حالا وقت فراموشی من نیست

به نقل از خبرگزاریها در مورد حالا وقت فراموشی من نیست : هفت روز بعد از فوت خواهرم که اومدم سرکار، یکی از همکارام اومد و برای تسلی دل و کلی برام حرف زد و از مزایای فراموشی گفت و گفت و گفت و گفت. امروز عموی یکی از همکارام فوت شده (خدا رحمتش کنه، خد امرز زندگی کرده و زن و بچه ی بزرگ داشته) همون همکارم برگشته بهم میگه: الان برای باباش خیلی سخته خودش هست بچه ش نیست.هر چی با خودم کلنجار رفتم این حرف. اینروزا بیشتر از همیشه خیره میشم ... روی صندلی پارک به فواره وسط حوض مصرف سیگارم بشدت رفته بالا ... پاکتی دوساعت شایدم کمتر ...یکی ازبچه ها رو دیدم ... گفت سیگارو ترک کردی ؟ یه نگاه بهش انداختم و گفتم : نه ... کبریتو ترک ... حالا دیگه سیگارو با سیگار روشن میکنم ... دیگه هیچی نگفت ...!!!کنف شد ... سرشو انداخت پایین و رفت ... سرگیجه و سر درد دارم ... وضعی. نمیدونم چم شده تا قبل از جاوید ، به هر بود داشتم زندگیمو می خوشحال نبودم اما فکر دیگه یا رفتن تو سرم نبود اما حالا تحمل همون زندگی برام هزار بار سخت تر شده ! نمیدونم چه مرضیه که حالا همون رفتارای شوهرم انقدر برام سنگینه . کلا همه ی بودنش از روز اول تا آ ین روزی که امکان ارتباط وجود داشت یک ماه شد اما یک سال به نظرم میرسه ! یک سال خاطره ی. حالا که رفته ای؛حالا که زندگیم، چراغت را خاموش کرده؛
حالا که گلو، بغضم را خفه می کند؛حالا که چشم، اشک را میدان می فرستد؛حالا که اشک، انتقام بغضم را می گیرد؛
حالا که خانه ی سرد دل را در جستجویتم؛حالا که نشانت را از جوی گونه می گیرم؛حالا که غنچه ی بی رنگ لب پژمرده ؛
حالا که دچار بند واژه هایم؛بگذار رها شوم ....
از کدام دل بگوی. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز . وقتی حواست نیست، زیباترینی
وقتی حواست هست، فقط زیبایی
حالا حواست هست؟

وقتی حواست نیست، در من مانده ای
وقتی حواست هست، با من مانده ای
حالا حواست هست؟

وقتی حواست هست، به خاطره راه می دهی
وقتی حواست نیست، به راه خاطره می دهی
حالا حواست هست؟

از تو به تو می گریزم،
و حواسم نیست
که تیرگی در م. چه قدر شیرینه لحظه ای که دیگه خبری از نگرانی نیست نگران از اینکه نتونی به عشقت برسی اما حالا رسیدی و داری گرمای دستاش رو احساس میکنی حالا دیگه نفست واقعا عطر نفسهاش رو داره حالا دیگه میتونی باهاش بری زیر بارون و قدم بزنی و از ته دل به بگی زندگیم دوست دارم کاپیتان تیم ملی ایران بعد از یک فصل سخت حالا با اعتماد کی روش شانس حضور در ترکیب اصلی تیم ملی را دارد. تا حالا دقت کردین،تا حالا دقت کردین جدید،تا حالا دقت کردین جدید ۹۳،تا حالا دقت کردین ۱۳۹۳،اس ام اس تا حالا دقت کردین جدید،اس ام اس تا حالا دقت کردین ۹۳،اس ام اس تا حالا دقت کردین اردیبهشت ۹۳ دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟؟ . . دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان. . تا حالا دقت کردین تا حالا دقت کردین ۹۳ .
دقت کردین به این شعر “میازار موری که دانه کش است”؟؟!! این شعر نشون میده که ما ایرانی ها از قدیم یه جورایی کرم داشتیم… http://zarsms.net/wp-content/uploads/2014/04/1376774703.388554_aiwiw5nf-300x75.gif اگر 20 دقیقه قبل از من میپرسیدید:"اعتقادی به شانس داری؟"قاطعانه جواب میدادم:"خیر!معلوم است که نه!" اما حالا که یکی از اعضای خانواده در به دلیل قطعی آب گرفتار شده،آن هم درست همین امروز که ی یم ساعت دیگر مراسم عقد پسر شروع میشود،و در حالی که من یادم نیست آ ین باری که آب قطع شد کی بود،به شانس ایمان آوردم.و جایی این ایمان مستحکم تر شد،که پرس. 699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666 . . . . به این عددا نیگا کن . . داری نیگا میکنی دیه . حالا ctrl+fرو بزن . حالا 9 رو بزن . حالا ctrl+enter . . . . . حالا یه لایک بده (: در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست
زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست
باید به بال رفت و درآورد گیوه را
در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست
تو بی وسیله هم بلدی معجزه کنی
دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست
بوی طعام سفره، خودش می کشد مرا
تا خانه ی تو راهنما احتیاج نیست
خواهش نکرده اهل کرم لطف می کنند
این جا به ماس گدا احت. دیرگاهیست در ظلمت بی فردای این روزگار زمین در انتظار است تا ی بیاید که باشد و تا مردمان با نگاهی در او را از نا بازشناسند. امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عد گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد می سوزد. حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دل های آدمیان رنگ باخته اند؛ دیدگان زمین در انتظار اند. ا اماً هر کی خوشگل و خوش تیپه، هرزه نیست!
ا اماً هر کی آرایش میکنه، نیست!
ا اماً هر کی نیست، هرزه نیست!
ا اماً هر کی میکنه، اب نیست!
ا اماً هر کی با حجابه، با حیا نیست!
ا اماً هر کی چادر داره مریم مقدس نیست!
ا اماً هر کی ریش داره، مومن نیست!
ا اماً هر کی سیگار میکشه، معتاد نیست!
ا اماً هر کی خوش زبانه، چاپلوس نیست!
ا . حالا که بعد از آن همه لاف گزاف درباره به دستاورد تقریبا هیچ رسیده اند، نه فقط خود را به فراموشی زده اند، بلکه منتقدان را متهم می کنند که از انتظار شق القمر داشته اند! عضو هیات مدیره استقلال با اشاره به نتیجه ای که در دربی رقم خورد گفت: موتور تیم ما روشن شده است و حالا هیچ تیمی جلودارش نیست؛ با این روند حالا مدعی قهرمانی هستیم. دو چندان می شود عشقی
که حالا در وجودم هست
چقدر مست و پریشانم
حواست نیست، حواسم هست نگاهش می کنم اما
نمی دانم که می فهمد
به خود می آیم و گویم
به ع ی که به دستم هست تو کم هستی درون من
چنان قلبی که نبضش رفت
و یا وقتی که آتش نیست
چو سیگار بر لبانم هست از آن روزی هراسانم
که افکارم غلط باشد
ندانم پیش چشمانت
چه مقدار اعتبارم. اس ام اس فراموشی , پیامک فراموشی متن های زیبا در مورد فراموشی sms faramooshi • • • فراموش شدن همیشه از نبودن نیست! گاهی از نزدیک شدن زیاد فراموش میشوی • • • متن های زیبا در مورد فراموشی sms faramooshi • • • برایم تعریف کن هرگز فراموش نشدن چه حسی دارد تو که هر لحظه در خاطرمی • • • متن های زیبا در مورد فراموشی sms faramooshi • دیرگاهیست در ظلمت بی فردای این روزگار زمین در انتظار است تا ی بیاید که باشد و تا مردمان با نگاهی در او را از نا بازشناسند. امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عد گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد میسوزد. حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دلهای آدمیان رنگ باخته اند؛ دیدگان زمین در انتظار اندک. وقتی حواست نیست
زیباترینی
وقتی حواست هست
فقط زیبایی
حالا حواست هست ؟

وقتی حواست نیست
در من مانده ای
وقتی حواست هست
با من مانده ای
حالا حواست هست ؟

وقتی حواست هست
به خاطره راه می دهی
وقتی حواست نیست
به راه خاطره می دهی
حالا حواست هست ؟

از تو به تو می گریزم
و حواسم نیست
که تیرگی در من است
از دور می آیم
نزدیک می شوم
و حواسم نیست
که دور است

تنهایی ات غم آور است
و حواسم نیست
که نگاهت به تنهایی ام نیست

میان حواست
و بی حواسی ات
خط لرزانی ست
حواس من

به راهی رسیده ام
که دیرزمانی ست از آن گذشته ای
و حواسم نیست
که عمری ست در راهم

در آستان هزار در به انتظار توام
و حواسم نیست
که تنی هزار دارم

نرم می بارم
بر چتری بی عاشق
و حواسم نیست
که جای دیگر سیل می شوم... مثل همین حالا که صدای ی سمی موقوع درس خوندن تو گوشمه و به بهونه ی دل پیچه چپیدم زیر پتو ... مثل همین حالا که چشام از گریه و خواب بعدش سرخه و نفسم تو هر بالا پایینش سه بار می سوزه... همین حالا باید باشی... چقدر آرشیو نامه های اناری بالا بره و تو از حالم فقط سلامتی شو بدونی... که نه خوبه! چیزیش نیست! غصه ای نیست اره خوبم ولی نیستی خوب بودنمو مثل. میگفت هر آدم سالمی قبل 25 سالگی حداقل یک بار به خود کشی فکر میکنه حالا که روی دیوار 18 سالگی ام دارم فکر میکنم که برای من تا حالا چند بار شده؟!
یک متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه بسیاری از فراموشی ها قابل درمان است، عنوان کرد: تومورهای مغزی و یا اختلالاتی مثل کم کاری تیروئید علائم فراموشی را به فرد می دهند و گاهی به این افراد برچسب آ ایمر زده می شود در حالی که هر فراموشی آ ایمر نیست. فرهنگ :
بسیج است، اما سیاست زده نیست، کار نیست، جناحی نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بی انضباط نیست، افراطی نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، افی نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما ازخودراضی نیست؛ بسیج اهل جذب است - گفته ایم جذب حداکثری - اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است،. حالا من مدام زار بگیرم که کلمه گاه سیلی در هوای سرد را به دل می آورد. بنویسم که امروز حس روی برف و میان سرما سوی ی دویده ام و بعد نرسیده و شوق چشم ها به بار ننشسته و بی کلام تنها حس ام همین بود که ی سیلی را میان صورتم نشاند، پشت کرد و رفت. انگار زمانه ای نیست که در آن سخن گفت و تحقیر نشد. سخن گفت و آ ش ی نگفت که حالا چه می خواهی؟ سخن گفت و ی چ. فرمایشاتی زیبا از... مؤمنان مولای متقیان حضرت علی علیه السلام: گریه ن ، از سختی دل است. سختی دل، از گناه زیاد است. گناه زیاد، از آرزوهای زیاد است. آرزوی زیاد، از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ، از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا، سرآغاز همه خطاهاست. نائب رییس انجمن مغز و اعصاب تاکید کرد که فراموشی های گذرایی که گاهی در زندگی روزمره اتفاق می افتد به هیچ وجه به معنی آ ایمر نیست. تو تاحالا اینطوری شدی که وقتی یه نفر سرت دادمیزنه پژواکش تا مدتها تو سرت باقی بمونه و هیچی نتونی بگی؟ تا حالا شده خیلی ناراحت بشی؟ تا حالاشده ازدست زمین و زمان دلت بگیره ولی حتی بغض نکنی؟ تا حالا شده نبخشی؟ شده همه چیو بریزی تودلت؟

دلم برایت تنگ شده و این اصلا عجیب نیست، انگار همه ی دنیایم تو بودی که حالا همه ش فرو ریخته اصلا عجیب نیست ک دلت برای تکیه گاهت تنگ شود آ میدانی؟!خوب تکیه گاهی بودی، از همان ها که جز خیر و صلاح، نگاهی هم به تهِ دلم میکرد حواست بود کجا بریده ام، کجا آشفته ام، هوای رفتن که داشتم نگاه به دلم میکردی، کاری ندارم به لوس بازی های پدر و دختری که. تا حالا فک می چرا بعضی ها برای رسیدن ب خواسته شون رو بقیه پا میذارن یا از بقیه بعنوان پله های نردبان ترقی استفاده میکنن الان ک دارم برا رسیدن ب تو آرامش و .... مو از دست می دم درکشون می کنم درک می کنم بین آسمون و زمین دست و پا زدن یعنی چی ولی مطمئنم من بهت می رسم تو وفای تو ک شک ندارم حالا هم در حال اثبات عشقم دارم گام بر می دارم پس مشکلی نی. رئال مادرید امشب در دیداری جذاب و پرگل با 7 گل دپورتیوو را در هم کوبید تا بحران را به دست فراموشی بسپارد. تو تاحالا اینطوری شدی که وقتی یه نفر سرت دادمیزنه پژواکش تا مدتها تو سرت باقی بمونه و هیچی نتونی بگی؟ تا حالا شده خیلی ناراحت بشی؟ تا حالاشده ازدست زمین و زمان دلت بگیره ولی حتی بغض نکنی؟ تا حالا شده نبخشی؟ شده همه چیو بریزی تودلت؟

چیکار کردی خوب بشی؟

سلام آرزوی دور افتاده بر بلندای قاف امروز دوشنبه است روزی که وقت و بی وقت باید به دنبال زمانی باشیم که نیست امروز پرواز را به خاطر درد های که در بالهایمان بود به فراموشی سپردیم و نمی دانستیم که هر روز زمان حرفهای تازه ای دارد چه میدانی! تو از راه دور به معنای فراموشی می رسی و من از نزدیک به راه رسیدن به تو حرفی باقی نمانده است آیا سلام. ا اماً هر کی خوشگل و خوش تیپه، هرزه نیست!
ا اماً هر کی آرایش میکنه، نیست!
ا اماً هر کی نیست، هرزه نیست!
ا اماً هر کی میکنه، اب نیست!
ا اماً هر کی با حجابه، با حیا نیست!
ا اماً هر کی چادر داره مریم مقدس نیست!
ا اماً هر کی ریش داره، مومن نیست!
ا اماً هر کی سیگار میکشه، معتاد نیست!
ا اماً هر کی خوش زبانه، چاپلوس نیست!
ا . وقتی قسمتت نیست نیست.حالا هی تقلا کن،خودت را به در و دیوار بکوب،گریه و عجز و ناله کن و پا به زمین بزن.نمیشود که نمیشود که نمیشود. اگر از اول خودت مثل انسان با شعور خودت را جمع کنی و به قسمت تن دهی ح بهتر است.اما اگر نه با تمام محکوم میشوی به دل کندن.از من گفتن.حالا هرکاری میخواهی من درست از همین لحظه عید را اعلام میکنم.اصلا همین امروز سال جدید شروع شد.حالا که عادت ناخن جویدن از سرم افتاده،حالا که یک جفت کفش مخملی قرمز با پیراهن گل گلی دارم،حالا که کاغذدیواری و کتاب خانه ی بزرگ اتاق جدیدم را دوست دارم،حالا که هیچ جای خانه بوی نا و کهنگی نمیدهد،حالا که دارم به هزار جان کندن "حج"قشنگ شریعتی میخوانم،حالا بهار امسال را بی بهارنارنج پذیرفته ام،حالا که دور از چشم مامان پنجره ی اتاقم را باز میکنم و نفس میکشم،حالا که حال همه خوب است،فهمیده ام که من تمام 355 روز امسال که گذشت،بهار را فراموش کرده بودم،حتی در دمدمه ی یاس های اردیبهشت!این روزها،هر روزش عید است اصلا.عید امروزم مبارک:)










آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بى وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن
این قدر با بخت خواب آلود لالا چرا؟ آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمى پاشد زهم دنیا چرا؟ شهریارا بی حبیب خود نمى کردی سفر
این سفر راه قیامت مى روی تنها چرا؟


شهریار
حالا که دفتر حج تمتع دوباره باز شده؛ حالا که رفت و آمدهای هیات حج ایرانی با طرف های سعودی برای راه افتادن دوباره حج به ثمر رسیده است؛ حالا که مردم بار دیگر امیدوار شده اند به ادای فریضه الهی؛ دلال های حج هم برگشته اند تا فیش ب ند، فیش بفروشند و سودهای کلان به جیب بزنند. ساعت دوازده شب است و دلم ایستاده بالای سر قبر ِ فرمان ده ... دلم برایش تنگ شده ... . . نشسته بودیم به مرور خاطراتش ... می خندیدیم ... بلند بلند ... به حرف هایش ..به عصبانیت های تند کوتاه و کم دوامش ... نشسته بودیم و میخندیدیم .... حالا شب است ... داغ ِ نبودن حالا خودش را به رخ می کشد ... حالا که هر به تنهایی خودش خزیده ... حالا باید برای دیگر تکرار نشدن آ. حالا چرا؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ماچرا؟

وه که با ا. بسم الله مهربون :)اینارو چند روز پیش برام ید :) بهش گفته بودم خسته م ...

کلی ذوق و خوشحال شدم ^.^ بعد امروز اهل منزل رفتن دنبال دختر م بعد از کلاسش ... قرار بود بیاد خونه ما ... خالم اینا نمیتونستن برن دنبالش ... وقتی دیدشون گفت یکی از اینارو به من بده -_- من در کمال بخشندگی گفتم نمیشه : اینا خیلی عزیزن ، بین بقیه یکی دیگه رو انتخاب کن : قهر کرد :)) بعد ناهار رفتم بالا درس بخونم ، وقتی اومدم پایین رفته بود خونه شون ... بعد اهل منزل گفتن پرواز عروسکارو دادیم سپیده برد >_< عمق ناراحتیم قابله توصیف نیست ... و شاید باورتون نشه که از اون موقع تا حالا ناراحتم ، هیچ جوره هم نمیتونم کنار بیام با نبودِ عروسکام -_- از اون موقع هم تا حالا با اهل منزل قهرم ... حالا حالا ها هم آشتی نمیکنم :/ یعنی چی ؟ بعد اصن متنفرم از این حرفا که حالا مگه چی شده ؟ خب بچه بود ، مهمون بود گفتیم ناراحت نشه ، دلش نشکنه ! نه واقعا یعنی چی؟ حداقل نگید حالا مگه چی شده ؟ چون برای من خیلی چیزا شده ! واقعا ناراحتم :((
حالا قهرهم که نه ولی خب از دستشون ناراحتم :(


  ایستاده ام در پیاده روی روبروی پنجره ای که تو روزهای بارانی را پشت آن سپری کرده ای...زُل زده ام به پنجره... باران می بارد... شاید تو بیایی! حالا پاییز است و باران ش... حالا من هستم و یادت...حالا دل م است و دلتنگی ات... می شود به یاد گرفتنِ جنون فکر کرد / به فراموش شدن / از چس ناله ی عقلانیتِ مهوع گذشتن / به تنهاییِ عقلانیتِ محض درآمدن دیوانگی اما / دلقک بازیِ مشتی جنون مآبِ غرقه در استفراغ نیست / یا آتشِ عشقی که با پرتابِ منی خاموش می شود / غیبتِ قیود است در زبانِ ک ن / غیبتِ زمان / غیبتِ پیش بینیِ جمله های بعدی / احضارِ حرف های بی ربط از مخیله ی یک روان پ. من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیستمانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست
بسیار برای تـو نـوشتم غم خود رابسیار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست
یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا کـه مقدر شده آرام بگیرمسیلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بـمانـنـدوقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست. تصمیمتو بگیر وقت گلایه نیست همسایتم ببین همسایه سایه نیست تصمیمتو بگیر می فهممت تورو یا با خودم بمون یا بی خبر برو فکر و خیال من سر سختی تو نیست چیزی مهم تر از خوشبختی تو نیست دل دل نکن بگو تصمیمتو به من این حرف آ و اول به من بزن حالا بگو به من حالا که وقتشه شاید برای ما چیزی عوض بشه تا روزگارمون بی هم پر از غمه دنیای ما هنوز اندازه همه . حالا پرسپولیس است و قهرمان قطر و یک ورزشگاه خالی. حالا خبری از یار دوازدهم نیست و همه چیز در شرایط برابر رقم خواهد خورد. رسیده روز طبیعت ولی طبیعی نیست
که درد پهلوی مادر دگر طبیعی نیست
فراتر است ز حدّ تصورم دردش
صدای ناله مادر دگر طبیعی نیست
کدام گل چه سر و سبزه و دل و چمنی؟؟؟
که زردی گل حیدر دگر طبیعی نیست...
فتاد روی سری در،دری که سنگین است
دگر برای همین درد سر طبیعی نیست
حسن فتاده ز آب و غذا ولی زهرا
به جان فاطمه حال پسر طبیعی . سراشیبی ای که نخوای هم مجبوری بدوی، حالا خواب و بیدارش به کنار اما تهش میتونه دریا باشه، میتونه یه سربالایی باشه و حالا هرچی؛ مهم اینه که خوابه دیگه، حالا هی نفس نفسم که بزنم ربطی نداره؛ خوابم. حالا حالا ها با ی حالی نمیره حالی نمیاد حالا حالا ها بالا بالا ها ...شبا صبحااااااشمشیرمو برمیدارم و میفتم وسط میدونطرفدارم رفتهدشمنامم رفتنتنها وسط میدونطرفدارم برگرده دیگه دشمن مهم نیس باشه یا نباشهمن فقط جلوی چشمای تو میجنگم....فقط خودت خداپس برگرد بیا ببین چه میکنه این zorro کلن ملت باید هر روز لو رو اپریشیت کنن! نه فقط حالا..نه فقط حالا که 5 روز به ساگرد تشکیل گروه مونده و میخوان هرروز یکی رو اپریشیت کنن..اصن اگه به منه، حداقل هفته ای یه بار باید این ترند رو راه بندازن.. راه بندازن تا این فن گرل ناپایدار درون من خودشو نشون بده.. حالا نه فقط واسه من (نیست من خیلی مهمم :دی) به خاطر خود لو که اونقدر که لیاقتشه قدرشو نمیدونن!