جک وخنده

به نقل از خبرگزاریها در مورد جک وخنده : صبح که میشه وقتی گل نازم غزل طلایی رو از خواب بیدارش میکنم واسه مهد امادش کنم دلم بادیدن چشای سیاه ودرشتش وخنده همیشگیش اروم میشه به خودم میگم چه خوب میشد که این نگاه واین لبخند توی طول روز داشتمش ومجبورنبودم بذارمش مهد دلم تنگ میشه واسه نگاش !!!!!اماخودش عاشق مهد امروز روز اسباب بازیه غزل هم س مهربون اوازه خونش رو برده مهد وسط راه دل. مقدمه : برای گریه وخنده عواملی وجود دارد مثل تحریک احساس انسان در مواجه با یک صحنه که در زندگی او رخ داده است ، دیدن صحنه ای دل اش یا صحنه ای نشاط آور زندگی معمولی انسانها در حال بالا وپایین شدن است واین انسان است که باتوجه به خارج شدن زندگی اش از سیر عادی دچاز خنده یا گریه میشود ، در قرعه کشی برنده میشود و ناگهان باخبر میشود وخوشحال میگردد ، از سر کار به منزل برمیگردد فرزندش فوت کرده است به گریه میافتد . به هر حال برای گریه وخنده عوامل یزیکی وطبیعی ومعنوی زیادی وجود دارد ، که پی بردن به این عوامل برای یک مبلغ دین امری ضروری است ؛ خصوصا در جامعه ای که مردم تشنه سبک زندگی وراه های صحیح زندگی اند . خنده : مبلغی که خود با نشاط باشد میتواند روح نشاط را به دیگران هم منتقل کند وم ردم هم بر اساس فطرت خود به دنبال دین بانشاط این مبلغ میروند . باقر سلام الله علیه :
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ حَسَنَةٌ
لبخند آدمى به روى برادر مؤمنش، حسنه است.
بحارالأنوار - ج 74 - ص 288. میزان الحکمة ج6 - ص407- ح11133
دینی که خنده بر روی برادر دینی حسنه داشته باشد ، خدامیداند که رسیدگی به امور و مشکلات زندگی برادر مسلمان چه مقدار تاکید شده است . تذکر در باب خنده : حسن عسکری علیه السلام:
مِنَ الجَهلِ الضِّحکُ مِن غَیرِ عَجَبٍ؛
خنده بیجا از نادانى است.
(تحف العقول) لقمان علیه السلام:
لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، لا تَضحَک مِن غَیرِ عَجَبٍ ، لا تَمشِ فی غَیرِ أرَبٍ ، ولا تَسأَل عَمّا لا یَعنیکَ؛
لقمان به پسرش گفت: «پسرم! بدون تعجّب [و بى‏جا ]خنده نکن و بى هدف ، راه نرو و از چیزى که به تو مربوط نیست ، نپرس ».
(فیض القدیر، ج 1، ص 162) ختده از در چارچوب عقل ومنطق و رعایت احترام باشد امری پسندیده است ، که رعایت این نکته در خندیدن وخنداندن مردم توسط یک مبلغ امری ضروری است . دوستی تعریف می کرد سالها قبل یکی از جوانان محل که اصلا هم مذهبی نبود،نمی دانم چه اتفاقی برایش بود که به محفل ما اضافه شد.ازماخواست که کمکش کنیم و او را بپذیریم تا هدایت شود.یک روز در دعای کمیل که شرکت کرده بودیم،ادعیه خوان در خلال دعا با سوز وناله درمورد گناهانی که مرتکب شده ایم وعذ که منتظرمان است، صحبت می کرد و عده ای هم منقلب شده ب. سلام دوست جووونی ها اومدم اوووووووووووووووف امتحانام خیلی وقته تموم شده حوصله نداشتم بیام امروز وقت تموم کامنتا رو جواب بدم به همه دوستانی که منو فراموش ن سر بزنم ...والان هم پست جدید میذارم خدارو شکر ترم هفت هم تموم شد وحشتناک بود وحشتناک. امتحان سخت بدون هیچ وقتی تا حالا تو این هفت ترم اینجوری درس نخونده بودم... از 48ساعت همش4ساعت م. دقیقا مثل انسان،اسب ها موقع ترس یا قافل گیری ابرو هایشان را بالا میاندازند!آنها میتوانند 17 ح عاطفی را انجام دهند( انسان 27 ح رادارد). محققان روی 28 اسب آزمایشاتی را انجام دادند:آنها با قرار دادن تعدادی تصویر از افراد عصبانی،وخنده رو وبا دوربین مدار بسته متوجه شدند20 تا از اسبها هنگام دیدن چهره ی عصبانی سرخود را میچرخانند وبا چشم چپ به. به نام خدا بین ما یکی بود که چهره ی سیاهی داشت ؛ اسمش عزیز بود
توی یه عملیات ترکش به پایش خورد و فرستادنش عقب
بعد از عملیات یهو یادش افتادیم و تصمیم گرفتیم بریم ملاقاتش
با هزار مصیبت آدرس بیمارستانی که توش بستری بود رو پیدا کردیم و با چند تا کمپوت رفتیم ... مصطفی انسانی مومن و رئوف وبا ایمان وخنده رو بود. قبل از اینکه عازم شود پدرومادرش را به زیارت کربلا فرستاده بود،پدرش میگفت: گفتم ،مصطفی خودت باما بیا درجواب مصطفی گفت شما پدر هستید زیارت پدر حضرت زینب و حضرت رقیه "س" مشرف شوید من هم به زیارت خودحضراتشان می روم. خواست خداوند بود که در روز زیارت پدرومادرش درحرم حضرت ابولفضل العباس "ع" مصطفی در عملیات آزادسازی نبل ا هرا باتیرمستقیم قنــــاسه به آرزوی دیرینه اش (شهادت ) برسد.

ایرانیان گیم کلیپ بسیارزیبا وخنده دار ازشوخی مهران مدیری قسمت شصت وپنجم ... از کانال جوک های فوق العاده خنده دار یوتیوب کلیپ بشدت خنده دار مهران
لینک های : کیفیت 240p شب قدر ، والاتر و برتر از 83 سال. شب بیست و سوم است ای برادر . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. شب قدر را قدر بدانیم که قدر برای بیدارشدن است نه بیدار ماندن. باز هم توسط عده ای غافل ، صحنه های بسیار زشت دیدیم از شبهای قدر . شب قدر بود و نیمه های شب، یک عده در گوشه و کنار قلیان می کشیدند. بیچاره ها با حضرت قلیان شب زنده داری می د و مونسشان ش. چه حس قریبیست وقتی سنگ باشی ونرم شوی وبعد عاشق شوی عاشق ی که عاشته...اصلا عشق او تورا رام کرده...واما بعد از مدتی بفهمی..عشق او هم مثل همه چیز این دنیا دروغ بوده..دروغی که میتواند آدمی را تا سر حد جنون بکشاند..چطور متنفر نباشم از همه چیز از آدمها،از زندگی...چطور لبخندی را که 24 سال از لبانم جدا نشدحتی در سخت ترین لحظات،دوباره برگردانم..دلم. ⏪روزی که خبرِ مرگم به گوشِت بخوره⏩ ↙اولش باخودت میگی↘ ◀این همونی بود که اذیتش ▶ ◀ناراحتش ▶ ◀یاد شوخیام وشیطنتام وخنده هام میوفتی▶ ↙باخودت میگی حیف شد↘ ↙کاش بهش گفته بودم که دوسش دارم↘ ↙کاش انقدر ناراحتش نمی ↘ ↙کاش بجای کل کل وشوخی باهاش↘ ↙بجای تنها گذاشتنش↘ ⬇ کنارش میموندم⬇ ⬇سرِ خاکم بغضت میگیره⬇ ⬆آخه اون موقع خودم . گاهی وقتها آنقدر شیفت ها وشب بیدارخو ها وکارها ومشغله های روزمرگی ام زیاد می شود که حتی فرصت نمیکنم درست وحس ،و یک دل سیر ببینمت،دخترم،دخترکم،نازنینم.وهی غبطه میخورم به آدمهای راحت وخوشبختی که اینهمه وقت آزاد دارند وافسوس هدرش می دهند وشبها بیدارند وروزها درخواب!اما دراوج اینهمه کار وخستگی ود دگی،باید بدانی که مادرت دوستت دارد..
سلام بودن با سارینا,بازی باهاش وخنده هاش و شیطونیاش اونقدر حس خوبی میده که یادت میره غم و غصه هات,دختر من خیلی ناز باهوشه از الان نمیشه سرش شیره مالید تا خودش نخواد کاری نمیکنه,بهش دست دادن یاد دادیم اما بعضی وقتها هر چی میگه دست بده اونقدر بی توجه که شک میکنی میشنوه خلاصه این روزا نزدیک عید کار خونه و ید اونم با سارین شش ماهه,همش . دوستای عزیزم لطفابرای شفای کامل تمام مریضان دعاکنین. مریض هایی که خیلی هانفسشون به نفس اون هابستس. امیدوارم هرچه زودترخیلی راحت بخندن وخنده هایی که الان مارولبانمون نیست معنی داربشه وب تیشون آسون تربه آینده نزدیک بشیم آمین .ادامه روبخونیدودعاکنید. ممنون یاعلی. "اسما"
http://www.axgig.com/images/33211123870722079507.jpg (ص) از جبرئیل پرسید: آیا ملائکه، گریه وخنده هم دارند؟ گفت: آری. ازسه ازروی تعجب می خندند.
روشنی بر بخش ای مه من در ایوان شبم تاسحرگه آید از ره من نگهبان شبم بی تو در من آتش وبا تو من اندر آتشم چون شرار بی قرار آتشستان شبم خویش دیگر نیستم تا شعله ات سوزد مرا شعله ام خود میهمان منستان شبم واشک وخنده ام دیوانه بازی نیست،هست کی گزاف است این سخن،من از شوریده حالان شبم ماه من امشب رفیقان را به خواب آورده ام در مزن آهسته آ من خویش .

کانال خنده کلیپ بسیارزیبا وخنده دار ازشوخی مهران مدیری قسمت سی ونهم ... از کانال جوک های فوق العاده خنده دار یوتیوب کلیپ بشدت خنده دار بامزه ترین
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p قدم درکوچه می گذارم خیلی با خودم کلنجار رفته ام تا کمی آرام شوم .چندقدم جلوتر دیوارهای دبیرستان نمایان می شود .چیزی دروجودم شعله می کشد؛بعضی وقت ها دل معیار عقلی را به هیچ عنوان قبول نمی کند .کلی خاطره در ذهنم هویدا می شود .... سالها بود رفیق بودیم مهمانی دوره داشتیم چه صفایی در وجودش موج می زد اما اصل گوهر وجودش را تا با او در سه سال آ . من به عملکرد پـدر بـزرگـم معتـرضـم ... !! من واسه ایـن روزای سخـت به های بـیشتـری احـتـیـاج داشتـم : . . دختره تو اتوبوس از ایستگاه اول تا ا دستش تو دماغشه 1ساعت بهش زل زدم بلکه خج بکشه برگشته به من میگه آقا مزاحم نشو من نامزد دارم . . دختره ع شو گذاشته . . . رفیقش کامنت گذاشته خوشگله ، اینم زده چشات خوشگل میبینه . . . بعد من زیرش کامنت گذاشتم: . حالا ما مجردیم هی فرت فرت پنج شنبه میشه کافیه ازدواج کنیم هر پنج سال یک بار تکرار میشه : . . سوار تا ی شدم 3 تا سرباز عقب نشسته بودن گفتم آقا خوب بر نزدی سربازا کنار هم افتادن انداختم پایین کصافط :d . . مـــــرد باس مـــــرد باشه حرفاش و قولاش مـــــردونه باشه ^__^ وگرنه سبیل رو که دخترام دارن . . بابام اومده میگه چرا این سشواره باد نداره من. سلام من خییییییییییییییلی خیییییییییییییییییلی از جوجه وگربه واردک حیوون های دیگه خوشم میاد برای همین ی سری ع از جوجه وگربه براتون می گذارم امیدوارم خوشتون بیاد لطفا نظرهم بدید چقدر بامزه اند مخصوصا این اردک ها من خیلی از این ع خوشم میاد شما چطور؟؟؟؟؟ این جا رو مثل رنگین کمونه واییییییییییی چقدر بامزه وخنده دار من عاشق این ع ممممممممم من عاشق این جوجو کوچولو هام این جا رو این جوجو چقدر ناز وباحاله این ع رو نگاه کنید خییییلی خوشم اومد این ع واقعا جالبه آی باکلاه،آسمون خدا/ب،به نام او،مهربونه خدا دراین دنیا... من3تابابابزرگ داشتم... وعمویی خوشحال وخنده رو... چیزی عوض نشده... هنوزهم دارمشون... حالابابابزرگم، جای بهتریه. امشب"بهشت"میزبان بهترین پدردنیاست... یه کمی قرآن،برای شادی روح بابابزرگمون،تسلای دل عمومون،خیلی خوبه... یک بنده خ نشسته بود برایم دردودل میکرد وسط حرف هایش گفت: یه چیزی بگم نخندی قول؟! من:قول حتما خانومه:(29 سال به بالا سن داشت): "من احساس کمبودمحبت دارم" من:همچنان درچشم هایش صاف زل زدم وخنده ام را قورت دادم وهیچی در جواب نگفتم برای خودم آنالیز کرده ام اگه یه دختر 16 ساله این حرفو میزد قابل هضم بود .مثلا اول بلوغ ست نمیفهمد زمان میبرد تا واق. یک بنده خ نشسته بود برایم دردودل میکرد وسط حرف هایش گفت: یه چیزی بگم نخندی قول؟! من:قول حتما خانومه:(29 سال به بالا سن داشت): "من احساس کمبودمحبت دارم" من:همچنان درچشم هایش صاف زل زدم وخنده ام را قورت دادم وهیچی در جواب نگفتم برای خودم آنالیز کرده ام اگه یه دختر 16 ساله این حرفو میزد قابل هضم بود .مثلا اول بلوغ ست نمیفهمد زمان میبرد تا واق. طبق تحقیقات من دخترا از یه گروه افراد بسیار بسیار بسیار متنفرند!!!! : اون دسته از دخترایی که هر چی میخوان میخورن ولی چاق نمیشن دوست دارن شونو بجووون ^_^ . . الکی ب ی نگید غصه نخور درست میشه درست نمیشه ضایع میشین ها!!!! دیدم که میگم! . . راهنمایی رانندگی کلی هزینه میکنه تا بتونه مشکل ترافیک رو حل کنه اونوقت این دخترا یه ۲۰,۰۰۰ تومانی میپوشن و. ا بهمن رافعی شاعر بزرگ بروجن و ن شهر اصفهان. ازین شاعر آثار زیادی به چاپ رسیده از جمله: اگر این ماهیان رنگی نبودند -بی عشق،ماسنگ ماهیچ-سال های ابری -روشنی در قفس ماندنی نیست -وخنده ی آب از اخم سنگ و..... .........طبع گوجه فرنگی "سرد" است.بخاطر وجود ماده سولانین هیچگاه از گوجه فرنگی نارس استفاده نکنید.(یعنی ترشی مخلوط موجود در بازارتناول نکنید)در بازارهای محلی استان مان؛ فصل گوجه فرنگی-  میوه نارس گوجه (سبز و کال (مابهش میگیم کال پامادور-کال گوجه)  به وفور یافت می شود (جهت ترشی هفت جار)ولیکن درولایت مان (منظور همون محدوده  روستا ومنزل آقاجان مان است)به هیچ وجعع منن  وجوع مورد استفاده نبودونیست.اولین دفعه ای که (منظورتازه وارد خانواده اس)  زن بزرگه جهت چاشنی باقلا قاتق خواستند ؛هفت جار درست نمایند ؛که ازما خواست ؛برایشان کال گوجه چیدن نماییم...ولیکن ما کنجکاوانه (!!) پرسش -سپس ها که پاسخ شنیدیم بگفتیم؛ما توی هفت جار خودگوجه رو می ریزیم ؛یعنی من دیدم جان بزرگه ؛گوجه ها رو یکی یکی دست زد؛یه دونه اتتخاب کرد بعدشم ریخت توی هفت جار؛کال گوجه!نع. بگوببینم!؟ چه مدل ترشی درست میکنه!؟ خب!(آیکن کنارفرستادن چتری مزاحم)اول بادمجون ها رو با پوست د میکنه ؛چهارتا بادمجون یک ونیم لیوان آب توش میریزه :تاآبپز شدن بادمجون ها میره...چند شاخه جعفری-چوچاق و پنج انگشتی -ترش واش-نعناع-خالواش-فلفل سبزمیچینه -میشوره-همراه دوچوبه سیرساتوری میکنه ؛میریزه تو ظرف شیشه ای...بعد سرد شدن بادمجون ها ؛آبغوره بهش اضافه میکنه؛بعد آبغوره به جای نمک ؛دَلاربهش اضافه میکنه؛دو دور همش که زد؛خودِ گوجه ی ریز ریز شده رو؛ میریزه توش-و نیم دور بهم که زد -میزاره تو یخچال تا نهارحاظربشه!...,یادگرفتیم که؛ترسیم کننده روح و زلال طبع وایضا جاذبه ی رفتار "حُسن خلق" است.یک عنوان برجسته در رفتار آدمی...واین گیرایی   حسن خلق  عجیج مجیدی ببوده است...+ شده تا حالا ؟ درمواجهه بافردی پیش از هرسخنی تو ذهن تون ؛تبسم الرجال فی وجه اخیه حسنه (لبخند انسان به چهره برادر دینی اش حسنه است)وخنده رویی وب بودن دیگران را دل جرأت می بخشد...تا بی هیچ هراسی  دل در دوستی و با شما بسپارند...و تبسم مبدا بسیاری از آشناییها و بسیاری غم ها و کدورتهاست..وآن گلخنده مسرت بر لبان آن دیگری بیافرینید ویادتان برود وخنده اش خونیست  اشک آمیز در ذهن تان پلی گون شود،…… √تبسم بر چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم بسته ؛یقینا یک دریچه صمیمیت را خواهد گشود.(بعید میدونم بخابونن بیخ گوش...چون تبسمه ن تمس و پوزخند)بعضی ها حضوری غم آفرین و برخی هم محضری غم زدا و گروهی لطف الهی اند و به قول سعدی علیه رحمه؛گفته بودم چو بیایی غم دل با توبگویم/....یا به قول لسان الغیب؛سمن بویان ،غبار غم چو بنشینند بنشانند/پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند...(اصن وابده بابا)+شده تاحالا بچه ای بهتون لبخند بزنه!؟ شما چند اسماعیله بشین!؟ (لبخندبچه اخمو ها شکرخند تره)√+وقتی ترشی رو آوردن سر سفره ؛بعد چشیدنش همه از جان بزرگه تشکر ؛ گفت ؛من درست ن که!معصوم درست کرد!:)زن بزرگه؛خوش لبخند عزیزمجیدی هستند:-*√ چندوقت پیش؛خیلی اتفاقی یشمی زی ای یکی ایست کرد تا عده ای رد شن م ن شون اوشون هم در حال رد شدن بودن....درهین گذر...؛دست شونو بردن سمت کلاه شون...همه متعجب ناک شدیم!!و ساعت ها درتفکر!! با این همه دلجه ؟(مرسی از شفاف سازی مردشریف وایضا تشخیص چهره ن گاریش؛)که یکی صادقانه اعتراف کرد؛سپس شنید؛واقعا تو دیوانه ای.دیوانه کله اب.بگذریم.+شکر.الهی شکر؛بابت بعضی های متبسم....خدایا شکرت.√ازاینکه ازاین شاخه به اون سرشاخه (طبق معمول) نوشتیم؛عذرخواهی نموده ولاکن به بزرگواری تان ببخشید.
  خدا گفت انسان بیا در بزن که در خانه هستم بیا سر بزن
بیا در بزن تا با هم گپ زنیم مزاحم تو نیستی بیا در بزن
چو قران بخوانی کلام من است خواندن تو جام من است
با من حرف بزن بنده خوب من همانطور که هستی با من حرف بزن
نظر مثبت است در برت بنده ام تو کریان شدی گفتی شرمنده ام
چو خواهم زتو بنده گریان شوی بریزی تو اشگ اهل ایمان شوی
درهر حال که باشی خواهانتم خدای تو هستم ایمانتم
ببین کو دکان را که ند مدام همه خنده روو صدیق در کلام
تو شادی کن و شاد باش بنده ام خدایم خدای تو وخنده امبگو تو بساز و به اواز حق همه کائنات هم همراز حق
خدای جهان عاشق عاشق است کدام بنده در نزد حق لایق است نزن در بیا با خدا حرف بزن بزن حرف با ساز و با دف بزن حاج آقا فرمودند:

صبح که می خواهی بروی ، صد مرتبه بگو لا حول و لا قوه الا باالله و صد مرتبه صلوات بفرست.
شب هم صد مرتبه بگو لااله الاالله و صد مرتبه صلوات بفرست و در هر روز مقید باش که چهار صد مرتبه استغفار کنی.» بسم الله الرحمن الرحیم

یامن ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شر

ایام شادی اهل بیت علیهم السلام رو بهمه ی عزیزان
مخصوصا عزیز حضرت زهرا سلام الله علیها
تبریک عرض می کنم.


غزلی به بهانه ی مناجات تقدیم محضر مبارکتون می کنم
مناجاتی متفاوت
این بار از زبان خداوند به بنده ها
نحن أقرب الیه من حبل الورید...
1-ترس وخنده؟ یک نفر می گفت:یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت:جاده قدیمی باصفا تره هم از وسط جنگل رد می شه! اینطوری تعریف می کنه:من ساده لو رو بگو که حرف بابام رو باور و ازوسط جنگل رفتم . راه زیادی نرفته بودم که یهو ماشین خاموش شد.از ماشین پایین اومدم و رفتم سراغ مو. این زخمها که شرح پریشانی منست از روزهای سرخ غزلخوانی منست از روزها که سنگر و امواج ماسه بود از روزها که خون و فشنگ و حماسه بود از روزها که باب شهادت فتوح بود صوم وصاوه و توبه یاران نسوح بود شب می رسید وچاه به امید راز ها سنگر در هاب تب سوز و سازها شب پرسه می زد و غزل عشق می سرود چشم ستاره پوش دل از اشک می ربود آن روزها که زخم گل یاس تازه . !!! کلمه ای که چند سالی است که این کلمه مفهوم خود را از دست داده وبیشتر یک کلمه خنده دار شده . چه ی است که این کلمه را از زبان سردم داران و سیاستمداران بشنود و همان مفهوم انسانی و حقیقی آن را تداعی کند ؟ چه ی است که این کلمه را از زبان داعیه داران آن بشنود وخنده معنی دار برلبانش نقش نبندد؟ خلاصه چه حکایت ها دارد این ! مرگ بر این حقوق بی بشر! کجا هستند آنهایی که برای نجات یک گربه ازچاه چندین نفرنیروی متخصص چندین ساعت زمان و هزینه های سنگین صرف می کنند ؟ یا برای حفظ جان یک ن چند ساعت جاده را میبندند ؟ کجایند آنهایی که نگران جان میمونی هستند که ایران به فضا می فرستد؟ وهزاران نمونه از این مس ه بازی هایی که خود آن حیوانات به این گونه رفتارها می خندند.! کجاست احمد شهید ؟ کجاست سازمان ملل؟ کجاست شورای امنیت؟ کجایند برندگان جایزه نوبل؟ کجاست گفتگوی تمدنها و حامیان آن؟ آیا شمشیر تیزو به دست دیوانه گان سپردن حمایت از است ؟ ایا مجهز انی که از اصول انسانیت بویی نبردند حمایت از است؟ آیا چشم بستن بر سوزاندن انسانهای بی گناه و بی پناه و کشتار بی رحمانه زن وبچه معصوم حمایت از است؟ وهزاران آیای دیگر که صدای آن در جهان به اصطلاح مدرن و پیشرفته امروز خفه شده و با سانسور زر و زور به جایی نمیرسد. صد رحمت به قانون جنگل! لااقل توجیه آن این است که غریزه حیوانات آن را اقتضاء میکند وهرگز آن درندگان داعیه مبارزه با بی عد ی را ندارند و ریا کاری نمیکنند. نیش عقرب نه از ره کین است مقتضای طبیعتش این است اما قانون جهانی امروز چه توجیهی دارد. کدام عقل انسانی جنایات سردمداران امروز را هضم میکند؟ ،لبنان ،عراق،فلسطین،پا تان،افغانستان،و... اینجاست که آیه شریفه خوب معنی میشود (اولئک کالانعام بل هم اضل) و رمضان وهوای بارانی... تولّدم شده امّا .... خودت که میدانی .... من از تحمّل تنهاییم دلم خون است چه حاجتست به افطار و رسم مهمانی؟ چه حاجتست بگویم که شکر ، من خوبم؟ چه حاجتست بپرسی؟ تو که نمیدانی؟ کنایه میزنی وک نه میخندی خدا کند نرسد لحظه ی پشیمانی... نگاهت میکنم وخنده میزنی بر لب تو سالهاست نگاه مرا نمیخوانی تو سالهاست خودت را کشیده ای ب. زندگی یعنی یک نگاه ساده
تنها چند خاطره…
و
تنها چند لحظه…
زندگی یعنی همین، نگاهی به یک ع ساده...
ع های فوق العاده زیبا از انوع گل رز گـاهـی بــاید رفـت و بعضـی چیــزهای بردنـی را بـا خـود بــرد ،
مـثل یـــــاد ،مـثل غــرور ،
و آنچــه ماندنـیست را جــا گــذاشت ،
مـثل خــاطره ، مـثل لبـخند ... خب ترم ۱و۲ روهم به سلامتی گذروندیم بچه ها اگه مایلین چندتایی از خاطرات قشنگ ودوست داشتنی وخنده دارتونو که در طول این دو ترم داشتین اینجا بنویسین ممنون...
ب جاتون خالی داشتم یه لواشک ترش وخوشمزه میخوردم انداختمش تو رب انار اینقد ملچ ملوچ یه تیکه ترشش رفت لای دندونم خیلی ترش بود بعدش یه آلوچه ترش،نمک زدم شور شد خیلی ملس وخوشمزه شد . . . مدیونید اگه فکر کنید خواستم دهنتونو آب بندازم •.•.•.•.•.•.•.• جوک جدید و خنده دار •.•.•.•.•.•.•.• من هروقت خیلی خوشحال می شم وسطش یکم فک می کنم ببینم . پنج و نیم صبح راه افتادیم از خلیل اباد .
شب رسیدیم ساعت از ده گذشته با توقفی هر چند کوتاه بین راه
مثه گله ای که به شوق علف به تاخت میرود سوی علفزار به امید هوایی تازه تر
با استقبال و همراهی اقا بابک فیضی رفتیم به محل قرار
اومده بودن قبل ما دوستانی از قروه کردستان خانوم صالحی مهربان (وبلاگ کومالیا )واقا مهدی دوست داشتنی
وبعد استراحتی که به دقیقه نکشید و پذیرش شدیم (پذیرشمون )مسئولش خانم کاظمی بود(چهار فصل کوهستان)مهربان وخنده رو
بعد ما دوستان بیرجندی مون رسیدن خانوم شکوفه فر (وبلاگ هومه) وگروهشون
مرتضی صالحی فرد(کلماتی از یک کوهنورد) وخانومش با محمد حسین
هزاری رو هم اورده بودن از بناب (رفته بودن کباب خوری)
اصلآ خون گرمی ما اسونیا بیداد میکنه تو این مملکت
دیگه تا صبح ی نیومد یا حداقل ما که ندیدیم
فرداش که هوا روشن شد چهارشنبه رو میگم روز عید بقیه هم اومدن یکی یکی یا دوتایی گروهی هم میومدن البته
محسن حاجی (اوجالاردا)اومد و دوستش ممد باقری
بقیه رو دیگه نمیشناختم ولی بعدآ با همشون اشنا شدم روز اولی بردنمون تبریز گردی انگاری شهرشون با بقیه جاها فرق میکرد میگفتن اینجا شهر اولین هاست ا شم من که نفهمیدم چی به چیه
واسمون سنگ تموم میذاشت یا حداقلش من که اینجوری میدیدم میزبانمونو میگم
واسه خودمون میگشتیم تا رسیدیم به لحظه موعود
اونایی که قرار بود بیان که جمعشون رو اگه میزاشتی تو یه فاکتور ریاضی میبینی که فقط یک چهارم اومده بودن فقط سی و نفر
شانس اوردن که یه عده راهشون نزدیک بود وگرنه ... به هر حال همایش قلمی ها تموم شد میزبانمون موند خسته اینو از چهره ارام ولی غمگینش میشد فهمید به رغم همه تلاش ها تنها موند


ودر ا کافه کوه داد ماه کبک بسی مذموم است! رندی به ما گفت : که بهشت اینجا نیست جای خوشی و شادی وخنده درین دنیا نیست بر سرخوان تو مرغ و کبک بسی مذموم است ادامه مطلب   سلام سلام بچه ها          خوش آمدید به این جا داریم جشن الفبا          در این مکان زیبا آب  آبی، دریا آبی        مامی خوانیم چه زیبا داستان های قرآنی        آن نور آسمانی علوم ، هنر ، ورزش       دانش های با ارزش همه با هم آماده          که در سال آینده بریم کلاس دوم           با خوش حالی وخنده دست می بریم پیش خدا     ما می کنیم شکر خدا بچه های گلم،حالا که شعر الفبای فارسی را یاد گرفتید، لطفا شعر جشن الفبا را هم برای جشن حفظ کنید. واین هم جشن الفبا ی شاگردان کلاس اول دبستان نیایش   اختصاصی از فایلکو ترک سریع وراحت و دائمی سیگار با و پر سرعت .
ترک سریع وراحت و دائمی سیگار
ترک سریع وراحت و دائمی سیگار ترک دائمی سیگار و انواع دخانیاتترک سیگارآیا از سیگار کشیدن وطئنهای دیگران خسته شده ای ؟آیا همه راه ها را انتخاب کرده ای و از همه روشها خسته شده ای؟آیا شما می خواهید خود و خانوادهتان را از دود بسیار مضر سیگار دور کنید ؟آیا از زردی دندانها و کبد و چهره خود خسته شده اید؟آیا خانواده شما از اینکه با شما به بیرون بروند؟ رنج می برند ،بخاطر دندانها و چهره شما!پس بخاطر خودتان و خانواده تان بلند شوید و دست به کار شوید . با قیمت پول یک روز سیگار که دود می کنید از این راه دائمی وراحت که بعد از آن از بوی سیگار برای همیشه تنفر پیدا می کنید و آن را برای همیشه کنار میگدارید استفاده کنید.پس آیا سلامتی خود و خانواده خودتان ارزش این مبلغ ناچیز را ندارد؟اگر سیگاری نیستید از این آموزش برای انی که دوستشان  دارید و برایتان مهم هستند برای هدیه سلامتی آنها از این محصول استفائه کنید وخنده وسلامتی را به خانواده خود بیاوریذ.
با
ترک سریع وراحت و دائمی سیگار
اختصاصی از یاری فایل مقاله جایگاه غم وشادی در با و پر سرعت .
مقاله جایگاه غم وشادی در
مقاله جایگاه غم وشادی در لینک پرداخت و در "پایین مطلب"فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحات 26
دینی است که به روابط اجتماعی و چگونه حاضر شدن دراجتماع وخوشرو وخنده رو بودن درجامعه وزدودن غبار غم از چهره دوستان بوسیله شاد وخندان بودن تأکید بسیاری کرده است. واز مؤمنان خواسته است تا از اخمو بودن و تلخی وغمگین بودن دوری کنند چرا که هم در زندگی خود آنها وهم بر اطرافیان آنها اثر منفی می گذارد. شادی وغم درفرهنگ ی : فرهنگ ی یک فرهنگ غنی وبسیار کهن است وفرهنگی کامل که در تمام ابعاد آن سخن به میان آمده است ودین کاملترین دین است که به تمام امور در زندگی توجه کرده است واینکه اگر بگوییم دین و فرهنگ ی مساوی است با نشاط ، امید،شادی سخنی به گزاف نگفته ایم .
با
مقاله جایگاه غم وشادی در
ام سالهای طولانی... ام سالهای طولانی رفته ومی رود به مهمانی میهمان می شود به صد تدبیر آن چنان که بگویم ودانی نه تفاوت نمی کند اورا دربهارست یازمستانی روزوشب است آماده بهرخوردو خوراک مجانی هرکجاهست سفره ای ب ا مثل نذرونیاز وقربانی ام با عیال وفرزندان می دود شاد با غزلخوانی روزشان هرکجا نمی شد شب خوب بود ارکه بود ناندانی وای از این ه. از اون روزهای بدقلق ام بود، حوصله خودمم نداشتم چه رسد به ی دیگه...زلی پیام رو پیام که شب بیایید اینجا...دو روز بود اصرار می کرد و منم، بهانه تراشی ...میگه با گلدونه و فرفروک پاشین بیایین دور هم باشیم.گفتم نمی دونم گلدونه برنامه اش چیه؟ گفت خودم باهاش هماهنگ موافقه..پیام دادم به فرفروک که زلی اصرار میکنه، تو برنامه ات چیه.گفت منم حوصله ندارم اما میریم...خیلی بیشرمانه بهش پیام دادم که بااااااش می آییم، مهمانی زورکی ندیده بودیم که دیدیماز خواب عصرونه ام که بیدار شدم، رفتم تو آشپزخونه، تا تونستم مرتب و س دم...گلدونه و بچه هاش اومدن...گفتم دلم میخواد یه دامن گشاد راحت بپوشم، آقا سیل مخالفت شروع شد، نه اینو بپوش، اونو نپوش، نیوشا رژ لب به دست ، اینو بزن.گفتم عامو حال ندارم، ولم کنین...مگه میشه جلوی این دخترا مخالفت کرد،...بلوز سورمه ای حریرم رو پوشیدم و رژ لبی ...راه افتادیم به سمت خونه اش...سر چهارراه پسره اومد ، دسته گل رز زیبایی تو دستاش بود، دو شاخه گل زیبا براش انتخاب ...در خونه رو زدیم، باز نکرد، به فرفر گفتم زنگ بزن ببین کجاست؟ گفتش چند دقیقه صبر کنید...کمی بعد در باز شد...آ ین نفری که از آسانسور پیاده شد من بودم، کل هو صدا، آهنگ جیغ...چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عه ...خدای من ایزم ...باورم نمیشد...بهار هم اینقدر خنگول شما بگو یه درصد هم حدسش رو نزده بودماینقدر دلقک بازی درآوردیم، یهو نمیدونم این همه انرژی از کجا اومد...بهاری که بدعنق و بیحال بود شد یه گوله انرژی وخنده ....تمام مدت تولد بازی از خودم خج کشیدم، این طفلک چقدر اذیت شد تا من بدقلق رو راضی کنه ....خدا کنه که قدر دوستام رو بدونم...عزیزان دلی که تمام زندگی من شدند...دوستانی که خدا بهم بخشید...من یه ثروتمندمممممم.ثروتی به وسعت قلب مهربان دوست ******** پاییز هزار بار عاشقانه تر از دیگر استاین را از صدای خش خش برگ ها زیر پای عابرانی فهمیدم که شب ها تنها قدم می زنند...تولد همه مهرماهی های عزیززززززززززززززز مبارک سالهاست که با تمام توان به معرفی شهر ومردم دیار عزیزم قاسم آباد می پردازم وحتی الامکان توانسته ام ان را به نحو احسن به طیف وسیعی از مردمی که در خارج از قاسم آباد با انها سروکار داشته ام معرفی کنم و این را افتخار خود میدانم که به عنوان یک عضو کوچک از جامعه بزرگ قاسم آباد زوزن توانسته ام معرفی کامل وجامعی از جوانان بافرهنگ ومردمان زحمتکش ومهمان نواز شهرم برای دیگران داشته باشم .دیاری که به سرزمین علم وفرهنگ وهنر معروف است اما: امروز صبح یکی از دوستان راننده که جهت تحویل بار برای اولین بار با کامیون روز بیستم ماه رمضان به شهر قاسم آباد آمده بود حرفی زد که علاوه بر اینکه از وی به عنوان یک قاسم آبادی معذرت خواهی حس شرمنده وی و افراد دیگری که در محل حضور داشتند شدم وماجرا از این قرار بود که: ایشان هنگام ورود به شهر قاسم آباد در حاشیه میدان توقف کرده وآدرس مرغداری زوزن را از تعدادی از جوانان که با موتور سیکلت داخل میدان نشسته بودند میپرسد واین دوستان عزیز که من نامی جز دلقک نمیتوانم برایشان بگذازم جهت خود شیرینی وخنده خود ودوستان نفهم خویش به راننده فوق متذکر میشوند که دنبال انها برود تا آدرس مرغداری را به وی بدهند او هم با تشکر از آنها به دنبال انها راه می افتد واین عزیزان دلقک وی را جهت تحویل بار به غسالخانه قاسم آباد برده وبا انواع واقسام شکلک در اوردن ومس ه او را مورد استقبال قرار میدهندوهنگامی که دلیل این کار را میپرسد با فحاشی به وی اورا همانجا رها کرده ومیروند . حال در این ماه مبارک رمضان که ماه مهمانی خداوند است انهم در شهر قاسم آباد که نماد علم وفرهنگ وهنر است نمیدانم این گونه اقدامات چه توجیهی میتواند داشته باشد وایا هیچ نهاد امنیتی در شهر نیست که با این افراد مس ه در میدان ابت شهر وبه مس ه فرهنگ مردم توسط انها برخورد به عمل اورد امیدوارم که بتوانیم بیشتر وبهتر روی اعمال ورفتار وگفتار خویش نظارت به عمل آوریم (انشاءالله) باعرض سلام وخسته نبشی خدمت همشهریون ازیز پیشاپیش ماه پربرکت رمضان بر شما مبارک بشه ان شاءالله بتونیم از ای ماه استفاده کامل ببریم یادش بخیر قدیمون وقته نزدیک رمضون شوو مردم واشوق وذوقی که شُهسته همو شاوی که قراره رمضون بشه سر مجتن به دنبال ماه شگردی وانشون که چهم شون روشن تره زودته شدی وخنده رضایت رو صورت شون هسته به هررو برنامه خاصه شوهسته گاهه حلیم .گاهه تن مَنجَلی راست شکه ونزدیک شُم که شوو به خانه همسایهن شبوشوقی که قبلن هسته الان دگه بخاطه مشکلات وگرونی وشلوغی ازبین رفته خوش به حال قدیمن... خا طبق گزارشون ورسانهن سواه شاو یعنه شاو یکشنبه 93/4/8عولش خدااولین شاو از ماه پربرکتن از همی شاو اول سعی به ون فرد وتراویح وحلقهن قرعن به خوعادت هدیم نمونه کارونی که خوبن دخه ای ماه انجم هدیم
1 - سعی کمته دخه دنیای مجازی.مثل واتساپ. اینستاگرام وبرنامهن سرگرم کننده دنیوی بشیم
2 - ون فرد وسنتن فراموش نبشه مخصوصن تراویح نه ای که چندروز اول بیی وبعد جیم بشی 3 - از همو اول ماه ختم قرآن به خو بسی وباهندن خوپاحلقه قرعن مجدتن نورانی ی 4 - شب نشینی وغیبت گویی ممنوع 5 - جلوفوتبال نگا شما مانادونیم بگریم بله مواظب خو خیله بشی که از نکی مخصوصن خافتن وصبح 6 - جونون خیله مواظب بشن سعی نکن وادورزدن واموتورن خو مزاهمت به خواهرونی که به مجدنهندن ن البته شماماشالله همه تون از بنده حقیر بیشته افهمی بله یادآوری خوبن حلول ماه مبارک در روز یکشنبه 93/4/8 خوب یادمه و قتی صبح بیست ونه شهریور هشتادودو.... از خواب پا شدم که برم ارایشگاه واماده جشن بزرگی بشم کلی رویا وارزو را با خودم یدک می کشیدم همه اش از جنس شادی وخنده بود ودنیام صورتی صورتی بود ومن غرق در رویاهم روزهایی را می دیدم که بود مثل اسمون ولی بعد از مدتی در یافتم معنی زندگی تو خود زندگی خلاصه شده .. زندگی یعنی ساختن .. درست یه پار. دست هایم راگم کرده ام ومانده ام سر درگم در چهار راه همیشگی میان انبوه جمعیتی که میایند می روند رنگ چشمان هیچ رنگ چشمان تو نیست قبل از اینکه مثل میله اهنی بی تو ارام ارام زیر باران زنگ بزنم بیا چتر سرخت را باز کن بر فراز سرم کاش قدمهایت را اهسته تر میکردی تا با تو همقدم شوم کاش صدایم میکردی تا با تو همصدا شوم کاش دستت را بمن میدادی تا ب. بنام خالق مهر وماهیلدای شیرین درکانون رامیانعاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شودامروز 30 آذر ماه 1394 درآ ین روزسردوبارانی فصل هزاررنگ پاییز،کانون رامیان میزبان اعضا،دانش آموزان ومادران خوب وهمراه کانونی بود.بهانه پاسداشت س. اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درباره روانشناسی لبخند درمانی با و پر سرعت .
تحقیق درباره روانشناسی لبخند درمانی
تحقیق درباره روانشناسی لبخند درمانی فرمت فایل : word (لینک پایین صفحه) تعداد صفحات 7 صفحه     لبخند درمانیپس از مطالعه ی چندین کتاب و تحقیق درباره ی خنده و خنده درمانی و رسیدن به این نتیجه علمی و تجربه عملی مَثل معروف ( خنده بر هر درد بی درمان دواست ) و با بیان مکرر این جمله در بین اقوام، دوستان و همکاران و ... دوستی که مثل خودم سخت گرفتار مشکلات روزمرة تورم و ترافیک و فشار مالی و روحی و غیره و بود گفت : ای بابا دلت خوشه خنده کجا بود نفست از جای گرمی بلند می شه دل باید خوشی باشه که آدم بتونه بخنده و شادی کنه با این همه مشکلات زمانه و زندگی ماشینی خنده چیه؟!در جوابش گفتم : دوست عزیز من هم مثل تو شاید شدیدتر از تو درگیرم و بقول معروف    « کارم از گریه گذشت بدان می خندم » ...در واقع اگر در اوج فشار و ناتوانی و نگرانی ی بتونه بر مشکلات خندیده و به کمک لبخند درمانی بر مشکلات پیروز شود برنده است.این یک واقعیت است که: با خنده فکر آزاد می شود و بهتر می توان بر هر مشکلی پیروز شد و این را همان بدان بقولی می گویند :آن که می گرید یک غم دارد و آنکه می خندد هزار و یک غم ... آندره مورو تحصیل کردة سورین و مونترال کانادا معتقد است : ما باید آگاهانه در جستجوی انگیزه هائی برا ی لبخند زدن و خندیدن در همه ابعاد زندگی خود باشیم. او می گوید: « لبخند زدن وخنده باعث استنباط شخصیت گردیده و انرژی های مثبتی که زندگی را لذت بخش و با ارزش تر می کند آزاد می سازد. »
با
تحقیق درباره روانشناسی لبخند درمانی
معلم عشق قلم بنویس الف ،ب، پ ... پدر بنویس از خنده و اشک از باغ و سیب وجعبه ی سوغات های بی نام و نشان از ذوق کودک همسایه و دست های گرم واز خورشیدی که پنجره ی تارازآن دانا شد بنویس از مسافرهای وامانده ی شب وخانه ی که رونقش لبخند بود و امید از خاطرات چکاوک ها و چکمه های خیس واز آن مردی که زیر باران آمد و نان عشق سرسفره مان آورد،وکوه بود قلم بنویس رود خوشکیده و باغ بی برگ شده و مترسک تنهاست و دل تنگ از گنجشک های بی دانه ی کوچه مان واز قلک های خالی منتظر و فانوس ش ته ی شهر بنویس ازغبار اندوه ی که بر خانه نشست از آه وشیون ،اشک و ناله ی آسمان واز من ، مادر و بغض کرده ی پاییز ازبهانه های خواب گرفته ی ساعت و ختده ها ی که مثل شناسنامه پدر از اعتبار افتاد قلم بنویس با خون دل بر سنگی مرمر بیاد آن مرد وخنده های که زیر خاک رفت انالله انا الیه راجعون مرحوم ... 9 آبانماه 1391
تقدیم به پدر همیشه جاودانم 7 م شهریورماه پنجمین سالگرد آسمانی شدنت مبارک *پدرم وقتی مُرد آسمان آبی بود … دیوار چین اگر بریزد و دیوارهایی که ریخته اند و دیوارهایی که خواهند ریخت ...
شبیه تو می شود پدر! و مردمی که می گریند و مردمی که زیر آوار مانده اند و مردمی که آواره اند … منم! پدرم رفت و من ماندم و این همه آوار من به در خانه ات تکیه داده ام عابران میگویند نیست به خانه ی متروکش نگاه نکن نیست رفته است میگویند و می روند چندسال است میگویند نیست رفته است گفته اند و رفته اند من اما به در خانه ات تکیه داده ام جلوه برق شتابنده بود جلوه عمر مگذر از باده مستانه که شب در گذر است لب فرو بسته ام از ناله وفریاد ولی دل ماتم زده در من نوحه گر است گریه وخنده آهسته وپیوسته من همچو شمع سحر آمیخته با یکدگر است زمان زیادی سپری شد که در بودیم وعزیز، از غیبت خویش بر می داریم ومی نوازیم از بود ونبود رمضان را بهانه ساخته دل از غیر می پردازیم که شاید شاید ها .