ب ک نیت مورک خ رد مون مورک ب ک نیت ب ک نیت خ رد مون اهل و لات آد م ل مورک ب ک نیت خ رد مون

به نقل از خبرگزاریها در مورد ب ک نیت مورک خ رد مون مورک ب ک نیت ب ک نیت خ رد مون اهل و لات آد م ل مورک ب ک نیت خ رد مون : پیروزی های مهم عراق و در جنگ با تروریست ها؛ دروازه ورود تروریست ها به کربلا تحت کنترل نیروهای داوطلب/ شمارش مع برای ش تن محاصره 28 ماهه «نبل و ا هرا» + و نقشه گروه بین الملل – رجانیوز: پیش روی و عراق در جبهه های درگیری با تروریست ها ادامه دارد. به گزارش رجانیوز، از عراق خبر می رسد که عملیات مشترک و نیروهای مردمی با عنوان «عاشورا» برای پ. فرجامی غم انگیز برای محبوب ترین کمدین سینما مرگ خنده! اسان - مورخ چهارشنبه 1393/05/22 شماره انتشار 18757
نویسنده: گروه ادب وهنر [email protected] خبر درگذشت ر ن ویلیامز شوکی برای مردم بود، برنامه های تلویزیونی قطع شدند تا این خبر را اعلام کنند و در همان لحظه ویلیامز همه شبکه های آنلاین را به تسخیر خود درآورد حتی اوباما هم تاثر عمیقش را بلافاصله ابراز کرد.به گزارش مهر به نقل از تایمز، ویلیامز به عنوان یک کمدین نابغه بیش از سه دهه ستاره های سینمایی و تلویزیونی بودکه وابستگی اش به مواد اعتیادآور در نهایت به زندگی اش پایان غم انگیزی داد. او بارها در طول زندگی اش با اعتیاد به الکل مبارزه کرده بود و اکنون خانواده او در خواست کرده اند به حریمشان احترام گذاشته شود تا آنها بتوانند در این لحظات دشوار با غم خود کنار بیایند. جسم بی جان ویلیامز ظهر دوشنبه (به وقت ایران نیمه شب دوشنبه) در خانه اش در تیبورون پیدا شد.ویلیامز که از سوی سایت انترتینمنت ویکلی در سال 1997 به عنوان بامزه ترین مرد در قید حیات معرفی شده بود، در طول این مدت موجب خنده و شادی بسیاری از مردم جهان شده بود. با این حال او در نقش های جدی نیز بازی کرده بود و به عنوان معالج روان درمان مت دیمون در «ویل هانتینگ خوب» در سال 1997، جایزه اسکار نقش مکمل را دریافت کرده بود. او برای «پادشاه ماهیگیری» در سال 1991، «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 و «صبح به خیر، ویتنام» در سال 1987 نامزد دریافت اسکار شده بود. ویلیامز در این سال ها مشکلاتش از جمله اعتیاد به کوکایین و الکل را با جامعه در میان گذاشته بود. او یک بار سال 2006 راهی کمپ هازلدن شد تا بتواند بر این مشکلات غلبه کند و بعدها توضیح داد که مشکل وابستگی به الکل در طول 20 سال اخیر او را به شدت عذاب داده است. به تازگی نیز او تصمیم گرفته بود تا یک بار دیگر بستری شود. بازیگر نقش محبوب «خانم دات فایر» در این باره گفته بود: لبه یک ص ه ایستاده ای و پایین را نگاه می کنی، ص می شنوی، تنها یک صدای ضعیف که می گوید «بپر» و همان صدا می گوید «همین یک بار»... و همه فکر می کنند همین یک بار که اشکالی ندارد، اما بعد از آن دیگر امکانی وجود ندارد.ر ن ویلیامز سال 1951 در شیکاگو به دنیا آمده بود. او با کریستوفر ریو که بعدها به دوستی صمیمی برای تمام طول عمرش بدل شد، در کلاس معتبر بازیگری جان هاوسمن پذیرفته شد. ویلیامز اوا دهه 1970 وارد هالیوود شد و در نقشی در «مورک و میندی» بازی کرد. او در نقش آدمی از کرات دیگر بازی کرد که به زمین آمده بود و در این کمدی نشان می داد که نگاه او به زمین چطور است و زمین در واقع چگونه است. با نمایش این برنامه، ویلیامز به سرعت به عنوان یک استعداد فوق العاده در برنامه های کمدی شناخته شد و در نقش های متعددی بازی کرد. در «صبح به خیر ویتنام» او در نقش یک دیجی بازی کرده است.هر چند این کار حالا معمول شد، اما او در آن زمان از این توانایی برخوردار بود که نقش ها را با توانایی های ویژه شخصیت خودش، بازنویسی کند. این استعداد به او این امکان را داد تا در سال 1986 میزبان برنامه اسکار شود و در فهرست بازیگران درجه یک قرار بگیرد. توانایی کمدی بی نظیر ویلیامز را شاید بیش از همه بتوان در «خانم دات فایر» در سال 1993 مشاهده کرد؛ یک کمدی تغییر چهره ای که او در آن هم در نقش پدر جوان یک خانواده ظاهر می شود و هم به لباس یک خدمتکار زن سالخورده در می آید تا به فرزندانش که به دلیل ج پدر و مادرشان امکان دیدن او را ندارند، نزدیک باشد. بیانیه رییس شرکت و دیسنی برای درگذشت ویلیامز رابرت ایگر رییس شرکت و دیسنی با صدور بیانیه ای گفت: ویلیامز برای خلق شماری از محبوب ترین شخصیت های کمدی دنیا همیشه محبوب خواهد ماند و به یادآورده می شود. وی افزود: او یکی از چهره های افسانه ای دیسنی است، یکی از اعضای محبوب خانواده ما و همیشه جایش خالی خواهد بود و ما در کنار دوستان و همه هواداران او سوگواری می کنیم و برای خانواده اش در این ساعات دشوار آرزوی آرامش و بردباری داریم.ویلیامز امسال پس از 32 سال به تلویزیون بازگشت و با نمایش فصل اول از مجموعه «دیوانه ها» میلیون ها نفر را پای تلویزیون نشاند.جیمی ماسادا رییس لاف فکتوری در باره او گفت: او همیشه به عنوان یک شخصیت و یک نقش دیده می شد، دیگر نمی توانستی ر ن واقعی را ببینی. من از 35 سال پیش می شناختمش و در عین حال هیچ وقت نمی شناختمش.وی افزود: او حریم خودش را عمومی کرد، با همه در خیابان حرف می زد و هر ی که می خواست می توانست بیاید و با او ع بگیرد. خودش هم دیگر نمی دانست چقدر از دنیای خصوصی اش را به نفع مردم از دست داده است. اوباما هم اعلامیه داد اوباما رییس جمهور با صدور اعلامیه ای درباره درگذشت ویلیامز نوشته است: ر ن ویلیامز یک مرد فضایی، یک ، یک نابغه، یک خدمتکار، یک رییس جمهور، یک ، پیت ن و هر چیز دیگری که بتوانید فکرش را کنید بود. اما او کی بود. او به عنوان یک بیگانه وارد زندگی ما شد- اما همه عناصر روح انسانی را برای ما ملموس کرد. او را به گریه درآورد. او استعداد نامتناهی اش را به راحتی به آنهایی که به آن نیاز داشتند هدیه کرد- از همه سنگرهای ما در طول مرزها تا خیابان های خودمان. کریس کلمبورس کارگردان در فقدان او گفت: یکی از چهره های ویژه کمدی مان را از دست دادیم، همانطور که یکی از بزرگترین بازیگران این نسل را. کلمبوس کارگردانی «خانم دات فایر» را انجام داده بود و قصد داشت قسمت دوم آن را نیز با همکاری ر ن ویلیامز بسازد.او افزود: تماشای کار ر ن یک امتیاز جادویی و ویژه بود. اجرای او شبیه هیچ بازی دیگری که تا آن زمان هر کداممان دیده بودیم نبود، این توانایی از جایی دوردست و از یک توانایی درونی و روحی می آمد... ما 21 سال با هم دوست بودیم. بچه هایمان با هم بزرگ شدند و او بود که فکر زندگی در سن فرانسیسکو را در سرمان انداخت و من همیشه به او مثل برادرم نگاه می . ویلیامز صداپیشه پویانمایی «علاء الدین» دیسنی در سال 1992 هم بود و جفری کاتسنبرگ مدیر پیشین بخش پویانمایی این شرکت این صداپیشگی را چنین توصیف کرده است: واقعا این بازی یکی از درخشان ترین و منحصر به فرد ترین صداپیشگی ها در تاریخ پویانمایی بود. «علاء الدین» بدون ویلیامز به یک اثر کلاسیک برای همه دوران بدل نمی شد. مردی که به همه سلام می کرد کلی کوک همسایه 50ساله اش هم او را فوق العاده خوانده و می گوید همیشه او بود که به همه سلام می کرد و بچه های من همیشه منتظر بودند تا او را ببینند چون کلی با آنها شوخی می کرد.هنری وینکلر کارگردان نیز می گوید: ر ن ویلیامز شبیه هیچ دیگر نبود. تماشای بازی او روی صحنه واقعا یک چیز خاص بود. روحش قرین آرامش باد.رییس پلیس مارین کانتی قرار است طی یک کنفرانس خبری اطلاعات بیشتری را درباره مرگ ر ن ویلیامز که به نظر خودکشی می رسد، در اختیار دوستدارانش قرار دهد.ر ن ویلیامز سه فرزند از همسر قبلی اش به نام های زاخاری، کودی و زلدا دارد و پدرخوانده دو فرزند به نام های کیسی و پیتر بود. نیمه پر لیوان یا نیمه خالی؟/چگونه می توان در بدترین شرایط زندگی شاد زندگی کنیم؟ نیمه پر لیوان یا نیمه خالی؟/چگونه می توان در بدترین شرایط زندگی شاد زندگی کنیم؟ با به کارگیری قانونی خاص در شرایط زندگی همواره شاد زندگی کنید و آرامش را به زندگی خود بازگردانید. همه اشخاص دست کم یک بار در شرایطی که مصداق بارز قانون مورفی است قرار گرفته اند؛ برای درک درست این قانون این شرایط را در ذهن تصور کنید: یک قرار کاری بسیار مهم دارید و باید مثلا ساعت ۳ در یکی از محله های شلوغ شهر حاضر باشید. از نظر خودتان، همه برنامه ریزی ها کامل و درست هستند و بر اساس آن، تصمیم می گیرید که راس ساعت ۲ از خانه بیرون بروید تا ۵ دقیقه پیش از شروع جلسه در محل موردنظر باشید.اما با اینکه همه شرایط کاملا آماده به نظر می رسد و نقشه ترافیک را هم چک کرده اید و به خیال خود در ساعت مقرر در محل حضور خواهید داشت، یک اتفاق ناخواسته همانند تصادف در مسیر روی می دهد. حالا دیگر نه راه پس دارید، نه راه پیش! و مجبور هستید در وسط اتوبان، پشت ترافیک سنگین و ایست کامل خودروها به خود و شانس بد خود لعنت بفرستید.
یا مثلا هنگام وج از پارکینگ متوجه می شوید که ریموت کار نمی کند. یا تصمیم دارید یک مطلب را سر ساعت معینی در سایت خود پست کنید و دقیقا دو دقیقه پیش از این کار، اینترنت کلا قطع می شود و هیچ ترفند و فوت&zwnjzwnj;فنی هم روی آن کارساز نیست. در نهایت مجبور می شوید کامپیوتر را ری استارت کرده و دوباره از نو کارهایی که یک بار انجام داده اید را تکرار کنید. و هزاران مثال مشابه دیگر که بدون شک بیشتر ما در اغلب مواقع با آن ها مواجه می شویم.اما ماهیت اصلی این رویدادها چیست و چرا همیشه در بدترین زمان ممکن دست آدم را در حنا می گذارند؟ برای ب آگاهی در این رابطه که در لحظات سخت و دشوار چگونه رفتار کنیم  ادامه مطلب را بخوانید.
قانون مورفی چیست؟ دیدگاه های مختلفی دربارهٔ منشأ دقیق قانون مورفی و جزئیات تشکیل اولیه آن وجود دارد. اما داستانی که همه جا در مورد منشا این قانون نوشته شده به شرح زیر است:«از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ پروژه ای به نام mx۹۸۱ در منطقهٔ مورک (که بعداً به پایگاه نیروی هوایی ادوارد نامگذاری شد) برای آزمایش تحمل نیروی گرانش انسان هنگام کاهش سریع سرعت انجام شد. این آزمایش روی یک واگن که موشکی برای سرعت گرفتن و چندین ترمز هیدرولیک برای ایستادن روی آن سوار شده بود انجام می شد.در ابتدا برای انجام آزمایش آدمک های را که در بررسی تصادفات استفاده می شوند به صندلی واگن می بستند، اما در آزمایش های بعدی توسط جان پاول استپ که در آن زمان سروان نیروی هوایی بود انجام شد.در حین این آزمایش ها در مورد میزان دقت ابزار استفاده شده برای اندازه گیری نیروی وارد شده به سروان استپ، سوالاتی مطرح شد. در این زمان مورفی استفاده از کشش سنج الکترونیکی را که به جایگاه سروان استپ بسته می شد، پیشنهاد کرد.مورفی به این نوع تحقیق علاقه مند بود و قبلاً تحقیق مشابهی برای اندازه گیری نیروهای دستگاه های سانتریفوژ پرسرعت انجام داده بود. دستیار مورفی اتصالات جایگاه را متصل کرد و آزمایش با یک شمپانزه انجام شد. اما حسگرهای بسته شده همه صفر را نشان می دادند و معلوم شد که دستیار مورفی، حسگرها را اشتباه وصل کرده بوده. در این زمان بود که مورفی این جمله را استفاده کرد: «این مرد راهی برای اشتباه داشته باشد، بی شک اشتباه می کند» و با اینکه پیشنهاد شد که آزمایش دوباره با اتصالات صحیح انجام شود، از گروه خارج شد.»واقعیت این است که همه قوانین مورفی از روی بدبینی ساخته شده اند. البته مرهمی موقتی برای کاهش درد بدبیاری ها هم محسوب می شود و خلاصه آن این عبارت است: «اگر بتواند بشود، می شود.»
به زبان ساده تر باید گفت، طبق قانون مورفی همیشه همه چیزها در بدترین و نامناسبترین زمان به خطا می روند و کارها را لنگ می گذارند. معمولاً هنگامی که شخصی همواره بدشانسی می آورد او را مشمول قانون مورفی می نامند.در حال حاضر تعداد قوانین مورفی به قدری زیاد شده اند که حساب آن از دست خارج است. اما در ادامه تعدادی از معروف ترین آن ها را انتخاب کرده ایم.اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.لبخند بزنید فردا همه چیز بدتر خواهد شد.اتوبوس، قطار، هواپیما و… همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند؛ مگر آنکه شما دیر برسید.احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.هیچ کاری آن قدر ساده نیست که به نظر می رسد.هرگاه به دروغ به رئیس خود بگویید که علت تاخیر شما پنچر شدن چرخ ماشین تان بوده، روز بعد چرخ ماشین شما پنچر خواهد شد.هرگاه چیزی را دور بیندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید به آن نیاز پیدا خواهید کرد.هروقت که دست تان روغنی یا خیس باشد نوک دماغ تان شروع به خارش خواهد کرد.وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی، مهم ترین شان ناخوانا ترین شان است.هرگاه کفش نو را برای نخستین بار به پا کنید همه پایشان را روی آن خواهند گذاشت!هر چیزی که بتواند اب شود اب میشود؛ آن هم در بدترین زمان ممکن.همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند، حتما دلیلی دارد.احتمال روبه رو شدن با یک آشنا، وقتی که با ی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.هیچ کاری به آن سادگی که به نظر می آید نیست.اگر چیزی از دست تان بیفتد، بدون شک به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.وقتی می خواهید به ی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت ع دارد.اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته اید.هر وقت دنبال چیزی می گردید، همیشه در آ ین مکانی که جستجو می کنید آنرا پیدا می کنید.همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده اید روی زمین می افتد.اگر شما هم نمونه های دیگری از این قانون را می شناسید و خودتان هم تجربه کرده اید، می توانید در بخش نظرات آن را با ما در میان بگذارید.
نکاتی برای رسیدن به آرامش در لحظات سخت زندگی  به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید. شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مسئله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است. دست و پنجه نرم با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. بخشی از زندگی و رشد تجربه، مشکلات غیرقابل انتظار است. آدمها کارشان را از دست می دهند، بیمار می شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند. وقتی جوان تر هستید و همه چیز خوب پیش می رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی دشوار است. هوشمندانه ترین و گاهی سخت ترین کاری که در چنین موقعیت هایی می توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی تر شدن به ما می دهند. اشکالی ندارد که برای مدتی از هم بپاشید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و هیچ نیازی نیست که مدام ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می رود. همینطور نباید نگران باشید که بقیه چه فکری می کنند. اگر لازم است گریه کنید، اشک ریختن عملی کاملاً سالم است. هر چه زودتر این کار را ید، زودتر خواهید توانست دوباره لبخند بزنید. و لبخند زدن همیشه به معنی خوشحال بودن فرد نیست. گاهی اوقات به این معنی است که آنقدر قوی هستند که در مواجهه با مشکلاتشان لبخند بزنند.