حالا اصلا یعنی فعلا باشه درست

به نقل از خبرگزاریها در مورد حالا اصلا یعنی فعلا باشه درست : این مصیبت آتش نشان ها باعث شده همه بی حس و حال باشن منم دیدم حالا که خونه مرتبه و طلق و روکش مبلها و فرشها رو در آوردیم یه مهمونی دیگم برگزار کنم و دیگه فایل مهمونی ها رو ببندم و برم تو فاز خونه ت ی دیگه هماهنگ و استقبال شد و دو تا از دوستامو با همسراشون و یک عدد نی نی دخمل دعوت گرفتم خونه که مرتب بود برای شامم بچه ها اصرار داشتن که خودت. تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟ عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون به بعد همیشه همون رنگو بپوشی ! تا حالا دلتنگ ی شدی؟ اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟ اونهم از بدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون ی که دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه . اینکه بدونی یه روزی از ی که دوسش داری باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای. تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟

عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه

از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون

به بعد همیشه همون رنگو بپوشی !

تا حالا دلتنگ ی شدی؟

اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟

اونهم از بدترین نوعش؟

بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون ی که

دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه .

اینکه ب. سلااااام شقایقم :)))))...برگشتم وب ;) .البته نه اینکه مثله قبل فعال باشم -__- ولی دلم میخواد یک سری چیز هارو بنویسم....مدتیه ک کلا زیاد با ی حرف نمیزنم البته از اول هم آدم پر حرفی نبودم : ولی الان اصلا حرف نمیزنم.چون تا حرف میزنم یا بهم تیکه گنده میندازن o_o ....یا میزنن تو ذوقم ....یا براشون مهم نیست :\ بعد توقع دارن من به حرفای تکراری و بی اهمیتشون. ب لپ تاپم موقع نوشتن یهو هاموش شد. نمیدونم چرا شارژ داشت. اما کلا این چراغ پاورش روشن نمیشه خدا کنه درست بشه شاید یه چیش سوخته نه؟ اگه درست میشه هیچیم پاک نشه من هیچ کپی از فایل ع ام ندارم حالا چیکار کنم؟ خیلی نگرانم. داشتم اون کتابچه هرو برا پایان نامه درست می ع امو میچیدم توش اما حالا اونم ندارم. اگه درست نشه چی؟ حالا ب تا حالا با گوش. آره قلبا دادم.....هیچ نظری هم ندارم...چون هر سوالا مخصوصا فیزیو هارو هر کی یه گزینه زده ولی بیدقتی دارم خیلی....ولی خب خدا رو شکر...خیلی حرف دارم .....ولی وقت نوشتن ندارم....یه چیزی که خیلی عذابم میده اینه که این ماه رمضون هیچ حرکتی روزه ای قرآنی دعایی.....ن و نگرفتمو نخوندم! اگه قرار باشه 7سال من تا مرداد به این شدت امتحان داشته باشم که دیگه...... تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟

عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه

از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون

به بعد همیشه همون رنگو بپوشی !

تا حالا دلتنگ ی شدی؟

اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟

اونهم از بدترین نوعش؟

بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون ی که

دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه .

اینکه ب. زندگی نامه ائمه رو که مرور می می دیدم که بعضی از ائمه و یا حتی ان بچه های ناخلف داشتند که این اصلا از زبان ون ما گفته نمی شه . فقط بچه ی ناخلف نوح رو توی سرش می زنند. و در این مقوله به این نتیجه رسیدم که مهم نیست پدر و مادر بچه کی باشه مهم اینه که بچه ذاتش درست باشه اگه بچه ذاتش خوب باشه خودش درست در میاد و اگه ذاتش بد باشه بد در میاد. اما غ. خب عنوان ندارم :/. کتاب کلمات عکاسی تا نصف رسیدم و از خودم راضیم. سردرد و چشم دردم کم شده والا مثل خوناشاما شدم :/ :دی شبا اوکی میشم :) البته به خودم جایزه دادم که اگه بخونم گذران زندگی از گدار رو ببینم. حالا الان حال ندارم خوابم میاد. به نظرتون تاثیر بد میذاره روم و شرط گذاشتنم بی تاثیر میشه ؟ :/. فردا میبینم. فردا بالا ه میرم انقلاب با مها . تا حالا شده که خیلی دلت بگیره ; تا حالا اصلا" مشکل داشتی یا نه اصلا" معنی مشکلو میدونی چیه؟ تا حالا عزیزتو تو ناراحتی دیدی؟ مشکل مادی داشتی؟ شده تا حالا یه مشکل داشتی و تموم دعاهات رفع اون مشکل بوده باشه و یهو ببینی پشت سر اون مشکل همینجور مشکل پشت مشکل میاد سراغت و دیگه دعا هم اثر نکنه و خودتو تو دریایی از سختیها در حال غرق شدن ببینی؟ . درست همون وقتیکه داری بال در میاری از اینکه بالا ه تونستی برنجی بپزی که نه خوم باشه و نه شفته ،نه بی نمک باشه و نه نمکش زیاد ، نه به هم چسبیده باشه و نه حتی داخلش افزودنی هایی نظیر مو و اینا : داشته باشه ،و درست همون موقع که بابات داره قربون صدقه ت میره و نصیحت های همیشگیش که " تا وقتی اینجایین ،باس آشپزی رو توو خونه ی بابا و نه خونه ی شو. زمان(عج) به نظر من اگر زن هم داره به سمت بچه داری و اعمال شویی نمیره نه همش به خاطر اینکه از بد احوالی باشه که مثلا ظلم زیاده بلکه بل ه لااقل در عیدها همه خوشن ولی نه حالا شاید بگم چرا اعمال شویی نمیکنه و یه دلیلش رو بیارم که وضع ابه و نشم ممکنه از دستش ناراضی باشن و ناراحت یعنی راحت نیستن درکنارش تاجایی که شیطنت هم ند!!! اصلا شما تا حال. زمان(عج) به نظر من اگر زن هم بگیره به سمت بچه داری نمیره و نشم ممکنه از دستش ناراضی باشن و ناراحت یعنی راحت نیستن درکنارش تاجایی که شیطنت هم ند!!! اصلا شما تا حالا دیدی که مرجع تقلیدی طلاق بگیره از زنش؟!!! من چند روز پیش سوره ی احزاب میخوندم بعد رسیدم به آیه ی عجیبی که خدا دستور میده به پیغمبرش(ص) که به نش بگه که اگر شما حیات دنیا و زینت و . خیلی کم مینویسم و خودمم شرمنده ام از شما دوستانی که لطف میکنید و هر روز به اینجا سر میزنید... میخواستم یه پست فضایی بذارم ولی اصلا شرایط پیش نمیاد بشینم باخیال راحت کاری م... این پست توی پیش نویس ها بود گفتم بذارم فعلا...

رفته بودم مسواک بزنم دیدم رو دیوار دستشویی این کاغذ چسبونده شده!!!... خیلیا تو خوابگاه از ابن کارا میکنن، مثلا یکی اصلاح ابرو و غیره انجام میده، یکی لوازم آرایش میفروشه، یکی ترجمه انجام میده، و خیلی چیزای دیگه... ولی اینا ایرادی نداره ، چون خب شاید ی نیازمالی داره همچین کارایی رو تو خوابگاه انجام بده یه پولی بگیره... فقط متن من رو سو رایز کرد!!!!!!!

این ع ارو رو ن که بذارن تو اینستا و تلگرام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!... تغییر سایز و مدل بینی؟؟؟؟؟؟ تغییر رنگ چشم و مو؟؟؟؟؟؟ سفید و مرتب دندان ها؟؟؟؟؟؟؟
خب ببخشید این که کلا شد یه آدمِ دیگه!!!!
:))))))))بعد به صورت کاملا طبیعی رو هم خوب اومد :))
ع زیبا نمخوام از خودم داشته باشم!!!... خودم به این خوشگلی!!! والا!!! ولی بنظرم ی خوشگلم نباشه نباید از اینکارا کنه... خیلی بی معنیه! اصلا میدونی چیه؟؟ دقت کردین وقتی ی مهربون و خوش اخلاقه خود به خود خوشگل هم دیده میشه؟؟ حتی اگه قیافه متوسط و رو به پایینی هم داشته باشه... حالا یکی شاه پریون هم باشه بداخلاق که باشه زشت به نظر میاد.. من که اینجوری فکر میکنم...
حالا خندیدم ولی این پست بیشتر گریه داره تا خنده : ... اصلا خوشم نمیاد بچه ام تو این فرهنگ بزرگ شه .. اصلا ...


امشب شام با منه. یعنی خودم خواستم. میخوام ماهی درست کنم. میدونین که فعلا تنوع غذایی از جانب من قرار می باشه فعلا به صورت کلی یاد میگیرم بعد میرم تو کار غذاهای جدیدو تنوع :دی شاید پیج اینستای س نه در مراحل بعد جواب بده که غذاهای جدید امتحان کنم. ببینیم چی میشه. خب ترجیح میدادم ماهی نخورم چون فردا وسط هفتست منم میخوام برم بیرون بعد که ان. من درست از همین لحظه عید را اعلام میکنم.اصلا همین امروز سال جدید شروع شد.حالا که عادت ناخن جویدن از سرم افتاده،حالا که یک جفت کفش مخملی قرمز با پیراهن گل گلی دارم،حالا که کاغذدیواری و کتاب خانه ی بزرگ اتاق جدیدم را دوست دارم،حالا که هیچ جای خانه بوی نا و کهنگی نمیدهد،حالا که دارم به هزار جان کندن "حج"قشنگ شریعتی میخوانم،حالا بهار امسال را بی بهارنارنج پذیرفته ام،حالا که دور از چشم مامان پنجره ی اتاقم را باز میکنم و نفس میکشم،حالا که حال همه خوب است،فهمیده ام که من تمام 355 روز امسال که گذشت،بهار را فراموش کرده بودم،حتی در دمدمه ی یاس های اردیبهشت!این روزها،هر روزش عید است اصلا.عید امروزم مبارک:)
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت همه پرستاران زحمت کش ایران ،چندیست که تلاش یه وبلاگ درست کنم تا بتونم بخش داخلی بیمارستان دهدشت رو به همه عزیزان معرفی کنم .الان ساعت3:19 دقیقه شب قدر که من شروع اولین مطلب رو وارد کنم ان شاالله که بتونم یه وبلاگ مفید رو در اختیار شما عزیزان قرار دهم البته قصد دارم مطالب اموزشی هم تو وبلاگ قرار بدم .می خواهم وبلاگم یه اچار فرانسه پیشرفته باشه. به امید خدا تمام تلاشم رو می کنم .راستی فکر نکنم لازم باشه خودم رو معرفی کنم البته فعلا تا ببینیم چی میشه.خوب فعلا خدا نگهدار....
امروز با داداشم حرف زدم... برام از حال و هوای خونه ی عروس جدید حرف زد و گفت که عروس جدید درستش میکنه... گفت فعلا که پدرش هنوز مخالفه و میگه راه دور سخته، ولی عروس جدید گفته من یکی دو روزه درستش میکنم و نهایتش اینکه یکی دو هفته عقبتر میفته همه چی...
اگر اینطور باشه که نگرانی من کمتره... انشالله درست بشه حتا اگه زمان بیشتری ببره...

اصلا دیگ حس و حال اپ - گشت و گزار در نت و.. رو ندارم! اصلا دیگ هیچی! نمیدونم چ مرگم شده! برا همین خواست ی سری حرف بزنم! 1-اینه ک عاشق شدم! اونم بدجور ک ب جنون کشیده منو ! اصلا ی وعضی! همه بهم میگن ک دیوونه شدم! بعضی موقع ها هم نمیفهم دارم چی میگم! گفتم اگ حرفی بهتون زدم ک نارحتتون کرده ب دل نگیرید!! 2- از عشقم خبر ندارم!(فداش شم الهی) ایشا... هر جا . دیدم باطری گوشیم شارز نمیشه درست شد اما چگونه؟ مثل همیشه مثل همه روزهای  قبل  گوشی ام رو که گذاشتم تا  شارز بشه  دیدم  نمیشه گفتم یعنی چی مشکلی پیدا کرده بدون ان که  هول  شوم این کارو  انجام  دادم  تا  ببینم درست  میشه  یا  نه اگر  تونست  شارز  کنه که خوب مشکلی  مهم نیست مشکلی نیست که  اسان. خب همونطور که گفتم امشب رفتم عکاسی. همه چی اوکی بود یعنی بدون هیچ استرسی خیلی ریل برای خودم گشتم و عکاسی . آقا مشکل این چیزا نیست مشکل اینه من به طرز مشکوکی ع امو میبینم میگم خوبه :/ حتی خودم تعجب میکنم که چجوری میگیرم بعضیاشو :/ یعنی نه که نباید باشه ولی احساس میکنم دارم دیوونه میشم یعنی شاید تشخیصم کلا اشتباست نه؟فکر میکنم هست نمیدون. چند ساعتِ پیش، درست وقتی که داشتم کنار میز و بساط کارم توی خونه ، یه جورایی گیج، دنبال چیزی میگشتم که اصلا هم یادم نیست چی بود، یکهو به یک کشفی درمورد خودم رسیدم. خیلی عجیب بود برام. چرا هیچوقت به این فکر نکرده بودم! میشه یه آدم این طور باشه که هیچ چیزی در گذشته براش اهمیت و ارزش ماهوی نداشته باشه؟ یعنی مشکل کار کجاست؟ فکر چرا پیش نمیا. دوست جان ها سلام.... امیدوارم حال و احو ون خوب باشه و پر از تکاپو و ذوق و شوق یلدا باشید... راستش من اصلا درک نمیکنم برای بعضی آدم ها نه یلدا معنی میده نه چهارشنبه سوری نه عید نوروز.... آخه چرا؟؟؟ من که کلی خوشحالم.هرچند همسرم عصر کاره و ده و نیم شب تازه برمیگرده.و پسرمم معلوم نیست مودش چطوری باشه.اما خوب ذوق دارم برای یلدا. اگه خدا بخواد م. اصلا انگار این یک هفته ها ذهنم بسته شده :/ حالا اگه آدم بخواد چیزیو تغییر بده باید چقدر باهاش کلنجار بره. اینه که اینجاست آدم میفهمه باید یه روش مشخص درست رو همش تکرار کنه و ادامهه بده دست بکشی ازش بیچاره شدی و مثل یه کش برگشتی عقب نقطه سر خط :( خیلی وضعیت اسفناکی دارم ببین چجوری که خودم میفهمم :( میدونم که از اون هفته خیلی روز مرگیامو م. امروز خواهرشوهر بزرگه تلگرام کرد که دلم تنگ شده تو هفته بعد می خوام بیام ببینمتون... خب تجربشو تو ماه 7 بارداری داشتم که "دلتنگم و می خوام بیام ببینمت" به دورهمی ناهار زنونه ختم میشه و تلاشهای نافرجام سه خواهرشوهر برای زیر زبون کشیدن من :)))! در شرایطی که از اول می دونستند می خوان سه نفره بیان نه فقط این خواهرشوهر!!!! تازه فکرم می د که چقد . دوستان عزیز سلام واقعا ممنون از همه بایت نظر هاتون راستش دقیق که نمیتونم بگم چرا دیگه پست نمیزاریم اما یکیش و در واقع اصلیش همون طراحی سایته جدیده اما راستش میخواییم اگه بشه که اصلا هم قول نمیدم و نمیدیم البته فعلا اینکه احتمال داره از چند تا شبکه و امنیت بخواییم کلاس مجازی بزارن و اگه پیشرفت داشت یه آموزشگاه بزنیم که البته فعلا هم. فقط دارم سعی میکنم به خودم اعتماد کنم این که نظرم چی درسته. حتی برای خودم دلیلم میارم. حتی ممکن خودم خوشم نیاد. یا خیلی تابلو معلوم باشه جایی تو مجموعه نداره. امشب سریع نر بودم ام هنوز در حال جون کندن . خب از خودم توقع ندارم. هرچند که خیلی رویایی دلم میخواست انتخاب م مثل باشه. اما نیست. اصلا نیست صد رحمت به لاک پشت. چقدر به خودم بدوبیراه .
به مطمئن گفتم که برای روز مهمانی شیرینی بگیرد. با بی میلی گفت: خودت بگیر من نمی گیرم.
_چرا؟
_اوندفعه گرفتم خوب نبود و خوشت نیومد.
_خوب من خوشم نیومد خودت که خوشت  اومده بود. نوع جدیدی بود. اینبار از نوعی بگیر که می شناسیمش. همون شیرینیهای خشک عادی یا گردویی و نارگیلی.
_نه من هم خوشم نیومده بود.
_یادمه گفته بودی&nb. هنوز ترس تو جونمه خوابمم میاد فکر کنم یه ساعت فقط خو دم. اما میخوام نسکافه بخورم بودلر بخونم. پیداش نشد که کل اتاقو کشوهای زیر تختو اوردیم بیرون با چه مکافاتیا چون همسایه پایینیمون یه خورده زیاد از حد حساس. دیگه اگه پیدا نشه کل اتاقو میرزیم بیرون یعنی تختو کمدو میز مها و اینا. ممکن یعنی از گلدون اومده باشه؟؟؟ از این سوسک گنده ها بود. مها اومده بود جزوشو برداره جلو چشش بوده :/ این الان نمای پزیرایی با وسایل ما :/ وای اصلا حال ندارم جا به جا کنم ن که اصلا دست نمیزنم سوسکی نباشن :/ مامان اگه بفهمه منو میکشه ولی اینا وسایل مان تو این وضعیت مز ف. مال اون نی بیچاره که بخواد نگران باشه. یعنی خب واقعا معلومه. انگار مغزم کور شده باشه. از یه طرف این سوسک از یه طرف فکر کنم گوشم عفونت کرده باز. معضل همیشگی همین اول اردیبهش مگه مبود رفته بود تو گوشم. دقت کردین من بخوام شروع کنمو تموم کنم بلایای آسمانی میاد :/ منتها روم کم ممیشه که. فکر کنم دترم چرت میگم دیگه. خوابمم میاد ولی نمیخوام بخوابم. یعنی کتاب بخونم میفهمم؟؟ نمیدونم :/ چه روزی باشه امروز. لعنت بهت موجود موذی :/ اصلا الان استرس گرفتن نکنه درست نگشته باشن سوسک لای همینا باشه
سلام و صبحتون بخیر.تا حالا شده از نگاه به چهره ی خاصی، حس بدی بهتون دست بده و بدتون بیاد!لازم نیست حتما اون شخص زشت یا بدرو باشه. لازم نیست که حتما به شما بدی کرده باشه، نه! فقط نتونین بهش نگاه کنید!من اینجوری هستم. گاهی نمیتونم توی صورت بعضی ها نگاه کنم. حس بدی پیدا میکنم و درنتیجه همیشه از اون افراد دوری میکنم. به عنوان مثال، اولین مد. به کلاس دوم خوش امدید شروع شد. حس خوبی دارد.البته یک کم هم نگران واحد هایی هستم که قبلا پاس ن مثل آمار، به خصوص اینکه اینجا خیلی هم اصرار به ارائه واحد های پیش ندارند که البته از جهاتی بد هم نیست، ولی خب...حالا دو سه ماه وقت دارم. آ ین ساعات روز اختصاص به بازارشناسی داشت. چهار پنج ماه پیش کنکور دادیم و همه خوشحال از قبولی . آمد سرکلاس وش. دوست داشت یک پراید داشته باشه واسه خودش باشه تا ماشین ید رفت خانه فامیل و دوستهایش تا به همه نشان بده کماشین یده خوشحال بود حالا ماشین داره به رنگ آلبالویی و تا میتونه رانندگی می کنه حالا ماشین داره به رنگ آلبالویی و تا میتونه رانندگی می کنه خیلی دوست داشت یک ماشیت ب ه و فرمان را بگیره دستش و تا میتونه رانندگی کنه اصلا خستگی برایش مع. انگاری بین زمین و آسمون معلقم و توی یه خلا دارم دست و پا میزنم اصلا دیگه هیچی برام مهم نیست خوشم نمیاد از این ح اصلا و به هیچ وجه خوشم نمیاد... یادم باشه بعد ها برا وارثام ثروت جا نزارم به جاش بگم میخوای گریه کنی گریه کن نمیگم چرا ؟!!!... نمیگم چت شده؟!!! چون میدونم آدم بی دلیل با خودش دعواش میشه سر جنگ داره با خودش و وقتی که ش ت بخوری دیگه د. هنوز مانده تا بیایی. امروز یعنی 31 داد 93 درست 3 ماه و 26 روز از شکل گیری تو می گذرد و من کمی احساس درد می کنم اما حالم نسبت به روزهای سخت گذشه خیلی بهتر است. می دانی؟ وقی خدا در ناباورانه ترین زمان تو را به ما عیدی داد، وقتی اولین نشانه های وجود تو نمایان شد، وقتی درست زمانی که اصلا انتظارت را نداشتیم قدم به وجودم گذاشتی، اصلا فکر نمی که ن. خب اون موقع که بیدار شدم.دوباره خو دم تا ساعت سه. بعد تا یه خورده کتاب خوندم رفتم ساعت ٥ نهار خوردم حاضر شدم رفتم هروی با دوستم قرار داشتم یه خورده گشتم ید تا الان از هروی تا سر شیان پیاده اومدم تا خونه. الانم میخوام شام درست کنم استرس ز بشم کلا ب خیلی بد بود بگذریم. خلاصه این که هنوز امروزمو شروع ن :(. الانم گفتم مایه ماکارونی داریم میخ. سلام و هزاران سلام بر همه دوستان گلم شمیم جون تولد حبه انگور مبارک باشه.... زهرای سعید ،خوشبختیتون پایداروبادوام گبه گلوم.... بخدا اینقدر این پسرا وقتمو پر د که حد نداره....دلم لک زده برای آرامش...ولی شکرا لله...خدایا بخاطر همه چیز ازت ممنونم...الانم گل پسری توی بغلمه و داره انگشتاشو می مکه...من هم یکدستی فقط و فقط اومدم اظهار وجود کنم....فع. تولدم داره نزدیک میشه...خوشحالم امسال منتظر و چشم ب راه ی نیستم که بهم تبریک خاص بگه! چون سال های پیش سر بی توجهی های سپتامبر همیشه روز تولدم بدترین روز زندگیم بود...ولی امسال دیگه خوش و مم برای خودم از هادسون هم انتظار ندارم تبریک بگه..آ ایمرتر از این حرفاس...برا همین منتظر تبریکش نیستم ولی اگه تبریک نگه مسلما فرداش باهاش برخورد میکنم . ترشح پشت حلق باکتری رو میده پایین
مقداری روی شیار ته زبون باقی میمونه
به دلیل داشتن رفلا معده باقی مانده ترشه همراه باکتریها میاد بالا ودوباره به روی شیارهای ته زبون می چسبه
ممکن هم هست جاهای دیگه ای هم باکتری بره یا اصلا بعضی جاها ن بشه مثل سفرا یا داخل معده که قطعا میره یا روده ها و همین علت باعث بد بو شدن نفس باشه
اصلا ش. چند روز پیش به اصرار و دلیل برهان اینکه بیا بریم بیرون حال و هوات عوض میشه رفتیم بیرون . من اصلا حالم برای بیرون رفتن خوب نبود . چند ساعتی بیرون بودیم و شام هم بیرون خوردیم . اومدیم خونه و من تا همین دیروز مریض بودم . خودمم نفهمیدم چی شد . خودم کمی بیحال بودم مثل اینکه مسموم هم شده بودم . یعنی فقط میخواستم بزنمش !! داروخانه تغییر اساسی کر. سراشیبی ای که نخوای هم مجبوری بدوی، حالا خواب و بیدارش به کنار اما تهش میتونه دریا باشه، میتونه یه سربالایی باشه و حالا هرچی؛ مهم اینه که خوابه دیگه، حالا هی نفس نفسم که بزنم ربطی نداره؛ خوابم. = فعلا روی ینگ زوم هستم... 300 واسه ینگ مهم است ، بالای این قیمت در صورت مشاهده قدرت ید ، ید پله ای مناسبه =پتایر 550 مهمه واسش = خودرو بره بالای 290 میشه ب یدش فک کرد ، فعلا همین جاها نوسان میکنه = شیران بالای 2260 میاد تو واچینگ لیست... =شدوص رو بالای 440 ب یدش میشه فک کرد = قشیر رو هم بالای 715 حواسا بش باشه... = از سیمانی ها هم سشمال میاد تو واچینگ + س. یه ذره بچه بودم ! ولی خعلی قشنگ و به صورت hd یادمه :) منو می بردن واسم قاقالی لی می یدن . همیشه هم اول نیگام به بسته ش بود ! واسم سوال بود ، این " جدید " که می زنن رو بسته یعنی چی آخه ؟! پیش خودم می گفتم این پفک ِ که 20 سال ِ هَس، واســه چی روش می زنن جدید !؟ یعنی هنوز با این موضوع کنار نیومدم. یکی از اون چیزایی ِ که باید قبل ِ مردنم تغییرش بدم. نمی. یه حس بدی دارم به اینجا ، اینکه یه نفر اشنا داره میخونه اینجا رو ، یه نفر که اقا هست ! اصلا خوشم نمیاد که ازادی م رو اینطوری بگیره :( کار بدی کرد که وارد حریم خصوصی م شد هر چند خیلی چیزا رو گفتم ولی مهم نیست .بعد از حدود سه سال ، امروز یه روز متفاوت برام هست ، از قید خیلی چیزا رها شدم و ....بگذریم . احتمالا همه پست هام رو رمز دار یاحذف کنم و ا. کلا این ترکیده یعنی همه خاطراتمون ترکید رفت تو هوا دیگه حالا پررو پررو بازم تو ص اومده ثبت وبلاگ جدید گذاشته یعنی موندم تو کف اون خل و چلایی که بخوان برن تو وب جدید ثبت کنند والا بخدا... ما که رفتیم کلا از اینجا و برای خودمو جای دیگه ای یه وب خوشکلتر و بهتری ساختیم .. حالا درست که سرویست رایگان بوده و حقی و حقوقی ندارند سرویس گیرندگانت . تا حالا شده رگت سردی و تیزی تیغ رو حس کنه؟ تا حالا شده گلوت تلخی قرص رو مزه کنه؟ تا حالا شده روزی هزار بار آرزوی مرگت رو ی؟ تا حالا شده با کوچکترین ص ۴ ستون بدنت بلرزه؟ تاحالا شده روزه ی سکوت بگیری. چون میترسی اگه حرف بزنی بزنن تو دهنت یا...؟ تا حالا شده از مهربونی اطرافیانت بترسی؟ تا حالا شده روی لبات خنده باشه اما توی دلت بزرگترین غم . یکی از دوستام کلی مشکل داشته و کلی برام درد و دل کرده ... خیلی دوسش دارم ... خیلی ناراحت و نگران شدم براش ... کلی دلداریش دادم و بهش گفتم که قوی باشه و همه چی درست میشه ... قبلاها یه زمانی وبلاگم رو می خوند و دوست داشت و لذت می برد از نوشته هام ... ولی بعد دیگه بهش آدرس ندادم ... حالا هی هربار به خودم میگم خوبه بهش ادرس بدم  ! خوبه بگم بیاد بخون. زیر پست پسره کامنت گذاشتن: how are you جواب داده: yes دو روز عزای عمومی اعلام کرده . . . . . . مسئولین اعلام فعلا شیر پرچرب ن ید توش روغن نباتی پیدا شده،
فعلا روغن نباتى ن ید توش آب پیدا شده،
آب نیاشامید توش آ هست،
آ براى ساخت و ساز استفاده نکنید توش آرد ریختن،
نان ! نان نخورید توش گچ هست براى سلامتى ضرر داره،
گچ ن ید آخه توش نمک هست . من از اون آدمام که به شدت معتقدم موسیقی ای که به روحیه آدم بخوره همیشه و همیشه حال آدمو خوب میکنه. غمگین و خوشحال بودن فرقی نداره ولی باور دارم درست انتخاب موسیقی روح آدمو یه جورایی شیشه ای و بلوری می کنه. من با همین موسیقی حالی رو تجربه که قشنگ فهمیدم حال خوب یعنی چی. انقدر که دوست داشتم حال همه رو خوب کنم و همه رو با تجربه خودم شریک ک. امروز که داشتم میومدم خونه به چیزهایی فکر مثل عشق ، عشق یعنی چی؟

عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه

از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون

به بعد همیشه همون رنگو بپوشی !

تا حالا دلتنگ ی شدی؟

اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟

اونهم از بدترین نوعش؟

بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون ی که

دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه .

اینکه بدونی یه روزی از ی که دوسش داری

باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای .

تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟

خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه

که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه

خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش

وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چه؟

آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی

که توی ء ی که دوسش داری

یه خونه گرم داری تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟

زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی

و جون ی برای بدست آوردن اونچیزی

که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو

دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق

اون هست تا حالا فکر کردی هدف یعنی چی ؟

هدف یعنی صبح که از خواب پا میشی بدونی اون روز

باید چیکار کنی ؛ بدونی اون روز باید از کدوم مسیر رد شی

تا حالا فکر کردی انگیزه چیه؟

انگیزه اونه که وقتی میخوای بری سر قرار

صد بار بری جلوی آینه و لباستو چک کنی !!!

تا حالا فکر کردی که قسمت یعنی چی؟

قسمت یعنی اینکه بشینی دست روی دست بزاری

و هر طرف باد اومد تو هم بری

قسمت یعنی اینکه همه تنبلی ها و بی عرضگی ها

رو بندازی گردن روزگار

یعنی بشینی مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضی بشی

به سرنوشت چی ؟ به اون فکر کردی؟

سرنوشت دیگه اونی نیست که از سرت نوشته سرنوشت

یعنی اینکه یه روز جلوی چشات عشقت و تنها عشقت تنهات بزاره

و بگه « این بازی روزگاره ... »

حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟

و انسان یعنی همیشه

انتظار ... انتظار ... انتظار ... ولی امروز اون انتظار ش ت بهش رسیدم

خدا رو ببین!
با حدود 20 سال اختلاف تولد حضرت عباس رو گذاشت درست روز بعد از تولد حسین که خیلی جفت و جور باشه همه چیز در صحنه بین الحرمین آخه نمیشد دوتا برادر که باهم یه سفره شهادت رو برای ما پهن تولدشون از هم جدا باشه مثل شهادت اما سجاد که بعد اونهمه سال گذاشت تو همون روزهایی که دلش می خواست تو کربلا با پدر و بادرهاش شهید شده بود .