حسرت تلخ رها

به نقل از خبرگزاریها در مورد حسرت تلخ رها :
حسرت های سالمندان

یک پرستار استرالیایی بعد از پنج سال تحقیق در خانه های سالمندان، بزرگ ترین حسرت های آدم های در حال مرگ را جمع کرده و پنج حسرت را که بین بیشتر آن ها
مشترک بوده را منتشر کرده است...!
حسرت اول؛ کاش به خانواده ام بیشتر محبت می !خصوصا پدر و مادرم !
حسرت دوم؛ کاش این قدر سخت کار نمی !
حسرت سوم؛ کاش شجاعتش ر. یه پرستا استرالیایی بزرگترین حسرت های آدم هارو جمع کرده وپنج حسرت روکه بین بیشتر آدم هامشترک بوده منتشرکرده: اولین حسرت:کاش جرات اش رو داشتم اون جوری زندگی می که می خواستم نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن. حسرت دوم:کاش اینقدرسخت کار نمی . حسرت سوم:کاش شجاعت اش روداشتم که احساسات ام رو به صدای بلند بگم. حسرت چهارم:کاش رابطه هام رو . ابراهیم آشتیانی در بستر بیماریست و پسرش می گوید باید برایش دعا کنند. بازی بد پرسپولیس هوادارانش را شوکه کرد و نتیجه بازی چیزی جز بیم و حسرت برایشان در پی نداشت. حسرت ن آرزو!:-)
میشه بزنیم کنار برف بازی کنیم!
میشه؟! دیدار ذوب آهن و نفت تهران با تساوی یک بر یک به پایان رسید؛ یک امتیازی که ذوب آهن را در حسرت برد نگه داشت و نفت را با دست پر به تهران برگرداند. امروزکه از دریچه امشب متولد شد
من نیز متولد شدم ≀
گذشته ے نرفته ام را مرور
از داشته و نداشته هایم
تا باور ها و فکرهایم
امروز به سختے گذشت
به سختے سالهاے گذشته و روزهاے آینده ام
سخت بود باورش ولے باورش
هر آنچه نداشته ام شده داشته ام
حسرت یک بودن ناب
حسرت یک تکه فهمیدن یک حرف درست
حسرت داشتن یک خانه پر از ارزوهاے محال
حسرت یک روز پر از خوشبختے
حسرت یک شعر پر از زیبایے
حسرت یک فکر که در شه ے پرواز پر است
حسرت یک شوق که در آینه ے مرده ے دیروزم پیداست
حسرت یک دوباره حکایت مرد زاهد را دوباره بخوانید! فرصت ها را نسوزانیم تا دوباره نگوییم کاش و حسرت و حیرت... چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم
بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند
من هنوز آرزوی فرصت پرواز کنم
خار حسرت زندم زخمه به تار دل ریش
چون هوای گل و مرغان هم آواز کنم
بلبلم ، لیک چو گل عهد ببندد با زاغ
من دگر با چه دلی لب به سخن باز کنم
سرم ای ماه به دامان نوازش بکذار
تا در آغوش تو سوز غزل. تنهایی یعنی حسرت دیدن چشمان منتظر و نگران، تنهایی یعنی حسرت ی آغوش،حسرت یک نگاه و گرفتن دستات،تنهایی یعنی حسرت گذشته،زندگی باخاطرات...تنهایی یعنی بغض خورده شده،نگاه به آسمون...تنهایی یعنی درد دل با ماه... تکیه بر دیوار،تنهایی یعنی لحظه های بدون آرامش...زخم خوردن از بعضی آدم ها،تنهایی یعنی درد بدون مسکن... تیغ،رگ و خون....تنهایی یعنی نگاه به یک ع ... گوش دادن به ی موزیک غمگین و عاشقانه،تنهایی یعنی مرگ بی صدا...تنهایی یعنی دفن شدن در سکوت،تنهایی یعنی قبر بی رهگذر....تنهایی یعنی مرده ای متحرک........................... آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو... جانِ من زود بیا آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو... سلام بعد . عزت اللهی با وجود محرومیت دیروز به ورزشگاه آمد و نظاره گر عملکرد هم تیمی هایش شد. او که با استرس فراوان بازی را تماشا می کرد، در پایان مسابقه چیزی جز حسرت برایش باقی نماند. باران کوثری در سالروز تولد بهرام بیضایی تصویری از این هنرمند در اینستاگرام گذاشت و از حسرت نبودن او در ایران نوشت ژ آلونسو، هافبک سابق لیو ول مدعی شد که عدم موفقیت در ب قهرمانی لیگ برتر، بزرگترین حسرت فوتبالی اوست. همشهری آنلاین: دیدار تیم فوتبال پرسپولیس ایران برابر الریان قطر با تساوی به پایان رسید. حسرت برای گل به دل ماند با به باد رفتن آن پن ی. از زمان تولد تقویمت ،درد می کشی. این تقدیر تو ست. تا زمانی که بفهمی برای چه زندگی می کنی کتاب و درس تو را احاطه خواهد کرد. درس می خوانی تا ی شوی تا نکند شبی را در حسرت نان به صبح برسانی. تلاشت یا جواب خواهد داد یا در همان حسرت ذاتی ات غوطه خواهی خورد. خانواده ی کوچکی که به جبر یا به عشق در آن زندگی می گذرانی ،همان مسوولیتی را به تو تحمیل م. تیم ایران که چندین قهرمانی و نایب قهرمانی دنیا را یدک می کشد کماکان در حسرت ب یک نشان طلا در بخش مردان است و حالا تنها امیدش برای رسیدن به طلا میرهاشم حسینی است
ﻳﻪ ﺗﻴﻢ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺗﻮ ﺁﺳﻴﺎ
ﺳﺮﻭﺭﻛﻞ ﺗﺎﺟﻴﺎ ،
ﺍﺭﺗﺶ ﺳﺮﺥ ﺁﺳﻴﺎ
ﻗﺎﺗﻞ ﻛﻞ ﺁﺑﻴﺎ ،
ﭘﺮﭼﻢ ﻛﻞ ﺁﺳﻴﺎ
ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﻴﺴﻴﺎ ، ﺷﺮﻕ ﺗﺎ ﻏﺮﺏ ﺁﺳﻴﺎ
ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺳﺮﺥ ﺁﺳﻴﺎ ،
ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻛﻞ ﺁﺳﻴﺎ
ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺍﺳﺘﻘﻼﻟﻴﺎ،
ﺷﻌﺎﺭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﻴﺴﻴﺎ
ﺗﺎﺟﻪ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻭ ﻣﺎﻓﻴﺎ،
ﻳﻪ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ. یک عمر است که در حسرت تو خانه اب شدم...... بی سروسامان در کوچه های عشق بی جواب شدم..... یک عمر در حسرت با تو بودن اشکهای خونینی ریختم.... اما چه شد؟؟؟ تو با یارت بودی و من رو به سمتت رو به سراب شدم..... اگر روزی رهت بر گورستان فتاد بدان در خانه قبرم بی تو بی خواب شدم شعری بود که بعد از چند ماه امشب سرودم ساعت 1:30 شب. زنده باد زمین،که پا رویش میگذاریم،قدم های سفت و سنگینمان را بر دوش میکشد،بدون آخ بدون لج! بدون کجی هایی از جنس انسان بدون سر و صدا بدون غر هم حتی. اما صدای بم زیر آن هنوز به سمع بی خبران نرسیده است.فغان و اینبار آه و حسرت.او از زمانه دلگیر است او خودش صاحب خود است ولی درگیر این است که بعد از مرگ چند متر و در کجا برای ابدیت او اختصاص داده. -اعتراف میکنم من اونموقع بخاطر رقابت با "تو" وارد جوّ درس خوندن شدم! +چرا؟ -آخه اونموقع که با هم کلاس میرفتیم تو همیشه سوالای رو زود جواب میدادی من حرصم میگرفت که چرا یه دختر میتونه جواب بده من نمیتونم جواب بدم. از اونموقع شروع به درس خوندن که سر کلاس از تو کم نیارم!! +بین ٦٠ نفر آدم فقط من رو سر کلاس میدیدی؟ : میخنده
هووووف این حرفا از. عناوین رو مه صدای ان در روز دوشنبه ۸ داد به شرح زیر است : اخوان : سیاست نه تایید و نه تکذیب را در نقل و انتقالات ادامه می دهیم در حسرت صعود م م همه چیز و همه نتایج علیه ما رقم خورد توان ش ت… همیشه خیالم این بود که این حسرت ندیدن فقط مال چشم هاست و کاسه ی سر. خیال نمی که در میانِ دست ها، پاها و این تن هم، حسرت ندیدن باشد. 


حسرت به دلم ماند که روی تو ببینم، یک لحظه کنارت بنشینم، ای تو همه خوبی همه پاکی و صداقت حسرت به دلِ دیدن تو خانه نشینم... من بغض پر از داغ همان ابر بهارم کز غصه تو شهر به شهر اشک ببارم ای هستی من جمع در آن چشمِ سیاهت بغضت شده علت که ببارم که ببارم... ای روی چو ماه تو همان مُشکِ معنبر ای خنده تو قند، نفسهات معطر ای حادثه ی عشق از آن روز. حرفهای ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می شود . . . شاعر: قیصر امین پور + خیـــال نوشت: در سالروز درگذشت قیصر اشعار، روحش شاد . . . به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، هافبک تیم ملی اسپانیا از فوتبال خداحافظی کرده است و حالا از حسرت هایش می گوید. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] اگرچه پرسپولیس با پیروزی برابر پارس جنوبی به یک قدمی ب عنوان قهرمانی نیم فصل رسید، اما همچنان یک حسرت بزرگ برای این تیم باقی است.

مصطفی سیاوش قمیشی حسرت موسیقی پاپ , مصطفی
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p کیفیت کیفیت 1080p پدر اتومبیل های کلاسیک ایران می گوید: بارها بابت اتومبیل های کلاسیکی که در ید آنها تعلل کرده و بعد متوجه اوراقشان شده ام حسرت خورده ام. مداحی زیبای «بعد از تو مدینه و سکوت و حسرت» میثم مطیعی در ایام فاطمه. قدم زدم. فکر . قدم زدم. فکر . قدم زدم. با خودم حرف زدم. نقش بازی . شدم یک دختر خوشبخت. قدم زدم و فکر که یک دختر خوشبختم. قدم زدم و قدم زدم و خواستم قدم بعدی را بردارم که راه به انتها رسید اما فکرهای من نه. همیشه به همین شکل، به همین سادگی کلی وقت کم می آوردم و همیشه این طور می شد که دیر می شد. تمام زندگی ام دیر کرده ام. دارد دیر می شود. قدم زدم. . در حسرت با هم بودن شب و روزمان گذشت و از آن همه عشقی که بر زبان نیامد تنها نقش بویه ای ماند و تصویر چشمانت و انتظار شهدی که شرنگ شد و بر جانم نشست کاش واژه ها از میانه ی چشمانت فارغ می شدند و تقدیر ، حضورت را رقم می زد تا در خزانی که آسمان از فراق می بارید گل ِ بوسه می رویید و آرزوهایمان به بار می نشست میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم
نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم.
میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ،
میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم.
مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم ،
تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم.
میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ، نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم.
دنیا بی وفاست ، می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو بگیرد، میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد.
بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم ، بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش بگیرم و با تو درد دل کنم.
میترسم همین لحظه ، همین فردا ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد.
یک مرگ پر از حسرت ، یک مرگ پر از آرزو و امید.
تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی و حضورت در کنارم است.
تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیباست است.
در این دو روز دنیا بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ، گرچه سیر نمیشوم از لحظه های با تو بودن، اما هیچگاه نمیمانم در حسرت عشقت. شهرستان لردگان استان چهار محال و بختیاری در شورای عالی استان ها گفت: با وجود منابع آبی و سرچشمه های آبی امروزه استان چهار محال و بختیاری در حسرت آب به سر می برد.     حسرت به دلی کربلات که تو این دل موند که موند که موند ... اما ... پایی که یاری نکرد ؛ اگر هدیه کوچیک به کربلای شما بود و قبول کنید ، حسرت به دلی ها هم نیشی ان که نوش میشن ... این درددل صادقانه ای بود در آستانه روز میلادت ؛ یاحسین. اگاهم ..واقفم...باخبرم از اونچه ازم پنهان شد... در حسرت با هم بودن شب و روزمان گذشت و از آن همه عشقی که بر زبان نیامد تنها نقش بوسه ای ماند و تصویر چشمانت و انتظار شهدی که شرنگ شد و بر جانم نشست کاش واژه ها از میانه ی چشمانت فارغ می شدند و تقدیر ، حضورت را رقم می زد تا در خزانی که آسمان از فراق می بارید گل ِ بوسه می رویید و آرزوهایمان به بار می نشست پـــرچم غرب آسیا ............... تو دست ما اس اسی ها شرق تا غرب آسیـــا ................. تـــاج کبیر آســیا سرور پرسپولیسیا ............. سلطان کـــل آسیـــا شعار ما تو آسیــــا : ........... یه افتخار تو آسیـــا .............. حسرت پرسپولیسیا یا که حضور تو آسیـــا .............. حسرت پرسپولیسیا داشتن جام تو آسیـــا ............ حسرت پرسپولیسیا یه پاس گل تو آسیـــا .............. حسرت پرسپولیسیا یه کارت زرد تو آسیــــا ............. حسرت پرسپولیسیا بوسه به جام آسیــــــا ................ حسرت پرسپولیسیا حسرت پرسپولیسیا .............. بازی با توپ آسیــــــا حسرت پرسپولیسیا ............... یه ع با fans آسیــــا خسته شدم اس اسی ها ................ شما بگید اس اسی ها حسرت پرسپولیسیا ................ دیگه چیاس تو آسیـــــا ؟؟! دور از توام و حسرت دیدارِ تو جانم را
جانم که نه اما به یقین روح و روانم را

لعنت به من آن لحظه ی رد تو اما
صد بار جویدم لب و انگشت و زبانم را

دنیای مرا سوخته است فاصله ها باید
یک روز تماشا ی حال ِ جهانم را

فرق است میان ِ پس و , پیش از تو
گویی که تقسیم کنی این دو زمانم را

دور از توام و حسرت دیدار تو را دارم
انگار ی برده . باور کن که خسته شده ام دیگر خنده های دیگران برابم عجیب شده آدم ها را با حسرت نگاه میکنم بغض میکنم و حسرت میخورم دیگر حتی نای اشک ریختن هم ندارمانگار از این مدل حرفها حالم به هم میخورددیگر از حرفهای خودم هم حالم بد میشودپر شده ام از تکرار و تنهاییدیگر دوست ندارم چیزی بنویسم...م.ع : خفه شدم بی کلام بی ستاره ترین آسمانم جدا مانده از رمه ی عشق سکوت عصاره شبم شده بی گمان هجرت مهر تو از یاد برد هر چه در قالب دل داشتم تو رفتی و همه دل بگسستند از این زارع بی بخت عشق در ظلمات قهر توام بی چشمک یک ستاره من مانده ام و یک تن بی دل دل مُرد از آن حسرت دیدار یار کنون در حسرت آواز بی پرنده ترین درختم جدا مانده از نغمه ی عشق ... حاشا که برای ت. %گل این باغ به جز حسرت باغم نفزود!
از تو بگذشتمو بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران میروم تا که به صاحب نظری بازرسم محرم ما نبوَد دیده ی کوته نظران دل چون آینه ی اهل صفا میشکنند که ز خود بیخبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه ی شوریده سران گل این باغ به جز حسرت باغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیدادگران بخت من آموخت تُرا ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن کاین بود عاقبتِ کارِ جهانِ گذران شهریارا غم آوارگی و دربدری شورها در دلم انگیخته چون نوسفران “شهریار” پیش فروش بلیت هاى «بین خودمان باشد» برای سه روز پایانى هفته پیش رو آغاز شد، نمایشی در مورد قصه بازیگرانى که حسرت هایشان را در میان تماشاگران فریاد مى زنند. داغ حسرت سالار عقیلی تصنیف داغ حسرت با صدای سالار عقیلی  آلبوم:هوای آفتاب  گردآورنده:یاشارخانپل ارتباطی سالارعقیلی:09120588505 هماهنگی جهت برگزاری کنسرت سالار عقیلی مزیت حضور تماشاگران در ایران سرمایه ای است که در هیچ جای آسیا نظیر آن وجود ندارد. حمایت هواداران در ورزشگاه به حدی تعیین کننده است که رقبای عربی استقلال و پرسپولیس از هر فرصتی استفاده می کنند که این سرمایه را از فوتبال ایران دور کنند. با رای کنفدارسیون فوتبال آسیا علیه پرسپولیس این تیم امروز در ورزشگاهی خالی از تماشگر به مصاف لخویا. وقتی کودک بود در یک فروشگاه بزرگ لوازم و حریر وارد شد و به ک نی نگاه می کرد که برایشان خ رهای جدید رنگی یده اند و او فقط حسرت می خورد... حال در سن جوانی، به همین فروشگاه وارد شده است و به رفتار همسران با یکدیگر و به رفتار آنان با فرزندانشان خیره می شود، این بار دیگر دنبال خ ر رنگی نیست... این بار حسرت نداشتن عشق و فرزند را می خورد... میخواهمت چوبلبل عا شق بهار را دهقان پیر می کشتزار را میخوا همت چو خسته دلی تشنه درکویر نزدیک خویش ی چشمه سار را میخواهمت چو عاشق دلخون چاک بوی غبار خاک قدمهای یار را میخواهمت چو مرغ گرفتار در قفس پرواز در بهار و گل و سبزه زار را میخواهمت چو آن گل حسرت که سالها حسرت به دل بمانده که بیند بهار را میخواهمت چو دیده ی کم نور محتضر دیدار چهر. مدال طلای رضا حسن نیا به حسرت هشت ساله بو ایران در ب طلای آسیا پایان داد. همه استقلالی ها که سالی پر از امید را پشت سر گذاشته اند در انتظار برنامه های جدید مربی محبوب خود هستند تا تیمی وحشتناک و ویرانگر را در سال آتی فوتبال ایران ببینند و در راه قهرمانی از رقیب دیرینه خود عقب نمانند. استقلالی که سال هاست در حسرت قهرمانی و جام می سوزد و منصوریان با برنامه های بزرگی که در ذهن دارد به دنبال پایان دادن به این ح. یه تیم داریم تو اسیا سرورکل تاجیا سرخ اسیا پرچم کل اسیا تودست پرسپولیسیا شرق تا غرب اسیا طوفان سرخ اسیا سلطان کل اسیا ارباب استق لالیا شعار پرسپولیسیا تاج سوراخ مافیا یه اسطور تو اسیا حسرت استق لالیا توپ طلای اسیا حسرت استق لالیا یه سهمیه تو اسیا حسرت استق لالیا یه مرد سال اسیا حسرت استق لالیا موشک سرخ اسیا حسرت استق لالیا شیش تازدن تو دربیا حسرت استق لالیا قهرمانی بی مافیا حسرت استق لالیا ایمون پرسپولیسا حسرت استق لالیا اسطوره تو بوندس لیگا حسرت استق لالیا یه تف توی بوندس لیگا حسرت استق لالیا گل زدن ب میلانیا حسرت استق لالیا بهترین گل زن جهان اقای گل تو اسیا دائیه پرسپولیسیا حسرت استق لالیا اگر از حسرت ندیدن اجرای زنده ی جناب صدا مخملی و از حسرت نگه داشتن گوجه سبز و توت فرنگی برای تابستون و پاییز و زمستون صرف نظر کنیم
یکی دیگه از حسرت های من اینه که خیلی از نوشته های سی اس لوئیس هرگز ترجمه نشدن و توی ایران نه کتاب زبان اصلی پیدا میشه و نه ترجمه اش .
خیلی ظلمه که از یه نویسنده ی بزرگ فقط 7 تا کتاب ترجمه بشه و داغش روی دل.