ب ه ی اد داشت ه ب اش ک ه

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب ه ی اد داشت ه ب اش ک ه : تو از اوّل "سلام"ت پاسخِ بدرود با خود داشت! اگرچه سِحر صوتت جَذبۀ «داوود» با خود داشت بهشتت سبزتر از وعدۀ شدّاد بود امّا برایم برگ برگش دوزخ «نمرود» با خود داشت ببخشایم اگر بستم دگر پلک تماشا را که شعله ات در پیچ و تابش دود با خود داشت «سیاوش» وار بیرون آمدم از امتحان گرچه دل «سودابه» سانَت هرچه آتش بود با خود داشت مرا با برکه ام بگذا. حافظ بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گ عار داشت در نمی گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست م آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان قه رهن خانه خمار داشت وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه ر داشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت حافظ این قَصه ی عَشق تو عَجب دَردِسَری داشت
تَکلیف ِ دَل از عَشق تو چون ، خون جَگری داشت

دارم سُخنی با تو بگویم نَتوان گُفت
چون عَشق تو از ی ما هم خَبری داشت

دور از تو من ِ سوخته در چَلچله ی شَب
شَب را چو سَحر با دَل خود دَر بَه دَری داشت

تا گرم ِ سُخن گفتن از عَشق ِ تو شُدم مَن
دیدم که دلَم شُعله به شُعله چو پَری . ‎‎‎‎‎‎‎‎‎یکزمان : گوهری ازسنگ محک ارزش داشت ! سخن پیرمحل تا به فلک ارزش داشت ! دوستی معنی زیبای صمیمیت بود ! مهرورزی،رفیق بی کلک ارزش داشت ! نان خشکی بغل دوغ خنک ارزش داشت !کارهای ره با عشق وصفا میچرخید !تارمو بیشترازسفته وچک ارزش داشت!!! به یاد همه دوستانی که هنوز معنی معرفت را میفهمند... بغض من هر شب تمومه حرف منه
زندگیم بی تو دلیل درد منه
حال من شب ها بدون تو دلهره
جای خالیتم امونم رو میبره من با تو زندگی
حقم این نیست بی تو تنهاشم
واسه ی من که از دنیای تو دورم
سخته جداشم

ای کاش دلت فقط برای من جا داشت
یکم هوامو کاش تو سختی داشت
به یاد تو دلخوشم من جاش
یکم به فکر دل من باش
به یاد من باش<. میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی راه و رسم دگری داشت

پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از ح مجلس خبری داشت

بیداد گری عشوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرسِ دادگری داشت

یک لحظه برین بام بلاخیز ، نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت

افسوس ! که دست ستم از ریشه برآورد
هر شاخ . اگه داشتم تورو دنیام یه صفای دیگه داشت شب عشقم واس من حال و هوای دیگه داشت اگه داشتم تورو رسوای عبادت می شدم دلم این خسته عاشق یه خدای دیگه داشت اگه داشتم تورو اون قصه نویس واس من یه قصه های دیگه داشت می دونم زندگی اینجوری نبود می دونم می دونم مرد عاشق یه شبای دیگه داشت اگه داشتم تورو اون میخونه که جای منه شبا اونجا جای من یه بی نوای د. برای هر سخنش یک دلیل پنهان داشت
پدر بزرگ هــزاران هـزار بــــرهان داشت

اگرچــه مشــق الفبــا نکــرده بــود امــــا
به قول هم رده هایش سواد قرآن داشت

هنـوز شهــر بـــرایش دوازده در بـــود
چقدر خاطره از آن زمان طهران داشت

از آن زمان که غزل درد عشق بود و وطـن!
از آن زمان که به ندرت غزل غم نان داشت

برای این به غــز. خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسم ِ بی جان داشت

می آمد و با هرقدم عطر تو می پیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

با حال آن روزم میان خاطرات تو ،
باران نمی بارید... ، اگر یک ذره وجدان داشت!

میشد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد..
تا من بفهمم عشق تاوان داشت

میشد . باران به بغض یک زن تنها نیاز داشت 
شیشه برای گریه فقط "ها" نیاز داشت
آهش دوباره شیشه ی درمانده را گرفت
زن بغض کرده بود و ی را نیاز داشت
انگشت روی شیشه کشید و نوشت "غ"
"غم" گریه شد درونش و حالا نیاز داشت
سر روی زانویش بگذارد که هق هق اش
جایی برای دفن صداها نیاز داشت
باران به شیشه خورد و غمش خورد. بعد مرگم بنویسید؛ که با عدل جهان مساله داشت... بنویسید؛ که از عالم و آدم گله داشت... شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود... بنویسید؛ که او پای دلش در گل بود... بنویسید؛ که پروانه صفت سوخت پرش... بنویسید؛ غمی بود به چشمان ترش... بنویسید؛ که همواره غمی پنهان داشت... بنویسد؛ به تقدیر و قضا ایمان داشت... بنویسید؛ جوان رفت کهنسال نبود... بنویسید؛ اگر . رضا«امیدفراران به وصل روی تو داشت»
به لحظه های غریبی ،نگاه سوی توداشت
تو آمدی به قم ازراه دور وشهرنبی
برادرت همه دم آرزوی بوی تو داشت
تو چشم خسته دلان را امید وجان دادی
کویر تشنه قم میل جستجوی تو داشت
به یمن آمدنت خانه رضا شد نور
تویی که حور وپری عزم گفتگوی تو داشت
نگاه کن که زسمت حریم تو اینک
غریب شهر مدینه ه. کارشناس مسائل گفت:در این مدتی که از خارج نشد، چه منافعی برای کشور ما داشت؟ بنابراین، عدم حضور در ، تاثیری روی ایران نخواهد داشت. در میان چشمهایش بی نهایت راز داشت در بهار خنده اش گلبرگ های ناز داشت سید خوشروی ما در مشکی ِ عمامه اش وعده یک صبحگاه ِ روشن و دلباز داشت گرچه پیغمبر نبود ، اما به پیغمبر قسم همچو او در سرزمین اش اعجاز داشت هر ی می دید او را بی تامل می شناخت این نشانش بود: چشمانی درشت و باز داشت ابروانش را به ی به بازی می گرفت در کنار خنده اش اخمی غلط انداز داشت صبر او صبر عجیبی بود، روزی گفته بود... این حقیقت را که در گهواره ها سرباز داشت ناگهان سبز و بهاری شد هوای ا... در همان صبح زمستانی که او پرواز داشت او ِ خاک ایران بود، یادش سبز باد
رفت و پایان نگاهش... باز هم آغاز داشتaxgig,ع گیگ پایگاه آپلود ع ویژه وبلاگنویسان وقتی آمد سایه داشت با خود
انگار جزء خودش همراه دیگری داشت باخود

گویی او بود و من تنهای همیشه باخود
انگار سری داشت و سکوتی بر لب داشت با خود
از دور چهره اش پر از تشویش بود
انگار تمام عمر حرفی نگفته داشت با خود
گاهی پیش میکشید دستش را گاه سر به گریبان میبرد
گویی تنهایش را همیشه همراه داشت با خود
کمتر حرف میزد و بیشتر خیره میشد در خود
انگار سالهاست ی را در سایه داشت با خود
از قفس تن رها نمیشود این مانده در خود
انگار قرار تنها شدن داشت باخود p o
کاش می دانستی زنی که بغض داشت شانه هایِ تو را کم داشت کاش می دانستی زنی که نیازِ نوازش داشت دست های تو را کم داشت کاش می دانستی زنی که هزار قصه برای گفتن داشت یک شبِ دیگر کنارِ تو را کم داشت کاش می دانستی زنی که دلِ رفتن نداشت آغوش تو را کم داشت کاش می دانستی آن زن من بودم
نیکی فیروزکوهی روی قبرم بنویسید ی بود که رفت

لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت

بنویسید از آغوش خدا آمده بود

هیچ هیچ نفهمید چرا آمده بود

بنویسید نفهمید ی دردش را

هیچ درک نمی کرد رخ زردش را

بنویسید که یک عمر ی را کم داشت

در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت

بنویسید هوای دل او ابری بود

بنویسید که اسطورهء بی صبری بود

بنویسید پرش لحظهء پرواز ش ت

بنویسید دلش را به دل پیچک بست

روی قبرم بنویسید دلی عاشق داشت

دور تا دور دلش یاس و اقاقی می کاشت

رج به رج فرش دلش را گره با خون می زد

شهرتش طعنه به رسوایی مجنون می زد

بنویسید که با عدل جهان مسأله داشت

بنویسید که از عالم وآدم گله داشت

شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود

بنویسید که او پای دلش در گل بود

بنویسید که پروانه صفت سوخت پرش

بنویسید غمی بود به چشمان ترش

بنویسید که همواره غمی پنهان داشت

بنویسید به تقدیر و قضا ایمان داشت

بنویسید جوان رفت کهنسال نبود

بنویسید اگر حرف نزد لال نبود از بچگی با هم تفاوت داشتند یکی به موسیقی علاقه داشت یکی به خبرنگاری
یکی دوست داشت در خفا کار کند یکی در دید.
یکی دوست داشت همه تصویرش رو ببینند دیگری دوست داشت هیچ تصویری از وی منتشر نشود
بله دوستان این است داستان دو برادر هنرمند یکی خبرنگار واحد مرکزی خبر حسینی بای
و دیگری هنرمند با استعداد و خوش ذوق ارنجمنت بای ( arran ent by )
خواهر آنها " استند بای " و پدر آنها "های بای " بود. روز پنجم روز پر ه بود و در حالی که رفت و آمدهای افراد ناشناس به سالن ستاد انتخابات ادامه داشت، خبرها حاکی از ثبت نام چهره های مهم در روز آ داشت. اما در نهایت همانقدر که ک داتوری جهانگیری شوک لحظه آ ی شد انصراف سعید جلیلی از ک داتوری هم جای تعجب داشت. این بار حتی لمس پاهایم هم فرق داشت.. بوسه ات که جای خود داشت.. حرص داشتی و نداشتی.. می خواستی و نمی خواستی.. نخواستنت بوی خواستن میداد.. سردی ات را داشت خودت را می سوزاند.. دستم را از غرور نبود که نگرفتی .. از ترس بود.. ترس دوباره گلو گیر .. همه چیز را یخ زده می خواستی و.. نگاهت داغ.. می خواستی نگاه کنی و نگاه نمی کردی.. این بار با همیشه فرق داشت.. رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال درباره محرومیت هافبک پرسپولیس گفت: کارت های زرد و قرمز کمال کامی نیا و ا اجش از بازی با تراکتورسازی ابهام داشت که نیاز به بررسی داشت. این کتاب در وصف مردی است که ۲۱۶۰ روز مرخصی طلب داشت؛ بیش از ۶۰ مهمان ناخوانده در بدن داشت به نام ترکش، از نوع ریز و درشتش؛ زخم عمیقی در پهلو داشت که یادگار ترکشی بود. پایان قصه
غروب بود و هوایی که بوی باران داشت
هنوز سایه ی خورشید بر زمین جان داشت دلم به ماندنت ای مهرَبان! چه دلخوش بود
ولی دلِ تو از اینجا، خیالِ هجران داشت من از نگاهِ تو بر جاده خوب فهمیدم،
دلت به دوریِ راهی غریب، ایمان داشت ج در بهار بود، اما
فضای فاصله ها سردیِ زمستان داشت اگر چه ساده در آغاز دل به هم بستیم
رسی. من چه میدانستم تو با یک ع بعد یک کافه دوستم خواهی داشت و من از کجا میدانستم دوستت خواهم داشت با پرسیدن یک سوال تکراری که جوابش را هم خودت میدانستی. امروز در این دقیقه و این ثانیه به خودم میپیچم و تو به خود من دوستت دارم و خواهم داشت تو حتی اگر از من دریغ کنی آن صدا و آن هیبتت را... و من باز دوس دارم در مقابلت بنشینم زل بزنم به آن چشمان قه. می شود در صبح یک روز بارانی ، آفتاب را برای داشتن یک رنگین کمانِ زیبا به پنجره چشمانِ تو دعوت کرد ، می شود بی آنکه بدانی دوستت داشت و چشمانت را روی کاغذی پر از شعر نقاشی کرد ، می شود تو را داشت اما هیچ چیز نداشت ، می شود تو را داشت اما هیچ چیز نخواست ، دنیای من از تمام آدم های ریز و درشتی که می شناسی جداست ، سرزمین من... تویی... . هیچ نقطه ای. به من گفتند باید که حذر کرد
از عشق او که بسیاری خطر داشت!
ولی بر عاشقی چون من پریشان
مگر اندرز ها دیگر اثر داشت؟

طلسمِ عشق او یک پاسبان از
هیولاهایِ ما فوقِ بَشر داشت
که میلی وافر او همواره گویا
به مغزِ عاشقانِ همچو داشت !

منِ هم که در دامش گرفتار...
از عشق ما هیولا هم خبر داشت !
هویلای کریه و زشت و وحشی. ابتدای فصل بسیاری به ما ایراد گرفتند اما ما باید تیم 20 نفره به جای 11 نفر داشته باشیم. علی قربانی در این دیدار نیمکت نشین بود و رابسون نیز در کنار ما حضور نداشت. فرشید باقری یک دگرگونی داشت اما شکر خدا اکنون بازگشته است و در زمانی که در بازی حضور داشت نمایش خوبی داشت. خدا را شکر می کنم که این بازیکن را حفظ کردیم و نتیجه این اتفاق را می ب. در اوایل دهه 1980 کارتون جذ ساخته شد که آقای س که نام داشت و البته یکی از کارتون های خاطره انگیزی بود که در دهه 60 از تلویزیون ایران پخش می شد. مردی با کت بلند و کلاهی کوچک که زندگی و شغل معمولی داشت و در تمام 39 قسمت این داستان سعی داشت تا به نحوی بر س که خود غلبه کند اما موفق نمی شد و همین س که هر بار داستانی جدید برای او به وجود می آورد. تو از اول سلام ات پاسخ بدرود با خود داشت
اگرچه سِحر صوتت جذبه ی داوود با خود داشت بهشتت سبزتر از وعده ی شداد بود اما
برایم برگ برگش دوزخ نمرود با خود داشت ببخشایم اگر بستم دگر پلک تماشا را
که شعله ات در پیچ و تابش دود با خود داشت «سیاوش»وار بیرون آمدم از امتحان گرچه
- دل «سودابه»سانت هرچه آتش بود با خود داشت مرا با برکه. ❤️دلنوشته
دلنوشته ای برای دختران و ن سرزمینم ایران!!!
رد شد ، ولی هنوز ردش مانده است. ای کاش پشت سرش چشمی داشت و می دید و یا دوربینی بود و از دور به او نشان می داد که هنوز ردش مانده است. یا ی جرعتش را داشت و به او می گفت که ردش مانده است. ادامه مطلب یک پسر جوان که زنی میانسال را به قتل رسانده و با جلب رضایت اولیای دم از قصاص گریخته بود از جنبه عمومی جرم محاکمه شد. جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد رحمی که به این غمزده اش بود نماندست لطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد گر یار خبردار شود از غم عاشق جوری که به این قوم روا داشت ندارد وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست کان گوشهٔ چشمی که به ما داشت ندارد
ندارد و ندارد که ندارد..
$ وحشی غار ستایش_1396/2/14

رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه ی گفت: آنچه (ره) در معماری این نظام مدنظر داشت یک مثلث با اضلاع ملت، ت و دین مبین بود. سرمربی تیم فوتبال لخویا قطر گفت که غیبت تماشاگران در دیدار فردا تاثیری در عملکرد این تیم نخواهد داشت. 56         غنچه ها آلاله داشت   زندگی ها ، روزگاری سبز اندر سبز بود سبز و زیبا ،باطراوت ،غنچه ها آلاله داشت چهره ها نوری درخشان داشتند دیده ها دریایی از اشگِ محبت با صفا پنداشتند   رنگ آبی رنگ بر خوردی  ز آدم های ساحل های دور در غروبی که به نوری از ی در افق می نشست خورشید اندر بستر آرام خویش   موج دریا کف ن شا. دوست دارم وقتی از این دنیا میروم اگر نابغه بودم که نیستم یا استعداد داشتم که ندارم نگویند یک استعداد یا نبوغ رفت؛ بگویند یک پشتکار رفت؛ اگر عالم بودم نگوید عالمی رفت بگویند عاملی رفت اگر ثروتمند بودم بگویند کارگری رفت اگر رشنفکری بودم بگویند مومنی رفت اگر مومنی بودم بگویند آزادفکری رفت؛ اگر خانواده داشتم نگوید همسرم یا فرزندم یا . چه حکایت داشت دیوار پشت سر م وب از جلو ناپیدا راه و گلی کنج ناپاکیها کنج زخم تن برگ چه حکایت داشت دیوار مزرعه گوشه فکر ابر ، با بارانی سوی خیال چه حکایت داشت دیوار رهپای دو معشوق گوشه چشم روبرو نقش برجسته دل و درونش سرخ سرخ افلاطونی عشق. م.الف اختصاصی از فایلکو کاشت داشت برداشت ک ا با و پر سرعت .
کاشت داشت برداشت ک ا
کاشت داشت برداشت ک ا کاشت داشت برداشت ک ا 40 صفحه
با
کاشت داشت برداشت ک ا
رئیس حوزه هنری همچنین درباره شهید آوینی گفت: آوینی تجربه خوبی در هنر داشت و عالم روشنفکری را در جوانی سیر کرده بود و نسبت به ارزش های عالم روشنفکری اشراف داشت. آوینی ضمن این که اهل نظر بود، در شاخه های مختلف هنری نیز دستی بر آتش داشت و انسانی عملگرا بود. بازی نفت آبادان و گسترش فولاد تبریز یک حاشیه عجیب داشت که سروصداهای زیادی به همراه داشت. سرمربی اتلتیکو مادرید اعتقاد دارد تیمش در بازی برگشت مقابل لسترسیتی کار دشواری در پیش خواهد داشت. پلاسکو توانایی مقابله با این آتش را نداشت. پلاسکو دوست داشت بریزد. پلاسکو خسته بود. پلاسکو 50 سال ایستاده بود و دوست داشت کمی بنشیند. پلاسکو بدنی پر از زخم داشت. کاش میشد زندگی تکرار داشت.. لااقل تکرار را یکبار داشت.. ساعتم برع میچرخید و من ؛ بر تنم میشد گشاد این پیرهن. آن دبستان,کودکی,سرمشقِ آب ؛ پای مادر هم برایم جای خواب... هر ی کم کرد ما را فاصله ؛ شد شریکِ و یارِ غافله..! عمر هستی,خوب و بد بسیار نیست ؛ حیف هرگز قابل تکرار نیست..!! تلاش پژوهشگران کشورمان برای دستی به تازه ترین راه های درمان ناباروری پس انقلاب در پژوهشکده رویان نتایج خیره کننده ای را در بر داشت. ف الدین دانش آشتیانی ظهر امروز در نشست خبری خود با اصحاب رسانه اظهار داشت: خبر قتل "آتنا اصلانی" دانش آموز دبستانی اردبیلی تاسف انگیز بود و باید توجه داشت که با وجود گستردگی برنامه های وزارت آموزش و پرورش این مورد نادر است و به طور جد پیگیر موضوع هستیم و برخوردی قاطع با متخلف خواهیم داشت. دکلمه غزل بلبلی برگ گلی با صدای نسرین محمدی   بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت                  وندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت  گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست               گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت  یار اگر ننشست ب. هر چند که مواضع وی با ت متفاوت بود اما بنده حق ی ایشان را همواره مدنظر داشتم، هم همیشه لطف و محبت داشت و برای استماع حرف حساب گوش شنوا داشت. البته در این صحنه دروازه بان تیم ملی حق داشت خیلی سریع بازی را آغاز کند چرا که او یک اخطار در کارنامه خود داشت و در صورت تعلل در این دقایق ممکن بود باز هم از داور میدان اخطار بگیرد و بازی بعدی تیم ملی را از دست بدهد. بیرانوند به دلیل ترس از اخطار بازی را آغاز کرد اما کی روش اصرار داشت تا وی کمی با تاخیر بازی را آغاز کند. خوزه پکرمن شب گذشته رفتار جالبی در کنار زمین در هنگام زدن ضربات پن ی داشت. پلیس انگلیس از بازداشت زنی خبر داد که قصد داشت از در ورودی کاخ سلطنتی این کشور بالا برود.