جوابم منفیه

به نقل از خبرگزاریها در مورد جوابم منفیه : پسرشون هفته ی قبل طی تصادفی فوت شد.پنج شنبه ای که گذشت(یعنی بعد دو روز) دور هم جمع شدن و تصمیم گرفتن نوه شون رو از دست عروسشون بگیرن و خودشون بزرگ کنن...همه چیز به کنار،داغ دل اون زن رو که قراره در عرض مدت کوتاهی هم بی همسر بشه و هم بی فرزند رو کی میفهمه?کدوم قانون و عُرف و شرع قراره اون دنیا جوابگوی ستمی که به این زن میشه باشه?
جوابم ای.

نوشتن در دنیای مجازی مثل نوشتن روی آب و سپردن به باد است ... اینجا تنها جایی است که می نویسم و احساس می کنم به دستت می رسد ... اینجا برای عزیزان می توان نوشت، من هر از گاهی برایت می نویسم تو هم جوابم را نده ... شده ام مثل عاشقی که معشوق به سر قرارش نیامده... همین که می دانم جایت خوبست برایم کافیست ... من برایت می نویسم تو هم جوابم را نده. به امید آمده ام خانه ابم نکنی
همه د جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی
همه هستی من این قطرۀ اشک است خدا
وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی
به ثو که ندارم چه امید ی بندم
آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی
به گمان همه من بندۀ خوبی هستم
پیش چشم همه عاری ز نقابم نکنی
آب. از این نفرت دارم که وقتی من برای چیزی عجله دارم یه نفر بخواد با طمانینه جوابم رو بده اسانی ها چه به تجربه چه با توصیه هایی که از بزرگان شنیده و احادیثی که خوانده اند خوب متوجه این شده اند که برای حوائج خود در حرم رضا(ع) متوسل به فرزند بزرگوار ایشان شوند. مصراع به جان جوادت جوابم بده، ذکر زائران دلش ته حرم الرئوف است که نشان از محبت و ارادت دارد. در توصیه های بزرگان بیان شده است که با توسل به جواد(ع)وسعت روزی از خداوند ب. من عاشقه تویی شدم که سخت عاشق منی
من دیر فهمیدم ولی تو زود دل نمیکنی
یاد به تو میرسه دلم یا مرگ لمس میکنه
فقط عشق آدمو اینقدر نترس میکنه
میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی
اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی
بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم
تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم محکم تو دستامو بگیر بدجوری قلبم یخ زده
خودمو میسپرم به تو منو به هیچ نده
باید غرورم بشکنه احساس آرامش کنم
میخوامو میبخشی بهم اما بزار خواهش کنم
اما بزار خواهش کنم
میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی
اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی
بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم
تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم ... متن ترانه جوابم نکن محسن چاوشیاین آهنگ هم اکنون در وبلاگ در حال پخش می باشد . امیدوارم لذت ببرید .
جوابم نکن مُردم از ناامی اید عاشقم شی خدا رو چه دیدی خیال کن جواب منو دادی اماعزیزم جواب خدا رو چی میدی همینجوری اشکام سرازیر میشندیگه از خودم اختیاری ندارم من از عشق چیزی نمی خوام به جز توولی از تو هیچ انتظاری ندارم صبوریم کمه بی قر.
دوستی بهم پیام داده که کتاب فلان چیه و چه رنگیه؟ بهش اس دادم که اینه و جلدشم زرده! در جوابم میگه زرد چه رنگیه؟ +من: -_- :/ : o_0
میگم زردِ خورشیدی!
خدایا اشتباه شد!
اونو بکش! :دی
حالا تو باز میخوای به دروغ گفتن ادامه بدی؟ میخوای باز فرار کنی؟ نه! نه! نع! با عین. تا اونقدر غلظت داشته باشه که نتونی باز به آره تبدیلش کنی. نمیترسی؟ جوابم آره است اما میگم نه! چون قرار نیست باز هم ش ت بخورم. رفتم جواب رو گرفتم . بتام شده 8.16 ....نمیدونم داره میره بالا یا داره هر چی هم هست هیچ میشه ...چون دردای انقباضی توی رحم و دهانه دحمم دارم که یاد روزهای تلخ بعد از سقطم انداختم .... توکل به خدا . به خانم معینی اس دادم و منتظر جوابم که چه باید م .... دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد…
کمی سکـــــــــــوت…
کمی دل ب میخواهد…
کمی اشک…
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…
.
.
.
همه را صدا زدم به جز خدا . . .
هیچ جوابم را نداد جز خدا . . سلام خدا سلام مولا سلام سیدی حتما جوابم را دادی که تو سریع الرضایی خدا.. خدا جمع و جور ن خودم را، آن هم درست موقعی که سراسر غرق در رحمتت بودم.. آن هم درست بعد از اندک زمانی از صاف حسابم با تو خدا... خدا باز هم ببخش یا بکش نمی دانم.. در پی انتقادات و حملات به صفحات شخصی بهاره رهنما در شبکه های مجازی وی چنین واکنش نشان داد:
«من که جز یک فن پیج صفحه ای در ندارم اما شنیدم تو حال خیلی ها ابه سر مقتل خونی من از و نادر فتوره چی بگیر تا خیلی از روشنفکر نماهای دیگه جوابم فقط به این آدما اینه زیر پرچم حسین ع زدن لیاقت میخواد افتخار میکنم که از بچگی این ارادت رو داشتم و دا. ۱. خوشم نمیاد که وقتی به یکی فارسی پیام میده و انگلیسی جوابم رو میده.... ۲. مهمون دارم امشب... ۳. رفتم ورک شاپ تزیین گل برای روز جهانی مادر....یه گلدون گل طبیعی دارم حالا....اولش فک می یه جوری گلا رو بچینم تو گلدون که از مال همه قشنگ تر بشه....ا ش از همه متفاوت تر و شاید زشت تر بود.... سلام به همه دوستان ، همه اون دوستانی که در نبودنم ، بودنم را از یاد نبردند دو روزی است که از تبعید برگشته ام ، از تبعیدگاهی که در آن به جستجوی خویش رفته بودم .به جستجوی سوالات بی جواب . احتمال ماندنم کم است ، به احتمال زیاد دوباره تبعیدی دیگر در پیش دارم با این حال گفتم کمی از تبعیدگاه و شه ام در تبعید بنویسم ، شاید به نوعی اعتراف هم با. لیگ گذاشتند از تک تکشان با اختلاف باختم همین ب بود آنقدر تمرکز داشتم که هر دوبار پیاپی یکی یکی گلباران شده بودند حرف به زحمت میزنم هیچ دلجویی جوابم نیست ن پوشید که قدم بزنیم پام را بهانه جواب به زحمت میدهم ن روزهای سختم را تاب بیاور تاب م نیست حوصله ام نیست تمرکزم نیست تاب بیاورم ... امروز ک عجله داشم خونه برم،ی خانومه پیری صدام کرد و ازم خاس ک اونور خیابون ببرمش دلم سوخ براش اگ بدونی چقد طول کشید تا بیاد طرف دیگ ی خیابون بس ک اروم میرف دستمو محکممم تو دستش نیگر داشته بود وقتی رسیدیم هم ول نمیکرد دستمو بش گفتم جایی میخای بری ببرمت؟کاری بام نداری؟ در جوابم لبخندی زدو گف دستت درد نکنه امروز ک عجله داشم خونه برم،ی خانومه پیری صدام کرد و ازم خاس ک اونور خیابون ببرمش دلم سوخ براش اگ بدونی چقد طول کشید تا بیاد طرف دیگ ی خیابون بس ک اروم میرف دستمو محکممم تو دستش نیگر داشته بود وقتی رسیدیم هم ول نمیکرد دستمو بش گفتم جایی میخای بری ببرمت؟کاری بام نداری؟ در جوابم لبخندی زدو گف دستت درد نکنه بهاره رهنما در پی انتقادات و حملات به صفحات شخصی بهاره رهنما در شبکه های مجازی وی چنین واکنش نشان داد بهاره رهنما:زیر پرچم اما حسین (ع) زدن لیاقت میخواهد/به مقتل خوانی حضرت رقیه افتخار می کنم «من که جز یک فن پیج صفحه ای در ندارم اما شنیدم تو حال خیلی ها ابه سر مقتل خونی من از و نادر فتوره چی بگیر تا خیلی از روشنفکر نماهای دیگه جوابم فقط به این آدما اینه زیر پرچم حسین ع زدن لیاقت میخواد افتخار میکنم که از بچگی این ارادت رو داشتم و دارم جالبه که حتی مصاحبه با تلوزیون رو بخاطر همین حواشی بعد برنامه حذف و انجام ندادم اما نمیدونستم هنوزم ادمای هستن که بخاطر اعتقاد مذهبی که خیلی شخصیه توهین میکنن و به اسم دموکراسی فحاشی میکنن و آنقدر وقاحت دارن که علمداری حسین ع رو تحجر بدونن بازم تاکید میکنم من افتخارمیکنم به خواندن مقتل حضرت رقیه در محرم سال هزار و سیصد و نود و سه شمسی و نذر تا زنده ام برأی همه ک ن مظلوم در جنگ و به عنوان سفیر انجمن حمایت از حقوق ک ن مقتل حضرت رقیه رو برأی مردم بخوانم /یا حسین» منبع.رصد هوا هوای کربلا، هوای بین الحرمین هوای شور و مستی و، هوای گریه بر حسین دلم دوباره پر زده، شبیه این کبوترا حس می کنم پر می کشم، تو آسمون کربلا از تو ممنونم، نکردی جوابم با حال ابم، تو جمع گداها، تو کردی حسابم سالار زینب، ی حسینم و نعم ال م،،و نعم ال م ------------------- خیلی دلم تنگه برا، شهر حنون عاشقا تموم هستیمو بگیر، منو ببر به کربلا از غم دوری حرم، رسیده جونم به لبم تموم دل خوشیم اینه، نوکر بی بی زینبم از تو میخونم، فدای تو جونم دل پریشونم، که میگذره با تو، شبای جنونم از تو میخونم، تویی و کارم مه شب تارم، به غیر تو آقا، ی رو ندارم سالار زینب، ی حسینم و نعم ال م،،و نعم ال م
هر روز را با یاد تو این زندگی خا تری را شروع میکنم ، چند باری شماره ات میگیرم ، جوابم را نمیدهی. در خودم فرو میروم ، بغض گلویم را می گیرد ، سعی میکنم به یاد بیاورم اتفاقات قبل را ... شاید با من قهر کرده ای اما ... تو که با من قهر هرگز با من قهر نمی کردی ... پس چه شده ، هیچ چیز نمی توانست مرا از تو دور کند ، جز یک چیز ... "مــــــــــــــــــــ. السلام ای که تو شمس الشّموسی السلام ای که انیس النّفوسی)
افتادم از پا یا حیّ یا هو
(دستم بگیر ای ضامن آهو) (2)
مولا رضا جان (...)
............................................................
(من که از جام عشقت مستِ مستم خوردم نمک نمکدان را ش تم) (2)
اما گرفتی، هر لحظه دستم
(از روی ماهت، شرمنده هستم) (2)
مولا رضا جان (...)
................................................... من بیشتر از ۱۷ ساله که دوست دارم اما عاشقت نیستم دوست داشتن یعنی به هم خیره شده اما عشق یعنی باهم خیره شدننه کلبه عشق برایت ساختمنه بهت گفتم گلم نه ...ونه...ولی روزی سه بار می گویم به تو ایمان دارم در جوابم می گویی :ایا مردم فکر می کنند همین که بگویند : ایمان اوردیم به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟ (عنکبوت ایه۲) میــگـن؛وروجکم میگن از چشام شیطنـت میـباره میگن خیلے حاضر جوابم میگن همیشہ شـادم میگن صدا خندِهات همیشگیه ولى لامـصبا هـَ مـَشـون ظاهر بینن هیشکے نمیگہ چرا چشام اینقد غم دارِه چرا شبا تو تنهایـے اشک میریزم چرا اینقد دِلم پرِه چرا اینقد روحم خستس ... داغون بودن یعنی همین تصاویر مذهبی صادق www.iranvij.ir
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم . ابن خلکان می نویسد : صادق ( ع ) یکی از ائمه دوازده گانه مذهب یه و از سادات اهل بیت رس است . از این جهت به وی صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک . امروز بعد مدتها اوندم تو پیجم .آخخخخ جون .چقدر دلم برای اون روزان تنگه شده .خاطره بازی های قدیم منو کشوند.جالبه بین پستام ک نگاه می دیدم یه پستی ک کی باید جواب بده مربوط ب فروردین سال 90 بود.مربوط ب این هوای دیدنی و عجیب و خاک الود شهرم.و جالبه و متاثر کننده ک بعد از پنج سال هنوز ی نیومده جوابم رو بده.آیا مسئولین خواب.. ان .آیا گوش شنوا و چ. روزا به کار میگذرن ، عصرا به کلاس و شبا به شناخت. وقتی واسه استراحت ندارم واسه همین بدجور از لحاظ جسمی ضعیف شدم و تا حالا دوبار سرم زدم و سوزن و قرص تقویتی خوردم.علی میگه آدم شناسیش خیلی خوبه و خیلی وقته که منو شناخته و مطمئن هست که من همون فرد مورد نظرش هستم. و هیچ جوره نظرش عوض نمیشه.اما من حساس و محتاط هنوزم نتونستم به خیال . ستاره صحراااااااااااااااااااااااااااااااا قسمت روزگار من....................
قسمت من شد رنج زمانه چرا؟..........
غم چو سیل شد بر سرم روانه چرا؟............
در اوج شور جوانی هزار تار سپید
میان موی سیاهم زده جوانه چرا؟..........
گرفت زمن شورو حال و عشق
ربود زمن غزلهای عاشقانه چرا؟.......
همیشه در دل شب حزین و نالانمممممم
او نداد جوابم در این میانه چرا؟..........
این رسم روزگار عشق نبود .......که مرا تنها گذارد
جوابش ............چرا!!!!!!!!!!!! تو دستات گرمه می دونی ولی دستای من سسته
چرا غمگینی و اشکات تموم جونتو شسته
حالا که اومدی پیشم بیا بی گریه و زاری
حقیقت رو بهت میگم جوابم انگاری...
بذار پاتو روی قلبم نذار دست روی احساسم
به جای گریهو زاری یه کم دعا واسم
تموم ا گفتن همین روزاست می میرم... ادامه مطلب دنبال ی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم... توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم... ... توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای صد. از تمام حرف هایی که نگفتم همین را کاش می دانستم ! اگر قرار بود نباشی .. اگر قرار بود برای من نباشی .. اگر قرار بود نگاهمان قفل نشود .. اگر قرار بود خنده هایم را از یاد ببری .. اگر قرار بود از زندگی ام برای همیشه بروی .. چرا خدا می گفت فراموشش نکن !! خدایا خودت جوابم را بده .. باید تکلیف را زودتر روشن کنم می ترسم دلم برای ی بتپد که برای ی است ..! خودت گفتی چشم به مال دیگری ... نباید داشت !! سلام دوسیخوبی؟چی شد یه دفعه دیگه جوابم نمیدی؟باشه حتما سرت شلوغه و به قول خودت عزیزات کنارتن و دیگه نیازی به ی نداریاین خیلی خوبه که همیشه یه افرادی هستند تو زندگی آدم که باعث آرامش آدم میشنانشالا هر کجا که هستی سالم و سلامت باشیفقط میخواستم تولدتو تبریک بگممواظب خودت باشمواظب خودت باشانشالا لحظه های خوب و پر از شادی در انتظارت ب. به امید آمده ام خانه ابم نکنی همه د جوابم تو جوابم نکنی بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی با کلام برو این بار خطابم نکنی همه هستی من این قطرۀ اشک است خدا وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی به ثو که ندارم چه امیدی بندم آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی به گمان همه من بندۀ خوبی هستم پیش چشم همه عاری ز نقابم نکنی آبرویم همه این است شدم عبد حسین وای ا. ریشه تردید آدم کجاست، از ضعفش ؟ از دانشش ؟از تجربه اش؟حالا خوبه یا بد؟ مفیده یا مضره؟
بگفتم عذر با دلبر که بی گه بود و ترسیدمجوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم

پ.ن:اصلا یه وضعیه! شنیدنِ صدای پارس سگ ها از پنجره اتاقم، تصویری از سالها پیش را برایم زنده میکرد همان شب کذایی در شیراز که همه حیوانات از سگ و گربه به صدا درومده بودن. نیمه شب ز له سختی اومد و کومره سرخی در چند کیلومتری شیراز با خاک ی ان شد. بیدار شدم و به مادرم گفتم: به گمانم امشب ز له میاد. در جوابم گفت: من هم شنیدم، شاید! گفتم: لباس های گرمتون را بگذاری. چند روز پیش برای انجام امری اداری با دفتر فرماندهی انتظامی شهرستان تماس گرفتم. قبل از برقراری تماس از مسئول دفترش که گوشی را برداشته بود و ستوانی است به شوخی پرسیدم« هنوز سرهنگ نشدی؟» . جو داد بسیار پخته و نغز« ما به درویشی قناعت داریم سلطانی خطر دارد». جوابش خیلی به دلم نشست. مجددا پرسیدم «درویش، منبع این سخن نغز کی یا چیست». جوابم . شاید ندانم کجایی
چه میکنی
ولی خوب میدانم
ماه که کامل می شود
شوق تماشایش در وجودت زنده میشود
پنجره را باز میکنی یک نفس عمیق که کشیدی
محو تماشایش میشوی
امشب هم ماه کامل است
زیبا و چشم نواز
یادش بخیر
به آسمان که نگاه میکردی بی پروا میپرسیدم
از جان عروس آسمان چه میخواهی؟
اینقدر نگاهش نکن
سر که . به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد می دانم چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می دانم یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می دانم به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی بخواهی پخت می بینم بخواهی خورد می دانم به حق اشک گرم من به حق آه سرد من که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می دانم مرا دل سوزد و تو را دامن و. هر دفعه که از خودم سوال میپرسم زهرا اگر نمیخندی
چه کار میکردی
بماند این قدر باید بگم تا جوابم رو بده
همیشه میگم گریه میکنم
دو سه تا اشک میاد پایین
 
هر دفعه به خودم میگم زهرا دوست داری چه کار کنی
میگم نقاشی
 
هر دفعه که به خودم میگم کجا دوست داری بدی
میگم خونه مامان بزرگم
برام قصه بگه
 
  واقعا انگیزه ی خودمُ نمیفهمم که در جواب که پرسید کی این مبحثُ کنفرانس میده،خیلی خوشحال و شادان گفتم:من...!من...!.......حالا همه ی بچه های گروهمون میرن یه برنامه ی موسیقی رو بیرون ببینن ولی من نمیتونم برم.تو گروه تلگرامی مون نوشتم توروخدا یکی بیاد جای من اینو کنفرانس بده،جبران میکنم براش اما متاسفانه بچه ها دارن تلافی همه ی بازی هامُ یکج. یکی از کلاس های آموزشی برای وه ون از این قرار بوده است. دو به ون وه نشان داده شد. یکی از ها، مداحی جناب کریمی است که می خواند: بگو خدات کیه قبلت کجاست چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو کمکم کن نمونه جوابم توی گلو تو جواب اولی می گم علی دیگه هر چی که بگن می گم حسین من قبلتک حسین من دینک حسین... دومی، تصویر آقای کریمی است که (شعر دیگری را ) در حضور ی. ابوعلی دقاق روزی به علی ابوالیاس اندر آمد که سالار و والی اسان بود. و این ابوعلی با همه جل ، سخت فاضل بود. چون ابوعلی دقاق پیش وی بنشست به دو زانو، ابوعلی الیاس گفت: (( مرا پندی ده.)) گفت: ((یا ! مسئله ای می پرسم از تو، بی نفاق جوابم دهی؟)) گفت: ((دهم.)) گفت: ((مرا بگوی تا تو زر دوست تر داری یا خصم؟)) گفت: ((زر.)) گفت: ((پس چگونه است که آنچه همی دوست تر. آهنگ جدید محسن چاوشی بنام جوابم نکن با کیفیت اورجینال new  by mohsen chavoshi   do not reject me آهنگ جدید محسن چاوشی بنام جوابم نکنdo not reject me , mohsen chavoshi , جوابم نکن ,  آهنگ جدید محسن چاوشی ,  آهنگ جوابم نکن از محسن چاوشی ,  آهنگ جوابم نکن محسن چاوشی ,  آهنگ محسن چاوشی جوابم نکن , آهنگهای محسن چاوشی , متن آهنگ جوابم نکن از محسن چاوشی , محسن چاوشی سلام مهربانم بیشتر از دو ماهه که ازت بی خبرم فقط دل خوشم به اینکه می خونی حرفام رو ..... دلم خوشه به اینکه گفتی آن نمیشی تا مزاحم نداشته باشی.... فقط یک جواب کوتاه.... و من بتز هم بی درنگ و تامل می نویسم برای تو.... برای تو ،تویی که برای من همه چیزی .... تمام هستی من برای تو..... باز می نویسم برایت ... می نویسم تا خسته شوی و جوابم را بدهی..... مهمان آرز. ظهر که این جا خاطرتان را مکدر ....دلتنگی ایجاد شده بود
حرف ها و حالاتی بود که طاقت ام از دست برفت...
آما
بعد از شکوائیه ای که این جا نوشتم الحمدلله همه چیز آرام بود
چه زیباست که جز به نزد تو شکایت نمی بریم! معبودا ببخشای که بر بنده ی تازه از گناه رسته حرجی نیست!

یکی از دوستان یادآوری کرده بود به توسل به حضرت زهرا(س)
امشب غیر از استغاثه زیارت نامه ای هم خوانده ام
هم برای خودم هم به یاد شما....

الحمد لله الذی ادعوه فیجیبنی و ان کنت بطیئا حین تدعونی
شکر خ راست که او را می خوانم و جوابم را می دهد ولو اینکه زمانی که مرا م یخواند من کند باشم!

وحشی نبودم تا تو رامم کرده باشی آهو نه ! تا پابند دامم کرده باشی من پخته بودم ، پخته بودم ، پخته بودم جز این که با یک عشوه خامم کرده باشی محتاج قدری آب و مشتی دانه یک روز مثل کبوترهای بامم کرده باشی یادم نمی آید جوابم داده باشی یادم نمی آید سلامم کرده باشی با تو همین اندازه شیرین بود اگر بود - زهری که با حرفی به کامم کرده باشی می سوزم و د. جو اینجا منو به سمتی برده که اخیرا تمام پستهام شدن در حد چند خط کوتاه و کم حاشیه. نتیجه ی تلاش امروزم برای نوشتن,شد نیم ساعت هی نوشتن و پاک و آ ش هم هیچی که هیچی! قبلا که اینجا خلوت بود و من دستم باز,میتونستم چند ساعت روده درازی کنم و بنویسم اما الان؟ بعضی کامنت ها چقدر اذیتم میکنن....بعضی سوالهای شخصی...بعضی قضاوت های بدون فکر... خب من محت. میدونی چن روزه ا ین پیامو نخوندی اخه مگه تو از مهدی کمتری؟؟ وقتی اشتباهی عاشقانه هامو واسه مهدی میفرستم بهم میخنده!!میگه اون که تنهات گذاشت منتظر چی ای اخه تو اون موقع چی بگم من بی وفا؟؟ من عاشقه تویی شدم که سخت عاشقه منی من دیر فهمیدم ولی تو زود دل نمیکنی یا به تو میرسه دلم یا مرگو لمس میکنه فقط عشقه که آدمو اینقدر نترس میکنه میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم محکم تو دستامو بگیر بدجوری قلبم یخ زده خودمو میسپارم به تو منو به هیچ نده باید غرورم بشکنه احساسه آرامش کنم میخوامو میبخشی بهم اما بذار خواهش کنم اما بذار خواهش کنم میخوام به چشمت بیام با این همه دیوونگی اینقدر خواهش میکنم تا تو نتونی نه بگی بازم جوابم کن ببین بازم بهت رو میزنم تنها ی هستی که من جلوش زانو میزنم این روز ها روز های بودن است این روزها روزهای خواستن بودن است خواستن بودن تو بودن و دیدنت بودن و حرف هایت بودن و دلگرمی هایت این روزها قاب ع ت کارم را راه نمی اندازد چشمانت از پلک نزدن خسته نشد؟ تو اگر خسته نیستی من دیگر خسته ام خسته ام از نبودن و ندیدنت خسته ام از نشنیدن صدایت خسته ام از حرف زدن با ع ی که جوابم را نمیدهد خسته ام به اندا. در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند در دل هر عاشقی عباس ماوا می کند هر خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست در جوابم اینچنین گفت و گریست لیلی و مجنون فقط افسانه اند عشق در دست حسین بن علیست