جک وخنده

به نقل از خبرگزاریها در مورد جک وخنده : صبح که میشه وقتی گل نازم غزل طلایی رو از خواب بیدارش میکنم واسه مهد امادش کنم دلم بادیدن چشای سیاه ودرشتش وخنده همیشگیش اروم میشه به خودم میگم چه خوب میشد که این نگاه واین لبخند توی طول روز داشتمش ومجبورنبودم بذارمش مهد دلم تنگ میشه واسه نگاش !!!!!اماخودش عاشق مهد امروز روز اسباب بازیه غزل هم س مهربون اوازه خونش رو برده مهد وسط راه دل. مقدمه : برای گریه وخنده عواملی وجود دارد مثل تحریک احساس انسان در مواجه با یک صحنه که در زندگی او رخ داده است ، دیدن صحنه ای دل اش یا صحنه ای نشاط آور زندگی معمولی انسانها در حال بالا وپایین شدن است واین انسان است که باتوجه به خارج شدن زندگی اش از سیر عادی دچاز خنده یا گریه میشود ، در قرعه کشی برنده میشود و ناگهان باخبر میشود وخوشحال میگردد ، از سر کار به منزل برمیگردد فرزندش فوت کرده است به گریه میافتد . به هر حال برای گریه وخنده عوامل یزیکی وطبیعی ومعنوی زیادی وجود دارد ، که پی بردن به این عوامل برای یک مبلغ دین امری ضروری است ؛ خصوصا در جامعه ای که مردم تشنه سبک زندگی وراه های صحیح زندگی اند . خنده : مبلغی که خود با نشاط باشد میتواند روح نشاط را به دیگران هم منتقل کند وم ردم هم بر اساس فطرت خود به دنبال دین بانشاط این مبلغ میروند . باقر سلام الله علیه :
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ حَسَنَةٌ
لبخند آدمى به روى برادر مؤمنش، حسنه است.
بحارالأنوار - ج 74 - ص 288. میزان الحکمة ج6 - ص407- ح11133
دینی که خنده بر روی برادر دینی حسنه داشته باشد ، خدامیداند که رسیدگی به امور و مشکلات زندگی برادر مسلمان چه مقدار تاکید شده است . تذکر در باب خنده : حسن عسکری علیه السلام:
مِنَ الجَهلِ الضِّحکُ مِن غَیرِ عَجَبٍ؛
خنده بیجا از نادانى است.
(تحف العقول) لقمان علیه السلام:
لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، لا تَضحَک مِن غَیرِ عَجَبٍ ، لا تَمشِ فی غَیرِ أرَبٍ ، ولا تَسأَل عَمّا لا یَعنیکَ؛
لقمان به پسرش گفت: «پسرم! بدون تعجّب [و بى‏جا ]خنده نکن و بى هدف ، راه نرو و از چیزى که به تو مربوط نیست ، نپرس ».
(فیض القدیر، ج 1، ص 162) ختده از در چارچوب عقل ومنطق و رعایت احترام باشد امری پسندیده است ، که رعایت این نکته در خندیدن وخنداندن مردم توسط یک مبلغ امری ضروری است . دوستی تعریف می کرد سالها قبل یکی از جوانان محل که اصلا هم مذهبی نبود،نمی دانم چه اتفاقی برایش بود که به محفل ما اضافه شد.ازماخواست که کمکش کنیم و او را بپذیریم تا هدایت شود.یک روز در دعای کمیل که شرکت کرده بودیم،ادعیه خوان در خلال دعا با سوز وناله درمورد گناهانی که مرتکب شده ایم وعذ که منتظرمان است، صحبت می کرد و عده ای هم منقلب شده ب. سلام دوست جووونی ها اومدم اوووووووووووووووف امتحانام خیلی وقته تموم شده حوصله نداشتم بیام امروز وقت تموم کامنتا رو جواب بدم به همه دوستانی که منو فراموش ن سر بزنم ...والان هم پست جدید میذارم خدارو شکر ترم هفت هم تموم شد وحشتناک بود وحشتناک. امتحان سخت بدون هیچ وقتی تا حالا تو این هفت ترم اینجوری درس نخونده بودم... از 48ساعت همش4ساعت م. دقیقا مثل انسان،اسب ها موقع ترس یا قافل گیری ابرو هایشان را بالا میاندازند!آنها میتوانند 17 ح عاطفی را انجام دهند( انسان 27 ح رادارد). محققان روی 28 اسب آزمایشاتی را انجام دادند:آنها با قرار دادن تعدادی تصویر از افراد عصبانی،وخنده رو وبا دوربین مدار بسته متوجه شدند20 تا از اسبها هنگام دیدن چهره ی عصبانی سرخود را میچرخانند وبا چشم چپ به. به نام خدا بین ما یکی بود که چهره ی سیاهی داشت ؛ اسمش عزیز بود
توی یه عملیات ترکش به پایش خورد و فرستادنش عقب
بعد از عملیات یهو یادش افتادیم و تصمیم گرفتیم بریم ملاقاتش
با هزار مصیبت آدرس بیمارستانی که توش بستری بود رو پیدا کردیم و با چند تا کمپوت رفتیم ... مصطفی انسانی مومن و رئوف وبا ایمان وخنده رو بود. قبل از اینکه عازم شود پدرومادرش را به زیارت کربلا فرستاده بود،پدرش میگفت: گفتم ،مصطفی خودت باما بیا درجواب مصطفی گفت شما پدر هستید زیارت پدر حضرت زینب و حضرت رقیه "س" مشرف شوید من هم به زیارت خودحضراتشان می روم. خواست خداوند بود که در روز زیارت پدرومادرش درحرم حضرت ابولفضل العباس "ع" مصطفی در عملیات آزادسازی نبل ا هرا باتیرمستقیم قنــــاسه به آرزوی دیرینه اش (شهادت ) برسد.

ایرانیان گیم کلیپ بسیارزیبا وخنده دار ازشوخی مهران مدیری قسمت شصت وپنجم ... از کانال جوک های فوق العاده خنده دار یوتیوب کلیپ بشدت خنده دار مهران
لینک های : کیفیت 240p شب قدر ، والاتر و برتر از 83 سال. شب بیست و سوم است ای برادر . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. شب قدر را قدر بدانیم که قدر برای بیدارشدن است نه بیدار ماندن. باز هم توسط عده ای غافل ، صحنه های بسیار زشت دیدیم از شبهای قدر . شب قدر بود و نیمه های شب، یک عده در گوشه و کنار قلیان می کشیدند. بیچاره ها با حضرت قلیان شب زنده داری می د و مونسشان ش. چه حس قریبیست وقتی سنگ باشی ونرم شوی وبعد عاشق شوی عاشق ی که عاشته...اصلا عشق او تورا رام کرده...واما بعد از مدتی بفهمی..عشق او هم مثل همه چیز این دنیا دروغ بوده..دروغی که میتواند آدمی را تا سر حد جنون بکشاند..چطور متنفر نباشم از همه چیز از آدمها،از زندگی...چطور لبخندی را که 24 سال از لبانم جدا نشدحتی در سخت ترین لحظات،دوباره برگردانم..دلم. ⏪روزی که خبرِ مرگم به گوشِت بخوره⏩ ↙اولش باخودت میگی↘ ◀این همونی بود که اذیتش ▶ ◀ناراحتش ▶ ◀یاد شوخیام وشیطنتام وخنده هام میوفتی▶ ↙باخودت میگی حیف شد↘ ↙کاش بهش گفته بودم که دوسش دارم↘ ↙کاش انقدر ناراحتش نمی ↘ ↙کاش بجای کل کل وشوخی باهاش↘ ↙بجای تنها گذاشتنش↘ ⬇ کنارش میموندم⬇ ⬇سرِ خاکم بغضت میگیره⬇ ⬆آخه اون موقع خودم . گاهی وقتها آنقدر شیفت ها وشب بیدارخو ها وکارها ومشغله های روزمرگی ام زیاد می شود که حتی فرصت نمیکنم درست وحس ،و یک دل سیر ببینمت،دخترم،دخترکم،نازنینم.وهی غبطه میخورم به آدمهای راحت وخوشبختی که اینهمه وقت آزاد دارند وافسوس هدرش می دهند وشبها بیدارند وروزها درخواب!اما دراوج اینهمه کار وخستگی ود دگی،باید بدانی که مادرت دوستت دارد..
سلام بودن با سارینا,بازی باهاش وخنده هاش و شیطونیاش اونقدر حس خوبی میده که یادت میره غم و غصه هات,دختر من خیلی ناز باهوشه از الان نمیشه سرش شیره مالید تا خودش نخواد کاری نمیکنه,بهش دست دادن یاد دادیم اما بعضی وقتها هر چی میگه دست بده اونقدر بی توجه که شک میکنی میشنوه خلاصه این روزا نزدیک عید کار خونه و ید اونم با سارین شش ماهه,همش . دوستای عزیزم لطفابرای شفای کامل تمام مریضان دعاکنین. مریض هایی که خیلی هانفسشون به نفس اون هابستس. امیدوارم هرچه زودترخیلی راحت بخندن وخنده هایی که الان مارولبانمون نیست معنی داربشه وب تیشون آسون تربه آینده نزدیک بشیم آمین .ادامه روبخونیدودعاکنید. ممنون یاعلی. "اسما"
http://www.axgig.com/images/33211123870722079507.jpg (ص) از جبرئیل پرسید: آیا ملائکه، گریه وخنده هم دارند؟ گفت: آری. ازسه ازروی تعجب می خندند.
روشنی بر بخش ای مه من در ایوان شبم تاسحرگه آید از ره من نگهبان شبم بی تو در من آتش وبا تو من اندر آتشم چون شرار بی قرار آتشستان شبم خویش دیگر نیستم تا شعله ات سوزد مرا شعله ام خود میهمان منستان شبم واشک وخنده ام دیوانه بازی نیست،هست کی گزاف است این سخن،من از شوریده حالان شبم ماه من امشب رفیقان را به خواب آورده ام در مزن آهسته آ من خویش . وقتی دَوندگی های امضا گرفتن  برای روزهای قبل دفاع طی شد ،فکر   این قصه تمام شده .اما الان اول راهه و برای فارغ حصیلی هم قصه ی گرفتن امضا ازاساتید و مهمتر  از همه هماهنگی با اساتید  که  هستن یا دفتر وک هاشون و امضا گرفتن  و سخت گیری بعضی از مسئولین  همچنان ادامه دارهچهارشنبه ششم دی ماه  بیش از تمام روزهای گذشته من . هر روز را روز عشق نام گذاری کن! وجودت را سر شار از عشق کن! بگذار عشق عبادت تو باشد ! بگذار عشق نیایش تو باشد! بگذار کلام تو از عشق باشد! بگذار کردار تو ازعشق باشد! هر روز را با عشق زندگی کن! بدون عشق،مرده ای متحرک ،بیش نیستی! یادت باشدعشق ،شادی وخنده باعث خلاقیت تو می شوند! امروز را جشن بگیر ! ودلیل جشنت را ،تولد دوباره ات بدان! اگر دیگران باورت ن د! نهراس !اشکالی ندارد! مهم برای تو این باشد، که خداوند عاشق انسان های عاشق است! منبع:توشا ار خالقی قدیما آمیتا باچان فقط نیروی جاذبه رو بی اثر نشون میداد اما تازگیا سلمان خان نیروی گریز از مرکز قانون پایستگی انرژی و سایر اصول فیزیک رو زیر سوال برده!!!!! . . همه بوتیکی ها یه بارِ لباس دارن که اول هفته دیگه از ترکیه میرسه ! . . حلول ماه مهر ماه اتمام خوابهای رویایی شب بیداری های طولانی بخور بخواب و بیکاری گشت و گزار و عیاشی بر شما خجستگا. به نام خدا http://www.axgig.com/images/33211123870722079507.jpg
(ص) از جبرئیل پرسید: آیا ملائکه، گریه وخنده هم دارند؟ گفت: آری. ازسه ازروی تعجب می خندند.
وقتى میبینم دوستام برگشتن به نوشتن دل منم میخوادکه بنویسم... الان که دارم مینویسم دخترکم پنج ماه ودوروزشه یه عروسک دوست داشتنى شده که....تموم وقت من وفرزاد وقتوپرکرده وقتى بیداره تموم خونمونو پراز صداى گریه وخنده هاش میکنه وقتى بیداره تو فکر م دنبال این موجود نازه ودوست داشتنیه دیگه انگار نه انگار که فرزادیم هست ...بینمون خیلى فاصله. .........طبع گوجه فرنگی "سرد" است.در بازارهای محلی استان مان؛ در فصل گوجه فرنگی-  میوه نارسگوجه سبز و کال (مابهش میگیم کال پامادور-کال گوجه)  به وفور یافت می شود (جهت ترشی هفت جار)ولیکن درولایت مان (منظور همون محدوده  روستا ومنزل آقاجان مان است)به هیچ وجعع منن  وجوع مورد استفاده نبود.اولین دفعه ای  زن بزرگه جهت چاشنی باقلا قاتق خواست که؛هفت جار درست نماید ؛ازما خواست که برایشان کال گوجه چیدن نماییم...ولیکن ما کنجکاوانه (!!) پرسش -سپس ها پاسخ شنیدن بگفتیم؛ما توی هفت جار خودگوجه رو میریزیم ؛یعنی یه من دیدم جان بزرگه ؛گوجه ها رو یکی یکی دست زد؛یه دونه اتتخاب کرد بعدشم ریخت توی هفت جار؛کال گوجه!نع. بگوببینم!؟ چه مدل ترشی درست میکنه!؟ خب!(آیکن کنارفرستادن چتری مزاحم)اول بادمجون ها رو با پوست د میکنه ؛چهارتا بادمجون یک ونیم لیوان آب توش میریزه :تاآبپز شدن بادمجون ها میره...چند شاخه جعفری-چوچاق و پنج انگشتی -ترش واش-نعناع-خالواش-فلفل سبزمیچینه -میشوره-همراه دوچوبه سیرساتوری میکنه ؛میریزه تو ظرف شیشه ای...بعد سرد شدن بادمجون ها آبغوره بهش اضافه میکنه؛بعد آبغوره به جای نمک ؛دَلاربهش اضافه میکنه؛دو دور همش که زد؛خود گوجه ی ریز ریز شده رو میریزه و نیم دور بهم که زد -میزاره تو یخچال تا نهارحاظربشه!...,یادگرفتیم که؛ترسیم کننده روح و زلال طبع وایضا جاذبه ی رفتار "حُسن خلق" است.یک عنوان برجسته در رفتار آدمی...واین گیرایی   حسن خلق  عجیج مجیدی ببوده است...+ شده تا حالا ؟ درمواجهه بافردی پیش از هرسخنی تو ذهن تون ؛تبسم الرجال فی وجه اخیه حسنه (لبخند انسان به چهره برادر دینی اش حسنه است)وخنده رویی وب بودن دیگران را دل جرأت می بخشد...تا بی هیچ هراسی  دل در دوستی و با شما بسپارند...و تبسم مبدا بسیاری از آشناییها و بسیاری غم ها و کدورتهاست..وآن گلخنده مسرت بر لبان آن دیگری بیافرینید ویادتان برود وخنده اش خونیست  اشک آمیز در ذهن تان پلی گون شود،…… √تبسم بر چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم بسته ؛یقینا یک دریچه صمیمیت را خواهد گشود.بعضی ها حضوری غم آفرین و برخی هم محضری غم زدا و گروهی لطف الهی اند و به قول سعدی علیه رحمه؛گفته بودم چو بیایی غم دل با توبگویم/....یا به قول لسان الغیب؛سمن بویان ،غبار غم چو بنشینند بنشانند/پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند...+شده تاحالا بچه ای بهتون لبخند بزنه!؟ شما چند اسماعیله بشین!؟ (لبخندبچه اخمو ها شکرخند تره)√+وقتی ترشی رو.آوردن سر سفره ؛بعد چشیدنش همه از جان بزرگه تشکر ؛ گفت ؛من درست ن که!معصوم درست کرد!:)زن بزرگه؛خوش لبخند عزیزمجیدی هستند:-*√ چندوقت پیش؛خیلی اتفاقی یشمی زی ای یکی ایست کرد تا عده ای رد شن م ن شون اوشون رد شدن بودن....درهین گذر...؛دست شونو بردن سمت کلاه شون...همه متعجب!!!و ساعت ها درتفکر!! با این همه دلجه ؟که یکی صادقانه اعتراف کرد؛سپس شنید؛واقعا تو دیوانه ای.دیوانه کله اب.بگذریم.+شکر.الهی شکر؛بابت بعضی های متبسم....خدایا شکرت.√ازاینکه ازاین شاخه به اون سرشاخه (طبق معمول) نوشتیم؛عذرخواهی نموده ولاکن به بزرگواری تان ببخشید.
  یک بنده خ نشسته بود برایم دردودل میکرد وسط حرف هایش گفت: یه چیزی بگم نخندی قول؟! من:قول حتما خانومه:(29 سال به بالا سن داشت): "من احساس کمبودمحبت دارم" من:همچنان درچشم هایش صاف زل زدم وخنده ام را قورت دادم وهیچی در جواب نگفتم برای خودم آنالیز کرده ام اگه یه دختر 16 ساله این حرفو میزد قابل هضم بود .مثلا اول بلوغ ست نمیفهمد زمان میبرد تا واق. یک بنده خ نشسته بود برایم دردودل میکرد وسط حرف هایش گفت: یه چیزی بگم نخندی قول؟! من:قول حتما خانومه:(29 سال به بالا سن داشت): "من احساس کمبودمحبت دارم" من:همچنان درچشم هایش صاف زل زدم وخنده ام را قورت دادم وهیچی در جواب نگفتم برای خودم آنالیز کرده ام اگه یه دختر 16 ساله این حرفو میزد قابل هضم بود .مثلا اول بلوغ ست نمیفهمد زمان میبرد تا واق. طبق تحقیقات من دخترا از یه گروه افراد بسیار بسیار بسیار متنفرند!!!! : اون دسته از دخترایی که هر چی میخوان میخورن ولی چاق نمیشن دوست دارن شونو بجووون ^_^ . . الکی ب ی نگید غصه نخور درست میشه درست نمیشه ضایع میشین ها!!!! دیدم که میگم! . . راهنمایی رانندگی کلی هزینه میکنه تا بتونه مشکل ترافیک رو حل کنه اونوقت این دخترا یه ۲۰,۰۰۰ تومانی میپوشن و. غضنفر سر صف تو ایستاده یکی میاد میگه اقا میشه اول من برم کارم سر پاییه ؟؟ غضنفرمیگه مگه من میخوام بستری بشم؟!!!!!!! یارو میره کارواش ماشین نداره میگن کو ماشینت میگه دور نبود پیاده اومدم!!!!!!!! ایرانسل هم الان اس داد . . . . خاک تو سرت مخاطب خاص هم نداری که بهت100 پیامک جایزه بدم!!! از ساعت 7صبح تا12ظهر درس میخونم یه هو صدای پیامک به گوشم میخوره م. هفته پیش طی یک اقدام کاملا یهویی! بند وبساط مسافرتمان را جمع کردیم وراهی تبریز شدیم. یک مسافرت همه چی تمام وخوشمزه... همه چی عالی بود... از خلوت های دوتایی وبی دغدغه مان در طول مسیر پر پیچ وخم سفر که پر بود از لذت موسیقی ارام وچای خوش عطر تا مهمانی های پشت سرهم فامیل همسر که همگی بی برو برگرد به صرف پلو ومرغ بود! وهوای گرم تبریز که پر بود. این روزها برخی جوان های موتورسوار به قصد شوخی وخنده، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.
از این نگاه این نوع مردم آزاری برخی موتورسوارها که به اشتباه برخی عنوان شوخی را بر آن گذاشته اند، یکی از بدترین رفتارهای ضداخلاقی است و مرزهای بی اخلاقی را به منتهی الیه ممکن سوق داده است و از این منظر باید برخورد جدی با چنین رفتارهایی داشت تا حداقل مسائل حساس و هاب آور در جامعه بازیچه برخی برای خوش گذرانی قرار نگیرد و در واقع شاید بتوان گفت چنین حرکتی به ذات به اندازه اصل ماجرای اسیدپاشی غیراخلاقی است. او هم زنده بودن را در بادبادک می دید
ومن بازی بادبادک ها را بلد نبودم
من خود باد بادک بودم
وخنده او برایم ...دنیایی
جوری که خودم می ترسیدم
زندگی بود
می خواستم بادی بیاد تا من به ستاره برسم
انگار من و ستاره
انگار من وستاره....
دستم را با او... بودن های بی بودن وانگار نخ این باد بادک را پارگی از عمق بود و من ...خود باد بادک بودم
و او ...زندگی
او می خندید... تو هم بخند
به من بخند
به بودن هایم نگاه نمی کنم

با بی بودن هایت هم رنگ شدم... هم رنگ م . ن روز اول مهر بچه های شورای دانش آموزی از یکی از فرزندان که هم مدرسه ای شان بود دعوت د تا به جایگاه برنامه بیاید .اول از سن دختر در زمان شهادت پدر پرسید .ودختر گفت شش ماهه بودم .سوالات کلیشه ای مجری شروع شد چه خاطره ای از پدر در ذهن دارید؟دختر با تعجب وخنده گفت گفتم که شش ماه داشتم .خاطره ای ندارم .ولوله ای بین بچه ها افتاد .مجری که هول شده. انسان های هستیم بسیارخوب.شاد.مهربان.دوست داشتنی(والبته متواضع!!)
اگردراوج ناراحتی هم که باشیم ورزش خوب بلداست دوباره مارا شنگول سازد!
معمولا جمیع رشته ها به ما حسودی می کنندچون انها وقتی درحال درس خواندن شدید
هستندماورفقادرمحوطه ی مشغول گپ وخنده وخاطره سازی هستیم!
درس هایی که می خوانیم مارابااستخوان هاوعضلات بدنمان وک. !!! کلمه ای که چند سالی است که این کلمه مفهوم خود را از دست داده وبیشتر یک کلمه خنده دار شده . چه ی است که این کلمه را از زبان سردم داران و سیاستمداران بشنود و همان مفهوم انسانی و حقیقی آن را تداعی کند ؟ چه ی است که این کلمه را از زبان داعیه داران آن بشنود وخنده معنی دار برلبانش نقش نبندد؟ خلاصه چه حکایت ها دارد این ! مرگ بر این حقوق بی بشر! کجا هستند آنهایی که برای نجات یک گربه ازچاه چندین نفرنیروی متخصص چندین ساعت زمان و هزینه های سنگین صرف می کنند ؟ یا برای حفظ جان یک ن چند ساعت جاده را میبندند ؟ کجایند آنهایی که نگران جان میمونی هستند که ایران به فضا می فرستد؟ وهزاران نمونه از این مس ه بازی هایی که خود آن حیوانات به این گونه رفتارها می خندند.! کجاست احمد شهید ؟ کجاست سازمان ملل؟ کجاست شورای امنیت؟ کجایند برندگان جایزه نوبل؟ کجاست گفتگوی تمدنها و حامیان آن؟ آیا شمشیر تیزو به دست دیوانه گان سپردن حمایت از است ؟ ایا مجهز انی که از اصول انسانیت بویی نبردند حمایت از است؟ آیا چشم بستن بر سوزاندن انسانهای بی گناه و بی پناه و کشتار بی رحمانه زن وبچه معصوم حمایت از است؟ وهزاران آیای دیگر که صدای آن در جهان به اصطلاح مدرن و پیشرفته امروز خفه شده و با سانسور زر و زور به جایی نمیرسد. صد رحمت به قانون جنگل! لااقل توجیه آن این است که غریزه حیوانات آن را اقتضاء میکند وهرگز آن درندگان داعیه مبارزه با بی عد ی را ندارند و ریا کاری نمیکنند. نیش عقرب نه از ره کین است مقتضای طبیعتش این است اما قانون جهانی امروز چه توجیهی دارد. کدام عقل انسانی جنایات سردمداران امروز را هضم میکند؟ ،لبنان ،عراق،فلسطین،پا تان،افغانستان،و... اینجاست که آیه شریفه خوب معنی میشود (اولئک کالانعام بل هم اضل) !!! کلمه ای که چند سالی است که این کلمه مفهوم خود را از دست داده وبیشتر یک کلمه خنده دار شده . چه ی است که این کلمه را از زبان سردم داران و سیاستمداران بشنود و همان مفهوم انسانی و حقیقی آن را تداعی کند ؟ چه ی است که این کلمه را از زبان داعیه داران آن بشنود وخنده معنی دار برلبانش نقش نبندد؟ خلاصه چه حکایت ها دارد این ! مرگ بر این حقوق بی بشر! کجا هستند آنهایی که برای نجات یک گربه ازچاه چندین نفرنیروی متخصص چندین ساعت زمان و هزینه های سنگین صرف می کنند ؟ یا برای حفظ جان یک ن چند ساعت جاده را میبندند ؟ کجایند آنهایی که نگران جان میمونی هستند که ایران به فضا می فرستد؟ وهزاران نمونه از این مس ه بازی هایی که خود آن حیوانات به این گونه رفتارها می خندند.! کجاست احمد شهید ؟ کجاست سازمان ملل؟ کجاست شورای امنیت؟ کجایند برندگان جایزه نوبل؟ کجاست گفتگوی تمدنها و حامیان آن؟ آیا شمشیر تیزو به دست دیوانه گان سپردن حمایت از است ؟ ایا مجهز انی که از اصول انسانیت بویی نبردند حمایت از است؟ آیا چشم بستن بر سوزاندن انسانهای بی گناه و بی پناه و کشتار بی رحمانه زن وبچه معصوم حمایت از است؟ وهزاران آیای دیگر که صدای آن در جهان به اصطلاح مدرن و پیشرفته امروز خفه شده و با سانسور زر و زور به جایی نمیرسد. صد رحمت به قانون جنگل! لااقل توجیه آن این است که غریزه حیوانات آن را اقتضاء میکند وهرگز آن درندگان داعیه مبارزه با بی عد ی را ندارند و ریا کاری نمیکنند. نیش عقرب نه از ره کین است مقتضای طبیعتش این است اما قانون جهانی امروز چه توجیهی دارد. کدام عقل انسانی جنایات سردمداران امروز را هضم میکند؟ ،لبنان ،عراق،فلسطین،پا تان،افغانستان،و... اینجاست که آیه شریفه خوب معنی میشود (اولئک کالانعام بل هم اضل) آموزش میکروپیگمتیشن ابرو : قرینه سازی ابروها تکنیکهای ظریف درقرینه سازی ابرو  در میکروپیگمنتیشن
.
?1_مشتری باید در ح نشسته وزاویه 90 درجه باشد
.
.
?2_مشتری آرام وبا چشم بسته باشد
.
.
?3_هنگام طراحی کاملا در جلوی مشتری بایستید نه در کنارآن
.
.
?4_در ابتدا ابرویی که دچار نقص بیستر است را طراحی کنید
.
.
?5_بعد از طراحی ابرو را از فاصله یک متری چک کنید
.
.
?6_پشت مشتری بایستید وبه ح چرخشی سر مشتری را بچرخانید ودنباله های ابرو را چک کنید
.
.
?7_چند دقیقه در ح جدید طراحی ابرو با مشتری گفتگو کنید تا در حین صحبت با میمیک طبیعی چهره آشنا شوید وعیوب ریزز ابروها را نیز پیدا کنید
.
.
?8_از مشتری بخواهید در ح اخم وخنده قرار بگیرد .
.
 . در مرکز میکروپیگمنتیشن ابرو از تخصصی ترین خدمات آموزش میکروپیگمنتیشن و می لدینگ بهره مند شوید. آموزش میکروپیگمنتیشن ، آموزش میکروپیگمتیشن ابروآموزش میکروپیگمتیشن ابرو
?اولین و تخصصی ترین پیج آموزشی
میکروپیگمنتیشن و میکروبلیدینگ?
آموزش میکروپیگمتیشن ابرو : قرینه سازی ابروها 11 آبان تحمل مشکلات حل نشده «داشتن دوستانی که در مواقع صدمه دیدن از ما مراقبت میکنند، مؤثر است.» کتاب پایه v راه حل اکثر مشکلات ما ساده است. با راهنما تماس میگیریم، دعا میکنیم، قدمها را کار میکنیم یا به جلسهای میرویم. اما درباره موقعیتهایی که مشکلات ما همچنان ادامه دارد و راه حلی پیش روی ما نیست، چطور؟ اکثر ما میدانیم زن. بی تو از عشق شنیدن هرگزدر تب عشق طپیدن هرگزبی تو در میکده ماندن هرگزجام عشق سر بکشیدن هرگزلب به پیمانه زدن بی تو مبادا هرگزبا تو گفتن زغم رنج کشیدن هرگزرعنا را نیست توان ماندن بی تو هرگزدوریت کم شود و دوریت رویت هرگزبی توام شادی وخنده هرگزبا توام دوری وهجران هرگزبی تو من غم زده از عشق توامبا توام بستن چشمم هرگزبی تو سر گشته و سر گرد. دقت کردین خانوم ها چه اسمای سختی دارن واسه لباسا و کاراشون...؟تاپ،مینی ژوب،مانیکور،پدی کور،بیکینی،شومیز،ما ی....مال ما مردا دیگه پیچیده ترین اسمش عرق گیره!!!یه همچین موجوداتِ ساده زیستی هستیم
++++++++++++++++++
آهنگ غمگین گوش میکنم

مامانم میگه چته ؟ چی شده ؟ کی گذاشته رفته ؟ چرا تو خودتی ؟ عاخ بمیری که بچمو به این روز انداختی...

آهنگ شاد گوش میکنم

میگه : خبر مرگش برگشت؟ الان باهاته ؟ طرف کیه ؟ چه شکلیه ؟ دوسش داری؟ چن بار دی ؟

دیگه زدم تو فاز اذان، فقط اذان گوش میکنم... مدتها بود که نتوانسته بودیم مادر ودختر به تنهایی باهم به مسافرت برویم.قبل از حرکت کمی استرس ماشین وجاده وتنهایی وهمچنین مرخصی با دغدغه وبرخوردهای رییس روسایم را داشتم ولی بعدش بسیار آرامش پیدا خصوصا وقتی از تهران خارج شدیم .سالها بود جاده به این خ ندیده بودم .صبحانه را بین راه خوردیم وقبل از اینکه وارد منزل مادر وپدرم شویم اول به م. اندکی دلمان گرفته وکمی پریشانم ازدیروزکه دوتاتالارقیمت گرفتم همش رفتم توفکر ج ومخارج عروسی...حتی وقتی صبخ ازخواب پاشدم اواین فکری که به ذهنم اومدهمین بودوترجیح دادم دوباره بخوابم میدونم علی باچه زحمتی پول درمیاره وفکراینکه یه پول قلمبه یه شبه میخوادازدستمون بره حالمومیگیره وازطرفی عروسی فقط همون یه باره ونداشتنش حسرت میشه رود. تو دوست داشتنی بودی،میدونی چرا؟ چون تو لحظه به لحظه شگفتی و ذوق و دوسداشتنی های تازه میخواستی،واین من ومجبور میکرد که بخوام برای تو بهترین باشم...اگه اینجوری بشه چه خوب میشه,اگه هستیم و بدم دیگه غمتوی چشمات نشینهقلب من هی تورو کم میاره،یاد میکنهجون توی جونش ن بازم تورو دوست دارهتو به ذوق میای میگی بسه دیگه،من میگم تورو از کجات بگم ، مگه میشه تموم مبشهء داره سحر میشه،تورو به خوابم میبرم،چه خوب میشه اونجا قانون نداره...وقتی تو شاد باشی قلب من عاشق،اگه کاری برای هردوشه...اونو با شادی ترانه میکنم،یه دختر گرجی وخنده هاشو، شو،ذوقشو،حال وهواشو... هنوز اسیر عشقی هستم که مرا از خودم آزاد کرد... خودم و که گم کرده بودم ، درعشق تو پیدا ... باوجود همه قانون ها و باید و نبایدها میخوام بگم دلم برات تنگهبرای چشمات برای تو،هرچی که بودی!آره دلم پیش توء صدای سازم معنای توست... از خود گزشتم واینک تو خوشبختی واین بود آرزوی من... تو دوست داشتنی بودی،میدونی چرا؟ چون تو لحظه به لحظه شگفتی و ذوق و دوسداشتنی های تازه میخواستی،واین من ومجبور میکرد که بخوام برای تو بهترین باشم... اگه اینجوری بشه چه خوب میشه, اگه هستیم و بدم دیگه غم توی چشمات نشینه قلب من هی تورو کم میاره،یاد میکنه جون توی جونش ن بازم تورو دوست داره تو به ذوق میای میگی بسه دیگه، من میگم تورو از کجات بگم ، مگه میشه تموم مبشه ء داره سحر میشه،تورو به خوابم میبرم، چه خوب میشه اونجا قانون نداره... وقتی تو شاد باشی قلب من عاشق،اگه کاری برای هردوشه... اونو با شادی ترانه میکنم،یه دختر گرجی وخنده هاشو، شو،ذوقشو،حال وهواشو... هنوز اسیر عشقی هستم که مرا از خودم آزاد کرد... خودم و که گم کرده بودم ، درعشق تو پیدا ... باوجود همه قانون ها و باید و نبایدها میخوام بگم دلم برات تنگه برای چشمات برای تو،هرچی که بودی!آره دلم پیش توء صدای سازم معنای توست... از خود گزشتم واینک تو خوشبختی واین بود آرزوی من... ام سالهای طولانی... ام سالهای طولانی رفته ومی رود به مهمانی میهمان می شود به صد تدبیر آن چنان که بگویم ودانی نه تفاوت نمی کند اورا دربهارست یازمستانی روزوشب است آماده بهرخوردو خوراک مجانی هرکجاهست سفره ای ب ا مثل نذرونیاز وقربانی ام با عیال وفرزندان می دود شاد با غزلخوانی روزشان هرکجا نمی شد شب خوب بود ارکه بود ناندانی وای از این ه. باروج: مجموعه : گالری ع های خنده دار سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات سری جدید ع های بامزه و خنده دار حیوانات www.barouj. کتاب «چگونه شاد و خنده‏ رو باشیم؟» نوشته «احمد لقمانی» از انتشارات «بهشت بینش» کت است که در آن روش‏ها و را ارهای خندیدن، شادی، نشاط و رسیدن به خوشبختی با بهره‏ گیری از آیات و روایات و سیره معصومین در دو بخش بیان شده است. نخست واژه‏ های تبسم، خنده، قهقهه، شادی و انواع شادی‏های ممدوح و مذموم از دیدگاه روایات، فرهنگ ایران و شاعران و شمندان بررسی شده، سپس زمینه‏ ها و عوامل شادی‏ آور و نشاط‏ آفرین معرفی گردیده است. مسافرت، پرهیزکاری، ورزش، خوشرویی، ثروت، بیان احساسات و خلاقیت و برنامه‏ ریزی در زندگی، از را ارهای افزایش شادی و از عوامل سعادت‏ آفرین به شمار می‏رود.موضوع این کتاب معارفی تابناک از آیات الهی و آموزه های وحیانی است که در آن به سرچشمه ی زلال معرفت رو کرده، پژوهشی نو و برداشتی روشنگر درباره ی خنده، شوخی و شادمانی انجام شده است. مولف محترم بر آن بوده است، از آغاز تا انجام به پرسش های فکری ـ فرهنگی همگان ـ به ویژه نسل جوان و نوجوان ـ رو کرده، به دور از نگاه یک سویه، پاسخ هایی تمام عیار، منطقی و شفاف به این قشر تأثیر گذار، جستجوگر و الگوخواه ارایه دهد. افزون بر آیات روح بخش قرآن و روایات هدایتگر معصومان علیهم السلام ، دیدگاه شمندان، روانشناسان و حتی ادیبان نیز در این باره مطرح گردد و با ترسیم سیره ی پاکان و صالحان، به نیاز الگوی و اسوه پذیری مخاطبان، نسبت به این صفات در زندگی، پاسخی شیرین و شیوا داده شود. شما می توانید با مراجعه به کتابخانه عمومی شهید عراقی این کتاب را تهیه و مطالعه نمایید . مرد پرنده ای(9):کل اجزای خوب وعالیست البته غیر از برداری که متوسط است. نامه عالی اثر یکی از بهترین های هزاره سوم است بدون شک ،وبازی های فوق العاده(به معنای واقعی کلمه)وکارگردانی خوب اثر خصوصا در سکانسهای کم کات اثر به شدت خودنمایی میکند.این که با بودجه18میلیون دلاری ساخته شده نتوانسته در گیشه فوق العاده ظاهر شود که البته سه برابر بود. صدای بوق حدود ده ماشین که پشت سرم هم حرکت می د هر آدم عاقلی را دیوانه می کرد .چه خبر بود ؟یه لحظه که بطرف صدا رو برگردانی متوجه می شوی دارن عروس می برند. خدا خوشبخت شان ه .اما چرا این همه پر سر صدا ؟ گاهی دیدن پسر بچه ای که از شیشه اتومبیلی بیرون اومده و روی پنجره ماشین نشسته ودستمالی را می چرخونه آدمو نگران می کنه انشاالله که هیچ اتفاق. از مهم ترین دغدغه های مطهری توجه به آیه شریفه :ومن یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب.بود لیکن مع الاسف امروزه شاهد ترویج فرهنگهای غربی و به اصطلاح زندگی امریکایی ومظاهرآن نظیر بدپوششی و سگ بازی و .. در جامعه هستیم وظاهرا برای متولیان فرهنگ ونیروهای امنیتی نیز در درجه چندم اهمیت است.از مهم ترین اشکالاتی که پس از انقلاب باید بدان ت. از گوشه کنار صدای پچ پچ هایشان به گوشم می رسید گوش به حرفهایشان کاردرستی نبود اما صداهایشان وخنده هایشان ادم رامجذوب خود می کرد لبخندهای شادشان وبرق نگاهشان وشوق وذوق ید این پچ پچ یک هفته ای بود پیچیده بود درفضای رفت وامدهایم درشرکت ...بیمارستان...خیابان...مغازه... ان یکی سبقت می گرفت من ادکلن می م ان یکی می خندید نه نخیر ج می اورد یکی می گفت من برایش س می م ان یکی می گفت ساعت انقدر شنیده می شد هدایای جورواجور که اشک در چشمانم حلقه زد گفتم من هم زنده ام او حتما یاد من است روزها گذشت تارسید به روزی که تمام عشاق منتظرش بودند دیگر پچ پچ ها به پایان رسیده بود همه منتظر سو رازهایشان بودند شب گذشته همه قراردیداربرای فردا داشتند اما من سکووووووووووووووووووووتی به وسعت مرگ مرا می خواند ایا مرا به خاطر دارد ایا من تنها یاد اور عشق برای او هستم بغض دیگر راهی برای تنفس برایم نگذاشته بود شب به صبح نمی رسید پهلو به پهلو شدم یاد حرفهای دوستان وقرارهای امروزشان بهمم ریخته بود بالا ه شب زنده داری به پایان رسید سپیده دم نورش فضای اتاقم رادربر گرفته بود روز تعطیلی روز عشاق روز نمی دونم ساعت چند بود اما چشمهامو به زور باز خواستم نگاهی به ساعت بندازم که موبایلم راچک باورش سخت بود برایم این همه فاصله این همه بدبختی این همه تنهایی این همه این همه این همه.... باورش سخت بود او اس ام اس داده بود او هنوز مرا به عنوان عشق می شناسد و مرا دوست دارد او عاشق من است عشق نه قرار است نه هدیه دادن به هم عشق یعنی فرسنگهادوری یعنی بی خبری یعنی به یاد هم بودن یعنی دوستت دارم روز عشق برایم هنوز زنده است با بودنش ما زنده ایم وهم اکنون عاشق حتی عاشقتر از هر عشقی در دنیا..... قسم به عشقمان قسم به پاک بودنمان قسم به ساده بودنمان قسم به اشکهای پنهانیمان قسم به دلتنگیهایمان قسم به فاصله ها قسم به قولهایمان که من وتو لیلی ومجنون این قرنیم روزت مبارک عزیزم. (دیرشد اما نوشته ام را گذاشتم) حقیقت حزن انگیز تبدیل بناها و آثارتاریخی ارزشمند به ماهورها و تپه ها اندوه شگفتآور همه مارا موجب شده است.وصدمه زنندگان به میراث و فرهنگ بناها و مکان های ارزشمند تاریخی را عرصه تاخت و تاز های ویرانگر قرارداده اند..شکاف امروز بین جامعه و میراث عمق فاجعه این ویرانی ها را شدت بخشیده است.بی تفاوتی نسبت به آثارتاریخی همان دور شدن از گذشته است وقتی از گذشته خود دور شویم همه چیز را فراموش می کنیم.مانند فردی که آ ایمر شدید گرفته باشد حتی از اطراف خود هم بی خبر می ماند.متاسفانه موضوع ت یب ها و هشدارهایی که داده می شود از سوی ی جدی تلقی نمی شود درحالی که هر روز به نوعی و به گونه ای هویت خود را از دست می دهیم.اسناد دوران های افتخار و شکوهمند بسادگی محو می شوند.ازارزش ها ی تاریخی آثارکاسته می شود.اما هیچ دلنگرانی از این بابت نداریم.در صورتی که هیچ ملت و ملیتی حق ندارد تاریخ خود را پالایش کند. تاریخ ،همه حقیقت های رخداده در دوره های مختلف شکل گیری تمدنها هستند.هراثر و بقایای تاریخ برای درس گرفتن است.تاریخ ملتها مشحون از ش ت ها وپیروزی ها ،اشک ها وخنده ها،پستی و بلندی ها ،فراز و فرود ها ،زشتی هاو زیبایی ها است مردم باید بدانند که در گذشته احساس توطن می کنند گذشته بخشی از حیات آنهاست. کاروانسرای دوکو درصورت استمرار این ت یب ها باید در آینده نه چندان دور شاهد دور جدیدی از کند و کاوها ویرانگری ها و سرقت های اشیای تاریخی که بیان گرهویت و تاریخ ایران است باشیم همه این مصائب باستان شناختی ما ناشی از فاصله گرفتن از تاریخ و میراث گذشته است.نمی خواهیم از اهمیت آنها چیزی بدانیم.اگر ارزش آثار تاریخی را می دانستیم امروز زندگی مردم به جای وابستگی به نفت ،وابسته به میراث و ارزش های هو.یتی آنها می گردید وقتی ازمیراث خود فاصله می گیرند درحقیقت خود باخته فرهنگی محسوب می شوند.این نگاه تنفرآمیز به میراث فرهنگی که نشان از بیگانگی با واژه بنیادین میراث و فرهنگ لرزه بر جان مآثر و اشیای تاریخی ادامه خواهد داشت.تا هنگامی که مردم در تعریف ساده میراث فرهنگی که از شیئیت و قدمت و پیام انسانی تنها استنباط قدمت رادر نظر دارند با این نوع تفکر جاهلانه و جاعلانه نه صدای پیام انسانی را می توان شنید و نه شیئیت شئی را می توان دید. معلم عشق قلم بنویس الف ،ب، پ ... پدر بنویس از خنده و اشک از باغ و سیب وجعبه ی سوغات های بی نام و نشان از ذوق کودک همسایه و دست های گرم واز خورشیدی که پنجره ی تارازآن دانا شد بنویس از مسافرهای وامانده ی شب وخانه ی که رونقش لبخند بود و امید از خاطرات چکاوک ها و چکمه های خیس واز آن مردی که زیر باران آمد و نان عشق سرسفره مان آورد،وکوه بود قلم بنویس رود خوشکیده و باغ بی برگ شده و مترسک تنهاست و دل تنگ از گنجشک های بی دانه ی کوچه مان واز قلک های خالی منتظر و فانوس ش ته ی شهر بنویس ازغبار اندوه ی که بر خانه نشست از آه وشیون ،اشک و ناله ی آسمان واز من ، مادر و بغض کرده ی پاییز ازبهانه های خواب گرفته ی ساعت و شناشنامه ی که مثل خنده از اعتبار افتاد قلم بنویس با خون دل بر سنگی مرمر بیاد آن مرد وخنده های که زیر خاک رفت انالله انا الیه راجعون مرحوم ... 9 آبانماه 1391
تقدیم به پدر همیشه جاودانم 7 م شهریورماه پنجمین سالگرد آسمانی شدنت مبارک *پدرم وقتی مُرد آسمان آبی بود … دیوار چین اگر بریزد و دیوارهایی که ریخته اند و دیوارهایی که خواهند ریخت ...
شبیه تو می شود پدر! و مردمی که می گریند و مردمی که زیر آوار مانده اند و مردمی که آواره اند … منم! پدرم رفت و من ماندم و این همه آوار من به در خانه ات تکیه داده ام عابران میگویند نیست به خانه ی متروکش نگاه نکن نیست رفته است میگویند و می روند چندسال است میگویند نیست رفته است گفته اند و رفته اند من اما به در خانه ات تکیه داده ام