تا شقایق هست زندگی باید کرد

به نقل از خبرگزاریها در مورد تا شقایق هست زندگی باید کرد : ابن سینا معتقد است: باید دانست که قوه ها و کنش ها به وسیله یکدیگر شناخته می شوند. هر قوه ای منشا نوعی کردار (یا فعل انسانی) است و هر کنشی از یک قوه خاص سر می زند. از همینجا معلوم می شود که: جسم شما مساوی زندگی شماست و نوع جسم شکل دهنده نوع زندگی است. باید لطیف بود

باید صدای تشنگی گلهای دورو برت را بشنوی

باید بتوانی محو یک قاصدک شوی

باید چنان غرق حرکت ابرها شوی که کلاه از سرت بیافتد

باید با همه وجود برای نجات یک زنبور افتاده در آب مایه بگذاری

باید نرم نرمک زبان بریزی

باید آنقدر لطیف باشی که از کنار خوب و بد روزگار

مثل نسیم بگذری و

مثل باران بر پستی و بلندی زندگی نم نمک بباری

باید لطیف بود...

به قول جناب فاطمی نیا تا لطیف نباشی چیزی گیرت نمی آید

وگرنه با سر در موبایل و کانال به کانال تلوزیون

و غلط زدن در رختخواب

چیزی دستگیرت نمیشود که نمیشود! تو چه گفتی سهراب؟
قایقی خواهم ساخت ...
با کدوم عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند
با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد...
سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت
پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت
بیخیال قایق
یا که میگفتی ...
تا شقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
با شقایق باشی زندگی خواهی کرد ... <.
دشت هایی چه فراخ !
کوه هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می آمد!
من در این آبادی ، پی چیزی می گشتم :
پی خو شاید،
پی نوری ، ریگی ، لبخندی .
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود، که صدایم می زد.
پای نی زاری ماندم ، باد می آمد، گوش دادم :
چه ی با من ، حرف می زند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم .
یونجه زاری س. کودکم را چال مى کنم و بوى عشق گندیده از حفره هاى دماغم به مغزم سرایت مى کند، جمجمه ام مى ترکد زیر فشار حرف هایى که به دیوار مى خورند و باز مى گردند، قلبم را تکه تکه مى کنند گلوله هاى اشک آلود یک مرد و قرچ قرچ ش تن استخوانهایش ى گوش چپم را مى لرزاند. حال تهوع مى گیرم و بوى گند استفراغ در مغز استخوانم مى پیچد. این متروکه را که از بوى تن تو و. دشت هایی چه فراخ!
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم:
پی خو شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.

پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود، که صدایم می زد.

پای نی زاری ماندم، باد می آمد، گوش دادم:
چه ی با من، حرف می زند؟
سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجه زاری سر راه.
بعد جالیز خیار، بوته ها. مذاهب دنیا گریز، چیزی بسیار ضد و نقیض را به انسان آموخته اند. به انسان می گویند « از زندگی روی بگردان، زیرا زندگی ضد خداست. اگر از زندگی روی نگردانی به خدا نخواهی رسید. اگر از زندگی روی بگردانی محبوب خدا خواهی شد. » چه تناقضی! حتی یک بچه کو...چک نیز می تواند این تناقض را ببیند. خنده آور است. اگر خدا زندگی را خلق کرده است نمی تواند ضد آن باشد. زندگی را باید گرم و پر حرارت گذراند. باید مشعل زندگی را همزمان از هر دو طرف مشتعل کنند. لحظه ای کوتاه از جشن گرفتن زندگی کافیست تا تو را با طعم جاودانگی آشنا سازد و تو را به شناخت خدا برساند. زندگی شکل آشکار خدا و تجلی او و جشن گرفتن زندگی یگانه راه ستایش اوست. 297.jpg من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ ی کر نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.

چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید با زن خو د.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باید باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی در حوضچه "اکنون"است.

رخت ها را :
آب در یک قدمی است.

روشنی را بچشیم.
شب یک د ده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذایقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.

و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ ، این همه سبز.

صبح ها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت http://mj6.persianfun.info/img/92/6/namayesh16/29.jpg
زندگی به من آموخت چگونه اشک بر یزم ... اما اشک به من نیاموخت چگونه زندگی کنم ...زندگی به من آموخت درد و رنج چیست ... ولی به من نیاموخت چگونه تحملش کنم ...زندگی به من آموخت بی صدا گر یستن را ...پس تا هست زندگی باید کرد ...تا عشق هست ... عاشقی باید کرد …تا دوستی هست ... دوست باید داشت …تا دل هست ... باید باخت …تا اشک هست ... باید ر یخت... تا لب هست ... بوسه باید زد…تا بوسه هست ... باید زد …تا معشوق هست ... عاشق باید بود …تا شب هست ... بیدار باید بود …تا هستی ... باید بود
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود،،،،!!!!! این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود،،،،!!!! هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد،،،،!!!!! دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود،،،،!!!!!؟ گله هارابگذار،،،،!!!!! ناله هارابس کن،،،،!!!!!! تابجنبیم تمام است تمام،،،،!!!!!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت،،،،!!!!! یاهمین سال جدید،،،!!!!! بازکم مانده به عید،،،،!!!!! ای. این روزها و ماه ها، درد هست اما شعر نیست. عهدی بسته ام که وبلاگ به روز باشد. از دفتر سال های دور غزلی برگزیده ام.
باید دوباره بارها را بست
باید به اقیانوس ها پیوست
باید نگاهی تازه و نو داشت
در کوچه های زخمی و بن بست
اینجا تمام لحظه ها زیباست
حتما بهاری آن طرف ها هست
هرگز نباید داد یک لحظه
آیینه های زندگی از دست
اینجا فقط ب. م گفت : زندگی را تعریف کن…
گفتم..زندگی تعریف ی نیست…
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…
سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت …
جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن،ارام خندید و گفت نمره ات بیست….
زندگی را باید زیست!!!…
گفتم اون موقع باید بیست میدادی مشروط نشم.یه لگد زدم انداختمش تو جوب فرار ....
برای یافتن مولفه های یک زندگی برتر ؛ باید اوصاف خوبان این دیار بررسی شود ؛ چه آنها که رفتند و چه آنها هستند و هنوز هم الگویی زیبا برای یک زندگی زیباترند. در این قسمت به برخی دیگر از خصوصیاتِ زندگیِ هشت ساله اشاره می شود؛ خصلت هایی که نشان داد هم عملی و کاربردی است و هم تضمین کننده ی یک زندگی موفق ، و الگویی است مناسب ؛ برای همه ی انی که. در روز مورخ ۲۳ داد باتوجه به دعوت انجمن سرو قامتان دور ش و نگهبانان دشت شقایق های دماوند از گروه کوهنوردی پارس خودرو و دوست داران طبیعت در منطقه اسپرین واقع در جاده پلور به رینه (دشت شقایق ها) گرد آمدند تا در زمینه حفاظت از محیط زیست گامی مثبت بردارند. خیلی م ه این متن : گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ . آهنگ جدید وشاد وبسیارزیبای علی جهان به نام شقایق. شعر و ملودی:حامد پهلان - تنظیم,می ,مستر: ارشیا. +متن شعر. شب و روز توفکرتم و دنب و میگردم تویی جون و قلبم من دورت میگردم عشق تو توی قلبمه,شب و روز توفکرمه گرمیه دست سردمه دوست دارم یه عالمه ****** شقایق آی شقایق دوست دارم,میخوامت شقایق آی شقایق هرجا بری میپامت ****** شقایق آی شقایق دوست دارم,میخوامت شقایق آی شقایق هرجا بری میپامت صبر کن سهراب.... تو چه گفتی سهراب؟ قایقی خواهم ساخت...
با کدام عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد!
سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت.
پس بگو ای سهراب... شعر نو خواهم ساخت
بیخیال قایق ....
یا که میگفتی ....
تا شقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
با شقایق باشی.... زندگی خواهی کرد؟؟!
ورنه این شعرو سخن، یک خیال پوچ است
پس اگر میگفتی...
تا شقایق هست، حسرتی باید خورد
جمله زیباتر میشد.
تو ببخشم سهراب ...
که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی
بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا
بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم
زندگی رویا نیست
زندگی پردرد است
زندگی نامرد است، زندگی نامرد است...   و کجایی سهراب؟آب را گل د،چشم ها را بستند و چه با دل د!
وای سهراب کجایی آ ؟
زخم ها بر دل عاشق د،خون به چشمان شقایق د...
تو کجایی سهراب؟
که همین ؛ عشق را دار زدند،همه جا سایه ی دیوار زدند!
وای سهراب کجایی که ببینی حالا، دل خوش مثقالیست
دل خوش سیری چند؟!
صبر کن سهراب!! قایقت جا دارد؟؟!!
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!

تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
م. گفتم که خدا مرا مرادی بفرست توفان زده‏ ام مرا نجاتی بفرست فرمود که با یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست * * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * *
در انتظار باران نیست آنکه بذری نکاشته زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غم‏زدگان غم‏گسار باز آید اگر فدای زمان نخواهد شد ز سر چه گویم و سر، خود چه کار باز آید * * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * * ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که هر به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت یک قدم مانده، زمین شوق شکفتن دارد * * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * *
شاید آن روز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت: هر گلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی بی مهدی زندگی با غم‏هاست * * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * * اگر با آمدن "آفتاب" از "خواب" بیدار شویم مان قضاست...
ای مدنی‏برقع و مکی نقاب سایه‏نشین، چند بود آفتاب منتظران را به‏لب آمد نفس ای ز تو فریاد به فریاد رس * * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * * از ناکجای وجود بی مقدارم، تا آستان بی کران کوی تو، در میان سیلاب اشک، پلی از نیاز می زدم. پلی از انتظار،
از غیبت تا ظهور
* * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * * مست عشقم، مست یارم، مست دوست
مست معشوقی که عالم مست اوست
یا صاحب ا مان ادرکنی
* * * * * * * * *اس ام اس نیمه شعبان* * * * * * * * مهدی جان!
صبح بی تو ، رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی ح ی از کینه دارد تو چه گفتی سهراب؟

قایقی خواهم ساخت ...

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق ....

یا که میگفتی ....

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟
. نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسیدو بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذردمثل همیشه که همه چیز گذشته است وآب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است
یک روزی که خوشحال تر بودم یک نقاشی . نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است یک روزی که خوشحال تر بودم یک نقاشی از پاییز. چند روزی است که ویدیویی از یک مصاحبه شقایق دهقان, به صورت بریده شده شده در فضای مجازی منتشر شده است. در این ویدیو شقایق دهقان را می بینیم که می گوید: من شقایق ۱۵ سال پیش اعتیادم را ترک نمودم. زندگی تغییری نمیکند من باید یاد بگیرم تغییر کنم
و البته ع ش هم درسته یعنی زندگی تغییر میکنه و من باید یاد بگیرم که تغییر نکنم یک جاهایی زندگی که تشکیل شده از فرهنگ و اقتصاد و جامعه و محیط باید یاد بگیره که تغییر اساسی کنه و یک جاهایی من باید یاد بیگیرم که تغییر کنم با مطالعه و فکر و شه بعضی چیزها شاید بدتر از زهر مار باشه اما آدمو . وقتی خودم رو از ساختمون پرت در حال پائین افتادن..... توی طبقه دهم زن و شوهری رو که همیشه به داشتن روابط عاشقونه مشهور بودن ،در حالی دیدم که بدجوری با همدیگه مشاجره می د. پسر خشن و پر زور طبقه نهم رو دیدم که نشسته بود و های های گریه می کرد. دختر جوان طبقه هشتم،نامزدش رو در حال پیدا کرده بود. توی طبقه هفتم،همسایمون رو دیدم که مثل هر روز در . دریافته ام که زندگی معجزه کلمات است.
زندگی با کلمات ما ساخته می شود.
و هر کلمه ای رد پای معجزه است.
پس می توانیم زیبایی را با کلماتمان بیافرینیم. هرگاه ی خشم داشت بدانیم
به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است.
هرگاه ی نومید بود به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است.
هرگاه ی حسد می ورزید نیاز دارد دیده شود. اگر. "تا شقایق هست زندگی نباید کرد ! "اصلا چه معنا دارد تا تو هستی زندگی من به بودن یا نبودن شقایق ها بپیچد ؟"زندگی آب تنی در حوضچه اکنون نیست !"زندگی آب تنی در حوضچه چشمان توست مهربانی ات صدای کبوتر ها را نیز در آورده است صبح ها به شوق دیدن توست که گنجشکان برای زود بوسیدنت دعوا می کنندچگونه می شود که از حس ناب دوست داشتنت سیراب شد ؟آغوش تو ز. زندگی را دریاب...که زندگی حب بیش نیست .
با زندگی عطوفت نما ... که زندگی عطش کویری بیش نیست.
زندگی را به فردا واگذار مکن ... که دقایقی بیش نیست .
به زندگی بنگر با چشم دل ... که زندگی نقاشی بیش نیست .
زندگی را به خاطر بسپار ... که زندگی خاطراتی بیش نیست.
زندگی در غربت و سیاهی ... سر بیش نیست.
زندگی را انگونه که دوست داری نخواه ... که ح. دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد...... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛ زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛ زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛ چه به راز و چه به ساز و چه به ناز... زندگی لحظه بیداری ماست زندگی میگذرد... قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست ی به رویاها و آرزوها دیر نیست.
"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جر. بسیار پیش می آید که دانش آموزان پس از تدریس یک درس ، از ما می پرسند که این درس که امروز خو م ،به چه درد ما می خورد؟و کجامی توانیم ازآن استفاده کنیم ؟ ریاضیات به عنوان یک درس اصلی است که داشتن درک درست از آن در آینده ی تحصیلی دانش آموزان و طبعاً پیشرفت علمی کشور نقش مهمی دارد . همچنین شامل کلیه ارتباطات ریاضی با زندگی روزمرّه ، سایر علو. امروز، روز از خودگذشتگی امت و ایثار و فداکاری درراه است. باید هر در هر کجا در هر پست و مقامی که هست خدمتگزار مسلمین باشد؛ خدمتگزار مردمی که سالهای سال با فقر زندگی کرده اند. و اینک، باید حداقل رفاه برای مردم محروم تهیه شود. ای تمردان که در نظام ایران مسئولیتی بعهده دارید، باید به فکر مردم باشید. باید برای مردم زنگی ساده را به هر نحوی . من میگم
زندگی پیداست...
میون شاخ و بر جنگل
یا دلتنگی های مادر برای فرزندش زندگی پیداست...
بین تمام پینه های دست پدر و دست های نوازشش
بین تمام چین و چروک های صورت مادرم زندگی پیداست...
تو غروب غم انگیز ها
تو روزای قرمز رنگ این تقویم که گاهی میتونه شنبه باشه
گاهیم هر روز دیگه ای زندگی پیداست...
بین خواستن ها و نرسید. دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل ب
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ھا نیست
ی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل ھمیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا ی عاشق نمیشه
عزای عشق غصه اش جنس کوھه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آ ین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آ سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه ھای بی ی برد
شقایق وای شقایق گل ھمیشه عاشق
دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبھای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از ھم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ھا بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل ھمیشه عاشق گفت به خاطر همه چیز ممنون خداحافظ شقایق داشت میرفت تو ماشین بشینه من ایستاده بودم به چشمای شقایق نگاه می یه نگاه خیلی مبهمی داشت تا به حال اینجور نگاهی رو ندیده بودم تو نگاهش نه خشم بود نه نفرت نه حس شرمنده گی شقایق تو ماشین نشست شیشه رو داد پایین دست ت داد شقایق هم بوق زد بعد رفت منم ایستاده بودم با چشم خیره و بدرقعه می نور چراغ ماشی. شد که از رو نیمکت پا شدم رفتم سمت شقایق نمیدونستم چی منو به سمت شقایق میکشوند نمیدوستم میخوام برم پیشش چی کار کنم شاید میخواستم باهاش حرف بزنم شایدم میخواستم برم بغلش کنم نمیدونستم فقط میدونستم باید برم پیشش آروم آروم داشتم میرفتم سمتش شقایقم داشت آروم آروم پیش من میومد که یهو شقایق اومد بچه ها رو دید با بادکنک خندید منم وایستادم . dividers حضرت مهدی(عج) ع های مذهبی در ارتباط با زمان (ع) رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آید بنشسته سر راهش ، شاید ز سفر آید تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش کوکب شِمُرم هر شب ، شاید که سحر آید هر دم که رخش بینم خواهم دگرش دیدن بازش نگرم شاید یک بار دگر آید
از دیده نهان اما اندر دل من جایش او را طلبم هر شب شاید که ز در آید با نتوانم گفت من راز درون خویش کز درد غم هجرش دل را چه به سر آید می سوزم و می سازم از درد فراق اما تیر غم او بر دل افزون ز شمَر آید "حیران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم یارب نظری کان شاه از بدر آید dividers هر راه بجز راه تو کج خواهد شد بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد dividers فقط دلیل ج ز تو گناه من است ثمر از این همه غفلت دل سیاه من است
همیشه ذکر تو را من به روی لب دارم
که نام تو گل زهرا دلیل راه من است
ببین که روز سپیدم ز هجر تو شام است
بیا و نور فکن که چهره تو ماه من است
ج از تو بلایی عظیم و جانکاه است
گواه قلب حزین سردی نگاه من است
بگو به آن دو ملک در سیاهی قبرم
که این غلام قدیمی بارگاه من است dividers شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت هر گلی که باشدچه گل پیچک چه پیچک و یاس زندگی بی مهدی زندگی با غم هاست dividers منتظر نوشته های شماهستیم. زندگی یک معجزه است. هیچ توضیحی برای زندگی و این که چرا باید باشد وجود ندارد. راز زندگی همیشه نا گشوده خواهد ماند. این راز گشودنی نیست، زیرا موضوع بیشتر دانستن مطرح نیست. چه نیازی به گل سرخ، گل نیلوفر و هزاران گل دیگر است؟ اگر ما وجود نداشتیم، زمین همچنان به دور خورشید می چرخید، بدون اینکه جای خالی ما را احساس کند، درختان سبز می شدند و. چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم / خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم .

بهت نمیگم دلمی چون پر از غمه / نمیگم گلی چون عمرش کمه / نمیگم چشامی چون واست کمه / بهت میگم خودتی چون از تو بهتر ی نیست !

یک آسمان ترانه / صد بیت عاشقانه / تقدیم به قلب پاکت / ای بهترین بهانه .

در هر رفتنی رسیدنی نیست ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست .
<. نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک رو. بگونه ای زندگی کن که به هیچ آسیب نرسانی. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگی کن. با حساسیت و ظرافت زندگی کن و هیچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگی لذت ببر. از تمام گلهای زندگی لذت ببر اما روان باش. در هیچ جایی توقف نکن osho از هر ده تا وبلاگی که باز می کنم هفت هشت تاشون غمگین نوشته شدن، ناامیدی و تنهایی تو حرفهای دل مردم و موجی از افسردگی های روزانه و پیش زمینه هایی با رنگ سیاه و صفحات شلوغ بدجوری تو ذوق آدم میزنه............. واقعاً چرا؟ اینکه خیلی ها مشکل دارن و حتی بسیاری از نیازهای اولیه شون هم برآورده نشده و زندگی سخت شده و توقعات بالا رفته و خیلی چیزهای . مانـده ام
چگونه تو را فراموش کنم
اگـر تو را فراموش کنم
باید ســال هایی را نیز که با تو بوده ام
فراموش کنم
دریا را فراموش کنم
و کافـه هــای غروب را
باران را
اسب ها و جاده ها را
باید دنیــا را
زندگی را
و خودم را نیز فراموش کنم
تو با همه چیز درآمیختــه ای ! «گل شقایق» یا «لاله داغدار» گیاهی است، که به صورت وحشی و خودرو به رنگ سرخ رشد می کند و دارای چهار گلبرگ است. در ایران شقایق بیشتر در استان های حاشیه دریای خزر، آذربایجان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، کرمان و فارس یافت می شود. بارش های بسیار متعدد باران در همدان باعث شده است که این گیاه در بسیاری از زمین های کشاورزی و دشت های اطراف ای. زندگی با همه وسعت خویش محفل ت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خو دن نیست زندگی جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند
degar shaghayegh nist رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : دگر شقایق نیست، زندگی نکن
2 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : zed-a کاربر انجمن نودهشتیا 3 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) حجم کتاب : ۲٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ (epub) – اندروید ۰٫۷ (apk)
11 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub ، apk 4 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۲۱۳
14 رمان دگر شقایق نیست، زندگی نکن zed a کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
داستان دختری است که در خانواده ی پر جمعیتی زندگی میکند. مادر او به طور پنهانی با مردی متأهل و خانواده دار میشود و شقایق این راز را میفهمد. تمام دغدغه اش این موضوع میشود و او دائم از این میترسد که روزی شوهر او هم سرش هوو بیاورد.
از طرفی روحیه ی حساس و شکننده ی شقایق به این ترس هایش دامان میزند و خواهرش این رفتارهای او را فوبیا میداند … یه چیزی که تشویقت کنه بری جلو ، یه چیزی که همیشه هولت بده ،نذاره وایسی نذاره در جا بزنی ، بهش چی میگن ؟؟؟ ی هست از اینا داشته باشه ،انگیزه برای بیدار شدن هر صبح انگیزه برای زندگی راحته از یکی بپرسی حاضری حاضری برای من بمیری ولی راحت نیست بگی حاضری برای من زندگی کنی اکثرا هم به همون اولی میگن اره حاضرم شرط ببندم همه شون چرت میگن امروز . ♥تقدیم به آن که دوری اش غمم،خانه اش قلبم وفراموشی اش مرگم است♥بی خیال خش الی!فقط کمی کن:دارد باران می بارد......هیچ نمی دانداین همه رطوبت و زندگیچگونه در چشم های امیدوارتجاخوش کرده! نه!نرو!صبر کن قرارمان این نبود... باید سکه بیندازیم، اگر شیر آمد: تردید نکن که دوستت دارم اگر خط آمد: مطمئن باش که دوستدارت هستم ...صبر کن سکه بیندازیم اگر . تو این روزای پر مشغله. که جمع فکر و یک پیک نیک یاهاش رفتن. خیلی کار سختیه، شایدم کار نشدیه .نشستم تو اتاقم در حالی که استکان چاییم کنارمه.پنجره رو به باغ رو باز .و به دور دستها نگاه میکنم.و پرنده افکارم رو پرواز میدم به اون دور دورا.به روزای کودکی به نوجونی و جوونی.میخواستم یک جمع و تفریق بزنم ببینم چند به چندم.باختم؟بردم؟!!!!!!!!!!!!اما هر . مولای من این جمله ها را به نیابت از فرزندانت یا نه به نیابت از عاشقانت برایت می نویسم که شدیدا دلتنگه حضوره تو در لحظه های زندگی شان در زمین هستند اما به هزار بهانه از تو دور مانده اند از من هایی می نویسم که برای من شدن باید به مهدی برسند از من هایی که باید غرق در لذت ه باتو بودن باشند و این روزها در حسرت ه باتو بودن جامانده اند نمی دان.