تا تو رفتی

به نقل از خبرگزاریها در مورد تا تو رفتی : کجا سفر رفتی؟ که بی خبر رفتی؟ اشکم را چرا ندیدی،از من دل چرا بریدی؟ دست از من چرا کشیدی، که ژیش چشمم ره دگر رفتی؟ بیا به بالینم ، که جان مسکینم تاب غم دگر ندارد جز بر تو نظر ندارد جان بی تو ثمر ندارد مگر چه که بی خبر رفتی؟ چه قصه ها که از وفا گفتی با من تو بی محبتی کنون جانا یا من؟ تو چونان شرر به خدا خبر زخدا نداری رود آتش از سر آن سرا که . ای که رفته با خود دلی ش ته بردی این چنین به طوفان تن مرا سپردی ای که مهر باطل زدی به دفتر من بعد تو نیامد چه ها که بر سر من ای خدای عالم چگونه باورم شد؟ آنکه روزگاری پناه و یاورم شد سایه اش نماند همیشه بر سر من زیر لب بخندد به مرگ و پر پر من رفتی و ندیدی که بی تو ش ت بال و خسته ام رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پرش ته ام رفتی و نهادی چه آسان دل . مرغ شب با صدای بی نظیر سیما بینای عزیز تقدیم دوستان

چو مرغ شب خو و رفتی
دلم را لرز و رفتی

شنیدی غوغای طوفان را
زخواندن وا م و رفتی

به باغ قصه به دشت خواب
به راه شیرین پرمهتاب

مثل روح آزرده ی مرداب
دلم را لرز و رفتی

چو مرغ شب خو و رفتی
تو اشک سرد زمستان را

چو باران افش و رفتی
چو مرغ شب خو و رفتی http://www. تو که رفتی دل من تاب نیاورد و ش ت
کمرم خم شد و از فرط غم و درد ش ت

تو که رفتی همه بر زخم دلم نیش زدند
قامت سرو دلم مثل گل زرد ش ت

در هوایت همه ی پر زدنم شوق تو بود
بی تو بال و پر دل در قفس سرد ش ت

بعد تو دست ی را تن من لمس نکرد
همه شب اشک شدم ، بغض دل مرد ش ت

شب تنهایی من ماند پس ازخنده ی صبح
در سکوت سحری ع.
درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییز
آهنگ سفر میکردی
از رهگذری محنت خیز
دیدم که گذر میکردی
درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه آتشین شد
ازآن شبی که برنگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد

از آن شبی که بر نگشتی
در آ ن شب سرد . اباصالح ماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش شب کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر سر قبر قاسم و قبر ها رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن ات را در کنج ویرانه برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش شدی محرم در مراسم حج یا صفا رفتی یاد ما هم باش دعا کردی از برای معراج ماس دعا یاد ما هم باش به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن ات را در کنج ویرانه به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش پی نوشت1(شب 19 ام حاج آقا مسجدمون که خیلی نفس حقی هم داره گفت همه با هم این شعر بخونیم خیلی خوب بود، یک چیزه دیگه هم گفت که من خیلی دوست داشتم این که وقتی خدا را بعد از 10 مرتبه به عزیرترین انش قسم می دهید زیر لب بگویید "اللهم عجل لولیک الفرج")
پی نوشت 2(شب 21ام و شب 23ام حتما یه زنگ به حرم رضا(ع)بزنید قطعا ویژه برای همه مون دعا می کنند) پی نوشت3(خیلی خیلی برای همه و مخصوصا تمام همسنگری ها دعا کنید) از همان گریه ام که شادت کرد، راز ها آشکار شد، آری کز کجا آب می خوری ای گل، در خی چه نقشه ای داری دل ندارم که عاشقت باشم، دل ندارم که بشکنی این بار تو دلت آمد و دل من رفت، خوش به حال شما که دلداری رفتی و بعد تو هوا مانده، پشت این درب های وا مانده بی هوا زنده ام، حواسم نیست، زندگی مرده است انگاری آمدی، عشق شعله زد رفتی، تا دلم عاشقت شود رفت. عیده و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنها
به جای عیدی عزیزم
من تو رو میخوام

از وقتی رفتی غمگینه خونه
گریم میگیره با هر بهونه
رفتی و موندم با این همه درد
هرگز نمیشه فراموشت کرد

عیده و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنها
......... مرا گم کردی و رفتی .
نوشتم بی" تـو" میمیرم ،
.......... تبسم کردی و رفتی . نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی . نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل م. چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم.... خی گر چه عمری یار من بود
امیدت گر چه در پندار من بود بیا امشب ی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساقرم ده چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم ، به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست ، ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی؟ چرا؟ من بی قرارم ، به سر سودای آغوش تو دارم خی گرچه عمری یار من بود، امیدت گرچه در پندار من بود بیا امشب ی دیگرم ده ، ز مینای حقیقت ساغرم ده چرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم ، به سر سودای آغوش تو دارم چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقر. من یک غزل در برگه ای تاخورده بودم سوز ام ، تا ناکجاها رفته دودم لب تشنه ات بودم ولی رفتی که رفتی در حسرت ِ تو آب شد کلّ ِ وجودم اخمت اگرچه تلخ ، شد داروی دردم قلبت اگرچه سنگ ، شد مُهر ِ سجودم چشمت چه سرّی داشت ؟ وقتی باز می شد می شد دلیل ِ روشن ِ کشف و شهودم وقتی نباشی زندگی لطفی ندارد دیگر چه خیری هست در بود و نبودم؟! رفتی و چون گل های قا. سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه..
('_')_//_/\...
('_') \\ /\
\('_')/ _/\
هوووووووووووبیا وسططططآهاااانباز باز باز...باز منو کاشتی رفتی تنها گداشتی رفتیدروغ نگم ب جز من یکی دیگ داشتی رفتی...دستااا شلهههههههههههههههههه..
('_')_//_/\
('_') \\ /\
\('_')/ _/\
جونی جونم یار جونم بیا دردت به جونم ، شب مهتاب لب دریا سی تو آواز می خونم ، جونی جونم یار . تینا؟...آجی؟...حالم بد بود...اومدم باهات حرف بزنم... ما هممون دلمون برات یه ذره شده آجی... پس کِی میخوای بیای پیشمون؟ یه هفته ای میشه ازت هیچ خبری نیس... نه از خودت... نه از پستای غم انگیز و جالب و خوندنیت... از هیچی دیگه خبر نداریم... تینا؟ آ ین باری که اومدی وبم برا خ ظی رو یادت میاد؟ یادته ازم خواستی ببخشمت بابت (.....) و گفتی که ح بد شده و میخوا. اباصالح ماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از . گفتند....... دلتنگی هایت را به برگ بسپار پاییز، می ریزد. سپردم....... . اما ندانستم درخت دلتنگی های من کاج است * میان دفتر شعرم ،
......... مرا گم کردی و رفتی .
نوشتم بی" تـو" میمیرم ،
.......... تبسم کردی و رفتی . نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی . نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل م. رفتی و بَعد تو بر پنجره باران زده استبی سبب نیست که مردی به خیابان زده استرفتی و بعد تو این خانه پُر از دلهره شدوَضعِ جِسمانیِ مَن آه ، چه بُحران زده است
"سعید شیروانی"
حسن سهر :
سلام بر همه و شهید عزیز خلبان بابایی.
اشتیاقت به حفاظت از میهن نگذاشت پشت میز نشین شوی و برای فرزندانت پدری کنی.رفتی تا فرزندان دیگران بدون پدر نمانند 29 سال است که پر کشیده ای و رفتی.اما چه خوب شد رفتی،رفتی و به غارت رفتن بیت المال را به صورت هزار میلیاردی توسط عده ای ندیدی ،راستی اگر بودی چگونه با آنها برخورد می کردی.س. خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم با یه ع روی دیوار خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم با اشک های شبانه کنار دیوار ******** خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم با غم بی ی و غربت خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم با یه زندگی پر از حس وحشت ******** خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم با یه جسم بی روح خوش به ح تو ساده رفتی و من موندم تک و تنها مثل یه روح ایستاده بودم و تو می رفتی

در معبر باد

در میان بغض ه در گلو

در این آتش نشسته بر

در میان حسرت و اندوه

تو می رفتی

اما چه پر غرور .

و من افتاده در این ظلمت

مرا جز اشک چه مرهمی توان بود

اشکی که در آینه ان

تصویر تلخ دیروزها نقش می بندد

تو می رفتی پر غرور

و من چه ناتوان
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار
بر شیعه پیر و جوان، راحت روا نباشد
ای دیده! اشک می ریز، ای ! باش افگار
هر سنگ و خار این راه، سنجاب دان و قاقم
راه زیارت است این، نه راه گشت بازار
با زائران محرم، شرط است آنکه باشد
غسل زیارت ما، از اشک چشم خونبار گزارش تصویری مراسم خا پاری بانو در بهشت زهرا ایسنا به گرامی داشت روز ادبیات کودک
زیر قولت زدی بزرگ شدی
باز گفتی که اتفاقی بود
رفتی اما نشان کودکی ات
در نگاهت هنوز باقی بود
**
وقتی از کوچه بی صدا رفتی
ردّ پایت چقدر کوچک بود
می شد از ردپای تو فهمید
که دلت پیش یک عروسک بود
**
رفتی و روزهای روز اما
فرفره تند و تیز می چرخید
بادبادک برای مدّت ها
روی دست ن. طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته شعر میخوانم به یادت در قفس، غمگین و خسته من چه تنها و غریبم بی تو در دنیای هستی ساحلم شو، غرق گشتم بی تو در دریای هستی خیال بری میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشقتر شدم من از اونی هم که بود بدتر شدم من صب تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم تو خدای عاشقایی تو تموم و کارم تو به د. اومدی و رفتی..... یه دنیا خاطره گذاشتی و رفتی.... همین یک وجب پایین تر..... هنوز بوی نفس های تو می آید..... هنوز طنین صدایت همینجاست..... همین یک وجب پایین تر ،درست زیر بالشم..... اشک هایم را ببین.....همین که گاهی اینگونه سرازیر میشود..... دل عاشقم را عاشق تر میکند..... ببین....ببین......اومدی و رفتی......دیگه سرم درد نمیکنه..... ببین دیگه قرص نمیخورم...... دلم ه. تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیونه می شم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیونه می شم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بو. دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیمثه قصه یه عشق تازه بودیمثه افسانه بی اندازه بودیهیشکی برای من شبیه تو نبودهدنیا چه بی رحمی، آخه تنهایی زودهدل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیکه اینجوری تو رفتی .... "آهنگی برای ناصر"--------------------------------------به خدا زوده، زوده که بگ. با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد ریش خود را زادب صاف نمودم با تیغ همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد من حروف عربی را که ندارم در یاد ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد هرگز از قاسم (قاصم) و جبار نگفتم سخنی گفتم از صلح و صفا مهر و وفا رفتم و شد همچو واعظ نه عصا داشتم و نه نعلین سرخوش و بی خبر و بی سروپا رفتم و شد مدعی . ب انقد گریه صبح پا شدم دیدم چشام شده یه کاسه ی خون به لبم داغ جنون به کنارم تو بمون نرو با دیگری اومده دیوونه ی تو به در خونه ی تو دستا شله دست دست .. "\ /" )) (( _/ \_ سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه.. ('_') _// _/\... ('_') \\ /\ \('_')/ _/\ هووووووووووو بیا وسطططط آهاااان باز باز باز... باز منو کاشتی رفتی تنها گداشتی رفتی دروغ نگم ب جز من یکی دیگ داشتی رفتی... دست. قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با
برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم. وقتی رفتی ..از عشق برایم هیچ نماند...جز کمری ش ته...دلی ش ته...جگری سوخته...احساسی و باوری ویران...جانی برای زنده بودن ندارم...توانی برای برخاستن ندارم...میتوانی دستم را بگیری؟ باز دل بی قرار از غصه های بیشمار خسته ام از این دیار از بی وفایی های روزگار رفتی از غمهای من از پیش من و از این دوار ذهن من در بدر دنبال تو میکشد ا مرا این انتظار از هجوم این خاطرات من مانده ام بی راه فرار رفتی برو خدا نگهدار علی رستم پور هفتخوانی دوستان : از این به بعد هر متن یکی از آهنگ های "مرتضی پاشایی" رو به همراه لینک ش میذارم ... تا هر یه یادی ازش بشه ..... http://s5.picofile.com/file/8152801000/morteza_pashaei_to_rafti.jpg دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ هیشکی برای من شبیه تو نبوده دنیا چه بی رحمی، آخه تنهایی زوده دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی که اینجوری تو رفتی ............................. تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی http://www.tooptarinha.com/uploads/posts/2011-07/1311260060_1221-2.gif من گریه و تو خوندى یکى هست..تو قلبم. ♥ من لج و تو خوندى آدم که قسم خوردشو دق نمیده... ♥ من بغض و تو خوندى بغضم گرفته وقتشه ببارم.. ♥ من تنها شدم و تو خوندى نگران منى به تو قرصه دلم.. ♥ با احساسم بازى و تو خوندى بگو این دروغ دوست داشتنى و اینبارم..باز بگو بى تو میمیرم بگو دوستت دارم.. ♥ عشقم داره از پیشم میره و تو خوندى دیدى بى من دارى میری دیدی قولاتو ش تى.. میبینى... من با تو زندگى ♥ وقتایى که حالم خوب بود بلند بلند تو گوشم خوندى قلبم رو تکراره... ♥ حالا تو رفتى و من میگم: دل دنیارو خون کردى که اینجورى تو رفتى...♡♥ شعر "هفت سین زمستانی من" از آقای علی دهمرده خوانده شده در رادیو هفت ظاهرا فصل بهار به همین زودی زود می رسد باز به دروازه ی شهر همه شادند ولی من در کلبه ی خود می بندم تو از آن روز که بی من رفتی عاشق فصل زمستان شده ام و به دور از تو هنوز سفره ای میچینم عالمی سین اینجاست سفر و سوزش و سختی و سیاهی وسراب سرزنش های دل ساده ی من سنگی این دل عاشق . رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری فکرم به منتهای جم نمی رسد کز هر چه در خیال من آمد نکوتری مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماست یا پری تو خود فرشته ای نه از این گل سرشته ای گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری با دوست کنج فقر ب. در آغوش تو صدای آن مرد رفته پژواک میشد وقتی که با لب های سردش به استقبال دره ی پریشان قلب می رفتی و صدایش می کردی: تا کجا؟ پاسخت داد: تا مرگ! .... چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم آواز همایون شجریان به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم خی گر چه عمری یار من بود امیدت گر چه در پندار من بود بیا امشب ی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساغرم ده چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم ********* اینم متن اهنگی که عاشقشم.... تو رفتی اما من واسم مهم نیست
شاید درگیر احساس غرورم
ته قصه همیشه خوب میشه
ولی من از تمام قصه دورم
تو رفتی اما من ت نشستم
اصا انگار نه انگار اتفاقی داره رخ میده تو زندگیه من
که از من نمیذاره چیزی باقی
هنوز داغم نمیفهمم که چیزی به سرم اومد
چه اشکایی که بعد از تو از این چشم ترم اومد
هنوز داغم نمیف. ببین پسره گل الان شده ۱۳.۱۴ روز که نیستی که رفتی حتی بدون خ ظی رفتی یا برمیگردی خ ظی میکنی یا برمیگردی و میمونی تکلیف منو مشخص کن تو حالمو نمیدونی .... چرا رفتی؟ شعر: ********* چرا رفتی، چرا؟ من بی­ قرارم به سر، سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟
خی گر چه عمری یار من بود امیدت گر چه در پندار من بود بیا امشب ی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساغرم ده دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از هر دو عالم بی خبر کن اباصالح ماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش
نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش
مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا
به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش
زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش
به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش
بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او را زیارت کن
هم. تنهاشدم چقدر بی رحم بودی وتنهایم گذاشتی.... مگر برایت چی کم گذاشتم که رفتی؟.... دردم رابه چه ی بگویم که دردم رابفهمد؟... فرفریم خیلی تنهام خیلی.... چقدر بی رحم دستانم را ول کردی..... چقدر راحت دست رقیبم رادر دست گرفتی... خدا صدایم رابشنو دیگرنمیتوانم.... به خدا نمی توانم.به خدانمیتوانم.... دستانم رارها کرد.تودستم رابگیر... توهم مثل اون بی رحمی.... همایون شجریان ....برای کلیک کنید چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
خی گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب ی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بی.
به روی گونه ت دی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستیم نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی کنار انتظارت تا سحرگاه شبی همپای پیچک ها نشستم تو از راه آمدی با ناز و آنوقت تمنای مرا دیدی و رفتی شبی از عشق تو با پونه گفتم دل او هم برای قصه ام سوخت غم انگیز است تو شی ام را به چشم خویش فهمیدی و رفتی چه باید کرد این هم سرنوشتیست ولی دل را. سلام زهرا . میگن رفتی بیخیالش شو مال تو نبوده !! مال من نبودی یا خودت نخواستی مال من بشی!! ن خودت خواستی ولی فریب خوردی فریب غرور خودتو خوردی خودت خودتو فریب دادی و گرنه تو منو خواستی... زهرا عاشقت هستم ولی دیگه نمیخوامت دیگه رفتی که رفتی ولی من تا آ عمر با فکر تو زندگی می کنم به تصمیم اشتباه تو فکر می کنم به خودم فکر می کنم که چطور عاشقت . همین پیش پایت دلم تنگ شد نبودی برایت دلم تنگ شد نبودی سکوت و سکوت و سکوت برای صدایت دلتم تنگ شد ورق میزدم ع های تو را به حال و هوایت دلم تنگ شد تو با جاده رفتی و رفتی و من... من اینجا بجایت دلم تنگ شد خداحافظی کرده بودم قبول ولی پابه پایت دلم تنگ شد
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
خی گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب ی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو . تو رفتی من مانده ام با دنیایی که هر گوشه اش خاطره ای از تو دارد هوایش بوی ات را می دهد تمام مردمش هر ثانیه دختر خوب گفتن های تو را می کنند تو رفتی من مانده ام و با دلی که به هر چیزی پوزخند می زند تو رفتی و نگاه سنگ شده ای را برجای گذاشتی که دیگر نمی تواند گرم بخندد تو رفتی رفتی تا یکی دیگر را زندگی بخشی من ماندم و یک دنیا آهنگ و چند تکه کا. دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی... خیلی یهویی بود,بدجور همه رو شوکه کردی,آخه کجا رفتی با این عجله؟!... نمی شه باور کرد که دیگه نیستی ,همه رو سیاه پوش کردی,همه رو عزادار کردی کاش می شد کوچولوت رو می دیدی,کاش... غمگینه روز بارونی ما غمگینیم بارون نبار زود رفتی و فرصت نشد ای کاش می دیدمت یه بار خدانگهدار کاپیتان... رفتی و خاطره های ، تو نِشسته تو خیالم
بی تو من اسیرِ دستِ آرزوهای محالم
یادِ من نبودی امّا ، من به یادِ تو ش تم
غیرِ تو که دوری از من ، دِل به هیچ ی نبستم
یادِ من باش تا بتونم ، همیشه بَرات بخونم
بی تو وُ عطرِ تنِ تو ، یه چراغِ نیمه جونم