حالا وقت فراموشی من نیست

به نقل از خبرگزاریها در مورد حالا وقت فراموشی من نیست : تا حالا دقت کردین دل معلوم نیست کجای بدنه ! به شکم درد میگن دل درد – به قلب هم میگن دل ! موندم اون ی که میگه دلم تورو میخواد منظورش دقیقاً چیه ؟ تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت شلوار گوشه اتاق هست تو زدنش به چوب لباسی نیست ! تا حالا دقت کردین هر ی که اول ترم نیشش تا بنا گوش بازه، آ ترم اشک شما رو در میاره؟ دقت کردین که همیشه یه مسواکِ مرم. اینروزا بیشتر از همیشه خیره میشم ... روی صندلی پارک به فواره وسط حوض مصرف سیگارم بشدت رفته بالا ... پاکتی دوساعت شایدم کمتر ...یکی ازبچه ها رو دیدم ... گفت سیگارو ترک کردی ؟ یه نگاه بهش انداختم و گفتم : نه ... کبریتو ترک ... حالا دیگه سیگارو با سیگار روشن میکنم ... دیگه هیچی نگفت ...!!!کنف شد ... سرشو انداخت پایین و رفت ... سرگیجه و سر درد دارم ... وضعی.
تا حالا شده که با خودت خلوت کنی و فکر کنی که چقدر به خدا ؟ نه اینکه خدا بهت نزدیکه ؟(خدا همیشه به ما ها نزدیکه،بدون خودت چقد به خدا ؟)تا حالا شده که فکر کنی اگه با خدا رو در رو شدی جواب نکرده هایی رو که بر گردنت بوده چه طور میدی؟تا حالا شده که دلت بخواد یه پر از خشوع و خالصانه بخونی تا لبخند خدا رو تو روحت حس کنی؟تا حالا شده که خدا رو . آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز . وقتی حواست نیست، زیباترینی
وقتی حواست هست، فقط زیبایی
حالا حواست هست؟

وقتی حواست نیست، در من مانده ای
وقتی حواست هست، با من مانده ای
حالا حواست هست؟

وقتی حواست هست، به خاطره راه می دهی
وقتی حواست نیست، به راه خاطره می دهی
حالا حواست هست؟

از تو به تو می گریزم،
و حواسم نیست
که تیرگی در م. وقتی حواست نیست، زیباترینی
وقتی حواست هست، فقط زیبایی
حالا حواست هست؟

وقتی حواست نیست، در من مانده ای
وقتی حواست هست، با من مانده ای
حالا حواست هست؟

وقتی حواست هست، به خاطره راه می دهی
وقتی حواست نیست، به راه خاطره می دهی
حالا حواست هست؟

از تو به تو می گریزم،
و حواسم نیست
که تیرگی در م. زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟ نام حبیب هست و نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست در کار عشق او که جهانیش مدعی است این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست جانا نصاب. تا حالا دقت کردین،تا حالا دقت کردین جدید،تا حالا دقت کردین جدید ۹۳،تا حالا دقت کردین ۱۳۹۳،اس ام اس تا حالا دقت کردین جدید،اس ام اس تا حالا دقت کردین ۹۳،اس ام اس تا حالا دقت کردین اردیبهشت ۹۳ دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟؟ . . دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان. . تا حالا دقت کردین تا حالا دقت کردین ۹۳ .
دقت کردین به این شعر “میازار موری که دانه کش است”؟؟!! این شعر نشون میده که ما ایرانی ها از قدیم یه جورایی کرم داشتیم… http://zarsms.net/wp-content/uploads/2014/04/1376774703.388554_aiwiw5nf-300x75.gif 699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666 . . . . به این عددا نیگا کن . . داری نیگا میکنی دیه . حالا ctrl+fرو بزن . حالا 9 رو بزن . حالا ctrl+enter . . . . . حالا یه لایک بده (: اگر 20 دقیقه قبل از من میپرسیدید:"اعتقادی به شانس داری؟"قاطعانه جواب میدادم:"خیر!معلوم است که نه!" اما حالا که یکی از اعضای خانواده در به دلیل قطعی آب گرفتار شده،آن هم درست همین امروز که ی یم ساعت دیگر مراسم عقد پسر شروع میشود،و در حالی که من یادم نیست آ ین باری که آب قطع شد کی بود،به شانس ایمان آوردم.و جایی این ایمان مستحکم تر شد،که پرس. آره اون رفت - خب دیگه نشد با من باشه چیکار کنم چاره ای نیست. ان شا الله با همسرش خوشبخت بشن ولی اگه زود نمی رفت مثلاً تا امسال صبر می کرد قضیه ی جور دیگه می شد.... خب دیگه غصه بسه ولی نه نمیشه دید و غصه نخورد هر روز اونو دید و آب نشد چاره ای هم نیست یا باید از اینجا برم یا باید بسوزم و بسازم نمی دونم این تقدیر منه یا تقصیر منه ولی ای کاش زود نمی رفت ای کاش... خدا چرا این قدر سجاد داغونه خدایا کی دل سجاد از غصه خالی میشه خدایا دلم داغونه تو اینو می دونی؟؟؟؟ خدا حالا که با من نشد بازم هواشو داشته باش نذار خار به پاش بره دوسش داشتم خودم خوشبختش می حالا که نشد بامن باشه خدا یا تو خوشبختش کن دوستت دارم و همیشه در قلب منی ... لپ گلیم حالا که بعد از آن همه لاف گزاف درباره به دستاورد تقریبا هیچ رسیده اند، نه فقط خود را به فراموشی زده اند، بلکه منتقدان را متهم می کنند که از انتظار شق القمر داشته اند! عضو هیات مدیره استقلال با اشاره به نتیجه ای که در دربی رقم خورد گفت: موتور تیم ما روشن شده است و حالا هیچ تیمی جلودارش نیست؛ با این روند حالا مدعی قهرمانی هستیم. ا اماً هر کی خوشگل و خوش تیپه، هرزه نیست!
ا اماً هر کی آرایش میکنه، نیست!
ا اماً هر کی نیست، هرزه نیست!
ا اماً هر کی میکنه، اب نیست!
ا اماً هر کی با حجابه، با حیا نیست!
ا اماً هر کی چادر داره مریم مقدس نیست!
ا اماً هر کی ریش داره، مومن نیست!
ا اماً هر کی سیگار میکشه، معتاد نیست!
ا اماً هر کی خوش زبانه، چاپلوس نیست!
ا . با من قدم بزن حالا که با منی

حالا که بغضی ام , حالا که سهممی

با من قدم بزن می لرزه دست و پام

بی تو کجا برم , بی تو کجا بیام

دست منو بگیر , کنار من بشین

من عاشق تو ام حالا منو ببین

حال منو ببین

از دلهره نگو , از خستگی پُرم

بی تو می شینمو و روزا رو میشمورم

هر جا بری میام , دل گرم و بی قرار
که حالا در وجودم هست
چقدر مست و پریشانم
حواست نیست، حواسم هست نگاهش می کنم اما
نمی دانم که می فهمد
به خود می آیم و گویم
به ع ی که به دستم هست تو کم هستی درون من
چنان قلبی که نبضش رفت
و یا وقتی که آتش نیست
چو سیگار بر لبانم هست از آن روزی هراسانم
که افکارم غلط باشد
ندانم پیش چشمانت
چه مقدار اعتبارم. دیرگاهیست در ظلمت بی فردای این روزگار زمین در انتظار است تا ی بیاید که باشد و تا مردمان با نگاهی در او را از نا بازشناسند. امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عد گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد میسوزد. حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دلهای آدمیان رنگ باخته اند؛ دیدگان زمین در انتظار اندک. میگفت هر آدم سالمی قبل 25 سالگی حداقل یک بار به خود کشی فکر میکنه حالا که روی دیوار 18 سالگی ام دارم فکر میکنم که برای من تا حالا چند بار شده؟!
وقتی حواست نیست
زیباترینی
وقتی حواست هست
فقط زیبایی
حالا حواست هست ؟

وقتی حواست نیست
در من مانده ای
وقتی حواست هست
با من مانده ای
حالا حواست هست ؟

وقتی حواست هست
به خاطره راه می دهی
وقتی حواست نیست
به راه خاطره می دهی
حالا حواست هست ؟

از تو به تو می گریزم
و حواسم نیست
که تیرگی در من است
از دور می آیم
نزدیک می شوم
و حواسم نیست
که دور است

تنهایی ات غم آور است
و حواسم نیست
که نگاهت به تنهایی ام نیست

میان حواست
و بی حواسی ات
خط لرزانی ست
حواس من

به راهی رسیده ام
که دیرزمانی ست از آن گذشته ای
و حواسم نیست
که عمری ست در راهم

در آستان هزار در به انتظار توام
و حواسم نیست
که تنی هزار دارم

نرم می بارم
بر چتری بی عاشق
و حواسم نیست
که جای دیگر سیل می شوم... حالا سحرگاه ۱۹ رمضان است حالا مولا برای اقامه اذان و قصد مسجد می کند حالا مولا وارد مسجد می شود عده ای در مسجد خو ده اند که یک به یک را صدا می کند برای حالا مولا ابن ملجم را هم که در مسجد خو ده صدا می کند تا بخواند... حالا مولا در مسجد اذان را خودش می گوید..در محراب مسجد برای آماده می شود حالا ابن ملجم با چشمانی شرور در بین افرادی که به مول. حسرت ... در مجلس رندان دو عالم خبری نیست گر هم خبری هست به جز مختصری نیست جز آتش شوقی که مرا سوخت ز بیداد خا تر اندوه جهان را شرری نیست پیغام غریبانه ما را برسانید در باغ خزان خورده ی غم برگ و بری نیست صاحب خبران را غم اوضاع جهان بود اوضاع جهان را غم صاحب خبری نیست روشن زهنر بود شب تار جه درصحنه غمزای جهان با هنری نیست در مسلخ خونین جهان . یک متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه بسیاری از فراموشی ها قابل درمان است، عنوان کرد: تومورهای مغزی و یا اختلالاتی مثل کم کاری تیروئید علائم فراموشی را به فرد می دهند و گاهی به این افراد برچسب آ ایمر زده می شود در حالی که هر فراموشی آ ایمر نیست. تو تاحالا اینطوری شدی که وقتی یه نفر سرت دادمیزنه پژواکش تا مدتها تو سرت باقی بمونه و هیچی نتونی بگی؟ تا حالا شده خیلی ناراحت بشی؟ تا حالاشده ازدست زمین و زمان دلت بگیره ولی حتی بغض نکنی؟ تا حالا شده نبخشی؟ شده همه چیو بریزی تودلت؟

حالا من مدام زار بگیرم که کلمه گاه سیلی در هوای سرد را به دل می آورد. بنویسم که امروز حس روی برف و میان سرما سوی ی دویده ام و بعد نرسیده و شوق چشم ها به بار ننشسته و بی کلام تنها حس ام همین بود که ی سیلی را میان صورتم نشاند، پشت کرد و رفت. انگار زمانه ای نیست که در آن سخن گفت و تحقیر نشد. سخن گفت و آ ش ی نگفت که حالا چه می خواهی؟ سخن گفت و ی چ. فرمایشاتی زیبا از... مؤمنان مولای متقیان حضرت علی علیه السلام: گریه ن ، از سختی دل است. سختی دل، از گناه زیاد است. گناه زیاد، از آرزوهای زیاد است. آرزوی زیاد، از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ، از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا، سرآغاز همه خطاهاست. 1-حداقلش اینه که آدم بالا ه یکی رو گیر میاره که با هم بشینن سرش!
2-وقتی آدم خسته می شه می تونه بگذاردش کنار بره استراحت کنه بعد که دوباره حالش سر جاش اومد بیاد از اونجایی که ول کرده بود ادامه بده!

3-اگه کار آدم زود تموم شد احساس شرمندگی نمی کنه!

4-وقتی آدم یه کتاب جدیدی رو باز می کنه لازم نیست نگران این باشه که تا حالا کیا . فرهنگ :
بسیج است، اما سیاست زده نیست، کار نیست، جناحی نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بی انضباط نیست، افراطی نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، افی نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما ازخودراضی نیست؛ بسیج اهل جذب است - گفته ایم جذب حداکثری - اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است،. نائب رییس انجمن مغز و اعصاب تاکید کرد که فراموشی های گذرایی که گاهی در زندگی روزمره اتفاق می افتد به هیچ وجه به معنی آ ایمر نیست. تو تاحالا اینطوری شدی که وقتی یه نفر سرت دادمیزنه پژواکش تا مدتها تو سرت باقی بمونه و هیچی نتونی بگی؟ تا حالا شده خیلی ناراحت بشی؟ تا حالاشده ازدست زمین و زمان دلت بگیره ولی حتی بغض نکنی؟ تا حالا شده نبخشی؟ شده همه چیو بریزی تودلت؟

چیکار کردی خوب بشی؟

حالا این ک برام مهم نیست آدم مشهورى بشم ب کنار ولى خدایى آدم حرصش میگیره از این ک همه میمیرن واسه آدماى مشهور : مثلا فلسفه ى بازیگر مورد علاقه یا خواننده ى مورد علاقه چیه الان؟ : ى آدمه دگ : چرا نگى مورد علاقه ى تو کیه؟ : یا رفتگر مورد علاقه ى تو کیه؟ : عادلانه نیست :(( عشق اتفاق نیست
که با آمدن و رفتن ها
از چشم بیافتد
عشق تویی
وجودت که عشق باشد
می بخشی تمامِ مهربانیت را
حالا اینکه بی حرمتی می کنند
با نامِ عشق
حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه
را نمی فهمند
حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای
و ندیدند
عشق باز هم همان عشق است
مثلِ خدا
که ما بی مهر . حالا چرا+ شهریار آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار ا. رفته بودم بیرون. با خودم میگفتم حالا اینجوریا هم نیست. حالا همه ی روزهای خوبی که به خاطر داری خیالات و توهم نیست. ولی هست. خب نیست که. هست دیگه. بی خیال. الان هست انگار. فردا نیست. شاید پس فردا باشه و سه سال بعد نباشه. ولی یادم باشه که همش خیال بوده و هست. من هیچ وقت روز خوب نداشتم. داشتم؟ نداشتم. کلی نگاه می کنم میگم نداشتم. + ناامیدی بد در. حالا که دفتر حج تمتع دوباره باز شده؛ حالا که رفت و آمدهای هیات حج ایرانی با طرف های سعودی برای راه افتادن دوباره حج به ثمر رسیده است؛ حالا که مردم بار دیگر امیدوار شده اند به ادای فریضه الهی؛ دلال های حج هم برگشته اند تا فیش ب ند، فیش بفروشند و سودهای کلان به جیب بزنند.









آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بى وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ ای شب هجران که یک دم در تو چشم من ن
این قدر با بخت خواب آلود لالا چرا؟ آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمى پاشد زهم دنیا چرا؟ شهریارا بی حبیب خود نمى کردی سفر
این سفر راه قیامت مى روی تنها چرا؟


شهریار
سلام آرزوی دور افتاده بر بلندای قاف امروز دوشنبه است روزی که وقت و بی وقت باید به دنبال زمانی باشیم که نیست امروز پرواز را به خاطر درد های که در بالهایمان بود به فراموشی سپردیم و نمی دانستیم که هر روز زمان حرفهای تازه ای دارد چه میدانی! تو از راه دور به معنای فراموشی می رسی و من از نزدیک به راه رسیدن به تو حرفی باقی نمانده است آیا سلام. حالا چرا؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ماچرا؟

وه که با ا. بسم الله مهربون :)اینارو چند روز پیش برام ید :) بهش گفته بودم خسته م ...

کلی ذوق و خوشحال شدم ^.^ بعد امروز اهل منزل رفتن دنبال دختر م بعد از کلاسش ... قرار بود بیاد خونه ما ... خالم اینا نمیتونستن برن دنبالش ... وقتی دیدشون گفت یکی از اینارو به من بده -_- من در کمال بخشندگی گفتم نمیشه : اینا خیلی عزیزن ، بین بقیه یکی دیگه رو انتخاب کن : قهر کرد :)) بعد ناهار رفتم بالا درس بخونم ، وقتی اومدم پایین رفته بود خونه شون ... بعد اهل منزل گفتن پرواز عروسکارو دادیم سپیده برد >_< عمق ناراحتیم قابله توصیف نیست ... و شاید باورتون نشه که از اون موقع تا حالا ناراحتم ، هیچ جوره هم نمیتونم کنار بیام با نبودِ عروسکام -_- از اون موقع هم تا حالا با اهل منزل قهرم ... حالا حالا ها هم آشتی نمیکنم :/ یعنی چی ؟ بعد اصن متنفرم از این حرفا که حالا مگه چی شده ؟ خب بچه بود ، مهمون بود گفتیم ناراحت نشه ، دلش نشکنه ! نه واقعا یعنی چی؟ حداقل نگید حالا مگه چی شده ؟ چون برای من خیلی چیزا شده ! واقعا ناراحتم :((
حالا قهرهم که نه ولی خب از دستشون ناراحتم :(


  ایستاده ام در پیاده روی روبروی پنجره ای که تو روزهای بارانی را پشت آن سپری کرده ای...زُل زده ام به پنجره... باران می بارد... شاید تو بیایی! حالا پاییز است و باران ش... حالا من هستم و یادت...حالا دل م است و دلتنگی ات... کف دسته چپتو نگاه کن چه عددی میبینی 81 خو ب .حالا کف دسته راستتو نگاه کن چه عددی میبینی 18 خو ب.حالا این دو رو از هم کم کن میشه 63 63سن و بیشتر اصحاب خو ب .حالا این دو رو با هم جمع کن میشه99 99تعداد القاب خدا و بزرگترین عدد دو رقمی حالا 99 را در 63 ضرب کن میشه 6237 تعداد آیات قرآن سبحان الله دیگر این خواب زمستانی نیست دیگر این وسوسه ی نیست گاه سر رفتن احساسات است دیگر این حوصله ایرانی نیست هر که را می نگرم می بینم کارتیراست و یک مانی نیست انتظار دل و دین شیخ مدار هر کجا هست غم و نانی نیست هر کجا بوی تعفن پیچید بوی سلمان مسلمانی نیست شب قدر است و به سرها بینم قاریانند و قرآنی نیست من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیستمانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست
بسیار برای تـو نـوشتم غم خود رابسیار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست
یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا کـه مقدر شده آرام بگیرمسیلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بـمانـنـدوقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست. می شود به یاد گرفتنِ جنون فکر کرد / به فراموش شدن / از چس ناله ی عقلانیتِ مهوع گذشتن / به تنهاییِ عقلانیتِ محض درآمدن دیوانگی اما / دلقک بازیِ مشتی جنون مآبِ غرقه در استفراغ نیست / یا آتشِ عشقی که با پرتابِ منی خاموش می شود / غیبتِ قیود است در زبانِ ک ن / غیبتِ زمان / غیبتِ پیش بینیِ جمله های بعدی / احضارِ حرف های بی ربط از مخیله ی یک روان پ. حرف هایی که خیلی وقت بود باید می زدم، زدم. چیزهایی که سال ها دلم می خواست بداند و من بتوانم بعد از فهمیدن او، بالا ه خودم باشم. مثل یک اعتراف قرار بود سبک شوم. اما این بار که از روی دوش من برداشته شد، او را ناراحت کرد. حالا سنگینی این حرف ها تبدیل شده به یک سکوت طولانی که حال خوبِ جدیدم را که فکر می حالا حالا ها ادامه داشته باشد را از بین . حالا حالا ها با ی حالی نمیره حالی نمیاد حالا حالا ها بالا بالا ها ...شبا صبحااااااشمشیرمو برمیدارم و میفتم وسط میدونطرفدارم رفتهدشمنامم رفتنتنها وسط میدونطرفدارم برگرده دیگه دشمن مهم نیس باشه یا نباشهمن فقط جلوی چشمای تو میجنگم....فقط خودت خداپس برگرد بیا ببین چه میکنه این zorro  pic%20(2) ع های زیبای طبیعت ما با آسمان و شب و ستاره وخورشید رشد کردیم وماه با ما تا هر کجای شب که می رفتیم می آمد. شاید می دانست ما بچه هایی هستیم که از تاریکی شبها می ترسیم. و حالا تاریک است. سیاهی همه جا را فراگرفته و از ماه مهربان هم خبری نیست. شاید فکر می کند که ما دیگر بزرگ شده ایم واز تاریکی نمی ترسیم. اما نه، من حالا بیشتر می ترسم. حالا که تاریکی را شناخته ام. دیگر ترس من ترسی ک نه ای نیست. هراسی است که ذره ذره وجودم را آب می کند. آری ماه مهربان..... ما بزرگ شده ایم و درد هم همین است که ما بزرگ شده ایم. گاهی فکر می کنم که از نو شروع کنم. ولی مگر می شود. مثل ماهی دریا که در خشکی افتاده باشد دارم از بین می روم. دریا خیلی دور است. خیلی دور.... آری، زندگی زیباست. زیباتر از اسباب بازی قشنگی که دست بچه های همسایه می دیدم. حالا بچه های همسایه بزرگ شده اند و زندگی را در دست آنها می بینم. درانتظار چه هستم؟ فریادهایی که در گلو حبس شده اند؟ اشکهای شوقی که در پس اشکهای نا امیدی پنهان گشته است؟ و طپش های تند قلب و دستهایی که نجات دهنده هستند؟ روزی می آید. یک روز خوب. روز شورها و شادی ها. روز گم شده در پهنه فراموشی ها. و طنین فریادهای شادی سکوت سرد آسمان را درهم خواهد ش ت. روزی که از تصورم هم خارج است. حتی در قالب کلمات هم شکل نمی گیرد. نمی خواهم به انتظار بنشینم. می خواهم آنرا بسازم. بنویسم. به بند بکشم. می خواهم آنرا نقاشی کنم. می خواهم آنرا بوجود بیاورم، حتی در قاب یک تصویر. دلم می خواست چندین بیت تقدیمت کنم «فردا»...

یکی کنج دلم فریاد زد: «حالا،همین حالا».

"  عزیز مهدی "

*** همین حالا اینجا داره یه بارون قشنگ میباره ... تصور می کنم هستی، آره هستی و می خندی حالا دستامو می گیری، حالا چشماتو می بندی حالا وا می کنی چشماتو دنیام دیدنی میشه حالا حتی نفس های تو باور ی میشه می خوام این فاصله از روزگارم دست برداره می خوام یادش بره جغرافیا هم نقشه ای داره تصور کن ی می ره که بی تو خیس بارونه تصور کن دلش می خواد نره اما نمی تونه کنارش زیر بارون کوچه رو از ردپا پر . متن موزیک حالا علی جیدال     متن موزیک حالا علی جیدال متن موزیک حالا علی جیدال
lyrics new song by : ali gdaal hala متن موزیک حالا علی جیدال متن موزیک شنیدنی حالا علی جیدال ابرا دارن نقره ای میشن گاهی فکر میکنم به روزای قبلم به روزهای سختم
به اون دعای بعدم یادم میاد ارادم ش د اره صد یه صدا تو سیاهی گفت بدون راه برگشت حالا سراغمو میگیرنو حالا من این بالا میشینمو بالا معتلم نکنم بازم برام میمیرنو
حالا از بالا میخندم حالا ترس باهام نیست اصلا مهم نیست مهم نیست پشتم دارن چی میگن
بازم جلوم تا صبح دارن حواسا می ن توی ذهنم خاطراتم خط میخورن تو بیست و یک وحشی شدم از فلویی که باهاش میکنم
یادمه از نزدیکام از رفیقم زخمی شدن ولی بازم توی زهنم فکرشو رد میکنم حالا تنهایی من ساختمش میچرخه رو به روم با اون تن لاغرش
خار برنامه یهوی حال میده داره حالمو با ملودیا میگه سراغمو میگیرنو کجایی حالا من این بالا میشینم معتلم نکنم بازم برام میمیرنو
حالا برام م ن جلوم وای نمیستن از ماها میترسن
مهم نیست مهم نیست پشتم دارن چی میگن بازم جلوم تا صبح دارن حواسا می ن ترانه حالا علی جیدال یادمه سختی ها دستامو میبستن یادمه نزدیکا عهدا رو ش تن
فهمیدم عشق توی افسانه ها خوبه وقتی اون که میگفت عاشقمه قبلنا میکن حالا تنهایی من ساختمش هیچوقت باختنو من ن باورش پرچم بالا من میرم تا آ ش
می مونم برا اون که کنارمه تا تهش
همرام حس عجیبیه تاثیر مخ آزاده هر شب شبِ عزیزیه انگار پاداشمو خدا داده ** موزیک خواننده علی جیدال حالا متن موزیک حالا علی جیدال از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید نوشته متن موزیک حالا علی جیدال اولین بار در ت ت آهنگ متن موزیک پدیدار شد. رسیده روز طبیعت ولی طبیعی نیست
که درد پهلوی مادر دگر طبیعی نیست
فراتر است ز حدّ تصورم دردش
صدای ناله مادر دگر طبیعی نیست
کدام گل چه سر و سبزه و دل و چمنی؟؟؟
که زردی گل حیدر دگر طبیعی نیست...
فتاد روی سری در،دری که سنگین است
دگر برای همین درد سر طبیعی نیست
حسن فتاده ز آب و غذا ولی زهرا
به جان فاطمه حال پسر طبیعی .