تنهایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد تنهایی : چندی پیش یکی از دانشجویانم پرسید بلندترین ص که در شهر می شنوید چیست؛ پاسخ دادم: «تنهايي دم افزون آدم ها». پاسخم را نپسندید و گفت فکر می کند بلندترین ص که در شهر شنیده می شود، جدال سنت و مدرنیته است. شاید گمان شود میان این دو انگاره تفاوت است؛ ولی واقعیت آن است که پاسخ من نتیجه ی عینی ستیزه ی سنت و مدرنیته است. تنهايي آدمها نتیجه ی هجوم. همیشه فکر می کنم که چرا خیلی ها باور دارندکه حقیقت آدمی با تنهايي سرشته شده .....می خواهم باور نکنم اما باز هم باور می کنم چرا که همیشه ی را که دوست داری باهاش حرف بزنی ، نیستو ی را که دوست نداری باهاش هم صحبت بشی ، هستمن به دنبال ی دیگر هستم و دیگری به دنبال منمن هرگز به آنی که می خواهم نمی رسم و آنی که مرا می خواهد ، به من نمی رسدو شاید ه.
نه دل می ماند و
نه دلداری
کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند
کتابهایت همه سفید
فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ
عاشق بودن جهان تنهايي ست
باران تنهايي ست
پیاده روی در شهر تنهايي ست
عاشق بودن
پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع
که تنها یک گور دارد
آن هم تنهايي ست اثر تنهايي ، گرسنگی و سکوت - آیت الله حاج شیخ محمد صالح کمیلی اسانی اثر تنهايي ، گرسنگی و سکوت : عادت نفس به خلوت و تنهايي ، انس به خداوند و عالم غیب را به ثمر می نشاند و تفکر لطیف و معنادار همراه با گرسنگی و سکوت ، زمینه را برای تحصیل معرفتی نورانی اماده می کند . پیدا شدن الهامات ربانی : پس از عبور از مرحله ی ذکر لفظی به ذکر قلبی ، سالک ب. وقتی که از پیردختر ترین ی تهران درباره ی اولین عشق اش سوال می کنی او ع یک تنهايي گشاد را که لای بوته ی هایش پنهان کرده به تو نشان می دهد تصویر یک مرد هشتاد ساله را می بینی که دارد از اشتهای عشق پیر او شیر می خورد! ایما منوچهری: قسمتی از سپید "دختر تتو شده در شعر" - تابستان ۹۳. عشق و تنهايي
معنی و مفهوم تنهايي را فقط انسان های عاشق درک می کنند. انس به تنهايي برای انی که بهره ای از عشق برده اند قابل تحمل است و عاشق شدن نیز مست م "خودشناسی "است.بنابر این انسان های که رو به تنهايي می آورند اگر خود را نشناسند تنهايي موجب وحشت است وپیامد های زیان باری دارد . و در صورتی که با خودشناسی همراه باشد موجب انس محبت است.. انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !
تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست !

تنهايي اش را می برد با خود به هر شهری
انسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست !

با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییم
هر «خانواده» جعی از «چندین نفر تنها» ست !

علمی به نام علم « تنهايي شناسی» نیست !
-با اینکه در این روزها نوع بشر ت. هنوز قرص خوابم اثر نکرده است. با لجبازی از خواب می گریزم تا روزگارم را طولانی تر کنم. مصرانه در شبکه های مجازی ، وایبر و اینستاگرام دنبال ردپایی می گردم تا مرا از تنهايي در بیاورد. یادم می اید که فقط تنهايي می تواند مرا از تنهايي در بیاورد. برای برگزاری یک کلاس به کیش رفته بودم. نرم وسبک در تنهاييم غرق شده بودم. اولین باربود که بدون حض. این روزا لابه لای متن های تلگرمی و پست های بچه ها زیاد می بینم که حرف از اینه که زندگی رو تنها تجربه کنید. آره، دنیا رو تنهايي تجربه کنید! من از تنهايي ید شروع . تنهايي قدم می زنم. تنهايي میرم سینما و تئاتر. تنهايي میرم کافه. تنهايي میرم یه شهر دیگه تا تنهايي دریا رو ببینم. حتی چهارشنبه سوری رو هم تنهايي میرم بیرون. ولی باید حداقل 2تا آدم.
انسان زاده شدن تجسّدوظیفه بود:
توان دوست داشتن ودوست داشته شدن
توان شنفتن
توان دیدن و گفتن
توان اندُه گین و شادمان شدن
توان خندیدن به وسعت دل، توان گریستن از سُویدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن درارتفاع شُکوه ناک فروتنی
توان جلیل به دوش بردن بارامانت
و توان غم ناک تحمل تنهايي
تنهايي
تنهايي
تنه.
تنهايي یعنی ی رونداشته باشی حتی ح وبپرسه



فقط خودتی وخودت



وقتی برای خودت حرفاتو تواس ام اس بنویسی



اما ی رونداشته باشی حرفاتو وبهش بگی



میشینی حرف دلتو تایپ میکنی



اما هرچی نگاه میکنی میبینی ی نیست



براش بفرستی حتی ی نیست براش مهم باشی



ح براش . یه بار دیکه همه جیز مثل صحنه های جلوی جشمام تصویر شد یه بار دیکه شاهد دیدن غم انکیزی شدم که باز خودم نقش اول رو ایفا همه جیز دوباره و دوباره تکرار شد قصه تنهايي و تنها بودن انتهایی نداره و من باز در ابتدای داستان تنها موندم و این تنهايي تا انتهای داستان با من همراه شد وقتی میان جمعیت راه می روی و زندکی می کنی و تنهايي وقتی جمعیت تو را ط می بیند و کودکی و ضعیفیت را باید قوی بمانی تا بتوانی بزرک شوی انتقام شوی فریاد های نشنیده ات را تو در میان جمعیت اضداد تنهايي که خودت باشی از وجود خودت مانند کودک دو ساله ای تازه زبان باز کرده و دنیا را می جوید و نام خویش را لذت ببری و برای جیدن یک سیب از درخت بالا روی. نجات از تنهايي زندان تنهايي، ناخود آگاه در انسان ترس و وحشت ایجاد می کند و در این موقعیت انسان نیاز به دوست و همراهی دارد، بهترین مونس و همدم آدمی در تنهايي کتاب است و چه کت زیباتر و عمیق تر و با نفوذتر از قرآن؟
قال علی بن الحسین (علیه السّلام): لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ اَنْ یَکُو. برای شعر سفر بیت انتها شده ام نفس بکش که برای تو من هوا شده ام برای گم شدنت در سکوت و تنهايي تو را صدا زده ام من،خودم صدا شده ام بمان تو با همه کوله بار تنهايي که راهی سفری تا به انتها شده ام اگرچه خانه من قهقرای تنهائیست من از بلندی عشق خودم رها شده ام مرا نیاب تو در واژه های تکراری که در میان غزل خوب اختفا شده ام برای عشق من وتو همیشه ف.       ته تنهايي که میگن یعنی این ... نه ... ته تنهايي تازه بعد اینه که سر بخوره به سنگ لحد و بگیم آخ ! اونکه مُرد من بودم !؟ گذاشتنا و رفتنا و جاده ها رو طی و خلوت و انزوا گرفتن و اشک ریختن و پوکیدن قلب و روح از شدت اندوه و ... که ته تنهايي نیست ... ته تنهايي مال مرد هم نیست ... زن و مرد نداره اصلا .. همه یک ته تنهايي دارن ... یه روزی که دور نیست و خیلی نزدیکه ... همهمه زیاد است الو الو صدای من را می شنوید ی صدایم را می شنود اینجا ی می شنود یک نفر تنهايي اش را فریاد می زند آن طرف را نگاه کن بوی خا تر برادر سوخته اش می آید بویش اینجا پیچیده ی می شنود خاطرات سوخته خاطرات تنهايي دوستتان دارم من صدای شماها را می شنوم من اینجا می شنوم دیگران را نمی دانم ... گروه شبهای تنهايي شبهای تنهايي کانال تنهايي شبهای تنهايي کانال شب تنهايي کانال شبهای
ادامه مطلب نوشته های تنهايي ع تنهايي ع نوشته تنهايي کانال نوشته تنهايي کانال ع تنهايي کانال ع نوشته
ادامه مطلب کالیگولا:تنهايي!تو می دانی تنهايي چیست؟
آری تو تنهايي آدمهای شاعر و عنین را میشناسی؟
تنهايي اما کدام تنهايي؟ تو نمی دانی که آدم تنها هیچ وقت تنها نیست!
تو نمی دانی که همه جا یار آینده و گذشته همراه ماست!
آدم هایی که کشته ایم با ما هستند.
تازه تا اینجا و با این ها کار آسان است. اما آنهایی که دوستشان داشته ایم,آنها که دوست . خیال اوست هرگز نکنید رسوا ، جانی که شیفته اوست زیرا که این صورت طرحش از خیال اوست نقش خال پیشانی من از عشق اوست جاری گاه که می جوشداحساسم.. دلم درهوای اوست احوال دوست همه سرشت زندگی به دست اوست او که می شنود و ارزش می دهدتنها اوست برای زندگی ز آدمان تمنای کمکم نیست زدوستی خواهم مدد که واقف است به احوال دوست روح تنهايي قصه های شب را از. دل نوشته اونکه میخواست منو بفهمه نتونســــــــــــــــــــــــــت !
اونکه میتونست بفهمه نخواســـــــــــــــــــــــــــت !
این شد که “تنهايي” تمام قد منو بلعیـــــــــــــــــــــــــــــــــد !

خسته ام از تنهايي مرا برای تنهايي نساخته بودی اما منهم مانند تو تنها شدم ولی از زمین تا آسمانت فرق است میان تنهايي که جسمم که جانم آزرده است از این تنهايي و تنی نیست که تنهايي ام را پر کند می دانی به گلهای بنفشه باغچه حسودی ام می شود که آنها زمانی که بزرگ می شوند سرهایشان را بر شانه های یکدیگر می گذارند و تنهايي را از یاد می برند و ما آ. تنهايي خوب است ؛ در تنهايي شه جانی تازه می گیرد , تفکر مجال بیشتری برای جولان دادن می یابد, آنچه که می خواستیم و نشد و آنچه را که نمی خواستیم و شد موشکافی می شوند, در تنهايي نگاه عمیق تر می شود , رخدادهای زندگی تر دیده می شوند... در تنهايي ماورای اتفاقات را می توان دید... در تنهايي ملاقات با خدا محتمل تر به نظر می رسد... ..................................... تبریز - حاج حسن بیش از ۴۰سال است که تنهايي در خانه ای ۵متری هم زندگی می کند و هم فروشندگی. او که این تنهايي تاریخی را به تنهايي بر دوش کشیده، حالا از سرگذشت مشقت بار خود سخن می گوید. عاشق بودن تنهايي غریبی ست نه دل می ماند و نه دلداری کاغذهایت همه خالی از واژه می شوند کتابهایت همه سفید فنجان قهوه ات پراز سرنوشت تلخ عاشق بودن جهان تنهايي ست باران تنهايي ست پیاده روی در شهر تنهايي ست عاشق بودن پنجره ای ست روبروی قبرستانی وسیع که تنها یک گور دارد آن هم تنهايي ست تو همیشه عشق منی و این قشنگترین تنهايي عمر من خواهد بود . . . پ.ن: این تقدیر ماست، تنهايي.... شاید هم این همون چیزیه که باید درکش می : عاشق بودن بدون هیچ توقعی  این روزها بدجور سکوت کردی انگار یا دلت پر است یا با من قهری قهر که فکر نکنم ولی پری دلت را نمی دانم هنر را از هنرمند بگیرن دیگر زندگی معنا ندارد امروز هنر است تنهايي هنر است تنها باشی تنهايي به انسانها همه چیز می آموزد رفیق ، معلم من تنهايي است تنهايي شاید یه راهه راهیه تا بی نهایت تنهايي یعنی :
دوتا هدفون.. رو یه موزیک قفل ...
تنهايي یعنی :
هروز تکراری ... غرق تو دنیای مجازی ..دور از جمع ...
تنهای یعنی :
هر کاری که می خوای ی .. هر قولی که میدی .تهش میگی تنهای
تنهايي یعنی:
سیگار پشت سیگار ... هر روز به فکر یه قرار
تنهايي یعنی....
صبحا دپ بودن شبا گریه ....
تنهايي یعنی ..
حرف های که تو مستی میزنی ... به. مدت طولانی مطلبی نزاشتم میومدم و سر میزدم اما حال اینکه مطلب بزارم نداشتم. از خدا ممنونم چون بهم توان این داد که تو این ماه روزه هام کامل بگیرم اونم تنهايي،خیلی سخت سحر تنهايي بلند بشی و سحری بخوری یا اینکه افطار تو تنها روزه باشی... با این شرایط روحی من واقعا ازش ممنونم که من یاری کرد تا بگیرم،اصلا فکرشم نمی همه ماه بگیرم اما تونستم . ساعت هایی که یکی پس از دیگری به سکوت، جای خود را به دیگری میدهند. حتی چهچه رادیو هم نمیتواند لمسی این لحظات را به پویایی بودن در کنار اشخاص بی روح ولی زنده دور و برت بدهد. شاید این خاصیت شب باشد که تنهايي را در دل خود به اجبار یدک می کشد و روز با آنهمه مردمان پر ادعایش، توان کشش این سکوت را در خود نمی بیند... شب است دیگر... مونس تنهايي و آر. «تنهايي» و مسئله تنهايي از مشکلات جامعه مدرن جهانی است؛ در جامعه سنتی و در میان خانواده های گسترده مفهوم تنهايي به صورتی که در جامعه مدرن آن را تجربه می کنیم، وجود نداشت. بدونت روز و شب افتاده ام در دام تنهايي
و تن خسته تر از پاییزم از انجام تنهايي
دلم با یاد عشقت می تپد هر دم دراین
اگر در سر پرم هر لحظه از ابهام تنهايي بدون, دست گرمت با جنون هرشب هم آغوشم
چنین دیوانگی شد عاقبت فرجام تنهايي برای ما، یتیمی معنای دیگری دارد.... تنهايي معنای دیگری دارد و ایضا دلگیر شدن از دنیا و دل کندن از آن! راستش قصه ما دلبستگان یتیم انقلاب حکایت همان مردمانی است که با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند اما بعضی وقتها زانوانشان تحمل کشیدن این بار! را ندارد هیچ رقمه.... اصلا من معتقدم همه مان در غربتی هستیم که بزرگترینمان بیش از همه آن را . در تنهايي دمی است. که فرشتگان برایت دعا می کنند.من نیز هم.در تنهايي دمی ست که با او راز نیاز می کنی.به اسم .ولی در تنهايي دمی ست که خدا منتظر است.نه برای ت .بلکه برای لحظه ای که بی خود آیی نزد او .چون او خداست.پس به خود آی بدون خود در نزدخدای خود .......یاحق حالا دیگر
تنهايي ام آن قدر بزرگ که شده است
که می تواند دستم را بگیرد
و از تمام خیابان های شلوغ عبور دهد
حالا دیگر
تنهايي ام آن قدر عمیق شده است
که می تواند
مرا در خود غرق کند
حالا دیگر تنها نیستم
تنهايي با من است

نسترن وثوقی ,sms <font style=تنهايي, اس ام اس تنهايي, اس ام اس تنهايي 93, اس ام اس تنهايي ایرانی, اس ام اس تنهايي باحا, اس ام اس تنهايي باحال, اس ام اس تنهايي برای همیشه, اس ام اس تنهايي برگرد, اس ام اس تنهايي توپ, اس ام اس تنهايي جالب, اس ام اس تنهايي جدید, اس ام اس تنهايي خفن, اس ام اس تنهايي دخترانه, اس ام اس تنهايي دخترونه, اس ام اس تنهايي دوست دارم, اس ام اس تنهايي زیبا, اس ام اس تنهايي شیک, اس ام اس تنهايي عاشقانه, اس ام اس تنهايي غمناک, اس ام اس تنهايي غمگین, اس ام اس تنهايي فارسی, اس ام اس تنهايي قشنگ, اس ام اس تنهايي مجلسی, اس ام اس تنهايي ناز, اس ام اس تنهايي نایس, اس ام اس تنهايي پسرانه, اس ام اس تنهايي پسرونه, اس ام اس تنهايي کلاسیک, اس ام اس تیکه دار, اس ام اس سنگین, اس ام اس غمگین, سری جدید اس ام اس های تنهايي و سیگار" width="482" height="262" /> هــــــی رفــــیـــــــــــق!
بغض هایم را مس ه نکن!
به سه نقطه های آ حرف هایم نخند!
تمام زندگیم نقطه چین است!
اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است…
اینجا کلبه ی وحشت من است! چرخ و فلک خاطره هاست…
سکوت چشمها و سرسره ی بغض هاست…
در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!
روشنی نیست… سیاهی مطلق است…!
دوست خوب من! سکوت کن و رد شو!
چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!
گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!
در دنیای من؛بی ی دلتنگی و حسرت بیداد میکند…!
اینجا من هستم و من و من!
اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست! هیچی نگو… نخند…
اشک نریز… ترحم نکن… فقط رد شو…! تنهايي جسم ندارد. وجود خارجی ندارد. با تو حرف نمیزند اما روحش را در تک تک لحظه های زندگی میشود احساس کرد. تنهايي، میتواند خیلی راحت بیاید و بنشیند توی لیوان آبی که میخوری و تو آن را قلپ قلپ سر بکشی یا بیاید تو سطرهای کت که میخوانی، دیالوگ های ی که می بینی، توی یک مهمانی شلوغ یا حتی توی دستان معشوقت که در دست میگیری! خیلی نزدیک تر از آن . کار به تنهايي به چه معناست؟ فردی که به تنهايي در جایی مشغول به کار است بطوریکه ی او را نمی بیند و یا صدای او را نمی شنوند و یا اینکه در طول زمان کاری ی به او مراجعه نمی کند از موارد محیطهای کار انفرادی محسوب می شود. این مسئله از اهمیت خاصی برخوردار است و به همین منظور باید تمامی موقعیتها بدقت مورد بررسی و توجه قرار گیرد. تنهايي کار به م. چند وقت پیش چیزهایی سفارش دادم که یکی یکی دارند به دستم می رسند. اگر این روال ادامه داشته باشد یک روزی که خیلی هم دور نیست خبری هم از تو به من میرسد. راستش را بخواهی کمی هیجان دارم چطوری اتفاق می افتد. کاش معمولی نباشد، مثل همه اتفاق های ساده دیگر خیلی تدریجی و عادی شروع شود و یک روز چشم باز کنم ببینم وسطش هستم. من دوست دارم خودت یا آمد. انسان نیازمند است و خدا مقصد همه نیازهاست. تنهايي، تنها واژه ای است که آموختم. تنهايي اولین واژه ای بود که وارد زندگی م شد. مونسی خوب یا بد؟ نمی دانم. اما مونسم شد. و زندگی در پس تمام این تنهايي ها آغاز شد. آغازی دوباره. اوائل از تنهايي هراس داشتم؛ اما این روزها تنهايي را بهتر درک می کنم. از این شاخه به آن شاخه پ آزارم می دهد. تنهايي را چ. ام از تنهايي می ترسید، همین باعث شد دهه آ عمرش را خانه بچه هایش باشد، هر روز خانه یک دختر یا پسر، تا خسته شدند و برایش خانه گرفتند با پرستار... ام همیشه شرمسار بود. فروغ همسایه مان بود، نامزد بود برای ازدواج دوم ... صدای کتک خوردنش میامد... یک روز گفتم از چاله به چاه نیافتادی؟ گریست و گفت: از تنهايي خسته شدم... دوستی داشتم که به وقت تنهايي شروع میکرد به تلفن به دوستانش، از اول تا آ ، تا بالا ه ی را پیدا میکرد که بیاید پیشش ... او از مواجهه با خودش در تنهايي می ترسید ... ساعت 5 صبح است پشت پنجره نشسته بودم و چای میخوردم که یکدفعه تمام وجودم پر شد از خوشبختی ... بعد از گذار از طوفانهای پرخطر، حظ از این آرامش ... و یاد ام افتادم ... فکر اگر از تنهايي میترسیدم همه چیز را باد در یک لحظه با خود میبرد... تنهايي سخت نیست، همه ما تنهاييم...همانطور که همه ما به هم نیاز داریم... این غول "ترس از تنهايي" _ و نه تنهايي_ است که عزت نفس و آرامش را میبرد...   فکر میکنیدچرا خدا افرینش پروانه را از کرم ابریشم قرار داده که کرمی درون پیله به ح تجرد و تنهايي وتفکر فرو رفته و از غوغا وهیاهو و رنگارنگی محیط خود فاصله میگیرد و بعد از مدتی تیدیل به یک موجود زیبا و دوست داشتنی بنام پروانه میشود و خداوند دو بال پرواز به این موجود میدهد : بال علم و دانش و بال تقوی و تعهد...... در حدیث امده بیشتر عبادت اب. شب آرام در خیابان قدم می زدممممممم خیابان هم آرام بود آسمان ارامممم ی در خیابان نبود اه باز تنهاييیییی چرا باز شد تنهايي چرااا ....... چرا باز تنهام ... اه دیگر نمی نویسم هر موقع نوشتم جز تنهايي چیز در فکرم نبود همش تنهاييی ... نمی گویم تنهای بد است .... تنهايي بزرگ است ههر ی از تنهايي خهودش لذت نمی برد ولی برای ی ک از اول تنها نبوده سخت است ... آروم آروم به نبودنت عادت می کنم...چون هیچ وقت داشتنت رو تجربه ن ....دیگه به داشتن چشم های پر از حسرتم عادت ...سهم منم همینه تنهايي تنهايي تنهاييانقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتمدیگه تنهايي رو خیلی وقته یاد گرفتم .......تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با . بهم گفت "تنهايي مرد من خیلی بزرگه نمیدونم با این همه تنهايي چی کار کنم..." یه بار دیگه بهم گفت "واسه چشماش می نویسم...فقط واسه چشماش..."
راستش قبلا گاهی نگران می شدم که تنهايي تو چقدر است؟ خیلی بزرگ؟ تاب می آورم؟ کنار می آیم؟ تو با تنهايي من کنار می آیی؟ ولی حالا دیگر از این حرف ها نمی زنم ، لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها
+ وقتش نیست.کنا. از یک روز به آنطرف تر
به یقین ِ تنهايي می رسی..
برآورد می کنی کمّیتِ آدم های دور و برت را.. که
هر چه بیشتر باشند،
کیفیت تنهايي ات اعلی تر می شود.. یقین تنهايي یعنی
بی ی ات را در پستوی ذهنت پنهان می کنی تا
مبادا احدی بویی ببرد که
پشت لبخندهای شیک و تمیزت،
چه زهر خنده هایی خاک می خورند.. که
خوب می دانی
هیچ هنوز آنقدر عینی نیست تا
تو را از ذهنیت ِ تنهايي ات، بیرون بکشد حمیدرضاهندی تنهايي کوچک من کاهش کوچک تنهايي من کو؟ چشم هایم چیزهایی می خواهد و گوشهایم صدای صاف صبح را. تنهايي کوچک مرا خواهند دید؟ در روشنایی رنگ رفته از رو، در ادراک انگشتان خواب آلوده ، در سفره ستاره های سرما سوز. تا بخواهی آسمان، آفتاب، باد، آب ، ابر و بوی باران، تا بخواهی پرواز و بال هایی به وسعت نگاه. کجاست تنهايي کوچک من؟ شقاوت آفتاب پشت ش. مونس تنهايي انسان در قبرمونس تنهايي انسان در قبر چیست؟ مونس تنهايي انسان در قبر    مونس تنهايي انسان در قبرزمانی که هر انسانی را در قبر قرار می دهند و سنگ لحد را روی او می چینند،دست میت از همه جا کوتاه است و آنجا خودش می ماند و اع از کتاب «اربعین» قاضی سعید قمی منقول استکه از شیخ بهایی نقل شده:رفیقی در قبرستان اصفهان داش. به " آدمهـــــا " دل نـــده ... ؛ ?? تو که از " خدایشـــــان " ... ؛ " عاشقتــــر " نیستــــی .....!!! ?? آنهــــــا """ خدای """ خــود را ... ؛ به ... ؛ نیمــــــه " نانـــــی " میفروشنـــــد .....!!! و ... ؛ تـــو را به """ نیمــــه شبـــــی """ .....!!! .به تنهايي ام افتخار میکنم چون تحمل تنهايي بهتر از گ محبت است... ﺗﻨﻬـــــــﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﯿﻠــــــــﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍ.