جوابم منفیه

به نقل از خبرگزاریها در مورد جوابم منفیه : پسرشون هفته ی قبل طی تصادفی فوت شد.پنج شنبه ای که گذشت(یعنی بعد دو روز) دور هم جمع شدن و تصمیم گرفتن نوه شون رو از دست عروسشون بگیرن و خودشون بزرگ کنن...همه چیز به کنار،داغ دل اون زن رو که قراره در عرض مدت کوتاهی هم بی همسر بشه و هم بی فرزند رو کی میفهمه?کدوم قانون و عُرف و شرع قراره اون دنیا جوابگوی ستمی که به این زن میشه باشه?
جوابم ای.

نوشتن در دنیای مجازی مثل نوشتن روی آب و سپردن به باد است ... اینجا تنها جایی است که می نویسم و احساس می کنم به دستت می رسد ... اینجا برای عزیزان می توان نوشت، من هر از گاهی برایت می نویسم تو هم جوابم را نده ... شده ام مثل عاشقی که معشوق به سر قرارش نیامده... همین که می دانم جایت خوبست برایم کافیست ... من برایت می نویسم تو هم جوابم را نده. به امید آمده ام خانه ابم نکنی
همه د جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی
همه هستی من این قطرۀ اشک است خدا
وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی
به ثو که ندارم چه امید ی بندم
آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی
به گمان همه من بندۀ خوبی هستم
پیش چشم همه عاری ز نقابم نکنی
آب. از این نفرت دارم که وقتی من برای چیزی عجله دارم یه نفر بخواد با طمانینه جوابم رو بده اسانی ها چه به تجربه چه با توصیه هایی که از بزرگان شنیده و احادیثی که خوانده اند خوب متوجه این شده اند که برای حوائج خود در حرم رضا(ع) متوسل به فرزند بزرگوار ایشان شوند. مصراع به جان جوادت جوابم بده، ذکر زائران دلش ته حرم الرئوف است که نشان از محبت و ارادت دارد. در توصیه های بزرگان بیان شده است که با توسل به جواد(ع)وسعت روزی از خداوند ب. من عاشقه تویی شدم که سخت عاشق منی
من دیر فهمیدم ولی تو زود دل نمیکنی
یاد به تو میرسه دلم یا مرگ لمس میکنه
فقط عشق آدمو اینقدر نترس میکنه
میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی
اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی
بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم
تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم محکم تو دستامو بگیر بدجوری قلبم یخ زده
خودمو میسپرم به تو منو به هیچ نده
باید غرورم بشکنه احساس آرامش کنم
میخوامو میبخشی بهم اما بزار خواهش کنم
اما بزار خواهش کنم
میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی
اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی
بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم
تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم ... متن ترانه جوابم نکن محسن چاوشیاین آهنگ هم اکنون در وبلاگ در حال پخش می باشد . امیدوارم لذت ببرید .
جوابم نکن مُردم از ناامی اید عاشقم شی خدا رو چه دیدی خیال کن جواب منو دادی اماعزیزم جواب خدا رو چی میدی همینجوری اشکام سرازیر میشندیگه از خودم اختیاری ندارم من از عشق چیزی نمی خوام به جز توولی از تو هیچ انتظاری ندارم صبوریم کمه بی قر.
دوستی بهم پیام داده که کتاب فلان چیه و چه رنگیه؟ بهش اس دادم که اینه و جلدشم زرده! در جوابم میگه زرد چه رنگیه؟ +من: -_- :/ : o_0
میگم زردِ خورشیدی!
خدایا اشتباه شد!
اونو بکش! :دی
حالا تو باز میخوای به دروغ گفتن ادامه بدی؟ میخوای باز فرار کنی؟ نه! نه! نع! با عین. تا اونقدر غلظت داشته باشه که نتونی باز به آره تبدیلش کنی. نمیترسی؟ جوابم آره است اما میگم نه! چون قرار نیست باز هم ش ت بخورم. رفتم جواب رو گرفتم . بتام شده 8.16 ....نمیدونم داره میره بالا یا داره هر چی هم هست هیچ میشه ...چون دردای انقباضی توی رحم و دهانه دحمم دارم که یاد روزهای تلخ بعد از سقطم انداختم .... توکل به خدا . به خانم معینی اس دادم و منتظر جوابم که چه باید م .... دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد…
کمی سکـــــــــــوت…
کمی دل ب میخواهد…
کمی اشک…
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…
.
.
.
همه را صدا زدم به جز خدا . . .
هیچ جوابم را نداد جز خدا . . سلام خدا سلام مولا سلام سیدی حتما جوابم را دادی که تو سریع الرضایی خدا.. خدا جمع و جور ن خودم را، آن هم درست موقعی که سراسر غرق در رحمتت بودم.. آن هم درست بعد از اندک زمانی از صاف حسابم با تو خدا... خدا باز هم ببخش یا بکش نمی دانم.. در پی انتقادات و حملات به صفحات شخصی بهاره رهنما در شبکه های مجازی وی چنین واکنش نشان داد:
«من که جز یک فن پیج صفحه ای در ندارم اما شنیدم تو حال خیلی ها ابه سر مقتل خونی من از و نادر فتوره چی بگیر تا خیلی از روشنفکر نماهای دیگه جوابم فقط به این آدما اینه زیر پرچم حسین ع زدن لیاقت میخواد افتخار میکنم که از بچگی این ارادت رو داشتم و دا. ۱. خوشم نمیاد که وقتی به یکی فارسی پیام میده و انگلیسی جوابم رو میده.... ۲. مهمون دارم امشب... ۳. رفتم ورک شاپ تزیین گل برای روز جهانی مادر....یه گلدون گل طبیعی دارم حالا....اولش فک می یه جوری گلا رو بچینم تو گلدون که از مال همه قشنگ تر بشه....ا ش از همه متفاوت تر و شاید زشت تر بود.... سلام به همه دوستان ، همه اون دوستانی که در نبودنم ، بودنم را از یاد نبردند دو روزی است که از تبعید برگشته ام ، از تبعیدگاهی که در آن به جستجوی خویش رفته بودم .به جستجوی سوالات بی جواب . احتمال ماندنم کم است ، به احتمال زیاد دوباره تبعیدی دیگر در پیش دارم با این حال گفتم کمی از تبعیدگاه و شه ام در تبعید بنویسم ، شاید به نوعی اعتراف هم با. لیگ گذاشتند از تک تکشان با اختلاف باختم همین ب بود آنقدر تمرکز داشتم که هر دوبار پیاپی یکی یکی گلباران شده بودند حرف به زحمت میزنم هیچ دلجویی جوابم نیست ن پوشید که قدم بزنیم پام را بهانه جواب به زحمت میدهم ن روزهای سختم را تاب بیاور تاب م نیست حوصله ام نیست تمرکزم نیست تاب بیاورم ... گاهی افتادن به معنی بزرگ شدن است! مثل این روزها که با همین استخوان ش ته در گلو می گذرد و او جوابم را نمی دهد که نمی دهد که نمی دهد! میدانم این آغاز راهی است سخت برای بزرگ شدن. خودمان دعا میکنیم خدایا بزرگم کن. راضیم به رضای تو! حالا چه شده که سختی راه و بغض هایی که در گلو می ماند را دیده ایم و جا زدیم. بزرگ شدن بها دارد ! گاهی هم به همین تلخ. داریم به اتفاق اعضای خانواده ع ها و های سفر ترکیه را تماشا می کنیم. نرگس به طور محسوسی توی لک رفته. می پرسم بابا چرا ناراحتی؟ اول جوابم را نمی دهد... کلی که خواهش و تمنا می کنم و نازش را می م می گوید" تو وقتی ترکیه بودی اصلاً هم دلت برای من تنگ نشده بود..." می گویم "عزیزم چرا این فکر را می کنی؟ من خیلی دلم برایت تنگ شده بود..." می گوید "پس چرا . امروز ک عجله داشم خونه برم،ی خانومه پیری صدام کرد و ازم خاس ک اونور خیابون ببرمش دلم سوخ براش اگ بدونی چقد طول کشید تا بیاد طرف دیگ ی خیابون بس ک اروم میرف دستمو محکممم تو دستش نیگر داشته بود وقتی رسیدیم هم ول نمیکرد دستمو بش گفتم جایی میخای بری ببرمت؟کاری بام نداری؟ در جوابم لبخندی زدو گف دستت درد نکنه هوا هوای کربلا، هوای بین الحرمین هوای شور و مستی و، هوای گریه بر حسین دلم دوباره پر زده، شبیه این کبوترا حس می کنم پر می کشم، تو آسمون کربلا از تو ممنونم، نکردی جوابم با حال ابم، تو جمع گداها، تو کردی حسابم سالار زینب، ی حسینم و نعم ال م،،و نعم ال م ------------------- خیلی دلم تنگه برا، شهر حنون عاشقا تموم هستیمو بگیر، منو ببر به کربلا از غم دوری حرم، رسیده جونم به لبم تموم دل خوشیم اینه، نوکر بی بی زینبم از تو میخونم، فدای تو جونم دل پریشونم، که میگذره با تو، شبای جنونم از تو میخونم، تویی و کارم مه شب تارم، به غیر تو آقا، ی رو ندارم سالار زینب، ی حسینم و نعم ال م،،و نعم ال م یادم نمیاد ا ین بار کی اومدم اینجا.... شاید چون حس خاصی نسبت به چیزی نداشتم تا بیام و درموردش بنویسم فصل امتحاناس بیشتر از ترمای قبل دارم میخونم اما خیلی از نتیجه ای که میگیرم راضی نیسم همش بی دقتی... انگار این ترم خیلی شانس باهام یار نیس دیگه نمیای تو گروه.. یعنی میای ولی کم... وقتی گفتی دیگه نمیای یهو بند دلم شد حس دیگه نمیتونم ازت باخب. بالا ه بعد از قرنی تمام کامنت ها رو تایید .می دونم دیره و دیگه صاحباش نمی خونن ولی من امیدوارم جوابم یه جوری بهشون برسه.این همه لطف و انرژی مثبت هزاران برابر به خودشون برگرده.من واقعا از همه ممنونم.این کامنت ها رو شاید بارها خوندم.از لطف و مهربونی شون پر از خوشحالی و خج شدم.امیدوارم هیچ وقت از دستتون ندم...
میشه هر کی هنوز اینجا میاد. من بیشتر از ۱۷ ساله که دوست دارم اما عاشقت نیستم دوست داشتن یعنی به هم خیره شده اما عشق یعنی باهم خیره شدننه کلبه عشق برایت ساختمنه بهت گفتم گلم نه ...ونه...ولی روزی سه بار می گویم به تو ایمان دارم در جوابم می گویی :ایا مردم فکر می کنند همین که بگویند : ایمان اوردیم به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟ (عنکبوت ایه۲) نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟
نگفتی جان من آیا که مهمانت شوم یانه ؟

برای طوف کو یت جامهء احرام بربستم
گدای دو ه گرد گوشهء خوانت شوم یانه؟

جوابم را بده تا کی خودت را تیره می آری
هلال عید یا چون گل بدامانت شوم یا نه

بجای تحفه ای عیدی تمام شب در این فکرم
ثنا گوی تو یا مرغ خوش الحانت شوم یانه
در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را
از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمام گل ها بوییده ام تو را
رؤیای آشنای شب و روز عمر من!
در خواب های کودکی ام دیده ام تو را
از هر نظر تو عین پسند دل منی
هم دیده، هم ندیده، پسند. یک لحظه فکر نکند زندگی این قدرها که من بهش اهمیت می دهم، اهمیت نداشته باشد! و جوابم این بود چه فرقی می کند طرح این سوال؟ چون وقتی یک آدم دچار خلق و خوی خودش می شود حدّ و ارزش و اهمیت ها هم در ذهن و در نظر او، حدود ویژه ای دارند که تاثیرات شان روی عواطفش امری نیست که به اراده ی او باشد. «محمود ت آبادی» وقتی به سران باشگاه گفتیم که در خاک یونان هم نمی توانیم مقابل اسراییل بازی کنیم، آنها گفتند که این تیم، ایران نیست و ما به همین خاطر مجبور شدیم به میدان برویم. اگر ما به دلایل بازی نمی کردیم یوفا ممکن بود باشگاه را تا پنج میلیون یورو هم جریمه کند. آنها به ما گفتند که برای چنین بازی هایی شما را جذب کرده ایم. هزارکوبه به هر ؛در ؛زدم جواب نیامد جواب پشت جوابم به جز سراب نیامد صواب بود خیالم تمام عمر دویدن ولی به چشم زمانم یکی حساب نیامد دلم گرفت زسنگ جواب آیینه ام که رو به شیشه بیچاره بی نقاب نیامد حباب بود جوانی که شد اب به فوتی به نقش های حب که جز به خواب نیامد زمان زمان بر آورد بودو تیشه دریغ به عشق کندن ص ه به جز کتاب نیامد من آن نی ام که . پاییز که رفتم تو این مدرسه یه دوست قدیمی بعد یه سال دوباره ازم سراغ گرفت. گفت یه کار تو صدا و سیما هست که می تونی دوباره شروع کنی. بهش گفتم میشه فکر کنم بهت زنگ بزنم و همون لحظه می دونستم جوابم منفیه. رویاهام دوباره از ناخودآگاهم اومده بودن بیرون و می گفتن دنبال مون کن. پیدامون کن. برای داشتن مون تلاش کن. می تونستم همون هفته اول مدرسه رو رها کنم. کتاب داستان مک کی و اصول فیملنامه سیدفیلد رو از قفسه خاک خورده سینمایی کتابخونه ام بکشم بیرون و دوباره شروع کنم. ادامه مطلب تو دستات گرمه می دونی ولی دستای من سسته
چرا غمگینی و اشکات تموم جونتو شسته
حالا که اومدی پیشم بیا بی گریه و زاری
حقیقت رو بهت میگم جوابم انگاری...
بذار پاتو روی قلبم نذار دست روی احساسم
به جای گریهو زاری یه کم دعا واسم
تموم ا گفتن همین روزاست می میرم... ادامه مطلب دنبال ی میگردم که
توی بهارکه زنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،بگم: ...
بگم : میایبریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابمفقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم……… …توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچدلیل ،بگم: میایبریم خیابون تا هر جا شد قدم بزنیم؟…در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی کهمن میگم… توی پاییززنگ بزنم بدون هیچ دلیل ،بگم: میایصدای . گاهی حس می کنی تمام دردهای دنیا تمام ناراحتی های دنیا تو دلت رو دوشته ! حس می کنی بزرگترین مشکلاتو داری! دیگه از همه می بری شاید حتی از خدا هم قطع امید کنی ! چون آنقد گیری که همه چی جلوی چشمت تار میشه! و ناامیدی تا ته وجودت رخنه میکنه! اونقد خودتو تنها و بدبخت میبینی که حاضری بمیری ولی این روز پر از خواری و ذلت رو نبینی! حالم بده شاید بدت. مناجات آری ای دوست مرا داغ عتابم کافی است به دلم قهر و غضب وقت خطابم کافی است دیگر از عدل عذابم مکن ای معدن فضل شعله خجلت ذنبم به عذابم کافی است مستحق غضب و قهر و عذابم اما بی محلی تو یارب به جوابم کافی است آه، رسوا مکنم نزد رئوس الاشهاد زآنکه شرمندگی روز حسابم کافی است باورم نیست ز اصحاب شمالم خوانند پیش اصحاب یمین چشم پر آبم کافی اس. می ­ایستی که بایستانی­ ام؟
نارفیق!
در نیمه ­راهم می­ نهی که بتنهایی ­ام؟
جوابم می کنی که
آ ین سؤالم را ندیده گرفته باشی؟
آه چقدر بد است به این خوبی
تمام ی که قرار بوده، هنوزها، تمام نشود
چرا تقلب می­ کنی قلب من؟
چرا بیقرار قرارهایت می ­شوی؟
مگر بنا نبود، فلسفه بخوانیم؟ تاریخ بخوانیم؟ شعر بشورانیم؟
حالا چه. محمدعلی - مشاور رئیس جمهور در رو مه شرق نوشت: آقای قالیباف در مناظره تلویزیونی روز موضوع کاملا نادرستی را به نگارنده نسبت دادند، گرچه آن مطلب در مقایسه با تهمت ها و تحریف های دیگری که در ایام تبلیغات انتخاباتی به مقامات تی و از جمله رئیس محترم جمهوری وارد کرده اند، قابل اغماض است؛ اما بنده از رئیس محترم صداو سیما خواسته ام براساس مو. حدودا دوم سوم راهنمایی بودم که عاشق یکی از پسرای فامیل شده بودم.از این عشقهای دختر راهنمایی ها که هی تلاش میکنن فُکُل بزنن و خوشگل کنن تا به چشم طرف مقابل بیان ولی هرچه به زمین و زمان میزنن دریغ از یک نگاه.دریغ از یک حرکت که بفهمی اقلا تورو دیده.همین چند دقیقه ی قبل بعد سالها با مادر همون پسر صحبت که به قول خودش برای امر خیر مزاحم شده . شاید ندانم کجایی
چه میکنی
ولی خوب میدانم
ماه که کامل می شود
شوق تماشایش در وجودت زنده میشود
پنجره را باز میکنی یک نفس عمیق که کشیدی
محو تماشایش میشوی
امشب هم ماه کامل است
زیبا و چشم نواز
یادش بخیر
به آسمان که نگاه میکردی بی پروا میپرسیدم
از جان عروس آسمان چه میخواهی؟
اینقدر نگاهش نکن
سر که . بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازگل کشته ی رنج و عذابم کاش بودی،نازگل مثل پیچک دور خود می پیچم از تنهایی ام دائماً در پیـچ و تابم کــاش بـودی،نازگل حـرف ها دارم ولی ای نازنینم غیر تـو نمی داند جوابم کاش بودی،نازگل بودنم را بی تویی هر لحظه می ریزد بهم تازگی مثل حـبابم کاش بودی،نازگل تا به کی باید بمانم بین شن ها در کویر تشنه ی یک قطره. مدتی پیش برای انجام امری اداری با دفتر فرماندهی انتظامی شهرستان تماس گرفتم. قبل از برقراری تماس از مسئول دفترش که گوشی را برداشته بود و ستوانی است به شوخی پرسیدم« هنوز سرهنگ نشدی؟» . جو داد بسیار پخته و نغز« ما به درویشی قناعت داریم سلطانی خطر دارد». جوابش خیلی به دلم نشست. مجددا پرسیدم «درویش، منبع این سخن نغز کی یا چیست». جوابم داد. بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازگل کشته ی رنج و عذابم کاش بودی،نازگل مثل پیچک دور خود می پیچم از تنهایی ام دائماً در پیـچ و تابم کــاش بـودی،نازگل حـرف ها دارم ولی ای نازنینم غیر تـو نمی داند جوابم کاش بودی،نازگل بودنم را بی تویی هر لحظه می ریزد بهم تازگی مثل حـبابم کاش بودی،نازگل تا به کی باید بمانم بین پهنای کویر سالها محتاج آبم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر من «سعید چندانی»، 12 ساله هستم که حدود یک سال و هشت ماه به سرطان مبتلا بودم و ها جوابم نموده بودند. 15روز قبل، شب چهارشنبه که به «مسجد جمکران» آمدم، در خواب دیدم نوری از پشت دیوار به طرف من می آید که اول ترسیدم، بعد خود را کنترل نموده و این نور آمد به بدن من تماسی پیدا . ‎نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟ نگفتی جان من آیا که مهمانت شوم یانه ؟ برای طوف کو یت جامهء احرام بربستم گدای دوره گرد گوشهء خوانت شوم یانه؟ جوابم را بده تا کی خودت را تیره می آری هلال عید یا چون گل بدامانت شوم یا نه بجای تحفه ای عیدی تمام شب در این فکرم ثنا گوی تو یا مرغ خوش الحانت شوم یانه چو ساغر بر کف ات آیی کنار من بیاسایی ساغر و دیوانه مژگانت شوم یا نه ؟‎نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟

نگفتی جان من آیا که مهمانت شوم یانه ؟


برای طوف کو یت جامهء احرام بربستم

گدای دو ه گرد گوشهء خوانت شوم یانه؟


جوابم را بده تا کی خودت را تیره می آری

هلال عید یا چون گل بدامانت شوم یا نه


بجای تحفه ای عیدی تمام شب در این فکرم

ثنا گوی تو یا مرغ خوش الحانت شوم یانه


چو ساغر بر کف ات آیی کنار من بیاسایی

ساغر و دیوانه مژگانت شوم یا نه ؟
احترام به پدر ومادر سبب قرب به اباعبدالله


عالم زاهد و وارسته زمانش مرحوم شیخ حسین بن شیخ مشکور رضوان الله تعالی علیه فرمود :
در عالم رو یا دیدم در حرم مطهر حضرت ابا عبدالله (ع ) مشرف هستم و حضرت در آنجا تشریف دارند .
یک نفر جوان عرب معدی (دهاتی ) وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام کرد و ح. برخی لحظات در طول روز-شب هستن که حسی، احساسی، فکری، رویایی، خاطره ای، چون دشنه ای سوزان تا عمق قلب را می سوزاند و چنان ذهن را بهم می ریزد و چنان روح را در هم می نوردد که چشم آدمی هرقدر که ببارد، که پای آدمی هرقدر که راه برود، که گلوی آدمی هرقدر در تنگنای بغض های پیاپی خود را خفه کند، آن حس، احساس یام نمی یابد... و حافظ رفیق این لحظات می ش.
دریا دریا
دریا منو صدا کن
خاکو با آب
دوباره آشنا کن
دریا دلم گرفته
دریا دلم گرفته
منو از این گرفتگی رها کن
رها کن رها
دریا با من حرف بزن
نذار منو موجا به ساحل بدن
دریا دلم میخواد تو بال موجا
منو تو یک شب ببری از اینجا
بذار بگن چشمای بارون زده
بازم تو دریا یه نفر گم شده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده
دریا جوابم بده
دریا دریا
دریا منو صدا کن
خاکو با آب
دوباره آشنا کن
دریا دلم گرفته
دریا دلم گرفته
منو از این گرفتگی رها کن
رها کن رها
منو از این گرفتگی رها کن
رها کن رها
منو از این گرفتگی رها کنرها کن رها حرکت کاروان به مدینه - شام اربعین واحد )به سبک بعد از چهل روز( با دلی پر خون ، میرم مدینه ولی می میره ، بی تو سکینه خودم رو ناقه ، دلم کنارت نمیره از یاد ، گل بهارت وقتی رسیدم ، مدینه میگم آبت ندادن ، با دلی پر غم رفتی و تنها شدم تنها با غمها شدم شبیه زهرا شدم سید و سالار ، خدانگهدار وای ، داداش حسینم ****** بده جوابم ، که دل کبابم عزیز زهرا ،.
اینگونه غریبانه
برای چه دوست دارمت تو را ... ؟!
وقتی که فاصله
وقتی که کوتاه ترین فاصله میان ما
می رسد به آنسوی آسمان دوست دارم با تو صحبت م...دوست دارم جوابم را بدهی...دوست دارم وقتی لا به لای این درخت ها قدم می زنم ، هااا هوووو(یک نفس عمیق) و بوی درختان سیب خزان کرده فضا را پر کرده...تو کنارم باشی..دوست دارم پا به پای من تا. دعا کن؟ مولا جان .ما خود را شیعه و منتظر تو می دانیم و تلاش می کنیم تا زندگی و حیات مارنگ و بوی تو ر داشته باشد،اما افسوس که قسم خورده گاه گاهی ما را از یاد شما غافل کرده و به بیراهه مان می کشد. مولا جان،عزیز و دردانه عالم هستی و عزیز مصر وجود ، خودت را به ما نشان ده و مارا از داغ فراغت برهان. می دانم که در جوابم می گویی خودت را بساز و در آ. دنبال ی میگردم... که توی بهار زنگ بزنم و بدون هیچ دلیلی بگم:

میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم...؟؟؟

درجوابم فقط بگه:
" نیم ساعت دیگه کجا باشم؟؟؟" توی تابستون زنگ بزنم بودن هیچ دلیلی بگم:
" میای بریم خیابون تا هرجا شد قدم بزنیم؟؟" در جوابم فقط بگه:
" ناهار اونجایی که من میگم..."
توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ. این روز ها روز های بودن است این روزها روزهای خواستن بودن است خواستن بودن تو بودن و دیدنت بودن و حرف هایت بودن و دلگرمی هایت این روزها قاب ع ت کارم را راه نمی اندازد چشمانت از پلک نزدن خسته نشد؟ تو اگر خسته نیستی من دیگر خسته ام خسته ام از نبودن و ندیدنت خسته ام از نشنیدن صدایت خسته ام از حرف زدن با ع ی که جوابم را نمیدهد خسته ام به اندا.