من چشمان توست... ... و 20 7 کاش باران بود و تو بودی و یک جاده من پر از هیچم ، پر از کفرم ، پر از شرکم ، ولی... نقطه های روشن ایمان من چشمان توست... در شبستانی که صد سودابه حیران من اند... جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست... باز میپرسی که دردت چیست؟بنشین گوش کن... درد من ، این درد بی درمان من چشمان توست... پشت این پنجره باران قشنگیست گلم حال من،حال پریشانه قشنگیست گلم قبل از آنی که بیایی چه کویری بودم زندگی با تو چه گلدان قشنگیست گلم سرنوشت منو تو از روز ازل تعین شد فال ما داخل فنجان قشنگیست گلم حاضرم بنده ی چشمان سیاهت باشم توی چشمان تو قشنگیست گلم یوسفم،بوی تو در این دنیا کافیست مرا با حضور تو،چه کنعان قشنگیست دلم. دوربین ها می توانند حرکت چشمان راننده را شناسایی کرده تا سامانه های ناوبری با توجه به حرکت چشمان راننده سامانه های ناوبری روی صفحه های نمایشگر را تنظیم کنند. از دوباره غصه ات در ام بر پا شده
مرد تو با یاد تو در گوشه ای تنها شده
در میان آن غروب در ساحل بوشهرمان
خیره بر تنهایی ام این ساحل و دریا شده
گوشه چشمان من با یاد تو باران شده
اینچنین با اشک من راز دلم افشا شده
ساحل بوشهر و من با خاطراتت در دلم
کنج خلوت های من حالا یقین آنجا شده

محمدصادق رزمی میدان جریان یک سیال را می توانبه دو قسمت جریان اولیه و جریان ثانویه تقسیم نمود. جریان های اولیه جریان های عادی سیالات هستند مثلا در جریان آب داخل لوله میدان جریان اولیه به دارای نیم رخ سهمی شکلی است. جریان ثانویه به صورت آشفتگی کوچکی بر روی جریان اولیه قرار میگیرد به این مفهوم که جریان ثانویه در صفحه عمود بر حرکت جریان اولیه شکل میگ. شاید شما نیز مانند بسیاری از افرادی که بینایی طبیعی دارند بارها از خود پرسیده باشید که افراد ن نا چه چیزی را در برابر چشمان خود می بینند و از طرف دیگر نیز افراد ن نا از خود می پرسند. عقل ودل روزی ز هم دلخور شدند هر دو از احساس نفرت پر شدند دل به چشمان ی وابسته بود عقل از این بچه بازی خسته بود حرف حق با عقل بود اما چه سود پیش دل حقانیت مطرح نبود دل به فکر چشم مشکی فام بود عقل آگاه از خیال خام بود عقل با او منطقی رفتار کرد هر چه دل اصرار،عقل انکار کرد کشمکش ها بین شان شد بیشتر اختلافی بیشتر،پیشتر عاقبت عقل از سر عاشق پ. زن های عاشق نمی میرند ؛ سرگردان می شوند درون زمان ، اتاق ، خانه ... زن های عاشق نمی میرند ؛ تنها چشمان شان را می بندند نفس نمی کشند قلبشان را نگه می دارند تا چشمان تو باز بماند و قلب تو بزند ... زن های عاشق سرگردان می شوند حول و حوش جهان یک مرد ...
#وداد_بنموسی محبت : اگرگویم من از چشمان او افسانه ای را(بیژن ترقی ) ————————————————————— اگرگویم من از چشمان او افسانه ای را
حدیث چشم او ریزد به هم میخانه ای را در این فصل گل ای ساقی که غم بگریزد از دل
چه سازم با غم عشقی که در دل کرده منزل رسانی گر به من پیمانه ای را
رسانی گر به من . دوربین های مداربسته یک فروشگاه در چین لحظات کتک زدن یک دختر فقیر مقابل چشمان برادرش را ثبت کرده اند. به گمانم سخت ترین کار دنیا
مرد بودن است ..
نگاهت را از اخبار ایران وجهان برگیری
و خبر از دنیای چشمان زنی
بگیری ..
که از صبح میخواسته چیزی را به تو بگوید
اما سکوت کرده است ..
و شاید زنی که ..
 در ازدحام این همه درد و اندوه
با دکمه های کیبورد درد میکشد
و این نقش درد را در سکوت
چشمان اشکباری میریزد که آنسوی دیوار
د. لبخند بزن ، اخم تو، غم خانه ی عشق است
موهای" ی " تو ، میخانه ی عشق است.

آغوش تو ، باغات ِ پر از " لیموی شیراز "
چشمان تو سرمستی ِ مستانه ی عشق است.

دستان ِ تو "مرداد " و نگاه تو " بهار " و ...
گیسوی تو جولانگه رندانه ی عشق است.

دیوانه ی چشمان تو ، یک عمر همیشه
دیوانه ی شمع و گل و پروانه ی عشق است.

دریای دلت وسعت.