تمنای دل

به نقل از خبرگزاریها در مورد تمنای دل : dar tamanaie toam رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : در تمنای توام
2 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : روها کاربر انجمن نودهشتیا 3 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) حجم کتاب (مگابایت) : ۲٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ مگابایت (epub)
11 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
4 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۲۷۸
14 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به نام آلماست که به پسر ش علاقه داره ، اما پسرحتی حاضر نیست نگاش کنه ش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه ، اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز داستانه …
غرورم مهم است و عشق تو مرا می کشاند به هوسناکترین نقطه ایی که غرور مرده می شود در پستوی افق نگاه زیبایت و من در عسلی چشمان به دنبال بی قراری تو تا جایی می رم که لحظه ایی سست می شود وجود از اختیارت.
غرورم میشوی اگر…. فارس از  گزارش می دهدتمنای معاون رئیس جمهور برای پر خلأ وجود هاشمی/ شعارهای ضدانقل عده ای غریبه! خبرگزاری فارس: تمنای معاون رئیس جمهور برای پر خلأ وجود هاشمی/ شعارهای ضدانقل عده ای غریبه!فارس از حواشی ترحیم هاشمی در رفسنجان از جمله تمنای معاون حقوقی رئیس جمهور برای پر خلأ وجود هاشمی تا شعارهای ضدانقل عده ای غریبه در رفسنجان گزارش می دهد.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] فارس از حواشی ترحیم هاشمی در رفسنجان از جمله تمنای معاون حقوقی رئیس جمهور برای پر خلأ وجود هاشمی تا شعارهای ضدانقل عده ای غریبه در رفسنجان گزارش می دهد. آسمان بوی گل می داد آن موقع که محبوس صدای پر عطش آبشار بود روشنی، ارزو، خواب زیبای تمنای عشق همه اش همنفس دل من شده بود. --------------------------------------------------------------- زندگی جاری است، تو به لبخندی باز، بوم جاودانه اش را نقاشی کن، عشق، محبت، زندگی از آن تو است. --------------------------------------------------------------- روشنی از ان من است، اگر از موج دریا، در طپش نرمی نوا. آسمان بوی گل می داد آن موقع که محبوس صدای پر عطش آبشار بود روشنی، ارزو، خواب زیبای تمنای عشق همه اش همنفس دل من شده بود. --------------------------------------------------------------- زندگی جاری است، تو به لبخندی باز، بوم جاودانه اش را نقاشی کن، عشق، محبت، زندگی از آن تو است. --------------------------------------------------------------- روشنی از ان من است، اگر از موج دریا، در طپش نرمی نوا. dar tamanaie toam رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) 1 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نام رمان : در تمنای توام
2 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) نویسنده : روها کاربر انجمن نودهشتیا 4 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) تعداد صفحات : ۲۷۸
14 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به نام آلماست که به پسر ش علاقه داره ، اما پسرحتی حاضر نیست نگاش کنه ش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه ، اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز داستانه …
غرورم مهم است و عشق تو مرا می کشاند به هوسناکترین نقطه ایی که غرور مرده می شود در پستوی افق نگاه زیبایت و من در عسلی چشمان به دنبال بی قراری تو تا جایی می رم که لحظه ایی سست می شود وجود از اختیارت.
غرورم میشوی اگر…. 5 رمان در تمنای توام روها کاربر نودهشتیا (pdf و موبایل) قالب کتاب : pdf (مخصوص کامپیوتر) – jar (جاوا) و epub (کتاب اندروید و آیفون) کتاب برای کامپیوتر

کتاب برای موبایل

کتاب برای آندروید پدرخوانده تمنای عمومی برای ایجاد یک خانواده فرهنگی است. من به امید کرمت آمدم
مست تمنای وص شدم
بخش، اگر دامنم آلوده است
یا که قصور و گنهی بوده است شیخ بهاییتا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ن مسجد

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب و او جلوه گه یار حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا ع رخ یار توان دید

دیوانه منم، من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین د راه تو پوید دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید هر به بهانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و قُمری به ترانه

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست تقصیر "خیالی" به امید کرم توست

یعنی که گنه را به از این نیست بهانه


"شیخ بهایی" در زیر نور ماه کودک من در بستر نرمش خو ده و من برایش آرزوهای خوش دارم اما در زیر همین مهتاب مادری کودک هراسان خود را لرزان در آغوش دارد و تمنای حیات او آرزویی دور و دراز است.. به سفر های خوش و طولانی میروم و در بازگشت سوغاتی های رنگارنگ می آورم اما او هنگام رفتن برای تهیه نان جای همه چیز خانه را به بچه ها نشان می دهد..شاید باز نگردد.. من د. سرمربی نفت تهران گفت: قبلا هم بازیکنان با خواهش و تمنای ما تمرین د ولی این بار این اتفاق رخ نداد. ( 19 ) === من در سفرهای درون و برون تن های فراوان دیده ام همه خسته از کار عشق تن هایی تب دار که مسافران شیدا از عطر بخار تن آنان تن به تن مدهوش گشته اند و مسافران نازک دل وامانده در میانه راه با بها نه ای ترک سفر کرده اند تا رویای شانه به شانه شدن تن را با تن عشق از ذهن بدر کنند. نیز نگاه های فراوان دیده ام همه خسته در کار تمنا نگاه هایی با با. صدایت را می شنیدم پر از عشق حتی در خوابهایم ای کاش دور نبودی تا فراقت اینقدر سخت نبود ای کاش ساده بود دیدن تو هر روز اما سخت است گذراندن این لحظات ندیدنت تمنای در آغوش گرفتنت تمنای تکیه بر شانه هایت تمنای نوازش موهایم با دستهای مردانه ات تقدیر من بود تو را یافتم و سرنوشت من است با تو بودن پس به انتظارت می مانم عشق من http://www.uplooder.net/ ابعاد عشقعشق دارای سه بعد است:
صمیمیت: احساس تعلق خاطر، وابستگی، دلتنگی و بی قراری در غیبت یار، آشکار رازها و مخفی ن اسرار، بی مرزی و ارتباط دائم. تمنای و عاطفی: تحریک توسط معشوق و لذت بخش بودن هر ارتباط فیزیکی و همچنین تمنای دائم نوازش و توجه توسط معشوق که موجب ی کامل و لذتبخش ـ روانی می شود. همدلی: همراهی و همنوایی و اشتراک نظر کامل، در کوتاه مدت هر گونه تصمیم و انتخاب فرد منوط به ابراز نظر طرف دیگر می شود و در دراز مدت هر گونه برنامه ریزی برای آینده با مشارکت کامل دو طرف صورت می گیرد. میزان عشق بستگی مستقیم به قدرت و باروری هر یک از این ابعاد سه گانه مثلت عشق دارد هر چقدر ابعاد این مثلث افزایش یابد، عشق قدرت و گستردگی و تأثیر بیشتری در زندگی دو طرف خواهد داشت. در میان بزرگان ادب فارسی، نظامی گنجوی(درگذشتۀ 612 یا چند سال پیش از آن) از همه مظلوم تر است. قدر او در جهان سخن و ادب فارسی ناشناخته است. منظومه های پنج گانۀ او به لحاظ زبانی، در جایگاهی است که بوستان سعدی را هم به آن دسترس نیست. اینکه ما بوستان سعدی را بیشتر می پسندیم و بیشتر می خوانیم، یا مثنوی مولوی را بیشتر از مثنوی های دیگر دوست دار. منم آن درد پرمعنا که در دل کلبه ای دارم درون کلبه ام عشق و نگاه مهر می کارم ببین کز درد بی مهری شده خون این دل زارم تمنای تو را دارم تو ای تنهاترین یارم اگر روزی مرا از خود جدا سازی نمیدانم چگونه درد هجرت را درون دل نگه دارم هوای ام ابری از این باران بی مهری گناهم عشق می باشد مگو هرگز گنه کارم کلام آ م با تو وداع این غزل باشد که دست ازعشق. شاید عجیب ترین موضوعی که در رسانه های امروز ایران به چشم خورد، بحث «فکّ حصر» فتنه گران به بهانه ۲۲ بهمن در یک رو مه اصلاح طلب بود! خواب دیدم که به بزمی سر و سودای تو بود

تا سحر وصف تو و مستیه در کوی تو بود

من مسکین به تمنای تو ، شعری گفتم

صله ای پیر مغان داد ، که از سوی تو بود

محو در معرکه بودم قدحی هم در دست

ساقی آمد که می اش ، راه به آسوی تو بود

خم وحدانیه عشقت ، به فنا برده تمامیه مرا

حیرتی ماند و عجب ، کان همه جادوی تو بود زیارت عاشورا با مجموع درسهای عقیدتی، ، فکری و انزجار از دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت که در حکم محک و معیاری است که سَره را از ناسره جدا می کند و تقدم تبرّی است بر تولّی دعا و نیایش به درگاه خداوند و درخواست توفیق انتقام از دشمنان و باز تمنّای اوست که هر کدام از آن ارزشهایی را ارائه می دهد و سر فصلهای غیر قابل تردیدی را فرا راه انسان می گشاید و...... سمت فنا می رود جان به تمنای عشق
تا به کجا می رود دل به تولای عشق
صورت آن ماه رو در پس آیینه ها
می بردم کو به کو وادی بینای عشق
سر به عدم داده را فرصت اقرار نیست
تا که کند گفتگو از مه بیتای عشق
بنده ی در را شوق تو سازد رها
چون ز جهان کنده ها راهی دریای عشق زندگی شوق رسیدن به همان
فر است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فر
ظرف امروز، پر از بودن توست...

صبح قاعده ی خوبی هاست
در تمنای عشق به خدا...
روزتون پر از عشق... من(محمودزاده) پنج روزی میشه برگشتم خونه...الان که دارم این پست رو میذارم یه ربع قبلش سلطانی زنگ زد که داغ دل منو تازه کنه...بابروبچ(عارف،حبیبی،ش.احمدی)حیاط خوابگاه داشتن تاب بازی می و جیغغغغغغغ میزدن و ابراز احساسات..دلم خیلی براشون تنگ شده...
موج تازه ای از ع و امضای یادگاری و حضور پرشور پرسپولیسی ها از برانکو یک مربی مقتدر ساخته است ؛ او در بازگشت دوباره اش به ایران دیگر آن برانکوی محتاط و گوشه گیر نیست... چشم لرزان دلم لعل دلت را جویاست شب هجران غمم با نگهت هم پیداست دل آشفته نگه از نفس انداخت مرا هردم از یار تمنای وصالش ب است سخن از تلخه غم تا که بگفتم از دل هر دم از گفته خود شرم نثاری بر باست من آشفته نگه من که نبودم از او تا که گوییند به مجنون وص ب است من او از هم و هم او من اوست تا ابد ذکر هوالهو ب است ا-و من ی می شوم عیسی اگر ثابت کند مرده ای را زنده کرده او بدون " یا علی " حلاوت تمنای مغفرت در قدر گوارای وجودتان شهادت اولین شهید محراب، مظهر آفتاب تشیع ، حضرت المومنین علی (ع) بر تمامی دوست داران و عاشقانش تسلیت باد
تئودور آدورنو(۲)، از فیلسوفان مکتب فرانکفورت، نیچه و ساد را نویسندگان سیاه بورژوازی می خواند. منظور آدورنو از این گفته دو وجهی است: این گفته، از طرفی، نشان می دهد که این نویسندگان ممنوع القلم ترین نویسندگان عصر ظهور بورژوازی، یا بهتر بگویم، دو نویسنده ای بودند که در صدر لیست سیاه گفتمان بورژوازی قرار داشتند. از طرفی دیگر، منظور . امشب من دیوانه تمنای تو دارم با این دل سودا زده ،سودای تو دارماکنون که نمانده است مرا تاب و توانیچشم طمع از همت والای تو دارم روی تو به سمت دگران است و نپائیمن را که نظر بر قد و بالای تو دارم پروا نکنی و بر من و سر مست امیگوئی خبرت نیست که پروای تو دارم ای مستی هر باده و انگیزه هر شوقاین نشاة جانسوز زصهبای تو دارم ای روح ا دم و ای قبله آ. دبیر علمی همایش ملی اقتصاد مقاومتی گفت: اگر فرهنگ سازی در مقوله اقتصاد مقاومتی صورت نگیرد، در حد شعار مطرح خواهد شد. در حالی که این بحث، تمدنی است و تمنای ۲۰۰ ساله ملت ما است. عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ، دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ...
درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ، گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ...
در اغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی ، در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی ...
این گونه شاید احساساتم نمیرد !!
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه شه ام شه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زما. هیچ گاه به این فکر نکرده بودم شاید روزی برسد که آنقدر دلتنگ واژه (دوستت دارم)از زبان تو شوم که تمام وجودم تمنای حضورت را کند آن هم فقط برای یک لحظه،یک ثانیه،حتی یک نفس....! بی اختیار هر لحظه به انتظار توام... به انتظار آن حسی که هیچ گاه دیگر به دست نمی آورم نمیدانم چرا اما هنوز هم من ....! فاطمه رخسار دین از چمن روت خوش موی همه گلبنان از نفس بوت خوش بهروصال غمت با همه دل باختیم لیک چه سود از همه جور غم روت خوش ای که شدی چون پدر بر همگان مقتدا بین همه دلداگان با دل ما سوت خوش ما و حریفان نگر در عرفات غمت بهر تمنای دل بی غم ماهوت خوش گل به گل از پهلویت سوی گدایان ببر بازوی دین مرتضی در حرم وکوت خوش تا به کی از هجرتت بهر یتیما. عصر امروز نشست شورای گفتگوی ت و بخش خصوصی با موضوع بررسی بازار کشور قطر جهت صادرات برخی محصولات و تولیدات استانی به این کشور درمحل سالن جلسات اتاق بازرگانی استان برگزار گردید. سخن از تمنای تو نیست، سخن از شمار است، از پوچی آمار بودن یا نبودن تو... زایند تو را بی آنکه زاینده رودت را بشنوی که وشان از زیر پلهایش به استقب میآید... اینان چنان اند که حتی به جسدی از تو راضی اند حتی بی گوش، حتی بی لب، حتی بی هیچ... تو را تنها ملامت دکان داری از بی کاغذی دریغ زندگی کنند که حال حتی این حساب ساده هم در کار نیست... این زایش تل. تیری که به قلبم زدی از غمزه خطا رفت اما دگر از شرم نگویم که کجا رفت هرچند که چون خاک ره از قافله جا ماند با یک دو تکان از کرم و لطف تو جا رفت اندر طلب رؤیت ابروی هل از صبح سحر تا سر شب سر به هوا رفت زان روز که کوبید به سودات سرش را هشیار نمی گردد و ی ر به کما رفت افکند سر و پا به تمنای نگاهت با قامت افراشته و بی سر و پا رفت خود سپر کرد ز غیرت . دوستان و همکلاسیهای عزیز دوران خوش امیدوارم که ح ون خوب باشه شماهایی که آدرس این وبلاگ رو دارید و من خبری از شما ندارم دوست دارم برام پیغام خصوصی بگذارید و از حال و روز خودتون برام بگید چکار می کنید ادامه تحصیل دادین یا خیر ؟ تو کدوم درس می خونید؟ بی خبرم نگذارید لطفا" دستهایم را گم کرده ام
گویی در غار نسیان مدتها است که اسیرند
این دستهایی که می نگاشتند عاشقانه های دریایی
گویی قلم و نوازش دستهای یارش همه شدند واهی رویایی
دستهایم را گم کرده ام
دستهایی که به تمنای نوازش دستهای تو شبهایش را به نغمه ای ز روزهای تو و غربت روزهایش را به امید دلتنگی شبهای تو گره زدند
اما نه روزم به شب تو و. تو را دیدم دلم پر کشید... نگاهت با نگاهم آمیخته شد زبانم فریاد دوست داشتن سر داد و نفس هایم تمنای بودنت را داشت! و در من آنقدر ریشه دو ... که انگار از تولد حضرت آدم من عاشقت بوده ام و هنوز که هنوز میترسم از تمام شدن دنیا... در خیالم گم می شوی بازت بیابم بوسیده ام
درنگاهم نیستی دورِ دوری
همین نزدیک من جان ِ جان
در خلوت به آغوشت می کشم
طاقت تنهاییم در بوسه هایت طاقِ طاق
مستِ مستم گیجِ گیج
بوی وص ، شیرینی طعم لبت ارام آرامم می کند
از کنارم می روی جان من هم از تنم بیرون می رود
باز بوسه های تند و باز آغوش تمنای تو
مست مستم می کند گی. بگذار دلم خوش به تمنای تو باشد دیوانه ی آن قامت رعنای تو باشد در حسرت بوی خوش گیسوی تو باشد افتاده به پای قد و بالای تو باشد دردیست غم عشق که درمانگر این درد یک لحظه نظر بر رخ زیبای تو باشد دین و دل و دنیای من از کفر لبت سوخت سندم از آن کفر که سودای تو باشد ای باد بهاری که غریبانه گذشتی چشم گل و بلبل به مدارای تو باشد چندیست که شیراز دلم . تصاویر در إنزوای آلبوم
نگاه و ناوک آتشین به قلب ام
بی هشدار ؛
أمّا !
پیام های إحساساتی ،
که می گذرند
از ذره ذره هستی ام
از نفس همیشه حسرت می آرد
در حرص نگاه چشمان ام موج تمنای دیدار
لحظه های خشم
به تنهائی غریبانه حال ! در آسمان آلاچیق
مرگ شهاب های پریشان
به دل تنگی ام
آنی می گذرند؛
و این اوست تن. من به تو محتاجم...! به همان حکم پر از خواهش تو! به نفـــــوذِ نفست تا تَـــــــــهِ مــــن....!! به نگاه پر از آرامش تو.. من در اینجا که تو فکرت نرسیده هرگز به تمنای وجو تو به دنبال تو ام! من از اینجا که حواسم به تو پرت است فقط مبتلا گشته ی ویروسی افکار توام! تو به من هیچ نگفتی جانا ولی آن چشم تو دل های مرا با خود برد.. شبی در خواب پریشانم از اینجا رفتی..! قبل بیدار شدن روح و دل و جانم مُرد! (سمیه عاشوری کلور _ 95.3.17) هر شب شــه ی دیگر کنم و رأی دگر..................که من از دست تو فـردا بروم جای دگر بامدادان که برون می نهم از مــــنزل پای...................حسن عهدم نگذارد که نهم پـای دگر هر ی را سرچیزی و تمنای یست....................ما به غـــــیر از تو نداریم تمنــــای دگر زانکه هـــــرگز به جمال تو درآینه ی وهم.....................متصور نشود صـــــــــورت و بالای دگر توبه که دگ. در طول نود و چندسال عمر موضوع مهمی که دستگیرم شده و به آن اعتماد و وثوق کامل دارم اینست که؛ تنها موضوعی که سعادت و موفقیت دنیا و آ ت را تامین می نماید تقوی است. تقوی تنها کلید ب هرگونه آرزو و تمنای دنیوی و توفیق در وصول خواسته های ا وی می باشد و لذا نورچشمان عزیزم را شدیدا به تقوی تاکید و توصیه می نمایم. آرزوم شش سال عشق بود و عشق شش سال وصال و ازدواج با تو با ترنمم ترنم زندگیم شش سال از تو چه پنهان که خودم هم به خودم شش سال دروغ گفتم به دروغ به خودم قبولاندم که تو هم دوستم داری آن هم یک دانه بیشتر اما کاش فقط و فقط یک دانه دوستم داشتی نه بیشتر
عاقبت افسانه شد ، عشق و تمنای من
شهرم نمود ، این دل رسوای من لاله خونین دلی ، نیست بدشت ج. این روزها که می گذرد ...ریشه های تو در من عمیق تر می شود!! آنقدر اشک به پای تمنای تو ریخته ام ...که محال است بتوانی پا بیرون بکشی از خاک خیس من…!! آن چنان که تو مرا گرفتار می کنی من نیز تمام تو را در کام می کشم…!! مرا از تو... تو را از من... گریزی نیست... "به فرموده صادق : از خداوند تمنای رزقی را نما که به واسطه آن در روز قیامت دچارعذاب نگردی زیرا رزق طیب خاص انبیاالهی است." " علی (ع) از (ص)سوال کرد: چگونه برخی درختان به بار می نشینند وبرخی دیگر خیر؟ حضرت پاسخ دادند : هر که آدم را تسبیح گفت خداوند برایش درختی در دنیا بیآفرید که به بار نشست وهر که حوا را تسبیح کرد برای اونیز درختی آفریده شد . اینجا به جاذبه هم هیچ اعتماد نیست، وقتی که می رسی در اوج لذتی... انگار در زمان هم دست برده ای، وقتی مقابل او غرق صحبتی... دیگر هوای زمینت نمی کند، وقتی به خلوت با عشق دعوتی... حس می کنی به کودکیت باز گشته ای، انگار اولین آدم و انسان خلقتی... اینجا به فاصله ها طعنه می زنی، وقتی که در برابر عشق سجده میزنی... باران چشم تو کولاک می کند، در انتظا. تو نیستی و من برایت می نویسم. دیروز هم نبودی که برایت شعر گفتم. اما تو چی؟! اصلا یادت هست که من نیستم؟! چقدر صدای قدم هایت آهسته بود. چقدر آهسته آهسته توی دلم قدم گذاشتی.آن قدر صدای پاهایت آهسته بود که حتی خودم هم نفهمیدم که یکهو چی شد!این قدر آرام که حالا که از تو دور هستم، می فهمم که چقدر بدون تو روزهایم تاریک است. می فهمم که در نبودنت . بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا بنت رسول الله.س. من امشب اللهم الرزقنا نگاهش میگویم که چشم های تو تجلی تام جمال الهی است حضرت سیدناالغریب حسن جان... چشم های بابامهدی ما حتما باید شبیه چشم شما باشد شنیده ام جمعی هرروز بع تمنای دیدارت صف میکشیدند در کوچه ی بنی هاشم ما عاشقان یوسف زهرا ندیده ایم... اقا بیا و مرحمتی سوی ما نما.. ابروا. وقتی دلت درگیر یکی میشود
دستت به زندگی نمیرود و
تمام وجودت تمنای بودنش را میکند
و پای آرامشت همیشه لنگ میزند
این عشق است
همان سیم آ احساس ..
عبدالله خسروی سلام بم با سمانه ام جایی رفتیم که من رو خوشحال می کرد . [+] من تو یه قدمی خوشبختیم . ب دوباره با عشقم صحبت کردیم